<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.bahaipedia.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=BahaiBot</id>
	<title>دانشنامه بهائی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.bahaipedia.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=BahaiBot"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/BahaiBot"/>
	<updated>2026-04-30T05:18:03Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.44.2</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=801</id>
		<title>بهاءالله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=801"/>
		<updated>2023-10-29T10:24:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: تغییر fr:Bahá&amp;#039;u&amp;#039;lláh به fr:Bahá’u’lláh&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{#seo:|title=بهاءالله پیامبر آئین بهائی| دانشنامه بهائی}}&lt;br /&gt;
{{#seo:|description=بهاءالله پس از تبعید به ادرنه و استقرار آئین جدید، اقدام به ابلاغ رسالت خود در سطحی جهانی نمود. او از سپتامبر سال ۱۸۶۷ شروع به ارسال نامه‌هایی به سران ممالک، پادشاهان وقت و شخصیتهای مهم سیاسی و دینی نمود.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shrine of Bahá’u’lláh.jpg|بندانگشتی|300x300پیکسل|آرامگاه میرزا حسین‌علی نوری]]&lt;br /&gt;
میرزا حسین‌علی نوری (۱۸۱۷، تهران - ۱۸۹۲، عکا) شهرت یافته با لقبِ &#039;&#039;&#039;بَهاءُالله&#039;&#039;&#039;، رهبر دینی ایرانی، پایه‌گذار [[بهائیت|آیین بهایی]] و از پیروان [[سید علی‌محمد باب|باب]] بود. در سال ۱۸۵۳ از ایران به عراق و بعدتر به استانبول و ادرنه و در نهایت به عکا تبعید شد و در همان‌جا درگذشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد دانشنامه | نام خانوادگی = بعلبکی | نام = منیر | پیوند نویسنده = منیر بعلبکی| مقاله = بهاءالله | دانشنامه = معجم الأعلام المورد{{!}}فرهنگ‌زندگی‌نامهٔ المورد | نشانی = http://waqfeya.com/books/19/17/0017.rar | تاریخ = ۱۹۹۲ | ناشر = دارالعلم للملایین| مکان = بیروت | زبان = عربی | شابک = 9953901163 | صفحه = 113}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیروان او بهائی خوانده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;statistics&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=مرکز جهانی بهائی دپارتمان آمار|تاریخ=۲۰۰۱–۰۸|نشانی=http://bahai-library.com/index.php5?file=bolhuis_bahai_statistics_2001|عنوان=آمار جهانی بهائی سال ۲۰۰۱|ناشر=bahai-library.org|تاریخ بازدید=۲۰۰۷-۰۳-۱۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان معتقدند که حسینعلی نوری، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی، بودا، زردشت، مسیح و محمّد است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. تا سال ۲۰۱۰ شمار بهائیان بین ۵/۵ تا ۷ میلیون نفر برآورد شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=Darrell J. Turner|کد زبان=|تاریخ=2-3-2011|وب‌گاه=Encyclopædia Britannica, Inc.|نشانی=https://www.britannica.com/topic/religion-Year-In-Review-2010/Worldwide-Adherents-of-All-Religions|عنوان=Religion: Year In Review 2010 WORLDWIDE ADHERENTS OF ALL RELIGIONS}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=Bahá’í International Community|نشانی=http://news.bahai.org/media-information/statistics|عنوان=Statistics - Media Information - Bahá’í World News Service|ناشر=news.bahai.org|بازبینی=2016-11-20}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=David Langness|کد زبان=|تاریخ=October 2, 2013|وب‌گاه=Baha’i teachings|نشانی=http://bahaiteachings.org/how-many-bahais|عنوان=How Many Baha’is?}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی‌نامه==&lt;br /&gt;
===کودکی و جوانی===&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
میرزا حسینعلی نوری از اهالی منطقه نور مازندران، در ۱۲ نوامبر ۱۸۱۷(سال ۱۱۹۵ هجری شمسی) در تهران متولد شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Beginner&#039;s Guide|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=One World Publication|سال=2012|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان نسبت وی را از یک سو به زرتشت و از سوی دیگر به یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی می‌دانند. همچنین به اعتقاد بهائیان، حسینعلی نوری از طریق همسر سوم ابراهیم، (قطوره) به وی منسوب است.&amp;lt;ref&amp;gt;نفحات ظهور بهاءالله، صفحهٔ ۱۵&amp;lt;/ref&amp;gt; پدرش میرزا بزرگ نوری از رجال دوره فتحعلی شاه و مردی ادیب و خطاط بود و در دربار شاه ایران منصبی عالی داشت. او به مانند دیگر فرزندان چنین خانواده‌هایی آموزش‌هایی چون خواندن، نوشتن، خوشنویسی، خواندن قرآن و اشعار شعرای مشهور ایرانی (چون عطار، حافظ و مولوی) را در خانه و از معلمین خصوصی دریافت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;The Story of Baha&#039;u&#039;llah: Promised One of All Religions نوشته Druzelle Cederquist، صفحهٔ ۸&amp;lt;/ref&amp;gt; او همان طور که خود در آثارش اشاره می‌کند به مدرسه نرفت و آموزش رسمی ندید.&amp;lt;ref&amp;gt;مقاله شخصی سیاح، مؤسسه مطبوعات امری آلمان، ۲۰۰۱، ص ۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; در جوانی به خود او مقام و مناصبی در دستگاه حکومت پیشنهاد شد که وی نپذیرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل= |کتاب=A Concise Encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|ناشر= Oneworld Publications|چاپ= |شهر= Oxford, UK|کوشش= |ویرایش= |سال= ۱۹۹۹ |شابک=1-85168-184-1 |نویسنده= Smith, Peter|نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه= |زبان=en |مقاله= |ژورنال= |نشریه= |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز دعوت [[سید علی‌محمد باب]] ملقب به [[سید علی‌محمد باب|باب]] در سال ۱۲۲۱ (۱۸۴۴ میلادی) به او پیوست (۲۷ سالگی) اقدامات و فعالیت‌های او در گسترش آیین [[بابیه|بابی]] او را تبدیل به یکی از مهم‌ترین پیروان [[سید علی‌محمد باب|باب]] نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اولین تبعید===&lt;br /&gt;
در سال ۱۸۵۱، بعد از تیرباران [[سید علی‌محمد باب|باب]]، بهاءالله به در خواست امیر کبیر ایران را به مقصد کربلا ترک می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;بهاءالله شمس حقیقت، ح.م. بالیوزی، ترجمه از انگلیسی، مینو ثابت. م George Roland Publisher ۱۹۸۰، ص ۸۷&amp;lt;/ref&amp;gt; او یک سال بعد با سقوط امیرکبیر از قدرت و به دعوت میرزا آقاخان نوری جانشین امیرکبیر به ایران بازمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;بهاءالله شمس حقیقت… یاد شده، ص ۹۶–۹۵&amp;lt;/ref&amp;gt; و پس از بازگشت ماه‌ها میهمان صدر اعظم بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ToolAutoGenRef2&amp;quot;&amp;gt;قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۸۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسینعلی نوری به تازگی وارد تهران شده بود که طوفان تازه‌ای دامنگیر جامعه بابی می‌شود. علت این گرفتاری «منسوبان بی‌اندیشه و عصبانی جامعهٔ بابی بودند» که بعد از اعدام [[سید علی‌محمد باب|باب]]، تصمیم به قصاص شاه گرفته و به جان او سوء قصد کردند. بهاءالله قبل از سوء قصد به جان ناصرالدین شاه در منزل یکی از برادران میرزا آقا خان نوری در شمیران به سر می‌برد. به گفته نبیل زرندی او در آنجا با &amp;quot;عظیم&amp;quot;، سرکردهٔ این توطئه ملاقات می‌کند و او را از نقشه قتل شاه برحذر می دارد &amp;lt;ref name=&amp;quot;ToolAutoGenRef2&amp;quot; /&amp;gt; و این برنامه را محکوم می نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوءقصد به جان شاه در ۱۵ اوت ۱۸۵۲ اتفاق می‌افتد که در جریان آن شاه فقط جراحات سطحی برمی‌دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; اما بلافاصله بعد از سوءقصد نافرجام به جان ناصرالدین شاه، همه بابیان برجسته که نقشی در این توطئه نداشتند از جمله بهاءالله دستگیر می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، ص ۱۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt; مهد علیا (مادر شاه) بهاءالله را در حادثهٔ حمله به پسر خود متهم می‌دانست و سعی داشت میرزا آقا خان نوری را نیز به عنوان همدست متهم کند.&amp;lt;ref&amp;gt;قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۸۹&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله با وجود این که احتمال می‌داد دستگیر شود و با وجود اینکه می‌توانست خود را حفظ کند یا با وساطت شوهر خواهرش در سفارت روس پناه گیرد یا از کشور خارج شود ولی خود را تسلیم مأموران دولتی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Cole|1989|ک=BAHĀʾ-ALLĀH|ص=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله را به زندان سیاه‌چال تهران که بعدها تخریب و بر روی بقایای آن تکیه دولت ساخته شد، بردند و مدت چندین ماه وی را در غل و زنجیر نگه داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، صفحهٔ ۱۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt; زنجیر سنگینی بر گردن بهاءالله بود که آثار آن تا آخر عمر بر گردنش دیده می شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Guide For The Perplexed|نام خانوادگی=Stockman|نام=Robert|ناشر=Bloomsbury|سال=2013|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این سیاهچال بود که بهاءالله چندین بار حالات عرفانی-معنوی را تجربه کرد و به مقام رسالت خود آگاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; این واقعه را می‌توان شروع دورۀ رسالت او در نظر گرفت هر چند او در آن هنگام این موضوع آشکار نکرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آزادی از زندان و تبعید به بغداد===&lt;br /&gt;
با اثبات بی‌گناهی حسینعلی نوری و اقدامات و پیگیری‌هایی که از طرف اقوام او و خصوصاً شوهرخواهر او مجید آهی منشی سفارت روسیه و میرزا آقاخان صدراعظم انجام شد، وی بعد از ۴ ماه به دستور شاه از سیاه چال تهران آزاد شد؛&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; مشروط بر اینکه ایران را ترک کند. برای ترک ایران یک ماه به او مهلت دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;بهاءالله، شمس حقیقت، بالیوزی، صفحهٔ ۱۳۰&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:Route of Baha&#039;u&#039;llah&#039;s exiles.jpg|راست|بندانگشتی|320x320پیکسل|مسیر تبعید بهاءالله از ایران به عکا]]&lt;br /&gt;
بهاءالله پس از آزادی از سیاه‌چال بسیار بیمار بود و قدرت جسمی کافی برای سفر طولانی را نداشت. خانهٔ او غارت و ویران شده بود و خانوادهٔ او در نقطهٔ دورافتاده‌ای از پایتخت به سر می بردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=بهاءالله: شمس حقیقت|نام خانوادگی=موقر بالیوزی|نام=حسن|ناشر=George Ronald Oxford|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; سفیر روسیه پیشنهاد اقامت در روسیه را به او داد ولی او قبول نکرد و تبعید به عراق را ترجیح داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Bahai Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله در ۱۲ ژانویۀ سال ۱۸۵۳ به همراه خانواده و دو برادرش میرزا موسی و میرزا محمد قلی ایران را به قصد عراق ترک کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; در آن دوران عراق جزو متصرفات دولت عثمانی بود. آن‌ها پس از یک سفر سخت و عبور از مناطق کوهستانی در سرمای زمستان در اوایل آوریل ۱۸۵۳ وارد بغداد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بغداد بهاءالله به تدریج به عنوان رهبر جامعۀ بازماندۀ بابیان شناخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; میرزا یحیی صبح ازل، برادر ناتنی بهاءالله که در پی وقایع پس از سوءقصد به جان شاه در خفا به سر می برد خود را پس از مدتی به بغداد رساند. میرزا یحیی در بغداد نیز برای محافظت از خود، خود را از سایر بابیان پنهان می کرد. وی زندگی پنهانی داشت و از نظر مالی به بهاءالله و برادر وی میرزا موسی وابسته بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله اما به تدریج از طرف تعداد فزاینده‌ای از بابیان به عنوان رهبر جامعه شناخته شد. این اتفاق مایۀ خشم و نفرت روزافزون ازل را فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله تنها حدود یک سال پس از ورود به بغداد تصمیم گرفت روانۀ کوه‌های کردستان شود و زندگی درویشی پیشه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; او بغداد را در ۱۰ آوریل ۱۹۵۴ ترک کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; و دو سال از ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۶ را به زندگی درویشی در کوه‌های سرگلو در منطقۀ سلیمانیه سپری کرد. وی در نهایت به درخواست بابیان برجسته که حضور وی را در بغداد ضروری می دیدند و به اصرار خانواده خود در مارس ۱۹۵۶ به بغداد بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که بهاءالله به بغداد بازگشت جامعۀ بابی اوضاع نابسامانی داشت و دچار ناامیدی و تفرقه شده بود. بهاءالله که مصمم بر تغییر وضعیت موجود بود شروع به تلاش برای احیای جامعۀ بابی در عراق و ایران نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; او در آثار خود درکی جدید از دین بابی را در اختیار بابیان قرار داد. تعداد پیروان او به شکل فزاینده‌ای رشد کرد و ظرف مدت کوتاهی هم بابی‌ها و هم مقامات ایرانی و عثمانی او را به عنوان رهبر برجسته بابیان شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; وی در خارج جامعۀ بابی نیز از همراهی و تایید ساکنان بغداد و مسافرانی که به این شهر می‌آمدند برخوردار بود از جمله مقامات عثمانی، افراد برجسته ایرانی و حتی روحانیون سنی که او را به عنوان شخصیتی مهم می شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهم‌ترین آثاری که بهاءالله که در دوران اقامت در بغداد نگاشت می‌توان به کلمات مکنونه و [[کتاب ایقان]] و&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; اثری عرفانی به نام هفت وادی اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت ایران که از احیای جامعۀ بابی تحت رهبری بهاءالله نگران بود مقامات عثمانی را مورد فشار قرار داد تا بهاءالله و یاران در حال فزونی او را به محلی دورتر از مرزهای ایران تبعید کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=The Bahá&#039;í Faith|ژورنال=Britannica Book of the Year|ناشر=Encyclopædia Britannica|تاریخ=1988|فصل=|زبان=|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات عثمانی این موضوع را قبول کرده و بهاءالله را در ۱۸۶۳ به استانبول فراخواندند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۲۱ آوریل ۱۸۶۳ قبل از حرکت به استانبول بهاءالله و همراهانش برای دوازده روز در باغ نجیب پاشا در حومه بغداد اقامت کردند. در این مکان بود که بهاءالله به بابیان حاضر اعلان کرد که او پیام‌آور الهی و همان موعودی است که [[سید علی‌محمد باب|باب]] به آمدنش وعده داده.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; این مناسبت در بین بهائیان به عید رضوان شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد|ژورنال=Encyclopedia of Religion|تاریخ=۲۰۰۵|صفحه=۷۳۷–۷۴۰|نویسنده=Manfred Hutter|مقاله=Bahā&#039;īs|نشریه=Macmillan Reference USA, Detroit|دوره=2nd ed|شماره={{شابک|0-02-865733-0}}}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادامه تبعیدها به استانبول و ادرنه===&lt;br /&gt;
پس از چهار ماه سفر زمینی بهاءالله و همراهانش به استانبول وارد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; پس از حدود سه و ماه نیم اقامت در استانبول، مسئولین حکومت عثمانی دستور تبعید بهاءالله به ادرنه را دادند. احتمال می‌رود این تبعید به دلیل فشار از سوی سفیر ایران بوده باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله چهار سال و نیم در ادرنه اقامت داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در دوران اقامتش در ادرنه بود که رسالت خود را به صورت عمومی اعلان نمود. این اعلان عمومی در قالب صدور نامه‌هایی به پادشاهان و سران ممالک صورت گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; که می‌توان از آن جمله نامه‌هایی به ناپلئون سوم در فرانسه، پاپ، ناصرالدین شاه پادشاه ایران و سلطان عبدالعزیز ترکیه اشاره نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; وی در این نامه‌ها به مقام رسالت خود اشاره کرده&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite book&lt;br /&gt;
 |last=Taherzadeh|first=Adib|year=1977|title=The Revelation of Bahá&#039;u&#039;lláh, Volume 2: Adrianople 1863-68|publisher=George Ronald|place=Oxford, UK|isbn=0853980713|url=http://www.peyman.info/cl/Baha%27i/Others/ROB/V2/Cover.html}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و آن‌ها را دعوت به کناره‌گیری از جنگ و برقراری صلح و آشتی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تبعید به عکا===&lt;br /&gt;
[[پرونده:AkkaPrison.jpg|بندانگشتی|زندانی که بهاءالله دو سال در آن در عکا زندانی بود.]]&lt;br /&gt;
در سال ۱۸۶۸ حکومت عثمانی بار دیگر دستور تبعید بهاءالله را صادر کرد و او و گروهی از پیروانش در ۳۱ اوت ۱۸۶۸ وارد زندان-شهر عکا شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; عکا در آن زمان به دلیل شرایط نامساعد و نامطلوبی که داشت شهری بود که به عنوان تبعیدگاه و محل حبس زندانیان سیاسی حکومت عثمانی مورد استفاده قرار می گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;u&#039;llah: A Short Biography|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=OneWorld  Publications|سال=2014|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; برای دو سال بهاءالله و همراهانش در شرایط بسیار دشوار و نامناسبی در قلعه‌ای محبوس بودند و چندین نفر از همراهان بهاءالله به دلیل بیماری و سختی شرایط جان دادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; در این دوران بهاءالله به صدور نامه به پادشاهان و سران ممالک ادامه داد و از این زندان بود که ملکه ویکتوریای انگلستان، سراز الکساندر دوم روسیه و پاپ پی چهارم را مورد خطاب قرار داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله و همراهانش در ۱۸۷۰ اجازه یافتند زندان را ترک کنند ولی همچنان زندانی به شمار می رفتند و اجازه نداشتند شهر عکا را ترک کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله به مدت هفت سال از ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۷ در خانه‌های مختلفی در عکا زندگی کرد از جمله بیت عبود و بیت عبدالله پاشا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سال‌های پایانی زندگی===&lt;br /&gt;
در ۱۸۷۷ بهاءالله اگرچه همچنان یک زندانی بود اجازه یافت که از شهر عکا خارج شود. او ابتدا برای حدود دو سال در عمارتی در شمال عکا به نام مزرعه ساکن شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; و سپس از ۱۸۷۹ تا هنگام درگذشت در ۱۸۹۲ در بهجی ساکن بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; او در نوزده سال آخر زندگی خود آثار مهمی نگاشت از جمله لوح اشراقات، لوح تجلیات، لوح طرازات که در آن‌ها اصول اخلاقی و معنوی یک نظم جهانی را تشریح کرد از جمله اهمیت کار کردن و فراگرفتن علم و هنر، اطاعت از حکومت، انتخاب یک زبان و خط مشترک جهانی، ممنوعیت جهاد، لزوم تعلیم و تربیت کودکان و دستیابی به صلح عمومی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در ۲۹ ماه مه سال ۱۸۹۲ میلادی به دنبال تب خفیفی در سن ۷۵ سالگی در بهجی درگذشت و در محوطه عمارت بهجی به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آرامگاه او که به «[[آرامگاه بهاءالله|روضه مبارکه]]» برای بهائیان شهرت دارد قبله بهائیان و محلی است که هر روز بهائیان در هنگام نماز و نیایش به آن رو می‌کنند.&lt;br /&gt;
===جانشینی===&lt;br /&gt;
{{اصلی|عبدالبهاء}}&lt;br /&gt;
بهاءالله در کتاب عهدی، وصیت‌نامهٔ خود، که به خط خود او نوشته شده بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; به‌طور مشخص فرزند ارشدش [[عبدالبهاء]] را جانشین برای تبیبن آثار و ادارۀ امور جامعۀ بهائی تعیین کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بریتانیکا، مدخل بهاءالله&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;30. ↑ Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. p 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. p. 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سیری در کتاب‌های بهائیان، سلطانزاده، ج۱، ص۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;ماجرای باب و بهاء، ص۲۱۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://reference.bahai.org/fa/t/b/AHM/ahm-418.html ادعیه حضرت محبوب، بهاءالله، صفحه ۴۱۸]&amp;lt;/ref&amp;gt; این وصیت‌نامه اندک زمانی پس از درگذشت بهاءالله در جمع بزرگی خوانده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; جانشینی عبدالبهاء دور از انتظار و تعجب‌برانگیز نبود و اکثریت قریب بالاتفاق بهائیان مطابق کتاب عهدی، عبدالبهاء را به عنوان جانشین بهاءالله و مبیّن و مفسّر رسمی آثار او پذیرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ابلاغ جهانی رسالت ==&lt;br /&gt;
بهاءالله پس از تبعید به ادرنه و استقرار آئین جدید، اقدام به ابلاغ رسالت خود در سطحی جهانی نمود. او از سپتامبر سال ۱۸۶۷ شروع به ارسال نامه‌هایی به سران ممالک، پادشاهان وقت و شخصیتهای مهم سیاسی و دینی نمود. در این نامه‌ها بهاءالله از آغاز عصری جدید سخن می‌گوید و به روشنی مقام خود را اعلام می‌کند. او در ابتدا هشدار می‌دهد که نظم فعلی جهان شاهد آشوب‌های سیاسی و اجتماعی متعددی خواهد بود. بهاءالله در این نامه‌ها به ویژه فرمانروایان مقتدر کشورهای اروپایی را دعوت کرد تا دستیابی به وحدت جهانی را اصلی‌ترین هدف خود قرار دهند و آن‌ها را فراخواند تا مجمعی جهانی برای پایان دادن به جنگ تأسیس کنند. او بیان می‌کند صلح دائمی تنها از طریق اقدام جمعی امکان‌پذیر است. به گفته او خداوند برای این هدف قوائی تاریخی برانگیخته است که هیچ‌کس یارای مقاومت با آن را ندارد، او به سران ممالک قدرت تفویض کرده‌است تا اتحاد عالم، عدالت اجتماعی و صلح جهانی را متحقق سازند. حکومتهایی که در برابر این اهداف ایستادگی کنند خود و دیگر ملتها را به ورطه اضمحلال و نابودی خواهند کشید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|pages=39-40}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله پس از تبعید و زندانی شدن در عکا ارسال نامه به سران ممالک را که مدتی به دلیل خروج از ادرنه در آن وقفه افتاده بود از سر گرفت. او در این دوره نامه‌هایی به لوئی ناپلئون امپراتور فرانسه، ویکتوریا ملکه انگلستان، الکساندر دوم تزار روسیه، ناصرالدین شاه قاجار پادشاه ایران، و سلطان عبدالعزیز خلیفه عثمانی نوشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|pages=43-44}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی از رهبران دیگر نظیر قیصر ویلهلم اول امپراتور آلمان، فرانسوا ژوزف پادشاه اتریش و مجارستان و روسای جمهور آمریکا متعاقباً در کتاب اقدس مورد خطاب قرار گرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=28|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این نامه‌ها بهاءالله سران ممالک را به تشریک مساعی در تشکیل یک دادگاه بین‌المللی برای دستیابی به صلح و رفع اختلافاتِ موجود بین کشورها فراخواند. این مجمع جهانی به گفته بهاءالله باید توسط یک ارتش بین‌المللی که متشکل از کشورهای عضو است و حل و فصل صلح‌آمیز مناقشات بین‌المللی را به اجرا می‌گذارد، مورد پشتیبانی قرار گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|page=44}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این نامه‌ها همچنین برای ایجاد حس تعلق مردم جهان به جامعه‌ای مشترک دستورالعمل‌هایی تبیین شده‌است. از جمله این دستورالعمل‌ها انتخاب یا ایجاد یک زبان و خط بین‌المللی است تا مردم کشورهای مختلف بتوانند در عین حفظ هویت فرهنگی خود با مردم سایر نژادها و ملل ارتباط برقرار کنند. مورد دیگر، نظام آموزشی اجباری و همگانی است که موجب ریشه کن شدن بیسوادی خواهد شد یا سیستم یکسان اوزان و مقادیر بین‌المللی که موجبات ایجاد استانداری جهانی در عرصه اقتصاد را فراهم خواهد کرد. در جهانی که در آن امنیت جمعی برقرار است هزینه‌های نظامی و تسلیحاتی کشورها به نحو چشمگیری کاهش خواهد یافت و درآمدهای مالیاتی صرف رفاه اجتماعی خواهد شد. این نامه‌ها همچنین از سران ممالک خواسته‌است که اصول بنیادین دموکراسی را در امور داخلی خود رعایت نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله همچنین نامه‌های تأثیرگذاری به رهبران ادیان من جمله پاپ پی نهم نوشت و آنان را به بررسی پیام و رسالت خود، واگذاری رهبری عرفی، ترکِ جزم اندیشی و تعصب دینی و حذف تشریفات زائد فراخواند. در این نامه‌ها همچنین به رهبران ادیان هشدار داده شده که اساساً پیشوایان دینی در تاریخ نخستین کسانی بودند که پیامبران (مؤسسان ادیان) را انکار می‌کردند و مورد آزار قرار می‌دادند. بهاءالله در طی نامه‌ای به پاپ پی نهم به او توصیه کرد که سلطه خود بر ایالات کلیسا را به حکومت ملی واگذار کند، از انزوای قصر واتیکان خارج شده با روسای مذاهب غیر کاتولیک دیدار کند، سران ممالک را به صلح و عدالت دعوت کند و خود را از تشریفات زائدی که اطرافش گردآمده رها سازد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|pages=44-45}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین به کشیشان کاتولیک توصیه کرد تا از انزوای کلیساها و صوامع خارج شوند، ازدواج کنند و به فعالیت در اجتماع و آنچه باعث منفعت آنها و عموم می‌شود مشغول گردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=30|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|page=45}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله نامه‌هایی نیز به بعضی از علمای سرشناس ایران نوشت. او در این نامه‌ها آنان را عامل سقوط اسلام دانست و به علت سرکوب و کشتار بهائیان سخت مورد بازخواست قرار داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:823&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=31|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او در طی نامه‌ای از ناصرالدین شاه خواست که فرصتی به او داده شود تا در حضور شاه و علماء حقیقت رسالتش را به اثبات برساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:824&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=29|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این نامه آمده‌است که علماء از امور خطیره گذشته‌اند و به جای تلاش برای سعادت ملت و آبادی مملکت، عده‌ای را به عنوان بابی معرفی کرده، به کشتار آنها و تاراج اموالشان مشغول‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite book|last=Taherzadeh|first=A.|year=1976|title=The Revelation of Baháʼu&#039;lláh, Volume 3: Akka the Early Years 1868-77|publisher=George Ronald|place=Oxford, UK|isbn=0-85398-270-8|url=https://d9263461.github.io/cl/Baha&#039;i/Others/ROB/V3/p174-203Ch09.html|page=200|pages=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله در این نامه خواستار رعایت عدالت و رواداری مذهبی نسبت به بهائیان شد و به شاه یادآوری کرد که بلندی همت او باید به گونه‌ای باشد که همه ادیان در قلمرو او زندگی کنند و از عدالت برخوردار باشند. او همچنین به شاه اطمینان داد که بنابر تعالیم او بهائیان از هرگونه خشونت و فسادی پرهیز می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:824&amp;quot;/&amp;gt; شاه، نامه را به ملا علی کنی و دیگر علمای تهران داد تا جوابی بر آن بدهند. علماء نامه را بی جواب گذاشتند. ملا علی کنی به مستوفی الممالک، نخست‌وزیر وقت، پیغام داد که نامه جوابی ندارد و جوابش همان بود که شاه نسبت به قاصد نامه مجری داشت. (قاصد نامه بعد از سه روز شکنجه، کشته شد) و اگر شاه شکی نسبت به اسلام دارد، ملا علی کنی باید اقدامی به عمل آورد تا شبه او زائل شود. کنی در ادامه از شاه خواست تا از سلطان عثمانی بخواهد که بر بهاءالله بسیار سخت بگیرد و تمامی راه‌های ارتباط با او را ببندد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite book|last=Taherzadeh|first=A.|year=1976|title=The Revelation of Baháʼu&#039;lláh, Volume 3: Akka the Early Years 1868-77|publisher=George Ronald|place=Oxford, UK|isbn=0-85398-270-8|url=https://d9263461.github.io/cl/Baha&#039;i/Others/ROB/V3/p174-203Ch09.html|page=191|pages=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نامه‌ها بعدها به دلیل وقوع پیش‌بینی‌های تکان دهنده مندرج در آنها مورد توجه قرار گرفت. به لوئی ناپلئون، مقتدرترین فرمانروای وقت اروپا هشدار داده شده بود که به علت سوء استفاده از قدرت و ریاکاری سرنگون و قلمروش دچار هرج و مرج خواهد شد. دو سال بعد وی در جنگ سدان (۱۸۷۰) شکست خورد و سلطنتش دچار اغتشاش گشت و از سرزمین مادری تبعید گشت، و حکومت فرانسه به جمهوری تبدیل شد. متعاقباً قیصر آلمان ویلهلم اول که ناپلئون را شکست داده بود نیز مورد خطاب و هشداری مشابه قرار گرفت. هشدارهایی نیز به تزار روسیه، پادشاه ایران و فرانسوا ژوزف داده شده بود. صریحترین و شدیدترین انذارات اما نصیب مقامات دولت عثمانی گردید بهاءالله که آن زمان زندانی حکومت عثمانی بود نامه‌هایی در طی سالهای ۱۸۶۸ و ۱۸۶۹ به عالی پاشا (صدراعظم) و فؤاد پاشا (وزیر امور خارجه) نوشت. در این نامه‌ها او مرگ هر دو، سرنگونی شخص سلطان عبدالعزیز و از دست رفتن متصرفات اروپایی را به دلیل سوء استفاده از قدرت مدنی، سوء حکمرانی و همچنین ظلم و مصائبی که بر او و پیروانش وارد آورده بودند پیش‌بینی کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:824&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|pages=45-46}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مرگ زودهنگام دو وزیر کمی بعد در سالهای ۱۸۶۹ و ۱۸۷۱ در حالی که هنوز در دهه پنجم زندگی خود بودند به وقوع پیوست. سلطان عبدالعزیز از قدرت معزول شد و در سال ۱۸۷۶خودکشی کرد یا به قتل رسید و در نهایت جنگ مصیبت بار عثمانی با روسیه در بین سالهای ۱۸۷۷ و ۱۸۷۸ باعث از دست دادن بعضی متصرفات اروپایی عثمانی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:824&amp;quot;/&amp;gt; بهاءالله در [[کتاب اقدس]] نیز به ظلم و ناکارآمدی حکومت عثمانی و سقوط آن در آینده اشاره کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=A. Bausani|title=AQDAS|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/aqdas-more-fullv-al-ketah-al-aqdas-pers|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=191-192}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:825&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=212|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آموزه‌ها ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|آموزه های بهائی}}&lt;br /&gt;
=== تعالیم اجتماعی ===&lt;br /&gt;
در آثار بهاءالله بارها آمده‌است که مخاطب پیام او همه نوع بشر است و هدف از آموزه‌های او بازسازی عالم و ترقّی بشریت به عنوان یک کل است. او به‌طور مشخص اصل یگانگی نوع انسان را اعلان می‌دارد، سران ممالک را ترغیب می‌کند تا برای حل و فصل اختلافاتِ موجود و دستیابی به صلح گرد هم جمع شوند و با ایجاد امنیت جمعی از آن پاسداری کنند. او همچنین در راستای رسیدن به یک جامعه متحد جهانی خواستار اتخاذ یک زبان و خط بین‌المللی، ترویج یک نظام آموزشی همگانی و اجباری، و تعیین واحد پول و اندازه‌گیری یکسان می‌شود. بهاءالله بر ترکِ تعصبات دینی و نژادی و پرهیز از ملی‌گرایی افراطی تأکید می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:827&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=32|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=J. Cole|title=BAHAISM i. The Faith|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://iranicaonline.org/articles/bahaism-i|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=438-446}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله در آثار خود بیان می‌کند که نزد خدا زن و مرد برابر هستند و هیچ‌یک بر دیگری برتری ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:829&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=143|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آموزه‌های او طرفدارِ جدی آزادی زنان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:828&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=41|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او بسیاری از رسومات تبعیض آمیزِ علیه زنان همچون ازدواج موقت، نامزدی یا ازدواج اجباری، ازدواج دختران زیر پانزده سال، و سه طلاقه کردن را منع می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8210&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=203|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; تأکید او بر تعلیم و تربیت دختران یکی دیگر از نمونه‌های متعددِ حمایت وی از بهبود وضعیت زنان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica24&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعالیم فردی ===&lt;br /&gt;
بهاءالله از بهائیان می‌خواهد که آئین او را با درست زیستن، رفتار پسندیده و تبلیغ ترویج دهند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=33|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; فضائل اخلاقی چون راستگویی، پاکدامنی، درستکاری، امانت‌داری، وفاداری، ادب، بردباری، عدالت و انصاف را در پیش گیرند&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;/&amp;gt; و با ادیان دیگر با منشی دوستانه و با محبت معاشرت نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt;او همچنین از آنها می‌خواهد شهروندان نمونه ممالک محل سکونت خود بوده و نسبت به دولت مطبوع خود صادق، درستکار و وظیفه‌شناس باشند، به هیچوجه سبب خشونت و فساد نشوند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt; از تعصب، غرور، مجادله، نزاع، غیبت و افتراء پرهیز کنند&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;/&amp;gt; و تلاش خود را در جهت خدمت به نوع بشر مبذول دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt; او هر شکلی از خشونت مذهبی به خصوص جهاد را محکوم و ممنوع اعلام می‌کند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt; و به تفصیل از نقش دین به عنوان عاملی بازدارنده برای جلوگیری از جرم و حفظ نظم اجتماعی می‌گوید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt; بهاءالله همچنین جمع‌آوری صدقه، رهبانیت و بطالت را محکوم می‌کند و بر ضرورت اشتغال به کار تأکید می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ظهور تدریجی وحی ===&lt;br /&gt;
بهاءالله با تأکید بر ذات استعلایی خداوند، حلول و تجسد او و عقیده وحدتِ وجود را رد می‌کند و او را ورای این جهان می‌داند. در اندیشه بهاءالله ذات خداوند قابل شناخت نیست و انسان‌ها او را از طریق تجلی او در پیامبرانش می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica245&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt; خداوند خود را در این جهان به واسطه پیام‌آورانش در یک فرایند تدریجی-ادواری، و منطبق با استعداد درک بشر و مقتضیات زمان و محیط، متجلی می‌سازد. ادیان از طریقِ فرایندِ «ظهور تدریجی وحی» به هم پیوند می‌خورند. این فرایند متناوب و در عین حال تکاملی است. با ظهور هر دینی «حقایق ابدی» (اصول معنوی و اخلاقی) که در دین قبل با گذشت زمان و تمسک کورکورانه به سنت به فراموشی سپرده شده بود دوباره زنده می‌شود. در این نگاه، ظهور پیاپی ادیان را می‌توان به آمدن فصل بهار تشبیه کرد، با آمدن هر بهاری شکوفایی و نوزایی جایگزین سرما و مرگِ زمستانِ قبل می‌شود. در تعالیم بهاءالله، حقایق دینی نسبی هستند و سیری تکاملی می‌پیمایند به این معنی که آموزه‌های دینی از طریق ظهور دائمی ادیان با تغییر مقتضیات زمان و ظرفیت فهم بشر تغییر می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8213&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=108-109|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هدف از ظهور پیامبران ظهور فیض الهی و تربیت معنوی انسان برای پیشرفت روحانی او در این جهان و آمادگی او برای جهان بعد است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica242&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در دیدگاه بهائی، پیامبران هم دارای مقام انسانی و هم مقام الهی هستند. در مقام الهی از آنجا که همگی تجلی خداوند واحد هستند و اسماء و صفات او را منعکس می‌کنند در حقیقت یکی هستند، ولی در مقام انسانی شخصیتهای انسانی متفاوتی دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica243&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اندیشه مقام الهی پیامبران (و بهاءالله) از سوی بعضی منابع ضدبهائی به عنوان ادعای الوهیت توسط بهاءالله مطرح شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;خدای عصر ارتباط، محمد رضا حسینی، انتشارات گوی، ص ۲۵ تا ۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;ماجرای&amp;lt;span title=&amp;quot;باب (لقب) | باب (لقب)|باب | سید علی‌محمد باب&amp;quot; class=&amp;quot;CheckDictation-marked CheckDictation-marked-باب&amp;quot; id=&amp;quot;tool-.D8.A8.D8.A7.D8.A8&amp;quot;&amp;gt; باب &amp;lt;/span&amp;gt;و بهاء، ص ۱۴۷&amp;lt;/ref&amp;gt; آثار بهاءالله اما این ادعا را رد می‌کند و منظور از این مقام الهی را فنای نفس، بقای الهی و تجلی خدا در پیامبر (و نه حلول و تجسد او) می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica24&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[عهد و میثاق در دیانت بهائی|عهد و میثاق]] ===&lt;br /&gt;
بهاءالله برای حفظ وحدت جامعه بهائی، و جلوگیری از انشقاق، اصلی را بنا نهاد که با عنوان [[عهد و میثاق در دیانت بهائی|عهد و میثاق]] شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:826&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=110|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر طبق این اصل او چگونگی تداوم جریان هدایت، مسئلهٔ جانشینی و توضیح و تبیین آثار خود را با دستورالعمل‌های صریح، روشن و کتبی مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:826&amp;quot;/&amp;gt; بر اساس این اصل بهاءالله مسئولیت هدایت و رهبری جامعه را پس از خود به پسر ارشدش، عبدالبهاء، سپرد سپس بنا به وصیت عبدالبهاء در الواح وصایا این مسئولیت به شوقی افندی، نوهٔ عبدالبهاء، و در نهایت همان‌طور که بهاءالله و جانشینانش مشخص کرده بودند به بیت‌العدل اعظم مُحوّل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:826&amp;quot;/&amp;gt; بهاءالله طبقه پیشوایان دینی را در آئین بهائی منسوخ نمود&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;/&amp;gt; و اداره امور جامعه را بر عهده سیستمی متشکل از موسسات انتخابی نهاد، که در راس آن بیت‌العدل اعظم قرار دارد و بر پایه تصمیم‌گیری جمعی و مشورت عمل می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8212&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=175-176|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اصول این نظام در آثار بهاءالله آمده‌است و عبدالبهاء و شوقی افندی جزئیات آن را تشریح کردند و به مرحله اجرا درآوردند. مجموع این نظام با عنوان نظم اداری شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8212&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار ==&lt;br /&gt;
بهاءالله کتاب‌ها، نامه‌ها ( الواح) و دعا و مناجات‌های بسیاری نگاشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; حدود پانزده هزار نامه و متن نوشته شده توسط او شناسایی شده‌است. از آثار بزرگ و مهم او می‌توان به [[کتاب ایقان]]، [[کتاب اقدس]]، کلمات مکنونه، هفت وادی، چهار وادی، جواهر الاسرار و الواح خطاب به سلاطین اشاره کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;گفتاری کوتاه در مورد آئین بهائی، موژان مؤمن&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان مجموعه آثار بهاءالله را وحی الهی و شالودهٔ [[آئین بهائی]] در نظر می‌گیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=|نشانی=http://www.bahai.org/fa/bahaullah/quotations|عنوان=گزیده‌ای از آثار حضرت بهاءالله}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آثار بهاءالله هم‌اکنون به بیش از ۸۰۰ زبان ترجمه شده و در بیش از ۲۰۰ کشور منتشر شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=12/11/2014|وب‌گاه=Huffington Post|نشانی=https://www.huffingtonpost.co.uk/entry/birth-of-bahaullah-2014_n_6145016?guccounter=1|عنوان=Birth Of Baha&#039;u&#039;llah 2014: 5 Facts To Know About The Baha&#039;i Holiday}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگرچه بیشتر آثار بهاءالله به فارسی است، اما بسیاری از آثار مهم او به عربی است و فقرات عربی اغلب در الواحی که مخاطب آن‌ها افراد تحصیل کرده ایرانی بوده، یافت می‌شود –عربی بیشتر رسمی بود و فارسی بیشتر خودمانی- بهاءالله بیشتر زمانی که مخاطبش تمام دنیا یا مطلبی در ارتباط با جهان بود از عربی استفاده می‌کرد: [[کتاب اقدس]] به زبان عربی است همان‌طور که الواحی چون الواح ملوک، صلوه سه‌گانه، [[ازدواج بهائی|آیات عقد]] و ادعیه صوم و نماز میت به عربی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=Appendices|ناشر=H-Bahai Digital Library|صفحه=۲۰۴–۲۰۵|نویسنده=John Walbridge|year=۲۰۰۲|کتاب=Essays and Notes on babi and Bahai History}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سبک نگارش ===&lt;br /&gt;
اگرچه بیشتر آثار بهاءالله به فارسی است، اما بسیاری از آثار مهم او به عربی است و فقرات عربی اغلب در الواحی که مخاطب آن‌ها افراد تحصیل کرده ایرانی بوده، یافت می‌شود –عربی بیشتر رسمی بود و فارسی بیشتر خودمانی- بهاءالله بیشتر زمانی که مخاطبش تمام دنیا یا مطلبی در ارتباط با جهان بود از عربی استفاده می‌کرد: [[کتاب اقدس]] به زبان عربی است همان‌طور که الواحی چون الواح ملوک، صلوه سه‌گانه، [[ازدواج بهائی|آیات عقد]] و دعیه صوم و نماز میت به عربی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=Appendices|ناشر=H-Bahai Digital Library|صفحه=۲۰۴–۲۰۵|نویسنده=John Walbridge|year=۲۰۰۲|کتاب=Essays and Notes on babi and Bahai History}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد یکی از محققین بهاءالله عربی بی‌عیب و زیبایی استفاده می‌کند، نسبتاً بدون مشخصه‌های نامتعارف [[سید علی‌محمد باب|باب]] و تزئینات مفرط عربی ادبی معاصر آن (این در مورد آثار فارسی او نیز صادق است). او عموماً نثری قافیه دار دارد (سجع) به سبکی که یادآور قرآن است اما تاحدی آسان‌تر و بدون عناصر منسوخ. سبک او سخت، موجز و متعالی است. دستور زبان بهاءالله و نحوه استفاده آن گاهی اوقات تحت تأثیر فارسی است همان‌طور که گاهی اوقات مکتوبات عربی ایرانیان اینگونه‌است. به همین دلیل بهاءالله گاه‌وبیگاه مورد انتقاد قرار می‌گرفت که عربی خالص نمی‌نویسد. در اواخر زندگی او پروژه‌ای را مبنی بر جمع‌آوری و ویرایش دوباره مکتوبات خود آغاز کرد. یکی از کارهایی که انجام شد حذف کردن برخی مشخصه‌های بابی در مکتوبات عربی‌اش بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عموماً بهاءالله، خود را با عباراتی آشنا برای خوانندگانش توصیف می‌کند و اغلب از عبارات تخصصی از علوم مذهبی اسلام، قرآن و فلسفه عرفانی اسلام استفاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله آثاری هم به زبان فارسی سره دارد که کلمات عربی در آن دیده نمی‌شود. مخاطب این آثار زرتشتیان و بهائیانی بودند که پیشینه دینی زرتشتی داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8214&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=27|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جایگاه بهاءالله در آثار بهائی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان، بهاءالله را «مظهر ظهور الهی» و «محل تجلی الهی» در این زمان می‌دانند. آن‌ها معتقدند که حسینعلی نوری، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و محمّد است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. بهائیان پیامبران را تجلی روح اعظم الهی بروی زمین می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;amuzeh&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=الوهیت و پیامبران|ناشر=مؤسسه چاپ و انتشارات مرآت|شابک=81-902662-6-8|صفحه=۴۵|نویسنده=موهبت سبحانی|year=۲۰۰۵|کتاب=آموزه‌های نظم نوین جهانی بهائی|شهر=دهلی نو، هندوستان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله در آثارش، بالاخص در نامه‌هایش به رهبران دینی و سران ممالک، خود را موعود تمامی ادیان و مصلح عالم خواند از جمله&amp;lt;ref name=&amp;quot;hatcher3&amp;quot;&amp;gt;{{cite journal|last=Buck|first=Christopher|date=1991|year=1991|title=Bahá’u’lláh as “World Reformer”|url=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/3.4-Buck.pdf|journal=Baháʼí Studies|publisher=Journal of Bahá’í Studies|volume=3|issue=4|pages=143-146|accessdate=2020-05-01|via=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica244&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt; «پدر جاودانی» که ظهورش توسط اشعیای نبی (اشعیا ۹:۶) در [[یهودیت|آیین یهود]] پیش‌بینی شده بود، «روح راستی» یا «تسلی دهنده»، که عیسی در موعظه وداع (یوحنا ۱۴–۱۷) ظهورش را پیش‌بینی کرده بود، بهرام شاه ورجاوند، موعود آیین زرتشتی که متون متاخر پهلوی آمدنش را در روز رستاخیز پیش‌بینی کرده بودند، ظهور و بازگشت امام حسین که به اعتقاد شیعیان در روز قیامت واقع می‌شود، بازگشت دوباره مسیح در روز قیامت که اهل تسنن به آن معتقدند، و ظهور «[[من‌یظهره‌الله|من یظهره الله]]» یا همان موعود آئین بابی که باب به کرات در آثارش به ظهور او اشاره کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;hatcher3&amp;quot;/&amp;gt; اکثریت قریب به اتفاق بابیان، بهاءالله را به عنوان موعود آئین بابی پذیرفتند. اگر چه در ابتدا اکثریت باورمندان به آئین بهائی پیشینه بابی یا شیعی داشتند، ولی در اواخر قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم شمار قابل توجهی از ایرانیان یهودی و زرتشتی بهاءالله را پذیرفتند و به آئین بهائی گرویدند.&amp;lt;ref&amp;gt;* {{cite book|chapter=Messianic expectation and evolving identities: the conversion of Iranian Jews to the Baha&#039;i faith|title=The Baha&#039;is of Iran: Socio-historical studies|last=Amanat|first=H.E.|editor-last=Brookshaw|editor-first=Dominic P.|editor2-last=Fazel|editor2-first=Seena B.|year=2008|publisher=Routledge|location=New York, NY|isbn=0-203-00280-6|page=7}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;* {{cite book|chapter=The conversion of Zoroastrains to the Baha&#039;i faith|title=The Baha&#039;is of Iran: Socio-historical studies|last=Vahman|first=H.E.|editor-last=Brookshaw|editor-first=Dominic P.|editor2-last=Fazel|editor2-first=Seena B.|year=2008|publisher=Routledge|location=New York, NY|isbn=0-203-00280-6|page=30}}&amp;lt;/ref&amp;gt; طبق آمارِ سالِ ۲۰۱۰ دانشنامه [[دانشنامه بریتانیکا|بریتانیکا]] آئین بهائی از لحاظ پراکندگی در کشورهای جهان بعد از مسیحیت در مقام دوم ایستاده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|تاریخ=2016-11-20|نشانی=https://web.archive.org/web/20161120153112/https://www.britannica.com/topic/religion-Year-In-Review-2010/Worldwide-Adherents-of-All-Religions|عنوان=Religion: Year In Review 2010 - Worldwide Adherents of All Religions {{!}} Britannica.com|بازبینی=2018-10-20}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://bahaullah.persian-bahai.org/ روایتی تصویری از زندگی بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87 دویستمین سال تولد حضرت بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/ آثار بهاءالله در کتابخانه مرجع بهائی]&lt;br /&gt;
*پیوندی دیگر راجع به زندگی [https://www.bahaisofiran.org/a-worldwide-faith-from-iran/a-brief-history-of-the-faith/bahaullah بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/bahaullah/ مقام بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/bahaullah/life-bahaullah زندگی بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/light-to-the-world/fa فیلم نوری برای عالم]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[آئین بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
*[[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
*[[بیت العدل اعظم]]&lt;br /&gt;
*[[آموزه های بهائی|آموزه‌های بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[احکام بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[ازدواج بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[سید علی‌محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[من یظهره‌الله]]&lt;br /&gt;
*[[آثار سید علی‌محمد باب|آثار سید علی محمد باب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[de:Baha’u’llah]]&lt;br /&gt;
[[en:Bahá’u’lláh]]&lt;br /&gt;
[[es:Bahá’u’lláh]]&lt;br /&gt;
[[fr:Bahá’u’lláh]]&lt;br /&gt;
[[pt:Bahá&#039;u&#039;lláh]]&lt;br /&gt;
[[ru:Бахаулла]]&lt;br /&gt;
[[vi:Đức Baha&#039;u&#039;llah]]&lt;br /&gt;
[[zh:巴哈欧拉]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C&amp;diff=756</id>
		<title>آئین بهائی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C&amp;diff=756"/>
		<updated>2023-10-07T03:16:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: تغییر es:Fe bahá&amp;#039;í به es:Fe bahá’í&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{#seo:|title=بهائیت (آئین بهائی)، دیانتی جهانی برخاسته از ایران | دانشنامه بهائی}}&lt;br /&gt;
{{#seo:|description=آیین بهایی، دینی است بهاءالله، در سده ۱۹ میلادی، در ایران، بنیان گذاشت. بهائیان معتقدند که بهاءالله (۱۸۱۷–۱۸۹۲) جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و محمد است.&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Abdul-Baha in Washington D.C..jpg|بندانگشتی|عکسی از [[عبدالبهاء]]|350x350پیکسل]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیین بهایی (بهائیت)&#039;&#039;&#039;، دیانتی است جهانی برخاسته از  ایران است&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Religion and women. McGill studies in the history of religions.&#039;&#039; Arvind Sharma. SUNY Press, 1994. {{ISBN|0-7914-1689-5|en}} pp.211&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;The Routledge historical atlas of religion in America&#039;&#039;. Bret E. Carroll. Routledge, 2000 {{ISBN|0-415-92131-7|en}} p.124&amp;lt;/ref&amp;gt; که [[بهاءالله]]، در سده ۱۹ میلادی آنرا بنیان گذاشت.  بهائیان معتقدند پیامبران از طریقِ فرایندِ «ظهور تدریجی وحی» به هم پیوند می‌خورند. طبق این فرایند خداوند آموزه‌های خود را به صورت پیاپی و تدریجی و با توجه به مقتضیات زمان و ظرفیت فهم بشر به او ارائه می‌کند؛ از همین رو، ادیان، سیری تکاملی می‌پیماند و ظهور ادیان را پایانی نیست. همچنین بهائیان معتقدند که [[بهاءالله]] (۱۸۱۷–۱۸۹۲)  موعود جمیع ادیان و جدیدترین فرستاده خدا در سلسله پیامبران پیشین است که برای ایجاد وحدت و صلح بین نوع بشر ظاهر شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica24&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=108-109|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;hatcher3&amp;quot;&amp;gt;{{cite journal|last=Buck|first=Christopher|date=1991|year=1991|title=Bahá’u’lláh as “World Reformer”|url=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/3.4-Buck.pdf|journal=Baháʼí Studies|publisher=Journal of Bahá’í Studies|volume=3|issue=4|pages=104|accessdate=2020-05-01|via=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آموزه‌های بهائی بر اعتقاد به خدای یکتا، یکی بودن اساس جمیع ادیان الهی، یگانگی نوع انسان، ظهور تدریجی حقایق دینی، یگانگی و شرافت ذاتی نوع انسان، اعتقاد به حقوق برابر از جمله آزادی اندیشه برای همۀ انسان‌ها، برابری زن و مرد، هماهنگی علم و دین، جدایی‌ناپذیری عبادت و خدمت، لزوم جستجوی مستقل حقیقت و رهائی از تقلید و هر نوع تعصب، رفتار و اخلاق نیکو و اهمیت پرورش صفات معنوی، اهمیت تعلیم و تربیت، لزوم رفع فقر فاحش و ثروت مفرط و محوریت عدالت در تمامی فعالیت های انسان تاکید دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;Smith, Peter. An Introduction to the Baha&#039;i Faith. Cambridge University Pres, 2008.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;Sergeev, Mikhail. Theory of Religious Cycles Tradition, Modernity, and the Bahá’í Faith. Brill, 2015.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شمار پیروان دیانت بهائی، بیش از ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر برآورد شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|وبگاه=www.thearda.com|نشانی=http://www.thearda.com/QL2010/QuickList_40.asp|عنوان=Most Baha&#039;i Nations (2010) {{!}} QuickLists {{!}} The Association of Religion Data Archives|بازبینی=2018-10-20}}&amp;lt;/ref&amp;gt; با اینکه این شمار کمتر از ۰٫۲٪ جمعیت دنیاست ولی از نظر پراکندگی در کشورهای مختلف پس از مسیحیت دومین دین جهان شمرده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|تاریخ=2016-11-20|نشانی=https://web.archive.org/web/20161120153112/https://www.britannica.com/topic/religion-Year-In-Review-2010/Worldwide-Adherents-of-All-Religions|عنوان=Religion: Year In Review 2010 - Worldwide Adherents of All Religions {{!}} Britannica.com|بازبینی=2018-10-20}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ریشه‌شناسی==&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
در زبان فارسی کلمه &#039;&#039;&#039;بهائی&#039;&#039;&#039; یا به عنوان صفتی برای اشاره به دین بهائی مورد استفاده قرار میگیرد، مانند [[احکام بهائی]]، [[ازدواج بهائی]] و [[آموزه‌های بهائی]]، و یا به عنوان اصطلاحی برای توصیف پیروان [[بهاءالله]]. ریشه کلمه بهائی از کلمه بهاء می‌آید به معنی «شکوه»؛ بهاءالله به معنی «شکوه خداوند» است. به دین بهائی، آئین بهائی و دیانت بهائی هم گفته می‌شود. اصطلاح دیگر بهائیت است که چندان صحیح نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[آموزه های بهائی|اعتقادات بهائی]]==&lt;br /&gt;
{{اصلی|آموزه‌های بهائی}}&lt;br /&gt;
بهائیان معتقدند که [[بهاءالله]]، جدیدترین فرستاده خدا در سلسله پیامبران پیشین است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نام خانوادگی=حیدری |نام=محمد |عنوان=اهمیت همزیستی با بهاییان برای مسلمانان|نشانی=http://www.bbc.com/persian/blog-viewpoints-41831474 |بازبینی=01-11-2017 |اثر=بی‌بی‌سی فارسی |تاریخ= ۱۰ آبان ۱۳۹۶|ناشر= |نشانی بایگانی= |تاریخ بایگانی= |کد زبان=fa}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خدا===&lt;br /&gt;
بر اساس تعالیم [[بهاءالله]] جهان آفرینش یک خالق واحد دارد که درک ذات حقیقی آن برای ذهن انسانی غیرممکن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:04&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Theory of Religious Cycles&lt;br /&gt;
Tradition, Modernity, and the Bahá’í Faith|نام خانوادگی=Sergeev|نام=Mikhail|ناشر=Brill|سال=2015|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | پیوند=http://bahai-library.org/articles/manifestation.html | عنوان=مفهوم تجلی در آثار بهائی | نویسنده=Juan Cole | ژورنال=Bahá&#039;í Studies | سال=۱۹۸۲ | دوره=۹ | صفحات=۱-۳۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt; درک انسان از مفهوم خدا هر قدر هم که وسیع و با برخورداری از تخیل قوی باشد، همیشه دچار محدودیت‌های ذهن انسان خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=وب سایت رسمی جامعهٔ جهانی بهائی|نشانی=http://www.bahai.org/fa/beliefs/god-his-creation/revelation/|عنوان=ظهور الهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:25&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;منابع بهائی خدا را نامحدود، مقتدر، دانا، بخشنده و توانا، غیرقابل ادراک، غیرقابل دسترس، منبع وحی، ابدی، عالِم کل، همه‌جا حاضر و قدیر توصیف می‌کنند و بهائیان معتقدند اگر چه ممکن است افراد تصورات مختلف از خدا داشته باشند و به زبان‌های مختلف دعا کنند یا ادیان اسامی مختلفی برای اشاره به خدا به کار برند، اما همه این موارد به یک حقیقت و خالق واحد اشاره می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Bahais|نام خانوادگی=|نام=|ناشر=Bahai International Community|سال=2017|شابک=9780877433842|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:34&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=وب سایت رسمی جامعهٔ بهائی ایران|نشانی=https://www.bahaisofiran.org/اعتقادات_اساسی_بهاییان|عنوان=برخی اعتقادات اساسی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع بهائی همچنین می‌آموزند که انسان‌ها ارادهٔ خداوند را از طریق پیام آوران الهی (در اصطلاح بهائی مظاهر ظهور الهی) می‌توانند درک کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:04&amp;quot; /&amp;gt; اگر چه ذات حقیقی خداوند همیشه دور از دسترس خواهد ماند اما انسان به کلی محروم از شناخت خدا نیست و آنچه دربارهٔ حقیقت خدا می‌داند توسط سلسله پیام آوران یا بنیان‌گذاران ادیان بزرگ جهان (مظاهر ظهور الهی) به صورت تدریجی و بنا به استعداد و قابلیت انسان و با توجه به شرایط اجتماعی و تاریخی به انسان آموخته شده‌است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;. تعالیم و آموزه‌های این پیام آوران انسان را به خداوند نزدیک می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روح و جهان پس از مرگ===&lt;br /&gt;
بهائیان به بقای روح اعتقاد داشته و هدف از زندگی را پرورش استعدادات روح می‌دانند. از نظر بهاییان، حیات اصلی حیات روح است و جسم تنها واسطه و ابزاری برای ترقی روح است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=[[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
|year=۱۹۹۲&lt;br /&gt;
|کتاب=[[کتاب اقدس]]&lt;br /&gt;
|ناشر=Bahá&#039;í Publishing Trust&lt;br /&gt;
|شهر=ویلمت، Illinois، آمریکا&lt;br /&gt;
|شابک=0-85398-999-0&lt;br /&gt;
}} [http://reference.bahai.org/en/t/b/KA/ka-2.html#gr12 پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=ادیب طاهرزاده&lt;br /&gt;
|year=۱۹۹۶&lt;br /&gt;
|کتاب=روح انسانی&lt;br /&gt;
|شهر=دانداس، انتاریو، کانادا&lt;br /&gt;
|شابک=1-896193-03-X&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به اعتقاد بهائیان روح از جسم جداست و پس از مرگ، در عوالم روحانی به ترقی خود ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان تعلق روح به جسم را همانند ارتباط نور با آئینه می‌دانند، نوری که در آینه مشهود است از خود آینه نیست بلکه انعکاس نوری است که از منبع دیگر ناشی می‌شود، به همین سبب وقتی آینه می‌شکند نور همچنان باقی و برقرار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آثار بهائی توضیح داده شده که قوای ذهنی همچون تفکر، استدلال، درک و تخیل از خصوصیات روح انسان هستند و با استفاده از قوای روح است که نوع بشر پیشرفت می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:18&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=آئین بهائی|نشانی=http://www.bahai.org/fa/beliefs/life-spirit/human-soul/rational-soul|عنوان=روح}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان معقدند که پس از مرگ اگر چه جسم انسان از بین می‌رود اما روح انسانی به پیشرفت خود در عوالم معنوی ادامه می‌دهد و در سفری ابدی به سوی کمال ترقی پیدا می‌کند. [[بهاءالله]] فرق این جهان با جهان بعد را همچون «فرق عالم جنین ... با این عالم» می داند.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخباتی از آثار بهاءالله شماره ۸۱&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس این دیدگاه و توضیحات بیشتر [[عبدالبهاء]]، همان‌طور که رحمِ مادر محیط مناسبی جهت پرورش جسمانی انسان در مرحلهٔ جنینی است، این جهان نیز عرصه‌ای است که در آن انسان خصوصیات و توان‌مندی‌های معنوی را که برای ادامهٔ رشد و پیشرفت خود هم در این جهان و هم در جهان بعد به آن‌ها نیاز دارد، توسعه و پرورش می‌دهد. همانطور که دست، پا، چشم، گوش و سایر اعضای انسان در عالم جنین رشد پیدا می‌کند و انسان را برای زندگی در این عالم آماده می‌کنند، به همین نحو صفات و خصائل روحانی انسان همچون بخشش، عشق، فروتنی، محبت و غیره روح انسان را برای زندگی در عالم بعد آماده می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:18&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دیدگاه بهائی ترقی در این دنیا و عالم بعد به واسطهٔ لطف و فیض الهی است و همچنین اعمال نیکی که به نام و یاد متوفی در این دنیا انجام می‌شوند و نیز دعا و مناجاتی که در حق متوفی خوانده می‌شود در پیشرفت روح انسان پس از مرگ مؤثر به‌شمار می‌روند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:05&amp;quot;&amp;gt;مفاوضات صفحهٔ ۱۷۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:18&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مفهوم دین===&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] به پیروان خود تعلیم می‌دهد که منشأ تمام ادیان یکی است؛ اصول اساسی آن‌ها با یکدیگر مشترک است، هدف آن‌ها یکی است و تعالیم ادیان مختلف جنبه‌های مختلف یک حقیقت واحد را روشن می‌کند. بر اساس اعتقادات بهائی، دین الهی واحد است و در حقیقت یک دین وجود دارد که در طول زمان و به تدریج بر بشر عرضه می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Theory of Religious Cycles&lt;br /&gt;
Tradition, Modernity, and the Bahá’í Faith|نام خانوادگی=Sergeev|نام=Mikhail|ناشر=Brill|سال=2015|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد بهائیان، پیامبران در طی فرآیندی مستمر، تدریجی و همیشگی، به تناسب ظرفیت درک و فهم بشر و نیازها و شرایط هر زمان، تعالیم و هدایت لازم را برای تکامل اجتماعی و معنوی انسان فراهم می‌کنند و بشر را از قابلیت‌ها و مسئولیت‌هایش در مقام حافظ و امانت‌دار جهان آفرینش آگاه می‌سازند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در این نگاه، حقیقت و تعالیم دینی به تدریج و به تناسب ظرفیت روحانی مردم در هر برهه از تاریخ عرضه می‌شود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; و تفاوت ادیان در آن دسته تعالیم اجتماعی و احکام آن‌ها دیده می‌شود که بنا به درجهٔ بلوغ اجتماعی و روحانی مردم و شرایط خاص جامعه ای که دینی خاص در آن ظاهر شده می‌توانند متفاوت باشند. همچنین دلیل دیگر تفاوت‌های میان ادیان، برداشت‌های غلط و شرح و تفاسیری ذکر می‌شود که در طول قرن‌ها توسط پیروان ادیان انباشته شده و حقیقت هر دین را مخدوش می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌طور کلی، [[بهاءالله]] بیان می‌کند که دین وسیله مؤثری برای تکامل اجتماعی است و سلسله ادیان جهان مراحل مختلف هدایت بشر توسط خداوند هستند که به تدریج رشد و تکامل بشر را تضمین می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; بر این اساس، اعتقاد بهائیان این است که هیچ دینی نمی‌تواند ادعای آخرین دین بودن داشته باشد و بشر تا ابد هدایت الهی را از طریق پیامبران دریافت می‌کند. [[بهاءالله]] نیز بیان می‌کند که بعد از او نیز آمدن پیامبران ادامه خواهد داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یگانگی نوع انسان===&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] بیان می‌کند که نوع بشر یکی است و انسان‌ها همانند میوه‌های یک درخت و برگ‌های یک شاخه با هم برابر هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در منابع بهائی این که انسان‌ها همه اعضای یک خانوادهٔ بشری هستند به عنوان یک اصل اساسی معرفی شده‌است و شوقی افندی اصل یگانگی نوع انسان را محور و جوهر اساسی تمامی [[آموزه های بهایی|تعالیم بهائی]] می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان معتقدند تعصبات و سوءتفاهم‌هایی که باعث می‌شود یک گروه از انسان‌ها خود را برتر از دیگران تصور کنند موجب مشکلات فراوان می‌شود. در اعتقاد آن‌ها هیچ گروه قومی یا فرهنگی برتر از دیگران نیست، همه انسان‌ها شریف هستند و نزد خدا تفاوتی با هم ندارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بر این اساس وحدت نوع بشر یکی از تعالیم بهائی است و بهاءالله بهائیان را تعلیم می‌دهد تا نه تنها هموطنان خود بلکه همه مردم جهان را دوست بدارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان معتقدند دوست داشتن تمامی مردمی جهان منافاتی با دوست داشتن مردم کشور خود ندارد. آن‌ها مخالف ملی‌گرایی افراطی و تعصبات خشونت‌آمیز مرتبط با آن هستند نه مخالف وفاداری به کشور و احساس مسئولیت نسبت به وطن.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یگانگی نوع انسان به معنای تحمیل یکنواختی نیست و آثار بهائی بر اصل وحدت در عین تنوع تأکید می‌نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در آئین بهائی تنوع قومی، فرهنگی، فکری و … ارزشمند محسوب می‌شود و ارج نهاده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; [[عبدالبهاء]] جامعهٔ انسانی را به باغی با گل‌های مختلف تشبیه می‌کند که تنوع و تفاوت رنگ‌ها باعث زیبایی و جلوهٔ بیشتر آن می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تحری حقیقت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار بهائی جستجوی حقیقت به‌طور مستقل را یکی از اساسی‌ترین وظایف هر فرد می‌داند. [[بهاءالله]] تأکید می‌کند که فرد باید دنیا را با چشم خود ببیند و نه از نگاه دیگران.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Beginner&#039;s Guide|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=Oneworld Publications|سال=2012|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[آموزه های بهایی|تعالیم بهائی]] بیان می‌کنند که فرد به جای تقلید کورکورانه از دیگران یا از سنت‌های جامعه خود باید به جستجوی حقیقت بپردازد. آثار بهائی بیان می‌کنند که نوع بشر از توانایی تشخیص حقیقیت برخوردار است و فرد با استفاده از قوهٔ عقل و خرد که خداوند به انسان داده می‌تواند مسائل را بررسی کند و به حقیقت دست یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=A Concise Encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=One World Publications|سال=2013|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ Faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Wendi|ناشر=Dunedin Academic Pres|سال=2006|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; این اصل در انتخاب دین توسط فرد نیز مصداق دارد و آثار بهائی بیان می‌کنند که هر فرد در نحوهٔ تعیین اعتقاد خود باید آزاد باشد و هیچ‌کس هرگز نباید برای قبول عقاید دینی تحت فشار یا اجبار قرار گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Guide For The Perplexed.|نام خانوادگی=Stockman|نام=Robert|ناشر=Bloomsbury Academic|سال=2013|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; کودکانی که در خانوادهٔ بهائی متولد یا بزرگ می‌شوند خود باید در هنگام بلوغ (حداقل سن ۱۵ سال برای دختر و پسر) در مورد اعتقاد دینی خود تصمیم بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لزوم ترک تعصب===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیانت بهائی پذیرش فرهنگی و دینی را ترویج می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان معتقدند پذیرش اصل یگانگی انسان ایجاب می‌کند که هر نوع تعصبی از جمله تعصب نژادی، طبقاتی، قومی، زبانی، دینی، جنسیتی و … از میان برداشته شود. منابع بهائی بیان می‌کنند تعصب تصویری نادرست دربارهٔ دیگران است که به افراد اجازه نمی‌دهد که همه انسان‌ها را برابر و شریف ببیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;is|نام خانوادگی=|نام=|ناشر=Baha&#039;i International Community|سال=2017|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان احساس برتری را دلیل اصلی ایجاد تعصب می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;خطابات مبارکه، [[عبدالبهاء|حضرت عبدالبهاء]]، صفحهٔ ۱۶۱&amp;lt;/ref&amp;gt; در آثار بهائی انواع تعصب از جمله تعصبات سیاسی، نژادی، دینی، قومی، اقتصادی و مایهٔ ویرانی جامعهٔ انسان معرفی شده‌ است.&amp;lt;ref&amp;gt;پیام ملکوت، عبد الحمید اشراق خاوری، صفحهٔ ۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و رفع تعصبات وسیلهٔ رسیدن به وحدت و پیشرفت جامعهٔ بشری در نظر گرفته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برابری زنان و مردان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] در آثار خود بیان می‌کند که نزد خدا زن و مرد برابر هستند و هیچ‌یک بر دیگری برتری ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آثار بهائی تعلیم می‌دهند که انسانیت جنسیت ندارد. زن و مرد هر دو انسانند و هیچ‌یک به دلیل جنسیت امتیاز یا برتری بر دیگری ندارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; آثار بهائی برابری میان زنان و مردان و مشارکت آن‌ها در عرصه‌های مختلف را پیش نیازی برای دستیابی به وحدت و صلح جهانی و پیشرفت اجتماع می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; در دیدگاه بهائی نابرابری میان زنان و مردان نه تنها مانع ترقی زنان بلکه مانع پیشرفت کل اجتماع می‌شود و همین‌طور به پیشرفت مردان نیز لطمه می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; [[عبدالبهاء]] در آثار خود زن و مرد را به دو بال پرنده تشبیه می‌کند و توضیح می‌دهد همان‌طور که تنها هنگامی که هر دو بال قوی باشند پرنده می‌تواند پرواز کند، به همین نسبت موفقیت و رفاه بشریت نیز تنها وقتی اتفاق می‌افتد که زنان همپای مردان پیشرفت کرده باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; برای بهائیان اصل برابری زن و مرد صرفاً به معنای فراهم کردن ترتیباتی برای مشارکت زنان در ساختارهای فعلی جهان نیست و بهائیان تلاش برای ارتقای مقام زنان به سطح مردان را به تنهایی کافی نمی دانند بلکه بهائیان معتقدند تغییر اساسی تر در ساختارهای اجتماع لازم است و زنان و مردان باید با همکاری یکدیگر برای ساختن نظم اجتماعی جدیدی تلاش کنند که در آن خصوصیاتی چون سلطه‌جویی، قدرت‌طلبی، رقابت خصومت‌آمیز جای خود را به عشق و خدمت بدهد، خصوصیاتی که آثار بهائی زنان را در آن‌ها قوی می‌بیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دین باید سبب الفت و محبت باشد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان معتقدند که پیغمبران اصولاً برای برطرف کردن اختلافات بشر و به وجود آوردن الفت بین مردم ظاهر شده‌اند، لذا اگر دین هم که خود باید علاج اختلافات باشد سبب اختلاف و جنگ و جدائی شود، به گفته [[عبدالبهاء]] بی‌دینی بهتر از آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;مبادی روحانی و تعالیم اجتماعی بهائی صفحهٔ ۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://reference.bahai.org/fa/t/o/KBAS1/kbas1-216.html#pg216 بدایع‌الآثار جلد اول صفحه ۲۱۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://reference.bahai.org/fa/t/c/PM2/pm2-124.html#pg124 پیام ملکوت صفحه ۱۲۴]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[هماهنگی علم و دین]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|هماهنگی علم و دین}}&lt;br /&gt;
هماهنگی علم و دین یکی از اصول اساسی آئین بهائی است. آثار بهائی علم و دین را در تضاد با یکدیگر نمی‌دانند بلکه بر هماهنگی بنیادین آن دو تأکید می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار بهائی توضیح می‌دهد که حقیقت یکی است و علم و دین دو وسیله برای شناخت و درک حقیقت هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; در دیدگاه بهائی برای درک واقعیت، هم باید به علم و هم به دین رجوع کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; برای بهائیان، علم و دین دو نظام دانش هستند که نقش مکملی دارند و هر دو با هم پیشرفت تمدن را امکان‌پذیر می‌سازند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان معتقدند دین بدون علم عقلگرایی و خرد به خرافات و تعصبات فروکاسته می شود و علم بدون دین و اخلاق به ابزاری در خدمت ماده گرایی خشک تبدیل می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=بیت العدل اعظم|کد زبان=|تاریخ=۱۲ ا سفند ۱۳۹۱|وب‌گاه=|نشانی=http://www.payamha-iran.org/node/78 پیام ۱۲ اسفند ۱۳۹۱)|عنوان=پیام ۱۲ اسفند ۱۳۹۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===صلح عمومی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستیابی به صلح جهانی یکی از اهداف آئین بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Encyclopedia of Peace Education|نام خانوادگی=Gervais|نام=Marie|ناشر=Columbia University|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; این آئین بشر را دعوت می‌کند تا یگانگی بنیادین نوع انسان را بپذیرد و برای دستیابی به صلح جهانی از طریق اقدامات مشترک و مبتنی بر پذیرش وحدت در عین تنوع، برابری، عدالت، رهبری اخلاقی، برابری جنسیتی و… در سطح محلی و بین‌المللی تلاش کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt; سایر اصولی که بهائیان با دستیابی به صلح عمومی مرتبط می بینند عبارتند از: عدالت اقتصادی و رفع درجات افراطی فقر و ثروت، رفع هر گونه تعصب، آموزش همگانی که جنبه‌های مادی، انسانی و معنوی زندگی انسان را دربر گیرد و بر هماهنگی علم و دین تأکید داشته باشد، گزینش یک زبان و خط واحد جهانی که افراد علاوه بر زبان مادری خود جهت تسهیل ارتباطات بین‌المللی آن زبان را یاد بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعالیم بهائی تحول فردی و اجتماعی بر اساس مطالعه و کاربست اصول اخلاقی و معنوی را ترویج می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان برای یادگیری در مورد اصول زیربنایی یک اجتماع صلح آمیز و چگونگی به کار بستن این اصول و به اشتراک گذاشتن آن‌ها با دیگران فعالیت می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از میان بردن فقر مفرط و ثروت بی اندازه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار بهائی به ارتباط و بهم پیوستگی افراد به عنوان اجزای اجتماع تأکید دارند و تعالیم بهائی از میان بردن فقر مفرط و ثروت بی‌اندازه را برای وحدت خانوادهٔ بشری و بنای یک جامعهٔ جهانی برپایهٔ صلح و عدل لازم می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; البته آثار بهائی معتقد به یکسان‌سازی ثروت و ایجاد برابری کامل اقتصادی میان مردم آن طور که ایدئولوژی کمونیسم ترویج می‌دهد نیستند و معتقدند چنین یکسان‌سازی‌هایی غیرممکن است و به اجتماع صدمه می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; [[بهاءالله]] و [[عبدالبهاء]] برای از میان بردن فقر فاحش و ثروت مفرط هم تمهیدات ساختاری را لازم می‌دانند و هم تقویت حس مسئولیت و دغدغه اجتماعی میان افراد را.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع مادی و انسانیِ جامعه بشری باید در راه رفاه درازمدت عموم انسانها نه منافع کوتاه مدت یک اقلیت خاص صرف شود و فرهنگ مشارکت، همکاری و خدمت جای خود را به رقابت، مصرف گرایی و حرص بدهد.  آئین بهائی بر اشتغال با روحیه خدمت به دیگران&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=در جستجوی عدالت اجتماعی|نام خانوادگی=هادلستون|نام=جان|ناشر=Century Press|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;، عدم تأثیر پذیری از مادی گرایی &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=بیت العدل اعظم|کد زبان=|تاریخ=۱ مارس ۲۰۱۷|وب‌گاه=|نشانی=http://www.payamha-iran.org/node/240|عنوان=پیام اول مارس ۲۰۱۷ خطاب به بهاییان عالم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و ابراز خصائل اخلاقی همچون درستکاری، صداقت و امانت در فعالیت‌های اقتصادی تأکید می‌کند.  از جمله احکامی که به فرد بهائی کمک می‌کند تا اولویتهای مادی و ضروری اش را متعادل کند حکم حقوقُ الله است که در آن فردِ بهائی بصورت داوطلبانه نوزده درصد درآمد خود را بعد از خرجهای ضروری به تشکیلات بهائی اعطاء می‌کند تا در راه خیر عموم خرج شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge: Cambridge University Press|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=163-164}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۹۷ [[بیت العدل اعظم]]، بهائیان را تشویق کرد که در فعالیت‌های جامعه سازی با مشارکت در گفتمانهای مربوط به درک علل ریشه ای فقر یادگیری، دانش و تجربه خود را در این زمینه مستمراً افزایش دهند و در فرآیندهای جامعه سازی بکار گیرند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=بیت العدل اعظم|کد زبان=|تاریخ=اوّل مارس ۲۰۱۷|وب‌گاه=|نشانی=http://www.payamha-iran.org/node/240|عنوان=پیام اوّل مارس خطاب به بهاییان عالم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعلیم و تربیت عمومی و اجباری===&lt;br /&gt;
در [[آئین بهائی]] تاکید شدیدی بر اهمیت تعلیم و تربیت وجود دارد و تعلیم و تربیت به عنوان یکی از عوامل اصلی پیشرفت معنوی و مادی فرد و اجتماع در نظر گرفته میشود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آثار بهائی بیان می کنند که با تعلیم و تربیت است که استعدادهای و توانمندی های بالقوه افراد پرورش می یابد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آثار بهائی یکی از وظایف اصلی والدین را تعلیم و تربیت فرزندان خود می داند و به خصوص تاکید ویژه ای بر تعلیم و تربیت فرزندان دختر قرار می دهد زیرا در آینده به عنوان مادر نسل بعد را پرورش می دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; [[تعالیم بهائیت|تعالیم بهائی]] هم به لزوم تربیت معنوی و اخلاقی فرد و هم به تعلیم و آموزش انسانی از جمله کسب علم و یادگیری هنر و فن و حرفه تاکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این آموزه بر تعلیم علم و تربیت اخلاقی همگانی تأکید می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مدارس فراموش شده: بهاییان و آموزش نوین در ایران|نام خانوادگی=شاهوار|نام=سلی|ناشر=باران|سال=۲۰۱۳|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و هدف از تعلیم و تربیت توانمندسازی افراد برای خدمت به جامعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مدارس فراموش شده: بهائيان و آموزش و پرورش نوين در ايران|نام خانوادگی=شاهوار|نام=سلی|ناشر=باران|سال=۲۰۱۳|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان فعالیت‌های گسترده ای در ایجاد مدارس نوینِ دخترانه و پسرانه در ایران داشتند. آنان در اواخر قرن نوزدهم با تشویقها و راهنماییهای [[عبدالبهاء]] در بسیاری از نقاط ایران، از روستاهای کوچک گرفته تا شهرهای بزرگ مدارس نوینی برپا کردند که پذیرای همه افراد فارغ از دین و جنسیت بود. در این مدارس دانش آموزان با علوم و هنرهای مدرن آشنا می شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مدارس فراموش شده: بهائيان و آموزش و پرورش نوين در ايران|نام خانوادگی=شاهوار|نام=سلی|ناشر=باران|سال=۲۰۱۳|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر نمونه‌های تلاشهای جامعه بهائی ایران برای امر آموزش تأسیس دانشگاه علمی آزاد است که در سال ۱۳۶۶ به منظور فراهم کردن امکان تحصیلات عالیه برای بهائیان محروم از تحصیل ایجاد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;Mina, Yazdani, (2015). &amp;quot;Higher Education under the Islamic Republic: the Case of the Baha&#039;is&amp;quot;. Journal of Educationa. ISSN 1935-7699&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[احکام بهائی]]==&lt;br /&gt;
{{اصلی|احکام بهائی}}&lt;br /&gt;
در آئین بهائی، [[احکام بهائی|احکام]] به صورت مجموعه‌ای از باید و نبایدها که از روی ترس و هراس از عذاب الهی باید رعایت شوند مطرح نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;i Faith: A Short Introduction.|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=OneWorld Publication|سال=1999|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] احکام را بخش جدایی‌ناپذیر ترقّی معنوی انسان می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان معتقدند همان‌طور که اگر فردی از بام ساختمان بلندی به پایین بپرد به دلیل نادیده گرفتن قوانین فیزیکی عالم دچار صدمه می‌شود، زیرپا گذاشتن قوانین معنوی که بر عالم وجود حکمفرماست نیز به انسان از نظر معنوی لطمه وارد می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; در این دیدگاه، احکام دینی به انسان کمک می‌کند که زندگی خود را با قوانین معنوی که بر عالم حکمفرماست هماهنگ سازند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد بهائی، [[احکام بهائی|احکام]] شامل دو بعد مکمّل هستند. یک بُعد، شامل [[احکام بهائی|احکام]] اخلاقی می‌شود که در گذر زمان تغییرناپذیرند و در ادیان مختلف مشترک هستند؛ مانند دعوت به صداقت و درستکاری. بُعد دیگر شامل [[احکام بهائی|احکامی]] است که هدف نظم‌بخشی به زندگی اجتماعی را دارند و که بعضی از آن‌ها در بستر زمان قابلیت تغییر دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بسیاری از احکام مربوط به زندگی معنوی و اجتماعی فرد در [[آئین بهائی]] در «[[کتاب اقدس]]» از آثار [[بهاءالله]] ذکر شده‌اند. در مقدمه این کتاب آمده اگر چه بسیاری از قوانین موجود در کتاب اقدس در جامعه امروزی قابل استفاده هستند، بهاءالله امکان استفاده از قوانین جدید با توجه به مقتضیات جامعه بهائی را فراهم آورده و این قوانین اندک اندک در این آئین ظهور یا تغییر می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt; رعایت قوانین شخصی مانند روزه و نماز در عین حالی که به عهده همگان گذاشته شده از وظایف شخصی و فردی محسوب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;log_233&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=[[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
|coauthors= بیت العدل اعظم&lt;br /&gt;
|چاپ= Hornby, Helen (Ed.)&lt;br /&gt;
|سال=۱۹۸۳&lt;br /&gt;
|کتاب=انوار هدایت&lt;br /&gt;
|ناشر=انتشارات بهائی، دهلی نو، هندوستان&lt;br /&gt;
|شابک=81-85091-46-3&lt;br /&gt;
|صفحه=۲۳۳&lt;br /&gt;
}} [http://bahai-library.com/?file=hornby_lights_guidance پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;walbridge&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب&lt;br /&gt;
|نشانی=http://bahai-library.org/encyclopedia/prayer.html&lt;br /&gt;
|عنوان=دعا و نیایش&lt;br /&gt;
|نویسنده=Walbridge, John&lt;br /&gt;
|تاریخ=۲۰۰۶–۰۳–۲۳&lt;br /&gt;
|تاریخ بازدید=۲۰۰۶–۰۷–۱۱&lt;br /&gt;
|ناشر=bahai-library.org&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] احکام را به عنوان یک چارچوب کیفری به هدف اجرای حکم یا مجازات در نظر نمی‌گیرد، بلکه احکام را عامل ترقّی معنوی انسان‌ها مطرح می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[آئین بهائی]] احکام غالباً نه به  صورت دستورالعمل‌های جزئی برای موقعیت‌های متفاوت بلکه به به شکل اصول کلی ارائه شده‌است که در بسیاری موارد فرد به شکلی که در زندگی خود و در هر موقعیت مناسب می‌بیند این اصول را به کار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; [[آموزه های بهایی|تعالیم بهائی]] دربارهٔ بسیاری از جنبه‌های زندگی اظهارنظری نمی‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در برخی موارد، به صراحت ذکر شده که یک موضوع خاص مسئلهٔ انتخاب فردی است و نه [[احکام بهائی|حکم]] الهی. همچنین در مورد برخی از  اجتماعی آئین بهائی که هم‌اکنون به اجرا گذاشته می‌شوند نیز تأکید کلّی شدیدی بر آگاهی، درک و عقلانیت فرد است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بر طبق بیانات [[بهاءالله]]، بهائیان [[احکام بهائی]] را باید با سرور و از روی عشق اجرا نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; در آئین بهائی هیچ فردی مسئول نظارت بر رعایت احکام توسط دیگران نیست&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;. در نظر بهائیان فرد فقط پاسخگوی خداست و هر شخص مسئولیت بهبود و به انضباط درآوردن رفتار و اعمال خود را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در دیانت بهائی طبقهٔ روحانیون و علمای دینی که بتوانند احکام الهی را وضع یا تفسیر کنند وجود ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مبنای احکام بهائی آثار مکتوب و رسمی بهاءالله مانند کتاب اقدس و ضمائم آن به همراه تبیینات و توضیحات [[عبدالبهاء]] و [[شوقی افندی]] و قوانین وضع شده توسط [[بیت العدل اعظم]] است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; حکایت‌های شخصی و روایت‌های شفاهی از زندگی [[بهاءالله]] یا دیگر بزرگان این آئین، نمی‌توانند به هیچ وجه مبنایی برای تعیین احکام باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه قسمتی از احکام «[[کتاب اقدس]]» که توسط [[شوقی افندی]]، تأکید شده آورده می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*پس از رسیدن به سن بلوغ در ۱۵ سالگی خواندن نماز بر هر بهائی واجب است. سه نماز اصلی وجود دارد که فرد حق انتخاب از میان آن‌ها را دارد.&lt;br /&gt;
*غیبت و افتراء حرام است.&lt;br /&gt;
*بهائیان بالغ که از سلامت برخوردارند هر سال در آخرین ماه از تقویم بهائی، روزه می‌گیرند.&lt;br /&gt;
*بهائیان از نوشیدن مشروبات الکلی و استفاده از داروهای روانگردان منع شده‌اند مگر آنکه دکتر استفاده از آن‌ها را تجویز نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=ج. ای. اسلمنت&lt;br /&gt;
|کتاب=بهاءالله و عصر جدید&lt;br /&gt;
|ناشر=دارالنشر البهائیة فی البرازیل&lt;br /&gt;
|شهر=برزیل&lt;br /&gt;
|صفحه=۱۲۱&lt;br /&gt;
}} [http://reference.bahai.org/fa/t/je/BNE/index.html پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین&lt;br /&gt;
|کتاب=دین بهائی آئین فراگیر جهانی&lt;br /&gt;
|ناشر=مؤسسه معارف بهائی&lt;br /&gt;
|صفحه=۲۰۵&lt;br /&gt;
}} [http://reference.bahai.org/fa/t/o/BF/index.html پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*رابطه جنسی فقط بین زن و شوهر مشروع است و همجنسگرایی حرام است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=داریوش و گریس شاهرخ&lt;br /&gt;
|کتاب=اصول دین بهائی&lt;br /&gt;
|ناشر=انتشارات ایمجز اینترنشنال&lt;br /&gt;
|صفحه=۳۷&lt;br /&gt;
}}[http://reference.bahai.org/fa/t/o/UDB/index.html متن کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*قمار و استفاده از مواد مخدر مانند تریاک به شدت نهی شده و حرام است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=عبد الحمید اشراق خاوری&lt;br /&gt;
|کتاب=تقریرات دربارهٔ کتاب مستطاب اقدس&lt;br /&gt;
|ناشر=مؤسسه مطبوعات امری آلمان&lt;br /&gt;
|صفحه=۳۳۰&lt;br /&gt;
}} [http://reference.bahai.org/fa/t/o/TDKA/index.html پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه آئین بهائی==&lt;br /&gt;
تاریخ آئین بهائی با رسالت دو پیامبر ایرانی، [[سید علی‌محمد باب|باب]] و [[بهاءالله]] آغاز می‌شود. باب شارع [[بابیت|آئین بابی]] است که بشارت به ظهور آئینی جهانی بعد از خود داد. با گذشت کمی بیش از یک دهه از تیرباران [[سید علی‌محمد باب|باب،]] پیروان باب به [[بهاءالله]] به عنوان پیام‌آوری که باب به ظهورش مژده داده بود ایمان آورند. آئین بهائی با اعلان رسالت [[بهاءالله]] و آموزه‌های او و جانشینانش شکل گرفت. [[بهاءالله]] برای تضمین این که بعد از درگذشتش و در گذر زمان جامعهٔ بهائی بتواند به صورت هماهنگ و متحد در مسیر به اجرا درآوردن تعالیمش پیش رود اساسی را تأسیس نمود که به عنوان «عهد و میثاق» شناخته می‌شود. به این ترتیب او چگونگی تداوم جریان هدایت، مسئلهٔ جانشینی و نیز توضیح و تبیین آثارش را با دستورالعمل‌های روشن، واضح و کتبی مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=110|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس این عهد و میثاق، مسئولیت هدایت و رهبری جامعه پس از [[بهاءالله]]، به پسر ارشدش، [[عبدالبهاء]]، سپس به شوقی ربانی، نوهٔ [[عبدالبهاء]]، و در نهایت همان‌گونه که [[بهاءالله]] تعیین نموده بود به [[بیت العدل اعظم]] مُحوّل شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot; /&amp;gt; اصل عهد و میثاق وحدت جامعه را تضمین می‌کند و آنرا از اختلاف و تفرقه حفظ می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot; /&amp;gt; به گفته [[عبدالبهاء]] عهد و میثاق مهمترین ویژگی آئین بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot; /&amp;gt; او «محور وحدت عالم انسانی» را «قوّه میثاق» می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/oclc/2215097|عنوان=God passes by|نام خانوادگی=Effendi|نام=Shoghi|تاریخ=1970, ©1974|ناشر=Baháʼí Pub. Trust|سال=1970|شابک=0877430209|مکان=Wilmette, Ill|صفحات=238|زبان=English|oclc=2215097}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی تلاش‌ها در راستای به چالش کشیدن مسئله جانشینی و رهبری جامعه بهائی در دوره‌های مختلف وجود داشته که طرفدارانی پیدا نکرده و همگی ناموفق بوده‌اند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:9022&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Marginality and Apostasy in the Bahá&#039;í Community&lt;br /&gt;
|ژورنال=Religion|تاریخ=2007|زبان=English|صفحات=187-209|پیوند=https://bahai-library.com/momen_marginality_apostasy}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[سید علی محمد باب]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|سید علی محمد باب}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bahai center Haifa 2.jpg|220px|بندانگشتی|مقام اعلی؛ آرامگاه باب در دامنه کوه کرمل در حیفا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;&amp;gt;*{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  |author=D. M. MacEoin|title=BĀB, ʿAli Moḥammad Širāzi|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|page=|publisher=|location=|year=۱۹۸۸|url=http://www.iranicaonline.org/articles/bab-ali-mohammad-sirazi|accessdate=۲۰۱۰-۰۵-۰۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;|پیوند=https://fa.bahaipedia.org/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Bahai_center_Haifa_2.jpg]][[سید علی محمد باب]]، (۱۱۹۸-۱۲۲۹ هجری شمسی، ۱۸۱۹- ۱۸۵۰ میلادی) پیامبر ایرانی و شارع آئین بابی است که پیروان بیشماری در دوره شش ساله رسالت خود - از ۲۵ سالگی تا ۳۱ سالگی - از اقشار، اقوام و اصناف مختلف ایران به خود جذب کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548|صفحات=240|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=332-368|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او خود را مهدی موعود، پیامبری جدید و بشارت دهندهٔ آئینی جهانی که قرار است پس از او توسط «[[من یظهره الله|من یُظهِره‌الله]]» (آنکه خداوند او را ظاهر خواهد ساخت)، ظاهر شود خواند و بارها در آثار خود به ظهور او اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=|کتاب=|ناشر=|چاپ=|شهر=|کوشش=|ویرایش=|سال=|شابک=|نویسنده=MacEoin, {{چر}}D. M.|نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه=|زبان=en|مقاله=[http://www.iranicaonline.org/newsite/index.isc?Article=http://www.iranicaonline.org/newsite/articles/unicode/v3f8/v3f8a073.html BAYĀN](English)|ژورنال=|نشریه=Encyclopedia of Iranica|تاریخ=|دوره=|شماره=|شاپا=}} Retrieved on 2009-09-05.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:63000&amp;quot;&amp;gt;BÁBISM, By Edward G. Browne.p338&amp;lt;/ref&amp;gt; از آموزه‌های باب می‌توان از پایان دوران اسلام و سنت‌های کهن، آغاز دوره‌ای جدید، تکامل و ظهور تدریجی ظهور وحی در تاریخ بشریت، اهمیت حقوق زنان و تعلیم و تربیت نام برد. حکومت قاجار باب را به دورترین نقاط ایران در آذربایجان تبعید کرد، و به تحریک روحانیون به اذیت و آزار، شکنجه وقتل پیروان باب در سراسر ایران پرداخت و در نهایت شش سال بعد از آغاز جنبش بابی، باب را در سن ۳۱ سالگی به همراه یکی از پیروانش در تبریز تیرباران کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=400-404|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; کمی بیش از یک دهه از اعدام [[سید علی‌محمد باب|باب]] و کشتار بسیاری از بابیان در ایران، اکثر قریب به اتفاق پیروان او به [[بهاءالله]] به عنوان موعود آئین بابی ([[من یظهره الله|من یُظهِره‌الله]]) ایمان آوردند و از آن پس بهائی نام گرفتند. [[بهاءالله]] پیامبر و موسس آئین بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:74000&amp;quot;&amp;gt;«دین بهایی آیین فراگیر جهانی»، نوشتهٔ ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، ص ۴۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[بهاءالله]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|بهاءالله}}&lt;br /&gt;
میرزا حسین‌ علی نوری، ملقب به [[بهاءالله]]، (۱۱۹۶-۱۲۷۱ هجری شمسی، ۱۸۱۷-۱۸۹۲ میلادی) در بیست و هفت سالگی، با مطالعۀ برخی از آثار [[سید علی‌محمد باب|باب]] که از طریق مُلاحسین بشرویه‌ای (اولین مؤمن به [[سید علی‌محمد باب|باب]]) بدست او رسیده بود به او ایمان آورد و به ترویح آئین [[سید علی‌محمد باب|باب]] پرداخت. بابیان برجسته چهار سال پس از آغاز آئین بابی، استقلال آئین جدید را از اسلام در «گردهمایی بدشت» اعلان می‌کنند. میرزا حسین علی نوری در این گردهمایی نقشی محوری ایفا می‌نماید و از آن پس با نام «[[بهاءالله]]» (به معنای شکوه خداوند)‌ شناخته میشود. چند سال بعد از این گردهمایی باب که طی این چند سال در آذربایجان زندانی بود به همراه یکی از پیروانش در تبریز تیرباران می‌شود و حکومت به تحریک روحانیون به آزار و اذیت و کشتار بابیان می‌پردازد. پس از آن  دو جوان بابی به جان ناصرالدین شاه سوء قصد می‌کنند که در جریان آن شاه  فقط جراحاتی سطحی برمی‌دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Bahai Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بلافاصله بعد از سوءقصد نافرجام به جان شاه، همه بابیان برجسته که نقشی در این توطئه نداشتند از جمله بهاءالله دستگیر می‌شوند و به دستور شاه کشتار عظیمی از بابیان به دست تمام اقشار و اصناف صورت می‌گیرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل= |کتاب=A Concise Encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|ناشر= Oneworld Publications|چاپ= |شهر= Oxford, UK|کوشش= |ویرایش= |سال= ۱۹۹۹ |شابک=1-85168-184-1 |نویسنده= Smith, Peter|نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه= |زبان=en |مقاله= |ژورنال= |نشریه= |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، ص ۱۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله به زندان سیاه‌چال تهران برده می‌شود و مدت چندین ماه در غل و زنجیر نگه داشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، صفحهٔ ۱۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt; زنجیر سنگینی که بر گردن [[بهاءالله]] در این زندان می‌اندازند آثارش آن تا آخر عمر بر گردن او دیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Guide For The Perplexed|نام خانوادگی=Stockman|نام=Robert|ناشر=Bloomsbury|سال=2013|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این سیاهچال بود که بهاءالله ظهور وحی را تجربه می‌کند به مقام رسالت خود آگاه می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; این واقعه را می‌توان شروع دورۀ رسالت او در نظر گرفت هر چند او در آن هنگام این موضوع را آشکار نمی‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; بعد از اثبات بیگناهی بهاءاللله او از زندان آزاد می‌شود و به یک ماه فرصت داده می‌شود تا از ایران خارج شود. او پس از آزادی از سیاه‌چال بسیار بیمار بود و قدرت جسمی کافی برای سفر طولانی را نداشت. خانهٔ او غارت و ویران شده بود و خانوادهٔ او در نقطهٔ دورافتاده‌ای از پایتخت به سر می بردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=بهاءالله: شمس حقیقت|نام خانوادگی=موقر بالیوزی|نام=حسن|ناشر=George Ronald Oxford|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله برای ترک ایران عراق را انتخاب می‌کند. بهاءالله در ۱۲ ژانویۀ سال ۱۸۵۳ به همراه خانواده و دو برادرش میرزا موسی و میرزا محمد قلی ایران را به قصد عراق ترک میکند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot; /&amp;gt; در آن دوران عراق جزو متصرفات دولت عثمانی بود. آن‌ها پس از یک سفر سخت و عبور از مناطق کوهستانی در سرمای زمستان در اوایل آوریل ۱۸۵۳ وارد بغداد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt;[[پرونده:AkkaPrison.jpg|بندانگشتی|زندانی که بهاءالله دو سال در آن در عکا زندانی بود.|پیوند=https://fa.bahaipedia.org/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:AkkaPrison.jpg]]در بغداد بهاءالله به تدریج به عنوان رهبر جامعۀ بازماندۀ بابیان شناخته می‌شود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; و به احیای جامعه به شدت سرکوب شده، نابسامان و ناماید بابی می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; او در آثار خود درکی جدید از دین بابی را در اختیار بابیان قرار داد. تعداد پیروان او به شکل فزاینده‌ای رشد کرد و ظرف مدت کوتاهی هم بابی‌ها و هم مقامات ایرانی و عثمانی او را به عنوان رهبر برجسته بابیان شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; وی در خارج جامعۀ بابی نیز از همراهی و تایید ساکنان بغداد و مسافرانی که به این شهر می‌آمدند برخوردار بود از جمله مقامات عثمانی، افراد برجسته ایرانی و حتی روحانیون سنی که او را به عنوان شخصیتی مهم می شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; از مهم‌ترین آثاری که بهاءالله که در دوران اقامت در بغداد نگاشت می‌توان به کلمات مکنونه و کتاب ایقان و&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; اثری عرفانی به نام هفت وادی اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت ایران که از احیای جامعۀ بابی تحت رهبری بهاءالله نگران بود مقامات عثمانی را مورد فشار قرار داد تا بهاءالله و یاران در حال فزونی او را به محلی دورتر از مرزهای ایران تبعید کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:33&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=The Bahá&#039;í Faith|ژورنال=Britannica Book of the Year|ناشر=Encyclopædia Britannica|تاریخ=1988|فصل=|زبان=|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات عثمانی این موضوع را قبول کرده و بهاءالله را در ۱۸۶۳ به استانبول فراخواندند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Cole|1989|ک=BAHĀʾ-ALLĀH|ص=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۲۱ آوریل ۱۸۶۳ قبل از حرکت به استانبول بهاءالله و همراهانش برای دوازده روز در باغ نجیب پاشا در حومه بغداد اقامت کردند. در این مکان بود که بهاءالله به بابیان حاضر اعلان کرد که او پیام‌آور الهی و همان موعودی است که [[سید علی‌محمد باب|باب]] به آمدنش وعده داده.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:33&amp;quot; /&amp;gt; این مناسبت در بین بهائیان به عید رضوان شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد|ژورنال=Encyclopedia of Religion|تاریخ=۲۰۰۵|صفحه=۷۳۷–۷۴۰|نویسنده=Manfred Hutter|مقاله=Bahā&#039;īs|نشریه=Macmillan Reference USA, Detroit|دوره=2nd ed|شماره={{شابک|0-02-865733-0}}}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از چهار ماه سفر زمینی بهاءالله و همراهانش به استانبول وارد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; پس از حدود سه و ماه نیم اقامت در استانبول، مسئولین حکومت عثمانی دستور تبعید بهاءالله به ادرنه را دادند. احتمال می‌رود این تبعید به دلیل فشار از سوی سفیر ایران بوده باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله چهار سال و نیم در ادرنه اقامت داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; در دوران اقامتش در ادرنه بود که رسالت خود را به صورت عمومی اعلان نمود. این اعلان عمومی در قالب صدور نامه‌هایی به پادشاهان و سران ممالک صورت گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:33&amp;quot; /&amp;gt; که می‌توان از آن جمله نامه‌هایی به ناپلئون سوم در فرانسه، پاپ، ناصرالدین شاه پادشاه ایران و سلطان عبدالعزیز ترکیه اشاره نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:33&amp;quot; /&amp;gt; وی در این نامه‌ها به مقام رسالت خود اشاره کرده&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite book&lt;br /&gt;
 |last=Taherzadeh|first=Adib|year=1977|title=The Revelation of Bahá&#039;u&#039;lláh, Volume 2: Adrianople 1863-68|publisher=George Ronald|place=Oxford, UK|isbn=0853980713|url=http://www.peyman.info/cl/Baha%27i/Others/ROB/V2/Cover.html}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و آن‌ها را دعوت به کناره‌گیری از جنگ و برقراری صلح و آشتی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Beginner&#039;s Guide|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=One World Publication|سال=2012|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۸۶۸ حکومت عثمانی بار دیگر دستور تبعید بهاءالله را صادر کرد و او و گروهی از پیروانش در ۳۱ اوت ۱۸۶۸ وارد زندان-شهر عکا شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; عکا در آن زمان به دلیل شرایط نامساعد و نامطلوبی که داشت شهری بود که به عنوان تبعیدگاه و محل حبس زندانیان سیاسی حکومت عثمانی مورد استفاده قرار می گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;u&#039;llah: A Short Biography|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=OneWorld  Publications|سال=2014|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; برای دو سال بهاءالله و همراهانش در شرایط بسیار دشوار و نامناسبی در قلعه‌ای محبوس بودند و چندین نفر از همراهان بهاءالله به دلیل بیماری و سختی شرایط جان دادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; در این دوران بهاءالله به صدور نامه به پادشاهان و سران ممالک ادامه داد و از این زندان بود که ملکه ویکتوریای انگلستان، سراز الکساندر دوم روسیه و پاپ پی چهارم را مورد خطاب قرار داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله و همراهانش در ۱۸۷۰ اجازه یافتند زندان را ترک کنند ولی همچنان زندانی به شمار می رفتند و اجازه نداشتند شهر عکا را ترک کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله به مدت هفت سال از ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۷ در خانه‌های مختلفی در عکا زندگی کرد از جمله بیت عبود و بیت عبدالله پاشا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۸۷۷ بهاءالله اگرچه همچنان یک زندانی بود اجازه یافت که از شهر عکا خارج شود. او ابتدا برای حدود دو سال در عمارتی در شمال عکا به نام مزرعه ساکن شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; و سپس از ۱۸۷۹ تا هنگام درگذشت در ۱۸۹۲ در بهجی ساکن بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; او در نوزده سال آخر زندگی خود آثار مهمی نگاشت از جمله لوح اشراقات، لوح تجلیات، لوح طرازات که در آن‌ها اصول اخلاقی و معنوی یک نظم جهانی را تشریح کرد از جمله قانون مداری و اطاعت از حکومت، جدایی دین از سیاست، انتخاب یک زبان و خط مشترک جهانی، ممنوعیت جهاد، لزوم تعلیم و تربیت کودکان، گسترش وحدت و یگانگی نوع انسان و دستیابی به صلح عمومی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در ۲۹ ماه مه سال ۱۸۹۲ میلادی به دنبال تب خفیفی در سن ۷۵ سالگی در بهجی درگذشت و در محوطه عمارت بهجی به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; آرامگاه او که به «[[آرامگاه بهاءالله|روضه مبارکه]]» برای بهائیان شهرت دارد قبله بهائیان و محلی است که هر روز بهائیان در هنگام نماز و نیایش به آن رو می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله کتاب‌ها، نامه‌ها ( الواح) و دعا و مناجات‌های بسیاری نگاشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:16&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Bahai Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; حدود پانزده هزار نامه و متن نوشته شده توسط او شناسایی شده‌است. از آثار بزرگ و مهم او می‌توان به کتاب ایقان، کتاب اقدس، کلمات مکنونه، هفت وادی، چهار وادی، جواهر الاسرار و الواح خطاب به سلاطین اشاره کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;گفتاری کوتاه در مورد آئین بهائی، موژان مؤمن&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان مجموعه آثار بهاءالله را وحی الهی و شالودهٔ آئین بهائی در نظر می‌گیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=|نشانی=http://www.bahai.org/fa/bahaullah/quotations|عنوان=گزیده‌ای از آثار حضرت بهاءالله}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آثار بهاءالله هم‌اکنون به بیش از ۸۰۰ زبان ترجمه شده و در بیش از ۲۰۰ کشور منتشر شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=12/11/2014|وب‌گاه=Huffington Post|نشانی=https://www.huffingtonpost.co.uk/entry/birth-of-bahaullah-2014_n_6145016?guccounter=1|عنوان=Birth Of Baha&#039;u&#039;llah 2014: 5 Facts To Know About The Baha&#039;i Holiday}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[عبدالبهاء]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|عبدالبهاء}}&lt;br /&gt;
[[عبدالبهاء|عباس افندی]] ( ۱۲۲۳ - ۱۳۰۰ هجری شمسی، ۱۸۴۴ - ۱۹۲۱ میلادی) فرزند ارشد [[بهاءالله]] که به نام [[عبدالبهاء]] شناخته می‌شود، سومین شخصیت محوری آیین بهائی است که پدرش [[بهاءالله]] آنچنانکه در کتاب اقدس و نیز در کتاب عهدی اشاره کرده‌است، وی را به مقام جانشین، مبیّن و مفسر متون بهائی برگزید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  |author=A. Bausani, D. MacEoin|title=ABD-AL-BAHĀ|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|page=|publisher=|location=|year=۱۹۸۲|url=http://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-baha|accessdate=۲۰۱۰-۰۸-۱۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۹۲ تا ۱۹۲۱ میلادی مسئولیّت ادارهٔ جامعهٔ بهائی را برعهده داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot;&amp;gt;{{پک|1=Smith|2=2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith|ص=ص ۱۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot;&amp;gt;{{پک|1=Smith |2=2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص=ص ۴۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان عبدالبهاء را مفسّر و تبیین کنندهٔ رسمی آثار بهائی، جلوهٔ تمامی آرمان‌ها و ایده‌آل‌های بهائی و معمار نظم جهانی [[بهاءالله]] می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نویسنده=|نشانی=http://www.bahai.org/fa/abdul-baha/|عنوان=حضرت عبدالبهاء-مثل اعلای امر بهائی|ناشر=جامعهٔ جهانی بهائی|تاریخ=|تاریخ بازبینی=4.7.2016}}&amp;lt;/ref&amp;gt; عبدالبهاء همیشه اصرار داشت که مقام او فقط بندگی و خدمت به پدرش است و همواره بهائیان را از تجلیل و تحسین مقام خود بازمی‌داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot;&amp;gt;{{پک|1=Smith|2=2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith|ص=ص ۱۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او در دورانی که ادارهٔ جامعهٔ بهائی را بر عهده داشت لقب عبدالبهاء (به معنی بنده بهاء) را برای خود برگزیده بود و امروزه نیز اغلب با این نام شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot;&amp;gt;{{پک|1=Smith|2=2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith|ص=ص ۱۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:AbdulBaha1868.jpg|بندانگشتی|عبدالبهاء در جوانی|پیوند=https://fa.bahaipedia.org/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:AbdulBaha1868.jpg]]در زمان حیات بهاءالله، او منشی و نماینده پدرش بود. عبدالبهاء اکثر عمر خود را در زندان و تبعید به سر برد. ۹ ساله بود که به همراه پدر به عراق تبعید شد و در نهایت در ۶۴ سالگی (در سال ۱۹۰۸ میلادی) با آزادی تمامی زندانیان عقیدتی امپراطوری عثمانی در نتیجۀ انقلاب جوانان تُرک، بعد از بیش از پنج دهه از تبعید و زندان رهایی یافت. او بعد از آزادی برای انتشار آئین بهائی و ترویج آموزه‌های پدر به مصر، اروپا و آمریکای شمالی سفر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt; سفرهای سه ساله او در غرب نقش به‌ سزایی در ایجاد جوامع بهائی در آنجا و انتشار آئین بهائی در سایر نقاط دنیا ایفا نمود. در آمریکای شمالی به حدود ۴۵ شهر در ایالات متحده و کانادا سفر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mottahedeh&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Mottahedeh|۲۰۱۳|ک=Abdu’l-Bahá&#039;s Journey West: The Course of Human Solidarity|ص=ص ۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این سفر حدود ۳۷۳ سخنرانی داشت و جمعاً حدود ۹۳ هزار نفر مخاطب وی قرار گرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mottahedeh&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء در اروپا و آمریکا به نام پیامبر صلح معروف شد. مطبوعات آن زمان، اغلب او را «پیامبر ایرانی» می‌نامیدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Momen|2011|ک=World Religions: Belief, Culture, and Controversy|ص=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; عده‌ای از صاحب‌نامان غرب چون الکساندر گراهام بل مخترع تلفن، پرزیدنت روزولت رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده آمریکا و آدمیرال پری کاشف قطب جنوب در این اسفار با وی دیدار کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۵۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالبهاء اغلب در سخنرانی‌های خود در غرب، اعتقادات اساسی و اصول آئین بهائی را شرح می‌داد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۵۲}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله اینکه: هر فرد باید خود به‌طور مستقل و به دور از تعصّب به جستجوی حقیقت بپردازد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; تمام ادیان الهی جلوه‌های مختلف یک حقیقت واحد هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; دین باید در هماهنگی با علم و عقل باشد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; نوع انسان یکی است و در مقابل خداوند همهٔ انسان‌ها یکسان هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; تعصّبات دینی، سیاسی، ملیّتی و … مخرّب و مبتنی بر جهل هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; فقر شدید و ثروت مفرط باید از میان برداشته شود،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همهٔ افراد باید در مقابل قانون یکسان باشند و عدالت در اجتماع برقرار باشد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; زنان و مردان با هم برابرند و باید از حقوق برابر برخوردار باشند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همهٔ کودکان باید آموزش دریافت کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء همچنین به موضوع صلح بسیار در سخنرانی‌های خود توّجه می‌کرد و هشدار می‌داد که ناآرامی‌ها در منطقهٔ بالکان می‌تواند به جنگی تبدیل شود که سراسر اروپا را بگیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همچنین در آمریکا، برای مسئلهٔ روابط نژادی اهمیّت ویژه‌ای قائل بود و افراد از نژادهای مختلف را تشویق می‌کرد که به دنبال یافتن نقاط مشترک و همکاری باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; وی هم در آمریکا و هم در اروپا با فقرا ملاقات می‌کرد و بر وظیفهٔ اجتماعی ثروتمندان در قبال فقرا تأکید می‌نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در ماه ژوئن ۱۹۱۳ بعد از سه سال سفر در غرب از طریق مصر به حیفا بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 45&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در مدّتی کمتر از یک سال با آغازجنگ جهانی اول در اوت ۱۹۱۴ دیگر امکان سفرهای بیشتر برای وی وجود نداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آن روزها دوران خطرناکی برای وی و اطرافیان‌اش بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica3&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  |author=A. Bausani, D. MacEoin|title=ABD-AL-BAHĀ|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|page=|publisher=|location=|year=۱۹۸۲|url=http://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-baha|accessdate=۲۰۱۰-۰۸-۱۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و عبدالبهاء از طرف جمال پاشا، فرماندار جدید سوریه مورد تهدید قرار گرفته بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; سال‌های جنگ باعث وقوع قحطی در منطقه شد که عبدالبهاء با تأمین غلات از مزارع بهائی در درّهٔ اردن توانست از وقوع فاجعهٔ محلّی جلوگیری کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; با آغاز حکومت قیمومت بریتانیا بر فلسطین، دولت جدید در تاریخ ۲۷ آوریل ۱۹۲۰ میلادی به دلیل «تلاش‌های انسان‌دوستانه در طول جنگ جهانی اول» لقب سلطنتی «سِر» به او داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/02/090223_ag_iranian_bahaeis_foreign_gov.shtml بهائیانِ ایران و ارتباط با دولت‌های خارجی]، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; عبدالبهاء سال‌های بعد از جنگ را به رسیدگی به امور جامعهٔ بهائی پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; وی علاوه بر اینکه در این دوران یک چهرهٔ برجستهٔ محلّی بود، به عنوان رهبر یک آئین بین‌المللی نیز شناخته می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء در سال ۱۹۲۱ درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[شوقی افندی|شوقی‌افندی]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|شوقی افندی}}&lt;br /&gt;
[[شوقی افندی|شوقی افندی ربّانی]] (۱۲۷۶- ۱۳۳۶ هجری شمسی، ۱۸۹۷-۱۹۵۷ میلادی) که به شوقی افندی هم شناخته می‌شود، به مدت ۳۶ سرپرست جامعه بهائی در سراسر عالم بود و نظم اداری جهانی بهائی را توسعه بخشید. او که نتیجه (فرزند نوه) [[بهاءالله]] شارع دین بهائی و نوه دختری [[عبدالبهاء]] بود، طبق وصیت نامه [[عبدالبهاء]] ([https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/will-testament-abdul-baha/1#474149947 الواح وصایا]) پس از وی، مسئولیّت ولایت امر در جامعه بهائی را از ۲۸ نوامبر ۱۹۲۱ میلادی تا زمان مرگش در نوامبر ۱۹۵۷ میلادی، به عهده گرفت و در بین پیروان آئین بهائی به ولیِ امرالله ملقّب گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=جانسون|نام=لووِل|کتاب=ولی محبوب امرالله|ناشر=محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ|سال=۲۰۰۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:Shoghi-Effendi-Guardian.jpg|جایگزین=شوقی افندی|بندانگشتی|شوقی افندی|340x340پیکسل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی امر جوان مأموریّت خود را در شرایط آشفتهٔ پس از جنگ جهانی اوّل آغاز نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نویسنده=گلنفورد اِ میچل|نشانی=www.bahai.org|عنوان=شوقی ربّانی، راهنمای هزاره جدید|ناشر=|تاریخ=|تاریخ بازبینی=۲۴ بهمن ۱۳۹۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او با تکیه بر الواح وصایای [[عبدالبهاء]] که به تعبیر خود او «منشور نظم اداری بهائی» است، این نظم اداری را بنا ساخت و پس از مطالعهٔ دقیق آثار [[بهاءالله]] و [[عبدالبهاء]] دربارهٔ تأسیس مؤسّسات بهائی، روش‌هائی ابداع کرد تا بتوان مؤسّسات و تشکیلات بهائی را ایجاد نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=|نام=|کتاب=قرن انوار|ناشر=مرکز جهانی بهائی|سال=۲۰۰۲|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به موازات همهٔ این اقدامات، به ترجمهٔ آثار بهائی از زبان‌های فارسی و عربی به زبان انگلیسی پرداخت و الگویی برای ترجمهٔ این آثار برای دیگران و برای آیندگان ایجاد کرد. کتاب «تاریخ نبیل»، نوشتهٔ نبیل زرندی که مربوط به تاریخ سال‌های اوّلیّهٔ آئین بهائی است را تلخیص و ترجمه نموده، به نام «مطالع الانوار» منتشر کرد. او همچنین به‌طور مستقل تاریخ امر بهائی را به شکلی دقیق و روش مند در چهار جلد به نام «God Passes By» (ترجمه شده به اسم «قرن بدیع») مدوّن نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=اشرف|نام=فؤاد|کتاب=شوقی ربّانی، حصن حصین شریعت الله|ناشر=هوفهایم|سال=۱۹۹۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او به اجراء برنامه‌هایی برای انتشار آئین بهائی در سطح جهان اقدام نمود و خود شخصاً نامه‌های بی شماری به جوامع بهائی در سراسر عالم ارسال کرد و آنان را به انجام وظائف و خدماتشان دعوت و ترغیب نمود. همچنین برنامه‌ریزی امور مهاجرین و نقاط مهاجرتی آنها را در سراسر عالم انجام داد. در این سالها شمار کشورهایی که آئین بهائی در آنها معرفی و ارائه گردید، از ۳۵ به ۲۱۹ کشور رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=|نام=Smith, Peter|کتاب=Shoghi Effendi|ناشر=. Oxford: Oneworld Publications.|سال=2000|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; شوقی افندی به رشد و توسعهٔ مرکز جهانی بهائی در شهر حیفا مبادرت ورزید و املاک بهائی را توسعه داد و باغ‌های باشکوهی در آن اراضی طرّاحی و اجراء نمود. بر مزار باب، معروف به مقام اعلی، گنبد زیبائی بنا نمود و همچنین در اطراف [[آرامگاه بهاءالله]] معروف به روضهٔ مبارکه در خارج شهر عکّا باغ‌های بی نظیری ترتیب داد. بنای «دارالآثار» را تدارک دید که در آن، آثار بهائی و اشیاء متبرکّه مربوط به [[سید علی‌محمد باب|باب]] و [[بهاءالله]] نگهداری می‌شود. این همه اقدامات برای آن صورت گرفت تا فضایی مناسب و روحانی برای مرکز اداری و روحانی آئین بهائی مهیّا گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=ربّانی|نام=شوقی|کتاب=The Dispensation of Bahá&#039;u&#039;lláh|ناشر=|سال=|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; شوقی افندی، در این سال‌ها، نهایت توجه خود را به بنای مؤسّسات محلی و ملّی معطوف داشت و اصول انتخابات بهائی را برای جوامع بهائی سراسر عالم تشریح نمود. برای جامعه‌ای که کشیش و روحانی ندارد، این هیئت‌های منتخب دموکراتیک، اساس همهٔ پیشرفت‌های دیگر محسوب می‌شدند. او تلاش کرد جامعه‌های نو پای بهائی را به مرتبه‌ای برساند که مؤسّسات و تشکیلات بهائی قابلیت و توانائی تشکیل [[بیت العدل|بیت العدل اعظم]] را داشته باشند. بیت العدل اعظم همان مؤسّسه‌ای است که از چند سال پس از درگذشت شوقی ربّانی تا کنون، رهبری و قیادت جامعهٔ بهائی در سراسر عالم را به عهده دارد و در آینده نیز این مسئولیّت را به عهده خواهد داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=فتح اعظم|نام=هوشمند|کتاب=نظم جهانی بهائی|ناشر=|سال=۱۹۵۵|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=ربّانی|نام=شوقی|کتاب=نظامات بهائی (بهائی پروسیجر)|ناشر=محفل روحانی ملّی بهائیان ایران|سال=|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[بیت العدل اعظم]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|بیت العدل اعظم}}&lt;br /&gt;
در آئین بهائی طبقه روحانی و مجتهد دینی وجود ندارد و در ساختار جامعه بهائی اقتدار و مرجعیت به شوراهای انتخابی که در راس آنها [[بیت العدل اعظم]] قرار دارد سپرده شده‌است نه به افراد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:93&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ Faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Wendi|ناشر=Dunedin Academic Pres|سال=2006|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]] شورای بین‌المللی آئین بهائی و بالاترین مقام تصمیم‌گیری این آئین است. این مجمع ۹ عضو دارد که هر ۵ سال یک بار توسط اعضای محفل‌های ملی بهائی - شوراهای انتخابی بهائی کشورهای جهان - انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|شابک=0-521-86251-5}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نخستین انتخابات بیت العدل اعظم در سال ۱۹۶۳ میلادی (۱۳۴۲ هجری شمسی) برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/02/100203_l11_aa_book_crackdown_bahais.shtml بررسی کتاب: &#039;&#039;سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران&#039;&#039;]، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; مقر [[بیت العدل اعظم]] در دامنه کوه کرمل در بندر حیفا قرار دارد که در سال ۱۸۹۰ میلادی توسط [[بهاءالله]] در لوح کرمل برای این منظور برگزیده شده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;Shoghi Effendi, &#039;&#039;The World Order of Bahá’u’lláh&#039;&#039;. Wilmette, Illinois, Bahá&#039;í Publishing Trust&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica3&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia |encyclopedia=Encyclopædia Iranica|year=1989|article=Bayt-al-`Adl (House of Justice)|first=Moojan|last=Momen}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بیت العدل اعظم]] در سال ۱۹۷۲ میلادی اساس نامه خود را تنظیم کرد و در آن جنبه‌های مختلف نحوۀ عملکرد و اختیارات و وظایف را خود مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|شابک=0-521-86251-5}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر مبنای این اساس‌نامه این وظایف و اختیارات را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد: اداره امور جامعه بهائی در سطح جهانی، هدایت، سازمان دهی و هماهنگ سازی فعالیت‌های بهائی در سطح جهانی، محافظت از متون بهائی، محافظت از جامعهٔ بهائی در برابر آزار و اذیت و سرکوب؛ انتشار آئین بهائی، گسترش و تقویت [[نظم اداری|نظم اداری بهائی]]؛ ترویج خصلت‌های معنوی در جامعهٔ بهائی و دوستی و صلح میان ملت‌ها؛ پیاده‌سازی، لغو یا تغییر آن دسته دستورها و احکام که به وضوح در متون بهائی مطرح نشده‌است؛ تضمین حقوق، آزادی و اقدامات افراد؛ بکار بستن اصول و احکام بهائی؛ هدایت و هماهنگی فعالیت‌های بهائیان در سراسر جهان. &amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==[[نظم اداری|نحوه اداره جامعه بهائی]]==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seat of the Universal House of Justice.JPG|بندانگشتی|250px|مقر [[بیت العدل اعظم]]، حیفا، اسرائیل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[نظم اداری|نظم اداری بهائی]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|نظم اداری}}&lt;br /&gt;
نحوهٔ سازمان دهی و اداره امور جامعه بهائی [[نظم اداری]] نامیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; طرح کلی این نظام توسط [[بهاءالله]] در [[کتاب اقدس]] و سایر آثارش مشخص شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; در آئین بهائی طبقه روحانی و مجتهد دینی وجود ندارد و در ساختار این جامعه اقتدار و مرجعیت به افراد داده نشده بلکه به شوراهای انتخابی سپرده شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; این شوراهای انتخابی در سطح محلی، ملی و بین‌المللی فعالیت دارند. در سطح محلی، این شوراها محفل روحانی محلی و در سطح ملی، محفل روحانی ملی و در سطح بین الملی [[بیت العدل اعظم]] نامیده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;u&#039;llah: A Short Biography|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=Oneworld Publications|سال=2014|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; علاوه بر شوراهای انتخابی، موسساتی نیز هستند که به صورت انتصابی فعالیت می‌کنند و عمدتاً نقش مشاوره و تشویق جامعه بهائی را بر عهده دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; بیت العدل اعظم، هئیت بین‌المللی آئین بهائی که اعضایش هر ۵ سال یک بار انتخاب می‌شوند، در رأس ساختار اداری بهائی قرار دارد و بالاترین مقام تصمیم‌گیری در جامعه جهانی بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته شوقی افندی کتاب اقدس، لوح کرمل و کتاب عهدی از آثار [[بهاءالله]] و الواح وصایا، وصیت نامه [[عبدالبهاء]]، منشور نظم اداری بهائی را تشکیل می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Baha&#039;i Administration|ژورنال=Bahá’í Encyclopedia Project|تاریخ=2019|زبان=English|پیوند=http://www.bahai-encyclopedia-project.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=67:administration&amp;amp;catid=36:administrationinstitutions}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] در [[کتاب اقدس]] اصول و قوانین نظم اداری را بیان می‌کند، در لوح کرمل، کوه کرمل را در حیفا مرکز اداری و روحانی آئین بهائی قرار می‌دهد و در کتاب عهدی اصل «عهد و میثاق» را برای حفظ وحدت جامعه بهائی و هدایت و مساعدت بهائیان برای بنای نظم اداری تأسیس می‌کند، و پسر ارشد خود [[عبدالبهاء]] را به عنوان مرکز عهد و میثاق و جانشین خود برمی‌گزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92&amp;quot; /&amp;gt; [[عبدالبهاء]] در الواح وصایا ویژگی‌های نظم اداری بهائی، وظایف ایادی امرالله و همچنین مقام ولی امر را مشخص می‌کند و [[شوقی افندی|شوقی ربانی]] را به عنوان جانشین خویش در مقام ولی امرالله برمی‌گزیند&amp;lt;ref&amp;gt;Rabbani, Ruhiyyih (Ed.) (1992). The Ministry of the Custodians 1957-1963. Bahá&#039;í World Centre, p 13.0-85398-350-X&amp;lt;/ref&amp;gt; و نظامی برای انتخابات بیت‌العدل اعظم مشخص می‌نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;SMITH2&amp;quot;&amp;gt;{{Cite book|last=Smith|first=Peter|year=2008|title=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|publisher=Cambridge University Press|place=Cambridge|page=55|url=http://books.google.com/?id=z7zdDFTzNr0C|isbn=0-521-86251-5|ref=harv}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نوشته‌های شوقی افندی، به ویژه دو اثر &#039;&#039;&#039;Baha&#039;i Administration&#039;&#039;&#039; (نظم اداری بهائی) و &#039;&#039;&#039;World Order of Baha&#039;u&#039;llah&#039;&#039;&#039; (نظم جهانی بهائی) جزئیاتِ اجرائی نظم اداری بهائی را مفصلاً شرح و بسط می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot;&amp;gt;نظر اجمالی در دیانت بهائی، احمد یزدانی، صفحه 53&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موسسات انتخابی===&lt;br /&gt;
موسسات انتخابی آن دسته از موسساتی هستند که اعضاء آن توسط انتخاب افراد جامعه بهائی تعیین می‌گردند. محفل روحانی ملی و محفل روحانی محلی و بیت‌العدل اعظم از این دسته از تشکیلات بهائی موسسات بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith22&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith}}&amp;lt;/ref&amp;gt; موسسات انتخابی در حوزه عملکرد خود اختیارات تقنینی، اجرایی و قضایی دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=178-180|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===موازین انتخابات بهائی===&lt;br /&gt;
انتخابات بهائی به شیوه ای دور از رقابت و تفرقه برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=http://public.eblib.com/choice/publicfullrecord.aspx?p=1771099|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Wendi|نام خانوادگی۲=Momen|نام۲=Moojan|تاریخ=2006|ناشر=Dunedin Academic Press|شابک=9781906716868|مکان=Edinburgh|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; طبق احکام منصوص آئین بهائی، در انتخاب موسسات بهائی از جمله انتخابات بیت العدل اعظم هرگونه تبلیغات، کاندیداتوری، نامزد شدن و نامزد کردن، حزب‌گرایی، و مبارزات و کمپین‌های انتخاباتی مطلقاً ممنوع است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=183-185|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هر کدام از راِی دهندگان در حالت دعا و توجه و با در نظر گرفتن معیارهای اخلاقی و معنوی مطرح در آثار بهائی، به حکم وجدان خود شایسته‌ترین افراد را برای عضویت در این مؤسسه انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot; /&amp;gt; در تمامی انتخابات بهائی، در سطح محلی، ملی و بین‌المللی، رأی دهندگان نام افراد مورد نظر خود را روی برگه رأی می‌نویسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:522&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Arash Abizadeh|عنوان=How Bahá’í Voters Should Vote|ژورنال=Journal of Baha’i Studies|دوره=18|شماره=1-4|ناشر=The Journal of Baha&#039;i Studies|تاریخ=2008|زبان=English|شاپا=|doi=|پیوند=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/18.14-Abizadeh.pdf|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری در سطح محلی امور جامعهٔ بهائی توسط محفل روحانی محلی اداره می‌شود. در هر شهر و روستایی که تعداد بهائیان ۲۱ سال به بالای آن حداقل ۹ نفر باشد هر سال انتخاباتی برگزار می‌گردد که در جریان آن ۹ فرد مستقیماً از جانب بهائیان آن محل با رعایت موازین انتخابات بهائی به عضویت محفل محلی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری از طریق برگه رأی مخفی است یعنی کسی ار رأی دیگران اطلاع ندارد. این موضوع باعث می‌شود که رای‌دهندگان بتوانند آزادانه و فارغ از فشارهای بیرونی به هر آن که خود صلاح می‌دانند رأی دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:522&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===محفل روحانی محلی===&lt;br /&gt;
در سطح محلی امور جامعهٔ بهائی توسط محفل روحانی محلی اداره می‌شود. در هر شهر و روستایی که تعداد بهائیان ۲۱ سال به بالای آن حداقل ۹ نفر باشد هر سال انتخاباتی برگزار می‌گردد که در جریان آن ۹ فرد مستقیماً از جانب بهائیان آن محل با رعایت موازین انتخابات بهائی به عضویت محفل محلی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===محفل روحانی ملی===&lt;br /&gt;
اعضای محفل روحانی ملی که امور جامعه بهائی را در سطح کشور اداره می‌کند سالانه از طریق نمایندگان منتخب محافل روحانی محلیِ سراسر کشور انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;کتاب نظم اداری بهایی. هوشنگ محمودی. لجنه ملی نشر معارف امری&amp;lt;/ref&amp;gt; نمایندگان محافل محلی، اعضای محفل روحانی ملی را از بین کلیه اعضای جامعه بهائی آن کشور با رعایت موازین انتخابات بهائی انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; نه نفری که از دیگران بیشتر رأی بیاورند به عضویت محفل ملی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; جوامع بهائی در حدود ۲۳۲ کشور پراکنده‌اند و بسیاری از این کشورها دارای محفل ملی روحانی می‌باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; [https://www.bahai.org/fa/national-communities/ سایت رسمی جامعه جهانی بهائی] پیوندهایی از وبسایت‌های ملّی بسیاری از این جوامع را منتشر کرده‌است. &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.bahai.org/fa/national-communities/ جامعه‌ای جهانی، وبسایت رسمی جامعه جهانی بهائی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===[[بیت العدل اعظم]]===&lt;br /&gt;
[[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]]، بالاترین مقام تصمیم‌گیری در جامعه جهانی بهائی، متشکل از ۹ عضو است که اعضای آن هر ۵ سال یک بار توسط اعضای تمامی محفل‌های ملی بهائی سراسر جهان انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:72&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=177|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;http://news.bahai.org/archive/ Baha&#039;is elect Universal House of Justice&amp;lt;/ref&amp;gt; نخستین انتخابات [[بیت العدل اعظم]] در سال ۱۹۶۳ برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:72&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/02/100203_l11_aa_book_crackdown_bahais.shtml بررسی کتاب: &#039;&#039;سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران&#039;&#039;، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; مقر [[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]] بر دامنه کوه کرمل در بندر حیفا است که بهاءالله این مکان را در سال ۱۸۹۰ میلادی و در لوح کرمل انتخاب کرده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;Shoghi Effendi, &#039;&#039;The World Order of Bahá’u’lláh&#039;&#039;. Wilmette, Illinois, Bahá&#039;í Publishing Trust&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|year=1989|title=Bayt-al-`Adl, House of Justice|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|url=http://www.iranicaonline.org/articles/bayt-al-adl-house-of-justice-a-bahai-administrative-institution|last=Momen|first=Moojan|date=1989}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وظایف اصلی و کلی این جمع صیانت دیانت بهائی و ادارهٔ امور است. شایان ذکر است که مرجع اصلی کلیه امور در آئین بهائی، [[کتاب اقدس]] ام‌الکتاب این آئین است. هر موضوعی که در آثار بهائی به صراحت به آن پرداخته نشده باشد، [[بیت العدل اعظم]] این اختیار را دارد که راجع به آن تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;PSmith&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|year=2000|title=Universal House of Justice|encyclopedia=A concise encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|publisher=Oneworld Publications|location=Oxford|last=Smith|first=Peter|pages=346–350|isbn=1-85168-184-1}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] شارع آیین بهایی، در این مورد می‌گوید: «چونکه هر روز را امری و هر حین را حکمی مقتضی، امور به وزراء [[بیت العدل اعظم|بیت العدل]] راجع تا آنچه مصلحت وقت دانند معمول دارند».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Tablets of Baha&#039;u&#039;llah Revealed After the Kitab-i-Aqdas|نام خانوادگی=|نام=Baha&#039;u&#039;llah|ناشر=Bahai Publishing Trust|سال=1988|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در آثار بهائی اعضای [[بیت العدل اعظم]] که از طریق انتخابات تعیین می‌شوند با عباراتی چون امینان خداوند در میان بندگانش&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt; و مردان عدالت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=کتاب اقدس|نام خانوادگی=|نام=بهاءالله|ناشر=مرکز جهانی بهائی|سال=1992|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; توصیف می‌شوند. در متون بهائی ذکر شده آن‌ها باید مظهر تقوا&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=الواح وصایای حضرت عبدالبهاء|نام خانوادگی=|نام=عبدالبهاء|ناشر=محفل روحانی ملی بهائیان پاکستان|سال=1960|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و سرچشمه علم و دانایی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; و خیرخواه تمامی نوع بشر&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان برخی از وظایفی که [[بهاءالله]] برای [[بیت العدل اعظم]] تعیین کرده می‌توان به مواردی همچون تعلیم و تربیت معنوی انسان‌ها، ایجاد رفاه، آموزش کودکان، مراقبت از ضعیفان و فقرا اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica2&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia |encyclopedia=Encyclopædia Iranica|year=1989|article=Bayt-al-`Adl (House of Justice)|first=Moojan|last=Momen}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر وظایف بیت العدل اعظم ترویج صلح جهانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica2&amp;quot; /&amp;gt; بر اساس آثار بهائی، این هیئت باید برای پایداری و حفاظت از مقام دین تلاش کند &amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt; و در راه تعلیم و تربیت مردم، توسعه و آبادی ملت‌ها و حفاظت از شرافت انسان‌ها بکوشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بیت العدل اعظم]] در سال ۱۹۷۲ میلادی اساس نامه خود را تنظیم کرد و در آن جنبه‌های مختلف نحوۀ عملکرد و اختیارات و وظایف را خود مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|شابک=0-521-86251-5}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر مبنای این اساس‌نامه این وظایف و اختیارات را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد: اداره امور جامعه بهائی در سطح جهانی، هدایت، سازمان دهی و هماهنگ سازی فعالیت‌های بهائی در سطح جهانی، محافظت از متون بهائی، محافظت از جامعهٔ بهائی در برابر آزار و اذیت و سرکوب؛ انتشار آئین بهائی، گسترش و تقویت [[نظم اداری|نظم اداری بهائی]]؛ ترویج خصلت‌های معنوی در جامعهٔ بهائی و دوستی و صلح میان ملت‌ها؛ پیاده‌سازی، لغو یا تغییر آن دسته دستورها و احکام که به وضوح در متون بهائی مطرح نشده‌است؛ تضمین حقوق، آزادی و اقدامات افراد؛ بکار بستن اصول و [[احکام بهائی]]؛ هدایت و هماهنگی فعالیت‌های بهائیان در سراسر جهان.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] و [[عبدالبهاء]] در آثار و متون بهائی تأکید کرده‌اند که بیت العدل اعظم تحت حمایت و مراقبت [[بهاءالله]] خواهد بود و [[بیت العدل اعظم]] با الهام و تأیید الهی تصمیم‌گیری و وضع حکم می‌کند و تصمیمات آن عاری از خطا هستند و منشأ خیر خواهند بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=Iranica|نشانی=http://www.iranicaonline.org/articles/bayt-al-adl-house-of-justice-a-bahai-administrative-institution|عنوان=Bayt-Al-Adl}}&amp;lt;/ref&amp;gt; برای بهائیان پیروی از تصمیمات بیت العدل اعظم ضروری است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; در آئین بهائی طبقهٔ روحانیون و مجتهدان دینی وجود ندارد و هیچ‌کدام از اعضای بیت العدل اعظم به تنهایی دارای مقام ویژه یا مرجعیت و اقتدار نیستند. مرجعیت و اقتدار در آئین بهائی منحصراً در اختیار موسسات و شوراهایی است که به صورت جمعی تصمیم‌گیری می‌کنند ولی تک تک افراد عضو این شوراها مرجعیت و امتیازی ندارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Hartz|نام=Paula|ناشر=Infobase Publishing|سال=2009|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موسسات انتصابی===&lt;br /&gt;
موسسات انتصابی عمدتاً نقش مشاوره و تشویق جامعه بهائی را بر عهده دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین قاره ای هیئتی متشکل از ۸۱ نفر است که اعضای آن هر پنج سال توسط [[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]] منصوب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین به محافل روحانی مشاوره می‌دهند، مشوق اقدامات و ابتکارات فردی هستند و به رشد و سرزندگی جوامع بهائی کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; برخلاف موسسات انتخابی، هیئت مشاورین قاره‌ای اختیارات تقنینی، اجرایی و قضایی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین قاره‌ای افرادی را برای کمک با عنوان هیئت معاونین منصوب می‌کنند و معاونین نیز دستیارانی برای خود از جامعه بهائی برمی‌گزینند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=180-182|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در حالی که مشاورین قاره‌ای در هر دو سطح قاره‌ای و کشوری فعال هستند، معاونین و دستیاران ایشان در سطوح منطقه‌ای و محلی فعالیت می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt; برای هماهنگی و هدایت فعالیت‌های مشاورین قاره‌ای، [[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]] هیئتی تحت عنوان دارالتبلیغ بین‌المللی برای ۵ سال منصوب می‌کند که متشکل از ۹ نفر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معابد بهائی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bahai how frankfurt.jpg|بندانگشتی|250px|مشرق‌الاذکار فرانکفورت آلمان]]&lt;br /&gt;
در آئین بهائی مفاهیم عبادت، کار و خدمت، در قالب مؤسسه مشرق الاذکار تلفیق می‌شوند و آثار بهائی مشرق‌الاذکار را نمادی از پیوند عبادت و خدمت می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; مجموعه مشرق الاذکار از یک ساختمان مرکزی به عنوان محل نیایش (معبد) تشکیل شده‌است و در اطراف آن موسسات عام‌المنفعه ای قرار خواهند گرفت که هدفشان فراهم آوردن امکانات آموزشی، بهداشتی و سایر خدمات در راستای پیشرفت اجتماعی و اقتصادی جامعه است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حال حاضر هشت معبد بهائی قاره ای یا منطقه‌ای بهائی در جهان وجود دارند که واقع در استرالیا، ساموآ، اوگاندا، شیلی، آلمان، هندوستان، پاناما و ایالات متحده آمریکا هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=11 November 2018|وبگاه=CNN|نشانی=https://edition.cnn.com/style/article/bahai-temple-chile/index.html|عنوان=The temple that welcomes all religions, or none at all}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=22 مهر 1395|وبگاه=رادیو فردا|نشانی=https://www.radiofarda.com/a/f14-bahai-house-of-worship-in-chile/28051467.html|عنوان=نخستین معبد آیین بهایی در آمریکای جنوبی در کشور شیلی افتتاح شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر یک از این معابد معماری خاص خود را دارند که با تأثیر از فرهنگ محلی و در همخوانی با عناصر زیست‌محیطی، اجتماعی و فرهنگی بومی هر منطقه طراحی شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=&amp;quot;Bahai temples&amp;quot;|نام خانوادگی=Rafati|نام=V|نام خانوادگی۲=Sahba|نام۲=F|ناشر=|سال=|شابک=|سری=Encyclopædia Iranica|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله خصوصیات مشترک در طراحی این معابد این است که همه طرحی دایره‌وار، ۹ ضلع، ۹ در ورودی و گنبد دارند و پیرامون آنها را باغ و فضای سبز فرا گرفته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معابد بهائی موعظه یا آداب و آئین خاصی انجام نمی‌پذیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt; برنامه دعا و نیایش در این معابد شامل قرائت آثار بهائی و متون دینی سایر ادیان است که می‌تواند به زبان‌های مختلف و به شکل قرائت ساده یا همراه با آواز صورت گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt; معابد بهائی به روی همگان از هر دین، نژاد، ملیت، قوم و جنسیت باز هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اردیبهشت سال۱۳۹۱ (آوریل ۲۰۱۲) شورای حاکمهٔ بین‌المللی دیانت بهائی، بیت‌العدل اعظم، برنامهٔ ساخت دو معبد ملی (در جمهوری دموکراتیک کنگو و پاپوآ گینه نو) و ۵ معبد محلی (باتامبانگ در کامبوج، بیهار شریف در هندوستان، ماتوندا سوی در کنیا، نورته دل کائوکا در کلمبیا و تانا در وانواتو) را اعلام کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=3 اردیبهشت 1393|وبگاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=https://news.persian-bahai.org/story/354|عنوان=اعلام برنامهٔ ساخت مشرق‌الاذکارهای تازه}}&amp;lt;/ref&amp;gt; معبد بهائی باتامبانگ در کامبوج در سپتامبر ۲۰۱۷ (شهریور ۱۳۹۶) بازگشایی شد&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=Vandy Muang|کد زبان=|تاریخ=7 September 2017|وبگاه=The Phnom Penh Post|نشانی=https://www.phnompenhpost.com/post-property/bahai-house-worship-emerges-battambang|عنوان=Baha’i House of Worship emerges in Battambang}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و معبد بهائی محلی نورته دل کائوکا در کلمبیا در ژوئیه ۲۰۱۸ (مرداد ۱۳۹۷) افتتاح شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=1 مرداد 1397|وبگاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=https://news.persian-bahai.org/1275|عنوان=گشایش معبد کلمبیا طی مراسمی پرنشاط و سرورانگیز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تقویم بهائی==&lt;br /&gt;
تقویم بهائی یک تقویم خورشیدی است که از نوزده ماه نوزده روزه به علاوه چهار روز (یا در سال‌های کبیسه ۵ روز) که ایام هاء نامیده می‌شوند تشکیل شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Encyclopedia of Religion. 2 (2nd ed.)|نام خانوادگی=Hutter|نام=Manfred|ناشر=Macmillan Reference US|سال=2005|شابک=|مکان=Detroit, Michigan|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دوران چهار (یا ۵ روزه) ایام هاء زمانی برای جشن و شادی، نیکوکاری و امور خیریه و مهمان نوازی است و دقیقاً قبل از شروع ماه آخر در تقویم بهائی که ماه روزه داری است قرار دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; شروع سال نو در تقویم بهائی مطابق با نوروز و اعتدال بهاری در نیمکره شمالی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در تقویم بهائی هر ماه نامی دارد که برگرفته از یکی از صفات الهی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اماکن مقدس بهائیان==&lt;br /&gt;
&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;حیفا و عکا برای بهاییان شهرهایی مقدس‌اند. آرامگاه بهاءالله در عکا و آرامگاه سیدعلی‌محمد باب در حیفا واقع شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نام خانوادگی=صلح‌جو|نام=حسن|کد زبان=fa|تاریخ=۲۵ مهر ۱۳۹۱|اثر=بی‌بی‌سی فارسی|نشانی بایگانی=|نشانی=http://www.bbc.com/persian/arts/2012/10/121008_l44_makhmalbaf_gardner_movie|تاریخ بایگانی=|عنوان=&#039;باغبان&#039; محسن مخملباف، جرم‌های تازه یک فیلم‌ساز|ناشر=|بازبینی=16-10-2012}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==متون بهائی==&lt;br /&gt;
کتاب‌ها و نامه‌های بسیاری توسط [[بهاءالله]]، [[عبدالبهاء]] و شوقی افندی نوشته شده‌است که همگی جزو آثار بهائی دسته بندی می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Development of Babi and Baha&#039;i Communities|نام خانوادگی=Ioannesyan|نام=Youli|ناشر=Routledge|سال=2013|شابک=978–0–415–66136–2|مکان=|صفحات=3}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در آئین بهائی آثار باب و بهاءالله به عنوان وحی یا کلام الهی، متون و سخنرانی های عبدالبهاء و آثار شوقی افندی به عنوان تفسیر و تبیین رسمی و آثار بیت العدل اعظم به عنوان تشریع و توضیحات رسمی در نظر گرفته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آثار [[بهاءالله]] در اصل به زبان فارسی و عربی نگاشته شده است و امروز به بیش از هشتصد زبان ترجمه شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable sortable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:right&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
![[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
|[https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/kitab-i-aqdas/ کتاب اقدس]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/kitab-i-iqan/ کتاب ایقان]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/hidden-words/3#828027125 کلمات مکنونه فارسی]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/hidden-words/2#072133754 کلمات مکنونه عربی]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/tablets-bahaullah/ اشراقات]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/tablets-bahaullah/ اقتدارات]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/seven-valleys-four-valleys/1#019727131 هفت وادی]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/seven-valleys-four-valleys/1#019727131 چهار وادی]، [http://aeenebahai.org/fa/node/2375/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4 دریای دانش]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/gems-divine-mysteries/ جواهر الاسرار]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
![[عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
|[https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/secret-divine-civilization/ رساله مدنیه]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/RST/ رساله سیاسیه]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/ خطابات (سه جلد)]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/ مکاتیب (نه جلد)]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/SAQ/ مفاوضات]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/travelers-narrative/ مقاله شخصی سیاح]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/memorials-faithful/ تذکرة الوفا]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/MABP/ مجموعه الواح به افتخار بهائیان پارسی]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/will-testament-abdul-baha/ الواح وصایا]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
![[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
|[http://reference.bahai.org/download/adj1-fa-pdf.zip ظهور عدل الهی] ([https://www.bahai.org/library/authoritative-texts/shoghi-effendi/advent-divine-justice/ انگلیسی])، [http://reference.bahai.org/download/dob-fa-pdf.zip دور بهائی] ([https://www.bahai.org/beliefs/essential-relationships/administrative-order/articles-resources/from-dispensation-bahaullah انگلیسی])،  [http://reference.bahai.org/download/gpb-fa-pdf.zip کتاب قرن بدیع] ( [https://www.bahai.org/library/authoritative-texts/shoghi-effendi/god-passes-by/ انگلیسی])، [http://reference.bahai.org/download/ctn-fa-pdf.zip ندا باهل عالم]، [http://reference.bahai.org/download/cf-fa-pdf.zip حصن حصین شریعت الله] ([https://www.bahai.org/library/authoritative-texts/shoghi-effendi/citadel-faith/ انگلیسی])، [http://reference.bahai.org/fa/t/se/JMJ/ جلوه مدنیت الهی] ([https://www.bahai.org/beliefs/universal-peace/articles-resources/from-unfoldment-world-civilization انگلیسی])، [http://reference.bahai.org/fa/t/se/HB3/ حیات بهائی]، [http://reference.bahai.org/fa/t/se/PSE/ مجموعه مناجات]&lt;br /&gt;
|- &lt;br /&gt;
![[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل‌اعظم]]&lt;br /&gt;
|[http://reference.bahai.org/download/pwp-fa-pdf.zip وعده صلح جهانی]، [https://www.bahaisofiran.org/assets/Baha&#039;u&#039;llah.pdf حضرت بهاءالله]،  [http://reference.bahai.org/download/col-fa-pdf.zip قرن انوار]، [http://reference.bahai.org/download/col-fa-pdf.zip رفاه عالم انسانی]، [https://www.payamha-iran.org/ مجموعه پیام‌ها]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://info.bahai.org/persian سایت رسمی جامعه جهانی بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/ سایت رسمی جامعه بهائیان ایران]&lt;br /&gt;
*[http://www.reference.bahai.org/fa کتابخانه آثار بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کتابخانه سایت بهائیان ایران]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%20%D9%88%20%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%91%D8%AF%20%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%20-%20Nader%20Saiedi.pdf عبدالبهاء و تولد انسان]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%B9%DB%8C%20%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1.pdf طلوعی دیگر، کتابی در معرفی آئین بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86.pdf گوهرهای پنهان، کتابی در معرفی آئین بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D9%86 عقاید اساسی آئین بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/Persian%20Baha&#039;i%20Magazine%20LQ.pdf نشریه بهائیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
*[[عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
*[[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
*[[ایادی امرالله]]&lt;br /&gt;
*[[بیت العدل اعظم]]&lt;br /&gt;
*[[آموزه های بهائی|آموزه‌های بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[احکام بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[ازدواج بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[سید علی‌محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[من یظهره‌الله]]&lt;br /&gt;
*[[آثار سید علی‌محمد باب|آثار سید علی محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[نظم اداری]]&lt;br /&gt;
*[[سفرهای_عبدالبهاء_به_غرب|سفرهای عبدالبهاء به غرب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[de:Bahá&#039;í-Religion]]&lt;br /&gt;
[[en:Bahá’í Faith]]&lt;br /&gt;
[[es:Fe bahá’í]]&lt;br /&gt;
[[fr:Foi bahá’íe]]&lt;br /&gt;
[[pt:Fé Bahá&#039;í]]&lt;br /&gt;
[[ru:Вера Бахаи]]&lt;br /&gt;
[[vi:Tôn giáo Baha&#039;i]]&lt;br /&gt;
[[zh:巴哈伊信仰]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=755</id>
		<title>بهاءالله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=755"/>
		<updated>2023-07-20T09:32:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: افزودن es:Bahá’u’lláh&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{#seo:|title=بهاءالله پیامبر آئین بهائی| دانشنامه بهائی}}&lt;br /&gt;
{{#seo:|description=بهاءالله پس از تبعید به ادرنه و استقرار آئین جدید، اقدام به ابلاغ رسالت خود در سطحی جهانی نمود. او از سپتامبر سال ۱۸۶۷ شروع به ارسال نامه‌هایی به سران ممالک، پادشاهان وقت و شخصیتهای مهم سیاسی و دینی نمود.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shrine of Bahá’u’lláh.jpg|بندانگشتی|300x300پیکسل|آرامگاه میرزا حسین‌علی نوری]]&lt;br /&gt;
میرزا حسین‌علی نوری (۱۸۱۷، تهران - ۱۸۹۲، عکا) شهرت یافته با لقبِ &#039;&#039;&#039;بَهاءُالله&#039;&#039;&#039;، رهبر دینی ایرانی، پایه‌گذار [[بهائیت|آیین بهایی]] و از پیروان [[سید علی‌محمد باب|باب]] بود. در سال ۱۸۵۳ از ایران به عراق و بعدتر به استانبول و ادرنه و در نهایت به عکا تبعید شد و در همان‌جا درگذشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد دانشنامه | نام خانوادگی = بعلبکی | نام = منیر | پیوند نویسنده = منیر بعلبکی| مقاله = بهاءالله | دانشنامه = معجم الأعلام المورد{{!}}فرهنگ‌زندگی‌نامهٔ المورد | نشانی = http://waqfeya.com/books/19/17/0017.rar | تاریخ = ۱۹۹۲ | ناشر = دارالعلم للملایین| مکان = بیروت | زبان = عربی | شابک = 9953901163 | صفحه = 113}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیروان او بهائی خوانده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;statistics&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=مرکز جهانی بهائی دپارتمان آمار|تاریخ=۲۰۰۱–۰۸|نشانی=http://bahai-library.com/index.php5?file=bolhuis_bahai_statistics_2001|عنوان=آمار جهانی بهائی سال ۲۰۰۱|ناشر=bahai-library.org|تاریخ بازدید=۲۰۰۷-۰۳-۱۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان معتقدند که حسینعلی نوری، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی، بودا، زردشت، مسیح و محمّد است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. تا سال ۲۰۱۰ شمار بهائیان بین ۵/۵ تا ۷ میلیون نفر برآورد شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=Darrell J. Turner|کد زبان=|تاریخ=2-3-2011|وب‌گاه=Encyclopædia Britannica, Inc.|نشانی=https://www.britannica.com/topic/religion-Year-In-Review-2010/Worldwide-Adherents-of-All-Religions|عنوان=Religion: Year In Review 2010 WORLDWIDE ADHERENTS OF ALL RELIGIONS}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=Bahá’í International Community|نشانی=http://news.bahai.org/media-information/statistics|عنوان=Statistics - Media Information - Bahá’í World News Service|ناشر=news.bahai.org|بازبینی=2016-11-20}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=David Langness|کد زبان=|تاریخ=October 2, 2013|وب‌گاه=Baha’i teachings|نشانی=http://bahaiteachings.org/how-many-bahais|عنوان=How Many Baha’is?}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی‌نامه==&lt;br /&gt;
===کودکی و جوانی===&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
میرزا حسینعلی نوری از اهالی منطقه نور مازندران، در ۱۲ نوامبر ۱۸۱۷(سال ۱۱۹۵ هجری شمسی) در تهران متولد شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Beginner&#039;s Guide|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=One World Publication|سال=2012|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان نسبت وی را از یک سو به زرتشت و از سوی دیگر به یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی می‌دانند. همچنین به اعتقاد بهائیان، حسینعلی نوری از طریق همسر سوم ابراهیم، (قطوره) به وی منسوب است.&amp;lt;ref&amp;gt;نفحات ظهور بهاءالله، صفحهٔ ۱۵&amp;lt;/ref&amp;gt; پدرش میرزا بزرگ نوری از رجال دوره فتحعلی شاه و مردی ادیب و خطاط بود و در دربار شاه ایران منصبی عالی داشت. او به مانند دیگر فرزندان چنین خانواده‌هایی آموزش‌هایی چون خواندن، نوشتن، خوشنویسی، خواندن قرآن و اشعار شعرای مشهور ایرانی (چون عطار، حافظ و مولوی) را در خانه و از معلمین خصوصی دریافت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;The Story of Baha&#039;u&#039;llah: Promised One of All Religions نوشته Druzelle Cederquist، صفحهٔ ۸&amp;lt;/ref&amp;gt; او همان طور که خود در آثارش اشاره می‌کند به مدرسه نرفت و آموزش رسمی ندید.&amp;lt;ref&amp;gt;مقاله شخصی سیاح، مؤسسه مطبوعات امری آلمان، ۲۰۰۱، ص ۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; در جوانی به خود او مقام و مناصبی در دستگاه حکومت پیشنهاد شد که وی نپذیرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل= |کتاب=A Concise Encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|ناشر= Oneworld Publications|چاپ= |شهر= Oxford, UK|کوشش= |ویرایش= |سال= ۱۹۹۹ |شابک=1-85168-184-1 |نویسنده= Smith, Peter|نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه= |زبان=en |مقاله= |ژورنال= |نشریه= |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز دعوت [[سید علی‌محمد باب]] ملقب به [[سید علی‌محمد باب|باب]] در سال ۱۲۲۱ (۱۸۴۴ میلادی) به او پیوست (۲۷ سالگی) اقدامات و فعالیت‌های او در گسترش آیین [[بابیه|بابی]] او را تبدیل به یکی از مهم‌ترین پیروان [[سید علی‌محمد باب|باب]] نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اولین تبعید===&lt;br /&gt;
در سال ۱۸۵۱، بعد از تیرباران [[سید علی‌محمد باب|باب]]، بهاءالله به در خواست امیر کبیر ایران را به مقصد کربلا ترک می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;بهاءالله شمس حقیقت، ح.م. بالیوزی، ترجمه از انگلیسی، مینو ثابت. م George Roland Publisher ۱۹۸۰، ص ۸۷&amp;lt;/ref&amp;gt; او یک سال بعد با سقوط امیرکبیر از قدرت و به دعوت میرزا آقاخان نوری جانشین امیرکبیر به ایران بازمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;بهاءالله شمس حقیقت… یاد شده، ص ۹۶–۹۵&amp;lt;/ref&amp;gt; و پس از بازگشت ماه‌ها میهمان صدر اعظم بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ToolAutoGenRef2&amp;quot;&amp;gt;قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۸۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسینعلی نوری به تازگی وارد تهران شده بود که طوفان تازه‌ای دامنگیر جامعه بابی می‌شود. علت این گرفتاری «منسوبان بی‌اندیشه و عصبانی جامعهٔ بابی بودند» که بعد از اعدام [[سید علی‌محمد باب|باب]]، تصمیم به قصاص شاه گرفته و به جان او سوء قصد کردند. بهاءالله قبل از سوء قصد به جان ناصرالدین شاه در منزل یکی از برادران میرزا آقا خان نوری در شمیران به سر می‌برد. به گفته نبیل زرندی او در آنجا با &amp;quot;عظیم&amp;quot;، سرکردهٔ این توطئه ملاقات می‌کند و او را از نقشه قتل شاه برحذر می دارد &amp;lt;ref name=&amp;quot;ToolAutoGenRef2&amp;quot; /&amp;gt; و این برنامه را محکوم می نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوءقصد به جان شاه در ۱۵ اوت ۱۸۵۲ اتفاق می‌افتد که در جریان آن شاه فقط جراحات سطحی برمی‌دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; اما بلافاصله بعد از سوءقصد نافرجام به جان ناصرالدین شاه، همه بابیان برجسته که نقشی در این توطئه نداشتند از جمله بهاءالله دستگیر می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، ص ۱۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt; مهد علیا (مادر شاه) بهاءالله را در حادثهٔ حمله به پسر خود متهم می‌دانست و سعی داشت میرزا آقا خان نوری را نیز به عنوان همدست متهم کند.&amp;lt;ref&amp;gt;قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۸۹&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله با وجود این که احتمال می‌داد دستگیر شود و با وجود اینکه می‌توانست خود را حفظ کند یا با وساطت شوهر خواهرش در سفارت روس پناه گیرد یا از کشور خارج شود ولی خود را تسلیم مأموران دولتی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Cole|1989|ک=BAHĀʾ-ALLĀH|ص=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله را به زندان سیاه‌چال تهران که بعدها تخریب و بر روی بقایای آن تکیه دولت ساخته شد، بردند و مدت چندین ماه وی را در غل و زنجیر نگه داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، صفحهٔ ۱۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt; زنجیر سنگینی بر گردن بهاءالله بود که آثار آن تا آخر عمر بر گردنش دیده می شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Guide For The Perplexed|نام خانوادگی=Stockman|نام=Robert|ناشر=Bloomsbury|سال=2013|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این سیاهچال بود که بهاءالله چندین بار حالات عرفانی-معنوی را تجربه کرد و به مقام رسالت خود آگاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; این واقعه را می‌توان شروع دورۀ رسالت او در نظر گرفت هر چند او در آن هنگام این موضوع آشکار نکرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آزادی از زندان و تبعید به بغداد===&lt;br /&gt;
با اثبات بی‌گناهی حسینعلی نوری و اقدامات و پیگیری‌هایی که از طرف اقوام او و خصوصاً شوهرخواهر او مجید آهی منشی سفارت روسیه و میرزا آقاخان صدراعظم انجام شد، وی بعد از ۴ ماه به دستور شاه از سیاه چال تهران آزاد شد؛&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; مشروط بر اینکه ایران را ترک کند. برای ترک ایران یک ماه به او مهلت دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;بهاءالله، شمس حقیقت، بالیوزی، صفحهٔ ۱۳۰&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:Route of Baha&#039;u&#039;llah&#039;s exiles.jpg|راست|بندانگشتی|320x320پیکسل|مسیر تبعید بهاءالله از ایران به عکا]]&lt;br /&gt;
بهاءالله پس از آزادی از سیاه‌چال بسیار بیمار بود و قدرت جسمی کافی برای سفر طولانی را نداشت. خانهٔ او غارت و ویران شده بود و خانوادهٔ او در نقطهٔ دورافتاده‌ای از پایتخت به سر می بردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=بهاءالله: شمس حقیقت|نام خانوادگی=موقر بالیوزی|نام=حسن|ناشر=George Ronald Oxford|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; سفیر روسیه پیشنهاد اقامت در روسیه را به او داد ولی او قبول نکرد و تبعید به عراق را ترجیح داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Bahai Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله در ۱۲ ژانویۀ سال ۱۸۵۳ به همراه خانواده و دو برادرش میرزا موسی و میرزا محمد قلی ایران را به قصد عراق ترک کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; در آن دوران عراق جزو متصرفات دولت عثمانی بود. آن‌ها پس از یک سفر سخت و عبور از مناطق کوهستانی در سرمای زمستان در اوایل آوریل ۱۸۵۳ وارد بغداد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بغداد بهاءالله به تدریج به عنوان رهبر جامعۀ بازماندۀ بابیان شناخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; میرزا یحیی صبح ازل، برادر ناتنی بهاءالله که در پی وقایع پس از سوءقصد به جان شاه در خفا به سر می برد خود را پس از مدتی به بغداد رساند. میرزا یحیی در بغداد نیز برای محافظت از خود، خود را از سایر بابیان پنهان می کرد. وی زندگی پنهانی داشت و از نظر مالی به بهاءالله و برادر وی میرزا موسی وابسته بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله اما به تدریج از طرف تعداد فزاینده‌ای از بابیان به عنوان رهبر جامعه شناخته شد. این اتفاق مایۀ خشم و نفرت روزافزون ازل را فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله تنها حدود یک سال پس از ورود به بغداد تصمیم گرفت روانۀ کوه‌های کردستان شود و زندگی درویشی پیشه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; او بغداد را در ۱۰ آوریل ۱۹۵۴ ترک کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; و دو سال از ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۶ را به زندگی درویشی در کوه‌های سرگلو در منطقۀ سلیمانیه سپری کرد. وی در نهایت به درخواست بابیان برجسته که حضور وی را در بغداد ضروری می دیدند و به اصرار خانواده خود در مارس ۱۹۵۶ به بغداد بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که بهاءالله به بغداد بازگشت جامعۀ بابی اوضاع نابسامانی داشت و دچار ناامیدی و تفرقه شده بود. بهاءالله که مصمم بر تغییر وضعیت موجود بود شروع به تلاش برای احیای جامعۀ بابی در عراق و ایران نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; او در آثار خود درکی جدید از دین بابی را در اختیار بابیان قرار داد. تعداد پیروان او به شکل فزاینده‌ای رشد کرد و ظرف مدت کوتاهی هم بابی‌ها و هم مقامات ایرانی و عثمانی او را به عنوان رهبر برجسته بابیان شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; وی در خارج جامعۀ بابی نیز از همراهی و تایید ساکنان بغداد و مسافرانی که به این شهر می‌آمدند برخوردار بود از جمله مقامات عثمانی، افراد برجسته ایرانی و حتی روحانیون سنی که او را به عنوان شخصیتی مهم می شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهم‌ترین آثاری که بهاءالله که در دوران اقامت در بغداد نگاشت می‌توان به کلمات مکنونه و [[کتاب ایقان]] و&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; اثری عرفانی به نام هفت وادی اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت ایران که از احیای جامعۀ بابی تحت رهبری بهاءالله نگران بود مقامات عثمانی را مورد فشار قرار داد تا بهاءالله و یاران در حال فزونی او را به محلی دورتر از مرزهای ایران تبعید کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=The Bahá&#039;í Faith|ژورنال=Britannica Book of the Year|ناشر=Encyclopædia Britannica|تاریخ=1988|فصل=|زبان=|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات عثمانی این موضوع را قبول کرده و بهاءالله را در ۱۸۶۳ به استانبول فراخواندند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۲۱ آوریل ۱۸۶۳ قبل از حرکت به استانبول بهاءالله و همراهانش برای دوازده روز در باغ نجیب پاشا در حومه بغداد اقامت کردند. در این مکان بود که بهاءالله به بابیان حاضر اعلان کرد که او پیام‌آور الهی و همان موعودی است که [[سید علی‌محمد باب|باب]] به آمدنش وعده داده.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; این مناسبت در بین بهائیان به عید رضوان شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد|ژورنال=Encyclopedia of Religion|تاریخ=۲۰۰۵|صفحه=۷۳۷–۷۴۰|نویسنده=Manfred Hutter|مقاله=Bahā&#039;īs|نشریه=Macmillan Reference USA, Detroit|دوره=2nd ed|شماره={{شابک|0-02-865733-0}}}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادامه تبعیدها به استانبول و ادرنه===&lt;br /&gt;
پس از چهار ماه سفر زمینی بهاءالله و همراهانش به استانبول وارد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; پس از حدود سه و ماه نیم اقامت در استانبول، مسئولین حکومت عثمانی دستور تبعید بهاءالله به ادرنه را دادند. احتمال می‌رود این تبعید به دلیل فشار از سوی سفیر ایران بوده باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله چهار سال و نیم در ادرنه اقامت داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در دوران اقامتش در ادرنه بود که رسالت خود را به صورت عمومی اعلان نمود. این اعلان عمومی در قالب صدور نامه‌هایی به پادشاهان و سران ممالک صورت گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; که می‌توان از آن جمله نامه‌هایی به ناپلئون سوم در فرانسه، پاپ، ناصرالدین شاه پادشاه ایران و سلطان عبدالعزیز ترکیه اشاره نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; وی در این نامه‌ها به مقام رسالت خود اشاره کرده&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite book&lt;br /&gt;
 |last=Taherzadeh|first=Adib|year=1977|title=The Revelation of Bahá&#039;u&#039;lláh, Volume 2: Adrianople 1863-68|publisher=George Ronald|place=Oxford, UK|isbn=0853980713|url=http://www.peyman.info/cl/Baha%27i/Others/ROB/V2/Cover.html}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و آن‌ها را دعوت به کناره‌گیری از جنگ و برقراری صلح و آشتی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تبعید به عکا===&lt;br /&gt;
[[پرونده:AkkaPrison.jpg|بندانگشتی|زندانی که بهاءالله دو سال در آن در عکا زندانی بود.]]&lt;br /&gt;
در سال ۱۸۶۸ حکومت عثمانی بار دیگر دستور تبعید بهاءالله را صادر کرد و او و گروهی از پیروانش در ۳۱ اوت ۱۸۶۸ وارد زندان-شهر عکا شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; عکا در آن زمان به دلیل شرایط نامساعد و نامطلوبی که داشت شهری بود که به عنوان تبعیدگاه و محل حبس زندانیان سیاسی حکومت عثمانی مورد استفاده قرار می گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;u&#039;llah: A Short Biography|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=OneWorld  Publications|سال=2014|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; برای دو سال بهاءالله و همراهانش در شرایط بسیار دشوار و نامناسبی در قلعه‌ای محبوس بودند و چندین نفر از همراهان بهاءالله به دلیل بیماری و سختی شرایط جان دادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; در این دوران بهاءالله به صدور نامه به پادشاهان و سران ممالک ادامه داد و از این زندان بود که ملکه ویکتوریای انگلستان، سراز الکساندر دوم روسیه و پاپ پی چهارم را مورد خطاب قرار داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله و همراهانش در ۱۸۷۰ اجازه یافتند زندان را ترک کنند ولی همچنان زندانی به شمار می رفتند و اجازه نداشتند شهر عکا را ترک کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله به مدت هفت سال از ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۷ در خانه‌های مختلفی در عکا زندگی کرد از جمله بیت عبود و بیت عبدالله پاشا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سال‌های پایانی زندگی===&lt;br /&gt;
در ۱۸۷۷ بهاءالله اگرچه همچنان یک زندانی بود اجازه یافت که از شهر عکا خارج شود. او ابتدا برای حدود دو سال در عمارتی در شمال عکا به نام مزرعه ساکن شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; و سپس از ۱۸۷۹ تا هنگام درگذشت در ۱۸۹۲ در بهجی ساکن بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; او در نوزده سال آخر زندگی خود آثار مهمی نگاشت از جمله لوح اشراقات، لوح تجلیات، لوح طرازات که در آن‌ها اصول اخلاقی و معنوی یک نظم جهانی را تشریح کرد از جمله اهمیت کار کردن و فراگرفتن علم و هنر، اطاعت از حکومت، انتخاب یک زبان و خط مشترک جهانی، ممنوعیت جهاد، لزوم تعلیم و تربیت کودکان و دستیابی به صلح عمومی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در ۲۹ ماه مه سال ۱۸۹۲ میلادی به دنبال تب خفیفی در سن ۷۵ سالگی در بهجی درگذشت و در محوطه عمارت بهجی به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آرامگاه او که به «[[آرامگاه بهاءالله|روضه مبارکه]]» برای بهائیان شهرت دارد قبله بهائیان و محلی است که هر روز بهائیان در هنگام نماز و نیایش به آن رو می‌کنند.&lt;br /&gt;
===جانشینی===&lt;br /&gt;
{{اصلی|عبدالبهاء}}&lt;br /&gt;
بهاءالله در کتاب عهدی، وصیت‌نامهٔ خود، که به خط خود او نوشته شده بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; به‌طور مشخص فرزند ارشدش [[عبدالبهاء]] را جانشین برای تبیبن آثار و ادارۀ امور جامعۀ بهائی تعیین کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بریتانیکا، مدخل بهاءالله&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;30. ↑ Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. p 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. p. 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سیری در کتاب‌های بهائیان، سلطانزاده، ج۱، ص۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;ماجرای باب و بهاء، ص۲۱۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://reference.bahai.org/fa/t/b/AHM/ahm-418.html ادعیه حضرت محبوب، بهاءالله، صفحه ۴۱۸]&amp;lt;/ref&amp;gt; این وصیت‌نامه اندک زمانی پس از درگذشت بهاءالله در جمع بزرگی خوانده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; جانشینی عبدالبهاء دور از انتظار و تعجب‌برانگیز نبود و اکثریت قریب بالاتفاق بهائیان مطابق کتاب عهدی، عبدالبهاء را به عنوان جانشین بهاءالله و مبیّن و مفسّر رسمی آثار او پذیرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ابلاغ جهانی رسالت ==&lt;br /&gt;
بهاءالله پس از تبعید به ادرنه و استقرار آئین جدید، اقدام به ابلاغ رسالت خود در سطحی جهانی نمود. او از سپتامبر سال ۱۸۶۷ شروع به ارسال نامه‌هایی به سران ممالک، پادشاهان وقت و شخصیتهای مهم سیاسی و دینی نمود. در این نامه‌ها بهاءالله از آغاز عصری جدید سخن می‌گوید و به روشنی مقام خود را اعلام می‌کند. او در ابتدا هشدار می‌دهد که نظم فعلی جهان شاهد آشوب‌های سیاسی و اجتماعی متعددی خواهد بود. بهاءالله در این نامه‌ها به ویژه فرمانروایان مقتدر کشورهای اروپایی را دعوت کرد تا دستیابی به وحدت جهانی را اصلی‌ترین هدف خود قرار دهند و آن‌ها را فراخواند تا مجمعی جهانی برای پایان دادن به جنگ تأسیس کنند. او بیان می‌کند صلح دائمی تنها از طریق اقدام جمعی امکان‌پذیر است. به گفته او خداوند برای این هدف قوائی تاریخی برانگیخته است که هیچ‌کس یارای مقاومت با آن را ندارد، او به سران ممالک قدرت تفویض کرده‌است تا اتحاد عالم، عدالت اجتماعی و صلح جهانی را متحقق سازند. حکومتهایی که در برابر این اهداف ایستادگی کنند خود و دیگر ملتها را به ورطه اضمحلال و نابودی خواهند کشید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|pages=39-40}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله پس از تبعید و زندانی شدن در عکا ارسال نامه به سران ممالک را که مدتی به دلیل خروج از ادرنه در آن وقفه افتاده بود از سر گرفت. او در این دوره نامه‌هایی به لوئی ناپلئون امپراتور فرانسه، ویکتوریا ملکه انگلستان، الکساندر دوم تزار روسیه، ناصرالدین شاه قاجار پادشاه ایران، و سلطان عبدالعزیز خلیفه عثمانی نوشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|pages=43-44}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی از رهبران دیگر نظیر قیصر ویلهلم اول امپراتور آلمان، فرانسوا ژوزف پادشاه اتریش و مجارستان و روسای جمهور آمریکا متعاقباً در کتاب اقدس مورد خطاب قرار گرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=28|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این نامه‌ها بهاءالله سران ممالک را به تشریک مساعی در تشکیل یک دادگاه بین‌المللی برای دستیابی به صلح و رفع اختلافاتِ موجود بین کشورها فراخواند. این مجمع جهانی به گفته بهاءالله باید توسط یک ارتش بین‌المللی که متشکل از کشورهای عضو است و حل و فصل صلح‌آمیز مناقشات بین‌المللی را به اجرا می‌گذارد، مورد پشتیبانی قرار گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|page=44}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این نامه‌ها همچنین برای ایجاد حس تعلق مردم جهان به جامعه‌ای مشترک دستورالعمل‌هایی تبیین شده‌است. از جمله این دستورالعمل‌ها انتخاب یا ایجاد یک زبان و خط بین‌المللی است تا مردم کشورهای مختلف بتوانند در عین حفظ هویت فرهنگی خود با مردم سایر نژادها و ملل ارتباط برقرار کنند. مورد دیگر، نظام آموزشی اجباری و همگانی است که موجب ریشه کن شدن بیسوادی خواهد شد یا سیستم یکسان اوزان و مقادیر بین‌المللی که موجبات ایجاد استانداری جهانی در عرصه اقتصاد را فراهم خواهد کرد. در جهانی که در آن امنیت جمعی برقرار است هزینه‌های نظامی و تسلیحاتی کشورها به نحو چشمگیری کاهش خواهد یافت و درآمدهای مالیاتی صرف رفاه اجتماعی خواهد شد. این نامه‌ها همچنین از سران ممالک خواسته‌است که اصول بنیادین دموکراسی را در امور داخلی خود رعایت نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله همچنین نامه‌های تأثیرگذاری به رهبران ادیان من جمله پاپ پی نهم نوشت و آنان را به بررسی پیام و رسالت خود، واگذاری رهبری عرفی، ترکِ جزم اندیشی و تعصب دینی و حذف تشریفات زائد فراخواند. در این نامه‌ها همچنین به رهبران ادیان هشدار داده شده که اساساً پیشوایان دینی در تاریخ نخستین کسانی بودند که پیامبران (مؤسسان ادیان) را انکار می‌کردند و مورد آزار قرار می‌دادند. بهاءالله در طی نامه‌ای به پاپ پی نهم به او توصیه کرد که سلطه خود بر ایالات کلیسا را به حکومت ملی واگذار کند، از انزوای قصر واتیکان خارج شده با روسای مذاهب غیر کاتولیک دیدار کند، سران ممالک را به صلح و عدالت دعوت کند و خود را از تشریفات زائدی که اطرافش گردآمده رها سازد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|pages=44-45}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین به کشیشان کاتولیک توصیه کرد تا از انزوای کلیساها و صوامع خارج شوند، ازدواج کنند و به فعالیت در اجتماع و آنچه باعث منفعت آنها و عموم می‌شود مشغول گردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=30|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|page=45}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله نامه‌هایی نیز به بعضی از علمای سرشناس ایران نوشت. او در این نامه‌ها آنان را عامل سقوط اسلام دانست و به علت سرکوب و کشتار بهائیان سخت مورد بازخواست قرار داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:823&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=31|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او در طی نامه‌ای از ناصرالدین شاه خواست که فرصتی به او داده شود تا در حضور شاه و علماء حقیقت رسالتش را به اثبات برساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:824&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=29|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این نامه آمده‌است که علماء از امور خطیره گذشته‌اند و به جای تلاش برای سعادت ملت و آبادی مملکت، عده‌ای را به عنوان بابی معرفی کرده، به کشتار آنها و تاراج اموالشان مشغول‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite book|last=Taherzadeh|first=A.|year=1976|title=The Revelation of Baháʼu&#039;lláh, Volume 3: Akka the Early Years 1868-77|publisher=George Ronald|place=Oxford, UK|isbn=0-85398-270-8|url=https://d9263461.github.io/cl/Baha&#039;i/Others/ROB/V3/p174-203Ch09.html|page=200|pages=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله در این نامه خواستار رعایت عدالت و رواداری مذهبی نسبت به بهائیان شد و به شاه یادآوری کرد که بلندی همت او باید به گونه‌ای باشد که همه ادیان در قلمرو او زندگی کنند و از عدالت برخوردار باشند. او همچنین به شاه اطمینان داد که بنابر تعالیم او بهائیان از هرگونه خشونت و فسادی پرهیز می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:824&amp;quot;/&amp;gt; شاه، نامه را به ملا علی کنی و دیگر علمای تهران داد تا جوابی بر آن بدهند. علماء نامه را بی جواب گذاشتند. ملا علی کنی به مستوفی الممالک، نخست‌وزیر وقت، پیغام داد که نامه جوابی ندارد و جوابش همان بود که شاه نسبت به قاصد نامه مجری داشت. (قاصد نامه بعد از سه روز شکنجه، کشته شد) و اگر شاه شکی نسبت به اسلام دارد، ملا علی کنی باید اقدامی به عمل آورد تا شبه او زائل شود. کنی در ادامه از شاه خواست تا از سلطان عثمانی بخواهد که بر بهاءالله بسیار سخت بگیرد و تمامی راه‌های ارتباط با او را ببندد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite book|last=Taherzadeh|first=A.|year=1976|title=The Revelation of Baháʼu&#039;lláh, Volume 3: Akka the Early Years 1868-77|publisher=George Ronald|place=Oxford, UK|isbn=0-85398-270-8|url=https://d9263461.github.io/cl/Baha&#039;i/Others/ROB/V3/p174-203Ch09.html|page=191|pages=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نامه‌ها بعدها به دلیل وقوع پیش‌بینی‌های تکان دهنده مندرج در آنها مورد توجه قرار گرفت. به لوئی ناپلئون، مقتدرترین فرمانروای وقت اروپا هشدار داده شده بود که به علت سوء استفاده از قدرت و ریاکاری سرنگون و قلمروش دچار هرج و مرج خواهد شد. دو سال بعد وی در جنگ سدان (۱۸۷۰) شکست خورد و سلطنتش دچار اغتشاش گشت و از سرزمین مادری تبعید گشت، و حکومت فرانسه به جمهوری تبدیل شد. متعاقباً قیصر آلمان ویلهلم اول که ناپلئون را شکست داده بود نیز مورد خطاب و هشداری مشابه قرار گرفت. هشدارهایی نیز به تزار روسیه، پادشاه ایران و فرانسوا ژوزف داده شده بود. صریحترین و شدیدترین انذارات اما نصیب مقامات دولت عثمانی گردید بهاءالله که آن زمان زندانی حکومت عثمانی بود نامه‌هایی در طی سالهای ۱۸۶۸ و ۱۸۶۹ به عالی پاشا (صدراعظم) و فؤاد پاشا (وزیر امور خارجه) نوشت. در این نامه‌ها او مرگ هر دو، سرنگونی شخص سلطان عبدالعزیز و از دست رفتن متصرفات اروپایی را به دلیل سوء استفاده از قدرت مدنی، سوء حکمرانی و همچنین ظلم و مصائبی که بر او و پیروانش وارد آورده بودند پیش‌بینی کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:824&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|pages=45-46}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مرگ زودهنگام دو وزیر کمی بعد در سالهای ۱۸۶۹ و ۱۸۷۱ در حالی که هنوز در دهه پنجم زندگی خود بودند به وقوع پیوست. سلطان عبدالعزیز از قدرت معزول شد و در سال ۱۸۷۶خودکشی کرد یا به قتل رسید و در نهایت جنگ مصیبت بار عثمانی با روسیه در بین سالهای ۱۸۷۷ و ۱۸۷۸ باعث از دست دادن بعضی متصرفات اروپایی عثمانی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:824&amp;quot;/&amp;gt; بهاءالله در [[کتاب اقدس]] نیز به ظلم و ناکارآمدی حکومت عثمانی و سقوط آن در آینده اشاره کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=A. Bausani|title=AQDAS|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/aqdas-more-fullv-al-ketah-al-aqdas-pers|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=191-192}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:825&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=212|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آموزه‌ها ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|آموزه های بهائی}}&lt;br /&gt;
=== تعالیم اجتماعی ===&lt;br /&gt;
در آثار بهاءالله بارها آمده‌است که مخاطب پیام او همه نوع بشر است و هدف از آموزه‌های او بازسازی عالم و ترقّی بشریت به عنوان یک کل است. او به‌طور مشخص اصل یگانگی نوع انسان را اعلان می‌دارد، سران ممالک را ترغیب می‌کند تا برای حل و فصل اختلافاتِ موجود و دستیابی به صلح گرد هم جمع شوند و با ایجاد امنیت جمعی از آن پاسداری کنند. او همچنین در راستای رسیدن به یک جامعه متحد جهانی خواستار اتخاذ یک زبان و خط بین‌المللی، ترویج یک نظام آموزشی همگانی و اجباری، و تعیین واحد پول و اندازه‌گیری یکسان می‌شود. بهاءالله بر ترکِ تعصبات دینی و نژادی و پرهیز از ملی‌گرایی افراطی تأکید می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:827&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=32|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=J. Cole|title=BAHAISM i. The Faith|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://iranicaonline.org/articles/bahaism-i|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=438-446}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله در آثار خود بیان می‌کند که نزد خدا زن و مرد برابر هستند و هیچ‌یک بر دیگری برتری ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:829&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=143|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آموزه‌های او طرفدارِ جدی آزادی زنان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:828&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=41|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او بسیاری از رسومات تبعیض آمیزِ علیه زنان همچون ازدواج موقت، نامزدی یا ازدواج اجباری، ازدواج دختران زیر پانزده سال، و سه طلاقه کردن را منع می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8210&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=203|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; تأکید او بر تعلیم و تربیت دختران یکی دیگر از نمونه‌های متعددِ حمایت وی از بهبود وضعیت زنان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica24&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعالیم فردی ===&lt;br /&gt;
بهاءالله از بهائیان می‌خواهد که آئین او را با درست زیستن، رفتار پسندیده و تبلیغ ترویج دهند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=33|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; فضائل اخلاقی چون راستگویی، پاکدامنی، درستکاری، امانت‌داری، وفاداری، ادب، بردباری، عدالت و انصاف را در پیش گیرند&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;/&amp;gt; و با ادیان دیگر با منشی دوستانه و با محبت معاشرت نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt;او همچنین از آنها می‌خواهد شهروندان نمونه ممالک محل سکونت خود بوده و نسبت به دولت مطبوع خود صادق، درستکار و وظیفه‌شناس باشند، به هیچوجه سبب خشونت و فساد نشوند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt; از تعصب، غرور، مجادله، نزاع، غیبت و افتراء پرهیز کنند&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;/&amp;gt; و تلاش خود را در جهت خدمت به نوع بشر مبذول دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt; او هر شکلی از خشونت مذهبی به خصوص جهاد را محکوم و ممنوع اعلام می‌کند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt; و به تفصیل از نقش دین به عنوان عاملی بازدارنده برای جلوگیری از جرم و حفظ نظم اجتماعی می‌گوید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt; بهاءالله همچنین جمع‌آوری صدقه، رهبانیت و بطالت را محکوم می‌کند و بر ضرورت اشتغال به کار تأکید می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ظهور تدریجی وحی ===&lt;br /&gt;
بهاءالله با تأکید بر ذات استعلایی خداوند، حلول و تجسد او و عقیده وحدتِ وجود را رد می‌کند و او را ورای این جهان می‌داند. در اندیشه بهاءالله ذات خداوند قابل شناخت نیست و انسان‌ها او را از طریق تجلی او در پیامبرانش می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica245&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt; خداوند خود را در این جهان به واسطه پیام‌آورانش در یک فرایند تدریجی-ادواری، و منطبق با استعداد درک بشر و مقتضیات زمان و محیط، متجلی می‌سازد. ادیان از طریقِ فرایندِ «ظهور تدریجی وحی» به هم پیوند می‌خورند. این فرایند متناوب و در عین حال تکاملی است. با ظهور هر دینی «حقایق ابدی» (اصول معنوی و اخلاقی) که در دین قبل با گذشت زمان و تمسک کورکورانه به سنت به فراموشی سپرده شده بود دوباره زنده می‌شود. در این نگاه، ظهور پیاپی ادیان را می‌توان به آمدن فصل بهار تشبیه کرد، با آمدن هر بهاری شکوفایی و نوزایی جایگزین سرما و مرگِ زمستانِ قبل می‌شود. در تعالیم بهاءالله، حقایق دینی نسبی هستند و سیری تکاملی می‌پیمایند به این معنی که آموزه‌های دینی از طریق ظهور دائمی ادیان با تغییر مقتضیات زمان و ظرفیت فهم بشر تغییر می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8213&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=108-109|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هدف از ظهور پیامبران ظهور فیض الهی و تربیت معنوی انسان برای پیشرفت روحانی او در این جهان و آمادگی او برای جهان بعد است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica242&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در دیدگاه بهائی، پیامبران هم دارای مقام انسانی و هم مقام الهی هستند. در مقام الهی از آنجا که همگی تجلی خداوند واحد هستند و اسماء و صفات او را منعکس می‌کنند در حقیقت یکی هستند، ولی در مقام انسانی شخصیتهای انسانی متفاوتی دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica243&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اندیشه مقام الهی پیامبران (و بهاءالله) از سوی بعضی منابع ضدبهائی به عنوان ادعای الوهیت توسط بهاءالله مطرح شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;خدای عصر ارتباط، محمد رضا حسینی، انتشارات گوی، ص ۲۵ تا ۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;ماجرای&amp;lt;span title=&amp;quot;باب (لقب) | باب (لقب)|باب | سید علی‌محمد باب&amp;quot; class=&amp;quot;CheckDictation-marked CheckDictation-marked-باب&amp;quot; id=&amp;quot;tool-.D8.A8.D8.A7.D8.A8&amp;quot;&amp;gt; باب &amp;lt;/span&amp;gt;و بهاء، ص ۱۴۷&amp;lt;/ref&amp;gt; آثار بهاءالله اما این ادعا را رد می‌کند و منظور از این مقام الهی را فنای نفس، بقای الهی و تجلی خدا در پیامبر (و نه حلول و تجسد او) می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica24&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[عهد و میثاق در دیانت بهائی|عهد و میثاق]] ===&lt;br /&gt;
بهاءالله برای حفظ وحدت جامعه بهائی، و جلوگیری از انشقاق، اصلی را بنا نهاد که با عنوان [[عهد و میثاق در دیانت بهائی|عهد و میثاق]] شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:826&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=110|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر طبق این اصل او چگونگی تداوم جریان هدایت، مسئلهٔ جانشینی و توضیح و تبیین آثار خود را با دستورالعمل‌های صریح، روشن و کتبی مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:826&amp;quot;/&amp;gt; بر اساس این اصل بهاءالله مسئولیت هدایت و رهبری جامعه را پس از خود به پسر ارشدش، عبدالبهاء، سپرد سپس بنا به وصیت عبدالبهاء در الواح وصایا این مسئولیت به شوقی افندی، نوهٔ عبدالبهاء، و در نهایت همان‌طور که بهاءالله و جانشینانش مشخص کرده بودند به بیت‌العدل اعظم مُحوّل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:826&amp;quot;/&amp;gt; بهاءالله طبقه پیشوایان دینی را در آئین بهائی منسوخ نمود&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;/&amp;gt; و اداره امور جامعه را بر عهده سیستمی متشکل از موسسات انتخابی نهاد، که در راس آن بیت‌العدل اعظم قرار دارد و بر پایه تصمیم‌گیری جمعی و مشورت عمل می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8212&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=175-176|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اصول این نظام در آثار بهاءالله آمده‌است و عبدالبهاء و شوقی افندی جزئیات آن را تشریح کردند و به مرحله اجرا درآوردند. مجموع این نظام با عنوان نظم اداری شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8212&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار ==&lt;br /&gt;
بهاءالله کتاب‌ها، نامه‌ها ( الواح) و دعا و مناجات‌های بسیاری نگاشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; حدود پانزده هزار نامه و متن نوشته شده توسط او شناسایی شده‌است. از آثار بزرگ و مهم او می‌توان به [[کتاب ایقان]]، [[کتاب اقدس]]، کلمات مکنونه، هفت وادی، چهار وادی، جواهر الاسرار و الواح خطاب به سلاطین اشاره کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;گفتاری کوتاه در مورد آئین بهائی، موژان مؤمن&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان مجموعه آثار بهاءالله را وحی الهی و شالودهٔ [[آئین بهائی]] در نظر می‌گیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=|نشانی=http://www.bahai.org/fa/bahaullah/quotations|عنوان=گزیده‌ای از آثار حضرت بهاءالله}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آثار بهاءالله هم‌اکنون به بیش از ۸۰۰ زبان ترجمه شده و در بیش از ۲۰۰ کشور منتشر شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=12/11/2014|وب‌گاه=Huffington Post|نشانی=https://www.huffingtonpost.co.uk/entry/birth-of-bahaullah-2014_n_6145016?guccounter=1|عنوان=Birth Of Baha&#039;u&#039;llah 2014: 5 Facts To Know About The Baha&#039;i Holiday}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگرچه بیشتر آثار بهاءالله به فارسی است، اما بسیاری از آثار مهم او به عربی است و فقرات عربی اغلب در الواحی که مخاطب آن‌ها افراد تحصیل کرده ایرانی بوده، یافت می‌شود –عربی بیشتر رسمی بود و فارسی بیشتر خودمانی- بهاءالله بیشتر زمانی که مخاطبش تمام دنیا یا مطلبی در ارتباط با جهان بود از عربی استفاده می‌کرد: [[کتاب اقدس]] به زبان عربی است همان‌طور که الواحی چون الواح ملوک، صلوه سه‌گانه، [[ازدواج بهائی|آیات عقد]] و ادعیه صوم و نماز میت به عربی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=Appendices|ناشر=H-Bahai Digital Library|صفحه=۲۰۴–۲۰۵|نویسنده=John Walbridge|year=۲۰۰۲|کتاب=Essays and Notes on babi and Bahai History}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سبک نگارش ===&lt;br /&gt;
اگرچه بیشتر آثار بهاءالله به فارسی است، اما بسیاری از آثار مهم او به عربی است و فقرات عربی اغلب در الواحی که مخاطب آن‌ها افراد تحصیل کرده ایرانی بوده، یافت می‌شود –عربی بیشتر رسمی بود و فارسی بیشتر خودمانی- بهاءالله بیشتر زمانی که مخاطبش تمام دنیا یا مطلبی در ارتباط با جهان بود از عربی استفاده می‌کرد: [[کتاب اقدس]] به زبان عربی است همان‌طور که الواحی چون الواح ملوک، صلوه سه‌گانه، [[ازدواج بهائی|آیات عقد]] و دعیه صوم و نماز میت به عربی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=Appendices|ناشر=H-Bahai Digital Library|صفحه=۲۰۴–۲۰۵|نویسنده=John Walbridge|year=۲۰۰۲|کتاب=Essays and Notes on babi and Bahai History}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد یکی از محققین بهاءالله عربی بی‌عیب و زیبایی استفاده می‌کند، نسبتاً بدون مشخصه‌های نامتعارف [[سید علی‌محمد باب|باب]] و تزئینات مفرط عربی ادبی معاصر آن (این در مورد آثار فارسی او نیز صادق است). او عموماً نثری قافیه دار دارد (سجع) به سبکی که یادآور قرآن است اما تاحدی آسان‌تر و بدون عناصر منسوخ. سبک او سخت، موجز و متعالی است. دستور زبان بهاءالله و نحوه استفاده آن گاهی اوقات تحت تأثیر فارسی است همان‌طور که گاهی اوقات مکتوبات عربی ایرانیان اینگونه‌است. به همین دلیل بهاءالله گاه‌وبیگاه مورد انتقاد قرار می‌گرفت که عربی خالص نمی‌نویسد. در اواخر زندگی او پروژه‌ای را مبنی بر جمع‌آوری و ویرایش دوباره مکتوبات خود آغاز کرد. یکی از کارهایی که انجام شد حذف کردن برخی مشخصه‌های بابی در مکتوبات عربی‌اش بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عموماً بهاءالله، خود را با عباراتی آشنا برای خوانندگانش توصیف می‌کند و اغلب از عبارات تخصصی از علوم مذهبی اسلام، قرآن و فلسفه عرفانی اسلام استفاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله آثاری هم به زبان فارسی سره دارد که کلمات عربی در آن دیده نمی‌شود. مخاطب این آثار زرتشتیان و بهائیانی بودند که پیشینه دینی زرتشتی داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8214&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=27|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جایگاه بهاءالله در آثار بهائی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان، بهاءالله را «مظهر ظهور الهی» و «محل تجلی الهی» در این زمان می‌دانند. آن‌ها معتقدند که حسینعلی نوری، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و محمّد است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. بهائیان پیامبران را تجلی روح اعظم الهی بروی زمین می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;amuzeh&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=الوهیت و پیامبران|ناشر=مؤسسه چاپ و انتشارات مرآت|شابک=81-902662-6-8|صفحه=۴۵|نویسنده=موهبت سبحانی|year=۲۰۰۵|کتاب=آموزه‌های نظم نوین جهانی بهائی|شهر=دهلی نو، هندوستان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله در آثارش، بالاخص در نامه‌هایش به رهبران دینی و سران ممالک، خود را موعود تمامی ادیان و مصلح عالم خواند از جمله&amp;lt;ref name=&amp;quot;hatcher3&amp;quot;&amp;gt;{{cite journal|last=Buck|first=Christopher|date=1991|year=1991|title=Bahá’u’lláh as “World Reformer”|url=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/3.4-Buck.pdf|journal=Baháʼí Studies|publisher=Journal of Bahá’í Studies|volume=3|issue=4|pages=143-146|accessdate=2020-05-01|via=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica244&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt; «پدر جاودانی» که ظهورش توسط اشعیای نبی (اشعیا ۹:۶) در [[یهودیت|آیین یهود]] پیش‌بینی شده بود، «روح راستی» یا «تسلی دهنده»، که عیسی در موعظه وداع (یوحنا ۱۴–۱۷) ظهورش را پیش‌بینی کرده بود، بهرام شاه ورجاوند، موعود آیین زرتشتی که متون متاخر پهلوی آمدنش را در روز رستاخیز پیش‌بینی کرده بودند، ظهور و بازگشت امام حسین که به اعتقاد شیعیان در روز قیامت واقع می‌شود، بازگشت دوباره مسیح در روز قیامت که اهل تسنن به آن معتقدند، و ظهور «[[من‌یظهره‌الله|من یظهره الله]]» یا همان موعود آئین بابی که باب به کرات در آثارش به ظهور او اشاره کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;hatcher3&amp;quot;/&amp;gt; اکثریت قریب به اتفاق بابیان، بهاءالله را به عنوان موعود آئین بابی پذیرفتند. اگر چه در ابتدا اکثریت باورمندان به آئین بهائی پیشینه بابی یا شیعی داشتند، ولی در اواخر قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم شمار قابل توجهی از ایرانیان یهودی و زرتشتی بهاءالله را پذیرفتند و به آئین بهائی گرویدند.&amp;lt;ref&amp;gt;* {{cite book|chapter=Messianic expectation and evolving identities: the conversion of Iranian Jews to the Baha&#039;i faith|title=The Baha&#039;is of Iran: Socio-historical studies|last=Amanat|first=H.E.|editor-last=Brookshaw|editor-first=Dominic P.|editor2-last=Fazel|editor2-first=Seena B.|year=2008|publisher=Routledge|location=New York, NY|isbn=0-203-00280-6|page=7}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;* {{cite book|chapter=The conversion of Zoroastrains to the Baha&#039;i faith|title=The Baha&#039;is of Iran: Socio-historical studies|last=Vahman|first=H.E.|editor-last=Brookshaw|editor-first=Dominic P.|editor2-last=Fazel|editor2-first=Seena B.|year=2008|publisher=Routledge|location=New York, NY|isbn=0-203-00280-6|page=30}}&amp;lt;/ref&amp;gt; طبق آمارِ سالِ ۲۰۱۰ دانشنامه [[دانشنامه بریتانیکا|بریتانیکا]] آئین بهائی از لحاظ پراکندگی در کشورهای جهان بعد از مسیحیت در مقام دوم ایستاده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|تاریخ=2016-11-20|نشانی=https://web.archive.org/web/20161120153112/https://www.britannica.com/topic/religion-Year-In-Review-2010/Worldwide-Adherents-of-All-Religions|عنوان=Religion: Year In Review 2010 - Worldwide Adherents of All Religions {{!}} Britannica.com|بازبینی=2018-10-20}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://bahaullah.persian-bahai.org/ روایتی تصویری از زندگی بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87 دویستمین سال تولد حضرت بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/ آثار بهاءالله در کتابخانه مرجع بهائی]&lt;br /&gt;
*پیوندی دیگر راجع به زندگی [https://www.bahaisofiran.org/a-worldwide-faith-from-iran/a-brief-history-of-the-faith/bahaullah بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/bahaullah/ مقام بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/bahaullah/life-bahaullah زندگی بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/light-to-the-world/fa فیلم نوری برای عالم]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[آئین بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
*[[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
*[[بیت العدل اعظم]]&lt;br /&gt;
*[[آموزه های بهائی|آموزه‌های بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[احکام بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[ازدواج بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[سید علی‌محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[من یظهره‌الله]]&lt;br /&gt;
*[[آثار سید علی‌محمد باب|آثار سید علی محمد باب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[de:Baha’u’llah]]&lt;br /&gt;
[[en:Bahá’u’lláh]]&lt;br /&gt;
[[es:Bahá’u’lláh]]&lt;br /&gt;
[[fr:Bahá&#039;u&#039;lláh]]&lt;br /&gt;
[[pt:Bahá&#039;u&#039;lláh]]&lt;br /&gt;
[[ru:Бахаулла]]&lt;br /&gt;
[[vi:Đức Baha&#039;u&#039;llah]]&lt;br /&gt;
[[zh:巴哈欧拉]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C&amp;diff=754</id>
		<title>آئین بهائی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C&amp;diff=754"/>
		<updated>2023-07-20T09:30:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: تغییر es:Fe Bahá&amp;#039;í به es:Fe bahá&amp;#039;í&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{#seo:|title=بهائیت (آئین بهائی)، دیانتی جهانی برخاسته از ایران | دانشنامه بهائی}}&lt;br /&gt;
{{#seo:|description=آیین بهایی، دینی است بهاءالله، در سده ۱۹ میلادی، در ایران، بنیان گذاشت. بهائیان معتقدند که بهاءالله (۱۸۱۷–۱۸۹۲) جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و محمد است.&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Abdul-Baha in Washington D.C..jpg|بندانگشتی|عکسی از [[عبدالبهاء]]|350x350پیکسل]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیین بهایی (بهائیت)&#039;&#039;&#039;، دیانتی است جهانی برخاسته از  ایران است&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Religion and women. McGill studies in the history of religions.&#039;&#039; Arvind Sharma. SUNY Press, 1994. {{ISBN|0-7914-1689-5|en}} pp.211&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;The Routledge historical atlas of religion in America&#039;&#039;. Bret E. Carroll. Routledge, 2000 {{ISBN|0-415-92131-7|en}} p.124&amp;lt;/ref&amp;gt; که [[بهاءالله]]، در سده ۱۹ میلادی آنرا بنیان گذاشت.  بهائیان معتقدند پیامبران از طریقِ فرایندِ «ظهور تدریجی وحی» به هم پیوند می‌خورند. طبق این فرایند خداوند آموزه‌های خود را به صورت پیاپی و تدریجی و با توجه به مقتضیات زمان و ظرفیت فهم بشر به او ارائه می‌کند؛ از همین رو، ادیان، سیری تکاملی می‌پیماند و ظهور ادیان را پایانی نیست. همچنین بهائیان معتقدند که [[بهاءالله]] (۱۸۱۷–۱۸۹۲)  موعود جمیع ادیان و جدیدترین فرستاده خدا در سلسله پیامبران پیشین است که برای ایجاد وحدت و صلح بین نوع بشر ظاهر شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica24&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=108-109|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;hatcher3&amp;quot;&amp;gt;{{cite journal|last=Buck|first=Christopher|date=1991|year=1991|title=Bahá’u’lláh as “World Reformer”|url=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/3.4-Buck.pdf|journal=Baháʼí Studies|publisher=Journal of Bahá’í Studies|volume=3|issue=4|pages=104|accessdate=2020-05-01|via=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آموزه‌های بهائی بر اعتقاد به خدای یکتا، یکی بودن اساس جمیع ادیان الهی، یگانگی نوع انسان، ظهور تدریجی حقایق دینی، یگانگی و شرافت ذاتی نوع انسان، اعتقاد به حقوق برابر از جمله آزادی اندیشه برای همۀ انسان‌ها، برابری زن و مرد، هماهنگی علم و دین، جدایی‌ناپذیری عبادت و خدمت، لزوم جستجوی مستقل حقیقت و رهائی از تقلید و هر نوع تعصب، رفتار و اخلاق نیکو و اهمیت پرورش صفات معنوی، اهمیت تعلیم و تربیت، لزوم رفع فقر فاحش و ثروت مفرط و محوریت عدالت در تمامی فعالیت های انسان تاکید دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;Smith, Peter. An Introduction to the Baha&#039;i Faith. Cambridge University Pres, 2008.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;Sergeev, Mikhail. Theory of Religious Cycles Tradition, Modernity, and the Bahá’í Faith. Brill, 2015.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شمار پیروان دیانت بهائی، بیش از ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر برآورد شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|وبگاه=www.thearda.com|نشانی=http://www.thearda.com/QL2010/QuickList_40.asp|عنوان=Most Baha&#039;i Nations (2010) {{!}} QuickLists {{!}} The Association of Religion Data Archives|بازبینی=2018-10-20}}&amp;lt;/ref&amp;gt; با اینکه این شمار کمتر از ۰٫۲٪ جمعیت دنیاست ولی از نظر پراکندگی در کشورهای مختلف پس از مسیحیت دومین دین جهان شمرده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|تاریخ=2016-11-20|نشانی=https://web.archive.org/web/20161120153112/https://www.britannica.com/topic/religion-Year-In-Review-2010/Worldwide-Adherents-of-All-Religions|عنوان=Religion: Year In Review 2010 - Worldwide Adherents of All Religions {{!}} Britannica.com|بازبینی=2018-10-20}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ریشه‌شناسی==&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
در زبان فارسی کلمه &#039;&#039;&#039;بهائی&#039;&#039;&#039; یا به عنوان صفتی برای اشاره به دین بهائی مورد استفاده قرار میگیرد، مانند [[احکام بهائی]]، [[ازدواج بهائی]] و [[آموزه‌های بهائی]]، و یا به عنوان اصطلاحی برای توصیف پیروان [[بهاءالله]]. ریشه کلمه بهائی از کلمه بهاء می‌آید به معنی «شکوه»؛ بهاءالله به معنی «شکوه خداوند» است. به دین بهائی، آئین بهائی و دیانت بهائی هم گفته می‌شود. اصطلاح دیگر بهائیت است که چندان صحیح نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[آموزه های بهائی|اعتقادات بهائی]]==&lt;br /&gt;
{{اصلی|آموزه‌های بهائی}}&lt;br /&gt;
بهائیان معتقدند که [[بهاءالله]]، جدیدترین فرستاده خدا در سلسله پیامبران پیشین است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نام خانوادگی=حیدری |نام=محمد |عنوان=اهمیت همزیستی با بهاییان برای مسلمانان|نشانی=http://www.bbc.com/persian/blog-viewpoints-41831474 |بازبینی=01-11-2017 |اثر=بی‌بی‌سی فارسی |تاریخ= ۱۰ آبان ۱۳۹۶|ناشر= |نشانی بایگانی= |تاریخ بایگانی= |کد زبان=fa}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خدا===&lt;br /&gt;
بر اساس تعالیم [[بهاءالله]] جهان آفرینش یک خالق واحد دارد که درک ذات حقیقی آن برای ذهن انسانی غیرممکن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:04&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Theory of Religious Cycles&lt;br /&gt;
Tradition, Modernity, and the Bahá’í Faith|نام خانوادگی=Sergeev|نام=Mikhail|ناشر=Brill|سال=2015|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | پیوند=http://bahai-library.org/articles/manifestation.html | عنوان=مفهوم تجلی در آثار بهائی | نویسنده=Juan Cole | ژورنال=Bahá&#039;í Studies | سال=۱۹۸۲ | دوره=۹ | صفحات=۱-۳۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt; درک انسان از مفهوم خدا هر قدر هم که وسیع و با برخورداری از تخیل قوی باشد، همیشه دچار محدودیت‌های ذهن انسان خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=وب سایت رسمی جامعهٔ جهانی بهائی|نشانی=http://www.bahai.org/fa/beliefs/god-his-creation/revelation/|عنوان=ظهور الهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:25&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;منابع بهائی خدا را نامحدود، مقتدر، دانا، بخشنده و توانا، غیرقابل ادراک، غیرقابل دسترس، منبع وحی، ابدی، عالِم کل، همه‌جا حاضر و قدیر توصیف می‌کنند و بهائیان معتقدند اگر چه ممکن است افراد تصورات مختلف از خدا داشته باشند و به زبان‌های مختلف دعا کنند یا ادیان اسامی مختلفی برای اشاره به خدا به کار برند، اما همه این موارد به یک حقیقت و خالق واحد اشاره می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Bahais|نام خانوادگی=|نام=|ناشر=Bahai International Community|سال=2017|شابک=9780877433842|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:34&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=وب سایت رسمی جامعهٔ بهائی ایران|نشانی=https://www.bahaisofiran.org/اعتقادات_اساسی_بهاییان|عنوان=برخی اعتقادات اساسی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع بهائی همچنین می‌آموزند که انسان‌ها ارادهٔ خداوند را از طریق پیام آوران الهی (در اصطلاح بهائی مظاهر ظهور الهی) می‌توانند درک کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:04&amp;quot; /&amp;gt; اگر چه ذات حقیقی خداوند همیشه دور از دسترس خواهد ماند اما انسان به کلی محروم از شناخت خدا نیست و آنچه دربارهٔ حقیقت خدا می‌داند توسط سلسله پیام آوران یا بنیان‌گذاران ادیان بزرگ جهان (مظاهر ظهور الهی) به صورت تدریجی و بنا به استعداد و قابلیت انسان و با توجه به شرایط اجتماعی و تاریخی به انسان آموخته شده‌است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;. تعالیم و آموزه‌های این پیام آوران انسان را به خداوند نزدیک می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روح و جهان پس از مرگ===&lt;br /&gt;
بهائیان به بقای روح اعتقاد داشته و هدف از زندگی را پرورش استعدادات روح می‌دانند. از نظر بهاییان، حیات اصلی حیات روح است و جسم تنها واسطه و ابزاری برای ترقی روح است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=[[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
|year=۱۹۹۲&lt;br /&gt;
|کتاب=[[کتاب اقدس]]&lt;br /&gt;
|ناشر=Bahá&#039;í Publishing Trust&lt;br /&gt;
|شهر=ویلمت، Illinois، آمریکا&lt;br /&gt;
|شابک=0-85398-999-0&lt;br /&gt;
}} [http://reference.bahai.org/en/t/b/KA/ka-2.html#gr12 پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=ادیب طاهرزاده&lt;br /&gt;
|year=۱۹۹۶&lt;br /&gt;
|کتاب=روح انسانی&lt;br /&gt;
|شهر=دانداس، انتاریو، کانادا&lt;br /&gt;
|شابک=1-896193-03-X&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به اعتقاد بهائیان روح از جسم جداست و پس از مرگ، در عوالم روحانی به ترقی خود ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان تعلق روح به جسم را همانند ارتباط نور با آئینه می‌دانند، نوری که در آینه مشهود است از خود آینه نیست بلکه انعکاس نوری است که از منبع دیگر ناشی می‌شود، به همین سبب وقتی آینه می‌شکند نور همچنان باقی و برقرار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آثار بهائی توضیح داده شده که قوای ذهنی همچون تفکر، استدلال، درک و تخیل از خصوصیات روح انسان هستند و با استفاده از قوای روح است که نوع بشر پیشرفت می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:18&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=آئین بهائی|نشانی=http://www.bahai.org/fa/beliefs/life-spirit/human-soul/rational-soul|عنوان=روح}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان معقدند که پس از مرگ اگر چه جسم انسان از بین می‌رود اما روح انسانی به پیشرفت خود در عوالم معنوی ادامه می‌دهد و در سفری ابدی به سوی کمال ترقی پیدا می‌کند. [[بهاءالله]] فرق این جهان با جهان بعد را همچون «فرق عالم جنین ... با این عالم» می داند.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخباتی از آثار بهاءالله شماره ۸۱&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس این دیدگاه و توضیحات بیشتر [[عبدالبهاء]]، همان‌طور که رحمِ مادر محیط مناسبی جهت پرورش جسمانی انسان در مرحلهٔ جنینی است، این جهان نیز عرصه‌ای است که در آن انسان خصوصیات و توان‌مندی‌های معنوی را که برای ادامهٔ رشد و پیشرفت خود هم در این جهان و هم در جهان بعد به آن‌ها نیاز دارد، توسعه و پرورش می‌دهد. همانطور که دست، پا، چشم، گوش و سایر اعضای انسان در عالم جنین رشد پیدا می‌کند و انسان را برای زندگی در این عالم آماده می‌کنند، به همین نحو صفات و خصائل روحانی انسان همچون بخشش، عشق، فروتنی، محبت و غیره روح انسان را برای زندگی در عالم بعد آماده می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:18&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دیدگاه بهائی ترقی در این دنیا و عالم بعد به واسطهٔ لطف و فیض الهی است و همچنین اعمال نیکی که به نام و یاد متوفی در این دنیا انجام می‌شوند و نیز دعا و مناجاتی که در حق متوفی خوانده می‌شود در پیشرفت روح انسان پس از مرگ مؤثر به‌شمار می‌روند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:05&amp;quot;&amp;gt;مفاوضات صفحهٔ ۱۷۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:18&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مفهوم دین===&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] به پیروان خود تعلیم می‌دهد که منشأ تمام ادیان یکی است؛ اصول اساسی آن‌ها با یکدیگر مشترک است، هدف آن‌ها یکی است و تعالیم ادیان مختلف جنبه‌های مختلف یک حقیقت واحد را روشن می‌کند. بر اساس اعتقادات بهائی، دین الهی واحد است و در حقیقت یک دین وجود دارد که در طول زمان و به تدریج بر بشر عرضه می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Theory of Religious Cycles&lt;br /&gt;
Tradition, Modernity, and the Bahá’í Faith|نام خانوادگی=Sergeev|نام=Mikhail|ناشر=Brill|سال=2015|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد بهائیان، پیامبران در طی فرآیندی مستمر، تدریجی و همیشگی، به تناسب ظرفیت درک و فهم بشر و نیازها و شرایط هر زمان، تعالیم و هدایت لازم را برای تکامل اجتماعی و معنوی انسان فراهم می‌کنند و بشر را از قابلیت‌ها و مسئولیت‌هایش در مقام حافظ و امانت‌دار جهان آفرینش آگاه می‌سازند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در این نگاه، حقیقت و تعالیم دینی به تدریج و به تناسب ظرفیت روحانی مردم در هر برهه از تاریخ عرضه می‌شود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; و تفاوت ادیان در آن دسته تعالیم اجتماعی و احکام آن‌ها دیده می‌شود که بنا به درجهٔ بلوغ اجتماعی و روحانی مردم و شرایط خاص جامعه ای که دینی خاص در آن ظاهر شده می‌توانند متفاوت باشند. همچنین دلیل دیگر تفاوت‌های میان ادیان، برداشت‌های غلط و شرح و تفاسیری ذکر می‌شود که در طول قرن‌ها توسط پیروان ادیان انباشته شده و حقیقت هر دین را مخدوش می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌طور کلی، [[بهاءالله]] بیان می‌کند که دین وسیله مؤثری برای تکامل اجتماعی است و سلسله ادیان جهان مراحل مختلف هدایت بشر توسط خداوند هستند که به تدریج رشد و تکامل بشر را تضمین می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; بر این اساس، اعتقاد بهائیان این است که هیچ دینی نمی‌تواند ادعای آخرین دین بودن داشته باشد و بشر تا ابد هدایت الهی را از طریق پیامبران دریافت می‌کند. [[بهاءالله]] نیز بیان می‌کند که بعد از او نیز آمدن پیامبران ادامه خواهد داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یگانگی نوع انسان===&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] بیان می‌کند که نوع بشر یکی است و انسان‌ها همانند میوه‌های یک درخت و برگ‌های یک شاخه با هم برابر هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در منابع بهائی این که انسان‌ها همه اعضای یک خانوادهٔ بشری هستند به عنوان یک اصل اساسی معرفی شده‌است و شوقی افندی اصل یگانگی نوع انسان را محور و جوهر اساسی تمامی [[آموزه های بهایی|تعالیم بهائی]] می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان معتقدند تعصبات و سوءتفاهم‌هایی که باعث می‌شود یک گروه از انسان‌ها خود را برتر از دیگران تصور کنند موجب مشکلات فراوان می‌شود. در اعتقاد آن‌ها هیچ گروه قومی یا فرهنگی برتر از دیگران نیست، همه انسان‌ها شریف هستند و نزد خدا تفاوتی با هم ندارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بر این اساس وحدت نوع بشر یکی از تعالیم بهائی است و بهاءالله بهائیان را تعلیم می‌دهد تا نه تنها هموطنان خود بلکه همه مردم جهان را دوست بدارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان معتقدند دوست داشتن تمامی مردمی جهان منافاتی با دوست داشتن مردم کشور خود ندارد. آن‌ها مخالف ملی‌گرایی افراطی و تعصبات خشونت‌آمیز مرتبط با آن هستند نه مخالف وفاداری به کشور و احساس مسئولیت نسبت به وطن.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یگانگی نوع انسان به معنای تحمیل یکنواختی نیست و آثار بهائی بر اصل وحدت در عین تنوع تأکید می‌نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در آئین بهائی تنوع قومی، فرهنگی، فکری و … ارزشمند محسوب می‌شود و ارج نهاده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; [[عبدالبهاء]] جامعهٔ انسانی را به باغی با گل‌های مختلف تشبیه می‌کند که تنوع و تفاوت رنگ‌ها باعث زیبایی و جلوهٔ بیشتر آن می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تحری حقیقت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار بهائی جستجوی حقیقت به‌طور مستقل را یکی از اساسی‌ترین وظایف هر فرد می‌داند. [[بهاءالله]] تأکید می‌کند که فرد باید دنیا را با چشم خود ببیند و نه از نگاه دیگران.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Beginner&#039;s Guide|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=Oneworld Publications|سال=2012|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[آموزه های بهایی|تعالیم بهائی]] بیان می‌کنند که فرد به جای تقلید کورکورانه از دیگران یا از سنت‌های جامعه خود باید به جستجوی حقیقت بپردازد. آثار بهائی بیان می‌کنند که نوع بشر از توانایی تشخیص حقیقیت برخوردار است و فرد با استفاده از قوهٔ عقل و خرد که خداوند به انسان داده می‌تواند مسائل را بررسی کند و به حقیقت دست یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=A Concise Encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=One World Publications|سال=2013|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ Faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Wendi|ناشر=Dunedin Academic Pres|سال=2006|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; این اصل در انتخاب دین توسط فرد نیز مصداق دارد و آثار بهائی بیان می‌کنند که هر فرد در نحوهٔ تعیین اعتقاد خود باید آزاد باشد و هیچ‌کس هرگز نباید برای قبول عقاید دینی تحت فشار یا اجبار قرار گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Guide For The Perplexed.|نام خانوادگی=Stockman|نام=Robert|ناشر=Bloomsbury Academic|سال=2013|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; کودکانی که در خانوادهٔ بهائی متولد یا بزرگ می‌شوند خود باید در هنگام بلوغ (حداقل سن ۱۵ سال برای دختر و پسر) در مورد اعتقاد دینی خود تصمیم بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لزوم ترک تعصب===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیانت بهائی پذیرش فرهنگی و دینی را ترویج می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان معتقدند پذیرش اصل یگانگی انسان ایجاب می‌کند که هر نوع تعصبی از جمله تعصب نژادی، طبقاتی، قومی، زبانی، دینی، جنسیتی و … از میان برداشته شود. منابع بهائی بیان می‌کنند تعصب تصویری نادرست دربارهٔ دیگران است که به افراد اجازه نمی‌دهد که همه انسان‌ها را برابر و شریف ببیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;is|نام خانوادگی=|نام=|ناشر=Baha&#039;i International Community|سال=2017|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان احساس برتری را دلیل اصلی ایجاد تعصب می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;خطابات مبارکه، [[عبدالبهاء|حضرت عبدالبهاء]]، صفحهٔ ۱۶۱&amp;lt;/ref&amp;gt; در آثار بهائی انواع تعصب از جمله تعصبات سیاسی، نژادی، دینی، قومی، اقتصادی و مایهٔ ویرانی جامعهٔ انسان معرفی شده‌ است.&amp;lt;ref&amp;gt;پیام ملکوت، عبد الحمید اشراق خاوری، صفحهٔ ۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و رفع تعصبات وسیلهٔ رسیدن به وحدت و پیشرفت جامعهٔ بشری در نظر گرفته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برابری زنان و مردان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] در آثار خود بیان می‌کند که نزد خدا زن و مرد برابر هستند و هیچ‌یک بر دیگری برتری ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آثار بهائی تعلیم می‌دهند که انسانیت جنسیت ندارد. زن و مرد هر دو انسانند و هیچ‌یک به دلیل جنسیت امتیاز یا برتری بر دیگری ندارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; آثار بهائی برابری میان زنان و مردان و مشارکت آن‌ها در عرصه‌های مختلف را پیش نیازی برای دستیابی به وحدت و صلح جهانی و پیشرفت اجتماع می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; در دیدگاه بهائی نابرابری میان زنان و مردان نه تنها مانع ترقی زنان بلکه مانع پیشرفت کل اجتماع می‌شود و همین‌طور به پیشرفت مردان نیز لطمه می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; [[عبدالبهاء]] در آثار خود زن و مرد را به دو بال پرنده تشبیه می‌کند و توضیح می‌دهد همان‌طور که تنها هنگامی که هر دو بال قوی باشند پرنده می‌تواند پرواز کند، به همین نسبت موفقیت و رفاه بشریت نیز تنها وقتی اتفاق می‌افتد که زنان همپای مردان پیشرفت کرده باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; برای بهائیان اصل برابری زن و مرد صرفاً به معنای فراهم کردن ترتیباتی برای مشارکت زنان در ساختارهای فعلی جهان نیست و بهائیان تلاش برای ارتقای مقام زنان به سطح مردان را به تنهایی کافی نمی دانند بلکه بهائیان معتقدند تغییر اساسی تر در ساختارهای اجتماع لازم است و زنان و مردان باید با همکاری یکدیگر برای ساختن نظم اجتماعی جدیدی تلاش کنند که در آن خصوصیاتی چون سلطه‌جویی، قدرت‌طلبی، رقابت خصومت‌آمیز جای خود را به عشق و خدمت بدهد، خصوصیاتی که آثار بهائی زنان را در آن‌ها قوی می‌بیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دین باید سبب الفت و محبت باشد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان معتقدند که پیغمبران اصولاً برای برطرف کردن اختلافات بشر و به وجود آوردن الفت بین مردم ظاهر شده‌اند، لذا اگر دین هم که خود باید علاج اختلافات باشد سبب اختلاف و جنگ و جدائی شود، به گفته [[عبدالبهاء]] بی‌دینی بهتر از آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;مبادی روحانی و تعالیم اجتماعی بهائی صفحهٔ ۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://reference.bahai.org/fa/t/o/KBAS1/kbas1-216.html#pg216 بدایع‌الآثار جلد اول صفحه ۲۱۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://reference.bahai.org/fa/t/c/PM2/pm2-124.html#pg124 پیام ملکوت صفحه ۱۲۴]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[هماهنگی علم و دین]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|هماهنگی علم و دین}}&lt;br /&gt;
هماهنگی علم و دین یکی از اصول اساسی آئین بهائی است. آثار بهائی علم و دین را در تضاد با یکدیگر نمی‌دانند بلکه بر هماهنگی بنیادین آن دو تأکید می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار بهائی توضیح می‌دهد که حقیقت یکی است و علم و دین دو وسیله برای شناخت و درک حقیقت هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; در دیدگاه بهائی برای درک واقعیت، هم باید به علم و هم به دین رجوع کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; برای بهائیان، علم و دین دو نظام دانش هستند که نقش مکملی دارند و هر دو با هم پیشرفت تمدن را امکان‌پذیر می‌سازند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان معتقدند دین بدون علم عقلگرایی و خرد به خرافات و تعصبات فروکاسته می شود و علم بدون دین و اخلاق به ابزاری در خدمت ماده گرایی خشک تبدیل می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=بیت العدل اعظم|کد زبان=|تاریخ=۱۲ ا سفند ۱۳۹۱|وب‌گاه=|نشانی=http://www.payamha-iran.org/node/78 پیام ۱۲ اسفند ۱۳۹۱)|عنوان=پیام ۱۲ اسفند ۱۳۹۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===صلح عمومی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستیابی به صلح جهانی یکی از اهداف آئین بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Encyclopedia of Peace Education|نام خانوادگی=Gervais|نام=Marie|ناشر=Columbia University|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; این آئین بشر را دعوت می‌کند تا یگانگی بنیادین نوع انسان را بپذیرد و برای دستیابی به صلح جهانی از طریق اقدامات مشترک و مبتنی بر پذیرش وحدت در عین تنوع، برابری، عدالت، رهبری اخلاقی، برابری جنسیتی و… در سطح محلی و بین‌المللی تلاش کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt; سایر اصولی که بهائیان با دستیابی به صلح عمومی مرتبط می بینند عبارتند از: عدالت اقتصادی و رفع درجات افراطی فقر و ثروت، رفع هر گونه تعصب، آموزش همگانی که جنبه‌های مادی، انسانی و معنوی زندگی انسان را دربر گیرد و بر هماهنگی علم و دین تأکید داشته باشد، گزینش یک زبان و خط واحد جهانی که افراد علاوه بر زبان مادری خود جهت تسهیل ارتباطات بین‌المللی آن زبان را یاد بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعالیم بهائی تحول فردی و اجتماعی بر اساس مطالعه و کاربست اصول اخلاقی و معنوی را ترویج می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان برای یادگیری در مورد اصول زیربنایی یک اجتماع صلح آمیز و چگونگی به کار بستن این اصول و به اشتراک گذاشتن آن‌ها با دیگران فعالیت می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از میان بردن فقر مفرط و ثروت بی اندازه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار بهائی به ارتباط و بهم پیوستگی افراد به عنوان اجزای اجتماع تأکید دارند و تعالیم بهائی از میان بردن فقر مفرط و ثروت بی‌اندازه را برای وحدت خانوادهٔ بشری و بنای یک جامعهٔ جهانی برپایهٔ صلح و عدل لازم می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; البته آثار بهائی معتقد به یکسان‌سازی ثروت و ایجاد برابری کامل اقتصادی میان مردم آن طور که ایدئولوژی کمونیسم ترویج می‌دهد نیستند و معتقدند چنین یکسان‌سازی‌هایی غیرممکن است و به اجتماع صدمه می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; [[بهاءالله]] و [[عبدالبهاء]] برای از میان بردن فقر فاحش و ثروت مفرط هم تمهیدات ساختاری را لازم می‌دانند و هم تقویت حس مسئولیت و دغدغه اجتماعی میان افراد را.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع مادی و انسانیِ جامعه بشری باید در راه رفاه درازمدت عموم انسانها نه منافع کوتاه مدت یک اقلیت خاص صرف شود و فرهنگ مشارکت، همکاری و خدمت جای خود را به رقابت، مصرف گرایی و حرص بدهد.  آئین بهائی بر اشتغال با روحیه خدمت به دیگران&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=در جستجوی عدالت اجتماعی|نام خانوادگی=هادلستون|نام=جان|ناشر=Century Press|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;، عدم تأثیر پذیری از مادی گرایی &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=بیت العدل اعظم|کد زبان=|تاریخ=۱ مارس ۲۰۱۷|وب‌گاه=|نشانی=http://www.payamha-iran.org/node/240|عنوان=پیام اول مارس ۲۰۱۷ خطاب به بهاییان عالم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و ابراز خصائل اخلاقی همچون درستکاری، صداقت و امانت در فعالیت‌های اقتصادی تأکید می‌کند.  از جمله احکامی که به فرد بهائی کمک می‌کند تا اولویتهای مادی و ضروری اش را متعادل کند حکم حقوقُ الله است که در آن فردِ بهائی بصورت داوطلبانه نوزده درصد درآمد خود را بعد از خرجهای ضروری به تشکیلات بهائی اعطاء می‌کند تا در راه خیر عموم خرج شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge: Cambridge University Press|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=163-164}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۹۷ [[بیت العدل اعظم]]، بهائیان را تشویق کرد که در فعالیت‌های جامعه سازی با مشارکت در گفتمانهای مربوط به درک علل ریشه ای فقر یادگیری، دانش و تجربه خود را در این زمینه مستمراً افزایش دهند و در فرآیندهای جامعه سازی بکار گیرند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=بیت العدل اعظم|کد زبان=|تاریخ=اوّل مارس ۲۰۱۷|وب‌گاه=|نشانی=http://www.payamha-iran.org/node/240|عنوان=پیام اوّل مارس خطاب به بهاییان عالم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعلیم و تربیت عمومی و اجباری===&lt;br /&gt;
در [[آئین بهائی]] تاکید شدیدی بر اهمیت تعلیم و تربیت وجود دارد و تعلیم و تربیت به عنوان یکی از عوامل اصلی پیشرفت معنوی و مادی فرد و اجتماع در نظر گرفته میشود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آثار بهائی بیان می کنند که با تعلیم و تربیت است که استعدادهای و توانمندی های بالقوه افراد پرورش می یابد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آثار بهائی یکی از وظایف اصلی والدین را تعلیم و تربیت فرزندان خود می داند و به خصوص تاکید ویژه ای بر تعلیم و تربیت فرزندان دختر قرار می دهد زیرا در آینده به عنوان مادر نسل بعد را پرورش می دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; [[تعالیم بهائیت|تعالیم بهائی]] هم به لزوم تربیت معنوی و اخلاقی فرد و هم به تعلیم و آموزش انسانی از جمله کسب علم و یادگیری هنر و فن و حرفه تاکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این آموزه بر تعلیم علم و تربیت اخلاقی همگانی تأکید می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مدارس فراموش شده: بهاییان و آموزش نوین در ایران|نام خانوادگی=شاهوار|نام=سلی|ناشر=باران|سال=۲۰۱۳|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و هدف از تعلیم و تربیت توانمندسازی افراد برای خدمت به جامعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مدارس فراموش شده: بهائيان و آموزش و پرورش نوين در ايران|نام خانوادگی=شاهوار|نام=سلی|ناشر=باران|سال=۲۰۱۳|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان فعالیت‌های گسترده ای در ایجاد مدارس نوینِ دخترانه و پسرانه در ایران داشتند. آنان در اواخر قرن نوزدهم با تشویقها و راهنماییهای [[عبدالبهاء]] در بسیاری از نقاط ایران، از روستاهای کوچک گرفته تا شهرهای بزرگ مدارس نوینی برپا کردند که پذیرای همه افراد فارغ از دین و جنسیت بود. در این مدارس دانش آموزان با علوم و هنرهای مدرن آشنا می شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مدارس فراموش شده: بهائيان و آموزش و پرورش نوين در ايران|نام خانوادگی=شاهوار|نام=سلی|ناشر=باران|سال=۲۰۱۳|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر نمونه‌های تلاشهای جامعه بهائی ایران برای امر آموزش تأسیس دانشگاه علمی آزاد است که در سال ۱۳۶۶ به منظور فراهم کردن امکان تحصیلات عالیه برای بهائیان محروم از تحصیل ایجاد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;Mina, Yazdani, (2015). &amp;quot;Higher Education under the Islamic Republic: the Case of the Baha&#039;is&amp;quot;. Journal of Educationa. ISSN 1935-7699&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[احکام بهائی]]==&lt;br /&gt;
{{اصلی|احکام بهائی}}&lt;br /&gt;
در آئین بهائی، [[احکام بهائی|احکام]] به صورت مجموعه‌ای از باید و نبایدها که از روی ترس و هراس از عذاب الهی باید رعایت شوند مطرح نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;i Faith: A Short Introduction.|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=OneWorld Publication|سال=1999|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] احکام را بخش جدایی‌ناپذیر ترقّی معنوی انسان می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان معتقدند همان‌طور که اگر فردی از بام ساختمان بلندی به پایین بپرد به دلیل نادیده گرفتن قوانین فیزیکی عالم دچار صدمه می‌شود، زیرپا گذاشتن قوانین معنوی که بر عالم وجود حکمفرماست نیز به انسان از نظر معنوی لطمه وارد می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; در این دیدگاه، احکام دینی به انسان کمک می‌کند که زندگی خود را با قوانین معنوی که بر عالم حکمفرماست هماهنگ سازند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد بهائی، [[احکام بهائی|احکام]] شامل دو بعد مکمّل هستند. یک بُعد، شامل [[احکام بهائی|احکام]] اخلاقی می‌شود که در گذر زمان تغییرناپذیرند و در ادیان مختلف مشترک هستند؛ مانند دعوت به صداقت و درستکاری. بُعد دیگر شامل [[احکام بهائی|احکامی]] است که هدف نظم‌بخشی به زندگی اجتماعی را دارند و که بعضی از آن‌ها در بستر زمان قابلیت تغییر دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بسیاری از احکام مربوط به زندگی معنوی و اجتماعی فرد در [[آئین بهائی]] در «[[کتاب اقدس]]» از آثار [[بهاءالله]] ذکر شده‌اند. در مقدمه این کتاب آمده اگر چه بسیاری از قوانین موجود در کتاب اقدس در جامعه امروزی قابل استفاده هستند، بهاءالله امکان استفاده از قوانین جدید با توجه به مقتضیات جامعه بهائی را فراهم آورده و این قوانین اندک اندک در این آئین ظهور یا تغییر می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt; رعایت قوانین شخصی مانند روزه و نماز در عین حالی که به عهده همگان گذاشته شده از وظایف شخصی و فردی محسوب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;log_233&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=[[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
|coauthors= بیت العدل اعظم&lt;br /&gt;
|چاپ= Hornby, Helen (Ed.)&lt;br /&gt;
|سال=۱۹۸۳&lt;br /&gt;
|کتاب=انوار هدایت&lt;br /&gt;
|ناشر=انتشارات بهائی، دهلی نو، هندوستان&lt;br /&gt;
|شابک=81-85091-46-3&lt;br /&gt;
|صفحه=۲۳۳&lt;br /&gt;
}} [http://bahai-library.com/?file=hornby_lights_guidance پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;walbridge&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب&lt;br /&gt;
|نشانی=http://bahai-library.org/encyclopedia/prayer.html&lt;br /&gt;
|عنوان=دعا و نیایش&lt;br /&gt;
|نویسنده=Walbridge, John&lt;br /&gt;
|تاریخ=۲۰۰۶–۰۳–۲۳&lt;br /&gt;
|تاریخ بازدید=۲۰۰۶–۰۷–۱۱&lt;br /&gt;
|ناشر=bahai-library.org&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] احکام را به عنوان یک چارچوب کیفری به هدف اجرای حکم یا مجازات در نظر نمی‌گیرد، بلکه احکام را عامل ترقّی معنوی انسان‌ها مطرح می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[آئین بهائی]] احکام غالباً نه به  صورت دستورالعمل‌های جزئی برای موقعیت‌های متفاوت بلکه به به شکل اصول کلی ارائه شده‌است که در بسیاری موارد فرد به شکلی که در زندگی خود و در هر موقعیت مناسب می‌بیند این اصول را به کار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; [[آموزه های بهایی|تعالیم بهائی]] دربارهٔ بسیاری از جنبه‌های زندگی اظهارنظری نمی‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در برخی موارد، به صراحت ذکر شده که یک موضوع خاص مسئلهٔ انتخاب فردی است و نه [[احکام بهائی|حکم]] الهی. همچنین در مورد برخی از  اجتماعی آئین بهائی که هم‌اکنون به اجرا گذاشته می‌شوند نیز تأکید کلّی شدیدی بر آگاهی، درک و عقلانیت فرد است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بر طبق بیانات [[بهاءالله]]، بهائیان [[احکام بهائی]] را باید با سرور و از روی عشق اجرا نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; در آئین بهائی هیچ فردی مسئول نظارت بر رعایت احکام توسط دیگران نیست&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;. در نظر بهائیان فرد فقط پاسخگوی خداست و هر شخص مسئولیت بهبود و به انضباط درآوردن رفتار و اعمال خود را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در دیانت بهائی طبقهٔ روحانیون و علمای دینی که بتوانند احکام الهی را وضع یا تفسیر کنند وجود ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مبنای احکام بهائی آثار مکتوب و رسمی بهاءالله مانند کتاب اقدس و ضمائم آن به همراه تبیینات و توضیحات [[عبدالبهاء]] و [[شوقی افندی]] و قوانین وضع شده توسط [[بیت العدل اعظم]] است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; حکایت‌های شخصی و روایت‌های شفاهی از زندگی [[بهاءالله]] یا دیگر بزرگان این آئین، نمی‌توانند به هیچ وجه مبنایی برای تعیین احکام باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه قسمتی از احکام «[[کتاب اقدس]]» که توسط [[شوقی افندی]]، تأکید شده آورده می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*پس از رسیدن به سن بلوغ در ۱۵ سالگی خواندن نماز بر هر بهائی واجب است. سه نماز اصلی وجود دارد که فرد حق انتخاب از میان آن‌ها را دارد.&lt;br /&gt;
*غیبت و افتراء حرام است.&lt;br /&gt;
*بهائیان بالغ که از سلامت برخوردارند هر سال در آخرین ماه از تقویم بهائی، روزه می‌گیرند.&lt;br /&gt;
*بهائیان از نوشیدن مشروبات الکلی و استفاده از داروهای روانگردان منع شده‌اند مگر آنکه دکتر استفاده از آن‌ها را تجویز نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=ج. ای. اسلمنت&lt;br /&gt;
|کتاب=بهاءالله و عصر جدید&lt;br /&gt;
|ناشر=دارالنشر البهائیة فی البرازیل&lt;br /&gt;
|شهر=برزیل&lt;br /&gt;
|صفحه=۱۲۱&lt;br /&gt;
}} [http://reference.bahai.org/fa/t/je/BNE/index.html پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین&lt;br /&gt;
|کتاب=دین بهائی آئین فراگیر جهانی&lt;br /&gt;
|ناشر=مؤسسه معارف بهائی&lt;br /&gt;
|صفحه=۲۰۵&lt;br /&gt;
}} [http://reference.bahai.org/fa/t/o/BF/index.html پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*رابطه جنسی فقط بین زن و شوهر مشروع است و همجنسگرایی حرام است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=داریوش و گریس شاهرخ&lt;br /&gt;
|کتاب=اصول دین بهائی&lt;br /&gt;
|ناشر=انتشارات ایمجز اینترنشنال&lt;br /&gt;
|صفحه=۳۷&lt;br /&gt;
}}[http://reference.bahai.org/fa/t/o/UDB/index.html متن کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*قمار و استفاده از مواد مخدر مانند تریاک به شدت نهی شده و حرام است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=عبد الحمید اشراق خاوری&lt;br /&gt;
|کتاب=تقریرات دربارهٔ کتاب مستطاب اقدس&lt;br /&gt;
|ناشر=مؤسسه مطبوعات امری آلمان&lt;br /&gt;
|صفحه=۳۳۰&lt;br /&gt;
}} [http://reference.bahai.org/fa/t/o/TDKA/index.html پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه آئین بهائی==&lt;br /&gt;
تاریخ آئین بهائی با رسالت دو پیامبر ایرانی، [[سید علی‌محمد باب|باب]] و [[بهاءالله]] آغاز می‌شود. باب شارع [[بابیت|آئین بابی]] است که بشارت به ظهور آئینی جهانی بعد از خود داد. با گذشت کمی بیش از یک دهه از تیرباران [[سید علی‌محمد باب|باب،]] پیروان باب به [[بهاءالله]] به عنوان پیام‌آوری که باب به ظهورش مژده داده بود ایمان آورند. آئین بهائی با اعلان رسالت [[بهاءالله]] و آموزه‌های او و جانشینانش شکل گرفت. [[بهاءالله]] برای تضمین این که بعد از درگذشتش و در گذر زمان جامعهٔ بهائی بتواند به صورت هماهنگ و متحد در مسیر به اجرا درآوردن تعالیمش پیش رود اساسی را تأسیس نمود که به عنوان «عهد و میثاق» شناخته می‌شود. به این ترتیب او چگونگی تداوم جریان هدایت، مسئلهٔ جانشینی و نیز توضیح و تبیین آثارش را با دستورالعمل‌های روشن، واضح و کتبی مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=110|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس این عهد و میثاق، مسئولیت هدایت و رهبری جامعه پس از [[بهاءالله]]، به پسر ارشدش، [[عبدالبهاء]]، سپس به شوقی ربانی، نوهٔ [[عبدالبهاء]]، و در نهایت همان‌گونه که [[بهاءالله]] تعیین نموده بود به [[بیت العدل اعظم]] مُحوّل شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot; /&amp;gt; اصل عهد و میثاق وحدت جامعه را تضمین می‌کند و آنرا از اختلاف و تفرقه حفظ می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot; /&amp;gt; به گفته [[عبدالبهاء]] عهد و میثاق مهمترین ویژگی آئین بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot; /&amp;gt; او «محور وحدت عالم انسانی» را «قوّه میثاق» می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/oclc/2215097|عنوان=God passes by|نام خانوادگی=Effendi|نام=Shoghi|تاریخ=1970, ©1974|ناشر=Baháʼí Pub. Trust|سال=1970|شابک=0877430209|مکان=Wilmette, Ill|صفحات=238|زبان=English|oclc=2215097}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی تلاش‌ها در راستای به چالش کشیدن مسئله جانشینی و رهبری جامعه بهائی در دوره‌های مختلف وجود داشته که طرفدارانی پیدا نکرده و همگی ناموفق بوده‌اند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:9022&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Marginality and Apostasy in the Bahá&#039;í Community&lt;br /&gt;
|ژورنال=Religion|تاریخ=2007|زبان=English|صفحات=187-209|پیوند=https://bahai-library.com/momen_marginality_apostasy}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[سید علی محمد باب]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|سید علی محمد باب}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bahai center Haifa 2.jpg|220px|بندانگشتی|مقام اعلی؛ آرامگاه باب در دامنه کوه کرمل در حیفا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;&amp;gt;*{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  |author=D. M. MacEoin|title=BĀB, ʿAli Moḥammad Širāzi|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|page=|publisher=|location=|year=۱۹۸۸|url=http://www.iranicaonline.org/articles/bab-ali-mohammad-sirazi|accessdate=۲۰۱۰-۰۵-۰۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;|پیوند=https://fa.bahaipedia.org/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Bahai_center_Haifa_2.jpg]][[سید علی محمد باب]]، (۱۱۹۸-۱۲۲۹ هجری شمسی، ۱۸۱۹- ۱۸۵۰ میلادی) پیامبر ایرانی و شارع آئین بابی است که پیروان بیشماری در دوره شش ساله رسالت خود - از ۲۵ سالگی تا ۳۱ سالگی - از اقشار، اقوام و اصناف مختلف ایران به خود جذب کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548|صفحات=240|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=332-368|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او خود را مهدی موعود، پیامبری جدید و بشارت دهندهٔ آئینی جهانی که قرار است پس از او توسط «[[من یظهره الله|من یُظهِره‌الله]]» (آنکه خداوند او را ظاهر خواهد ساخت)، ظاهر شود خواند و بارها در آثار خود به ظهور او اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=|کتاب=|ناشر=|چاپ=|شهر=|کوشش=|ویرایش=|سال=|شابک=|نویسنده=MacEoin, {{چر}}D. M.|نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه=|زبان=en|مقاله=[http://www.iranicaonline.org/newsite/index.isc?Article=http://www.iranicaonline.org/newsite/articles/unicode/v3f8/v3f8a073.html BAYĀN](English)|ژورنال=|نشریه=Encyclopedia of Iranica|تاریخ=|دوره=|شماره=|شاپا=}} Retrieved on 2009-09-05.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:63000&amp;quot;&amp;gt;BÁBISM, By Edward G. Browne.p338&amp;lt;/ref&amp;gt; از آموزه‌های باب می‌توان از پایان دوران اسلام و سنت‌های کهن، آغاز دوره‌ای جدید، تکامل و ظهور تدریجی ظهور وحی در تاریخ بشریت، اهمیت حقوق زنان و تعلیم و تربیت نام برد. حکومت قاجار باب را به دورترین نقاط ایران در آذربایجان تبعید کرد، و به تحریک روحانیون به اذیت و آزار، شکنجه وقتل پیروان باب در سراسر ایران پرداخت و در نهایت شش سال بعد از آغاز جنبش بابی، باب را در سن ۳۱ سالگی به همراه یکی از پیروانش در تبریز تیرباران کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=400-404|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; کمی بیش از یک دهه از اعدام [[سید علی‌محمد باب|باب]] و کشتار بسیاری از بابیان در ایران، اکثر قریب به اتفاق پیروان او به [[بهاءالله]] به عنوان موعود آئین بابی ([[من یظهره الله|من یُظهِره‌الله]]) ایمان آوردند و از آن پس بهائی نام گرفتند. [[بهاءالله]] پیامبر و موسس آئین بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:74000&amp;quot;&amp;gt;«دین بهایی آیین فراگیر جهانی»، نوشتهٔ ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، ص ۴۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[بهاءالله]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|بهاءالله}}&lt;br /&gt;
میرزا حسین‌ علی نوری، ملقب به [[بهاءالله]]، (۱۱۹۶-۱۲۷۱ هجری شمسی، ۱۸۱۷-۱۸۹۲ میلادی) در بیست و هفت سالگی، با مطالعۀ برخی از آثار [[سید علی‌محمد باب|باب]] که از طریق مُلاحسین بشرویه‌ای (اولین مؤمن به [[سید علی‌محمد باب|باب]]) بدست او رسیده بود به او ایمان آورد و به ترویح آئین [[سید علی‌محمد باب|باب]] پرداخت. بابیان برجسته چهار سال پس از آغاز آئین بابی، استقلال آئین جدید را از اسلام در «گردهمایی بدشت» اعلان می‌کنند. میرزا حسین علی نوری در این گردهمایی نقشی محوری ایفا می‌نماید و از آن پس با نام «[[بهاءالله]]» (به معنای شکوه خداوند)‌ شناخته میشود. چند سال بعد از این گردهمایی باب که طی این چند سال در آذربایجان زندانی بود به همراه یکی از پیروانش در تبریز تیرباران می‌شود و حکومت به تحریک روحانیون به آزار و اذیت و کشتار بابیان می‌پردازد. پس از آن  دو جوان بابی به جان ناصرالدین شاه سوء قصد می‌کنند که در جریان آن شاه  فقط جراحاتی سطحی برمی‌دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Bahai Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بلافاصله بعد از سوءقصد نافرجام به جان شاه، همه بابیان برجسته که نقشی در این توطئه نداشتند از جمله بهاءالله دستگیر می‌شوند و به دستور شاه کشتار عظیمی از بابیان به دست تمام اقشار و اصناف صورت می‌گیرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل= |کتاب=A Concise Encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|ناشر= Oneworld Publications|چاپ= |شهر= Oxford, UK|کوشش= |ویرایش= |سال= ۱۹۹۹ |شابک=1-85168-184-1 |نویسنده= Smith, Peter|نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه= |زبان=en |مقاله= |ژورنال= |نشریه= |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، ص ۱۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله به زندان سیاه‌چال تهران برده می‌شود و مدت چندین ماه در غل و زنجیر نگه داشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، صفحهٔ ۱۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt; زنجیر سنگینی که بر گردن [[بهاءالله]] در این زندان می‌اندازند آثارش آن تا آخر عمر بر گردن او دیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Guide For The Perplexed|نام خانوادگی=Stockman|نام=Robert|ناشر=Bloomsbury|سال=2013|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این سیاهچال بود که بهاءالله ظهور وحی را تجربه می‌کند به مقام رسالت خود آگاه می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; این واقعه را می‌توان شروع دورۀ رسالت او در نظر گرفت هر چند او در آن هنگام این موضوع را آشکار نمی‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; بعد از اثبات بیگناهی بهاءاللله او از زندان آزاد می‌شود و به یک ماه فرصت داده می‌شود تا از ایران خارج شود. او پس از آزادی از سیاه‌چال بسیار بیمار بود و قدرت جسمی کافی برای سفر طولانی را نداشت. خانهٔ او غارت و ویران شده بود و خانوادهٔ او در نقطهٔ دورافتاده‌ای از پایتخت به سر می بردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=بهاءالله: شمس حقیقت|نام خانوادگی=موقر بالیوزی|نام=حسن|ناشر=George Ronald Oxford|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله برای ترک ایران عراق را انتخاب می‌کند. بهاءالله در ۱۲ ژانویۀ سال ۱۸۵۳ به همراه خانواده و دو برادرش میرزا موسی و میرزا محمد قلی ایران را به قصد عراق ترک میکند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot; /&amp;gt; در آن دوران عراق جزو متصرفات دولت عثمانی بود. آن‌ها پس از یک سفر سخت و عبور از مناطق کوهستانی در سرمای زمستان در اوایل آوریل ۱۸۵۳ وارد بغداد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt;[[پرونده:AkkaPrison.jpg|بندانگشتی|زندانی که بهاءالله دو سال در آن در عکا زندانی بود.|پیوند=https://fa.bahaipedia.org/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:AkkaPrison.jpg]]در بغداد بهاءالله به تدریج به عنوان رهبر جامعۀ بازماندۀ بابیان شناخته می‌شود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; و به احیای جامعه به شدت سرکوب شده، نابسامان و ناماید بابی می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; او در آثار خود درکی جدید از دین بابی را در اختیار بابیان قرار داد. تعداد پیروان او به شکل فزاینده‌ای رشد کرد و ظرف مدت کوتاهی هم بابی‌ها و هم مقامات ایرانی و عثمانی او را به عنوان رهبر برجسته بابیان شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; وی در خارج جامعۀ بابی نیز از همراهی و تایید ساکنان بغداد و مسافرانی که به این شهر می‌آمدند برخوردار بود از جمله مقامات عثمانی، افراد برجسته ایرانی و حتی روحانیون سنی که او را به عنوان شخصیتی مهم می شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; از مهم‌ترین آثاری که بهاءالله که در دوران اقامت در بغداد نگاشت می‌توان به کلمات مکنونه و کتاب ایقان و&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; اثری عرفانی به نام هفت وادی اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت ایران که از احیای جامعۀ بابی تحت رهبری بهاءالله نگران بود مقامات عثمانی را مورد فشار قرار داد تا بهاءالله و یاران در حال فزونی او را به محلی دورتر از مرزهای ایران تبعید کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:33&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=The Bahá&#039;í Faith|ژورنال=Britannica Book of the Year|ناشر=Encyclopædia Britannica|تاریخ=1988|فصل=|زبان=|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات عثمانی این موضوع را قبول کرده و بهاءالله را در ۱۸۶۳ به استانبول فراخواندند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Cole|1989|ک=BAHĀʾ-ALLĀH|ص=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۲۱ آوریل ۱۸۶۳ قبل از حرکت به استانبول بهاءالله و همراهانش برای دوازده روز در باغ نجیب پاشا در حومه بغداد اقامت کردند. در این مکان بود که بهاءالله به بابیان حاضر اعلان کرد که او پیام‌آور الهی و همان موعودی است که [[سید علی‌محمد باب|باب]] به آمدنش وعده داده.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:33&amp;quot; /&amp;gt; این مناسبت در بین بهائیان به عید رضوان شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد|ژورنال=Encyclopedia of Religion|تاریخ=۲۰۰۵|صفحه=۷۳۷–۷۴۰|نویسنده=Manfred Hutter|مقاله=Bahā&#039;īs|نشریه=Macmillan Reference USA, Detroit|دوره=2nd ed|شماره={{شابک|0-02-865733-0}}}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از چهار ماه سفر زمینی بهاءالله و همراهانش به استانبول وارد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; پس از حدود سه و ماه نیم اقامت در استانبول، مسئولین حکومت عثمانی دستور تبعید بهاءالله به ادرنه را دادند. احتمال می‌رود این تبعید به دلیل فشار از سوی سفیر ایران بوده باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله چهار سال و نیم در ادرنه اقامت داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; در دوران اقامتش در ادرنه بود که رسالت خود را به صورت عمومی اعلان نمود. این اعلان عمومی در قالب صدور نامه‌هایی به پادشاهان و سران ممالک صورت گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:33&amp;quot; /&amp;gt; که می‌توان از آن جمله نامه‌هایی به ناپلئون سوم در فرانسه، پاپ، ناصرالدین شاه پادشاه ایران و سلطان عبدالعزیز ترکیه اشاره نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:33&amp;quot; /&amp;gt; وی در این نامه‌ها به مقام رسالت خود اشاره کرده&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite book&lt;br /&gt;
 |last=Taherzadeh|first=Adib|year=1977|title=The Revelation of Bahá&#039;u&#039;lláh, Volume 2: Adrianople 1863-68|publisher=George Ronald|place=Oxford, UK|isbn=0853980713|url=http://www.peyman.info/cl/Baha%27i/Others/ROB/V2/Cover.html}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و آن‌ها را دعوت به کناره‌گیری از جنگ و برقراری صلح و آشتی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Beginner&#039;s Guide|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=One World Publication|سال=2012|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۸۶۸ حکومت عثمانی بار دیگر دستور تبعید بهاءالله را صادر کرد و او و گروهی از پیروانش در ۳۱ اوت ۱۸۶۸ وارد زندان-شهر عکا شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; عکا در آن زمان به دلیل شرایط نامساعد و نامطلوبی که داشت شهری بود که به عنوان تبعیدگاه و محل حبس زندانیان سیاسی حکومت عثمانی مورد استفاده قرار می گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;u&#039;llah: A Short Biography|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=OneWorld  Publications|سال=2014|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; برای دو سال بهاءالله و همراهانش در شرایط بسیار دشوار و نامناسبی در قلعه‌ای محبوس بودند و چندین نفر از همراهان بهاءالله به دلیل بیماری و سختی شرایط جان دادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; در این دوران بهاءالله به صدور نامه به پادشاهان و سران ممالک ادامه داد و از این زندان بود که ملکه ویکتوریای انگلستان، سراز الکساندر دوم روسیه و پاپ پی چهارم را مورد خطاب قرار داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله و همراهانش در ۱۸۷۰ اجازه یافتند زندان را ترک کنند ولی همچنان زندانی به شمار می رفتند و اجازه نداشتند شهر عکا را ترک کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله به مدت هفت سال از ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۷ در خانه‌های مختلفی در عکا زندگی کرد از جمله بیت عبود و بیت عبدالله پاشا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۸۷۷ بهاءالله اگرچه همچنان یک زندانی بود اجازه یافت که از شهر عکا خارج شود. او ابتدا برای حدود دو سال در عمارتی در شمال عکا به نام مزرعه ساکن شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; و سپس از ۱۸۷۹ تا هنگام درگذشت در ۱۸۹۲ در بهجی ساکن بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; او در نوزده سال آخر زندگی خود آثار مهمی نگاشت از جمله لوح اشراقات، لوح تجلیات، لوح طرازات که در آن‌ها اصول اخلاقی و معنوی یک نظم جهانی را تشریح کرد از جمله قانون مداری و اطاعت از حکومت، جدایی دین از سیاست، انتخاب یک زبان و خط مشترک جهانی، ممنوعیت جهاد، لزوم تعلیم و تربیت کودکان، گسترش وحدت و یگانگی نوع انسان و دستیابی به صلح عمومی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در ۲۹ ماه مه سال ۱۸۹۲ میلادی به دنبال تب خفیفی در سن ۷۵ سالگی در بهجی درگذشت و در محوطه عمارت بهجی به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; آرامگاه او که به «[[آرامگاه بهاءالله|روضه مبارکه]]» برای بهائیان شهرت دارد قبله بهائیان و محلی است که هر روز بهائیان در هنگام نماز و نیایش به آن رو می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله کتاب‌ها، نامه‌ها ( الواح) و دعا و مناجات‌های بسیاری نگاشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:16&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Bahai Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; حدود پانزده هزار نامه و متن نوشته شده توسط او شناسایی شده‌است. از آثار بزرگ و مهم او می‌توان به کتاب ایقان، کتاب اقدس، کلمات مکنونه، هفت وادی، چهار وادی، جواهر الاسرار و الواح خطاب به سلاطین اشاره کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;گفتاری کوتاه در مورد آئین بهائی، موژان مؤمن&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان مجموعه آثار بهاءالله را وحی الهی و شالودهٔ آئین بهائی در نظر می‌گیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=|نشانی=http://www.bahai.org/fa/bahaullah/quotations|عنوان=گزیده‌ای از آثار حضرت بهاءالله}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آثار بهاءالله هم‌اکنون به بیش از ۸۰۰ زبان ترجمه شده و در بیش از ۲۰۰ کشور منتشر شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=12/11/2014|وب‌گاه=Huffington Post|نشانی=https://www.huffingtonpost.co.uk/entry/birth-of-bahaullah-2014_n_6145016?guccounter=1|عنوان=Birth Of Baha&#039;u&#039;llah 2014: 5 Facts To Know About The Baha&#039;i Holiday}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[عبدالبهاء]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|عبدالبهاء}}&lt;br /&gt;
[[عبدالبهاء|عباس افندی]] ( ۱۲۲۳ - ۱۳۰۰ هجری شمسی، ۱۸۴۴ - ۱۹۲۱ میلادی) فرزند ارشد [[بهاءالله]] که به نام [[عبدالبهاء]] شناخته می‌شود، سومین شخصیت محوری آیین بهائی است که پدرش [[بهاءالله]] آنچنانکه در کتاب اقدس و نیز در کتاب عهدی اشاره کرده‌است، وی را به مقام جانشین، مبیّن و مفسر متون بهائی برگزید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  |author=A. Bausani, D. MacEoin|title=ABD-AL-BAHĀ|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|page=|publisher=|location=|year=۱۹۸۲|url=http://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-baha|accessdate=۲۰۱۰-۰۸-۱۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۹۲ تا ۱۹۲۱ میلادی مسئولیّت ادارهٔ جامعهٔ بهائی را برعهده داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot;&amp;gt;{{پک|1=Smith|2=2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith|ص=ص ۱۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot;&amp;gt;{{پک|1=Smith |2=2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص=ص ۴۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان عبدالبهاء را مفسّر و تبیین کنندهٔ رسمی آثار بهائی، جلوهٔ تمامی آرمان‌ها و ایده‌آل‌های بهائی و معمار نظم جهانی [[بهاءالله]] می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نویسنده=|نشانی=http://www.bahai.org/fa/abdul-baha/|عنوان=حضرت عبدالبهاء-مثل اعلای امر بهائی|ناشر=جامعهٔ جهانی بهائی|تاریخ=|تاریخ بازبینی=4.7.2016}}&amp;lt;/ref&amp;gt; عبدالبهاء همیشه اصرار داشت که مقام او فقط بندگی و خدمت به پدرش است و همواره بهائیان را از تجلیل و تحسین مقام خود بازمی‌داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot;&amp;gt;{{پک|1=Smith|2=2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith|ص=ص ۱۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او در دورانی که ادارهٔ جامعهٔ بهائی را بر عهده داشت لقب عبدالبهاء (به معنی بنده بهاء) را برای خود برگزیده بود و امروزه نیز اغلب با این نام شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot;&amp;gt;{{پک|1=Smith|2=2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith|ص=ص ۱۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:AbdulBaha1868.jpg|بندانگشتی|عبدالبهاء در جوانی|پیوند=https://fa.bahaipedia.org/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:AbdulBaha1868.jpg]]در زمان حیات بهاءالله، او منشی و نماینده پدرش بود. عبدالبهاء اکثر عمر خود را در زندان و تبعید به سر برد. ۹ ساله بود که به همراه پدر به عراق تبعید شد و در نهایت در ۶۴ سالگی (در سال ۱۹۰۸ میلادی) با آزادی تمامی زندانیان عقیدتی امپراطوری عثمانی در نتیجۀ انقلاب جوانان تُرک، بعد از بیش از پنج دهه از تبعید و زندان رهایی یافت. او بعد از آزادی برای انتشار آئین بهائی و ترویج آموزه‌های پدر به مصر، اروپا و آمریکای شمالی سفر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt; سفرهای سه ساله او در غرب نقش به‌ سزایی در ایجاد جوامع بهائی در آنجا و انتشار آئین بهائی در سایر نقاط دنیا ایفا نمود. در آمریکای شمالی به حدود ۴۵ شهر در ایالات متحده و کانادا سفر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mottahedeh&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Mottahedeh|۲۰۱۳|ک=Abdu’l-Bahá&#039;s Journey West: The Course of Human Solidarity|ص=ص ۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این سفر حدود ۳۷۳ سخنرانی داشت و جمعاً حدود ۹۳ هزار نفر مخاطب وی قرار گرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mottahedeh&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء در اروپا و آمریکا به نام پیامبر صلح معروف شد. مطبوعات آن زمان، اغلب او را «پیامبر ایرانی» می‌نامیدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Momen|2011|ک=World Religions: Belief, Culture, and Controversy|ص=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; عده‌ای از صاحب‌نامان غرب چون الکساندر گراهام بل مخترع تلفن، پرزیدنت روزولت رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده آمریکا و آدمیرال پری کاشف قطب جنوب در این اسفار با وی دیدار کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۵۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالبهاء اغلب در سخنرانی‌های خود در غرب، اعتقادات اساسی و اصول آئین بهائی را شرح می‌داد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۵۲}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله اینکه: هر فرد باید خود به‌طور مستقل و به دور از تعصّب به جستجوی حقیقت بپردازد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; تمام ادیان الهی جلوه‌های مختلف یک حقیقت واحد هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; دین باید در هماهنگی با علم و عقل باشد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; نوع انسان یکی است و در مقابل خداوند همهٔ انسان‌ها یکسان هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; تعصّبات دینی، سیاسی، ملیّتی و … مخرّب و مبتنی بر جهل هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; فقر شدید و ثروت مفرط باید از میان برداشته شود،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همهٔ افراد باید در مقابل قانون یکسان باشند و عدالت در اجتماع برقرار باشد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; زنان و مردان با هم برابرند و باید از حقوق برابر برخوردار باشند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همهٔ کودکان باید آموزش دریافت کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء همچنین به موضوع صلح بسیار در سخنرانی‌های خود توّجه می‌کرد و هشدار می‌داد که ناآرامی‌ها در منطقهٔ بالکان می‌تواند به جنگی تبدیل شود که سراسر اروپا را بگیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همچنین در آمریکا، برای مسئلهٔ روابط نژادی اهمیّت ویژه‌ای قائل بود و افراد از نژادهای مختلف را تشویق می‌کرد که به دنبال یافتن نقاط مشترک و همکاری باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; وی هم در آمریکا و هم در اروپا با فقرا ملاقات می‌کرد و بر وظیفهٔ اجتماعی ثروتمندان در قبال فقرا تأکید می‌نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در ماه ژوئن ۱۹۱۳ بعد از سه سال سفر در غرب از طریق مصر به حیفا بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 45&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در مدّتی کمتر از یک سال با آغازجنگ جهانی اول در اوت ۱۹۱۴ دیگر امکان سفرهای بیشتر برای وی وجود نداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آن روزها دوران خطرناکی برای وی و اطرافیان‌اش بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica3&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  |author=A. Bausani, D. MacEoin|title=ABD-AL-BAHĀ|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|page=|publisher=|location=|year=۱۹۸۲|url=http://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-baha|accessdate=۲۰۱۰-۰۸-۱۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و عبدالبهاء از طرف جمال پاشا، فرماندار جدید سوریه مورد تهدید قرار گرفته بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; سال‌های جنگ باعث وقوع قحطی در منطقه شد که عبدالبهاء با تأمین غلات از مزارع بهائی در درّهٔ اردن توانست از وقوع فاجعهٔ محلّی جلوگیری کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; با آغاز حکومت قیمومت بریتانیا بر فلسطین، دولت جدید در تاریخ ۲۷ آوریل ۱۹۲۰ میلادی به دلیل «تلاش‌های انسان‌دوستانه در طول جنگ جهانی اول» لقب سلطنتی «سِر» به او داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/02/090223_ag_iranian_bahaeis_foreign_gov.shtml بهائیانِ ایران و ارتباط با دولت‌های خارجی]، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; عبدالبهاء سال‌های بعد از جنگ را به رسیدگی به امور جامعهٔ بهائی پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; وی علاوه بر اینکه در این دوران یک چهرهٔ برجستهٔ محلّی بود، به عنوان رهبر یک آئین بین‌المللی نیز شناخته می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء در سال ۱۹۲۱ درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[شوقی افندی|شوقی‌افندی]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|شوقی افندی}}&lt;br /&gt;
[[شوقی افندی|شوقی افندی ربّانی]] (۱۲۷۶- ۱۳۳۶ هجری شمسی، ۱۸۹۷-۱۹۵۷ میلادی) که به شوقی افندی هم شناخته می‌شود، به مدت ۳۶ سرپرست جامعه بهائی در سراسر عالم بود و نظم اداری جهانی بهائی را توسعه بخشید. او که نتیجه (فرزند نوه) [[بهاءالله]] شارع دین بهائی و نوه دختری [[عبدالبهاء]] بود، طبق وصیت نامه [[عبدالبهاء]] ([https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/will-testament-abdul-baha/1#474149947 الواح وصایا]) پس از وی، مسئولیّت ولایت امر در جامعه بهائی را از ۲۸ نوامبر ۱۹۲۱ میلادی تا زمان مرگش در نوامبر ۱۹۵۷ میلادی، به عهده گرفت و در بین پیروان آئین بهائی به ولیِ امرالله ملقّب گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=جانسون|نام=لووِل|کتاب=ولی محبوب امرالله|ناشر=محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ|سال=۲۰۰۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:Shoghi-Effendi-Guardian.jpg|جایگزین=شوقی افندی|بندانگشتی|شوقی افندی|340x340پیکسل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی امر جوان مأموریّت خود را در شرایط آشفتهٔ پس از جنگ جهانی اوّل آغاز نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نویسنده=گلنفورد اِ میچل|نشانی=www.bahai.org|عنوان=شوقی ربّانی، راهنمای هزاره جدید|ناشر=|تاریخ=|تاریخ بازبینی=۲۴ بهمن ۱۳۹۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او با تکیه بر الواح وصایای [[عبدالبهاء]] که به تعبیر خود او «منشور نظم اداری بهائی» است، این نظم اداری را بنا ساخت و پس از مطالعهٔ دقیق آثار [[بهاءالله]] و [[عبدالبهاء]] دربارهٔ تأسیس مؤسّسات بهائی، روش‌هائی ابداع کرد تا بتوان مؤسّسات و تشکیلات بهائی را ایجاد نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=|نام=|کتاب=قرن انوار|ناشر=مرکز جهانی بهائی|سال=۲۰۰۲|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به موازات همهٔ این اقدامات، به ترجمهٔ آثار بهائی از زبان‌های فارسی و عربی به زبان انگلیسی پرداخت و الگویی برای ترجمهٔ این آثار برای دیگران و برای آیندگان ایجاد کرد. کتاب «تاریخ نبیل»، نوشتهٔ نبیل زرندی که مربوط به تاریخ سال‌های اوّلیّهٔ آئین بهائی است را تلخیص و ترجمه نموده، به نام «مطالع الانوار» منتشر کرد. او همچنین به‌طور مستقل تاریخ امر بهائی را به شکلی دقیق و روش مند در چهار جلد به نام «God Passes By» (ترجمه شده به اسم «قرن بدیع») مدوّن نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=اشرف|نام=فؤاد|کتاب=شوقی ربّانی، حصن حصین شریعت الله|ناشر=هوفهایم|سال=۱۹۹۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او به اجراء برنامه‌هایی برای انتشار آئین بهائی در سطح جهان اقدام نمود و خود شخصاً نامه‌های بی شماری به جوامع بهائی در سراسر عالم ارسال کرد و آنان را به انجام وظائف و خدماتشان دعوت و ترغیب نمود. همچنین برنامه‌ریزی امور مهاجرین و نقاط مهاجرتی آنها را در سراسر عالم انجام داد. در این سالها شمار کشورهایی که آئین بهائی در آنها معرفی و ارائه گردید، از ۳۵ به ۲۱۹ کشور رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=|نام=Smith, Peter|کتاب=Shoghi Effendi|ناشر=. Oxford: Oneworld Publications.|سال=2000|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; شوقی افندی به رشد و توسعهٔ مرکز جهانی بهائی در شهر حیفا مبادرت ورزید و املاک بهائی را توسعه داد و باغ‌های باشکوهی در آن اراضی طرّاحی و اجراء نمود. بر مزار باب، معروف به مقام اعلی، گنبد زیبائی بنا نمود و همچنین در اطراف [[آرامگاه بهاءالله]] معروف به روضهٔ مبارکه در خارج شهر عکّا باغ‌های بی نظیری ترتیب داد. بنای «دارالآثار» را تدارک دید که در آن، آثار بهائی و اشیاء متبرکّه مربوط به [[سید علی‌محمد باب|باب]] و [[بهاءالله]] نگهداری می‌شود. این همه اقدامات برای آن صورت گرفت تا فضایی مناسب و روحانی برای مرکز اداری و روحانی آئین بهائی مهیّا گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=ربّانی|نام=شوقی|کتاب=The Dispensation of Bahá&#039;u&#039;lláh|ناشر=|سال=|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; شوقی افندی، در این سال‌ها، نهایت توجه خود را به بنای مؤسّسات محلی و ملّی معطوف داشت و اصول انتخابات بهائی را برای جوامع بهائی سراسر عالم تشریح نمود. برای جامعه‌ای که کشیش و روحانی ندارد، این هیئت‌های منتخب دموکراتیک، اساس همهٔ پیشرفت‌های دیگر محسوب می‌شدند. او تلاش کرد جامعه‌های نو پای بهائی را به مرتبه‌ای برساند که مؤسّسات و تشکیلات بهائی قابلیت و توانائی تشکیل [[بیت العدل|بیت العدل اعظم]] را داشته باشند. بیت العدل اعظم همان مؤسّسه‌ای است که از چند سال پس از درگذشت شوقی ربّانی تا کنون، رهبری و قیادت جامعهٔ بهائی در سراسر عالم را به عهده دارد و در آینده نیز این مسئولیّت را به عهده خواهد داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=فتح اعظم|نام=هوشمند|کتاب=نظم جهانی بهائی|ناشر=|سال=۱۹۵۵|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=ربّانی|نام=شوقی|کتاب=نظامات بهائی (بهائی پروسیجر)|ناشر=محفل روحانی ملّی بهائیان ایران|سال=|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[بیت العدل اعظم]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|بیت العدل اعظم}}&lt;br /&gt;
در آئین بهائی طبقه روحانی و مجتهد دینی وجود ندارد و در ساختار جامعه بهائی اقتدار و مرجعیت به شوراهای انتخابی که در راس آنها [[بیت العدل اعظم]] قرار دارد سپرده شده‌است نه به افراد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:93&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ Faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Wendi|ناشر=Dunedin Academic Pres|سال=2006|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]] شورای بین‌المللی آئین بهائی و بالاترین مقام تصمیم‌گیری این آئین است. این مجمع ۹ عضو دارد که هر ۵ سال یک بار توسط اعضای محفل‌های ملی بهائی - شوراهای انتخابی بهائی کشورهای جهان - انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|شابک=0-521-86251-5}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نخستین انتخابات بیت العدل اعظم در سال ۱۹۶۳ میلادی (۱۳۴۲ هجری شمسی) برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/02/100203_l11_aa_book_crackdown_bahais.shtml بررسی کتاب: &#039;&#039;سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران&#039;&#039;]، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; مقر [[بیت العدل اعظم]] در دامنه کوه کرمل در بندر حیفا قرار دارد که در سال ۱۸۹۰ میلادی توسط [[بهاءالله]] در لوح کرمل برای این منظور برگزیده شده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;Shoghi Effendi, &#039;&#039;The World Order of Bahá’u’lláh&#039;&#039;. Wilmette, Illinois, Bahá&#039;í Publishing Trust&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica3&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia |encyclopedia=Encyclopædia Iranica|year=1989|article=Bayt-al-`Adl (House of Justice)|first=Moojan|last=Momen}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بیت العدل اعظم]] در سال ۱۹۷۲ میلادی اساس نامه خود را تنظیم کرد و در آن جنبه‌های مختلف نحوۀ عملکرد و اختیارات و وظایف را خود مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|شابک=0-521-86251-5}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر مبنای این اساس‌نامه این وظایف و اختیارات را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد: اداره امور جامعه بهائی در سطح جهانی، هدایت، سازمان دهی و هماهنگ سازی فعالیت‌های بهائی در سطح جهانی، محافظت از متون بهائی، محافظت از جامعهٔ بهائی در برابر آزار و اذیت و سرکوب؛ انتشار آئین بهائی، گسترش و تقویت [[نظم اداری|نظم اداری بهائی]]؛ ترویج خصلت‌های معنوی در جامعهٔ بهائی و دوستی و صلح میان ملت‌ها؛ پیاده‌سازی، لغو یا تغییر آن دسته دستورها و احکام که به وضوح در متون بهائی مطرح نشده‌است؛ تضمین حقوق، آزادی و اقدامات افراد؛ بکار بستن اصول و احکام بهائی؛ هدایت و هماهنگی فعالیت‌های بهائیان در سراسر جهان. &amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==[[نظم اداری|نحوه اداره جامعه بهائی]]==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seat of the Universal House of Justice.JPG|بندانگشتی|250px|مقر [[بیت العدل اعظم]]، حیفا، اسرائیل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[نظم اداری|نظم اداری بهائی]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|نظم اداری}}&lt;br /&gt;
نحوهٔ سازمان دهی و اداره امور جامعه بهائی [[نظم اداری]] نامیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; طرح کلی این نظام توسط [[بهاءالله]] در [[کتاب اقدس]] و سایر آثارش مشخص شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; در آئین بهائی طبقه روحانی و مجتهد دینی وجود ندارد و در ساختار این جامعه اقتدار و مرجعیت به افراد داده نشده بلکه به شوراهای انتخابی سپرده شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; این شوراهای انتخابی در سطح محلی، ملی و بین‌المللی فعالیت دارند. در سطح محلی، این شوراها محفل روحانی محلی و در سطح ملی، محفل روحانی ملی و در سطح بین الملی [[بیت العدل اعظم]] نامیده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;u&#039;llah: A Short Biography|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=Oneworld Publications|سال=2014|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; علاوه بر شوراهای انتخابی، موسساتی نیز هستند که به صورت انتصابی فعالیت می‌کنند و عمدتاً نقش مشاوره و تشویق جامعه بهائی را بر عهده دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; بیت العدل اعظم، هئیت بین‌المللی آئین بهائی که اعضایش هر ۵ سال یک بار انتخاب می‌شوند، در رأس ساختار اداری بهائی قرار دارد و بالاترین مقام تصمیم‌گیری در جامعه جهانی بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته شوقی افندی کتاب اقدس، لوح کرمل و کتاب عهدی از آثار [[بهاءالله]] و الواح وصایا، وصیت نامه [[عبدالبهاء]]، منشور نظم اداری بهائی را تشکیل می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Baha&#039;i Administration|ژورنال=Bahá’í Encyclopedia Project|تاریخ=2019|زبان=English|پیوند=http://www.bahai-encyclopedia-project.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=67:administration&amp;amp;catid=36:administrationinstitutions}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] در [[کتاب اقدس]] اصول و قوانین نظم اداری را بیان می‌کند، در لوح کرمل، کوه کرمل را در حیفا مرکز اداری و روحانی آئین بهائی قرار می‌دهد و در کتاب عهدی اصل «عهد و میثاق» را برای حفظ وحدت جامعه بهائی و هدایت و مساعدت بهائیان برای بنای نظم اداری تأسیس می‌کند، و پسر ارشد خود [[عبدالبهاء]] را به عنوان مرکز عهد و میثاق و جانشین خود برمی‌گزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92&amp;quot; /&amp;gt; [[عبدالبهاء]] در الواح وصایا ویژگی‌های نظم اداری بهائی، وظایف ایادی امرالله و همچنین مقام ولی امر را مشخص می‌کند و [[شوقی افندی|شوقی ربانی]] را به عنوان جانشین خویش در مقام ولی امرالله برمی‌گزیند&amp;lt;ref&amp;gt;Rabbani, Ruhiyyih (Ed.) (1992). The Ministry of the Custodians 1957-1963. Bahá&#039;í World Centre, p 13.0-85398-350-X&amp;lt;/ref&amp;gt; و نظامی برای انتخابات بیت‌العدل اعظم مشخص می‌نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;SMITH2&amp;quot;&amp;gt;{{Cite book|last=Smith|first=Peter|year=2008|title=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|publisher=Cambridge University Press|place=Cambridge|page=55|url=http://books.google.com/?id=z7zdDFTzNr0C|isbn=0-521-86251-5|ref=harv}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نوشته‌های شوقی افندی، به ویژه دو اثر &#039;&#039;&#039;Baha&#039;i Administration&#039;&#039;&#039; (نظم اداری بهائی) و &#039;&#039;&#039;World Order of Baha&#039;u&#039;llah&#039;&#039;&#039; (نظم جهانی بهائی) جزئیاتِ اجرائی نظم اداری بهائی را مفصلاً شرح و بسط می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot;&amp;gt;نظر اجمالی در دیانت بهائی، احمد یزدانی، صفحه 53&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موسسات انتخابی===&lt;br /&gt;
موسسات انتخابی آن دسته از موسساتی هستند که اعضاء آن توسط انتخاب افراد جامعه بهائی تعیین می‌گردند. محفل روحانی ملی و محفل روحانی محلی و بیت‌العدل اعظم از این دسته از تشکیلات بهائی موسسات بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith22&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith}}&amp;lt;/ref&amp;gt; موسسات انتخابی در حوزه عملکرد خود اختیارات تقنینی، اجرایی و قضایی دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=178-180|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===موازین انتخابات بهائی===&lt;br /&gt;
انتخابات بهائی به شیوه ای دور از رقابت و تفرقه برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=http://public.eblib.com/choice/publicfullrecord.aspx?p=1771099|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Wendi|نام خانوادگی۲=Momen|نام۲=Moojan|تاریخ=2006|ناشر=Dunedin Academic Press|شابک=9781906716868|مکان=Edinburgh|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; طبق احکام منصوص آئین بهائی، در انتخاب موسسات بهائی از جمله انتخابات بیت العدل اعظم هرگونه تبلیغات، کاندیداتوری، نامزد شدن و نامزد کردن، حزب‌گرایی، و مبارزات و کمپین‌های انتخاباتی مطلقاً ممنوع است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=183-185|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هر کدام از راِی دهندگان در حالت دعا و توجه و با در نظر گرفتن معیارهای اخلاقی و معنوی مطرح در آثار بهائی، به حکم وجدان خود شایسته‌ترین افراد را برای عضویت در این مؤسسه انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot; /&amp;gt; در تمامی انتخابات بهائی، در سطح محلی، ملی و بین‌المللی، رأی دهندگان نام افراد مورد نظر خود را روی برگه رأی می‌نویسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:522&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Arash Abizadeh|عنوان=How Bahá’í Voters Should Vote|ژورنال=Journal of Baha’i Studies|دوره=18|شماره=1-4|ناشر=The Journal of Baha&#039;i Studies|تاریخ=2008|زبان=English|شاپا=|doi=|پیوند=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/18.14-Abizadeh.pdf|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری در سطح محلی امور جامعهٔ بهائی توسط محفل روحانی محلی اداره می‌شود. در هر شهر و روستایی که تعداد بهائیان ۲۱ سال به بالای آن حداقل ۹ نفر باشد هر سال انتخاباتی برگزار می‌گردد که در جریان آن ۹ فرد مستقیماً از جانب بهائیان آن محل با رعایت موازین انتخابات بهائی به عضویت محفل محلی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری از طریق برگه رأی مخفی است یعنی کسی ار رأی دیگران اطلاع ندارد. این موضوع باعث می‌شود که رای‌دهندگان بتوانند آزادانه و فارغ از فشارهای بیرونی به هر آن که خود صلاح می‌دانند رأی دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:522&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===محفل روحانی محلی===&lt;br /&gt;
در سطح محلی امور جامعهٔ بهائی توسط محفل روحانی محلی اداره می‌شود. در هر شهر و روستایی که تعداد بهائیان ۲۱ سال به بالای آن حداقل ۹ نفر باشد هر سال انتخاباتی برگزار می‌گردد که در جریان آن ۹ فرد مستقیماً از جانب بهائیان آن محل با رعایت موازین انتخابات بهائی به عضویت محفل محلی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===محفل روحانی ملی===&lt;br /&gt;
اعضای محفل روحانی ملی که امور جامعه بهائی را در سطح کشور اداره می‌کند سالانه از طریق نمایندگان منتخب محافل روحانی محلیِ سراسر کشور انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;کتاب نظم اداری بهایی. هوشنگ محمودی. لجنه ملی نشر معارف امری&amp;lt;/ref&amp;gt; نمایندگان محافل محلی، اعضای محفل روحانی ملی را از بین کلیه اعضای جامعه بهائی آن کشور با رعایت موازین انتخابات بهائی انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; نه نفری که از دیگران بیشتر رأی بیاورند به عضویت محفل ملی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; جوامع بهائی در حدود ۲۳۲ کشور پراکنده‌اند و بسیاری از این کشورها دارای محفل ملی روحانی می‌باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; [https://www.bahai.org/fa/national-communities/ سایت رسمی جامعه جهانی بهائی] پیوندهایی از وبسایت‌های ملّی بسیاری از این جوامع را منتشر کرده‌است. &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.bahai.org/fa/national-communities/ جامعه‌ای جهانی، وبسایت رسمی جامعه جهانی بهائی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===[[بیت العدل اعظم]]===&lt;br /&gt;
[[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]]، بالاترین مقام تصمیم‌گیری در جامعه جهانی بهائی، متشکل از ۹ عضو است که اعضای آن هر ۵ سال یک بار توسط اعضای تمامی محفل‌های ملی بهائی سراسر جهان انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:72&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=177|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;http://news.bahai.org/archive/ Baha&#039;is elect Universal House of Justice&amp;lt;/ref&amp;gt; نخستین انتخابات [[بیت العدل اعظم]] در سال ۱۹۶۳ برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:72&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/02/100203_l11_aa_book_crackdown_bahais.shtml بررسی کتاب: &#039;&#039;سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران&#039;&#039;، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; مقر [[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]] بر دامنه کوه کرمل در بندر حیفا است که بهاءالله این مکان را در سال ۱۸۹۰ میلادی و در لوح کرمل انتخاب کرده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;Shoghi Effendi, &#039;&#039;The World Order of Bahá’u’lláh&#039;&#039;. Wilmette, Illinois, Bahá&#039;í Publishing Trust&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|year=1989|title=Bayt-al-`Adl, House of Justice|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|url=http://www.iranicaonline.org/articles/bayt-al-adl-house-of-justice-a-bahai-administrative-institution|last=Momen|first=Moojan|date=1989}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وظایف اصلی و کلی این جمع صیانت دیانت بهائی و ادارهٔ امور است. شایان ذکر است که مرجع اصلی کلیه امور در آئین بهائی، [[کتاب اقدس]] ام‌الکتاب این آئین است. هر موضوعی که در آثار بهائی به صراحت به آن پرداخته نشده باشد، [[بیت العدل اعظم]] این اختیار را دارد که راجع به آن تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;PSmith&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|year=2000|title=Universal House of Justice|encyclopedia=A concise encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|publisher=Oneworld Publications|location=Oxford|last=Smith|first=Peter|pages=346–350|isbn=1-85168-184-1}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] شارع آیین بهایی، در این مورد می‌گوید: «چونکه هر روز را امری و هر حین را حکمی مقتضی، امور به وزراء [[بیت العدل اعظم|بیت العدل]] راجع تا آنچه مصلحت وقت دانند معمول دارند».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Tablets of Baha&#039;u&#039;llah Revealed After the Kitab-i-Aqdas|نام خانوادگی=|نام=Baha&#039;u&#039;llah|ناشر=Bahai Publishing Trust|سال=1988|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در آثار بهائی اعضای [[بیت العدل اعظم]] که از طریق انتخابات تعیین می‌شوند با عباراتی چون امینان خداوند در میان بندگانش&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt; و مردان عدالت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=کتاب اقدس|نام خانوادگی=|نام=بهاءالله|ناشر=مرکز جهانی بهائی|سال=1992|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; توصیف می‌شوند. در متون بهائی ذکر شده آن‌ها باید مظهر تقوا&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=الواح وصایای حضرت عبدالبهاء|نام خانوادگی=|نام=عبدالبهاء|ناشر=محفل روحانی ملی بهائیان پاکستان|سال=1960|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و سرچشمه علم و دانایی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; و خیرخواه تمامی نوع بشر&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان برخی از وظایفی که [[بهاءالله]] برای [[بیت العدل اعظم]] تعیین کرده می‌توان به مواردی همچون تعلیم و تربیت معنوی انسان‌ها، ایجاد رفاه، آموزش کودکان، مراقبت از ضعیفان و فقرا اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica2&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia |encyclopedia=Encyclopædia Iranica|year=1989|article=Bayt-al-`Adl (House of Justice)|first=Moojan|last=Momen}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر وظایف بیت العدل اعظم ترویج صلح جهانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica2&amp;quot; /&amp;gt; بر اساس آثار بهائی، این هیئت باید برای پایداری و حفاظت از مقام دین تلاش کند &amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt; و در راه تعلیم و تربیت مردم، توسعه و آبادی ملت‌ها و حفاظت از شرافت انسان‌ها بکوشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بیت العدل اعظم]] در سال ۱۹۷۲ میلادی اساس نامه خود را تنظیم کرد و در آن جنبه‌های مختلف نحوۀ عملکرد و اختیارات و وظایف را خود مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|شابک=0-521-86251-5}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر مبنای این اساس‌نامه این وظایف و اختیارات را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد: اداره امور جامعه بهائی در سطح جهانی، هدایت، سازمان دهی و هماهنگ سازی فعالیت‌های بهائی در سطح جهانی، محافظت از متون بهائی، محافظت از جامعهٔ بهائی در برابر آزار و اذیت و سرکوب؛ انتشار آئین بهائی، گسترش و تقویت [[نظم اداری|نظم اداری بهائی]]؛ ترویج خصلت‌های معنوی در جامعهٔ بهائی و دوستی و صلح میان ملت‌ها؛ پیاده‌سازی، لغو یا تغییر آن دسته دستورها و احکام که به وضوح در متون بهائی مطرح نشده‌است؛ تضمین حقوق، آزادی و اقدامات افراد؛ بکار بستن اصول و [[احکام بهائی]]؛ هدایت و هماهنگی فعالیت‌های بهائیان در سراسر جهان.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] و [[عبدالبهاء]] در آثار و متون بهائی تأکید کرده‌اند که بیت العدل اعظم تحت حمایت و مراقبت [[بهاءالله]] خواهد بود و [[بیت العدل اعظم]] با الهام و تأیید الهی تصمیم‌گیری و وضع حکم می‌کند و تصمیمات آن عاری از خطا هستند و منشأ خیر خواهند بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=Iranica|نشانی=http://www.iranicaonline.org/articles/bayt-al-adl-house-of-justice-a-bahai-administrative-institution|عنوان=Bayt-Al-Adl}}&amp;lt;/ref&amp;gt; برای بهائیان پیروی از تصمیمات بیت العدل اعظم ضروری است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; در آئین بهائی طبقهٔ روحانیون و مجتهدان دینی وجود ندارد و هیچ‌کدام از اعضای بیت العدل اعظم به تنهایی دارای مقام ویژه یا مرجعیت و اقتدار نیستند. مرجعیت و اقتدار در آئین بهائی منحصراً در اختیار موسسات و شوراهایی است که به صورت جمعی تصمیم‌گیری می‌کنند ولی تک تک افراد عضو این شوراها مرجعیت و امتیازی ندارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Hartz|نام=Paula|ناشر=Infobase Publishing|سال=2009|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موسسات انتصابی===&lt;br /&gt;
موسسات انتصابی عمدتاً نقش مشاوره و تشویق جامعه بهائی را بر عهده دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین قاره ای هیئتی متشکل از ۸۱ نفر است که اعضای آن هر پنج سال توسط [[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]] منصوب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین به محافل روحانی مشاوره می‌دهند، مشوق اقدامات و ابتکارات فردی هستند و به رشد و سرزندگی جوامع بهائی کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; برخلاف موسسات انتخابی، هیئت مشاورین قاره‌ای اختیارات تقنینی، اجرایی و قضایی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین قاره‌ای افرادی را برای کمک با عنوان هیئت معاونین منصوب می‌کنند و معاونین نیز دستیارانی برای خود از جامعه بهائی برمی‌گزینند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=180-182|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در حالی که مشاورین قاره‌ای در هر دو سطح قاره‌ای و کشوری فعال هستند، معاونین و دستیاران ایشان در سطوح منطقه‌ای و محلی فعالیت می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt; برای هماهنگی و هدایت فعالیت‌های مشاورین قاره‌ای، [[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]] هیئتی تحت عنوان دارالتبلیغ بین‌المللی برای ۵ سال منصوب می‌کند که متشکل از ۹ نفر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معابد بهائی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bahai how frankfurt.jpg|بندانگشتی|250px|مشرق‌الاذکار فرانکفورت آلمان]]&lt;br /&gt;
در آئین بهائی مفاهیم عبادت، کار و خدمت، در قالب مؤسسه مشرق الاذکار تلفیق می‌شوند و آثار بهائی مشرق‌الاذکار را نمادی از پیوند عبادت و خدمت می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; مجموعه مشرق الاذکار از یک ساختمان مرکزی به عنوان محل نیایش (معبد) تشکیل شده‌است و در اطراف آن موسسات عام‌المنفعه ای قرار خواهند گرفت که هدفشان فراهم آوردن امکانات آموزشی، بهداشتی و سایر خدمات در راستای پیشرفت اجتماعی و اقتصادی جامعه است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حال حاضر هشت معبد بهائی قاره ای یا منطقه‌ای بهائی در جهان وجود دارند که واقع در استرالیا، ساموآ، اوگاندا، شیلی، آلمان، هندوستان، پاناما و ایالات متحده آمریکا هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=11 November 2018|وبگاه=CNN|نشانی=https://edition.cnn.com/style/article/bahai-temple-chile/index.html|عنوان=The temple that welcomes all religions, or none at all}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=22 مهر 1395|وبگاه=رادیو فردا|نشانی=https://www.radiofarda.com/a/f14-bahai-house-of-worship-in-chile/28051467.html|عنوان=نخستین معبد آیین بهایی در آمریکای جنوبی در کشور شیلی افتتاح شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر یک از این معابد معماری خاص خود را دارند که با تأثیر از فرهنگ محلی و در همخوانی با عناصر زیست‌محیطی، اجتماعی و فرهنگی بومی هر منطقه طراحی شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=&amp;quot;Bahai temples&amp;quot;|نام خانوادگی=Rafati|نام=V|نام خانوادگی۲=Sahba|نام۲=F|ناشر=|سال=|شابک=|سری=Encyclopædia Iranica|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله خصوصیات مشترک در طراحی این معابد این است که همه طرحی دایره‌وار، ۹ ضلع، ۹ در ورودی و گنبد دارند و پیرامون آنها را باغ و فضای سبز فرا گرفته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معابد بهائی موعظه یا آداب و آئین خاصی انجام نمی‌پذیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt; برنامه دعا و نیایش در این معابد شامل قرائت آثار بهائی و متون دینی سایر ادیان است که می‌تواند به زبان‌های مختلف و به شکل قرائت ساده یا همراه با آواز صورت گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt; معابد بهائی به روی همگان از هر دین، نژاد، ملیت، قوم و جنسیت باز هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اردیبهشت سال۱۳۹۱ (آوریل ۲۰۱۲) شورای حاکمهٔ بین‌المللی دیانت بهائی، بیت‌العدل اعظم، برنامهٔ ساخت دو معبد ملی (در جمهوری دموکراتیک کنگو و پاپوآ گینه نو) و ۵ معبد محلی (باتامبانگ در کامبوج، بیهار شریف در هندوستان، ماتوندا سوی در کنیا، نورته دل کائوکا در کلمبیا و تانا در وانواتو) را اعلام کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=3 اردیبهشت 1393|وبگاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=https://news.persian-bahai.org/story/354|عنوان=اعلام برنامهٔ ساخت مشرق‌الاذکارهای تازه}}&amp;lt;/ref&amp;gt; معبد بهائی باتامبانگ در کامبوج در سپتامبر ۲۰۱۷ (شهریور ۱۳۹۶) بازگشایی شد&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=Vandy Muang|کد زبان=|تاریخ=7 September 2017|وبگاه=The Phnom Penh Post|نشانی=https://www.phnompenhpost.com/post-property/bahai-house-worship-emerges-battambang|عنوان=Baha’i House of Worship emerges in Battambang}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و معبد بهائی محلی نورته دل کائوکا در کلمبیا در ژوئیه ۲۰۱۸ (مرداد ۱۳۹۷) افتتاح شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=1 مرداد 1397|وبگاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=https://news.persian-bahai.org/1275|عنوان=گشایش معبد کلمبیا طی مراسمی پرنشاط و سرورانگیز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تقویم بهائی==&lt;br /&gt;
تقویم بهائی یک تقویم خورشیدی است که از نوزده ماه نوزده روزه به علاوه چهار روز (یا در سال‌های کبیسه ۵ روز) که ایام هاء نامیده می‌شوند تشکیل شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Encyclopedia of Religion. 2 (2nd ed.)|نام خانوادگی=Hutter|نام=Manfred|ناشر=Macmillan Reference US|سال=2005|شابک=|مکان=Detroit, Michigan|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دوران چهار (یا ۵ روزه) ایام هاء زمانی برای جشن و شادی، نیکوکاری و امور خیریه و مهمان نوازی است و دقیقاً قبل از شروع ماه آخر در تقویم بهائی که ماه روزه داری است قرار دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; شروع سال نو در تقویم بهائی مطابق با نوروز و اعتدال بهاری در نیمکره شمالی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در تقویم بهائی هر ماه نامی دارد که برگرفته از یکی از صفات الهی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اماکن مقدس بهائیان==&lt;br /&gt;
&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;حیفا و عکا برای بهاییان شهرهایی مقدس‌اند. آرامگاه بهاءالله در عکا و آرامگاه سیدعلی‌محمد باب در حیفا واقع شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نام خانوادگی=صلح‌جو|نام=حسن|کد زبان=fa|تاریخ=۲۵ مهر ۱۳۹۱|اثر=بی‌بی‌سی فارسی|نشانی بایگانی=|نشانی=http://www.bbc.com/persian/arts/2012/10/121008_l44_makhmalbaf_gardner_movie|تاریخ بایگانی=|عنوان=&#039;باغبان&#039; محسن مخملباف، جرم‌های تازه یک فیلم‌ساز|ناشر=|بازبینی=16-10-2012}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==متون بهائی==&lt;br /&gt;
کتاب‌ها و نامه‌های بسیاری توسط [[بهاءالله]]، [[عبدالبهاء]] و شوقی افندی نوشته شده‌است که همگی جزو آثار بهائی دسته بندی می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Development of Babi and Baha&#039;i Communities|نام خانوادگی=Ioannesyan|نام=Youli|ناشر=Routledge|سال=2013|شابک=978–0–415–66136–2|مکان=|صفحات=3}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در آئین بهائی آثار باب و بهاءالله به عنوان وحی یا کلام الهی، متون و سخنرانی های عبدالبهاء و آثار شوقی افندی به عنوان تفسیر و تبیین رسمی و آثار بیت العدل اعظم به عنوان تشریع و توضیحات رسمی در نظر گرفته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آثار [[بهاءالله]] در اصل به زبان فارسی و عربی نگاشته شده است و امروز به بیش از هشتصد زبان ترجمه شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable sortable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:right&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
![[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
|[https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/kitab-i-aqdas/ کتاب اقدس]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/kitab-i-iqan/ کتاب ایقان]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/hidden-words/3#828027125 کلمات مکنونه فارسی]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/hidden-words/2#072133754 کلمات مکنونه عربی]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/tablets-bahaullah/ اشراقات]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/tablets-bahaullah/ اقتدارات]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/seven-valleys-four-valleys/1#019727131 هفت وادی]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/seven-valleys-four-valleys/1#019727131 چهار وادی]، [http://aeenebahai.org/fa/node/2375/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4 دریای دانش]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/gems-divine-mysteries/ جواهر الاسرار]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
![[عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
|[https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/secret-divine-civilization/ رساله مدنیه]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/RST/ رساله سیاسیه]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/ خطابات (سه جلد)]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/ مکاتیب (نه جلد)]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/SAQ/ مفاوضات]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/travelers-narrative/ مقاله شخصی سیاح]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/memorials-faithful/ تذکرة الوفا]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/MABP/ مجموعه الواح به افتخار بهائیان پارسی]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/will-testament-abdul-baha/ الواح وصایا]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
![[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
|[http://reference.bahai.org/download/adj1-fa-pdf.zip ظهور عدل الهی] ([https://www.bahai.org/library/authoritative-texts/shoghi-effendi/advent-divine-justice/ انگلیسی])، [http://reference.bahai.org/download/dob-fa-pdf.zip دور بهائی] ([https://www.bahai.org/beliefs/essential-relationships/administrative-order/articles-resources/from-dispensation-bahaullah انگلیسی])،  [http://reference.bahai.org/download/gpb-fa-pdf.zip کتاب قرن بدیع] ( [https://www.bahai.org/library/authoritative-texts/shoghi-effendi/god-passes-by/ انگلیسی])، [http://reference.bahai.org/download/ctn-fa-pdf.zip ندا باهل عالم]، [http://reference.bahai.org/download/cf-fa-pdf.zip حصن حصین شریعت الله] ([https://www.bahai.org/library/authoritative-texts/shoghi-effendi/citadel-faith/ انگلیسی])، [http://reference.bahai.org/fa/t/se/JMJ/ جلوه مدنیت الهی] ([https://www.bahai.org/beliefs/universal-peace/articles-resources/from-unfoldment-world-civilization انگلیسی])، [http://reference.bahai.org/fa/t/se/HB3/ حیات بهائی]، [http://reference.bahai.org/fa/t/se/PSE/ مجموعه مناجات]&lt;br /&gt;
|- &lt;br /&gt;
![[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل‌اعظم]]&lt;br /&gt;
|[http://reference.bahai.org/download/pwp-fa-pdf.zip وعده صلح جهانی]، [https://www.bahaisofiran.org/assets/Baha&#039;u&#039;llah.pdf حضرت بهاءالله]،  [http://reference.bahai.org/download/col-fa-pdf.zip قرن انوار]، [http://reference.bahai.org/download/col-fa-pdf.zip رفاه عالم انسانی]، [https://www.payamha-iran.org/ مجموعه پیام‌ها]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://info.bahai.org/persian سایت رسمی جامعه جهانی بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/ سایت رسمی جامعه بهائیان ایران]&lt;br /&gt;
*[http://www.reference.bahai.org/fa کتابخانه آثار بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کتابخانه سایت بهائیان ایران]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%20%D9%88%20%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%91%D8%AF%20%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%20-%20Nader%20Saiedi.pdf عبدالبهاء و تولد انسان]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%B9%DB%8C%20%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1.pdf طلوعی دیگر، کتابی در معرفی آئین بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86.pdf گوهرهای پنهان، کتابی در معرفی آئین بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D9%86 عقاید اساسی آئین بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/Persian%20Baha&#039;i%20Magazine%20LQ.pdf نشریه بهائیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
*[[عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
*[[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
*[[ایادی امرالله]]&lt;br /&gt;
*[[بیت العدل اعظم]]&lt;br /&gt;
*[[آموزه های بهائی|آموزه‌های بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[احکام بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[ازدواج بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[سید علی‌محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[من یظهره‌الله]]&lt;br /&gt;
*[[آثار سید علی‌محمد باب|آثار سید علی محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[نظم اداری]]&lt;br /&gt;
*[[سفرهای_عبدالبهاء_به_غرب|سفرهای عبدالبهاء به غرب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[de:Bahá&#039;í-Religion]]&lt;br /&gt;
[[en:Bahá’í Faith]]&lt;br /&gt;
[[es:Fe bahá&#039;í]]&lt;br /&gt;
[[fr:Foi bahá’íe]]&lt;br /&gt;
[[pt:Fé Bahá&#039;í]]&lt;br /&gt;
[[ru:Вера Бахаи]]&lt;br /&gt;
[[vi:Tôn giáo Baha&#039;i]]&lt;br /&gt;
[[zh:巴哈伊信仰]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D9%85_%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=753</id>
		<title>نظم اداری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D9%85_%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=753"/>
		<updated>2023-07-20T09:14:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: افزودن es:Administración&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بهائی}}&lt;br /&gt;
جامعه بهائی طبقه روحانیون و مجتهدان دینی ندارد و امور جامعه خود را از طریق نظامی از موسسات که بر پایه تصمیم‌گیری جمعی و مشورت عمل می‌کند، اداره می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge|صفحات=175-176|زبان=English|oclc=181072578}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اصول این نظام در آثار [[بهاءالله]] مؤسس [[آئین بهائی]] آمده‌است. [[عبدالبهاء]] و [[شوقی افندی]] ربانی جزئیات اصول این نظام را تشریح کردند و به مرحله اجرا درآوردند. مجموع این نظام با عنوان نظم اداری شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت‌العدل اعظم، شورای بین‌المللی مرکزی حاکم بر نظم اداری است که اعضای آن هر پنج سال توسط جوامع بهائی سراسر دنیا انتخابات می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:53&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Arash Abizadeh|عنوان=How Bahá’í Voters Should Vote|ژورنال=Journal of Baha’i Studies|دوره=18|شماره=1-4|تاریخ=2008|زبان=English|پیوند=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/18.14-Abizadeh.pdf}}&amp;lt;/ref&amp;gt; امور جوامع محلی و ملی از طریق شوراهای انتخابی نه نفره که تحت هدایت بیت‌العدل اعظم اعظم فعالیت می‌کنند اداره می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=178-180|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; شوراهای محلی که در سطح شهر یا روستا فعالیت می‌کنند، محفل روحانی محلی، و شوراهای ملی که در سطح کشور فعالیت می‌کنند، محفل روحانی ملی نام دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; مؤسسهٔ مشاورین قاره‌ای که موسسه‌ای انتصابی است بخش دیگری از نظم اداری بهائی را تشکیل می‌دهد. مشاورین قاره‌ای با ارائهٔ نظرات مشورتی به محافل روحانی و تشویق و پرورش ابتکارات فردی بر پویایی جامعه می‌افزاید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=180-182|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اعضای این مؤسسه توسط بیت‌العدل اعظم منصوب می‌گردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==موسسات نظم اداری==&lt;br /&gt;
===موسسات انتخابی===&lt;br /&gt;
موسسات انتخابی آن دسته از موسساتی هستند که اعضاء آن توسط انتخاب افراد جامعه بهائی تعیین می‌گردند. محفل روحانی ملی و محفل روحانی محلی و بیت‌العدل اعظم از این دسته از تشکیلات بهائی موسسات بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith22&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith}}&amp;lt;/ref&amp;gt; موسسات انتخابی در حوزه عملکرد خود اختیارات تقنینی، اجرایی و قضایی دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====موازین انتخابات بهائی====&lt;br /&gt;
انتخابات بهائی به شیوه ای دور از رقابت و تفرقه برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=http://public.eblib.com/choice/publicfullrecord.aspx?p=1771099|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Wendi|نام خانوادگی۲=Momen|نام۲=Moojan|تاریخ=2006|ناشر=Dunedin Academic Press|شابک=9781906716868|مکان=Edinburgh|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; طبق احکام منصوص آئین بهائی، در انتخاب موسسات بهائی از جمله انتخابات بیت العدل اعظم هرگونه تبلیغات، کاندیداتوری، نامزد شدن و نامزد کردن، حزب‌گرایی، و مبارزات و کمپین‌های انتخاباتی مطلقاً ممنوع است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=183-185|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هر کدام از راِی دهندگان در حالت دعا و توجه و با در نظر گرفتن معیارهای اخلاقی و معنوی مطرح در آثار بهائی، به حکم وجدان خود شایسته‌ترین افراد را برای عضویت در این مؤسسه انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot; /&amp;gt; در تمامی انتخابات بهائی، در سطح محلی، ملی و بین‌المللی، رأی دهندگان نام افراد مورد نظر خود را روی برگه رأی می‌نویسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:522&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Arash Abizadeh|عنوان=How Bahá’í Voters Should Vote|ژورنال=Journal of Baha’i Studies|دوره=18|شماره=1-4|ناشر=The Journal of Baha&#039;i Studies|تاریخ=2008|زبان=English|شاپا=|doi=|پیوند=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/18.14-Abizadeh.pdf|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری در سطح محلی امور جامعهٔ بهائی توسط محفل روحانی محلی اداره می‌شود. در هر شهر و روستایی که تعداد بهائیان ۲۱ سال به بالای آن حداقل ۹ نفر باشد هر سال انتخاباتی برگزار می‌گردد که در جریان آن ۹ فرد مستقیماً از جانب بهائیان آن محل با رعایت موازین انتخابات بهائی به عضویت محفل محلی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری از طریق برگه رأی مخفی است یعنی کسی ار رأی دیگران اطلاع ندارد. این موضوع باعث می‌شود که رای‌دهندگان بتوانند آزادانه و فارغ از فشارهای بیرونی به هر آن که خود صلاح می‌دانند رأی دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:522&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====محفل روحانی محلی====&lt;br /&gt;
در سطح محلی امور جامعهٔ بهائی توسط محفل روحانی محلی اداره می‌شود. در هر شهر و روستایی که تعداد بهائیان ۲۱ سال به بالای آن حداقل ۹ نفر باشد هر سال انتخاباتی برگزار می‌گردد که در جریان آن ۹ فرد مستقیماً از جانب بهائیان آن محل با رعایت موازین انتخابات بهائی به عضویت محفل محلی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====محفل روحانی ملی====&lt;br /&gt;
اعضای محفل روحانی ملی که امور جامعه بهائی را در سطح کشور اداره می‌کند سالانه از طریق نمایندگان منتخب محافل روحانی محلیِ سراسر کشور انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;کتاب نظم اداری بهایی. هوشنگ محمودی. لجنه ملی نشر معارف امری&amp;lt;/ref&amp;gt; نمایندگان محافل محلی، اعضای محفل روحانی ملی را از بین کلیه اعضای جامعه بهائی آن کشور با رعایت موازین انتخابات بهائی انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; نه نفری که از دیگران بیشتر رأی بیاورند به عضویت محفل ملی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بیت العدل اعظم====&lt;br /&gt;
بیت‌العدل اعظم، بالاترین مقام تصمیم‌گیری در جامعه جهانی بهائی، متشکل از ۹ عضو است که اعضای آن هر ۵ سال یک بار توسط اعضای تمامی محفل‌های ملی بهائی سراسر جهان انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=177|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;http://news.bahai.org/archive/ Baha&#039;is elect Universal House of Justice&amp;lt;/ref&amp;gt; نخستین انتخابات بیت العدل اعظم در سال ۱۹۶۳ برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/02/100203_l11_aa_book_crackdown_bahais.shtml بررسی کتاب: &#039;&#039;سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران&#039;&#039;، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; مقر بیت‌العدل اعظم بر دامنه کوه کرمل در بندر حیفا است که بهاءالله این مکان را در سال ۱۸۹۰ میلادی و در لوح کرمل انتخاب کرده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;Shoghi Effendi, &#039;&#039;The World Order of Bahá’u’lláh&#039;&#039;. Wilmette, Illinois, Bahá&#039;í Publishing Trust&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|year=1989|title=Bayt-al-`Adl, House of Justice|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|url=http://www.iranicaonline.org/articles/bayt-al-adl-house-of-justice-a-bahai-administrative-institution|last=Momen|first=Moojan|date=1989}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موسسات انتصابی===&lt;br /&gt;
مشاورین قاره ای هیئتی متشکل از ۸۱ نفر است که اعضای آن هر پنج سال توسط بیت‌العدل اعظم منصوب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین به محافل روحانی مشاوره می‌دهند، مشوق اقدامات و ابتکارات فردی هستند و به رشد و سرزندگی جوامع بهائی کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; برخلاف موسسات انتخابی، هیئت مشاورین قاره‌ای اختیارات تقنینی، اجرایی و قضایی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین قاره‌ای افرادی را برای کمک با عنوان هیئت معاونین منصوب می‌کنند و معاونین نیز دستیارانی برای خود از جامعه بهائی برمی‌گزینند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt; در حالی که مشاورین قاره‌ای در هر دو سطح قاره‌ای و کشوری فعال هستند، معاونین و دستیاران ایشان در سطوح منطقه‌ای و محلی فعالیت می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt; برای هماهنگی و هدایت فعالیت‌های مشاورین قاره‌ای، بیت‌العدل اعظم هیئتی تحت عنوان دارالتبلیغ بین‌المللی برای ۵ سال منصوب می‌کند که متشکل از ۹ نفر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منشور نظم اداری بهائی==&lt;br /&gt;
به گفته شوقی افندی کتاب اقدس، لوح کرمل و کتاب عهدی از آثار [[بهاءالله]] و الواح وصایا، وصیت نامه [[عبدالبهاء]]، منشور نظم اداری بهائی را تشکیل می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Baha&#039;i Administration|ژورنال=Bahá’í Encyclopedia Project|تاریخ=2019|زبان=English|پیوند=http://www.bahai-encyclopedia-project.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=67:administration&amp;amp;catid=36:administrationinstitutions}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] در [[کتاب اقدس]] اصول و قوانین نظم اداری را بیان می‌کند، در لوح کرمل، کوه کرمل را در حیفا مرکز اداری و روحانی [[آئین بهائی]] قرار می‌دهد و در کتاب عهدی اصل «عهد و میثاق» را برای حفظ وحدت جامعه بهائی و هدایت و مساعدت بهائیان برای بنای نظم اداری تأسیس می‌کند، و پسر ارشد خود [[عبدالبهاء]] را به عنوان مرکز عهد و میثاق و جانشین خود برمی‌گزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92&amp;quot; /&amp;gt; [[عبدالبهاء]] در الواح وصایا ویژگی‌های نظم اداری بهائی، وظایف ایادی امرالله و همچنین مقام ولی امر را مشخص می‌کند و شوقی افندی|شوقی ربانی را به عنوان جانشین خویش در مقام ولی امرالله برمی‌گزیند&amp;lt;ref&amp;gt;Rabbani, Ruhiyyih (Ed.) (1992). The Ministry of the Custodians 1957-1963. Bahá&#039;í World Centre, p 13.0-85398-350-X&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot;&amp;gt;نظر اجمالی در دیانت بهائی، احمد یزدانی، صفحه 53&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039; و نظامی برای انتخابات بیت‌العدل اعظم مشخص می‌نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;SMITH2&amp;quot;&amp;gt;{{Cite book|last=Smith|first=Peter|year=2008|title=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|publisher=Cambridge University Press|place=Cambridge|page=55|url=http://books.google.com/?id=z7zdDFTzNr0C|isbn=0-521-86251-5|ref=harv}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نوشته‌های شوقی افندی، به ویژه دو اثر Baha&#039;i Administration (نظم اداری بهائی) و World Order of Baha&#039;u&#039;llah (نظم جهانی بهائی) جزئیاتِ اجرائی نظم اداری بهائی را مفصلاً شرح و بسط می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[عهد و میثاق در دیانت بهائی]]==&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] برای تضمین این که بعد از درگذشتش و در گذر زمان جامعهٔ بهائی بتواند به صورت هماهنگ و متحد در مسیر به اجرا درآوردن تعالیمش پیش رود اساسی را تأسیس نمود که به عنوان «[[عهد و میثاق در دیانت بهائی|عهد و میثاق]]» شناخته می‌شود. به این ترتیب او چگونگی تداوم جریان هدایت، مسئلهٔ جانشینی و نیز توضیح و تبیین آثارش را با دستورالعمل‌های روشن، واضح و کتبی مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=110|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس این عهد و میثاق، مسئولیت هدایت و رهبری جامعه پس از [[بهاءالله]]، به پسر ارشدش، [[عبدالبهاء]]، سپس به شوقی ربانی، نوهٔ عبدالبهاء، و در نهایت همان‌گونه که [[بهاءالله]] تعیین نموده بود به بیت العدل اعظم مُحوّل شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot; /&amp;gt; اصل عهد و میثاق وحدت جامعه را تضمین می‌کند و آنرا از اختلاف و تفرقه حفظ می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot; /&amp;gt; به گفته عبدالبهاء عهد و میثاق مهمترین ویژگی آئین بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot; /&amp;gt; او «محور وحدت عالم انسانی» را «قوّه میثاق» می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/oclc/2215097|عنوان=God passes by|نام خانوادگی=Effendi|نام=Shoghi|تاریخ=1970, ©1974|ناشر=Baháʼí Pub. Trust|سال=1970|شابک=0877430209|مکان=Wilmette, Ill|صفحات=238|زبان=English|oclc=2215097}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی تلاش‌ها در راستای به چالش کشیدن مسئله جانشینی و رهبری جامعه بهائی در دوره‌های مختلف وجود داشت که طرفدارانی پیدا نکرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:902&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Marginality and Apostasy in the Bahá&#039;í Community&lt;br /&gt;
|ژورنال=Religion|تاریخ=2007|زبان=English|صفحات=187-209|پیوند=https://bahai-library.com/momen_marginality_apostasy}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/fa/beliefs/essential-relationships/administrative-order/ نظم اداری بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/fa/beliefs/essential-relationships/administrative-order/institution-counsellors مشاورین قاره‌ای]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/fa/beliefs/essential-relationships/administrative-order/local-spiritual-assembly محفل روحانی محلی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/fa/beliefs/essential-relationships/administrative-order/national-spiritual-assembly محفلی روحانی ملی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C ساختار اداری موسسات بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.aasoo.org/fa/articles/83 در انتخابات بهائی چگونه باید رأی داد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Administration]]&lt;br /&gt;
[[es:Administración]]&lt;br /&gt;
[[pt:Administração Bahá&#039;í]]&lt;br /&gt;
[[vi:Nền Quản trị]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B4%D9%88%D9%82%DB%8C_%D8%A7%D9%81%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=740</id>
		<title>شوقی افندی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B4%D9%88%D9%82%DB%8C_%D8%A7%D9%81%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=740"/>
		<updated>2021-11-17T10:35:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: افزودن es:Shoghi Effendi&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Shoghi-Effendi-Guardian.jpg|جایگزین=شوقی افندی|بندانگشتی|350x350پیکسل|شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شوقی افندی ربّانی&#039;&#039;&#039; (۱ مارس ۱۸۹۷ م - ۴ نوامبر ۱۹۵۷ م) که به شوقی افندی هم شناخته می‌شود، به مدت سی و شش سال ولی امر و سرپرست جامعه بهائی در سراسر عالم بود و نظم اداری جهانی بهائی را توسعه بخشید. او که نتیجه (فرزند نوه) [[بهاءالله]] شارع دین بهائی و نوه دختری [[عبدالبهاء]] بود، طبق [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/will-testament-abdul-baha/1#474149947 الواح وصایا] (وصیت نامه [[عبدالبهاء]]) پس از وی، مسئولیّت ولایت امر در جامعه بهائی را از ۲۸ نوامبر ۱۹۲۱ میلادی تا زمان مرگش در نوامبر ۱۹۵۷ میلادی، به عهده گرفت و در بین پیروان آئین بهائی به &#039;&#039;&#039;ولیِّ امرُالله &#039;&#039;&#039;ملقّب گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= جانسون|نام= لووِل|کتاب= ولی محبوب امرالله| ناشر= محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ |سال= ۲۰۰۷ |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران کودکی و نوجوانی==&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
شوقی افندی در یکم مارس ۱۸۹۷ در شهر عکا (تبعیدگاه [[بهاءالله]] و خانواده‌اش) در قلمرو دولت عثمانی متولّد شد. پدرش میرزا هادی از خویشاوندان سید علی محمّد باب بود و مادرش ضیائیّه، دختر عبدالبهاء. در زمان تولّد شوقی، [[عبدالبهاء]] و خانواده‌اش هنوز زندانی حکومت عثمانی بودند ولی در آن هنگام، کمی از محدودیّت‌های زندان کاسته شده بود و آنها در خانه‌ای در شهر عکّا که محلّ تبعیدشان بود و محصور به دیوار و خندق بود، سکونت داشتند. شوقی افندی تا ۱۱ سالگی را در زندان عکّا به همراه خانوادهٔ خود سپری نمود. با انقلاب ترکان جوان در سال ۱۹۰۸ میلادی بسیاری از زندانیان آزاد شدند، از جمله عبدالبهاء که به همراه خانوادهٔ خود جهت تأمین تحصیلات نواده‌هایش به شهر حیفا که در ۱۲ کیلومتری عکّا واقع شده، نقل مکان کرد. شوقی افندی برای ادامهٔ تحصیل به کالج دفرر {{به فرانسوی|Des Freres}} و بعد از آن به مدرسهٔ شبانه‌روزی کاتولیکی در بیروت وارد شد و بعد در دانشگاه آمریکایی بیروت ادامهٔ تحصیل داد. در همان زمان بود که نام خانوادگی &#039;&#039;&#039;ربّانی&#039;&#039;&#039; که به پیشنهاد [[عبدالبهاء]] به او داده شده بود را برگزید و از آن پس به &#039;&#039;&#039;شوقی ربّانی&#039;&#039;&#039; مشهور گردید. پس از آن برای ادامهٔ تحصیل در کالج بالیول {{به انگلیسی|Balliol}} وابسته به دانشگاه آکسفورد به انگلستان مهاجرت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;آموزه‌های نظم نوین صفحات ۲۹۳ و ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=جانسون |نام=لووِل |کتاب=ولی محبوب امرالله | ناشر=محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ |سال= ۲۰۰۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات==&lt;br /&gt;
شوقی افندی در سال ۱۹۱۸ میلادی در سن ۲۱ سالگی از دانشگاه علوم و صنایع دانشگاه بیروت با مدرک لیسانس، فارغ التّحصیل شد. پس از آن به حیفا بازگشت و مدّت دو سال را به عنوان منشی و فرد مورد اعتماد [[عبدالبهاء]] به خدمت او پرداخت.&lt;br /&gt;
پس از آن به قصد ادامهٔ تحصیل و تکمیل زبان انگلیسی به انگلستان رفت و در کالج &#039;&#039;بالیول&#039;&#039; که یکی از قدیمی‌ترین کالج‌های دانشگاه آکسفورد بود در رشته اقتصاد و علوم اجتماعی مشغول به تحصیل شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=جانسون |نام= لووِل|کتاب=ولی محبوب امرالله | ناشر=محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ |سال=۲۰۰۷ |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
شوقی افندی در خلال تحصیل، بخشی از وقت خود را به یادگیری زبان انگلیسی و تسلّط بر این زبان اختصاص داد تا این که بر این زبان هم در حدّ زبان‌های فارسی، ترکی، عربی و فرانسه مسلّط گردد. هدف او از احاطه بر زبان انگلیسی این بود که بتواند در آینده، آثار بهائی را به این زبان ترجمه کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=خادم |نام=ریاض |کتاب=شوقی افندی در آکسفورد | ناشر=جرج رونالد. آکسفورد |سال=۱۹۹۹ |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولایت امر==&lt;br /&gt;
در روز ۲۹ نوامبر ۱۹۲۱ میلادی، زمانی که شوقی افندی در آکسفورد مشغول به تحصیل بود، خبر درگذشت [[عبدالبهاء]] را دریافت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Taherzadeh |نام= Adib |کتاب= The Child of the Covenant| ناشر= Oxford, UK: George Ronald |سال= 2000|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از بازگشتش به حیفا و اطّلاع از مضمون الواح وصایا دریافت که به عنوان جانشین [[عبدالبهاء]] تعیین گشته و وظیفهٔ رهبری و سرپرستی جامعهٔ بهائیان عالم به او محوّل شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Vale|نام= Mona|کتاب= The Will And Testament of ‘Abdu’l-Bahá. | ناشر= Bahá&#039;í Publications Australia|سال= 1992 |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او این مسئولیّت را در سنّ ۲۴ سالگی برای خود بسیار سنگین می‌دانست و جهت آمادگی برای انجام این وظیفهٔ خطیر، حیفا را برای چند ماه ترک کرد و عزلت اختیار نمود و اداره امور، به &#039;&#039;&#039;بهیّه خانم&#039;&#039;&#039;، دختر [[بهاءالله]] و خواهر [[عبدالبهاء]] ملقّب به &#039;&#039;&#039;ورقهٔ علیا&#039;&#039;&#039; سپرده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= ربّانی |نام= روحیّه |کتاب= گوهر یکتا | ناشر= مؤسّسه ملّی مطبوعات امری، تهران|سال= |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
شوقی افندی در ۱۵ دسامبر ۱۹۲۲ به حیفا بازگشت و تا پایان عمر، نزدیک به ۳۶ سال مسئولیّت ولایت امر را به عهده داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= جانسون|نام= لووِل|کتاب= ولی محبوب امرالله | ناشر= محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ|سال= ۲۰۰۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
در مارس ۱۹۳۷ شوقی افندی با &#039;&#039;&#039;مری مکسوِل&#039;&#039;&#039; که بعدها به &#039;&#039;&#039;روحیّه خانم&#039;&#039;&#039; ملقّب گردید، ازدواج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= اسمیت |نام= پیتر |کتاب= شوقی افندی | ناشر= Oxford: Oneworld Publications |سال=۲۰۰۰ |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او تنها فرزند مِی مکسول و ویلیام سادرلند مکسول بود. ویلیام مکسول یک آرشیتکت معروف کانادایی بود و بعدها در بسیاری از طرّاحی‌های ساختمان‌های بهائی به شوقی افندی کمک بسیاری کرد.&lt;br /&gt;
نامزدی ساده‌ای و بعد از آن مراسم عقد، هر دو در اتاق ورقهٔ علیا صورت گرفت. این ازدواج، با مراسم، دعوت‌ها، ضیافت و جشن و لباس‌های مخصوص و غیره توأم نبود. والدین هر دو طرف، ورقهٔ عقد را که نشان از رضایت آنان داشت امضاء نمودند و همان شب هر دو در خانهٔ شوقی افندی که عبارت از دو اتاق بسیار ساده بود، ساکن شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= جانسون|نام= لووِل|کتاب= ولی محبوب امرالله| ناشر= محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ|سال= ۲۰۰۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درگذشت==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shoghi Effendi resting place.jpg|بندانگشتی|آرامگاه شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
اواخر سال ۱۹۵۷ میلادی، شوقی افندی به جهت تهیّهٔ لوازم و اثاثیّه برای دارالآثار، در لندن بسر می‌برد که به آنفلوآنزای آسیائی مبتلا گردید. او که در اثر این بیماری بسیار ضعیف شده بود، در سحرگاه چهارم نوامبر ۱۹۵۷ قلبش از کار ایستاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر طبق احکام بهائی که جسد را نمی‌توان بیش از یک ساعت از محلّ فوت حرکت داد، بنابراین شوقی افندی در لندن به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Hartz|نام= Paula|کتاب= World Religions Bahai Faith | ناشر= Chelsea House Publishers|سال= 2009|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دستاوردها==&lt;br /&gt;
ولی امر جوان مأموریّت خود را در شرایط آشفتهٔ پس از جنگ جهانی اوّل آغاز نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نویسنده = گلنفورد اِ میچل |نشانی=www.bahai.org |عنوان= شوقی ربّانی، راهنمای هزاره جدید| ناشر = |تاریخ = |تاریخ بازبینی=۲۴ بهمن ۱۳۹۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او با تکیه بر الواح وصایای [[عبدالبهاء]] که به تعبیر خود او «منشور نظم اداری بهائی» است، این نظم اداری را بنا ساخت و پس از مطالعهٔ دقیق آثار [[بهاءالله]] و [[عبدالبهاء]] دربارهٔ تأسیس مؤسّسات بهائی، روش هائی ابداع کرد تا بتوان مؤسّسات و تشکیلات بهائی را ایجاد نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= |نام= |کتاب=قرن انوار | ناشر=مرکز جهانی بهائی |سال= ۲۰۰۲|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به موازات همهٔ این اقدامات، به ترجمهٔ آثار بهائی از زبان‌های فارسی و عربی به زبان انگلیسی پرداخت و الگویی برای ترجمهٔ این آثار برای دیگران و برای آیندگان ایجاد کرد. کتاب «تاریخ نبیل»، نوشتهٔ نبیل زرندی که مربوط به تاریخ سال‌های اوّلیّهٔ [[آئین بهائی]] است را تلخیص و ترجمه نموده، به نام «مطالع الانوار» منتشر کرد. او همچنین به‌طور مستقل تاریخ امر بهائی را به شکلی دقیق و روش مند در چهار جلد به نام «قرن بدیع» &#039;&#039;&#039;God Passes By&#039;&#039;&#039; مدوّن نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= اشرف |نام= فؤاد|کتاب=شوقی ربّانی، حصن حصین شریعت الله | ناشر= هوفهایم |سال= ۱۹۹۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او به اجراء برنامه‌هایی برای انتشار آئین بهائی در سطح جهان اقدام نمود و خود شخصاً نامه‌های بی شماری به جوامع بهائی در سراسر عالم ارسال کرد و آنان را به انجام وظائف و خدماتشان دعوت و ترغیب نمود. همچنین برنامه‌ریزی امور مهاجرین و نقاط مهاجرتی آنها را در سراسر عالم انجام داد. در این سالها شمار کشورهایی که [[آئین بهائی]] در آنها معرفی و ارائه گردید، از ۳۵ به ۲۵۰ کشور رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= |نام=Smith, Peter |کتاب=Shoghi Effendi | ناشر=. Oxford: Oneworld Publications. |سال= 2000|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شوقی افندی به رشد و توسعهٔ مرکز جهانی بهائی در شهر حیفا مبادرت ورزید و املاک بهائی را توسعه داد و باغ‌های باشکوهی در آن اراضی طرّاحی و اجراء نمود. بر مزار باب، معروف به [[مقام اعلی]]، گنبد زیبائی بنا نمود و همچنین در اطراف [[آرامگاه بهاءالله]] معروف به &#039;&#039;&#039;روضهٔ مبارکه&#039;&#039;&#039; در خارج شهر عکّا باغ‌های بی نظیری ترتیب داد. بنای «دارالآثار» را تدارک دید که در آن، آثار بهائی و اشیاء متبرکّه مربوط به [[سید علی‌محمد باب|باب]] و [[بهاءالله]] نگهداری می‌شود. این همه اقدامات برای آن صورت گرفت تا فضایی مناسب و روحانی برای مرکز اداری و روحانی [[آئین بهائی]] مهیّا گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= ربّانی |نام= شوقی |کتاب=The Dispensation of Bahá&#039;u&#039;lláh | ناشر= |سال= |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شوقی افندی، در این سال‌ها، نهایت توجه خود را به بنای مؤسّسات محلی و ملّی معطوف داشت و اصول انتخابات بهائی را برای جوامع بهائی سراسر عالم تشریح نمود. برای جامعه‌ای که کشیش و روحانی ندارد، این هیئت‌های منتخب دموکراتیک، اساس همهٔ پیشرفت‌های دیگر محسوب می‌شدند. او تلاش کرد جامعه‌های نو پای بهائی را به مرتبه‌ای برساند که مؤسّسات و تشکیلات بهائی قابلیت و توانائی تشکیل [[بیت العدل|بیت العدل اعظم]] را داشته باشند. بیت العدل اعظم همان مؤسّسه‌ای است که از چند سال پس از درگذشت شوقی ربّانی تا کنون، رهبری و قیادت جامعهٔ بهائی در سراسر عالم را به عهده دارد و در آینده نیز این مسئولیّت را به عهده خواهد داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= فتح اعظم |نام= هوشمند|کتاب=نظم جهانی بهائی | ناشر= |سال= ۱۹۵۵|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= ربّانی|نام= شوقی|کتاب= نظامات بهائی (بهائی پروسیجر) | ناشر= محفل روحانی ملّی بهائیان ایران|سال= |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تألیفات و ترجمه‌ها==&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=www.reference.bahai.org |تاریخ بازبینی= ۲۴ بهمن ۱۳۹۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
شوقی افندی، هر چند تمام وقت خود را به نوشتن اختصاص نمی‌داد، ولی از خود نوشته‌های بسیار زیادی بجا گذاشته‌است که شامل موضوعات زیر می‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=جانسون |نام= لووِل|کتاب= ولی محبوب امرالله| ناشر= محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ|سال= ۲۰۰۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- توقیعات و تلگراف‌ها به مؤسّسات اداری بهائی در سراسر دنیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- توقیعات، شامل دستورالعمل هائی خطاب به افراد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- نامه هائی به مؤسّسات و افراد غیر بهائی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- ترجمه‌های متعدّدی از آثار بهائی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- سه جلد آمار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- ویرایش مجلّدات مجلّهٔ عالم بهائی و انتخاب مطلب برای آن مجلّه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام توقیعات شوقی افندی چاپ نشده، ولی بسیاری از آنها جمع‌آوری و بصورت کتاب منتشر شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==توقیعات==&lt;br /&gt;
۱- نظم جهانی حضرت [[بهاءالله]] (۲۷ فوریه ۱۹۲۹)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- نظم جهانی حضرت [[بهاءالله]]، ملاحظات بیشتر (۲۱ مارس ۱۹۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳- هدف نظم بدیع جهانی (۲۳ نوامبر ۱۹۳۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴- عصر ذهبی آئین حضرت [[بهاءالله]] (۲۱ مارس ۱۹۳۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵- آمریکا و صلح اعظم (۲۱ آوریل ۱۹۳۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶- [http://reference.bahai.org/download/dob-fa-pdf.zip دور بهائی (۸ فوریه ۱۹۳۴)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/JMJ/ تولّد مدنیّت جهانی (۲ مارس ۱۹۳۶)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸- توقیعات مبارکه خطاب به احبّای شرق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/TM1/ توقیعات مبارکه (۱۹۲۶–۱۹۲۲)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/TM2/ توقیعات مبارکه (۱۹۳۹–۱۹۲۷)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/TM3/ توقیعات مبارکه (۱۹۴۸–۱۹۲۲)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/TM4/ توقیعات مبارکه (۱۹۵۲–۱۹۴۵)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳- [http://reference.bahai.org/download/mas3-fa-pdf.zip مائدهٔ آسمانی جلد ۳ (جمع‌آوری توقیعات)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴- [http://reference.bahai.org/download/mas6-fa-pdf.zip مائدهٔ آسمانی جلد ۶ (جمع‌آوری توقیعات)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/HB3/ حیات بهائی (جمع‌آوری توقیعات، تاریخ جمع‌آوری و نشر ۱۹۷۲)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ترجمه‌ها==&lt;br /&gt;
۱- کتاب اصل کلّ الخیر (اثر [[بهاءالله]])&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- کلمات مکنونه (اثر [[بهاءالله]]) تاریخ انتشار:۱۹۲۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳- کتاب ایقان (اثر [[بهاءالله]]) تاریخ انتشار:۱۹۳۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴- مطالع الانوار (تاریخ نبیل) تاریخ انتشار:۱۹۳۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵- منتخبات آثار مبارکه حضرت [[بهاءالله]]. تاریخ انتشار ۱۹۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶- ادعیه و مناجات‌های حضرت [[بهاءالله]]. تاریخ انتشار ۱۹۳۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷- لوح ابن ذئب (اثر [[بهاءالله]]) تاریخ انتشار ۱۹۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تألیفات==&lt;br /&gt;
۱- [http://reference.bahai.org/download/adj1-fa-pdf.zip ظهور عدل الهی. ۱۹۳۸]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- قَد ظَهرَ یومُ المیعاد. ۱۹۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳- [http://reference.bahai.org/download/gpb-fa-pdf.zip قرن بدیع. ۱۹۴۴]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/PSE/ مجموعه مناجات (جمع‌آوری دعاها و مناجات‌ها)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[de:Shoghi Effendi]]&lt;br /&gt;
[[en:Shoghi Effendi]]&lt;br /&gt;
[[es:Shoghi Effendi]]&lt;br /&gt;
[[fr:Shoghi Effendi]]&lt;br /&gt;
[[pt:Shoghi Effendi]]&lt;br /&gt;
[[ru:Шоги Эффенди]]&lt;br /&gt;
[[vi:Đức Shoghi Effendi]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%AF%D9%84_%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85&amp;diff=739</id>
		<title>بیت العدل اعظم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%AF%D9%84_%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85&amp;diff=739"/>
		<updated>2021-11-17T10:07:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: افزودن es:Casa Universal de Justicia&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Seat of the House of Justice.jpg|بندانگشتی|ساختمان بیت العدل اعظم بر کوه کرمل در حیفا|جایگزین=]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:FirstUHJ.jpg|بندانگشتی|اعضای نخستین بیت العدل اعظم که در سال ۱۹۶۳ تشکیل شد.]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بیت‌العدل اعظم&#039;&#039;&#039; (Universal House of Justice) شورای بین‌المللی [[آئین بهائی]] و بالاترین مقام تصمیم‌گیری در این [[آئین بهائی|آئین]] است. این جمع متشکل از ۹ عضو است که اعضای آن هر ۵ سال یک بار توسط اعضای تمامی محفل‌های ملی بهائی سراسر جهان انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|شابک=0-521-86251-5}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نخستین انتخابات بیت العدل اعظم در سال ۱۹۶۳ برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/02/100203_l11_aa_book_crackdown_bahais.shtml بررسی کتاب: &#039;&#039;سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران&#039;&#039;]، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; محل این مؤسسه بر دامنه کوه کرمل در بندر حیفا است که [[بهاءالله]] این مکان را در سال ۱۸۹۰ میلادی و در طی لوح کرمل انتخاب کرده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;Shoghi Effendi, &#039;&#039;The World Order of Bahá’u’lláh&#039;&#039;. Wilmette, Illinois, Bahá&#039;í Publishing Trust&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia |encyclopedia=Encyclopædia Iranica|year=1989|article=Bayt-al-`Adl (House of Justice)|first=Moojan|last=Momen}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]]، بنیان‌گذار [[آئین بهائی]]، در [[کتاب اقدس]] (کتاب احکام خود) تأسیس بیت‌العدل را وضع کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=Iranica|نشانی=http://www.iranicaonline.org/articles/bayt-al-adl-house-of-justice-a-bahai-administrative-institution|عنوان=Bayt-Al-Adl}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب و سایر آثار [[بهاءالله]] توضیحات بسیاری دربارهٔ بیت‌العدل داده شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; [[بهاءالله]] به بیت‌العدل اعظم مرجعیت و اقتدار داد تا در تمامی مواردی که به صراحت در آثار بهائی تعیین نشده تشریع (قانون‌گذاری) کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء، پسر ارشد و جانشین [[بهاءالله]]، در وصیت‌نامه خود با نام الواح وصایا بر اختیارات و مرجعیت بیت‌العدل اعظم تأکید نمود و توضیحات بیشتری در ارتباط با تأسیس و عملکرد این جمع و نحوهٔ انتخاب آن ارائه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شوقی افندی]]، جانشین [[عبدالبهاء]]، تأسیس [[بیت العدل اعظم]] را در صدر کارهای خود قرار داد و در دورانی که مسئولیت اداره جامعهٔ بهائی را به عهده داشت به تقویت و گسترش نظام اداری بهائی پرداخت تا آمادگی لازم برای انتخابات و تشکیل بیت العدل اعظم در جامعه ایجاد شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; [[شوقی افندی]] در سال ۱۹۵۱ افرادی را به عضویت در جمعی به نام شورای بین‌المللی بهائی انتصاب کرد. به گفته او تشکیل این شورا طلایۀ تشکیل بیت العدل اعظم بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شوقی-نامه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=افندی|نام=شوقی|ناشر=Wilmette, Illinois, USA: Bahá&#039;í Publishing Trust|سال=1950-1957|کتاب=Messages to the Bahá&#039;í World|پیوند=http://reference.bahai.org/en/t/se/MBW/}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شوقی افندی]] در سال ۱۹۵۷ درگذشت. او فرزندی نداشت و وصیت‌نامه‌ای از خود برجای نگذاشته بود که در آن فردی را به عنوان جانشین معرفی کرده باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; پس از مرگ شوقی افندی، گروهی از بهائیان برجسته که از طرف شوقی افندی با عنوان [[ایادی امرالله]] تعیین شده بودند و در آخرین نامۀ عمومی شوقی افندی وظیفۀ حراست از امر بهائی به آن‌ها سپرده شده بود در بیانیه‌ای که به امضای تمامی ۲۷ نفر آن‌ها رسید تأیید کردند که شوقی افندی جانشینی برای خود تعیین نکرده‌است و آن‌ها به‌طور موقت و تا برگزاری انتخابات و تشکیل بیت العدل اعظم، وظیفۀ اداره جامعه بهائی را بر اساس هدایت‌های [[شوقی افندی]] بر عهده می‌گیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; تصمیم [[ایادی امرالله|ایادیان امرالله]] با حمایت و استقبال بهائیان سراسر جهان مواجه شد و [[ایادی امرالله|ایادیان امرالله]] از ۱۹۵۷-تا ۱۹۶۳ اداره جامعه بهائی را در دست داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; پیش‌بینی این دوره ۶ ساله و مدیریت جامعه بهائی توسط [[ایادی امرالله|ایادیان امرالله]] در [[کتاب اقدس]] آمده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=http://reference.bahai.org/fa/t/b/KA/ka-334.html#pgم153|عنوان=کتاب اقدس|نام خانوادگی=بهاءالله|نام=|ناشر=جامعه جهانی بهائی|سال=۱۹۹۲|شابک=|مکان=|صفحات=۱۵۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ایادی امرالله|ایادیان امرالله]] در این مدت ترتیبات برگزاری انتخابات بیت العدل اعظم را فراهم کردند، از جمله در نوامبر ۱۹۵۹ اعلام کردند که در سال ۱۹۶۱ شورای بین‌المللی بهائی از یک هیئت انتصابی به یک هیئت انتخابی تغییر خواهد یافت و اعضای آن توسط محفل‌های ملی و منطقه‌ای موجود در جهان انتخاب خواهند شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; در نهایت در اول آوریل ۱۹۶۳ نخستین انتخابات بیت العدل اعظم بر اساس اصول و شیوه‌ای که [[شوقی افندی]] و [[عبدالبهاء]] توصیف و تشریح کرده بودند برگزار شد و با رای اعضای ۵۶ محفل روحانی ملی که در آن زمان در دنیا وجود داشتند اولین بیت العدل اعظم تشکیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;PSmith&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|year=2000|title=Universal House of Justice|encyclopedia=A concise encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|publisher=Oneworld Publications|location=Oxford|last=Smith|first=Peter|pages=346–350|isbn=1-85168-184-1}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بیت العدل اعظم در اکتبر ۱۹۶۳ اعلان کرد که تعیین ولی امرالله غیرممکن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; با تشکیل بیت العدل اعظم شورای بین‌المللی بهائی به فعالیت خود پایان داد. از آن زمان تا حال بیت العدل اعظم در مقام هیئت حاکمه جهانی [[آئین بهائی|دیانت بهائی]] به فعالیت مشغول است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اختیارات و وظایف==&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم بالاترین نهاد قانونگذاری [[آئین بهائی]] می‌باشد. وظایف اصلی و کلی این جمع صیانت امرالله و ادارهٔ امور است. شایان ذکر است که مرجع اصلی کلیه امور در [[آئین بهائی]]، [[کتاب اقدس]] ام‌الکتاب این آئین است. هر موضوعی که در آثار بهائی به صراحت به آن پرداخته نشده باشد، بیت العدل اعظم این اختیار را دارد که راجع به آن تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;PSmith&amp;quot; /&amp;gt; [[بهاءالله]] شارع [[آئین بهائی|آیین بهایی]]، در این مورد می‌گوید: «چونکه هر روز را امری و هر حین را حکمی مقتضی، امور به وزراء بیت العدل راجع تا آنچه مصلحت وقت دانند معمول دارند».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آثار بهائی اعضای بیت العدل اعظم که از طریق انتخابات تعیین می‌شوند با عباراتی چون امینان خداوند در میان بندگانش&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Tablets of Baha&#039;u&#039;llah Revealed After the Kitab-i-Aqdas|نام خانوادگی=|نام=Baha&#039;u&#039;llah|ناشر=Bahai Publishing Trust|سال=1988|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و مردان عدالت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=کتاب اقدس|نام خانوادگی=|نام=بهاءالله|ناشر=مرکز جهانی بهائی|سال=1992|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; توصیف می‌شوند. در متون بهائی ذکر شده آن‌ها باید مظهر تقوا&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=الواح وصایای حضرت عبدالبهاء|نام خانوادگی=|نام=عبدالبهاء|ناشر=محفل روحانی ملی بهائیان پاکستان|سال=1960|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و سرچشمه علم و دانایی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; و خیرخواه تمامی نوع بشر&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان برخی از وظایفی که [[بهاءالله]] برای بیت العدل اعظم تعیین کرده می‌توان به مواردی همچون تعلیم و تربیت معنوی انسان‌ها، ایجاد رفاه، آموزش کودکان، مراقبت از ضعیفان و فقرا اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot; /&amp;gt; از دیگر وظایف بیت العدل اعظم ترویج صلح جهانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot; /&amp;gt; بر اساس آثار بهائی، این هیئت باید برای پایداری و حفاظت از مقام دین تلاش کند &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; و در راه تعلیم و تربیت مردم، توسعه و آبادی ملت‌ها و حفاظت از شرافت انسان‌ها بکوشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم در سال ۱۹۷۲ میلادی اساس نامه خود را تنظیم کرد و در آن جنبه‌های مختلف نحوۀ عملکرد و اختیارات و وظایف را خود مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; بر مبنای این اساس‌نامه این وظایف و اختیارات را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد: اداره امور جامعه بهائی در سطح جهانی، هدایت، سازمان دهی و هماهنگ سازی فعالیت‌های بهائی در سطح جهانی، محافظت از متون بهائی، محافظت از جامعهٔ بهائی در برابر آزار و اذیت و سرکوب؛ انتشار [[آئین بهائی]]، گسترش و تقویت نظم اداری بهائی؛ ترویج خصلت‌های معنوی در جامعهٔ بهائی و دوستی و صلح میان ملت‌ها؛ پیاده‌سازی، لغو یا تغییر آن دسته دستورها و احکام که به وضوح در متون بهائی مطرح نشده‌است؛ تضمین حقوق، آزادی و اقدامات افراد؛ بکار بستن اصول و احکام بهائی؛ هدایت و هماهنگی فعالیت‌های بهائیان در سراسر جهان.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] و [[عبدالبهاء]] در آثار و متون بهائی تأکید کرده‌اند که بیت العدل اعظم تحت حمایت و مراقبت [[بهاءالله]] خواهد بود و بیت العدل اعظم با الهام و تأیید الهی تصمیم‌گیری و وضع حکم می‌کند و تصمیمات آن عاری از خطا هستند و منشأ خیر خواهند بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; برای بهائیان پیروی از تصمیمات بیت العدل اعظم واجب است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; در [[آئین بهائی]] طبقهٔ روحانیون و مجتهدان دینی وجود ندارد و هیچ‌کدام از اعضای بیت العدل اعظم به تنهایی دارای مقام ویژه یا مرجعیت و اقتدار نیستند. مرجعیت و اقتدار در آئین بهائی منحصراً در اختیار موسسات و شوراهایی است که به صورت جمعی تصمیم‌گیری می‌کنند ولی تک تک افراد عضو این شوراها مرجعیت و امتیازی ندارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Hartz|نام=Paula|ناشر=Infobase Publishing|سال=2009|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انتخابات==&lt;br /&gt;
اولین انتخابات اعضای بیت العدل در سال ۱۹۶۳ انجام گرفت و بعد از آن هر ۵ سال تکرار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://news.bahai.org/archive/ Baha&#039;is elect Universal House of Justice]&amp;lt;/ref&amp;gt; انتخابات بیت العدل اعظم به‌طور معمول با برگزاری کانونشن بین‌المللی بهائی و مقارن با عید رضوان (اول تا دوازدهم اردیبهشت ماه) صورت میگیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ Faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|نام خانوادگی۲=Momen|نام۲=Wendi|ناشر=Dunedin Academic Press|سال=2006|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هدف این گردهمایی که چند روز به طول می کشد علاوه بر انتخاب بیت العدل اعظم، تامل و مشورت دربارهٔ امور جامعهٔ بهائی در سراسر جهان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; جدیدترین انتخابات بیت العدل اعظم با برگزاری دوازدهمین کانونشن بین‌المللی بهائی در آوریل ۲۰۱۸ مطابق با اردیبهشت ۱۳۹۷ انجام گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=10 اردیبهشت 1397|وب‌گاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=http://news.persian-bahai.org/1258|عنوان=اعضای جدید بیت‌العدل اعظم انتخاب شدند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=5 اردیبهشت 1397|وب‌گاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=http://news.persian-bahai.org/1254|عنوان=نمایندگان از سراسر جهان برای دوازدهمین کانونشن بین‌المللی گرد هم آمدند}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این گردهمایی حدود ۱۳۰۰ عضو از بیش از ۱۶۰ محفل ملی از سراسر جهان حضور داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=9 اردیبهشت 1397|وب‌گاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=http://news.persian-bahai.org/1256|عنوان=نمایندگان برای انتخاب اعضای بیت‌العدل اعظم آرای خود را به صندوق ریختند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعضای بیت العدل اعظم توسط رای محفل‌های ملی بهائیان سراسر جهان انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; انتخابات بهائی به شیوه ای دور از رقابت و تفرقه برگزار می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; طبق احکام منصوص آئین بهائی، در انتخاب موسسات بهائی از جمله انتخابات بیت العدل اعظم هرگونه تبلیغات، کاندیداتوری، نامزد شدن و نامزد کردن، حزب‌گرایی، و مبارزات و کمپین‌های انتخاباتی مطلقاً ممنوع است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; هر کدام از راِی دهندگان در حالت دعا و توجه و با در نظر گرفتن معیارهای اخلاقی و معنوی مطرح در آثار بهائی، به حکم وجدان خود شایسته‌ترین افراد را برای عضویت در این مؤسسه انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; در تمامی انتخابات بهائی، در سطح محلی، ملی و بین‌المللی، رأی دهندگان نام افراد مورد نظر خود را روی برگه رأی می‌نویسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری از طریق برگه رأی مخفی است یعنی کسی ار رأی دیگران اطلاع ندارد. این موضوع باعث می‌شود که رای‌دهندگان بتوانند آزادانه و فارغ از فشارهای بیرونی به هر آن که خود دوست دارند رأی دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; در نهایت ۹ نفری که بالاترین رأی را بیاورند انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Arash Abizadeh|عنوان=How Bahá’í Voters Should Vote|ژورنال=Journal of Baha’i Studies,|دوره=18|شماره=1-4|ناشر=|تاریخ=2008|زبان=|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; عضویت در بیت العدل اعظم منحصر به مردان است. برابری زنان و مردان یکی از اصول اساسی [[آئین بهائی]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;Momen , Moojan, [http://bahaisonline.net/marginality_and_apostasy.pdf Marginality and apostasy in the Baha&#039;i community], &#039;&#039;ELSEVIER&#039;&#039;, Religion 37 (2007) 187-209&amp;lt;/ref&amp;gt; منابع بهائی بیان می‌کنند از آنجایی که آثار بهائی سرشار از بیانات روشن و صریح دربارهٔ برابری زنان و مردان می‌باشد، مسلهٔ عضویت مردان در بیت العدل اعظم نمی‌تواند به عنوان نشانه‌ای از برتری مردان بر زنان درنظر گرفته شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=وب‌سایت رسمی آئین بهائی|نشانی=http://www.bahai.org/fa/the-universal-house-of-justice/unique-institution|عنوان=موسسه‌ای بی‌مانند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==گوشه‌ای از فعالیت‌ها==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Templo bahai.jpg|بندانگشتی|معبد بهائی قارهٔ آمریکای جنوبی در شیلی، افتتاح ۲۰۱۶|جایگزین=]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bwcongressbadge.jpg|چپ|دومین کنگره جهانی بهائی در نیویورک|جایگزین=]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم شورای حاکمه بین‌المللی جامعهٔ بهائی و بالاترین موسسه نظام اداری بهائی است و وظیفهٔ پیشرفت جامعه بهائی و حفظ وحدت آن بر عهده این موسسه است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم از زمان تأسیس، شیوهٔ شوقی افندی را برای رشد و توسعهٔ [[آئین بهائی]] از طریق پیاده‌سازی برنامه‌های جهانی ادامه داده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم هدایت‌های خود را در قالب پیام‌هایی در اختیار موسسات و افراد قرار می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحت نظارت بیت العدل اعظم معبد بهائی (مشرق‌الاذکار) قاره‌ای اروپا در فرانکفورت، آلمان که ساخت آن در زمان [[شوقی افندی]] آغاز شده بود تکمیل شد (۱۹۶۴ میلادی) و پس از آن معبد بهائی قاره‌ای آمریکای مرکزی در پاناما (۱۹۷۲ میلادی)، معبد قاره‌ای اقیانوسیه در ساموآی غربی (۱۹۸۴)، معبد قاره‌ای آسیا در هندوستان (۱۹۸۶) و معبد قاره‌ای آمریکای جنوبی در شیلی (۲۰۱۶) راه‌اندازی شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=رادیو فردا|نشانی=https://www.radiofarda.com/a/f14-bahai-house-of-worship-in-chile/28051467.html|عنوان=نخستین معبد آیین بهایی در آمریکای جنوبی در کشور شیلی افتتاح شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در اردیبهشت سال۱۳۹۱ (آوریل ۲۰۱۲)، بیت العدل اعظم برنامهٔ ساخت دو معبد ملّی بهائی (در جمهوری دموکراتیک کنگو و پاپوآ گینه نو) و ۵ معبد محلی (باتامبانگ در کامبوج، بیهار شریف در هندوستان، ماتوندا سوی در کنیا، نورته دل کائوکا در کلمبیا و تانا در وانواتو) را اعلام کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=۲۲ آوریل ۲۰۱۲|وبگاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=http://news.persian-bahai.org/story/354|عنوان=اعلام برنامهٔ ساخت مشرق‌الاذکارهای تازه}}&amp;lt;/ref&amp;gt; معبد بهائی محلی باتامبانگ در کامبوج سپتامبر ۲۰۱۷ (شهریور ۱۳۹۶) بازگشایی شد&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=1 سپتامبر 2017|وبگاه=سرویس خبری جامعهٔ بهائی|نشانی=http://news.persian-bahai.org/1190|عنوان=طلوع صبحی جدید: گشایش معبد بهائی در کامبوج}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و معبد بهائی محلی نورته دل کائوکا در کلمبیا ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۸ (مرداد ۱۳۹۷) بازگشایی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=23 ژوئیه 2018|وبگاه=سرویس خبری جامعهٔ بهائی|نشانی=http://news.persian-bahai.org/1275|عنوان=گشایش معبد کلمبیا طی مراسمی پرنشاط و سرورانگیز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از زمان تشکیل بیت العدل اعظم همچنین اقداماتی زیر نظر این مؤسسه، در زمینه‌هایی همچون حقوق بشر، رفاه جهانی و پیشرفت زنان صورت گرفته‌است و بهائیان در سازمان ملل، در مجامع بین‎المللی و در انواع فضاهای اجتماعی گوناگون در سطوح ملی و محلی در مباحثات مرتبط با موضوعات مورد توجه اجتماع مشارکت می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; بیت العدل اعظم، برای مشارکت در گفتمان بین‌المللی صلح، در سال ۱۳۶۴ (۱۹۸۵ میلادی) بیانیه‌ای خطاب به مردم سراسر جهان با عنوان «وعده صلح جهانی» نوشت و پیش‌نیازهای اساسی برای برقراری صلح و رفاه جهانی را در آن مطرح کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; در سال ۱۳۸۱ (۲۰۰۲ میلادی)، بیت العدل اعظم در پاسخ به موج رو به افزایش تعصبات دینی، نامه‌ای به رهبران ادیان جهان نوشته و بر لزوم پذیرش اصل یگانگیِ ادیان به عنوان پیش نیازی برای صلح تأکید کرد و خواستار رفع تعصبات دینی و گفتگویی جدید دربارهٔ جنبش‌های همکاری بین ادیان و نقش دین در اجتماع شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=World Religions|نام خانوادگی=Warren|نام=Matthews|ناشر=Wadsworth Cengage Learning|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم همچنین همانند شوقی افندی چندین کنفرانس بین‌المللی بهائی برگزار کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; برای تجلیل از [[بهاءالله]] و به مناسبت بزرگداشت صدمین سالگرد درگذشت او، بازهٔ زمانی اوّل اردیبهشت ۱۳۷۱ تا ۳۱ فروردین ۱۳۷۲ (۲۱ آوریل ۱۹۹۲ تا ۲۰ آوریل ۱۹۹۳ میلادی) با عنوان سال مقدّس نامگذاری شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=America&#039;s Alternative Religions|نام خانوادگی=|نام=Timothy Miller|ناشر=State University of New York Press|سال=1995|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و به این مناسبت مراسم یادبودی در محوطهٔ [[آرامگاه بهاءالله]] با حضور نزدیک به ۳۰۰۰ بهائی به نمایندگی از تمامی جوامع ملی بهائی برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; در همان سال، دومین کنگره جهانی بهائی در شهر نیویورک با حضور نزدیک به ۲۷ هزار بهائی از سراسر جهان برپا شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم همچنین به توسعه مرکز جهانی اداری و روحانی [[آئین بهائی]] توجه دارد و کار حفاظت و زیباسازی آرامگاه‌های [[بهاءالله]]، باب و سایر اماکن تاریخی بهائی در حیفا و عکا را که از زمان [[عبدالبهاء]] آغاز شده ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; بیت العدل اعظم در سال ۱۳۶۲ ه‍.ش (۱۹۸۳ میلادی) به ساختمان دائمی خود (دارالتشریع) در کوه کرمل نقل مکان کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; در سال ۲۰۰۱، با افتتاح ساختمان دارالتبلیغ بین‌المللی، ساختمان‌های اداری اطراف ساختمان بیت العدل اعظم تکمیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; پروژه دیگری که در سال ۲۰۰۱ تکمیل شد ساخت ۱۹ طبقه باغ در بالا و پایین آرامگاه باب در کوه کرمل بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم در نوامبر ۱۹۶۴ اعلام کرد که دیگر راهی برای انتصاب ایادیان امرالله وجود ندارد و برای تداوم کارکرد ایادیان در آینده، دو مؤسسه دارالتبلیغ بین‌المللی (تأسیس ۱۹۷۳) و هیئت مشاورین قاره‌ای (۱۹۶۸) را تأسیس کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; این دو مؤسسه هر کدام وظایفی مشابه وظایف ایادیان امرالله در قاره‌های مختلف و در مرکز جهانی بهائی به عهده گرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اهداف بیت العدل اعظم تشویق بهائیان سراسر جهان به درک فهم عمیق‌تری نسبت به اعتقادات و اصول بهائی بوده‌است. در این راستا، بیت العدل اعظم علاوه بر نگارش پیام‌ها و نامه‌هایی با موضوعات مختلف، مجموعه‌هایی از آثار بهائی پیرامون موضوعات مختلف را گردآوری کرده و به انتشار رسانده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; از جمله مجموعه آثار با موضوعاتی همچون ازدواج، حیات خانواده، حفاظت از محیط‌زیست، مشورت، نظم اداری، دعا و نیایش، هنر، موسیقی، تعلیم و تربیت و …&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; همچنین ترجمه آثار [[سید علی‌محمد باب|باب]]، [[بهاءالله]]، [[عبدالبهاء]] تحت نظارت بیت العدل اعظم صورت گرفته‌است از جمله ترجمه کتاب اقدس به انگلیسی، کتاب [[احکام بهائی|احکام]] [[بهاءالله]]، که در سال ۱۹۹۲ به انتشار رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; بیت العدل اعظم همچنین به نگهداری و محافظت از اصل آثار بهائی و آرشیو و رده‌بندی تمامی آثار و نامه‌های [[بهاءالله]]، [[عبدالبهاء]] و [[شوقی افندی]] اهتمام دارد و به این منظور یک دپارتمان تحقیق و آرشیو در حیفا تأسیس کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم همچنین تأکید زیادی بر تغییرات و رشد کیفی در حیات جامعهٔ بهائی داشته‌است از جمله تشویق به سواد آموزی، ترویج آموزش و پرورش، تقویت نقش زنان و جوانان در جامعه، پرورش حیات خانواده، ترتیب دادن کلاس‌های آموزشی برای کودکان، توسعه اقتصادی و اجتماعی و …&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
برخی از هدایات، پیام‌ها و آثار بیت العدل اعظم عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://reference.bahai.org/download/pwp-fa-pdf.zip وعده صلح جهانی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/Baha&#039;u&#039;llah.pdf حضرت بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://reference.bahai.org/download/col-fa-pdf.zip قرن انوار]&lt;br /&gt;
*[http://reference.bahai.org/download/col-fa-pdf.zip رفاه عالم انسانی]&lt;br /&gt;
*[https://www.payamha-iran.org/ مجموعه پیام‌ها]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://universalhouseofjustice.bahai.org/ سایت رسمی بیت العدل اعظم]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/the-universal-house-of-justice/quotations گزیده‌ای از پیام‌های بیت العدل اعظم]&lt;br /&gt;
*[http://www.payamha-iran.org/ مجوعه پیام‌های بیت العدل اعظم]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[آئین بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[تعالیم بهائیت|تعالیم بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
*[[عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
*[[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
*[[ایادی امرالله]]&lt;br /&gt;
*[[کتاب اقدس]]&lt;br /&gt;
*[[سید علی‌محمد باب|سید علی محمد باب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[de:Haus der Gerechtigkeit]]&lt;br /&gt;
[[en:Universal House of Justice]]&lt;br /&gt;
[[es:Casa Universal de Justicia]]&lt;br /&gt;
[[fr:Maison universelle de justice]]&lt;br /&gt;
[[pt:Casa Universal de Justiça]]&lt;br /&gt;
[[ru:Всемирный дом справедливости]]&lt;br /&gt;
[[vi:Tòa Công lý Quốc tế]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1&amp;diff=738</id>
		<title>عبدالبهاء</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1&amp;diff=738"/>
		<updated>2021-11-17T09:18:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: افزودن es:‘Abdu’l-Bahá&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:AbdulBaha1868.jpg|بندانگشتی|عبدالبهاء در جوانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عباس افندی&#039;&#039;&#039; فرزند ارشد [[بهاءالله]] -بنیانگذار آئین بهائی- که به نام &#039;&#039;&#039;عبدالبهاء&#039;&#039;&#039; شناخته شده‌است، سومین شخصیت محوری آیین بهائی است که پدرش، حسینعلی نوری ملقب به [[بهاءالله]] نوزده سال پیش از مرگش، آنچنانکه در کتاب اقدس و نیز در کتاب عهدی اشاره کرده‌است، وی را به مقام جانشین، مبیّن و مفسر متون بهائی برگزید.&amp;lt;ref&amp;gt;*{{cite book&lt;br /&gt;
  |last = Balyuzi&lt;br /&gt;
  |first = H.M.&lt;br /&gt;
  |authorlink = Hasan M. Balyuzi&lt;br /&gt;
  |year = 1973&lt;br /&gt;
  |title = The Báb: The Herald of the Day of Days&lt;br /&gt;
  |publisher = George Ronald&lt;br /&gt;
  |location = Oxford, UK&lt;br /&gt;
  |isbn = 0-85398-048-9&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  | author = A. Bausani, D. MacEoin&lt;br /&gt;
  | title = ABD-AL-BAHĀ&lt;br /&gt;
  | encyclopedia = Encyclopædia Iranica&lt;br /&gt;
  | page =&lt;br /&gt;
  | publisher =&lt;br /&gt;
  | location =&lt;br /&gt;
  | year = ۱۹۸۲&lt;br /&gt;
  | url = http://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-baha&lt;br /&gt;
  | accessdate = ۲۰۱۰-۰۸-۱۰&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۲۱–۱۸۹۲ مسئولیّت ادارهٔ جامعهٔ بهائی را برعهده داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایگاه عبدالبهاء==&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
عبدالبهاء پسر ارشد [[بهاءالله]]&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 34&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۳۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و جانشین اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith|2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith |ص=ص ۱۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] در وصیت‌نامه خود کتاب عهدی به‌طور مشخص عبدالبهاء را به عنوان جانشین خود اعلام می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt; و قبل از درگذشتش نیز به پیروان خود اشاره کرده بود که بعد از وی باید به عبدالبهاء به عنوان رهبر جامعه و مفسرّ رسمی آثار او روی بیاورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان عبدالبهاء را مفسّر و تبیین کنندهٔ رسمی آثار بهائی و همچنین نمونهٔ والای تعالیم این آئین می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نویسنده = |نشانی= http://www.bahai.org/fa/abdul-baha/|عنوان= حضرت عبدالبهاء-مثل اعلای امر بهائی| ناشر = جامعهٔ جهانی بهائی |تاریخ = |تاریخ بازبینی= 4.7.2016}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] از القابی همچون «سرکار آقا»، «غصن اعظم» (بزرگ‌ترین شاخه)، «سرالله» (راز خدا) و نور چشم برای اشاره به عبدالبهاء استفاده کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt; شوقی افندی جایگاه عبدالبهاء را به عنوان سومین شخصیت محوری بهائی (بعد از [[سید علی‌محمد باب|باب]] و [[بهاءالله]]) می‌داند و با عبارتی همچون «مرکز و محور» عهد و میثاق [[بهاءالله]]، مفسّر رسمی کلام [[بهاءالله]]، جلوهٔ تمامی آرمان‌ها و ایده‌آل‌های بهائی و معمار نظم جهانی [[بهاءالله]] او را معرفی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء همیشه اصرار داشت که مقام او فقط بندگی و خدمت به پدرش است و همواره بهائیان را از تجلیل و تحسین مقام خود بازمی‌داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt; او در دورانی که ادارهٔ جامعهٔ بهائی را بر عهده داشت(۱۸۹۲–۱۹۲۱) لقب عبدالبهاء را برای خود برگزیده بود و امروزه نیز اغلب با این نام شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی‌نامه==&lt;br /&gt;
===تولد و کودکی===&lt;br /&gt;
عبدالبهاء پسر ارشد [[بهاءالله]]،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 34&amp;quot; /&amp;gt; در پنجم جمادی‌الاولی سال ۱۲۶۰ هجری قمری مطابق با ۲۳ مه ۱۸۴۴ (در همان شبی که باب اعلان امر کرده بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt;) در تهران متولد شد و نام عباس افندی بر او گذاشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Momen|2011|ک=World Religions: Belief, Culture, and Controversy|ص=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; کودکی او همزمان با سال‌های پرفراز و نشیب جنبش بابی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء دربارهٔ دوران کودکی خود می‌گوید: «ما در تهران همه نوع اسباب آسایش و زندگانی داشتیم ولی در یک روز همه را غارت نمودند.»&amp;lt;ref&amp;gt;بدایع الاثار، جلد دوم، لجنه نشر آثار امری آلمان ۱۹۸۷، صفحهٔ ۲۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt; دستگیری پدرش- [[بهاءالله]]- در سال ۱۸۵۲ و سپس تبعید به همراه او به عراق ضربات سختی به عبدالبهاء که در آن هنگام کودک بود وارد ساخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt; وی در مسیر بغداد از شدّت سرما دچار سرمازدگی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt; او که به پدر بسیار تعلق خاطر داشت از دوران نوجوانی مسئولیت امور خانواده را به عهده گرفت و به عنوان یکی از منشی‌های پدرش نیز عمل می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تبعید===&lt;br /&gt;
وی از سن ۹ سالگی و از زمان تبعید [[بهاءالله]] برای دومین بار به بغداد، در زمستان ۱۸۵۳ در تمامی تبعیدها، همراه پدر بوده‌است.{{سخ}}تا سال ۱۸۶۳، به مدت ۱۰ سال در بغداد، ۴ ماه در قسطنطنیه، نزدیک ۵ سال در ادرنه و تا سال ۱۹۰۸ در عکا.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Route of Baha&#039;u&#039;llah&#039;s exiles.jpg|بندانگشتی|320px|چپ|مسیر تبعید عبدالبهاء به همراه پدرش از ایران به عکا]]&lt;br /&gt;
در دوران عکّا (پس از سال ۱۸۶۸) عبدالبهاء عهده‌دار رسیدگی به امور جامعهٔ پیروان [[بهاءالله]] و مسئول مراودات با مقامات دولت عثمانی بود. با تثبیت شرایط عکّا، وی همچنین فعاّلیّت در حوزهٔ اندیشه را شروع کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۳۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اگرچه وی امکان تحصیل در مکتب خانه‌های آن دوران را نداشت&amp;lt;ref&amp;gt;*{{cite book&lt;br /&gt;
  |last = Balyuzi&lt;br /&gt;
  |first = H.M.&lt;br /&gt;
  |authorlink = Hasan M. Balyuzi&lt;br /&gt;
  |year = 1973&lt;br /&gt;
  |title = The Báb: The Herald of the Day of Days&lt;br /&gt;
  |publisher = George Ronald&lt;br /&gt;
  |location = Oxford, UK&lt;br /&gt;
  |isbn = 0-85398-048-9&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
ولی به دلیل دانش وسیع و حسن تدبیری که داشت به چهره‌ای شناخته‌شده و مورد احترام مقامات عثمانی و اصلاح‌طلبان برجسته تبدیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt; وی در سال ۱۸۷۳&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith|2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith |ص=ص ۱۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در دوران زندان در بیت عبود در قلعه عکا با &#039;&#039;فاطمه&#039;&#039; دختر میرزا محمدعلی نهری اصفهانی که به «منیره» موسوم شد، ازدواج کرد و حاصل این ازدواج، چهار دختر&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt; از جمله ضیائیه مادر شوقی افندی بود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب&lt;br /&gt;
| نشانی = http://www.oneworld-publications.com/pdfs/Encyclo_Baha.pdf&lt;br /&gt;
| عنوان = `Abdu&#039;l-Bahá&lt;br /&gt;
| نویسنده = Peter Smith (۲۰۰۰)&lt;br /&gt;
| ناشر = Oneworld Publications&lt;br /&gt;
| قالب = پی‌دی‌اف&lt;br /&gt;
| شابک =1-85168-184-1&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این دوران دو کتاب نیز نگاشت. یکی رسالهٔ مدنیّه (در سال ۱۸۷۵) و دیگری روایتی تاریخی از سال‌های اوّلیّهٔ تاریخ بابی و بهائی با نام مقالهٔ شخص سیّاح (در حدود سال ۱۸۸۶).&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt; هر دو این کتاب‌ها، بدون ذکر نام نویسنده، در دوران [[بهاءالله]] به چاپ رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالبهاء تا سال ۱۹۰۸ میلادی به خاطر گزارش‌های عده‌ای مخالفان، به دستور امپراتور عثمانی، سلطان عبدالحمید در عکا زندانی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; اگرچه وی یک زندانی بود، ولی به تدریج در نظر افراد محلّی به یک فرد برجسته تبدیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt; به فقرا رسیدگی می‌کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt; و جمعه‌ها در عکّا در مسجد حاضر می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;Studies in honor of the late Hasan M. Balyuzi By Moojan Momen,p. 263&amp;lt;/ref&amp;gt; در ماه رمضان، ماهی که مسلمانان در آن روزه می‌گیرند، وی و دیگر بهائیان با وسواس زیاد در آنجا به مانند مسلمان به خاطر صلح و جلوگیری از نسبت بدعت از طرف جامعه رعایت این ماه را می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;M. H. Phelps, Life and Teachings of Abbās Effendi, London, 1912, p. 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جانشینی===&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] به‌طور رسمی و مشخص در وصیتنامه‌اش (کتاب عهدی) که به دست خط خود نوشته بود عبدالبهاء را به عنوان جانشین خود اعلام نموده و از بازماندگان خواسته بود تا پس از وی به عبدالبهاء روی بیاورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt; این وصیت‌نامه اندک زمانی پس از درگذشت [[بهاءالله]] در جمع بزرگی خوانده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt; در این وصیتنامه همچنین ذکر شده بود که میرزا محمدعلی- پسر دوّم [[بهاءالله]]- در رتبهٔ دوم بعد از عبدالبهاء قرار دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt; [[بهاءالله]]، عبدالبهاء را «غصن اعظم» به معنی بزرگ‌ترین شاخه&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 34&amp;quot; /&amp;gt; و محمد علی را «غصن اکبر» به معنی شاخه بزرگتر نامید.&amp;lt;ref&amp;gt;Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. {{ISBN|0-85398-439-5|en}}. 265&amp;lt;/ref&amp;gt; جانشینی عبدالبهاء دور از انتظار و تعجب‌برانگیز نبود&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt; و اکثریت قریب بالاتفاق بهائیان مطابق کتاب عهدی، عبدالبهاء را به عنوان مبیّن و مفسّر رسمی آثار [[بهاءالله]]، مرکز [[عهد و میثاق در دیانت بهائی|عهد و میثاق]] و سرمشقی از زندگی بهائی پذیرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  | author = A. Bausani, D. MacEoin&lt;br /&gt;
  | title = ABD-AL-BAHĀ&lt;br /&gt;
  | encyclopedia = Encyclopædia Iranica&lt;br /&gt;
  | page =&lt;br /&gt;
  | publisher =&lt;br /&gt;
  | location =&lt;br /&gt;
  | year = 1982&lt;br /&gt;
  | url = http://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-baha&lt;br /&gt;
  | accessdate =25 March 2016&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اندکی بعد امّا، محمد علی، برادر ناتنی عبدالبهاء،&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt; بر خلاف این وصیت‌نامه عمل کرده،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt; مرجعیّت عبدالبهاء را انکار کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt; و در ابتدا به صورت پنهان و سپس آشکار به مخالفت با او پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اگرچه این مخالفت‌ها نتوانست در وفاداری تودهٔ بهائیان به عبدالبهاء خللی وارد کند، امّا باعث بروز مشکلات برای عبدالبهاء از جانب مقامات عثمانی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مخالفت‌های طولانی مدّت باعث شد که عبدالبهاء توّجه بهائیان را به اصل «[[عهد و میثاق در دیانت بهائی|عهد و میثاق]]» جلب نماید که بر اساس آن در هر زمان پیروی از آن مرجعی که برای ادارهٔ جامعه تعیین شده، باعث حفظ اتحاد جامعهٔ بهائی می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء کسانی که این عهد و میثاق را زیر پا گذاشته بودند (مانند محمد علی) «ناقض عهد و میثاق» اعلام کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[سفرهای_عبدالبهاء_به_غرب|سفر به مصر، اروپا و آمریکا]]===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Abdul Baha in Green Acre.jpg|بندانگشتی|عبداالبهاء با گروهی از بهائیان آمریکا، اوت ۱۹۱۲]]&lt;br /&gt;
انقلاب ترک جوان و انقراض امپراتوری عثمانی موجب گردید که عبدالبهاء در سال ۱۹۰۸ در دوران کهولت از زندان و تبعید رهایی یابد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; بعد از آزادی از زندان و موفقیت در اتمام ساختمان مقام اعلی، مقبره باب، عبدالبهاء تصمیم به سفر و رساندن ابلاغ پیام [[بهاءالله]] به اروپا و آمریکا گرفت. به دعوت بهائیان غرب به یک مسافرت سه ساله (۱۹۱۳–۱۹۱۱) به مصر، اروپا و آمریکای شمالی رفت. در جریان این سفرها عبدالبهاء در مجامع فراوانی به سخنرانی و تبلیغ دین بهایی پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; در آمریکای شمالی به حدود ۴۵ شهر در ایالات متحده و کانادا سفر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mottahedeh&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Mottahedeh|۲۰۱۳|ک=Abdu’l-Bahá&#039;s Journey West: The Course of Human Solidarity|ص=ص ۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این سفر حدود ۳۷۳ سخنرانی داشت و جمعاً حدود ۹۳ هزار نفر مخاطب وی قرار گرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mottahedeh&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء در اروپا و آمریکا به نام پیامبر صلح معروف شد. مطبوعات آن زمان، اغلب او را «پیامبر ایرانی» می‌نامیدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; عده‌ای از صاحب‌نامان غرب چون الکساندر گراهام بل مخترع تلفن، پرزیدنت روزولت رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده آمریکا و آدمیرال پری کاشف قطب جنوب در این اسفار با وی دیدار کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book&lt;br /&gt;
  |last = Parsons&lt;br /&gt;
  |first = Agnes.&lt;br /&gt;
  |year = 1996&lt;br /&gt;
  |title = Abdu&#039;L-Baha in America: Agnes Parsons&#039; Diary, April 11, 1912-November 11, 1912: Supplemented With Episodes from Mahmud&#039;s Diary&lt;br /&gt;
  |publisher = Kalimat Press&lt;br /&gt;
  |isbn = 0-933770-97-9&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالبهاء اغلب در سخنرانی‌های خود در غرب، اعتقادات اساسی و اصول آئین بهائی را شرح می‌داد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۵۲}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله اینکه: هر فرد باید خود به‌طور مستقل و به دور از تعصّب به جستجوی حقیقت بپردازد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; تمام ادیان الهی جلوه‌های مختلف یک حقیقت واحد هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; دین باید در هماهنگی با علم و عقل باشد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; نوع انسان یکی است و در مقابل خداوند همهٔ انسان‌ها یکسان هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; تعصّبات دینی، سیاسی، ملیّتی و … مخرّب و مبتنی بر جهل هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۵۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt; فقر شدید و ثروت مفرط باید از میان برداشته شود،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همهٔ افراد باید در مقابل قانون یکسان باشند و عدالت در اجتماع برقرار باشد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; زنان و مردان با هم برابرند و باید از حقوق برابر برخوردار باشند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همهٔ کودکان باید آموزش دریافت کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء همچنین به موضوع صلح بسیار در سخنرانی‌های خود توّجه می‌کرد و هشدار می‌داد که ناآرامی‌ها در منطقهٔ بالکان می‌تواند به جنگی تبدیل شود که سراسر اروپا را بگیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همچنین در آمریکا، برای مسئلهٔ روابط نژادی اهمیّت ویژه‌ای قائل بود و افراد از نژادهای مختلف را تشویق می‌کرد که به دنبال یافتن نقاط مشترک و همکاری باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; وی هم در آمریکا و هم در اروپا با فقرا ملاقات می‌کرد و بر وظیفهٔ اجتماعی ثروتمندان در قبال فقرا تأکید می‌نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سخنرانی‌های عبدالبهاء در کتابی به نام مجموعه خطابات در سال ۱۹۲۰ در مصر چاپ شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در لندن در مصاحبه با مدیر روزنامه تیاسفی‌ها چنین می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هرکس به وحدت بشر خدمت کند در درگاه احدیت مقبول است… حضرت موسی خدمت به وحدت انسانی نمود، حضرت مسیح وحدت عالم انسانی تأسیس کرد، حضرت محمد اعلان وحدت انسانی نمود… بهاءالله تجدید تعالیم انبیاء فرمود… برای شما تأییدات الهیه می‌طلبم.&amp;lt;ref&amp;gt;مجموعه خطابات چاپ مصر، فرج‌الله ذکرالکردی ۱۹۲۱، ص ۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
در روز خداحافظی در لندن چنین می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«از تقالید دست بردارید دین باید سبب الفت و محبت باشد. اگر سبب عداوت گردد عدم دین به از وجود آن است.»&amp;lt;ref&amp;gt;خطابات جلد دوم صفحهٔ ۲۲۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;(خطابات صفحه ۳۱)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازگشت به حیفا و سال‌های پایانی زندگی===&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در ماه ژوئن ۱۹۱۳ از طریق مصر به حیفا بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 45&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در مدّتی کمتر از یک سال با آغازجنگ جهانی اول در اوت ۱۹۱۴ دیگر امکان سفرهای بیشتر برای وی وجود نداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آن روزها دوران خطرناکی برای وی و اطرافیان‌اش بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; و عبدالبهاء از طرف جمال پاشا، فرماندار جدید سوریه مورد تهدید قرار گرفته بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; سال‌های جنگ باعث وقوع قحطی در منطقه شد که عبدالبهاء با تأمین غلات از مزارع بهائی در درّهٔ اردن توانست از وقوع فاجعهٔ محلّی جلوگیری کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; با آغاز حکومت قیمومت بریتانیا بر فلسطین، دولت جدید امنیت عبدالبهاء و پیروان بهائی او را تضمین کرد و در تاریخ ۲۷ آوریل ۱۹۲۰ میلادی، دولت بریتانیا به دلیل «تلاش‌های انسان‌دوستانه در طول جنگ جهانی اول» لقب سلطنتی «سِر» به او داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/02/090223_ag_iranian_bahaeis_foreign_gov.shtml بهائیانِ ایران و ارتباط با دولت‌های خارجی]، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
عبدالبهاء سال‌های بعد از جنگ را به رسیدگی به امور جامعهٔ بهائی پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; وی علاوه بر اینکه در این دوران یک چهرهٔ برجستهٔ محلّی بود، به عنوان رهبر یک آئین بین‌المللی نیز شناخته می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Abdul-Baha Knighthood 1920.jpg|بندانگشتی|چپ| در ۱۹۲۰ میلادی دولت بریتانیا به دلیل تلاش‌های انسان دوستانه عبدالبهاء در طول جنگ جهانی اول از او تقدیر کرد و به او لقب «سر» داد.]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===درگذشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Abdul Baha Abbas Funeral.jpg|بندانگشتی|350px|تصویری از تشییع جنازه عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در ۲۸ نوامبر سال ۱۹۲۱ درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; در مراسم تدفین وی، جمعیت زیادی شرکت کردند و تنوّع مذهبی و اعتقادی شرکت‌کنندگان قابل‌توجّه بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; در این مراسم نمایندگانی از سایر ادیان نیز سخنرانی کردند. او در یکی از اتاق‌های مقام اعلی (آرامگاه باب) واقع در کوه کرمل به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; شرح تشییع جنازه و متن سخنرانی‌ها در تشییع جنازه توسط روزنامه النفیر در حیفا به شماره ۲۸۸۹–۹ اول دسامبر ۱۹۲۱ به ثبت رسیده‌است.&lt;br /&gt;
ادیب یوسف افندی در این مراسم اینچنین سخنرانی نمود:{{نقل قول| ای معشر عرب و عجم برای که گریه و زاری می‌کنید آیا برای کسی است که در حیات دیروزی خود بزرگ بود و در موت امروزی برزگتر است… نظر براست کنید نظر به چپ نمائید. نظر به شرق و غرب نمائید ببینید چه عظمت و جلالی غیبت نموده چه پایه بزرگ صلحی منهدم شده چه لبهای فصیحی خاموش گشته و اسفا…&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه النفیر در حیفا به شماره ۲۸۸۹–۹ اول دسامبر ۱۹۲۱&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاضل ابراهیم افندی چنین می‌گوید:&lt;br /&gt;
«چقدر این مصیبت جانگداز تلخ و ناگوار است این خسارت فقط راجع به مملکت ما نیست بلکه یک فاجعه عمومی است. حضرتش ناس را تهذیب فرمود تعلیم نمود احسان کرد و ارشاد فرمود تا آنکه قومش را به اعلی ذروه جلال فائز نمود…»&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه النفیر در حیفا به شماره ۲۸۸۹–۹ اول دسامبر ۱۹۲۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==میراث دوران عبدالبهاء==&lt;br /&gt;
تحت سرپرستی و هدایت عبدالبهاء جامعهٔ بهائی از دوران پر از فراز و نشیب بعد از درگذشت [[بهاءالله]] عبور کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; علی‌رغم حملات از طرف برادر ناتنی‌اش، عبدالبهاء توانست اتّحاد را در جامعهٔ بهائی حفظ کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; در دورانی که او مسئولیت سرپرستی جامعه را بر عهده داشت، آئین بهائی گسترش جغرافیایی چشمگیری یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; در ۱۸۹۲ وقتی که عبدالبهاء ادارهٔ امور را به دست گرفت، جامعهٔ بهائی هنوز محدود به خاورمیانه و هندوستان بود و اکثر بهائیان را ایرانیان تشکیل می‌دادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; در دوران عبدالبهاء آئین بهائی به آمریکای شمالی و جنوبی، اروپا، خاور دور و استرالیا و اقیانوسیه گسترش یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; در دو سفری که وی به اروپا و آمریکا داشت (۱۹۱۱ و ۱۹۱۲–۱۹۱۳) جوامع نوپای بهائی در این مناطق را مستحکم کرد، با بسیاری افراد برجسته ملاقات داشت و سخنرانی‌های بسیاری نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در هر کجا که جامعهٔ بهائی به اندازهٔ کافی رشد کرده بود، کار تأسیس ساختارهای اداری جامعهٔ بهائی را آغاز کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; و برای هماهنگ کردن فعالیت‌های جامعه، نظامی از انجمن‌های انتخابی شور محلّی و هئیت‌های ملّی را توسعه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های شخصیتی==&lt;br /&gt;
عبدالبهاء برای بهائیان نمونهٔ کامل و بهترین مثال تعالیم بهائی در عمل است و داستان‌های زندگی او به عنوان ایدئال رفتار بهائی نقل می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith|2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith |ص=ص ۱۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بسیاری از غیربهائیان او را شخصیتی قدرتمند و تحسین‌برانگیز توصیف کرده‌اند مانند ای. جی براون که از فصاحت و دانش وسیع دینی او نوشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt; منابع موجود تأیید می‌کنند که عبدالبهاء شخصیتی گیرا، جاذب، آرام و در عین حال با اقتدار داشته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; در برخورد با دیگران مهربان و سخاوتمند بوده،&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; حس شوخ‌طبعی قوی داشته و بسیاری از مواقع برای رساندن مطلب و روشن شدن منظورش، از بازگویی حکایت‌ها و خاطرات استفاده می‌کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; همچنین از وی با صفاتی چون زرنگ، باهوش، مطّلع، باگذشت و مردم‌دار یاد شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح حال رجال ایران در قرن ۱۴، ۱۳، ۱۲ هجری، مهدی بامداد، انتشارات زوار ۱۳۷۱، جلد ۲ ص ۲۰۲ و ۲۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; زندگی شخصی ساده و به دور از تجملاتی داشته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; وی همیشه تأکید می‌کرده که بزرگ‌ترین افتخار و بالاترین مقام برای او این است که عبدالبهاء (به معنی بنده و خدمتگزار [[بهاءالله]]) باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
برای بهائیان، عبدالبهاء مفسّر رسمی آثار [[بهاءالله]] است و بدین جهت نوشته‌ها و نطق‌هایش بخشی از بدنهٔ اصلی آثار آئین بهائی را شکل می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith|2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith |ص=ص ۲۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt; علاوه بر چندین کتاب، از وی بیش از ۲۷۰۰۰ نامه به جای مانده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt; بیشتر آثار عبدالبهاء پس از ۱۸۹۲، در دورانی که وی پس از پدرش مسئولیت ادارهٔ جامعهٔ بهائی را بر عهده داشت، نوشته شده‌است؛ اما در زمان پدرش نیز رساله‌ای در مورد مدرن‌سازی ایران (رسالهٔ مدنیّه، ۱۸۷۵) و هم چنین تاریخ کوتاهی از آئین‌های بابی و بهائی (مقالهٔ شخص سیاح، ۱۸۸۶) نوشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از یک نظر، آثار عبدالبهاء را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: دستهٔ اوّل متونی که توسّط او به نگارش درآمده و دستهٔ دوم سخنرانی‌ها، نطق‌ها و گفتگوهای وی که ثبت شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt; در میان دستهٔ اوّل می‌توان به آثار زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*رساله مدنیه که در حدود سال ۱۸۷۵ به فارسی به نگارش درآمده و در سال ۱۸۹۲–۱۸۹۳ در بمبئی به چاپ رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقالۀ شخص سیاح تاریخ مختصر آئین بابی و بهائی&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt; که در حدود سال ۱۸۸۶ به فارسی و بدون ذکر نام نویسنده نگاشته شده.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*رساله سیاسیه که در حدود سال ۱۸۹۳ به فارسی نگاشته شده‌است و بدون ذکر نام نویسنده به انتشار رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*تذکرة الوفا که در حدود سال ۱۹۱۵ نوشته شده و در ۱۹۲۴ در حیفا به چاپ رسید. این کتاب شرح حال برخی از مؤمنین اوّلیّه بابی و بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*الواح نقشهٔ ملکوتی (۱۹۱۶–۱۹۱۷)&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*الواح به انجمن صلح لاهه(۱۹۱۹)&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*الواح وصایا (وصیت‌نامهٔ وی)&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*حجم بسیار زیادی از مکاتبات و نامه‌های عبدالبهاء (الواح) خطاب به افراد گوناگون در شرق یا غرب که در مجموعه‌ای با عنوان مکاتیب عبدالبهاء به فارسی و عربی جمع‌آوری شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان دستهٔ دوم می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*مفاوضات این کتاب جمع‌آوری گفتگوهایی است که عبدالبهاء با لورا بارنی بر سر میز نهار داشته‌است. متن فارسی کتاب اوّلین بار در ۱۹۰۸ به چاپ رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نطق‌هایی که عبدالبهاء در حین سفرهایش به غرب در اروپا و آمریکا داشته‌است در کتاب‌های گوناگونی جمع‌آوری شده‌است از جمله Paris Talks, Abdul-Baha in London و Promulgation of Universal Peace.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt; مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها و نطق‌های عبدالبهاء در سفرهایش در اروپا و آمریکا، در سال ۱۹۲۱ در قاهره به فارسی منتشر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمدهٔ آثار عبدالبهاء به زبان فارسی است. البتّه وی کاملاً بر زبان عربی مسلّط بود (او بیشتر عمر خود را در کشورهای عربی گذرانده بود) و آثاری به زبان عربی نیز نوشته است. سبک عربی او بسیار منظم، امّا گاهی اوقات پیچیده‌تر و گاهی متداول‌تر و خالص‌تر از پدرش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=John Walbridge&lt;br /&gt;
|year=2002&lt;br /&gt;
|کتاب=Essays and Notes on babi and Bahai History&lt;br /&gt;
|فصل=Appendices&lt;br /&gt;
|ناشر=H-Bahai Digital Library&lt;br /&gt;
|صفحه=204-205&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین تعدادی اثر به زبان ترکی عثمانی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در زبان عربی و هم در فارسی او مهارت خاصّی در پرورش آگاهانه اقسام ادبی داشته‌است. آثاری چون رساله مدنیه و رساله سیاسیه نزدیکی خاصی با آثار بسیاری از اصلاح‌طلبان آن زمان چون «ملکم خان» دارد البتّه میزان تأثیر هر یک باید عمیق‌تر بررسی شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رهبری آئین بهایی پس از عبدالبهاء==&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در همان سال‌های ابتدایی دوران قیادتش (۱۸۹۲–۱۹۰۸) ترتیباتی فراهم کرد تا چنانچه اتفاقی برای او بیفتند، پس از او وحدت و هماهنگی جامعهٔ بهائی محفوظ بماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot; /&amp;gt; وی در آن سال‌ها وصیت‌نامه‌ای نوشت (الواح وصایا) و در آن، شوقی افندی، نوهٔ ارشد خود را به عنوان جانشین و ولی امر بهائی اعلام کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt; وی همچنین نظام و اصولی برای انتخابات بیت العدل اعظم- موسّسه‌ای که [[بهاءالله]] تشکیل آن را وضع کرده بود- پایه ریزی کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 45&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وصیت‌نامهٔ عبدالبها یک ماه پس از درگذشت او، در تاریخ ۳ ژانویه ۱۹۲۲ برای اولین بار به‌طور عمومی خوانده شد و مطابق آن، شوقی افندی عهده‌دار امور جامعهٔ بهائی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 55&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص 55}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اگر چه تعیین شوقی افندی به عنوان مرجع امر برای خود او و دیگر بهائیان غیرمنتظره بود، امّا از طرف قریب بالاتفاق بهائیان پذیرفته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 55&amp;quot; /&amp;gt; وصیت‌نامهٔ عبدالبهاء بسیار واضح و روشن بود؛ شوقی افندی به عنوان مرکز عهد و میثاق تعیین شده بود و از همهٔ بهائیان خواسته شده بود به او روی بیاورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 55&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Smith |نام= Peter|کتاب= An Introduction to the Baha&#039;i Faith | ناشر= Cambridge University Press |سال= 2008 |شابک= 9780521681070}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Smith |نام= Peter|کتاب=A Concise Encyclopedia of the Bahá’í Faith | ناشر= OneWorld Publications |سال= 2000 |شابک= 978-1851681846}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Momen|نام= Moojan|کتاب=&amp;quot;Abdul-Baha&amp;quot; in World Religions: Belief, Culture, and Controversy | ناشر= ABC-CLIO Solutions |سال= 2011 |شابک= 978-1-61069-122-2}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Mottahedeh|نام= Negar|کتاب= Abdu’l-Bahá&#039;s Journey West: The Course of Human Solidarity | ناشر= Palgrave Macmillan |سال= 2013 |شابک= 978-1-137-03201-0}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
*[[سفرهای_عبدالبهاء_به_غرب|سفرهای عبدالبهاء به غرب]]&lt;br /&gt;
*[[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
*[[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
*[[بیت العدل اعظم]]&lt;br /&gt;
*[[آموزه های بهائی|آموزه‌های بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[احکام بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[ازدواج بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[سید علی‌محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[من یظهره‌الله]]&lt;br /&gt;
*[[آثار سید علی‌محمد باب|آثار سید علی محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[نظم اداری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
[http://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/ آثار عبدالبهاء]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://www.bahaisofiran.org/عبدالبهاء عبدالبهاء]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://www.bahaisofiran.org/سفرهای_عبدالبهاء_غرب سفرهای عبدالبهاء به غرب]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[de:‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[en:‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[es:‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[fr:‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[pt:‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[ru:Абдул-Баха]]&lt;br /&gt;
[[vi:Đức ‘Abdu’l-Baha]]&lt;br /&gt;
[[zh:阿博都巴哈]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%AF%D9%84_%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85&amp;diff=737</id>
		<title>بیت العدل اعظم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%AF%D9%84_%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85&amp;diff=737"/>
		<updated>2021-11-17T08:10:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: افزودن ru:Всемирный дом справедливости&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Seat of the House of Justice.jpg|بندانگشتی|ساختمان بیت العدل اعظم بر کوه کرمل در حیفا|جایگزین=]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:FirstUHJ.jpg|بندانگشتی|اعضای نخستین بیت العدل اعظم که در سال ۱۹۶۳ تشکیل شد.]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بیت‌العدل اعظم&#039;&#039;&#039; (Universal House of Justice) شورای بین‌المللی [[آئین بهائی]] و بالاترین مقام تصمیم‌گیری در این [[آئین بهائی|آئین]] است. این جمع متشکل از ۹ عضو است که اعضای آن هر ۵ سال یک بار توسط اعضای تمامی محفل‌های ملی بهائی سراسر جهان انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|شابک=0-521-86251-5}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نخستین انتخابات بیت العدل اعظم در سال ۱۹۶۳ برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/02/100203_l11_aa_book_crackdown_bahais.shtml بررسی کتاب: &#039;&#039;سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران&#039;&#039;]، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; محل این مؤسسه بر دامنه کوه کرمل در بندر حیفا است که [[بهاءالله]] این مکان را در سال ۱۸۹۰ میلادی و در طی لوح کرمل انتخاب کرده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;Shoghi Effendi, &#039;&#039;The World Order of Bahá’u’lláh&#039;&#039;. Wilmette, Illinois, Bahá&#039;í Publishing Trust&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia |encyclopedia=Encyclopædia Iranica|year=1989|article=Bayt-al-`Adl (House of Justice)|first=Moojan|last=Momen}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]]، بنیان‌گذار [[آئین بهائی]]، در [[کتاب اقدس]] (کتاب احکام خود) تأسیس بیت‌العدل را وضع کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=Iranica|نشانی=http://www.iranicaonline.org/articles/bayt-al-adl-house-of-justice-a-bahai-administrative-institution|عنوان=Bayt-Al-Adl}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب و سایر آثار [[بهاءالله]] توضیحات بسیاری دربارهٔ بیت‌العدل داده شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; [[بهاءالله]] به بیت‌العدل اعظم مرجعیت و اقتدار داد تا در تمامی مواردی که به صراحت در آثار بهائی تعیین نشده تشریع (قانون‌گذاری) کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء، پسر ارشد و جانشین [[بهاءالله]]، در وصیت‌نامه خود با نام الواح وصایا بر اختیارات و مرجعیت بیت‌العدل اعظم تأکید نمود و توضیحات بیشتری در ارتباط با تأسیس و عملکرد این جمع و نحوهٔ انتخاب آن ارائه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شوقی افندی]]، جانشین [[عبدالبهاء]]، تأسیس [[بیت العدل اعظم]] را در صدر کارهای خود قرار داد و در دورانی که مسئولیت اداره جامعهٔ بهائی را به عهده داشت به تقویت و گسترش نظام اداری بهائی پرداخت تا آمادگی لازم برای انتخابات و تشکیل بیت العدل اعظم در جامعه ایجاد شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; [[شوقی افندی]] در سال ۱۹۵۱ افرادی را به عضویت در جمعی به نام شورای بین‌المللی بهائی انتصاب کرد. به گفته او تشکیل این شورا طلایۀ تشکیل بیت العدل اعظم بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شوقی-نامه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=افندی|نام=شوقی|ناشر=Wilmette, Illinois, USA: Bahá&#039;í Publishing Trust|سال=1950-1957|کتاب=Messages to the Bahá&#039;í World|پیوند=http://reference.bahai.org/en/t/se/MBW/}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شوقی افندی]] در سال ۱۹۵۷ درگذشت. او فرزندی نداشت و وصیت‌نامه‌ای از خود برجای نگذاشته بود که در آن فردی را به عنوان جانشین معرفی کرده باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; پس از مرگ شوقی افندی، گروهی از بهائیان برجسته که از طرف شوقی افندی با عنوان [[ایادی امرالله]] تعیین شده بودند و در آخرین نامۀ عمومی شوقی افندی وظیفۀ حراست از امر بهائی به آن‌ها سپرده شده بود در بیانیه‌ای که به امضای تمامی ۲۷ نفر آن‌ها رسید تأیید کردند که شوقی افندی جانشینی برای خود تعیین نکرده‌است و آن‌ها به‌طور موقت و تا برگزاری انتخابات و تشکیل بیت العدل اعظم، وظیفۀ اداره جامعه بهائی را بر اساس هدایت‌های [[شوقی افندی]] بر عهده می‌گیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; تصمیم [[ایادی امرالله|ایادیان امرالله]] با حمایت و استقبال بهائیان سراسر جهان مواجه شد و [[ایادی امرالله|ایادیان امرالله]] از ۱۹۵۷-تا ۱۹۶۳ اداره جامعه بهائی را در دست داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; پیش‌بینی این دوره ۶ ساله و مدیریت جامعه بهائی توسط [[ایادی امرالله|ایادیان امرالله]] در [[کتاب اقدس]] آمده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=http://reference.bahai.org/fa/t/b/KA/ka-334.html#pgم153|عنوان=کتاب اقدس|نام خانوادگی=بهاءالله|نام=|ناشر=جامعه جهانی بهائی|سال=۱۹۹۲|شابک=|مکان=|صفحات=۱۵۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ایادی امرالله|ایادیان امرالله]] در این مدت ترتیبات برگزاری انتخابات بیت العدل اعظم را فراهم کردند، از جمله در نوامبر ۱۹۵۹ اعلام کردند که در سال ۱۹۶۱ شورای بین‌المللی بهائی از یک هیئت انتصابی به یک هیئت انتخابی تغییر خواهد یافت و اعضای آن توسط محفل‌های ملی و منطقه‌ای موجود در جهان انتخاب خواهند شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; در نهایت در اول آوریل ۱۹۶۳ نخستین انتخابات بیت العدل اعظم بر اساس اصول و شیوه‌ای که [[شوقی افندی]] و [[عبدالبهاء]] توصیف و تشریح کرده بودند برگزار شد و با رای اعضای ۵۶ محفل روحانی ملی که در آن زمان در دنیا وجود داشتند اولین بیت العدل اعظم تشکیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;PSmith&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|year=2000|title=Universal House of Justice|encyclopedia=A concise encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|publisher=Oneworld Publications|location=Oxford|last=Smith|first=Peter|pages=346–350|isbn=1-85168-184-1}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بیت العدل اعظم در اکتبر ۱۹۶۳ اعلان کرد که تعیین ولی امرالله غیرممکن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; با تشکیل بیت العدل اعظم شورای بین‌المللی بهائی به فعالیت خود پایان داد. از آن زمان تا حال بیت العدل اعظم در مقام هیئت حاکمه جهانی [[آئین بهائی|دیانت بهائی]] به فعالیت مشغول است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اختیارات و وظایف==&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم بالاترین نهاد قانونگذاری [[آئین بهائی]] می‌باشد. وظایف اصلی و کلی این جمع صیانت امرالله و ادارهٔ امور است. شایان ذکر است که مرجع اصلی کلیه امور در [[آئین بهائی]]، [[کتاب اقدس]] ام‌الکتاب این آئین است. هر موضوعی که در آثار بهائی به صراحت به آن پرداخته نشده باشد، بیت العدل اعظم این اختیار را دارد که راجع به آن تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;PSmith&amp;quot; /&amp;gt; [[بهاءالله]] شارع [[آئین بهائی|آیین بهایی]]، در این مورد می‌گوید: «چونکه هر روز را امری و هر حین را حکمی مقتضی، امور به وزراء بیت العدل راجع تا آنچه مصلحت وقت دانند معمول دارند».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آثار بهائی اعضای بیت العدل اعظم که از طریق انتخابات تعیین می‌شوند با عباراتی چون امینان خداوند در میان بندگانش&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Tablets of Baha&#039;u&#039;llah Revealed After the Kitab-i-Aqdas|نام خانوادگی=|نام=Baha&#039;u&#039;llah|ناشر=Bahai Publishing Trust|سال=1988|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و مردان عدالت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=کتاب اقدس|نام خانوادگی=|نام=بهاءالله|ناشر=مرکز جهانی بهائی|سال=1992|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; توصیف می‌شوند. در متون بهائی ذکر شده آن‌ها باید مظهر تقوا&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=الواح وصایای حضرت عبدالبهاء|نام خانوادگی=|نام=عبدالبهاء|ناشر=محفل روحانی ملی بهائیان پاکستان|سال=1960|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و سرچشمه علم و دانایی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; و خیرخواه تمامی نوع بشر&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان برخی از وظایفی که [[بهاءالله]] برای بیت العدل اعظم تعیین کرده می‌توان به مواردی همچون تعلیم و تربیت معنوی انسان‌ها، ایجاد رفاه، آموزش کودکان، مراقبت از ضعیفان و فقرا اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot; /&amp;gt; از دیگر وظایف بیت العدل اعظم ترویج صلح جهانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot; /&amp;gt; بر اساس آثار بهائی، این هیئت باید برای پایداری و حفاظت از مقام دین تلاش کند &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; و در راه تعلیم و تربیت مردم، توسعه و آبادی ملت‌ها و حفاظت از شرافت انسان‌ها بکوشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم در سال ۱۹۷۲ میلادی اساس نامه خود را تنظیم کرد و در آن جنبه‌های مختلف نحوۀ عملکرد و اختیارات و وظایف را خود مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; بر مبنای این اساس‌نامه این وظایف و اختیارات را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد: اداره امور جامعه بهائی در سطح جهانی، هدایت، سازمان دهی و هماهنگ سازی فعالیت‌های بهائی در سطح جهانی، محافظت از متون بهائی، محافظت از جامعهٔ بهائی در برابر آزار و اذیت و سرکوب؛ انتشار [[آئین بهائی]]، گسترش و تقویت نظم اداری بهائی؛ ترویج خصلت‌های معنوی در جامعهٔ بهائی و دوستی و صلح میان ملت‌ها؛ پیاده‌سازی، لغو یا تغییر آن دسته دستورها و احکام که به وضوح در متون بهائی مطرح نشده‌است؛ تضمین حقوق، آزادی و اقدامات افراد؛ بکار بستن اصول و احکام بهائی؛ هدایت و هماهنگی فعالیت‌های بهائیان در سراسر جهان.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] و [[عبدالبهاء]] در آثار و متون بهائی تأکید کرده‌اند که بیت العدل اعظم تحت حمایت و مراقبت [[بهاءالله]] خواهد بود و بیت العدل اعظم با الهام و تأیید الهی تصمیم‌گیری و وضع حکم می‌کند و تصمیمات آن عاری از خطا هستند و منشأ خیر خواهند بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; برای بهائیان پیروی از تصمیمات بیت العدل اعظم واجب است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; در [[آئین بهائی]] طبقهٔ روحانیون و مجتهدان دینی وجود ندارد و هیچ‌کدام از اعضای بیت العدل اعظم به تنهایی دارای مقام ویژه یا مرجعیت و اقتدار نیستند. مرجعیت و اقتدار در آئین بهائی منحصراً در اختیار موسسات و شوراهایی است که به صورت جمعی تصمیم‌گیری می‌کنند ولی تک تک افراد عضو این شوراها مرجعیت و امتیازی ندارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Hartz|نام=Paula|ناشر=Infobase Publishing|سال=2009|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انتخابات==&lt;br /&gt;
اولین انتخابات اعضای بیت العدل در سال ۱۹۶۳ انجام گرفت و بعد از آن هر ۵ سال تکرار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://news.bahai.org/archive/ Baha&#039;is elect Universal House of Justice]&amp;lt;/ref&amp;gt; انتخابات بیت العدل اعظم به‌طور معمول با برگزاری کانونشن بین‌المللی بهائی و مقارن با عید رضوان (اول تا دوازدهم اردیبهشت ماه) صورت میگیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ Faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|نام خانوادگی۲=Momen|نام۲=Wendi|ناشر=Dunedin Academic Press|سال=2006|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هدف این گردهمایی که چند روز به طول می کشد علاوه بر انتخاب بیت العدل اعظم، تامل و مشورت دربارهٔ امور جامعهٔ بهائی در سراسر جهان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; جدیدترین انتخابات بیت العدل اعظم با برگزاری دوازدهمین کانونشن بین‌المللی بهائی در آوریل ۲۰۱۸ مطابق با اردیبهشت ۱۳۹۷ انجام گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=10 اردیبهشت 1397|وب‌گاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=http://news.persian-bahai.org/1258|عنوان=اعضای جدید بیت‌العدل اعظم انتخاب شدند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=5 اردیبهشت 1397|وب‌گاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=http://news.persian-bahai.org/1254|عنوان=نمایندگان از سراسر جهان برای دوازدهمین کانونشن بین‌المللی گرد هم آمدند}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این گردهمایی حدود ۱۳۰۰ عضو از بیش از ۱۶۰ محفل ملی از سراسر جهان حضور داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=9 اردیبهشت 1397|وب‌گاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=http://news.persian-bahai.org/1256|عنوان=نمایندگان برای انتخاب اعضای بیت‌العدل اعظم آرای خود را به صندوق ریختند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعضای بیت العدل اعظم توسط رای محفل‌های ملی بهائیان سراسر جهان انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; انتخابات بهائی به شیوه ای دور از رقابت و تفرقه برگزار می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; طبق احکام منصوص آئین بهائی، در انتخاب موسسات بهائی از جمله انتخابات بیت العدل اعظم هرگونه تبلیغات، کاندیداتوری، نامزد شدن و نامزد کردن، حزب‌گرایی، و مبارزات و کمپین‌های انتخاباتی مطلقاً ممنوع است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; هر کدام از راِی دهندگان در حالت دعا و توجه و با در نظر گرفتن معیارهای اخلاقی و معنوی مطرح در آثار بهائی، به حکم وجدان خود شایسته‌ترین افراد را برای عضویت در این مؤسسه انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; در تمامی انتخابات بهائی، در سطح محلی، ملی و بین‌المللی، رأی دهندگان نام افراد مورد نظر خود را روی برگه رأی می‌نویسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری از طریق برگه رأی مخفی است یعنی کسی ار رأی دیگران اطلاع ندارد. این موضوع باعث می‌شود که رای‌دهندگان بتوانند آزادانه و فارغ از فشارهای بیرونی به هر آن که خود دوست دارند رأی دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; در نهایت ۹ نفری که بالاترین رأی را بیاورند انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Arash Abizadeh|عنوان=How Bahá’í Voters Should Vote|ژورنال=Journal of Baha’i Studies,|دوره=18|شماره=1-4|ناشر=|تاریخ=2008|زبان=|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; عضویت در بیت العدل اعظم منحصر به مردان است. برابری زنان و مردان یکی از اصول اساسی [[آئین بهائی]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;Momen , Moojan, [http://bahaisonline.net/marginality_and_apostasy.pdf Marginality and apostasy in the Baha&#039;i community], &#039;&#039;ELSEVIER&#039;&#039;, Religion 37 (2007) 187-209&amp;lt;/ref&amp;gt; منابع بهائی بیان می‌کنند از آنجایی که آثار بهائی سرشار از بیانات روشن و صریح دربارهٔ برابری زنان و مردان می‌باشد، مسلهٔ عضویت مردان در بیت العدل اعظم نمی‌تواند به عنوان نشانه‌ای از برتری مردان بر زنان درنظر گرفته شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=وب‌سایت رسمی آئین بهائی|نشانی=http://www.bahai.org/fa/the-universal-house-of-justice/unique-institution|عنوان=موسسه‌ای بی‌مانند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==گوشه‌ای از فعالیت‌ها==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Templo bahai.jpg|بندانگشتی|معبد بهائی قارهٔ آمریکای جنوبی در شیلی، افتتاح ۲۰۱۶|جایگزین=]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bwcongressbadge.jpg|چپ|دومین کنگره جهانی بهائی در نیویورک|جایگزین=]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم شورای حاکمه بین‌المللی جامعهٔ بهائی و بالاترین موسسه نظام اداری بهائی است و وظیفهٔ پیشرفت جامعه بهائی و حفظ وحدت آن بر عهده این موسسه است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم از زمان تأسیس، شیوهٔ شوقی افندی را برای رشد و توسعهٔ [[آئین بهائی]] از طریق پیاده‌سازی برنامه‌های جهانی ادامه داده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم هدایت‌های خود را در قالب پیام‌هایی در اختیار موسسات و افراد قرار می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحت نظارت بیت العدل اعظم معبد بهائی (مشرق‌الاذکار) قاره‌ای اروپا در فرانکفورت، آلمان که ساخت آن در زمان [[شوقی افندی]] آغاز شده بود تکمیل شد (۱۹۶۴ میلادی) و پس از آن معبد بهائی قاره‌ای آمریکای مرکزی در پاناما (۱۹۷۲ میلادی)، معبد قاره‌ای اقیانوسیه در ساموآی غربی (۱۹۸۴)، معبد قاره‌ای آسیا در هندوستان (۱۹۸۶) و معبد قاره‌ای آمریکای جنوبی در شیلی (۲۰۱۶) راه‌اندازی شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=رادیو فردا|نشانی=https://www.radiofarda.com/a/f14-bahai-house-of-worship-in-chile/28051467.html|عنوان=نخستین معبد آیین بهایی در آمریکای جنوبی در کشور شیلی افتتاح شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در اردیبهشت سال۱۳۹۱ (آوریل ۲۰۱۲)، بیت العدل اعظم برنامهٔ ساخت دو معبد ملّی بهائی (در جمهوری دموکراتیک کنگو و پاپوآ گینه نو) و ۵ معبد محلی (باتامبانگ در کامبوج، بیهار شریف در هندوستان، ماتوندا سوی در کنیا، نورته دل کائوکا در کلمبیا و تانا در وانواتو) را اعلام کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=۲۲ آوریل ۲۰۱۲|وبگاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=http://news.persian-bahai.org/story/354|عنوان=اعلام برنامهٔ ساخت مشرق‌الاذکارهای تازه}}&amp;lt;/ref&amp;gt; معبد بهائی محلی باتامبانگ در کامبوج سپتامبر ۲۰۱۷ (شهریور ۱۳۹۶) بازگشایی شد&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=1 سپتامبر 2017|وبگاه=سرویس خبری جامعهٔ بهائی|نشانی=http://news.persian-bahai.org/1190|عنوان=طلوع صبحی جدید: گشایش معبد بهائی در کامبوج}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و معبد بهائی محلی نورته دل کائوکا در کلمبیا ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۸ (مرداد ۱۳۹۷) بازگشایی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=23 ژوئیه 2018|وبگاه=سرویس خبری جامعهٔ بهائی|نشانی=http://news.persian-bahai.org/1275|عنوان=گشایش معبد کلمبیا طی مراسمی پرنشاط و سرورانگیز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از زمان تشکیل بیت العدل اعظم همچنین اقداماتی زیر نظر این مؤسسه، در زمینه‌هایی همچون حقوق بشر، رفاه جهانی و پیشرفت زنان صورت گرفته‌است و بهائیان در سازمان ملل، در مجامع بین‎المللی و در انواع فضاهای اجتماعی گوناگون در سطوح ملی و محلی در مباحثات مرتبط با موضوعات مورد توجه اجتماع مشارکت می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; بیت العدل اعظم، برای مشارکت در گفتمان بین‌المللی صلح، در سال ۱۳۶۴ (۱۹۸۵ میلادی) بیانیه‌ای خطاب به مردم سراسر جهان با عنوان «وعده صلح جهانی» نوشت و پیش‌نیازهای اساسی برای برقراری صلح و رفاه جهانی را در آن مطرح کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; در سال ۱۳۸۱ (۲۰۰۲ میلادی)، بیت العدل اعظم در پاسخ به موج رو به افزایش تعصبات دینی، نامه‌ای به رهبران ادیان جهان نوشته و بر لزوم پذیرش اصل یگانگیِ ادیان به عنوان پیش نیازی برای صلح تأکید کرد و خواستار رفع تعصبات دینی و گفتگویی جدید دربارهٔ جنبش‌های همکاری بین ادیان و نقش دین در اجتماع شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=World Religions|نام خانوادگی=Warren|نام=Matthews|ناشر=Wadsworth Cengage Learning|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم همچنین همانند شوقی افندی چندین کنفرانس بین‌المللی بهائی برگزار کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; برای تجلیل از [[بهاءالله]] و به مناسبت بزرگداشت صدمین سالگرد درگذشت او، بازهٔ زمانی اوّل اردیبهشت ۱۳۷۱ تا ۳۱ فروردین ۱۳۷۲ (۲۱ آوریل ۱۹۹۲ تا ۲۰ آوریل ۱۹۹۳ میلادی) با عنوان سال مقدّس نامگذاری شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=America&#039;s Alternative Religions|نام خانوادگی=|نام=Timothy Miller|ناشر=State University of New York Press|سال=1995|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و به این مناسبت مراسم یادبودی در محوطهٔ [[آرامگاه بهاءالله]] با حضور نزدیک به ۳۰۰۰ بهائی به نمایندگی از تمامی جوامع ملی بهائی برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; در همان سال، دومین کنگره جهانی بهائی در شهر نیویورک با حضور نزدیک به ۲۷ هزار بهائی از سراسر جهان برپا شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم همچنین به توسعه مرکز جهانی اداری و روحانی [[آئین بهائی]] توجه دارد و کار حفاظت و زیباسازی آرامگاه‌های [[بهاءالله]]، باب و سایر اماکن تاریخی بهائی در حیفا و عکا را که از زمان [[عبدالبهاء]] آغاز شده ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; بیت العدل اعظم در سال ۱۳۶۲ ه‍.ش (۱۹۸۳ میلادی) به ساختمان دائمی خود (دارالتشریع) در کوه کرمل نقل مکان کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; در سال ۲۰۰۱، با افتتاح ساختمان دارالتبلیغ بین‌المللی، ساختمان‌های اداری اطراف ساختمان بیت العدل اعظم تکمیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; پروژه دیگری که در سال ۲۰۰۱ تکمیل شد ساخت ۱۹ طبقه باغ در بالا و پایین آرامگاه باب در کوه کرمل بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم در نوامبر ۱۹۶۴ اعلام کرد که دیگر راهی برای انتصاب ایادیان امرالله وجود ندارد و برای تداوم کارکرد ایادیان در آینده، دو مؤسسه دارالتبلیغ بین‌المللی (تأسیس ۱۹۷۳) و هیئت مشاورین قاره‌ای (۱۹۶۸) را تأسیس کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; این دو مؤسسه هر کدام وظایفی مشابه وظایف ایادیان امرالله در قاره‌های مختلف و در مرکز جهانی بهائی به عهده گرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اهداف بیت العدل اعظم تشویق بهائیان سراسر جهان به درک فهم عمیق‌تری نسبت به اعتقادات و اصول بهائی بوده‌است. در این راستا، بیت العدل اعظم علاوه بر نگارش پیام‌ها و نامه‌هایی با موضوعات مختلف، مجموعه‌هایی از آثار بهائی پیرامون موضوعات مختلف را گردآوری کرده و به انتشار رسانده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; از جمله مجموعه آثار با موضوعاتی همچون ازدواج، حیات خانواده، حفاظت از محیط‌زیست، مشورت، نظم اداری، دعا و نیایش، هنر، موسیقی، تعلیم و تربیت و …&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; همچنین ترجمه آثار [[سید علی‌محمد باب|باب]]، [[بهاءالله]]، [[عبدالبهاء]] تحت نظارت بیت العدل اعظم صورت گرفته‌است از جمله ترجمه کتاب اقدس به انگلیسی، کتاب [[احکام بهائی|احکام]] [[بهاءالله]]، که در سال ۱۹۹۲ به انتشار رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; بیت العدل اعظم همچنین به نگهداری و محافظت از اصل آثار بهائی و آرشیو و رده‌بندی تمامی آثار و نامه‌های [[بهاءالله]]، [[عبدالبهاء]] و [[شوقی افندی]] اهتمام دارد و به این منظور یک دپارتمان تحقیق و آرشیو در حیفا تأسیس کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت العدل اعظم همچنین تأکید زیادی بر تغییرات و رشد کیفی در حیات جامعهٔ بهائی داشته‌است از جمله تشویق به سواد آموزی، ترویج آموزش و پرورش، تقویت نقش زنان و جوانان در جامعه، پرورش حیات خانواده، ترتیب دادن کلاس‌های آموزشی برای کودکان، توسعه اقتصادی و اجتماعی و …&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
برخی از هدایات، پیام‌ها و آثار بیت العدل اعظم عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://reference.bahai.org/download/pwp-fa-pdf.zip وعده صلح جهانی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/Baha&#039;u&#039;llah.pdf حضرت بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://reference.bahai.org/download/col-fa-pdf.zip قرن انوار]&lt;br /&gt;
*[http://reference.bahai.org/download/col-fa-pdf.zip رفاه عالم انسانی]&lt;br /&gt;
*[https://www.payamha-iran.org/ مجموعه پیام‌ها]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://universalhouseofjustice.bahai.org/ سایت رسمی بیت العدل اعظم]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/the-universal-house-of-justice/quotations گزیده‌ای از پیام‌های بیت العدل اعظم]&lt;br /&gt;
*[http://www.payamha-iran.org/ مجوعه پیام‌های بیت العدل اعظم]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[آئین بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[تعالیم بهائیت|تعالیم بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
*[[عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
*[[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
*[[ایادی امرالله]]&lt;br /&gt;
*[[کتاب اقدس]]&lt;br /&gt;
*[[سید علی‌محمد باب|سید علی محمد باب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[de:Haus der Gerechtigkeit]]&lt;br /&gt;
[[en:Universal House of Justice]]&lt;br /&gt;
[[fr:Maison universelle de justice]]&lt;br /&gt;
[[pt:Casa Universal de Justiça]]&lt;br /&gt;
[[ru:Всемирный дом справедливости]]&lt;br /&gt;
[[vi:Tòa Công lý Quốc tế]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B4%D9%88%D9%82%DB%8C_%D8%A7%D9%81%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=736</id>
		<title>شوقی افندی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B4%D9%88%D9%82%DB%8C_%D8%A7%D9%81%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=736"/>
		<updated>2021-11-17T07:53:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: افزودن ru:Шоги Эффенди&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Shoghi-Effendi-Guardian.jpg|جایگزین=شوقی افندی|بندانگشتی|350x350پیکسل|شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شوقی افندی ربّانی&#039;&#039;&#039; (۱ مارس ۱۸۹۷ م - ۴ نوامبر ۱۹۵۷ م) که به شوقی افندی هم شناخته می‌شود، به مدت سی و شش سال ولی امر و سرپرست جامعه بهائی در سراسر عالم بود و نظم اداری جهانی بهائی را توسعه بخشید. او که نتیجه (فرزند نوه) [[بهاءالله]] شارع دین بهائی و نوه دختری [[عبدالبهاء]] بود، طبق [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/will-testament-abdul-baha/1#474149947 الواح وصایا] (وصیت نامه [[عبدالبهاء]]) پس از وی، مسئولیّت ولایت امر در جامعه بهائی را از ۲۸ نوامبر ۱۹۲۱ میلادی تا زمان مرگش در نوامبر ۱۹۵۷ میلادی، به عهده گرفت و در بین پیروان آئین بهائی به &#039;&#039;&#039;ولیِّ امرُالله &#039;&#039;&#039;ملقّب گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= جانسون|نام= لووِل|کتاب= ولی محبوب امرالله| ناشر= محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ |سال= ۲۰۰۷ |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران کودکی و نوجوانی==&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
شوقی افندی در یکم مارس ۱۸۹۷ در شهر عکا (تبعیدگاه [[بهاءالله]] و خانواده‌اش) در قلمرو دولت عثمانی متولّد شد. پدرش میرزا هادی از خویشاوندان سید علی محمّد باب بود و مادرش ضیائیّه، دختر عبدالبهاء. در زمان تولّد شوقی، [[عبدالبهاء]] و خانواده‌اش هنوز زندانی حکومت عثمانی بودند ولی در آن هنگام، کمی از محدودیّت‌های زندان کاسته شده بود و آنها در خانه‌ای در شهر عکّا که محلّ تبعیدشان بود و محصور به دیوار و خندق بود، سکونت داشتند. شوقی افندی تا ۱۱ سالگی را در زندان عکّا به همراه خانوادهٔ خود سپری نمود. با انقلاب ترکان جوان در سال ۱۹۰۸ میلادی بسیاری از زندانیان آزاد شدند، از جمله عبدالبهاء که به همراه خانوادهٔ خود جهت تأمین تحصیلات نواده‌هایش به شهر حیفا که در ۱۲ کیلومتری عکّا واقع شده، نقل مکان کرد. شوقی افندی برای ادامهٔ تحصیل به کالج دفرر {{به فرانسوی|Des Freres}} و بعد از آن به مدرسهٔ شبانه‌روزی کاتولیکی در بیروت وارد شد و بعد در دانشگاه آمریکایی بیروت ادامهٔ تحصیل داد. در همان زمان بود که نام خانوادگی &#039;&#039;&#039;ربّانی&#039;&#039;&#039; که به پیشنهاد [[عبدالبهاء]] به او داده شده بود را برگزید و از آن پس به &#039;&#039;&#039;شوقی ربّانی&#039;&#039;&#039; مشهور گردید. پس از آن برای ادامهٔ تحصیل در کالج بالیول {{به انگلیسی|Balliol}} وابسته به دانشگاه آکسفورد به انگلستان مهاجرت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;آموزه‌های نظم نوین صفحات ۲۹۳ و ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=جانسون |نام=لووِل |کتاب=ولی محبوب امرالله | ناشر=محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ |سال= ۲۰۰۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات==&lt;br /&gt;
شوقی افندی در سال ۱۹۱۸ میلادی در سن ۲۱ سالگی از دانشگاه علوم و صنایع دانشگاه بیروت با مدرک لیسانس، فارغ التّحصیل شد. پس از آن به حیفا بازگشت و مدّت دو سال را به عنوان منشی و فرد مورد اعتماد [[عبدالبهاء]] به خدمت او پرداخت.&lt;br /&gt;
پس از آن به قصد ادامهٔ تحصیل و تکمیل زبان انگلیسی به انگلستان رفت و در کالج &#039;&#039;بالیول&#039;&#039; که یکی از قدیمی‌ترین کالج‌های دانشگاه آکسفورد بود در رشته اقتصاد و علوم اجتماعی مشغول به تحصیل شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=جانسون |نام= لووِل|کتاب=ولی محبوب امرالله | ناشر=محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ |سال=۲۰۰۷ |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
شوقی افندی در خلال تحصیل، بخشی از وقت خود را به یادگیری زبان انگلیسی و تسلّط بر این زبان اختصاص داد تا این که بر این زبان هم در حدّ زبان‌های فارسی، ترکی، عربی و فرانسه مسلّط گردد. هدف او از احاطه بر زبان انگلیسی این بود که بتواند در آینده، آثار بهائی را به این زبان ترجمه کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=خادم |نام=ریاض |کتاب=شوقی افندی در آکسفورد | ناشر=جرج رونالد. آکسفورد |سال=۱۹۹۹ |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولایت امر==&lt;br /&gt;
در روز ۲۹ نوامبر ۱۹۲۱ میلادی، زمانی که شوقی افندی در آکسفورد مشغول به تحصیل بود، خبر درگذشت [[عبدالبهاء]] را دریافت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Taherzadeh |نام= Adib |کتاب= The Child of the Covenant| ناشر= Oxford, UK: George Ronald |سال= 2000|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از بازگشتش به حیفا و اطّلاع از مضمون الواح وصایا دریافت که به عنوان جانشین [[عبدالبهاء]] تعیین گشته و وظیفهٔ رهبری و سرپرستی جامعهٔ بهائیان عالم به او محوّل شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Vale|نام= Mona|کتاب= The Will And Testament of ‘Abdu’l-Bahá. | ناشر= Bahá&#039;í Publications Australia|سال= 1992 |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او این مسئولیّت را در سنّ ۲۴ سالگی برای خود بسیار سنگین می‌دانست و جهت آمادگی برای انجام این وظیفهٔ خطیر، حیفا را برای چند ماه ترک کرد و عزلت اختیار نمود و اداره امور، به &#039;&#039;&#039;بهیّه خانم&#039;&#039;&#039;، دختر [[بهاءالله]] و خواهر [[عبدالبهاء]] ملقّب به &#039;&#039;&#039;ورقهٔ علیا&#039;&#039;&#039; سپرده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= ربّانی |نام= روحیّه |کتاب= گوهر یکتا | ناشر= مؤسّسه ملّی مطبوعات امری، تهران|سال= |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
شوقی افندی در ۱۵ دسامبر ۱۹۲۲ به حیفا بازگشت و تا پایان عمر، نزدیک به ۳۶ سال مسئولیّت ولایت امر را به عهده داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= جانسون|نام= لووِل|کتاب= ولی محبوب امرالله | ناشر= محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ|سال= ۲۰۰۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
در مارس ۱۹۳۷ شوقی افندی با &#039;&#039;&#039;مری مکسوِل&#039;&#039;&#039; که بعدها به &#039;&#039;&#039;روحیّه خانم&#039;&#039;&#039; ملقّب گردید، ازدواج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= اسمیت |نام= پیتر |کتاب= شوقی افندی | ناشر= Oxford: Oneworld Publications |سال=۲۰۰۰ |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او تنها فرزند مِی مکسول و ویلیام سادرلند مکسول بود. ویلیام مکسول یک آرشیتکت معروف کانادایی بود و بعدها در بسیاری از طرّاحی‌های ساختمان‌های بهائی به شوقی افندی کمک بسیاری کرد.&lt;br /&gt;
نامزدی ساده‌ای و بعد از آن مراسم عقد، هر دو در اتاق ورقهٔ علیا صورت گرفت. این ازدواج، با مراسم، دعوت‌ها، ضیافت و جشن و لباس‌های مخصوص و غیره توأم نبود. والدین هر دو طرف، ورقهٔ عقد را که نشان از رضایت آنان داشت امضاء نمودند و همان شب هر دو در خانهٔ شوقی افندی که عبارت از دو اتاق بسیار ساده بود، ساکن شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= جانسون|نام= لووِل|کتاب= ولی محبوب امرالله| ناشر= محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ|سال= ۲۰۰۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درگذشت==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shoghi Effendi resting place.jpg|بندانگشتی|آرامگاه شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
اواخر سال ۱۹۵۷ میلادی، شوقی افندی به جهت تهیّهٔ لوازم و اثاثیّه برای دارالآثار، در لندن بسر می‌برد که به آنفلوآنزای آسیائی مبتلا گردید. او که در اثر این بیماری بسیار ضعیف شده بود، در سحرگاه چهارم نوامبر ۱۹۵۷ قلبش از کار ایستاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر طبق احکام بهائی که جسد را نمی‌توان بیش از یک ساعت از محلّ فوت حرکت داد، بنابراین شوقی افندی در لندن به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Hartz|نام= Paula|کتاب= World Religions Bahai Faith | ناشر= Chelsea House Publishers|سال= 2009|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دستاوردها==&lt;br /&gt;
ولی امر جوان مأموریّت خود را در شرایط آشفتهٔ پس از جنگ جهانی اوّل آغاز نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نویسنده = گلنفورد اِ میچل |نشانی=www.bahai.org |عنوان= شوقی ربّانی، راهنمای هزاره جدید| ناشر = |تاریخ = |تاریخ بازبینی=۲۴ بهمن ۱۳۹۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او با تکیه بر الواح وصایای [[عبدالبهاء]] که به تعبیر خود او «منشور نظم اداری بهائی» است، این نظم اداری را بنا ساخت و پس از مطالعهٔ دقیق آثار [[بهاءالله]] و [[عبدالبهاء]] دربارهٔ تأسیس مؤسّسات بهائی، روش هائی ابداع کرد تا بتوان مؤسّسات و تشکیلات بهائی را ایجاد نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= |نام= |کتاب=قرن انوار | ناشر=مرکز جهانی بهائی |سال= ۲۰۰۲|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به موازات همهٔ این اقدامات، به ترجمهٔ آثار بهائی از زبان‌های فارسی و عربی به زبان انگلیسی پرداخت و الگویی برای ترجمهٔ این آثار برای دیگران و برای آیندگان ایجاد کرد. کتاب «تاریخ نبیل»، نوشتهٔ نبیل زرندی که مربوط به تاریخ سال‌های اوّلیّهٔ [[آئین بهائی]] است را تلخیص و ترجمه نموده، به نام «مطالع الانوار» منتشر کرد. او همچنین به‌طور مستقل تاریخ امر بهائی را به شکلی دقیق و روش مند در چهار جلد به نام «قرن بدیع» &#039;&#039;&#039;God Passes By&#039;&#039;&#039; مدوّن نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= اشرف |نام= فؤاد|کتاب=شوقی ربّانی، حصن حصین شریعت الله | ناشر= هوفهایم |سال= ۱۹۹۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او به اجراء برنامه‌هایی برای انتشار آئین بهائی در سطح جهان اقدام نمود و خود شخصاً نامه‌های بی شماری به جوامع بهائی در سراسر عالم ارسال کرد و آنان را به انجام وظائف و خدماتشان دعوت و ترغیب نمود. همچنین برنامه‌ریزی امور مهاجرین و نقاط مهاجرتی آنها را در سراسر عالم انجام داد. در این سالها شمار کشورهایی که [[آئین بهائی]] در آنها معرفی و ارائه گردید، از ۳۵ به ۲۵۰ کشور رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= |نام=Smith, Peter |کتاب=Shoghi Effendi | ناشر=. Oxford: Oneworld Publications. |سال= 2000|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شوقی افندی به رشد و توسعهٔ مرکز جهانی بهائی در شهر حیفا مبادرت ورزید و املاک بهائی را توسعه داد و باغ‌های باشکوهی در آن اراضی طرّاحی و اجراء نمود. بر مزار باب، معروف به [[مقام اعلی]]، گنبد زیبائی بنا نمود و همچنین در اطراف [[آرامگاه بهاءالله]] معروف به &#039;&#039;&#039;روضهٔ مبارکه&#039;&#039;&#039; در خارج شهر عکّا باغ‌های بی نظیری ترتیب داد. بنای «دارالآثار» را تدارک دید که در آن، آثار بهائی و اشیاء متبرکّه مربوط به [[سید علی‌محمد باب|باب]] و [[بهاءالله]] نگهداری می‌شود. این همه اقدامات برای آن صورت گرفت تا فضایی مناسب و روحانی برای مرکز اداری و روحانی [[آئین بهائی]] مهیّا گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= ربّانی |نام= شوقی |کتاب=The Dispensation of Bahá&#039;u&#039;lláh | ناشر= |سال= |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شوقی افندی، در این سال‌ها، نهایت توجه خود را به بنای مؤسّسات محلی و ملّی معطوف داشت و اصول انتخابات بهائی را برای جوامع بهائی سراسر عالم تشریح نمود. برای جامعه‌ای که کشیش و روحانی ندارد، این هیئت‌های منتخب دموکراتیک، اساس همهٔ پیشرفت‌های دیگر محسوب می‌شدند. او تلاش کرد جامعه‌های نو پای بهائی را به مرتبه‌ای برساند که مؤسّسات و تشکیلات بهائی قابلیت و توانائی تشکیل [[بیت العدل|بیت العدل اعظم]] را داشته باشند. بیت العدل اعظم همان مؤسّسه‌ای است که از چند سال پس از درگذشت شوقی ربّانی تا کنون، رهبری و قیادت جامعهٔ بهائی در سراسر عالم را به عهده دارد و در آینده نیز این مسئولیّت را به عهده خواهد داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= فتح اعظم |نام= هوشمند|کتاب=نظم جهانی بهائی | ناشر= |سال= ۱۹۵۵|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= ربّانی|نام= شوقی|کتاب= نظامات بهائی (بهائی پروسیجر) | ناشر= محفل روحانی ملّی بهائیان ایران|سال= |شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تألیفات و ترجمه‌ها==&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=www.reference.bahai.org |تاریخ بازبینی= ۲۴ بهمن ۱۳۹۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
شوقی افندی، هر چند تمام وقت خود را به نوشتن اختصاص نمی‌داد، ولی از خود نوشته‌های بسیار زیادی بجا گذاشته‌است که شامل موضوعات زیر می‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=جانسون |نام= لووِل|کتاب= ولی محبوب امرالله| ناشر= محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ|سال= ۲۰۰۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- توقیعات و تلگراف‌ها به مؤسّسات اداری بهائی در سراسر دنیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- توقیعات، شامل دستورالعمل هائی خطاب به افراد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- نامه هائی به مؤسّسات و افراد غیر بهائی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- ترجمه‌های متعدّدی از آثار بهائی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- سه جلد آمار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- ویرایش مجلّدات مجلّهٔ عالم بهائی و انتخاب مطلب برای آن مجلّه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام توقیعات شوقی افندی چاپ نشده، ولی بسیاری از آنها جمع‌آوری و بصورت کتاب منتشر شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==توقیعات==&lt;br /&gt;
۱- نظم جهانی حضرت [[بهاءالله]] (۲۷ فوریه ۱۹۲۹)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- نظم جهانی حضرت [[بهاءالله]]، ملاحظات بیشتر (۲۱ مارس ۱۹۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳- هدف نظم بدیع جهانی (۲۳ نوامبر ۱۹۳۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴- عصر ذهبی آئین حضرت [[بهاءالله]] (۲۱ مارس ۱۹۳۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵- آمریکا و صلح اعظم (۲۱ آوریل ۱۹۳۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶- [http://reference.bahai.org/download/dob-fa-pdf.zip دور بهائی (۸ فوریه ۱۹۳۴)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/JMJ/ تولّد مدنیّت جهانی (۲ مارس ۱۹۳۶)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸- توقیعات مبارکه خطاب به احبّای شرق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/TM1/ توقیعات مبارکه (۱۹۲۶–۱۹۲۲)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/TM2/ توقیعات مبارکه (۱۹۳۹–۱۹۲۷)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/TM3/ توقیعات مبارکه (۱۹۴۸–۱۹۲۲)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/TM4/ توقیعات مبارکه (۱۹۵۲–۱۹۴۵)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳- [http://reference.bahai.org/download/mas3-fa-pdf.zip مائدهٔ آسمانی جلد ۳ (جمع‌آوری توقیعات)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴- [http://reference.bahai.org/download/mas6-fa-pdf.zip مائدهٔ آسمانی جلد ۶ (جمع‌آوری توقیعات)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/HB3/ حیات بهائی (جمع‌آوری توقیعات، تاریخ جمع‌آوری و نشر ۱۹۷۲)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ترجمه‌ها==&lt;br /&gt;
۱- کتاب اصل کلّ الخیر (اثر [[بهاءالله]])&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- کلمات مکنونه (اثر [[بهاءالله]]) تاریخ انتشار:۱۹۲۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳- کتاب ایقان (اثر [[بهاءالله]]) تاریخ انتشار:۱۹۳۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴- مطالع الانوار (تاریخ نبیل) تاریخ انتشار:۱۹۳۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵- منتخبات آثار مبارکه حضرت [[بهاءالله]]. تاریخ انتشار ۱۹۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶- ادعیه و مناجات‌های حضرت [[بهاءالله]]. تاریخ انتشار ۱۹۳۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷- لوح ابن ذئب (اثر [[بهاءالله]]) تاریخ انتشار ۱۹۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تألیفات==&lt;br /&gt;
۱- [http://reference.bahai.org/download/adj1-fa-pdf.zip ظهور عدل الهی. ۱۹۳۸]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- قَد ظَهرَ یومُ المیعاد. ۱۹۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳- [http://reference.bahai.org/download/gpb-fa-pdf.zip قرن بدیع. ۱۹۴۴]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴- [http://reference.bahai.org/fa/t/se/PSE/ مجموعه مناجات (جمع‌آوری دعاها و مناجات‌ها)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[de:Shoghi Effendi]]&lt;br /&gt;
[[en:Shoghi Effendi]]&lt;br /&gt;
[[fr:Shoghi Effendi]]&lt;br /&gt;
[[pt:Shoghi Effendi]]&lt;br /&gt;
[[ru:Шоги Эффенди]]&lt;br /&gt;
[[vi:Đức Shoghi Effendi]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D9%85_%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=735</id>
		<title>نظم اداری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D9%85_%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=735"/>
		<updated>2021-11-14T13:58:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: افزودن vi:Nền Quản trị&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بهائی}}&lt;br /&gt;
جامعه بهائی طبقه روحانیون و مجتهدان دینی ندارد و امور جامعه خود را از طریق نظامی از موسسات که بر پایه تصمیم‌گیری جمعی و مشورت عمل می‌کند، اداره می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge|صفحات=175-176|زبان=English|oclc=181072578}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اصول این نظام در آثار [[بهاءالله]] مؤسس [[آئین بهائی]] آمده‌است. [[عبدالبهاء]] و [[شوقی افندی]] ربانی جزئیات اصول این نظام را تشریح کردند و به مرحله اجرا درآوردند. مجموع این نظام با عنوان نظم اداری شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت‌العدل اعظم، شورای بین‌المللی مرکزی حاکم بر نظم اداری است که اعضای آن هر پنج سال توسط جوامع بهائی سراسر دنیا انتخابات می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:53&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Arash Abizadeh|عنوان=How Bahá’í Voters Should Vote|ژورنال=Journal of Baha’i Studies|دوره=18|شماره=1-4|تاریخ=2008|زبان=English|پیوند=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/18.14-Abizadeh.pdf}}&amp;lt;/ref&amp;gt; امور جوامع محلی و ملی از طریق شوراهای انتخابی نه نفره که تحت هدایت بیت‌العدل اعظم اعظم فعالیت می‌کنند اداره می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=178-180|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; شوراهای محلی که در سطح شهر یا روستا فعالیت می‌کنند، محفل روحانی محلی، و شوراهای ملی که در سطح کشور فعالیت می‌کنند، محفل روحانی ملی نام دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; مؤسسهٔ مشاورین قاره‌ای که موسسه‌ای انتصابی است بخش دیگری از نظم اداری بهائی را تشکیل می‌دهد. مشاورین قاره‌ای با ارائهٔ نظرات مشورتی به محافل روحانی و تشویق و پرورش ابتکارات فردی بر پویایی جامعه می‌افزاید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=180-182|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اعضای این مؤسسه توسط بیت‌العدل اعظم منصوب می‌گردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==موسسات نظم اداری==&lt;br /&gt;
===موسسات انتخابی===&lt;br /&gt;
موسسات انتخابی آن دسته از موسساتی هستند که اعضاء آن توسط انتخاب افراد جامعه بهائی تعیین می‌گردند. محفل روحانی ملی و محفل روحانی محلی و بیت‌العدل اعظم از این دسته از تشکیلات بهائی موسسات بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith22&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith}}&amp;lt;/ref&amp;gt; موسسات انتخابی در حوزه عملکرد خود اختیارات تقنینی، اجرایی و قضایی دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====موازین انتخابات بهائی====&lt;br /&gt;
انتخابات بهائی به شیوه ای دور از رقابت و تفرقه برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=http://public.eblib.com/choice/publicfullrecord.aspx?p=1771099|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Wendi|نام خانوادگی۲=Momen|نام۲=Moojan|تاریخ=2006|ناشر=Dunedin Academic Press|شابک=9781906716868|مکان=Edinburgh|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; طبق احکام منصوص آئین بهائی، در انتخاب موسسات بهائی از جمله انتخابات بیت العدل اعظم هرگونه تبلیغات، کاندیداتوری، نامزد شدن و نامزد کردن، حزب‌گرایی، و مبارزات و کمپین‌های انتخاباتی مطلقاً ممنوع است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=183-185|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هر کدام از راِی دهندگان در حالت دعا و توجه و با در نظر گرفتن معیارهای اخلاقی و معنوی مطرح در آثار بهائی، به حکم وجدان خود شایسته‌ترین افراد را برای عضویت در این مؤسسه انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot; /&amp;gt; در تمامی انتخابات بهائی، در سطح محلی، ملی و بین‌المللی، رأی دهندگان نام افراد مورد نظر خود را روی برگه رأی می‌نویسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:522&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Arash Abizadeh|عنوان=How Bahá’í Voters Should Vote|ژورنال=Journal of Baha’i Studies|دوره=18|شماره=1-4|ناشر=The Journal of Baha&#039;i Studies|تاریخ=2008|زبان=English|شاپا=|doi=|پیوند=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/18.14-Abizadeh.pdf|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری در سطح محلی امور جامعهٔ بهائی توسط محفل روحانی محلی اداره می‌شود. در هر شهر و روستایی که تعداد بهائیان ۲۱ سال به بالای آن حداقل ۹ نفر باشد هر سال انتخاباتی برگزار می‌گردد که در جریان آن ۹ فرد مستقیماً از جانب بهائیان آن محل با رعایت موازین انتخابات بهائی به عضویت محفل محلی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری از طریق برگه رأی مخفی است یعنی کسی ار رأی دیگران اطلاع ندارد. این موضوع باعث می‌شود که رای‌دهندگان بتوانند آزادانه و فارغ از فشارهای بیرونی به هر آن که خود صلاح می‌دانند رأی دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:522&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====محفل روحانی محلی====&lt;br /&gt;
در سطح محلی امور جامعهٔ بهائی توسط محفل روحانی محلی اداره می‌شود. در هر شهر و روستایی که تعداد بهائیان ۲۱ سال به بالای آن حداقل ۹ نفر باشد هر سال انتخاباتی برگزار می‌گردد که در جریان آن ۹ فرد مستقیماً از جانب بهائیان آن محل با رعایت موازین انتخابات بهائی به عضویت محفل محلی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====محفل روحانی ملی====&lt;br /&gt;
اعضای محفل روحانی ملی که امور جامعه بهائی را در سطح کشور اداره می‌کند سالانه از طریق نمایندگان منتخب محافل روحانی محلیِ سراسر کشور انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;کتاب نظم اداری بهایی. هوشنگ محمودی. لجنه ملی نشر معارف امری&amp;lt;/ref&amp;gt; نمایندگان محافل محلی، اعضای محفل روحانی ملی را از بین کلیه اعضای جامعه بهائی آن کشور با رعایت موازین انتخابات بهائی انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; نه نفری که از دیگران بیشتر رأی بیاورند به عضویت محفل ملی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بیت العدل اعظم====&lt;br /&gt;
بیت‌العدل اعظم، بالاترین مقام تصمیم‌گیری در جامعه جهانی بهائی، متشکل از ۹ عضو است که اعضای آن هر ۵ سال یک بار توسط اعضای تمامی محفل‌های ملی بهائی سراسر جهان انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=177|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;http://news.bahai.org/archive/ Baha&#039;is elect Universal House of Justice&amp;lt;/ref&amp;gt; نخستین انتخابات بیت العدل اعظم در سال ۱۹۶۳ برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/02/100203_l11_aa_book_crackdown_bahais.shtml بررسی کتاب: &#039;&#039;سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران&#039;&#039;، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; مقر بیت‌العدل اعظم بر دامنه کوه کرمل در بندر حیفا است که بهاءالله این مکان را در سال ۱۸۹۰ میلادی و در لوح کرمل انتخاب کرده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;Shoghi Effendi, &#039;&#039;The World Order of Bahá’u’lláh&#039;&#039;. Wilmette, Illinois, Bahá&#039;í Publishing Trust&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|year=1989|title=Bayt-al-`Adl, House of Justice|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|url=http://www.iranicaonline.org/articles/bayt-al-adl-house-of-justice-a-bahai-administrative-institution|last=Momen|first=Moojan|date=1989}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موسسات انتصابی===&lt;br /&gt;
مشاورین قاره ای هیئتی متشکل از ۸۱ نفر است که اعضای آن هر پنج سال توسط بیت‌العدل اعظم منصوب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین به محافل روحانی مشاوره می‌دهند، مشوق اقدامات و ابتکارات فردی هستند و به رشد و سرزندگی جوامع بهائی کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; برخلاف موسسات انتخابی، هیئت مشاورین قاره‌ای اختیارات تقنینی، اجرایی و قضایی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین قاره‌ای افرادی را برای کمک با عنوان هیئت معاونین منصوب می‌کنند و معاونین نیز دستیارانی برای خود از جامعه بهائی برمی‌گزینند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt; در حالی که مشاورین قاره‌ای در هر دو سطح قاره‌ای و کشوری فعال هستند، معاونین و دستیاران ایشان در سطوح منطقه‌ای و محلی فعالیت می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt; برای هماهنگی و هدایت فعالیت‌های مشاورین قاره‌ای، بیت‌العدل اعظم هیئتی تحت عنوان دارالتبلیغ بین‌المللی برای ۵ سال منصوب می‌کند که متشکل از ۹ نفر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منشور نظم اداری بهائی==&lt;br /&gt;
به گفته شوقی افندی کتاب اقدس، لوح کرمل و کتاب عهدی از آثار [[بهاءالله]] و الواح وصایا، وصیت نامه [[عبدالبهاء]]، منشور نظم اداری بهائی را تشکیل می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Baha&#039;i Administration|ژورنال=Bahá’í Encyclopedia Project|تاریخ=2019|زبان=English|پیوند=http://www.bahai-encyclopedia-project.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=67:administration&amp;amp;catid=36:administrationinstitutions}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] در [[کتاب اقدس]] اصول و قوانین نظم اداری را بیان می‌کند، در لوح کرمل، کوه کرمل را در حیفا مرکز اداری و روحانی [[آئین بهائی]] قرار می‌دهد و در کتاب عهدی اصل «عهد و میثاق» را برای حفظ وحدت جامعه بهائی و هدایت و مساعدت بهائیان برای بنای نظم اداری تأسیس می‌کند، و پسر ارشد خود [[عبدالبهاء]] را به عنوان مرکز عهد و میثاق و جانشین خود برمی‌گزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92&amp;quot; /&amp;gt; [[عبدالبهاء]] در الواح وصایا ویژگی‌های نظم اداری بهائی، وظایف ایادی امرالله و همچنین مقام ولی امر را مشخص می‌کند و شوقی افندی|شوقی ربانی را به عنوان جانشین خویش در مقام ولی امرالله برمی‌گزیند&amp;lt;ref&amp;gt;Rabbani, Ruhiyyih (Ed.) (1992). The Ministry of the Custodians 1957-1963. Bahá&#039;í World Centre, p 13.0-85398-350-X&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot;&amp;gt;نظر اجمالی در دیانت بهائی، احمد یزدانی، صفحه 53&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039; و نظامی برای انتخابات بیت‌العدل اعظم مشخص می‌نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;SMITH2&amp;quot;&amp;gt;{{Cite book|last=Smith|first=Peter|year=2008|title=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|publisher=Cambridge University Press|place=Cambridge|page=55|url=http://books.google.com/?id=z7zdDFTzNr0C|isbn=0-521-86251-5|ref=harv}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نوشته‌های شوقی افندی، به ویژه دو اثر Baha&#039;i Administration (نظم اداری بهائی) و World Order of Baha&#039;u&#039;llah (نظم جهانی بهائی) جزئیاتِ اجرائی نظم اداری بهائی را مفصلاً شرح و بسط می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[عهد و میثاق در دیانت بهائی]]==&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] برای تضمین این که بعد از درگذشتش و در گذر زمان جامعهٔ بهائی بتواند به صورت هماهنگ و متحد در مسیر به اجرا درآوردن تعالیمش پیش رود اساسی را تأسیس نمود که به عنوان «[[عهد و میثاق در دیانت بهائی|عهد و میثاق]]» شناخته می‌شود. به این ترتیب او چگونگی تداوم جریان هدایت، مسئلهٔ جانشینی و نیز توضیح و تبیین آثارش را با دستورالعمل‌های روشن، واضح و کتبی مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=110|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس این عهد و میثاق، مسئولیت هدایت و رهبری جامعه پس از [[بهاءالله]]، به پسر ارشدش، [[عبدالبهاء]]، سپس به شوقی ربانی، نوهٔ عبدالبهاء، و در نهایت همان‌گونه که [[بهاءالله]] تعیین نموده بود به بیت العدل اعظم مُحوّل شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot; /&amp;gt; اصل عهد و میثاق وحدت جامعه را تضمین می‌کند و آنرا از اختلاف و تفرقه حفظ می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot; /&amp;gt; به گفته عبدالبهاء عهد و میثاق مهمترین ویژگی آئین بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot; /&amp;gt; او «محور وحدت عالم انسانی» را «قوّه میثاق» می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/oclc/2215097|عنوان=God passes by|نام خانوادگی=Effendi|نام=Shoghi|تاریخ=1970, ©1974|ناشر=Baháʼí Pub. Trust|سال=1970|شابک=0877430209|مکان=Wilmette, Ill|صفحات=238|زبان=English|oclc=2215097}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی تلاش‌ها در راستای به چالش کشیدن مسئله جانشینی و رهبری جامعه بهائی در دوره‌های مختلف وجود داشت که طرفدارانی پیدا نکرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:902&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Marginality and Apostasy in the Bahá&#039;í Community&lt;br /&gt;
|ژورنال=Religion|تاریخ=2007|زبان=English|صفحات=187-209|پیوند=https://bahai-library.com/momen_marginality_apostasy}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/fa/beliefs/essential-relationships/administrative-order/ نظم اداری بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/fa/beliefs/essential-relationships/administrative-order/institution-counsellors مشاورین قاره‌ای]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/fa/beliefs/essential-relationships/administrative-order/local-spiritual-assembly محفل روحانی محلی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/fa/beliefs/essential-relationships/administrative-order/national-spiritual-assembly محفلی روحانی ملی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C ساختار اداری موسسات بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.aasoo.org/fa/articles/83 در انتخابات بهائی چگونه باید رأی داد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Administration]]&lt;br /&gt;
[[pt:Administração Bahá&#039;í]]&lt;br /&gt;
[[vi:Nền Quản trị]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1&amp;diff=731</id>
		<title>عبدالبهاء</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1&amp;diff=731"/>
		<updated>2021-11-01T09:24:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: تغییر vi:Đức ‘Abdu’l-Bahá به vi:Đức ‘Abdu’l-Baha&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:AbdulBaha1868.jpg|بندانگشتی|عبدالبهاء در جوانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عباس افندی&#039;&#039;&#039; فرزند ارشد [[بهاءالله]] -بنیانگذار آئین بهائی- که به نام &#039;&#039;&#039;عبدالبهاء&#039;&#039;&#039; شناخته شده‌است، سومین شخصیت محوری آیین بهائی است که پدرش، حسینعلی نوری ملقب به [[بهاءالله]] نوزده سال پیش از مرگش، آنچنانکه در کتاب اقدس و نیز در کتاب عهدی اشاره کرده‌است، وی را به مقام جانشین، مبیّن و مفسر متون بهائی برگزید.&amp;lt;ref&amp;gt;*{{cite book&lt;br /&gt;
  |last = Balyuzi&lt;br /&gt;
  |first = H.M.&lt;br /&gt;
  |authorlink = Hasan M. Balyuzi&lt;br /&gt;
  |year = 1973&lt;br /&gt;
  |title = The Báb: The Herald of the Day of Days&lt;br /&gt;
  |publisher = George Ronald&lt;br /&gt;
  |location = Oxford, UK&lt;br /&gt;
  |isbn = 0-85398-048-9&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  | author = A. Bausani, D. MacEoin&lt;br /&gt;
  | title = ABD-AL-BAHĀ&lt;br /&gt;
  | encyclopedia = Encyclopædia Iranica&lt;br /&gt;
  | page =&lt;br /&gt;
  | publisher =&lt;br /&gt;
  | location =&lt;br /&gt;
  | year = ۱۹۸۲&lt;br /&gt;
  | url = http://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-baha&lt;br /&gt;
  | accessdate = ۲۰۱۰-۰۸-۱۰&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۲۱–۱۸۹۲ مسئولیّت ادارهٔ جامعهٔ بهائی را برعهده داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایگاه عبدالبهاء==&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
عبدالبهاء پسر ارشد [[بهاءالله]]&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 34&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۳۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و جانشین اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith|2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith |ص=ص ۱۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] در وصیت‌نامه خود کتاب عهدی به‌طور مشخص عبدالبهاء را به عنوان جانشین خود اعلام می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt; و قبل از درگذشتش نیز به پیروان خود اشاره کرده بود که بعد از وی باید به عبدالبهاء به عنوان رهبر جامعه و مفسرّ رسمی آثار او روی بیاورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان عبدالبهاء را مفسّر و تبیین کنندهٔ رسمی آثار بهائی و همچنین نمونهٔ والای تعالیم این آئین می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نویسنده = |نشانی= http://www.bahai.org/fa/abdul-baha/|عنوان= حضرت عبدالبهاء-مثل اعلای امر بهائی| ناشر = جامعهٔ جهانی بهائی |تاریخ = |تاریخ بازبینی= 4.7.2016}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] از القابی همچون «سرکار آقا»، «غصن اعظم» (بزرگ‌ترین شاخه)، «سرالله» (راز خدا) و نور چشم برای اشاره به عبدالبهاء استفاده کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt; شوقی افندی جایگاه عبدالبهاء را به عنوان سومین شخصیت محوری بهائی (بعد از [[سید علی‌محمد باب|باب]] و [[بهاءالله]]) می‌داند و با عبارتی همچون «مرکز و محور» عهد و میثاق [[بهاءالله]]، مفسّر رسمی کلام [[بهاءالله]]، جلوهٔ تمامی آرمان‌ها و ایده‌آل‌های بهائی و معمار نظم جهانی [[بهاءالله]] او را معرفی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء همیشه اصرار داشت که مقام او فقط بندگی و خدمت به پدرش است و همواره بهائیان را از تجلیل و تحسین مقام خود بازمی‌داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt; او در دورانی که ادارهٔ جامعهٔ بهائی را بر عهده داشت(۱۸۹۲–۱۹۲۱) لقب عبدالبهاء را برای خود برگزیده بود و امروزه نیز اغلب با این نام شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی‌نامه==&lt;br /&gt;
===تولد و کودکی===&lt;br /&gt;
عبدالبهاء پسر ارشد [[بهاءالله]]،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 34&amp;quot; /&amp;gt; در پنجم جمادی‌الاولی سال ۱۲۶۰ هجری قمری مطابق با ۲۳ مه ۱۸۴۴ (در همان شبی که باب اعلان امر کرده بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt;) در تهران متولد شد و نام عباس افندی بر او گذاشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Momen|2011|ک=World Religions: Belief, Culture, and Controversy|ص=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; کودکی او همزمان با سال‌های پرفراز و نشیب جنبش بابی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء دربارهٔ دوران کودکی خود می‌گوید: «ما در تهران همه نوع اسباب آسایش و زندگانی داشتیم ولی در یک روز همه را غارت نمودند.»&amp;lt;ref&amp;gt;بدایع الاثار، جلد دوم، لجنه نشر آثار امری آلمان ۱۹۸۷، صفحهٔ ۲۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt; دستگیری پدرش- [[بهاءالله]]- در سال ۱۸۵۲ و سپس تبعید به همراه او به عراق ضربات سختی به عبدالبهاء که در آن هنگام کودک بود وارد ساخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt; وی در مسیر بغداد از شدّت سرما دچار سرمازدگی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt; او که به پدر بسیار تعلق خاطر داشت از دوران نوجوانی مسئولیت امور خانواده را به عهده گرفت و به عنوان یکی از منشی‌های پدرش نیز عمل می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تبعید===&lt;br /&gt;
وی از سن ۹ سالگی و از زمان تبعید [[بهاءالله]] برای دومین بار به بغداد، در زمستان ۱۸۵۳ در تمامی تبعیدها، همراه پدر بوده‌است.{{سخ}}تا سال ۱۸۶۳، به مدت ۱۰ سال در بغداد، ۴ ماه در قسطنطنیه، نزدیک ۵ سال در ادرنه و تا سال ۱۹۰۸ در عکا.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Route of Baha&#039;u&#039;llah&#039;s exiles.jpg|بندانگشتی|320px|چپ|مسیر تبعید عبدالبهاء به همراه پدرش از ایران به عکا]]&lt;br /&gt;
در دوران عکّا (پس از سال ۱۸۶۸) عبدالبهاء عهده‌دار رسیدگی به امور جامعهٔ پیروان [[بهاءالله]] و مسئول مراودات با مقامات دولت عثمانی بود. با تثبیت شرایط عکّا، وی همچنین فعاّلیّت در حوزهٔ اندیشه را شروع کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۳۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اگرچه وی امکان تحصیل در مکتب خانه‌های آن دوران را نداشت&amp;lt;ref&amp;gt;*{{cite book&lt;br /&gt;
  |last = Balyuzi&lt;br /&gt;
  |first = H.M.&lt;br /&gt;
  |authorlink = Hasan M. Balyuzi&lt;br /&gt;
  |year = 1973&lt;br /&gt;
  |title = The Báb: The Herald of the Day of Days&lt;br /&gt;
  |publisher = George Ronald&lt;br /&gt;
  |location = Oxford, UK&lt;br /&gt;
  |isbn = 0-85398-048-9&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
ولی به دلیل دانش وسیع و حسن تدبیری که داشت به چهره‌ای شناخته‌شده و مورد احترام مقامات عثمانی و اصلاح‌طلبان برجسته تبدیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt; وی در سال ۱۸۷۳&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith|2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith |ص=ص ۱۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در دوران زندان در بیت عبود در قلعه عکا با &#039;&#039;فاطمه&#039;&#039; دختر میرزا محمدعلی نهری اصفهانی که به «منیره» موسوم شد، ازدواج کرد و حاصل این ازدواج، چهار دختر&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt; از جمله ضیائیه مادر شوقی افندی بود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب&lt;br /&gt;
| نشانی = http://www.oneworld-publications.com/pdfs/Encyclo_Baha.pdf&lt;br /&gt;
| عنوان = `Abdu&#039;l-Bahá&lt;br /&gt;
| نویسنده = Peter Smith (۲۰۰۰)&lt;br /&gt;
| ناشر = Oneworld Publications&lt;br /&gt;
| قالب = پی‌دی‌اف&lt;br /&gt;
| شابک =1-85168-184-1&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این دوران دو کتاب نیز نگاشت. یکی رسالهٔ مدنیّه (در سال ۱۸۷۵) و دیگری روایتی تاریخی از سال‌های اوّلیّهٔ تاریخ بابی و بهائی با نام مقالهٔ شخص سیّاح (در حدود سال ۱۸۸۶).&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt; هر دو این کتاب‌ها، بدون ذکر نام نویسنده، در دوران [[بهاءالله]] به چاپ رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالبهاء تا سال ۱۹۰۸ میلادی به خاطر گزارش‌های عده‌ای مخالفان، به دستور امپراتور عثمانی، سلطان عبدالحمید در عکا زندانی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; اگرچه وی یک زندانی بود، ولی به تدریج در نظر افراد محلّی به یک فرد برجسته تبدیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt; به فقرا رسیدگی می‌کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt; و جمعه‌ها در عکّا در مسجد حاضر می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;Studies in honor of the late Hasan M. Balyuzi By Moojan Momen,p. 263&amp;lt;/ref&amp;gt; در ماه رمضان، ماهی که مسلمانان در آن روزه می‌گیرند، وی و دیگر بهائیان با وسواس زیاد در آنجا به مانند مسلمان به خاطر صلح و جلوگیری از نسبت بدعت از طرف جامعه رعایت این ماه را می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;M. H. Phelps, Life and Teachings of Abbās Effendi, London, 1912, p. 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جانشینی===&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] به‌طور رسمی و مشخص در وصیتنامه‌اش (کتاب عهدی) که به دست خط خود نوشته بود عبدالبهاء را به عنوان جانشین خود اعلام نموده و از بازماندگان خواسته بود تا پس از وی به عبدالبهاء روی بیاورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt; این وصیت‌نامه اندک زمانی پس از درگذشت [[بهاءالله]] در جمع بزرگی خوانده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt; در این وصیتنامه همچنین ذکر شده بود که میرزا محمدعلی- پسر دوّم [[بهاءالله]]- در رتبهٔ دوم بعد از عبدالبهاء قرار دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt; [[بهاءالله]]، عبدالبهاء را «غصن اعظم» به معنی بزرگ‌ترین شاخه&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 34&amp;quot; /&amp;gt; و محمد علی را «غصن اکبر» به معنی شاخه بزرگتر نامید.&amp;lt;ref&amp;gt;Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. {{ISBN|0-85398-439-5|en}}. 265&amp;lt;/ref&amp;gt; جانشینی عبدالبهاء دور از انتظار و تعجب‌برانگیز نبود&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt; و اکثریت قریب بالاتفاق بهائیان مطابق کتاب عهدی، عبدالبهاء را به عنوان مبیّن و مفسّر رسمی آثار [[بهاءالله]]، مرکز [[عهد و میثاق در دیانت بهائی|عهد و میثاق]] و سرمشقی از زندگی بهائی پذیرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  | author = A. Bausani, D. MacEoin&lt;br /&gt;
  | title = ABD-AL-BAHĀ&lt;br /&gt;
  | encyclopedia = Encyclopædia Iranica&lt;br /&gt;
  | page =&lt;br /&gt;
  | publisher =&lt;br /&gt;
  | location =&lt;br /&gt;
  | year = 1982&lt;br /&gt;
  | url = http://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-baha&lt;br /&gt;
  | accessdate =25 March 2016&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اندکی بعد امّا، محمد علی، برادر ناتنی عبدالبهاء،&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt; بر خلاف این وصیت‌نامه عمل کرده،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt; مرجعیّت عبدالبهاء را انکار کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt; و در ابتدا به صورت پنهان و سپس آشکار به مخالفت با او پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اگرچه این مخالفت‌ها نتوانست در وفاداری تودهٔ بهائیان به عبدالبهاء خللی وارد کند، امّا باعث بروز مشکلات برای عبدالبهاء از جانب مقامات عثمانی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مخالفت‌های طولانی مدّت باعث شد که عبدالبهاء توّجه بهائیان را به اصل «[[عهد و میثاق در دیانت بهائی|عهد و میثاق]]» جلب نماید که بر اساس آن در هر زمان پیروی از آن مرجعی که برای ادارهٔ جامعه تعیین شده، باعث حفظ اتحاد جامعهٔ بهائی می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء کسانی که این عهد و میثاق را زیر پا گذاشته بودند (مانند محمد علی) «ناقض عهد و میثاق» اعلام کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[سفرهای_عبدالبهاء_به_غرب|سفر به مصر، اروپا و آمریکا]]===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Abdul Baha in Green Acre.jpg|بندانگشتی|عبداالبهاء با گروهی از بهائیان آمریکا، اوت ۱۹۱۲]]&lt;br /&gt;
انقلاب ترک جوان و انقراض امپراتوری عثمانی موجب گردید که عبدالبهاء در سال ۱۹۰۸ در دوران کهولت از زندان و تبعید رهایی یابد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; بعد از آزادی از زندان و موفقیت در اتمام ساختمان مقام اعلی، مقبره باب، عبدالبهاء تصمیم به سفر و رساندن ابلاغ پیام [[بهاءالله]] به اروپا و آمریکا گرفت. به دعوت بهائیان غرب به یک مسافرت سه ساله (۱۹۱۳–۱۹۱۱) به مصر، اروپا و آمریکای شمالی رفت. در جریان این سفرها عبدالبهاء در مجامع فراوانی به سخنرانی و تبلیغ دین بهایی پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; در آمریکای شمالی به حدود ۴۵ شهر در ایالات متحده و کانادا سفر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mottahedeh&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Mottahedeh|۲۰۱۳|ک=Abdu’l-Bahá&#039;s Journey West: The Course of Human Solidarity|ص=ص ۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این سفر حدود ۳۷۳ سخنرانی داشت و جمعاً حدود ۹۳ هزار نفر مخاطب وی قرار گرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mottahedeh&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء در اروپا و آمریکا به نام پیامبر صلح معروف شد. مطبوعات آن زمان، اغلب او را «پیامبر ایرانی» می‌نامیدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; عده‌ای از صاحب‌نامان غرب چون الکساندر گراهام بل مخترع تلفن، پرزیدنت روزولت رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده آمریکا و آدمیرال پری کاشف قطب جنوب در این اسفار با وی دیدار کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book&lt;br /&gt;
  |last = Parsons&lt;br /&gt;
  |first = Agnes.&lt;br /&gt;
  |year = 1996&lt;br /&gt;
  |title = Abdu&#039;L-Baha in America: Agnes Parsons&#039; Diary, April 11, 1912-November 11, 1912: Supplemented With Episodes from Mahmud&#039;s Diary&lt;br /&gt;
  |publisher = Kalimat Press&lt;br /&gt;
  |isbn = 0-933770-97-9&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالبهاء اغلب در سخنرانی‌های خود در غرب، اعتقادات اساسی و اصول آئین بهائی را شرح می‌داد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۵۲}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله اینکه: هر فرد باید خود به‌طور مستقل و به دور از تعصّب به جستجوی حقیقت بپردازد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; تمام ادیان الهی جلوه‌های مختلف یک حقیقت واحد هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; دین باید در هماهنگی با علم و عقل باشد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; نوع انسان یکی است و در مقابل خداوند همهٔ انسان‌ها یکسان هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; تعصّبات دینی، سیاسی، ملیّتی و … مخرّب و مبتنی بر جهل هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۵۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt; فقر شدید و ثروت مفرط باید از میان برداشته شود،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همهٔ افراد باید در مقابل قانون یکسان باشند و عدالت در اجتماع برقرار باشد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; زنان و مردان با هم برابرند و باید از حقوق برابر برخوردار باشند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همهٔ کودکان باید آموزش دریافت کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء همچنین به موضوع صلح بسیار در سخنرانی‌های خود توّجه می‌کرد و هشدار می‌داد که ناآرامی‌ها در منطقهٔ بالکان می‌تواند به جنگی تبدیل شود که سراسر اروپا را بگیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همچنین در آمریکا، برای مسئلهٔ روابط نژادی اهمیّت ویژه‌ای قائل بود و افراد از نژادهای مختلف را تشویق می‌کرد که به دنبال یافتن نقاط مشترک و همکاری باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; وی هم در آمریکا و هم در اروپا با فقرا ملاقات می‌کرد و بر وظیفهٔ اجتماعی ثروتمندان در قبال فقرا تأکید می‌نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سخنرانی‌های عبدالبهاء در کتابی به نام مجموعه خطابات در سال ۱۹۲۰ در مصر چاپ شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در لندن در مصاحبه با مدیر روزنامه تیاسفی‌ها چنین می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هرکس به وحدت بشر خدمت کند در درگاه احدیت مقبول است… حضرت موسی خدمت به وحدت انسانی نمود، حضرت مسیح وحدت عالم انسانی تأسیس کرد، حضرت محمد اعلان وحدت انسانی نمود… بهاءالله تجدید تعالیم انبیاء فرمود… برای شما تأییدات الهیه می‌طلبم.&amp;lt;ref&amp;gt;مجموعه خطابات چاپ مصر، فرج‌الله ذکرالکردی ۱۹۲۱، ص ۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
در روز خداحافظی در لندن چنین می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«از تقالید دست بردارید دین باید سبب الفت و محبت باشد. اگر سبب عداوت گردد عدم دین به از وجود آن است.»&amp;lt;ref&amp;gt;خطابات جلد دوم صفحهٔ ۲۲۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;(خطابات صفحه ۳۱)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازگشت به حیفا و سال‌های پایانی زندگی===&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در ماه ژوئن ۱۹۱۳ از طریق مصر به حیفا بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 45&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در مدّتی کمتر از یک سال با آغازجنگ جهانی اول در اوت ۱۹۱۴ دیگر امکان سفرهای بیشتر برای وی وجود نداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آن روزها دوران خطرناکی برای وی و اطرافیان‌اش بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; و عبدالبهاء از طرف جمال پاشا، فرماندار جدید سوریه مورد تهدید قرار گرفته بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; سال‌های جنگ باعث وقوع قحطی در منطقه شد که عبدالبهاء با تأمین غلات از مزارع بهائی در درّهٔ اردن توانست از وقوع فاجعهٔ محلّی جلوگیری کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; با آغاز حکومت قیمومت بریتانیا بر فلسطین، دولت جدید امنیت عبدالبهاء و پیروان بهائی او را تضمین کرد و در تاریخ ۲۷ آوریل ۱۹۲۰ میلادی، دولت بریتانیا به دلیل «تلاش‌های انسان‌دوستانه در طول جنگ جهانی اول» لقب سلطنتی «سِر» به او داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/02/090223_ag_iranian_bahaeis_foreign_gov.shtml بهائیانِ ایران و ارتباط با دولت‌های خارجی]، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
عبدالبهاء سال‌های بعد از جنگ را به رسیدگی به امور جامعهٔ بهائی پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; وی علاوه بر اینکه در این دوران یک چهرهٔ برجستهٔ محلّی بود، به عنوان رهبر یک آئین بین‌المللی نیز شناخته می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Abdul-Baha Knighthood 1920.jpg|بندانگشتی|چپ| در ۱۹۲۰ میلادی دولت بریتانیا به دلیل تلاش‌های انسان دوستانه عبدالبهاء در طول جنگ جهانی اول از او تقدیر کرد و به او لقب «سر» داد.]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===درگذشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Abdul Baha Abbas Funeral.jpg|بندانگشتی|350px|تصویری از تشییع جنازه عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در ۲۸ نوامبر سال ۱۹۲۱ درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; در مراسم تدفین وی، جمعیت زیادی شرکت کردند و تنوّع مذهبی و اعتقادی شرکت‌کنندگان قابل‌توجّه بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; در این مراسم نمایندگانی از سایر ادیان نیز سخنرانی کردند. او در یکی از اتاق‌های مقام اعلی (آرامگاه باب) واقع در کوه کرمل به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; شرح تشییع جنازه و متن سخنرانی‌ها در تشییع جنازه توسط روزنامه النفیر در حیفا به شماره ۲۸۸۹–۹ اول دسامبر ۱۹۲۱ به ثبت رسیده‌است.&lt;br /&gt;
ادیب یوسف افندی در این مراسم اینچنین سخنرانی نمود:{{نقل قول| ای معشر عرب و عجم برای که گریه و زاری می‌کنید آیا برای کسی است که در حیات دیروزی خود بزرگ بود و در موت امروزی برزگتر است… نظر براست کنید نظر به چپ نمائید. نظر به شرق و غرب نمائید ببینید چه عظمت و جلالی غیبت نموده چه پایه بزرگ صلحی منهدم شده چه لبهای فصیحی خاموش گشته و اسفا…&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه النفیر در حیفا به شماره ۲۸۸۹–۹ اول دسامبر ۱۹۲۱&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاضل ابراهیم افندی چنین می‌گوید:&lt;br /&gt;
«چقدر این مصیبت جانگداز تلخ و ناگوار است این خسارت فقط راجع به مملکت ما نیست بلکه یک فاجعه عمومی است. حضرتش ناس را تهذیب فرمود تعلیم نمود احسان کرد و ارشاد فرمود تا آنکه قومش را به اعلی ذروه جلال فائز نمود…»&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه النفیر در حیفا به شماره ۲۸۸۹–۹ اول دسامبر ۱۹۲۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==میراث دوران عبدالبهاء==&lt;br /&gt;
تحت سرپرستی و هدایت عبدالبهاء جامعهٔ بهائی از دوران پر از فراز و نشیب بعد از درگذشت [[بهاءالله]] عبور کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; علی‌رغم حملات از طرف برادر ناتنی‌اش، عبدالبهاء توانست اتّحاد را در جامعهٔ بهائی حفظ کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; در دورانی که او مسئولیت سرپرستی جامعه را بر عهده داشت، آئین بهائی گسترش جغرافیایی چشمگیری یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; در ۱۸۹۲ وقتی که عبدالبهاء ادارهٔ امور را به دست گرفت، جامعهٔ بهائی هنوز محدود به خاورمیانه و هندوستان بود و اکثر بهائیان را ایرانیان تشکیل می‌دادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; در دوران عبدالبهاء آئین بهائی به آمریکای شمالی و جنوبی، اروپا، خاور دور و استرالیا و اقیانوسیه گسترش یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; در دو سفری که وی به اروپا و آمریکا داشت (۱۹۱۱ و ۱۹۱۲–۱۹۱۳) جوامع نوپای بهائی در این مناطق را مستحکم کرد، با بسیاری افراد برجسته ملاقات داشت و سخنرانی‌های بسیاری نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در هر کجا که جامعهٔ بهائی به اندازهٔ کافی رشد کرده بود، کار تأسیس ساختارهای اداری جامعهٔ بهائی را آغاز کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; و برای هماهنگ کردن فعالیت‌های جامعه، نظامی از انجمن‌های انتخابی شور محلّی و هئیت‌های ملّی را توسعه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های شخصیتی==&lt;br /&gt;
عبدالبهاء برای بهائیان نمونهٔ کامل و بهترین مثال تعالیم بهائی در عمل است و داستان‌های زندگی او به عنوان ایدئال رفتار بهائی نقل می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith|2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith |ص=ص ۱۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بسیاری از غیربهائیان او را شخصیتی قدرتمند و تحسین‌برانگیز توصیف کرده‌اند مانند ای. جی براون که از فصاحت و دانش وسیع دینی او نوشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt; منابع موجود تأیید می‌کنند که عبدالبهاء شخصیتی گیرا، جاذب، آرام و در عین حال با اقتدار داشته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; در برخورد با دیگران مهربان و سخاوتمند بوده،&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; حس شوخ‌طبعی قوی داشته و بسیاری از مواقع برای رساندن مطلب و روشن شدن منظورش، از بازگویی حکایت‌ها و خاطرات استفاده می‌کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; همچنین از وی با صفاتی چون زرنگ، باهوش، مطّلع، باگذشت و مردم‌دار یاد شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح حال رجال ایران در قرن ۱۴، ۱۳، ۱۲ هجری، مهدی بامداد، انتشارات زوار ۱۳۷۱، جلد ۲ ص ۲۰۲ و ۲۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; زندگی شخصی ساده و به دور از تجملاتی داشته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; وی همیشه تأکید می‌کرده که بزرگ‌ترین افتخار و بالاترین مقام برای او این است که عبدالبهاء (به معنی بنده و خدمتگزار [[بهاءالله]]) باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
برای بهائیان، عبدالبهاء مفسّر رسمی آثار [[بهاءالله]] است و بدین جهت نوشته‌ها و نطق‌هایش بخشی از بدنهٔ اصلی آثار آئین بهائی را شکل می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith|2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith |ص=ص ۲۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt; علاوه بر چندین کتاب، از وی بیش از ۲۷۰۰۰ نامه به جای مانده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt; بیشتر آثار عبدالبهاء پس از ۱۸۹۲، در دورانی که وی پس از پدرش مسئولیت ادارهٔ جامعهٔ بهائی را بر عهده داشت، نوشته شده‌است؛ اما در زمان پدرش نیز رساله‌ای در مورد مدرن‌سازی ایران (رسالهٔ مدنیّه، ۱۸۷۵) و هم چنین تاریخ کوتاهی از آئین‌های بابی و بهائی (مقالهٔ شخص سیاح، ۱۸۸۶) نوشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از یک نظر، آثار عبدالبهاء را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: دستهٔ اوّل متونی که توسّط او به نگارش درآمده و دستهٔ دوم سخنرانی‌ها، نطق‌ها و گفتگوهای وی که ثبت شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt; در میان دستهٔ اوّل می‌توان به آثار زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*رساله مدنیه که در حدود سال ۱۸۷۵ به فارسی به نگارش درآمده و در سال ۱۸۹۲–۱۸۹۳ در بمبئی به چاپ رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقالۀ شخص سیاح تاریخ مختصر آئین بابی و بهائی&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt; که در حدود سال ۱۸۸۶ به فارسی و بدون ذکر نام نویسنده نگاشته شده.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*رساله سیاسیه که در حدود سال ۱۸۹۳ به فارسی نگاشته شده‌است و بدون ذکر نام نویسنده به انتشار رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*تذکرة الوفا که در حدود سال ۱۹۱۵ نوشته شده و در ۱۹۲۴ در حیفا به چاپ رسید. این کتاب شرح حال برخی از مؤمنین اوّلیّه بابی و بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*الواح نقشهٔ ملکوتی (۱۹۱۶–۱۹۱۷)&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*الواح به انجمن صلح لاهه(۱۹۱۹)&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*الواح وصایا (وصیت‌نامهٔ وی)&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*حجم بسیار زیادی از مکاتبات و نامه‌های عبدالبهاء (الواح) خطاب به افراد گوناگون در شرق یا غرب که در مجموعه‌ای با عنوان مکاتیب عبدالبهاء به فارسی و عربی جمع‌آوری شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان دستهٔ دوم می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*مفاوضات این کتاب جمع‌آوری گفتگوهایی است که عبدالبهاء با لورا بارنی بر سر میز نهار داشته‌است. متن فارسی کتاب اوّلین بار در ۱۹۰۸ به چاپ رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نطق‌هایی که عبدالبهاء در حین سفرهایش به غرب در اروپا و آمریکا داشته‌است در کتاب‌های گوناگونی جمع‌آوری شده‌است از جمله Paris Talks, Abdul-Baha in London و Promulgation of Universal Peace.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt; مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها و نطق‌های عبدالبهاء در سفرهایش در اروپا و آمریکا، در سال ۱۹۲۱ در قاهره به فارسی منتشر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمدهٔ آثار عبدالبهاء به زبان فارسی است. البتّه وی کاملاً بر زبان عربی مسلّط بود (او بیشتر عمر خود را در کشورهای عربی گذرانده بود) و آثاری به زبان عربی نیز نوشته است. سبک عربی او بسیار منظم، امّا گاهی اوقات پیچیده‌تر و گاهی متداول‌تر و خالص‌تر از پدرش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=John Walbridge&lt;br /&gt;
|year=2002&lt;br /&gt;
|کتاب=Essays and Notes on babi and Bahai History&lt;br /&gt;
|فصل=Appendices&lt;br /&gt;
|ناشر=H-Bahai Digital Library&lt;br /&gt;
|صفحه=204-205&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین تعدادی اثر به زبان ترکی عثمانی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در زبان عربی و هم در فارسی او مهارت خاصّی در پرورش آگاهانه اقسام ادبی داشته‌است. آثاری چون رساله مدنیه و رساله سیاسیه نزدیکی خاصی با آثار بسیاری از اصلاح‌طلبان آن زمان چون «ملکم خان» دارد البتّه میزان تأثیر هر یک باید عمیق‌تر بررسی شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رهبری آئین بهایی پس از عبدالبهاء==&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در همان سال‌های ابتدایی دوران قیادتش (۱۸۹۲–۱۹۰۸) ترتیباتی فراهم کرد تا چنانچه اتفاقی برای او بیفتند، پس از او وحدت و هماهنگی جامعهٔ بهائی محفوظ بماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot; /&amp;gt; وی در آن سال‌ها وصیت‌نامه‌ای نوشت (الواح وصایا) و در آن، شوقی افندی، نوهٔ ارشد خود را به عنوان جانشین و ولی امر بهائی اعلام کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt; وی همچنین نظام و اصولی برای انتخابات بیت العدل اعظم- موسّسه‌ای که [[بهاءالله]] تشکیل آن را وضع کرده بود- پایه ریزی کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 45&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وصیت‌نامهٔ عبدالبها یک ماه پس از درگذشت او، در تاریخ ۳ ژانویه ۱۹۲۲ برای اولین بار به‌طور عمومی خوانده شد و مطابق آن، شوقی افندی عهده‌دار امور جامعهٔ بهائی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 55&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص 55}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اگر چه تعیین شوقی افندی به عنوان مرجع امر برای خود او و دیگر بهائیان غیرمنتظره بود، امّا از طرف قریب بالاتفاق بهائیان پذیرفته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 55&amp;quot; /&amp;gt; وصیت‌نامهٔ عبدالبهاء بسیار واضح و روشن بود؛ شوقی افندی به عنوان مرکز عهد و میثاق تعیین شده بود و از همهٔ بهائیان خواسته شده بود به او روی بیاورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 55&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Smith |نام= Peter|کتاب= An Introduction to the Baha&#039;i Faith | ناشر= Cambridge University Press |سال= 2008 |شابک= 9780521681070}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Smith |نام= Peter|کتاب=A Concise Encyclopedia of the Bahá’í Faith | ناشر= OneWorld Publications |سال= 2000 |شابک= 978-1851681846}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Momen|نام= Moojan|کتاب=&amp;quot;Abdul-Baha&amp;quot; in World Religions: Belief, Culture, and Controversy | ناشر= ABC-CLIO Solutions |سال= 2011 |شابک= 978-1-61069-122-2}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Mottahedeh|نام= Negar|کتاب= Abdu’l-Bahá&#039;s Journey West: The Course of Human Solidarity | ناشر= Palgrave Macmillan |سال= 2013 |شابک= 978-1-137-03201-0}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
*[[سفرهای_عبدالبهاء_به_غرب|سفرهای عبدالبهاء به غرب]]&lt;br /&gt;
*[[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
*[[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
*[[بیت العدل اعظم]]&lt;br /&gt;
*[[آموزه های بهائی|آموزه‌های بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[احکام بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[ازدواج بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[سید علی‌محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[من یظهره‌الله]]&lt;br /&gt;
*[[آثار سید علی‌محمد باب|آثار سید علی محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[نظم اداری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
[http://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/ آثار عبدالبهاء]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://www.bahaisofiran.org/عبدالبهاء عبدالبهاء]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://www.bahaisofiran.org/سفرهای_عبدالبهاء_غرب سفرهای عبدالبهاء به غرب]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[de:‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[en:‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[fr:‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[pt:‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[ru:Абдул-Баха]]&lt;br /&gt;
[[vi:Đức ‘Abdu’l-Baha]]&lt;br /&gt;
[[zh:阿博都巴哈]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D8%A8&amp;diff=712</id>
		<title>سید علی‌محمد باب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D8%A8&amp;diff=712"/>
		<updated>2021-01-13T12:05:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: افزودن de:Der Báb، es:Báb&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Bahai center Haifa 2.jpg|220px|بندانگشتی|مقام اعلی؛ مقبره باب در حیفا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;]]&#039;&#039;&#039;سیّد علی‌محمد شیرازی&#039;&#039;&#039; ملقب به &#039;&#039;&#039;باب&#039;&#039;&#039;، (۱ محرم ۱۲۳۵ هـ ق در شیراز - ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ ـ هـ ق در تبریز) پیامبر ایرانی و شارع آئین بابی یا آئین بیان بود. با اتمام هزاره اول پس از درگذشت حسن عسکری امام یازدهم شیعیان در سال ۲۶۰ هـ ق،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:29&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=153-166|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وی جنبش بابی را در ایران بنیان گذاشت و پیروانی از قشرها و اصناف جامعه از مناطق مختلف ایران را به خود جذب کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548|صفحات=240|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=332-368|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او خود را مهدی موعود، پیامبری جدید و بشارت دهندهٔ دینی که قرار است پس از او توسط «من یُظهِره‌الله» (آنکه خداوند او را ظاهر خواهد ساخت)، ظاهر شود می‌خواند و بارها در آثار خود به ظهور او اشاره می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=|کتاب=|ناشر= |چاپ= |شهر= |کوشش= |ویرایش= |سال=|شابک=|نویسنده=MacEoin, {{چر}}D. M. |نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه= |زبان=en |مقاله= [http://www.iranicaonline.org/newsite/index.isc?Article=http://www.iranicaonline.org/newsite/articles/unicode/v3f8/v3f8a073.html BAYĀN](English) |ژورنال= |نشریه=Encyclopedia of Iranica |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}} Retrieved on 2009-09-05.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:63000&amp;quot;&amp;gt;BÁBISM, By Edward G. Browne.p338&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او افراد بسیاری ادعا کردند «مَن یُظهِرُه‌الله» اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;autogenerated2&amp;quot;&amp;gt;محمود صدری، استاد دانشگاه تگزاس، به نقل از دانشنامه جهان اسلام، مدخل بهائیت&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;IranicaDivisions&amp;quot;&amp;gt;Denis MacEoin, &amp;quot;Divisions and Authority Claims in Babism (1850-1866),&amp;quot; Studia Iranica 18:1 (1989), p. 94-101&amp;lt;/ref&amp;gt; به اعتقاد بهاییان، او مبشّر [[آئین بهائی|آیین بهائی]] است و «مَن یُظهِرُه‌الله» همان میرزا حسینعلی نوری است که او را [[بهاءالله]] می‌خوانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:74000&amp;quot;&amp;gt;«دین بهایی آیین فراگیر جهانی»، نوشتهٔ ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، ص ۴۵&amp;lt;/ref&amp;gt; باب شش سال بعد از آغاز جنبش بابی، در سن ۳۱ سالگی در تبریز به فرمان امیرکبیر تیرباران شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=400-404|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از القاب وی می‌توان به «نقطه اولی» و «مبشر امرالله» و «سید ذکر» اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:37000&amp;quot;&amp;gt;«دین بهایی آیین فراگیر جهانی»، نوشتهٔ ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، ص ۳۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بخش یک: زندگی باب==&lt;br /&gt;
===دوران کودکی و جوانی===&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
باب پیش از سحر اول محرم ۱۲۳۵ در محله بازار مرغ، شیراز به دنیا آمد. پدرش محمدرضا پسر میرزا ابوالفتح و مادرش فاطمه بیگم بودند. پدر باب که بزاز بود و در محله بازار وکیل شیراز حجره داشت، در نخستین سال‌های زندگی باب درگذشت و او در خانه دایی‌اش علی محمد که وصی پدرش نیز بود بزرگ شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Hoseini&amp;quot;&amp;gt;نصرت‌الله حسینی، حضرت باب، مؤسسه معارف بهایی، صفحه ۱۳۴–۱۴۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:57000&amp;quot;&amp;gt;{{cite book|title=The Báb: The Herald of the Day of Days|last=Balyuzi|first=Hasan|authorlink=|publisher=George Ronald|year=1973|isbn=978-0-85398-054-4|location=Oxford, UK|pages=32|language=English}},Page 32&amp;lt;/ref&amp;gt; علی محمد او را در ۵ یا ۶ سالگی برای یادگیری مقدمات فارسی به مکتب‌خانه فرستاد. معلم مکتب مشهور به «شیخ عابد» و شیخی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Hoseini&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:48000&amp;quot;&amp;gt;{{cite book|title=The Báb: The Herald of the Day of Days|last=Balyuzi|first=Hasan|publisher=George Ronald|year=1973|isbn=978-0-85398-054-4|location=Oxford, UK|pages=34|language=English}}Page34,&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:29000&amp;quot;&amp;gt;JUAN R. I. COLE, Mideast &amp;amp; N. Africa Encyclopedia, &amp;quot;Al-Bab&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt; باب بعد از ۶ یا ۷ سالی تحصیل در یک مکتب خانه محلی، در سن پانزده سالگی تجارت خانوادگی را پی گرفت. او در این زمان به همراه دایی اش به بوشهر رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; او مدتی در بوشهر شاگرد تجارتخانه دایی‌اش بود. تقریباً ۲۰ ساله بود که جهت زیارت به عراق سفر کرد و نزدیک یک سال (۱۸۳۹–۱۸۴۰) را در آنجا و اکثراً در کربلا گذراند و در آن مدت در کلاسهای سید کاظم رشتی -پیشوای مکتب شیخیه- شرکت کرد. وی کمی بعد به اصرار خانواده‌اش به شیراز بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; باب دست کم در دو جا در آثارش از او با عنوان معلمی  (معلم من) یاد می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Lawson&amp;quot;&amp;gt;[https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/2.4-Lawson.pdf Interpretation as Revelation: The Quran Commentary of the Bab, Todd Lawson. Published in the Journal of Bahai Studies, vol.2, number4(1990).]&amp;lt;/ref&amp;gt; باب در سن بیست و دو سالگی ازدواج کرد و به واسطه ی این ازدواج فرزندی به نام احمد داشت که در نوزادی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:56000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN|نام خانوادگی=Stenstrand&#039;S|نام=August J|نام خانوادگی۲=Browne|نام۲=Edward G|ناشر=Magribine Press|سال=۲۰۰۶|شابک=1-56316-953-3|نام خانوادگی ویراستار=al-Ahari|نام ویراستار=Muhammad Abdullah|پیوند ویراستار=محمدعبدالله الاهری|مکان=Chicago|صفحه=۲۰|صفحات=۲۰۰|زبان=en|فصل=BABISM|پیوند نویسنده=آگوست استنسترندز|پیوند نویسنده۲=ادوارد براون|نویسندگان سایر بخش‌ها=Daltaban Peyrevi}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki/&amp;gt;[[پرونده:Houseofthebab2008.jpg|بندانگشتی|220px|چپ|مسجد بیت المهدی که در محل قبلی منزل سید علی محمد شیرازی در شیراز ساخته شده‌است]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع جنبش بابی===&lt;br /&gt;
در سال ۱۷۹۰ میلادی در ایران، احمد احسایی مکتب جدیدی را بنیان نهاد که به شیخیه معروف است. پیروان او که شیخی نامیده می‌شدند، مثل اکثر شیعیان منتظر قیام مهدی یا امام دوازدهم بودند. بعد از مرگ احمد احسایی، رهبری شیخیه به یکی از شاگردان او به نام سید کاظم رشتی (۱۷۹۳ میلادی - ۱۸۴۳ میلادی) واگذار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10000&amp;quot;&amp;gt;*{{cite encyclopedia|year=1890|title=Babism|encyclopedia=Religious Systems of the World: A Contribution to the Study of Comparative Religion|publisher=Swann Sonnenschein|location=London|url=http://www.h-net.org/~bahai/diglib/articles/A-E/browne/brbabism.htm|date=|page=336|language=English|author=Browne, E.G}}&amp;lt;/ref&amp;gt; سید کاظم رشتی قبل از مرگ، به شاگردانش سفارش کرده بود که به دنبال «حق» بگردند. او به شاگردانش گفته بود که قائم به زودی ظهور خواهد کرد. وی برای خود جانشینی تعیین نکرده بود و کمی قبل از فوتش به شاگردانش گفته بود «آیا نمی‌خواهید من بروم تا «حق» ظاهر شود؟»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:37&amp;quot; /&amp;gt; در میان شاگردانش فردی بود به نام ملا حسین بشرویه ای.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:37&amp;quot;&amp;gt;*{{cite encyclopedia|year=1890|title=Babism|encyclopedia=Religious Systems of the World: A Contribution to the Study of Comparative Religion|publisher=Swann Sonnenschein|location=London|url=http://www.h-net.org/~bahai/diglib/articles/A-E/browne/brbabism.htm|date=1890|pages=334-336|language=English|author=Browne, E.G}}&amp;lt;/ref&amp;gt; سید کاظم او را مأمور کرده‌بود که برای مذاکره با سید شفتی و میرزا عسکری (از روحانیون برجسته آن روزگار) به اصفهان و خراسان برود بعد از برگشت او از ایران، استاد او دیگر در قید حیات نبود. از نظر ملا حسین بشرویه‌ای نه میرزا محیط کرمانی و نه میرزا حسن گوهر، هیچ‌کدام نمی‌توانستند پیشوائی باشند که او انتظار داشته‌است. بدین جهت مطابق شریعت اسلام به مدت ۴۰ روز به حال اعتکاف در مسجد کوفه به سر برد. در این زمان یکی دیگر از علمای شیخی به نام ملا علی بسطامی با عده‌ای دیگر به مسجد وارد می‌شوند و آن‌ها هم در اعتکاف شرکت می‌کنند. بعد از خاتمه ۴۰ روز ملاحسین که زودتر اعتکاف را شروع کرده بود با دوستان خود عازم ایران می‌شود. ملا حسین بشرویه ای در تاریخ ۲۳ مه ۱۸۴۴ به شیراز می‌رسد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Bab Herald of the Day of Days|نام خانوادگی=BALYUZI|نام=HASAN|ناشر=George Ronald|سال=1973|شابک=9780853980483|مکان=46 High Street, Kidlington, Oxford, OX5 2DN|صفحات=15}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و در آن جا با باب دیدار می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21000&amp;quot;&amp;gt;بالیوزی، ص. ۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملاحسین به مانند سایر شیخیه ها بدنبال جانشین احتمالی سید کاظم رشتی بود و در دیدار با سید علی محمد شیرازی به او می‌گوید که طبق دستورات و راهنمایی‌های استاد فقید خود به دنبال قائم موعود است و علائم قائم را طبق گفته‌های استادش برای سید علی محمد شیرازی بازگو می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:38&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نام خانوادگی=A.|نام=Bausani,|کد زبان=en|وبگاه=Encyclopaedia of Islam, Second Edition|نشانی=http://dx.doi.org/10.1163/1573-3912_islam_COM_0079|عنوان=BĀB|doi=10.1163/1573-3912_islam_com_0079|بازبینی=2018-12-01}}&amp;lt;/ref&amp;gt; سید علی محمد شیرازی در پاسخ می‌گوید که این نشانه‌ها در او هویداست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:38&amp;quot; /&amp;gt; باب موفق می‌شود تا بشرویه ای را متقاعد نماید که او قائم موعود است. بعد از چند سؤال و جواب و نزول سریع کتابِ «قَیّوم الاسماء» (تفسیر سوره یوسف) توسط سید علی محمد شیرازی، ملاحسین بشرویه‌ای به او&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Zarandi|نام خانوادگی=Zarandi|نام=Nabil|ناشر=Bahá&#039;í Publishing Trust|سال=1932|مکان=Wilmette, Illinois|صفحات=p. 63|عنوان ترجمه=The Dawn-Breakers|مترجم=Effendi, Shoghi}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ایمان می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:38&amp;quot; /&amp;gt; به دنبال او عده ای دیگر از شیخیان به شیراز می‌آیند، به باب ایمان آورده و از حروف حی (حواریون باب) محسوب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حروف حی===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;حروف حَی&#039;&#039;&#039;، لقبی است که به ۱۸ نفر از اولین ایمان آورندگان به سید علی محمد باب اطلاق می‌شود. حرف در آثار باب، در معنای وجود انسانی به کار رفته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:45000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=Afnan|نام=Muhammad|عنوان=&amp;quot;Point&amp;quot; and &amp;quot;Letter&amp;quot; in the Writings of the Báb|ژورنال=Lights of Irfan|سری=Book 2|مکان=Wilmette, IL|ناشر=Irfan Colloquia|تاریخ=2001|سال=2001|صفحه=149-150|زبان=English|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، منظور از حروف انجیل و حروف فرقان در آثار او، مؤمنین به ظهور مسیح و محمد هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لفظ «حی» بدون احتساب تشدید از لحاظ ارزش عددی در حساب ابجد برابر با هجده‌است و لذا عبارت «حروف حی» بمعنای هجده تن مؤمنین اولیه‌ می‌باشد. همچنین &#039;&#039;باب&#039;&#039;، خود و هجده نفر &#039;&#039;حروف حی&#039;&#039; را «واحد اول شریعت بیان» نامیده‌است؛ واحد به حساب ابجد برابر با عدد ۱۹ است و معنی یگانگی و وحدت می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:91000&amp;quot;&amp;gt;کتاب حضرت باب، نصرت‌الله محمدحسینی، ناشر: مؤسسه معارف بهائی، صفحه ۱۹۰ [http://reference.bahai.org/fa/t/o/HB/hb-203.html.utf8 پیوند به صفحه کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Balyuzi 1973&amp;quot;&amp;gt;*{{cite book|title=The Báb: The Herald of the Day of Days|last=Balyuzi|first=Hasan|publisher=George Ronald|year=1973|isbn=978-0-85398-054-4|location=Oxford, UK|pages=|language=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; حروف حی مأمور بودند که پیام آئین بابی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:94000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Zarandi|سال=1932|شابک=|صفحات=p. 25|نام=Nabil|ناشر=|مکان=|نام خانوادگی=Zarandi}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:53000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Dawn-Breakers|ناشر=Bahá&#039;í Publishing Trust|مکان=Wilmette, Illinois|نام خانوادگی=Effendi|نام=Shoghi|سال=|شابک=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; را تبلیغ و منتشر کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:100000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مطالع الانوار|نام خانوادگی=زرندی|نام=نبیل|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۱ میلادی|شابک=|مکان=|صفحات=۶۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=176|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[پرونده:DB Frontispiece img10.jpg|بندانگشتی|220px|چپ|لوح حروف حی به خط سید علی‌محمد باب]]&lt;br /&gt;
حروف حی عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ملاحسین بشرویه‌ای، اولین کسی که به باب ایمان آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:29&amp;quot; /&amp;gt; پس از ایمان آوردن او تا مدت ۵ ماه، ۱۷ نفر دیگر نیز به باب ایمان آوردند. این ۱۸ نفر از پیروان اولیهٔ او حروف حی نامیده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مطالع الانوار|نام خانوادگی=زرندی|نام=نبیل|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۱ میلادی|شابک=|مکان=دهلی نو، هندوستان|صفحات=۶۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا محمد حسن بشرویه ای، برادر کوچک ملاحسین بشرویه ای&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا محمد باقر بشرویه ای، خواهرزاده ملاحسین بشرویه ای&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا علی بسطامی (دوم من آمن) عالم مشهوری که برای تبلیغ به دو قطب عالم شیعه یعنی کربلا و نجف فرستاده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; مطابق تواریخ بابیه، ملا علی بسطامی اولین شخصی بوده است که بواسطه اعتقاد به سید علی محمد شیرازی کشته شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:105000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مطالع الانوار|نام خانوادگی=زرندی|نام=نبیل|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۱ میلادی|شابک=|مکان=دهلی نو، هندوستان|صفحات=۷۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا خدابخش قوچانی ملقب به ملا علی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا حسن بجستانی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*سید حسین یزدی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا محمد روضه خوان یزدی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*شیخ سعید هندی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا محمود خوئی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا جلیل ارومی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا احمد ابدال مراغه ای&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا باقر تبریزی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا یوسف اردبیلی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا هادی قزوینی، برادر بزرگتر ملا محمدعلی قزوینی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا محمّد علی قزوینی، شوهر خواهر طاهره قرّةالعین&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*زرین تاج برغانی (طاهره قرةالعین)، که تنها زن در میان حروف حی بود و بعداً به او لقب «طاهره» داده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:101000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=حروف حیّ|نام خانوادگی=گهرریز|نام=هوشنگ|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۳ میلادی|شابک=|مکان=دهلی نو، هندوستان|صفحات=۱۰۲}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وی همچنین هیچگاه نتوانست باب را حضوری ملاقات کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|عنوان=حروف حیّ|نشانی=http://reference.bahai.org/fa/t/o/HH1/hh1-101.html.utf8|وبگاه=مرجع کتب وآثار بهائی|بازبینی=2019-03-25|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|ص=صفحه ۹۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:88000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نام خانوادگی=Administrator|کد زبان=en-gb|نشانی=http://www.bahai-encyclopedia-project.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=65:letters-of-the-living&amp;amp;catid=38:history|عنوان=Letters of the Living|بازبینی=2018-07-29|وبگاه=www.bahai-encyclopedia-project.org}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملامحمدعلی بارفروشی (ملقب به قدوس)، زاده ۱۲۳۸ هجری قمری و از شاگردان سیدکاظم رشتی، که آخرین فرد از حروف حی بود. بارفروشی در ماجرای بدشت، نقش مخالف قرةالعین را داشت. سرانجام، بارفروشی در سن ۲۷ سالگی در سبزه‌میدان بابل اعدام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=محمدحسینی|سال=۱۳۹۰|جلد=|صفحه=۴۶۱–۴۶۵|زبان=|فصل=|کتاب=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; پیروان کتاب بیان اعتقاد دارند که وی در واقعه ی بدشت به صورت مصلحتی در زمان سخنرانی قرةالعین حضور نداشته و بعداً با یکدیگر مباحثه نموده و صحّت گفتار قرةالعین را تأیید نمودند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از اینکه تعداد حروف حی به ۱۸ نفر رسید، سید علی محمّد شیرازی به همراه محمدعلی بارفروشی (هجدهمین حرف حی) برای زیارت خانهٔ کعبه عازم شد و پس از ۹ ماه دوباره به بوشهر بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مطالع الانوار|نام خانوادگی=زرندی|نام=نبیل|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۱ میلادی|شابک=|مکان=دهلی نو، هندوستان|صفحات=۱۰۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====اهمیت معنایی====&lt;br /&gt;
در مورد واژه حروف حی باید توجه نمود که این واژه از دوقسمت تشکیل شده است، حروف و حی. واژه حرف در آثار باب هم به معنای افراد مؤمن آمده و هم بمعنای افراد منکر. اصولاً باب یکی از معانی شهادت توحید (لا اله الا الله) را که از حروف نفی (لا اله) و حروف اثبات (الّا الله) تشکیل می‌شود را به این ترتیب بیان می‌کند که با ظهور هر پیامبری آنان که به او ایمان می‌یابند از حروف علّیین و آنان که منکر او می‌شوند از حروف دون علّیین به حساب می‌آیند. علت اینکه این افراد حروف نامیده می‌شوند اینستکه آنان افرادی متعلق به مدنیت نوین می‌شوند که از طریق کلام الهی و کتاب پیامبر بوجود آمده اند. در مورد حروف حی آنان به معنای اخص حروف هستند به این معنا که وجود باب عبارت از نقطه است یعنی آن حقیقتی است که خود قابل تعریف نیست اما سرچشمه همه کلمات و نوشته هاست، یعنی تمدن نوین روحانی از طریق ظهور نقطه بوجود می‌آید. اما اولین تجلی نقطه به شکل حروف الفبا نمودار می‌گردد و آنگاه از ترکیب این حروف کلمات و مدنیت نوین به شکل یک کتاب آشکار می‌شود. این مدنیت نوین که از کتاب و نوشته های نقطه منشاء می‌یابد بعنوان کل شیئ یاد می‌گردد. کل شیئ در حروف ابجد برابر با ۳۶۱ است که آنهم برابر با نوزده ضربدر نوزده است. یعنی همه چیز از نوزده یا واحد اول (واحد در حروف ابجد برابر نوزده است) می‌آید و آن نوزده هم از باب یا واحد حقیقی یا نقطه بوجود می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما اینکه اولین هجده مؤمن به باب حروف حی نامیده می‌شود (باید توجه کرد که حی در حروف ابجد برابر هجده است) سمبل حقائقی ژرف است. در اینجا به دو معنا اشاره می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین مفهوم حی اشاره به اسم خداست. در قرآن چند بار خدا بعنوان هو الحیِّ القیّوم توصیف شده است. یعنی خدا حی و قیوم است. از نظر باب مقام نقطه، یا حقیقت هر پیامبری، مظهر اسم قیوم خداست. قیوم مبالغه قائم است. در الهیات فلسفی، قیام به معنای وجود یافتن آمده است و قائم در واقع به معنای هستنده می‌گردد. اما قیوم آن وجودی است که قیامش از خودش است و قیام دیگر اشیاء از اوست. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس مدنیت نوین از طریق حقیقت پیامبر بعنوان قیوم بوجود می‌آید و همه پیامبران در زمان خود مظهر اسم قیوم هستند. در کتاب تفسیر سوره یوسف، باب یوسف راستین را همان قیوم می‌شمارد چرا که در حروف ابجد هردو برابر با ۱۵۶ هستند. پس باب مظهر قیوم است و اولین هجده نفری که بتوسط باب حیات یافته اند حروف حی بوده و جمعاً مظهر اسم حی می‌گردند. این افراد نسبت به دیگر بابیان سبقت در ایمان داشته اند و از طریق تبلیغ آنان است که دیگران به حیات روحانی نائل می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دومین مفهوم حی اشاره با این است که با ظهور باب روز قیامت تحقق یافته است و مردگان زنده شده اند و اولین کسانی که در این قیامت نوین از طریق ایمان به پیامبر، زندگی روحانی می‌یابند حروف حی هستند و از طریق آنان است که دیگران به حیات ایمانی دست می‌یابند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما اگر چه پس از باب حروف حی دارای بزرگترین مقام روحانی هستند ولی باب مکرراً تأکید می‌کند که حروف حی تقدس و اهمیتشان از خودشان نیست بلکه آنان صرفاً آینه های باب هستند. باب آینه خداست و حروف حی آینه های باب هستند. حقیقت حروف حی نه خصوصیات خودشان بلکه تنها تجلی باب در آینه وجود آنان است. تا زمانی که آنان رو به باب دارند و تجلی باب را منعکس می‌سازند مظهر «اسماء حسنی» هستند ولی همه این اسماء در حقیقت توصیف اولاً باب و آنگاه توصیف موعود بیان یعنی من یظهره الله است و همه بابیان تنها شبحی از مقام نقطه بوده و قائم به او هستند. این مطلب در دور باب اهمیت مخصوصی می‌یابد و باب تأکید می‌کند که تنها نوشته ای که در دوران آئین باب مطاع و لازم الاجرا است تنها و تنها نوشته های خود باب است و نه هیچکس دیگر از جمله نوشته های حروف حی. این مطلب با دور اسلام تفاوت دارد. حروف حی بازگشت افراد مقدس اسلام می‌باشند. اما در دور اسلام علاوه بر قرآن که کلام نقطه فرقان بود، کلمات رسول و کلمات ائمه هم فرضیت و مرجعیت داشت. اما با اینکه حروف حی بازگشت آنان بشمار می‌روند باب تأکید می‌نماید که برخلاف اسلام که در آن مناجات از قلم رسول، و تفسیر از قلم ائمه و صور علمیه از قلم ابواب صادر می‌شد، در ظهور باب همه این آثار مستقیماً و تنها توسط خود باب نازل می‌گردد. در نتیجه نوشته های حروف حی هیچگونه مرجعیتی نداشته و فرضیتی ندارند. آنگاه باب تأکید می‌کند که از زمان شهادت باب تا زمان ظهور من یظهره الله دیگر آثار فرضیه دیگری بوجود نخواهد آمد. به عبارت دیگر نه حروف حی و نه هیچکس دیگر از جمله میرزا یحیی ازل دارای نوشته های مرجع و مطاع نخواهند بود. عین بیان باب اینست:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ملخص این باب آنکه جائز نیست عمل الا به آثار نقطه بیان زیرا که در این ظهور از برای حروف حی آثار ایشان از شمس حقیقت ظاهر می‌گردد زیرا که آیات مخصوص نقطه است و مناجات مخصوص رسول الله و تفاسیر مخصوص ائمه هدی و صور علمیه مخصوص بابواب. ولی کل از این بحر مشرق می‌گردد تا اینکه کل این آثار را در حقیقت اولیه بنحو اشرف مشاهده کنند و هیچ عزی از برای ایشان غیر از سبق ایمان که اعز از کل شیئ است عندالله و عند اولی العلم نبوده و نیست و کل فضل در ظل همین فضل مستظل است. واز حین غروب الی طلوع من یظهره الله آثار فرضیه مرتفع و حروف حی و کل من آمن بالله و بالبیان در ظل آنها مستظل. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:87000&amp;quot;&amp;gt; بیان فارسی ۳:۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;به همین جهت نه این سخن درست است که باب با تأکید بر مفهوم توحید، حروف حی را شریک در رهبری خود دانست (بالعکس معنای این توحید آنستکه در همگان از جمله حروف حی جز مقام نقطه را نباید دید، هیچکس شریک در مرجعیت باب نیست، کلام هیچکس جز باب فرضیت ندارد، و هیچکس نباید در خود وجودی ببیند مگر فاعلیت باب را) و نه اینکه پس از شهادت یا وفات حروف حی، باب دیگران را بجای آنان منصوب می‌کرد تا از حروف حی بحساب آیند. چنین مطلبی نه تنها در نوشته های باب مطلقاً وجود ندارد بلکه او به صراحت بر اینکه حروف حی قابل تکرار نیستند تأکید می‌کند و در نوشته هایش مکرراً خود و حروف حی را با نوزده سال اول ظهور خود یکی می‌گیرد و تأکید می‌کند که هر یک از این نوزده نفر سمبل یک سال می‌شوند و پس از این نوزده سال دیگر هیچکس نمی تواند اظهار ایمان به باب یا حروف حی کند مگر در ظهور بعد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:55000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۶:۳، لوح حروفات درپنچ شأن، توقیع ملا احمد ازغندی&amp;lt;/ref&amp;gt; در ضمن باید توجه کرد که در اثری کمتر معروف، باب اسامی حروف حی را بدست می‌دهد و این اسامی با اسامی متداول در میان بهائیان انطباق دارد. در ضمن در همان اثر در ذکر اسامی هجده حروف حی، باب طاهره را به تنهایی با هفده حروف حی دیگر معادل می‌گیرد و از اینجا مقام یگانه طاهره در آئین بابی و در اندیشه باب مشخص می‌گردد. این توقیع که تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم بخش دوم است یکسال پس از تبعید به چهریق و ماهها پس از واقعه بدشت نوشته شده است. (آرشیو مرکز جهانی بهائی)  به همین سان بسیاری از آیات قرآنی در ارتباط با مفهوم واحد اول و حروف حی تعبیر نوین می‌گردند. بعنوان مثال باب آیه قرآنی «کل شیئ هالک الا وجهه» (همه چیز نابود است مگر وجه او) را به  معانی گوناگونی تعبیر می‌کند. از جمله آنکه حقیقت هر چیزی تنها تجلی اسماء و صفات الهی است و غیر آن نیستی محض است. دیگر آنکه با ظهور باب کل شیئ یعنی مدنیت نوینی خلق می‌شود که این کل شیئ (در حروف ابجد مساوی ۳۶۱) مخلوق واحد اول یا نوزده نفر اول بابی است که باب و هجده حروف حی می‌باشند. عدد ابجدی کلمه «وجهه» برابر با نوزده است. پس وجه او (وجهه) اشاره بظهور خدا از طریق باب می‌کند و همگان با ایمان به او حیات روحانی می‌یابند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:19000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۸:۳، توقیع سید محمد خال&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دستگیری===&lt;br /&gt;
حکومت و روحانیون ابتدا توجه زیادی به حرکت بابی نکردند اما در اواخر تابستان ۱۸۴۵ میلادی وقتی از گسترش سریع آن آگاه شدند، تصمیم به کنترل آن گرفتند؛ لذا باب که تازه از مکه به بوشهر آمده بود به شیراز برده شده و محبوس گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = Stenstrand&#039;S| نام =August J | پیوند نویسنده =آگوست استنسترندز | نام خانوادگی۲ = Browne| نام۲ = Edward G| پیوند نویسنده۲ =ادوارد براون | نام ویراستار =Muhammad Abdullah | نام خانوادگی ویراستار = al-Ahari| پیوند ویراستار =محمدعبدالله الاهری | فصل = BABISM| نویسندگان سایر بخش‌ها = Daltaban Peyrevi | عنوان = THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN| سال =۲۰۰۶| ناشر = Magribine Press| مکان =Chicago | زبان = en| شابک =1-56316-953-3| صفحه = ۲۴| صفحات =۲۰۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:71000&amp;quot;&amp;gt;A YEAR AMONGST THE PERSIANS by EDWARD GRANVILLE BROWNE CAMBRIDGE AT THE UNIVERSITY PRESS MCMXXVII ,CHAPTER II FROM ENGLAND TO THE PERSIAN FRONTIER, p. 66.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به همین خاطر حاکم فارس عده‌ای از مأموران خود را از شیراز عازم کرد تا هرکجا که می‌توانند او را بیابند و توقیفش کنند. هنگامی که باب از تصمیم حسین خان آگاه شد، بوشهر را به قصد شیراز ترک گفت. در بین راه به مأموران رسید و گفت من همان کسی هستم که برای یافتنش تلاش می‌کنید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:77000&amp;quot;&amp;gt;تاریخ نبیل زرندی، صفحهٔ ۱۲۴&amp;lt;/ref&amp;gt; او را نزد حاکم فارس بردند و حاکم نیز بسیار با او بدرفتاری کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:66000&amp;quot;&amp;gt;تاریخ نبیل زرندی، صفحهٔ ۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt; او در برابر حاکم توسط سر دسته روحانیون مورد بازپرسی قرار گرفت و توسط وی مرتد اعلام شد و دستور داده شد که او باید با فلک تنبیه شود و در خانه عبد الحمید خان داروغه محبوس شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot; /&amp;gt; بعد از آن، سید علی محمد شیرازی به ضمانت دایی خود به منزل او رفت. قدوس که به دستور سید علی محمد شیرازی به شیراز رفته بود و یکی دیگر از بابیان را در آن شهر به دستور حاکم فارس دستگیر شدند و از شیراز تبعید شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:78000&amp;quot;&amp;gt;تاریخ نبیل زرندی، صفحهٔ ۱۲۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تبعید به اصفهان===&lt;br /&gt;
پس از مدتی، بیماری وبا در شهر شیراز مُسری شد و در همین حین باب را آزاد کردند به شرط آنکه از شیراز خارج شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; وی در تاریخ سپتامبر ۱۸۴۶ به اصفهان تبعید شد. در ابتدا در اصفهان در منزل امام جمعهٔ آن شهر ساکن شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; حاکم اصفهان در آن موقع منوچهرخان معتمدالدوله بود و او علی‌محمد باب را با احترام پذیرفت و مدت یک سال از او مهمانداری و حمایت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt; ادوارد براون در این خصوص می‌نویسد: داروغه شیراز در این امر همراهی کرد در غیر اینصورت انتقال زندانیش به همراه دو تن از پیروانش به شهر ثانی (اصفهان) محال بود. این واقعه حدوداً در ماه مه ۱۸۴۶ رخ داد. به مدت تقریباً یک سال باب در اصفهان ماند. او تحت حمایت قویترین اشراف آن زمان بود که هم قادر و هم خواهان پشتیبانی و حمایت او از کینه‌ورزی‌های دشمنانش بودند که در بین آن‌ها روحانیون خطرناک‌ترین بودند. اما در اوایل سال ۱۸۴۷ حامی او فوت کرد و گرگین خان که جانشین دولت اصفهان شد حس مشابهی با حاکم قبلی نداشت و فوراً باب را تحت یک همراهی مسلحانه به تهران که در آن زمان تحت حکومت محمد شاه و وزیرش میرزا آقاسی بود فرستاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = Stenstrand&#039;S| نام =August J | پیوند نویسنده =آگوست استنسترندز | نام خانوادگی۲ = Browne| نام۲ = Edward G| پیوند نویسنده۲ =ادوارد براون | نام ویراستار =Muhammad Abdullah | نام خانوادگی ویراستار = al-Ahari| پیوند ویراستار =محمدعبدالله الاهری | فصل = BABISM| نویسندگان سایر بخش‌ها = Daltaban Peyrevi | عنوان = THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN| سال =۲۰۰۶| ناشر = Magribine Press| مکان =Chicago | زبان = en| شابک =1-56316-953-3| صفحه = ۲۴–۲۵| صفحات =۲۰۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تبعید به ماکو===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mahku2008.jpg|بندانگشتی|220px|چپ|بازمانده‌های قلعه ماکو در سال ۱۳۸۷]]&lt;br /&gt;
باب پس از مدتی و در ژانویه ۱۸۴۷ به دستور محمّد شاه قاجار به سمت تهران حرکت کرد. اما صدر اعظم او حاجی میرزا آقاسی از حضور [[سید علی‌محمد باب]] در تهران نگران شد و با شاه تصمیم گرفتند بدون این که باب وارد تهران شود او را به ماکو، واقع در شمال غربی ایران بفرستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به همین دلیل سید علی محمد شیرازی بعد از گذراندن مدت زمانی در خارج از شهر تهران و بدون آنکه بتواند با شاه ملاقات داشته باشد، بنا بر نامه‌ای از طرف شاه به تبریز تبعید شد و سپس در قلعهٔ ماکو در منطقه‌ای به همین نام زندانی شد. آن مکان به گمان حاج میرزا آغاسی از این جهت مناسب بود که اکثر مردم آنجا سنی مذهب و ترک‌زبان بودند و محصور میان دول روس و عثمانی و بعید از همه جا بود و در نتیجه کسی به سوی باب جذب نمی‌شد؛ ولی حتی در ماکو هم نتوانستند مانع تماس باب با طرفدارانش شوند و در آنجا نیز نامه هائی به باب می‌رسید یا طرفدارانش به ملاقات او می‌آمدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot;&amp;gt;یکسال در میان ایرانیان، ادوارد براون، ترجمه ذبیح‌الله منصوری، صفحه ۷۸–۷۶&amp;lt;/ref&amp;gt; علی خان که در آن زمان فرماندار ماکو بود. بزودی بعد از رسیدن او به ماکو، باب به تبریز احضار شد و دوباره در ارتباط با تعالیمش توسط برخی از روحانیون ارشد مورد بازجویی قرار گرفت. باب حدود شش ماه در ماکو ماند و سپس دولت که فهمید پیروانش هنوز در دستیابی به او موفق هستند، او را برای حبسی شدیدتر به قلعه چهریق فرستاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===انتقال به تبریز و عودت به چهریق===&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسجد صاحب الامر.jpg|جایگزین=مجلس محاکمه سید علی محمد باب در تبریز در مسجد صاحب الامر رخ داد|بندانگشتی|مجلس محاکمه سید علی محمد باب در تبریز در مسجد صاحب الامر رخ داد]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[پرونده:قلعه چهریق.jpg|چپ|بندانگشتی|بازمانده‌های قلعه چهریق در سال ۲۰۰۸ میلادی که در کنار رودخانه زولا در شهرستان سلماس قرار دارد]]&lt;br /&gt;
باب را مجدّداً به تبریز فرستادند و به علما دستور داده شد تا حکم نهایی را در مورد او صادر نمایند. علما هم مجلسی با حضور ناصرالدین میرزا ولیعهد محمد شاه تشکیل دادند و در آن مجلس از باب سوالاتی در مورد ادعای او پرسیدند. ادوارد براون می‌نویسد:اقدام قانونی علیه باب تماماً با شرم آورترین بی انصافی‌ها و بی‌احترامی‌ها همراه بود. آن‌ها به او گفتند: «اگر تو دروازه دانش هستی البته باید قادر باشی به هر سؤالی که ما انتخاب می‌کنیم و می‌پرسیم جواب دهی». و بی‌درنگ شروع به پرسش دربارهٔ اصطلاحات و ریزه کاری‌های فنی طب، دستور زبان، فلسفه و منطق و امثال آن کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt; بگفته عباس امانت، استاد تاریخ دانشگاه ییل، ناصرالدین میرزا، ولیعهد آن زمان پس از محاکمه تبریز حس کرد یا می‌باید در برابر روحانیون قدرتمند تبریز بایستد یا از آن خطرناک‌تر منتظر ناآرامی از طرف پیروان باب باشد. در این بین مشاوران وی تدبیری پیشنهاد کردند که پزشکان خود را بفرستد تا باب را معاینه کنند. تشخیص آن‌ها قابل پیش‌بینی بود و به گفته ویلیام کورمیک، یکی از پزشکان مخصوص وی، تدبیری مصلحت‌آمیز برای نجات جان باب بود. آن‌ها با نظری دایر بر جنون باب، خواستند جان باب را نجات دهند. کورمیک سال‌ها بعد نوشت: «گزارش ما در آن موقع به شاه به گونه‌ای بود که جان او [یعنی باب] را نجات دهد.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;Amanat&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=عباس امانت&lt;br /&gt;
|سال=۱۳۸۳&lt;br /&gt;
|کتاب=قبله عالم&lt;br /&gt;
|فصل=اندرزی برای شاهزادگان&lt;br /&gt;
|ناشر=نشر کارنامه&lt;br /&gt;
|صفحه=۱۴۳&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بگفته مک ایون باب به صورت غیررسمی در مجلس علما از سوی بسیاری از علمای حاضر محکوم به مرگ شد. اما رای بر جنون در این زمان مطرح شد تا مانع اعدام باب شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; محمد ترابیان در کتاب حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی در این خصوص می‌نویسد:اینکه در برخی کتاب‌ها نوشته‌اند سید باب مخبط و مجنون بوده‌است از انصاف و عدالت دور است زیرا همهٔ آثار او حکایت از یک مجذوب فریفته به افکار خود دارد و در همه موارد به مقدسات اسلامی جداٌ احترام می‌گذارد و به اصول و نوامیس اخلاقی و اجتماعی کاملاً متوجه‌است و مطلقاً علایم جنون در آثار وی دیده نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:108000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = ترابیان فردوسی| نام =محمد | پیوند نویسنده =محمد ترابیان فردوسی | عنوان = حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی| سال =۱۳۸۳| ناشر = صحیفه خرد| مکان =ایران | زبان = پارسی| شابک =۵-۵-۹۵۴۱۴-۹۴۶| صفحه = ۴۱۳| صفحات =۵۰۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادوارد براون می‌نویسد:&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt; {{نقل قول|به همین دلیل &#039;&#039;باب&#039;&#039; به زور از قلعه چهریق به تبریز برده شد و یک بار دیگر در برابر قضاتی که حکمشان نتیجه قطعی بود مورد بازخواست قرار گرفت. محکمه‌ای که او اکنون به آن تن درداده بود چیزی جز یک سری اهانت‌ها و بی‌احترامی‌های مکرر نبود. به هر حال شکنجه گران او نگران گرفتن یک نتیجه بودند و آن اینکه رسماً &#039;&#039;باب&#039;&#039; را وادار کنند از تعالیمی که می‌آموزد صرف نظر کند. اما آن‌ها قادر به انجام آن نشدند.}}&lt;br /&gt;
مسیو نیکلا منشی اول سفارت فرانسه در ایران می‌نویسد:&amp;lt;ref name=&amp;quot;:36000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = Nicolas| نام =Al M | پیوند نویسنده =مسیو نیکلا | نام مترجم =ع. م. | نام خانوادگی مترجم = فره وشی| پیوند مترجم =ع. م. فره وشی | فصل = هفتم- باب در ماکو، قتل| عنوان = مذاهب ملل متمدنه - تاریخ -سیدعلی محمد معروف به باب| سال =۱۳۲۲| زبان = پارسی| صفحه = ۴۰۳| صفحات =۵۳۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{نقل قول|بنابر این معلوم می‌شود که &#039;&#039;&#039;باب&#039;&#039;&#039; بسختی در محبس می‌گذراند و شکایت دارد و نسبتاً مدت آنهم طولانی بوده‌است زیرا که برحسب مدارکی که ما شرح دادیم در سال ۱۲۶۴ به ماکو رفت و اجرای قتلش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ واقع شد مطابق با ۸ ژوئیه ۱۸۵۰. ولی قبل از اجرای قتل محبس او را تغییر دادند و از ماکو به قلعه چهریق بردند.}}&lt;br /&gt;
در صفحه بعد از ۱۳۲کتاب نقطةالکاف که به همت ادوارد براون منتشر گردیده‌است در ذیل تصویر این قلعه و رودخانه نوشته شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:16000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = کاشانی| نام = میرزاجانی | پیوند نویسنده =میرزاجانی کاشانی | نام نویسنده سرمقاله = Browne| نام۲ = Edward G| پیوند نویسنده۲ =ادوارد براون | نام ویراستار =MS. SUPPL. | نام خانوادگی ویراستار = PERSAN | پیوند ویراستار = MS. SUPPL. PERSAN |فصل = حرکت دادن آنجنابرا از قلعه ماکو بقلعه چهریق | عنوان = نقطةالکاف| سال =۱۹۱۰| ناشر = E.J. BRILL| مکان = لیدن هلند | زبان = پارسی| صفحه = ۱۳۲| صفحات =۲۹۷}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{نقل قول|قلعه چهریق در نزدیک ارومیه در آذربایجان که میرزا علی محمد باب قبل از اعدام درآنجا محبوس بوده و به جبل شدید از آن تعبیر می‌کند}}&lt;br /&gt;
در اینجا فقط با نامه‌ای مخفی شده در گردو یا نوشته‌هایی که به صورت ضدآب دوخته شده بودند و در شیر غوطه ور شده بودند و امثال اینها ارتباط بین &#039;&#039;باب&#039;&#039; و پیروانش ممکن بود. &#039;&#039;باب&#039;&#039; که اکنون محکوم به بیش از سه سال حبس شدید شده بود، عملاً نمی‌توانست به‌طور مستقیم مسئول گرایش پیروانش به دفاع مسلحانه باشد. با این وجود دولت او را سرچشمه آن تعالیمی می‌دانست که کل امپراتوری ایران را دچار تشنج کرده بود و تصمیم به مرگ او گرفت. آنان تصور می‌کردند که با مرگ او کل جنبش باید از هم بپاشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مرگ محمد شاه===&lt;br /&gt;
در اکتبر سال ۱۸۴۷ میلادی محمد شاه، پادشاه ایران درگذشت. پس از به سلطنت رسیدن ناصرالدین شاه، علماء که از سوء مدیریت و عدم قاطعیت آقاسی در سال‌های پایانی حکومت محمد شاه جسور شده&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=قرن بدیع|نام خانوادگی=ربانی|نام=شوقی|ناشر=موسسه معارف بهائی به لسان فارسی|سال=۱۹۹۲|شابک=|مکان=|صفحات=۱۰۳–۱۰۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بودند اینک با همراهی وزیر جدید به قلع و قمع بابیان پرداختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:84000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Amir Kabir, Mirza Taqi Khan|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Oxford: One World Publications|سال=2000|شابک=1-85168-184-1|صفحات=38|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شهرهای دور افتاده جمیع طعمه شمشیر شدند و از قتل و غارت جان سالم بدر نبردند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; ولی در شهرهایی که جمعیت بابیان بالنسبه زیاد بود مثل یزد، نیریز، زنجان و ولایت مازندران بابیان اقدام به دفاع کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:35&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Religious Celebrations: L-Z|نام خانوادگی=Melton|نام=J. Gordon|تاریخ=2011|ناشر=ABC-CLIO|سال=|شابک=9781598842050|مکان=|صفحات=74|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در واقعه زنجان، چیزی نمانده بود که تمام قوای دولتی ایران از بابیان شکست بخورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:102000&amp;quot;&amp;gt;تاریخ نبیل زرندی، (صفحه ۳۱۴ تا ۵۳۶)&amp;lt;/ref&amp;gt; ادوارد براون زمان مرگ شاه را سپتامبر ۱۸۴۸ می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===واقعه بدشت===&lt;br /&gt;
ادوارد براون می‌نویسد:ملاحسین بشرویه‌ای به سرعت به سمت روستای بدشت پیشرفت که در نزدیکی مرز استان مازندران قرار داشت و در آنجا با گروه دیگری از هم دینان خویش به رهبری ملا محمدعلی بارفروشی متحد شد. اصلاحات اجتماعی باب که زنان را در رتبه برابری با مردان بالا برد موجب گردید که زرین تاج دختر حاج ملا محمد صالح قزوینی که به نام قرةالعین معروف بود نیز به سمت تعالیم و آموزشهای باب جذب شود. اکنون در میان بابی‌ها در انجمن بدشت ظاهر شد. تصمیم گرفته شد و معین گردید که این زن خوش بیان، شجاع و زیبا متعهد به تشویق و ترغیب وفاداران شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt; به گفته ریچارد فولتز، این طاهره بود که در تهران به فکر تشکیل جلسه‌ای با حضور همه بابی‌های سرشناس افتاد. برجستگان بابی دعوت او را پذیرفتند و در ربیع‌الثانی سال ۱۲۶۴ هجری قمری و هم‌زمان با محاکمه سیدعلی‌محمد باب در آذربایجان، این اجتماع در روستای بَدَشت از توابع شاهرود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:20000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Fathi Asghar|کتاب=|سال=۱۹۸۵|فصل=|صفحه=۸۱|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceC&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Richard Foltz|۲۰۰۴|ک=Spirituality in the land of the noble}}&amp;lt;/ref&amp;gt; که روستایی در تقاطع راه تهران-مشهد و راه مازندران-هزارجریب-شاهرود بود تشکیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:30000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Kazembeyki|کتاب=|سال=۲۰۰۳|فصل=|صفحه=۴۳۲|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دربارهٔ اهداف تجمع بابیان در بدشت، افسانه نجم‌آبادی گفته‌است که بدنبال شدت گرفتن سرکوب بابیان، رهبران بابی در بدشت جمع شدند تا در مورد سمت و سوی آینده آئین جدید تصمیم بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:39000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Najmabadi|کتاب=|سال=۲۰۰۳|فصل=|صفحه=۱۵–۱۶|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیدگاه ئوآن کول، هدف از گردهم‌آیی بدشت آزادسازی سیدعلی‌محمد باب بود که در آن زمان در قلعه ماکو در زندان بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:99000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Juan Cole|کتاب=|سال=۱۹۹۹|فصل=|صفحه=|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ماریون وودمن هدف کنفرانس را اعلام جدایی و استقلال کامل آئین باب از اسلام دانسته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Woodman Marion|کتاب=|سال=۱۹۸۹|فصل=|صفحه=۲|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; طاهره در اجتماع بدشت سخنرانی نمود و با حاضر شدن بدون نقاب روبنده حاضرین را شوکه نمود. او همچنین &#039;&#039;جدائی دین بابی از دین اسلام و نسخ احکام و سنن قدیم&#039;&#039; را اعلام نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceC&amp;quot; /&amp;gt; این اتفاق باعث افزایش نگرانی‌های دولتیان و علما در آن زمان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceC&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مرگ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:DB ch23pg511img1.jpg|بندانگشتی|250px|محل تیرباران باب در سربازخانه تبریز.]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فرمان اعدام====&lt;br /&gt;
میرزا تقی‌خان امیرکبیر که در زمان ناصرالدین شاه، صدر اعظم دولت ایران بود نتوانسته بود از گسترش آئین بابی جلوگیری کند و تبعید باب را در کوه‌های آذربایجان بی‌نتیجه و اثر می‌دید،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:79000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=A Most Noble Pattern: Collected Essays on the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Terry|نام=Peter|ناشر=George Ronald|سال=2012|شابک=0853985561|مکان=Oxford|صفحات=248|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به شاه پیشنهاد اعدام باب را داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt; بدین ترتیب از سوی شاه به تبریز دستور داده شد که باب را از زندان خارج کنند و او را حسب الظاهر محاکمه کنند و سپس به قتل برسانند. بنا به این دستور ناصرالدین شاه، باب را از چهریق به تبریز آورده، چند ساعت در کوچه و بازار تبریز گرداندند و قبل از غروب آفتاب او را به محل اعدام بردند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:54000&amp;quot;&amp;gt;یکسال در میان ایرانیان، ادوارد براون، ترجمه ذبیح‌الله منصوری، صفحهٔ ۷۷&amp;lt;/ref&amp;gt; و باب همراه محمدعلی زنوزی، یکی از مریدانش، تیرباران شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====محل دفن====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bahai center Haifa 2.jpg|220px|بندانگشتی|مقام اعلی؛ مقبره باب در حیفا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot;&amp;gt;*{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  | author = D. M. MacEoin&lt;br /&gt;
  | title = BĀB, ʿAli Moḥammad Širāzi&lt;br /&gt;
  | encyclopedia = Encyclopædia Iranica&lt;br /&gt;
  | page =&lt;br /&gt;
  | publisher =&lt;br /&gt;
  | location =&lt;br /&gt;
  | year = ۱۹۸۸&lt;br /&gt;
  | url = http://www.iranicaonline.org/articles/bab-ali-mohammad-sirazi&lt;br /&gt;
  | accessdate = ۲۰۱۰-۰۵-۰۱&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد باب و انیس که با او تیرباران شده‌بود در خندقی انداخته شد. این کار جاستین شیل نماینده وقت انگلیس در ایران را بر این داشت که در نامه‌ای به نخست‌وزیر انگلستان این عمل را وحشیانه بنامد. در عین حال منابع بابی می‌گویند که جسد باب با تلاش سلیمان‌خان میلانی به تهران منتقل شده و در مکانی مخفی در امامزاده حسن دفن شد. ازلیان معتقدند جسدش در همان‌جا مانده‌است. از سوی دیگر منابع [[آئین بهائی|بهائی]] معتقدند باقی‌مانده‌های جسد با دستور [[بهاءالله]] از امامزاده حسن خارج شده و برای ۵۰ سال مخفیانه از جایی به جای دیگر برده شده و سرانجام در دامنه کوه کرمل مشرف به شهر حیفا در مقام اعلی دفن شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:97000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|عنوان=&amp;quot;دین ایرانی&amp;quot; در کوه کَرمَل|نشانی=http://www.bbc.com/persian/iran/story/2007/05/070521_of_mp_bahai.shtml|وبگاه=بی‌بی‌سی فارسی|بازبینی=2019-03-25|نویسنده=مهدی پرپنچی|کد زبان=|تاریخ=31 اردیبهشت 1386}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معتقدین به کتاب بیان (بیانی‌ها) محل دفن پیکر سید علی محمد شیرازی و محمدعلی زنوزی را در امامزاده معصوم تهران می‌دانند و این مکان را یکی از اماکن زیارتی خویش می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادوارد براون معتقد است که  و چند نفر از بابیان اجساد را از بیرون شهر برداشته و به تهران فرستادند. اجساد در تهران به دستور میرزا یحیی، جوانی بیست ساله که جانشین باب بوده، به امامزاده معصوم واقع در سر راه همدان، نزدیک رباط کریم منتقل شدند. بعد از ۱۷ یا ۱۸ سال بهائیان اجساد را به جایی دیگر منتقل کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =Browne | نام =Edward G | پیوند نویسنده =Edward G Browne | نام مترجم =ذبیح‌الله | نام خانوادگی مترجم = منصوری| پیوند مترجم =ذبیح‌الله منصوری | فصل = سوم| عنوان = یک سال در میان ایرانیان| سال =۱۸۸۸| ناشر = کانون معرفت| مکان =ایران | زبان = پارسی| صفحه = ۷۹| صفحات =۷۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:سلیمان_خان.jpg|چپ|بندانگشتی| سلیمان خان یکی از پیروان سید علی محمد باب که در تهران شمع آجین و به قتل رسید]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بخش دو: آموزه‌های باب==&lt;br /&gt;
===دعاوی===&lt;br /&gt;
باب دعاوی خود را طی چند مرحله ظاهر می‌کند. او در سه سال آغازین رسالتش خود را باب یا واسطه امام غائب می‌خواند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; اما از هنگام ورود به ماکو،  یعنی از آغاز سه سال دوم رسالتش، اعلام می‌کند که مهدی موعود و پیامبری جدید است، پیامبری که از جانب خداوند دیانتی تازه آورده تا مردم را برای ظهور موعودی جهانی که از او با عنوان «[[من یظهره‌الله|مَن یُظهرُه الله]]» (کسی که خداوند او را ظاهر خواهد ساخت) یاد می‌کند، آماده کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:72000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|ژورنال=Nova Religio|ناشر=Waterloo, Ont. : Wilfrid Laurier Press|زبان=English|شاپا=|پیوند=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دلیل اینکه او از ابتدا ادعای نهائی خود را آشکار نکرد به گفته وی آماده کردن مردم برای پذیرش دعوتش بوده‌است تا مردم به تدریج  با آموزه‌ها و دیانت جدید آشنا شوند و آن را بپذیرند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|عنوان=Momen Messianic Concealment and Theophanic Disclosure|ژورنال=OJBS|تاریخ=2007|زبان=English|پیوند=http://www.ojbs.org}}&amp;lt;/ref&amp;gt; چه که گسست ناگهانی آئین جدید از اسلام می‌توانست منجر به اضطراب شدید مردم و روی گرداندن از آن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب در آثار اولیه‌اش خود را باب (وسیله ارتباط) و نائب (نماینده) امام غایب شیعیان دوازده امامی می‌خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-035-4|مکان=Canada|صفحات=83-110|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; لقب دیگری که به کار می‌برد، ذکر یا ذکرالله الاعظم بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; در ابتدا ظاهر ادعایش این بود که از طرف امام غایب فرستاده شده تا فرارسیدن ظهورش را اعلان کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; باب بعدتر در دوران زندانی بودنش در ماکو با صراحتی بیشتر ادعایش را فراتر از نیابت یا جانشینی امام اعلام می‌کند و خود را شخص مهدی موعود می‌خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در دادگاهی که کمی بعد از ورودش به چهریق در تبریز برگزار شد، همین ادعا را علنی می‌کند و از سوی شماری از علمای حاضر محکوم به مرگ می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; در سال ۱۸۴۷ میلادی در مهم‌ترین اثر خود به نام بیان فارسی به پایان دوره اسلام اشاره می‌کند، خود را «مظهر الهی» و پیامبری جدید می‌خواند که احکام و تعالیم تازه ای به نام آئین بیان آورده‌است. در همین اثر به کرّات سخن از موعودی جهانی می‌راند که نتیجه و ثمره آئین جدیدِ بیان باید ایمان به وی باشد، وی از این موعود با عنوان «[[من یظهره‌الله|مَن یُظهرُه الله]]» یاد می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:96000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-035-4|مکان=Canada|صفحات=241-242|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با اینکه باب دعوتش را به تدریج ظاهر کرد اما در عین حال از همان ابتدا می‌توان از آثارش دعوی رسالت و وحی را استنتاج کرد. وی آثار خود را وحی از سوی خداوند و مترادف با قرآن می‌داند. در آثار محمد کریم خان کرمانی پیشوای مکتب شیخیه (شعبه رکنیه) که با باب مخالفت شدید می‌کرده، به این دعوی باب اشاره شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=ازهاق الباطل|نام خانوادگی=کرمانی|نام=محمد کریم|ناشر=مکتبة السعادة|سال=1845 میلادی|شابک=|مکان=کرمان، ایران|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر کریم خان از همان اثر نخستین باب به نام قیوم الاسماء برمی آید که باب ادعای رسالت داشته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; در همان زمان نیز در کربلا عده ای از علمای شیعی و سنی و شماری از پیشوایان شیخیه و اهل تصوف در فتوایی دست جمعی به همین نتیجه رسیده بودند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Moojan Momen|عنوان=The Trial of Mullá &#039;Alí Bastámí: A Combined Sunní-Shí&#039;í Fatwá against The Báb|ژورنال=Iran: Journal of the British Institute for Persian Studies, 20, pages 113-143|ناشر=|تاریخ=1982|زبان=English|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مرحله اول (سه سال نخست)====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سه سال اول باب در ظاهر دعوی بابیت داشت&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; ولی از آغاز سه سال بعد در آنِ واحد (و نه بتدریج) مدعی قائمیت، نبوت و مظهریت خدا بود. اما با اینکه از آغاز سه سال دوم ادعای او چنین بود ولی بخاطر عدم توزیع کتاب بیان فارسی و عربی بمدت یک سال، اکثر بابیان و مردم از این ادعا خبری نداشتند. یعنی در تمامی سه سال دوم باب خود را پیامبر نوین می‌دانست اما بتدریج آن را آشکار نمود. به همین ترتیب در سه سال اول نیز باب خود را قائم و پیامبر می‌دانسته است اما بخاطر آماده نبودن مردم بتدریج مقام خود را آشکار نموده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; برای درک این مطلب به چهار نکته اشاره می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول اینکه خود باب بارها و به صراحت بیان کرده است که چون مردم آماده نبودند مقام خود را با حکمت ظاهر کرده است تا مرم مضطرب نشوند از امر جدید و کتاب جدید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;نظر کن در فضل حضرت منتظر که چقدر رحمت خود را در حق مسلمین واسع فرموده تا آنکه آنها را نجات دهد. مقامی که اول خلق است و مظهر انّنی انا الله چگونه خود را باسم بابیت قائم آل محمد (ص) ظاهر فرمود و به احکام قرآن در کتاب اول حکم  فرموده تا آنکه مردم مضطرب نشوند از کتاب جدید و امر جدید. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:86000&amp;quot;&amp;gt;باب دلائل السبعه ص. ۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;از این لحاظ باب بعینه مانند پیامبران دیگر رفتار کرده است. تنها در اواخر ایام مسیح بود که مسیح از پطرس سؤال کرد که مردم دعوی او را چه می‌دانند و او در جواب دعاوی گوناگونی را مطرح کرد که هیچیک حقیقت نداشت. (مرقس ۸:۲۷-۲۹) یعنی مسیح نیز بتدریج دعوی راستین خود را مطرح کرد و حتی پس از شهادتش نیز اکثر مسیحیان مسیح را بانی شعبه ای از یهود می‌دیدند و این پولس بود که بر استقلال مسیحیت از آئین یهود تأکید کرد و مثلاً لزوم ختنه را نفی کرد که در ابتدا با مخالفتهای جدی دیگر مسیحیان روبرو شد. بر طبق قرآن نیز ابراهیم برای آماده ساختن مردم اول خود را بنده ستارگان و آنگاه ماه و سپس خورشید و بالاخره خدا معرفی نمود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:47000&amp;quot;&amp;gt;انعام ۷۶-۷۹&amp;lt;/ref&amp;gt; نگاهی به آیه های قرآن در دوران مکه و مدینه نیز تحول ماهیت اسلام را بخوبی نشان می‌دهد. بعلاوه بر طبق احادیث اسلامی از بزرگترین مشخصات قائم کاربرد تقیه است و بنابراین قائم راستین هر که باشد در اظهار مقام راستین خود باید که دست به تقیه بزند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:69000&amp;quot;&amp;gt;بحارالانوار ۵۱:۲۱۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم اینکه اگر چه در سرتاسر آثار سه سال اولش، باب خود را ظاهراً بعنوان باب امام معرفی می‌کند اما از همه آن آثار کاملاً آشکار است که دعوی راستین او این است که وی پیامبری نوین است. این مطلب آنچنان واضح است که در همان زمان نیز برخی از دشمنان باب در کتابهای ردیه خود مانند ازهاق الباطل نوشته حاجی کریمخان کرمانی بر همین نکته یعنی اینکه باب دعوی رسالت و نبوت دارد تأکید کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; در همان زمان نیز در کربلا عده ای از علمای شیعی و سنی و شماری از پیشوایان شیخیه و اهل تصوف در فتوایی دست جمعی به همین نتیجه رسیده بودند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; علت این موضوع ساده است. مثلاً از روز اول ظهورش باب دلیل حقانیت خود را نزول آیات از زبان و قلمش اعلان نمود. اولین اثر باب پس از اعلان دعویش در سال ۱۲۶۰ هجری قمری یعنی کتاب تفسیر یوسف از ابتدا تا انتها به شأن آیات نوشته شده است. اما به باور قرآن و اسلام تنها پیامبر است که با دریافت وحی توسط جبرئیل می‌تواند آیات بیاورد و هیچ انسان دیگری نه امام، نه باب امام، و نه حتی خود پیامبر در حالت عادی نمی تواند آیات نازل کند. آیات کلام خداست و تنها توسط وحی الهی بر پیامبر نازل می‌شود و سخنان دیگر پیامبر آیات نیست اگر چه مقدس و محترم است	. بنابراین اینکه باب در آن زمان عین حال خود را باب امام هم معرفی می‌کرد تنها یک معنا داشت و آن این بود که همه این مقامها در وجود خود باب نهفته است. یعنی همه مقامات روحانی که در دوران اسلام توسط افراد گوناگون ظاهر شده است در ظهور باب همگی در وجود او تحقق می‌یابد. به همین دلیل هم بود که بعداً باب بیان کرد که اگر چه حروف حی بازگشت امامان و دیگر افراد مقدس اسلامند ولی آن نوع نوشته هائی که با مقامشان انطباق دارد و طبعاً باید توسط آن حروف حی ظاهر شود در این دور همگی و بدون استثناء از خودش و تنها توسط خودش نازل می‌گردد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:65000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی  ۳:۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم اینکه خود باب در آثار بعدیش حقیقت بالا را صریحاً توضیح داده است. مختصر آنکه باب انسان را دارای چهار رتبه می‌داند: فؤاد، روح یا عقل، نفس و جسد. در عوالم روحانی چهار مرتبه نقطه، نبوت، امامت، و بابیت هم معادل این چهار رتبه بشمار می‌آیند. در نتیجه باب بیان می‌کند که در واقع فؤاد پیامبر همان مقام نقطه و الوهیت نقطه است، روح یا خرد پیامبر همان مرحله نبوت یا عبودیت پیامبر است، نفس او مقام امامت است و جسد او مقام بابیت است. در دور اسلام از طریق تجلی حقیقت محمد این مقامات به شکل افراد متعددی ظاهر شدند. اما در ظهور باب وی در آن واحد باب امام است که جسد خودش است، خود امام است که نفس خودش است، پیامبر است که روح خودش است، و مظهر خداست که فؤاد خودش است. بنابراین باب اگر چه بگونه ای سخن گفت که «مردم مضطرب نشوند از کتاب جدید و امر جدید» اما در واقع نیز از روز اول بر رسالت و نبوت خود تصریح می‌کرد. بعوان مثال همین مطلب را باب اینچنین توضیح می‌دهد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;لا یری فی مقام فؤادی الّا الله وحده فانه ظهور الربوبیة من الله ربی و خالقی ولا فی مقام روحی ای عقل البسیط الجوهری والعناصر العفیف الالهی الّا محمد رسول الله... ، ثم اشهد فی مقام نفسی مظاهر الثلاثة والعشر کلهن...، ولا فی مقام جسدی الذی هو مقام التراب لاثبات مراتب الثلاثة الماء والهواء والنار. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:24000&amp;quot;&amp;gt; تفسیر آیه نور شماره ۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;چهارم اینکه حتی القاب باب در آثار اولیه اش نیز بر دعوی راستینش دلالت می‌کند. مثلاً از اولین صفحه تفسیر سوره یوسف باب خود را ذکر نامید. اما ذکر در همان سوره یوسف قرآن که کتاب باب تفسیر آن سوره است به معنای خود قرآن و خود سوره یوسف آمده است: «ان هو الا ذکر للعالمین». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:7000&amp;quot;&amp;gt;یوسف آیه ۱۰۴&amp;lt;/ref&amp;gt; همینطور بارها در قرآن خود قرآن ذکر نامیده شده است  مثل «انّا نحن نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:46000&amp;quot;&amp;gt;سوره حجر آیه ۹&amp;lt;/ref&amp;gt; خود این مطلب به این معناست که باب از روز اول حقیقت خود را کلمه الهی و قرآن و مسیح می‌داند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مرحله دوم (سه سال پایانی)====&lt;br /&gt;
در سه سال اول رسالت خود باب خویشتن را در ظاهر بعنوان باب قائم معرفی می‌کرد اگر چه در همان سه سال هم سخنانش نشان می‌داد که او در واقع مدعی است که پیامبر نوینی است. اما ظاهر نوشته هایش بر مقام بابیت امام دلالت می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; اما با ورود به ماکو یعنی در سر آغاز سه سال دوم رسالتش، از همان اول در دو کتاب بیان فارسی و بیان عربی باب دعوی راستین خود را صدها بار تصریح کرد یعنی از همان صفحه اول توضیح داد که دوران اسلام به پایان رسیده، روز قیامت فرارسیده و او هم پیامبری نوین است هم قائم موعود است و هم آنکه بعنوان نقطه دارای دوجنبه الوهیت و عبودیت است که معمولاً کسانی که با باب و نوشته های او آشنائی ندارند یا به غرض و یا از ناآگاهی این کلمات را حمل بر ادعای خدائی کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; در هرحال همه این ادعاها از اولین روز نوشتن بیان در اوائل دوران ماکو تصریح شده است و نه آنکه بتدریج و بعدها مطرح شود. بعنوان مثال در باب اول از واحد اول یعنی در آغاز بیان فارسی، باب می‌گوید که اولین چیزی که خدا فرض کرد اقرار به توحید خداست ولی معرفت کلمه توحید منوط است بمعرفت نقطه بیان که او کسی است که خدا او را «ذات حروف سبع» قرار داده (یعنی علی محمد که اسمش از هفت حرف تشکیل می‌شود) و هر کس که یقین کند که او همان ظهور بعدی نقطه قرآن (حقیقت پیامبر اسلام)، ظهور اول نقطه بیان، و همان مقام مشیت اولیه ای است که قائم بنفس خود بوده ولی کل شئی به امر او خلق می‌شوند چنین شخصی کینونتش براستی بر توحید خدا شهادت داده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و در باب اول از عدد کل شیئ (کتاب بیان) امری که خداوند عز و جل فرض نموده کلمه لا اله الا الله حقاً حقاً، اذ کل بیان راجع باین کلمه خواهد شد و نشر آخر از این کلمه خواهد شد. و معرفت این کلمه منوط است بمعرفت نقطه بیان الذی قد جعله الله ذات حروف السبع و من یوقن انها نقطة القرآن فی اخریها و نقطة البیان فی اولیها و انها هی مشیة الاولیة التی انها قائمة بنفسها و کل شیئ یخلق بامره و قائم بها فاذاً قد شهدت کینونته علی توحید ربه. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:104000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۱:۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آنگاه در باب پانزدهم یعنی چهارده باب بعد، باب خود را قائم هم معر فی می‌کند: «حضرت حجت ظاهر شد بآیات و بینات بظهور نقطه بیان که بعینها ظهور نقطه فرقان است.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:89000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۱:۱۵&amp;lt;/ref&amp;gt; و البته در سرتاسر بیان فارسی باب توضیح می‌دهد که همه پیامبران مانند آینه‌ای می‌باشند که در آنها اسماء خدا تجلی می‌کند و در نتیجه علاوه بر مقام عبودیتشان دارای مقلم الوهیت هم هستند درست همانگونه که آینه دارای مقام خورشیدی است یعنی وقتی خود آینه دیده نشود بلکه صرف تصویر خورشید در آن دیده شود آنوقت در پیامبر جز خدا دیده نمی‌شود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;خداوند از برای شمس حقیقت دو مقام خلق فرموده یکی مقام غیب ذات او که مظهر الوهیت است...و این آیتی است که در او آیتیت دیده نمی شود بل نفس ظهور الله و ذات بطون الله و علوّ علوّ الله و سموّ سموّ الله و کینونیت ازل و ذاتیت قدم و طلعت صرفه بحته لم یزل ذکر می‌شود...چنانچه ناظر در حین نظر در مرات نمی بیند الا مثال خود را در او و قصد نمی کند نفس مرات را. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:44000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۴:۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموزه‌ها===&lt;br /&gt;
یکی از آموزه‌های اساسی باب تداوم و تکامل ادیان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:93000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=|مکان=Ithaca|صفحات=245|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; با پیشرفت انسان در طول تاریخ، تجلی الهی به تدریج در ادیان ظاهر می‌شود و جلوه ای کاملتر و جامعتر از خود به منصّه ظهور می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=243-245|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هر دینی در زمان خود و به نسبت به گذشته کامل است و در عین حال کمالِ بالقوه اش ظهور دیانتِ بعد است که شکوفایی کمالات بالقوه دیانت و مدنیت قبل در آن ممکن می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:20&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saieidi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=256|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً کمالِ تورات، انجیل و کمالِ انجیل، قرآن است و اکنون کمالِ قرآن بصورت بیان و در آئینی که باب آورده، ظاهر شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:20&amp;quot; /&amp;gt; بر اساس همین منطق، هیچ دینی به گفته باب آخرین دین نیست،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot; /&amp;gt; بلکه برای نیازهای دوره ای محدود از تاریخ بشر ظهور یافته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot; /&amp;gt; بر اساس همین اصلِ تکامل و شکوفایی ادیان، باب نتیجه می‌گیرد که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» موعود آئین بیان باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-035-4|مکان=Canada|صفحات=241-242|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به باور باب، آثار وی برای اولین بار حقایق نهفته و باطنی مفاهیم اسلامی و آیات قرآنی را آشکار می‌کند، حقایقی که به عقیده او با باور رایج میان مسلمانان تفاوت بسیار دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:26&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=227|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم قیامت و معاد از نظر باب نه پایان تاریخ بلکه پایان یک مرحله از تکامل بشر یعنی پایان دوران یک دین و آغاز ظهور دین بعدی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Saiedi, Nader. Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9.|مکان=. Canada|صفحات=254-255|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Logos and Civilization: Spirit, History, and Order in the Writings of Baha&#039;u&#039;llah|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=University Press of Maryland|سال=2000|شابک=1-883053-63-3|مکان=|صفحات=68-69|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; پس قیامت مسیحیت با ظهور پیامبر اسلام به وقوع پیوست و قیامت اسلام در سال ۱۲۶۰ هجری قمری با ظهور باب اتفاق افتاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt; دوزخ و بهشت نیز نه محلی برای شکنجه ابدی برخی مردم یا محلی برای تمتّع جسمی و جنسی برخی دیگر است بلکه معانی روحانی دارد. بهشت شناخت و رضای خدا از طریق ایمان به فرستاده خداوند و عمل به ارزشهای نوین او برای شکوفایی کمالات روحانی است و دوزخ محرومیت از این تکامل.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; باب، عدل الهی را مستلزم اختیار بشر و نیز استمرار فیض هدایت الهی بر طبق تکامل وقفه ناپذیر انسان و جامعه می‌داند و در نتیجه اعتقاد به انتهای نبوت و رسالت نفی کامل عدل الهی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:43000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=220-221|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بعلاوه عدل الهی اقتضاء می‌کند که دلیل حقانیت یک پیامبر قابل دسترسی و تحقیق برای همگان باشد و در نتیجه تصور اینکه دلیل حقانیت پیامبران معجزات باشد با عدل الهی تضاد دارد چرا که در آن صورت دلیل پیامبر تنها برای کسانی قابل دسترسی می‌شود که در همان‌جا و همان زمان حاضر بوده باشند. پس عدل الهی مستلزم باور به حجیت کلام پیامبر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:26&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مَن یُظهره الله====&lt;br /&gt;
از اساسی‌ترین آموزه‌های سید علی محمد باب این نکته است که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:162&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=344-351|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; باب به کرّات در آثار خود به ظهور «مَن یُظهره الله» اشاره می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot;&amp;gt;BÁBISM By Edward G. Browne.p۳۳۸&amp;lt;/ref&amp;gt; و از پیروان خود می‌خواهد که شناخت و ایمان خود را به تصدیق هیچ‌کس حتی خود باب و هیجده حوّاری اولیه وی (حروف حی) مشروط نکنند و موعود را از آثار و صفات خود او بشناسند و نه از اشاره و دلالت دیگران.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:30&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=290-291|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; باب حتی پیروانش را برحذر می‌دارد که مبادا مانند ادیان قبل که با استدلال به کتاب آسمانی خود از پیامبر بعدی محروم شدند با استدلال به آثار باب از ایمان به «مَن یُظهره الله» محروم شوند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=http://reference.bahai.org/fa/t/se/GPB/gpb-106.html|عنوان=قرن بدیع|نام خانوادگی=ربانی|نام=شوقی|ناشر=موسسه معارف بهائی|سال=۱۱۹۲|شابک=|مکان=کانادا|صفحات=۹۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:30&amp;quot; /&amp;gt; مقام موعود به گفته باب بالاتر از آنست که حتی آثار خود باب لیاقت اشاره به وی را داشته باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:30&amp;quot; /&amp;gt; باب در آثارش از نزدیکی ظهور موعود می‌گوید و برای زمان ظهور او به سال نه و سال نوزده اشاره می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=۳۴۸–۳۵۷|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;IranicaDivisions&amp;quot; /&amp;gt; نوزده سال بعد از دعوت باب، [[بهاءالله]] در سال ۱۸۶۳ در جمع یارانش و بعدتر در سال ۱۸۶۶ بصورت عمومی تر ادعای من یظهره اللهی کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;autogenerated3&amp;quot;&amp;gt;Smith, Peter (2000). &amp;quot;He whom God shall make Manifest&amp;quot;. A concise encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 180–181. {{ISBN|1-85168-184-1|en}}.&amp;lt;/ref&amp;gt; و عموم بابیان به وی ایمان آوردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Balyuzi 1973&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548, 9780300112542|مکان=|صفحات=246|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جهان بینی: بازسازی مفهوم خدا، پیامبر، دین، تاریخ و رستاخیز====&lt;br /&gt;
آثار باب از جمله بیان فارسی همه مفاهیم سنتی مذهبی را بازسازی می‌کند و اندیشه ای که در آن عرفان با زمانمندی تمدن (هشیاری تاریخی) و آزادی انسان پیوند می‌یابد را ارائه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|عنوان=باب و آئین بابی|نشانی=https://user-hrqc9mo.cld.bz/Persian-Publications/bb-w-ay-yn-bby|بازبینی=2019-04-28|نویسنده=نادر سعیدی|کد زبان=fa|تاریخ=2018-74-78}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====مفهوم خدا=====&lt;br /&gt;
مفهوم خدا در اندیشه باب کاملاً استعلائی است یعنی خدا منزه و مقدس از هر تعریف و وصف است. این اندیشه درست نقطه مقابل تعریف خدای انسان گونه است که در ان خدا همان صفات انسان را دارد منتها بنحو بی نهایت. مثلاً انسان دارای علم و قدرت است و به همین ترتیب خدا هم می‌شود عالم و قادر منتهی در حد نهایت. اندیشه سنتی مذهبی در باره انسان بیشتر خدائی انسان گونه بوده است. اما همانگونه که فوئرباخ و مارکس در غرب نشان دادند خدای انسان گونه محصول خود بیگانگی انسان است یعنی آدمی صفات و طبیعت خود را از خود بیگانه ساخته و آن را به ابرها فرافکنی نموده و خدا را خلق کرده است.  از نظر باب خداوند را نمی توان شناخت چه که او برتر از مفاهیم زبانی ماست. این مفاهیم مخلوق آدمی است که خود مخلوق خداست. چگونه می‌تواند خدا به توسط مخلوق مخلوقش محدود و شناخته شود. ذات و صفات خدا یکی است و بنابراین وقتی می‌گوئیم خدا عالم است مفهوم علم خدا را مطلقاً نمی دانیم چیست چرا که این علم با قدرت و کرم و زیبائی و نور یکی می‌باشد و البته ما از چنین نوع علمی هیچگونه  تصوری نداشته و نداریم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; بعنوان مثال در صحیفه عدلیه باب می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و ذات معروف نزد احدی نیست زیرا که معرفت فرع وجود و اقتران است و ماسوای آن وجودی در رتبه آن ندارند چه حد آنکه به اقتران محتاج شوند و احدی نشناخته است خداوند را غیر از ذات مقدس او و احدی توحید نکرده خداوند را غبر از ذات مقدس او. و هر کس ادعای معرفت او را نماید کافر است به شهادت نفس خودش که ممکن و حادث است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1000&amp;quot;&amp;gt;صحیفه عدلیه ص ۱۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;کتاب بیان فارسی نیز با تأکید بر همین تنزیه خدا آغاز می‌شود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;تسبیح و تقدیس بساط قدس عز مجد سلطانی را لائق که...متعالی از ادراک کلشیئ بوده وهست. خلق نفرموده آیه عرفان خود را در هیچ شیئ الا بعحز کلشیئ از عرفان او و تجلی نفرموده بشیئ الا بنفس او اذ لم یزل متعالی بوده از اقتران بشیئ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:104000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اما از طرف دیگر بالاترین هدف و غایت خلقت شناسائی و عشق به خداست. از انجا که خدا را در حقیقت او نمی توان شناخت در نتیجه باب می‌گوید که خدا محض فضلش خود را برای خلق توصیف می‌کند تا آنکه آدمیان بر اساس توصیف خدا از خودش او را بشناسند و توصیف نمایند. اما این توصیف خدا از خود دیگر توصیف ذات خدا نیست بلکه این توصیف، حقیقتی است مخلوق خدا که عبارت از تجلی خدا در جهان است و در نتیجه صفات  خدا که با آن خدا را توصیف می‌کنیم توصیف خدا در سطح خدا نیست بلکه محصول تجلی خدا در ظرفیت محدود جهان است چنانکه در گفته بالا باب می‌گوید که تجلی خدا به هر چیز «بنفس» آن چیز است. مثلاً تصویر آفتاب در آینه اگر چه از آفتاب حکایت می‌کند اما این تصویر در چارچوب ویژگیهای آینه ظاهر می‌شود و هرگز با خود خورشید یکی نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; باب در تفسیر حدیث حقیقت می‌گوید که  این وصف خدا از خود، که نه خود خدا بلکه مخلوق خداست، در وهله اول حقیقت پیامبران و در وهله دوم حقیقت هر چیز است و بنابراین شناسائی حقیقت خود و شناسائی پیامبر عبارت از شناسائی خدا در رتبه انسان می‌گردد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;فاعلم انٌ الحق قديم و الممكن حادث و الحق اجلٌ من ان ينزل الی الامكان, و الامكان ممتنع فيه الصعود الی الازل. فوجب فی الحكمة علی الحقٌ القديم ان يصف نفسه للخلق حتٌی يعرف الخلق بارئهم و يبلغ الممكن غايته من فيضه القديم. و هذا الوصف مخلوق لا يشبه بوصف و هو اية ليس كمثله شيئ. و هذا الوصف حقيقة العبد من عرفه عرف ربّه... و ذلك الوصف المعبٌر فی بعض المقامات بالفؤاد, و هذا الوصف الربوبية التی هی كنه العبودية، و الاية التی اراها الله فی الافاق و الانفس حتٌی يتبيّن للخلق انٌه الحقٌ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:52000&amp;quot;&amp;gt;تفسیر حدیث حقیقت&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====مفهوم پیامبر=====&lt;br /&gt;
بنابراین شناسائی خداوند از طریق شناسائی تجلی خدا در این دنیا و خصوصاً به شکل تجلی خدا به یک پیامبر صورت می‌پذیرد که در هر زمان او را برای تکامل بشر بر گزیده است. اما مفهوم پیامبر و دین در کتاب بیان فارسی دستخوش نوآوری همه جانبه می‌گردد و در واقع نظریه باب در باره حقیقت و هویت پیامبران، هم از اندیشه مسیحی و هم از اندیشه اسلامی فراتر می‌رود در عین حال که آن دو مفهوم متناقض را با یکدیگر آشتی می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; کلید درک این نطریه نوین باب در تعبیر او از پیامبران بعنوان نقطه و تشریح وی از مقام نقطه آشکار می‌گردد. در بیان فارسی چنین آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;فی انّ للنقطة مقامين  مقام ينطق عن اللّه و مقام ينطق عمّا دون اللّه ذلك مقام عبوديته لذلك المقام الذی به يعبد اللّه بالليل و النهار و يسبح له بالغدو و الاصال  ملخص اين باب انكه خداوند از برای شمس حقيقت دو مقام خلق فرموده يكی مقام غيب ذات او كه مظهر الوهيت است كه آنچه آيات نازل ميفرمايد از قبل او ميكند...و دون اين آيت كه در او است خلق او است &amp;lt;ref name=&amp;quot;:44000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پس نقطه دارای دو رتبه است رتبه الوهیت و رتبه عبودیت. یعنی هر پیامبر مانند آینه پاکی است که از دو رتبه تشکیل می‌شود یکی جنبه عبودیت و ماهیت آن است یعنی ویژگیهای شیشه آن آینه. پیامبران از لحاط جنبه عبودیتشان با هم فرق دارند یعنی جنبه های بدنی و انسانی و تاریخی آنان با یکدیگر تفاوت دارند. اما حقیقت آینه نه شیشه آن بلکه تصویری است که از خورشید یعنی از خدا در صفحه آن شیشه نقش می‌بندد. این تصویر، خود خدا نیست اما از خدا حکایت می‌کند یعنی در این آینه جز خورشید را نمی توان دید و این همان بالاترین توصیف خدا از خود برای دنیاست. این تجلی خدا در وجود پیامبر عبارت از الوهیت پیامبر است. از این لحاظ همه پیامبران با یکدیگر یکی هستند و این رتبه مشتر ک، یعنی الوهیت نقطه، حقیقت راستین پیامبر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظریه باب مفهومی نوین از پیامبر شناسی را بدست می‌دهد. نظریه یهود که در اسلام نیز تأکید می‌گردد پیامبر را صرفاً دارای جنبه عبودیت می‌داند. در آیه شهادت هر مسلمانی بر اینکه محمد رسول و عبد خداست اقرار می‌کند. در این نظریه پیامبر انسانی است که با الوهیت از طریق فرشته خدا که در خواب یا بیداری بر او ظاهر می‌شود تماس می‌یابد و تنها آن پیامی را که جبرئیل به او یاد می‌دهد به مردم می‌رساند و معنای رسول بودن هم همین رساندن پیامی است که او از خدا دریافت می‌کند. اما انجیل یوحنا و نوشته های پولس قدیس، مسیج را بعنوان «کلمه» خدا که مخلوق نیست و بر هستی سبقت و قدمت دارد و در واقع خود خداست معرفی نمود و در نتیجه مسیج را نه بعنوان عبودیت بلکه بعنوان الوهیت معرفی نمود. از این رو مسیجیان مقام مسیح را برتر از هر پیامبری می‌شمارند چرا که بر خلاف مسیح آنان صرفاً جنبه عبودیت دارند. با آنکه قرآن این نظریه مسیجی را نقد می‌نماید ولی بسیاری از مسلمانان در عین آنکه بر عبودیت پیامبر اسلام تأکید می‌نمایند برای او قدمت بر جهان (مقام لولاک) قائل شده و در داستان معراج او را فراتر از هر پیامبری توصیف می‌کنند. اما نظریه باب بر آنست که اولاً همه پیامبران دارای دوجنبه عبودیت و الوهیت هستند. دوم آنکه این جنبه الوهیت عبارت از تحلی خدا در دل آنان است و نه خود خدا. بنابراین وحی و فرشته و کلام خدا امری خارجی نیست بلکه حقیقت وجود همه پیامبران یعنی جنبه الوهیت آنان است. سوم آنکه همه پیامبران یکی هستند و هیچیک بر دیگری برتری ندارند. چهارم آنکه اگر چه حقیقت پیامبران نسبت به دنیای مادی قدمت و سبفت دارد اما آن حقیقت نیز مخلوق خداست و به نسبت به ذات خدا نیستی محض است. پنجم آنکه حقیقت پیامبر عبارت از کلمه یا کتاب ناطق است در حالیکه آیاتی که وحی الهی است و از قلم و زبان او جاری می‌شود کلمه و کتاب صامت است. پیامبر نه تنها کلام خدا را به مردم می‌آورد بلکه خود او حقیقت همان کلام است. اما این امر منحصر به یک پیامبر نیست بلکه همه پیامبران چنینند. ششم آنکه بزرگترین دلیل و حجت یک پیامبر اول خود پیامبر و آنگاه کلمات و کتاب اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====مفهوم دین و تاریخ=====&lt;br /&gt;
منطق پیامبر شناسی در آثار باب ضرورتاً مفهوم دین را دستخوش انقلابی بنیادی می‌کند. بیدین ترتیب که دین پدیداری پویا و زمانمند و تاریخی می‌گردد و بدین ترتیب هیچ دین و هیچ پیامبری آخرین دین و آخرین پیامبر نمی شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot; /&amp;gt;  دیدیم که حقیقت پیامبران که جنبه الوهیت آنان است یکی است و آنان تنها در جنبه ظاهری و تاریخی خویش با هم تفاوت دارند. بیان فارسی به همین علت همه پیامبران را رجعت یکریگر می‌شمارد یعنی صفات مشترک روحانی آنان یکی است و در نتیجه آن حقیقت مشترک در زمانه و فرهنگهای متفاوت و بر حسب اقتضاء و نیاز بشر در هر مرحله از تکامل خویش به شکل پیامبر جدیدی ظاهر می‌شود که در واقع همان پیامبر گذشته است اما پیام و کلامش با زمان انطباق یافته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot; /&amp;gt;  نوزده باب واحد اول بیان فارسی در واقع بیان این اصل می‌شود که باب بعنوان نقطه بیان رجعت محمد بعنوان نقطه فرقان است و همینگونه هجده حروف حی نیز رجعت صفات هجده نفس مقدس در باور شیعه دوازده امامی هستند (چهارده معصوم و ابواب اربعه). همه پیامبران اولین و آخرین پیامبرند چرا که همه یکی هستند اما هریک به اقتضاء زمان و تکامل بشر بصورت نوینی ظاهر می‌گردند. اما این تکامل روحانی بشر پایان و نهایتی ندارد و در نتیجه برای بزرگترین فیض خدا یعنی نبوت و رسالت الهی انقطاع و پایانی در کار نیست. پس بر طبق باب هم یهودیان و هم مسیجیان و هم مسلمانان درست می‌گویند که پیامبرشان آخرین پیامبر است منتهی نه فقط یکی از آنان بلکه همه شان درست می‌گویند چرا که همه پیامبران هم اولین پیامبرند و هم آخرین پیامبر اما برای تجدید دین و پیامری هرگز پایانی نیست. پیام پیان فارسی آشتی همه ادیان است چرا که اعلان می‌نماید که حقیقت همه ادیان یکی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیان فارسی مفهوم دین را بکلی عوض می‌کند. در این نظریه دین نه آنستکه سنت پرستان مذهبی می‌گویند و نه آنکه جامعه شناسی ماده گرا می‌گوید. در مفهم اول دین صرفاً اراده خداست که مطلق است و ربطی به تاریخ ندارد و برای همین ایستا است یعنی مجموعه ای از احکام است که تا روز قیامت تغییر ناپذیرند. به باور بابی و [[آئین بهائی|بهائی]] چنیین تصوری  از دین باعث می‌شود که احکام دینی از بزرگترین موانع در راه تکامل بشر و تمدن بشمار آیند. اما جامعه شناسی مادی گرا نیز اگرچه تحول ادیان و دگر گونی آنرا می‌پذیرد ولی دین را اساساً پدیداری اجتماعی شمرده و از منشاء روحانی و الهی آن غفلت می‌کند و در نتیجه ادیان در تضاد با یکدیگر قرار گرفته و تنها بازتابی از ساختار و فرهنگ جامعه خویش می‌شوند. اما بیان فارسی بر آنستکه همه ادیان هم یکی هستند و هم متفاوت چرا که همه آنها از خدا می‌آیند و حقیقت همه ادیان یکی است چنانکه حقیقت همه پیامبران یکی است. اما دین صرفاً اراده الهی که بر بشر و جامعه تحمیل شود نیست. بر عکی دین محصول تعامل اراده الهی و درجه خاص تکامل انسان و تاریخ است. در نتیجه اگر چه دین حاصل وحی الهی است اما این وحی بر طبق نیاز بشر، تکامل انسان و جامعه است که شکل می‌گیرد. به عبارت دیگز دین هم امری است الهی و هم امری است تاریخی/اجتماعی. به زبان دیگر دین محصول ارتباط متقابل اراده الهی با نیازها و تکامل انسان و جامعه است. یعنی انسان و خدا هر دو در تحقق دین به نوعی مشارکت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot; /&amp;gt;  از این روست که کتاب بیان فارسی آغاز دین بابی را نه زمان بعثت باب بلکه زمان آماده شدن اولین مؤمن به باب برای پذیرش پیام الهی تعریف می‌نماید. بیان فارسی سر آغاز آئین بابی را در مکالمه میان باب و ملا حسین بشرویه اعلان می‌کند و زمان دقیق آنرا بدست می‌دهد. («دوساعت و یازده دقیقه از شب پنجم جمادی الاولی سنه هزار و دویست و شصت» بیان فارسی ۲:۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====مفهوم رستاخیز، بهشت و جهنم=====&lt;br /&gt;
بیان فارسی مفهوم قیامت را کاملاً تعبیری نوین می‌کند. مفهوم قیامت و معاد از نظر باب نه پایان تاریخ بلکه پایان یک مرحله از تکامل بشر یعنی پایان دوران یک دین و آغاز ظهور بعد است. پس قیامت مسیحیت با ظهور پیامبر اسلام صورت گرفت و قیامت اسلام در سال ۱۲۶۰ هجری قمری با ظهور باب اتفاق افتاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; برداشت متداول دنیای اسلام از روز قیامت و دوزخ و بهشت بر اساس ظاهر آیات قرآن قرار دارد. اما این مفهوم، جامعه و تاریخ را ایستا و غیر تاریخی می‌بیند، با مقتضیات خرد در ستیز است و با عدالت خدا که آدمی را که مدت کوتاهی خطا نموده تا به ابدیت در دوزخ مورد شکنجه قرار می‌دهد تضاد می‌یابد. این مفهوم عدالت سرمشق آدمیان هم می‌گردد و به همین دلیل سلطه فقهاء بر دولت معمولاً با اصول حقوق بشر منافات می‌یابد. همینطور بهشت اساساً بعنوان پدیداری مادی و جنسی و بعنوان فرافکنی آرزوهای جسمانی و انحطاط به ورطه مادی تصویر می‌گردد. بدین جهت باب بیان می‌کند که «مشاهده نمی شود که احدی از شیعه یوم قیامت را فهمیده باشد بلکه موهوماً امری را توهم نموده». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:83000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۲:۷&amp;lt;/ref&amp;gt; از این روست که باب تعبیر نوینی از این مفاهیم بدست می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین مطلب این است که از نظر باب دوزخ و بهشت تنها متعلق به انسان نیست. به عبارت دیگر همه چیز در هستی دارای دوزخ و بهشت خود می‌باشد. بهشت عبارت است از شکوفائی کمالات بالقوه هر چیز. دوزخ عبارت است از محرومیت آن چیز از رسیدن به کمال خود. بیان فارسی بر این باور است که نه تنها آدمی بلکه طبیعت نیز مقدس است و دارای حق می‌باشد و وظیفه آدمی است که تا آنجا که در توان اوست بکوشد تا اشیاء به بهشت خود نائل شوند. به عبارت دیگر باب همه هستی را مظاهر خدا می‌بیند و انسان را موظف به حفظ محیط زیست می‌بیند. بعنوان مثال دو گفته بیان فارسی نقل می‌شود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;بلكه از برای هر شيئ حكم فرموده كه مقتدرين بر هر شيئ آن شيئ را بعلوٌ كمال برسانند كه از جنّت خود ممنوع نگردد... و موآخذه از آن نفس خواهد شد كه با وجود قدرت چرا منع فيض نمودی. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:28000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۴:۱۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;و نهی شده كه كسی شيئ را با نقص ظاهر فرمايد با آنكه اقتدار بر كمال اون داشته باشد. مثلأ اگر كسی بنای عمارتی گذارد و آنرا بكمال آنچه در آن ممكن است نرساند هيچ آنی بر آن شيئ نميگذرد مگر انكه ملائكه طلب نقمت ميكنند بر خداوند بر او بلكه ذرّات آن بنا هم طلب ميكنند. زيرا كه هر شيئ در حدّ خود وصول الی ما ينتهی در حدّ خود را تمنّا دارد و همينقدر كه كسی مقتدر شد و در حقّ اون ظاهر نكرد از او سؤال ميشود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:11000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۶:۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دومین نکته در این است که در مورد آدمی و تکامل اجتماعی نیز همین مفهوم صدق می‌کند. بهشت راستین شکوفائی کمالات نهفته انسان است و چون حقیقت انسان جوهر روحانی اوست بنابراین بهشت و دوزخ نیز امری تاریخی می‌گردند. روز قیامت نه پایان تاریخ بلکه زمان ظهور یک پیامبر جدید با ارزشهای روحانی نوین است. هر کس که این ارزشهای نوین را بپذیرد و دل خود را به تجلی خدا در صورت پیامبر نوین و آیات او بازکند در واقع از گورستان غفلت و نادانی برخاسته و زندگی روحانی جیدی می‌یابد و این عرفان و تکامل روحانی رسیدن او به بهشت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; آنان که در مقابل خدا و پیامبر او حاضر شده اما پیام او را نمی پذیرند خود را از تکامل روحانی ممنوع ساخته اند و این محرومیت همان دوزخ است. بیان فارسی می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;مراد از یوم قیامت یوم ظهور شجره حقیقت است...مثلاً از یوم بعثت عیسی (ع) تا یوم عروج آن، قیامت موسی بود که ظهور الله آن زمان ظاهر بود...و بعد، از یوم بعثت رسول الله (ص) تا یوم عروج آن قیامت عیسی (ع) بود که شجره حقیقت ظاهر شده در هیکل محمدیه...و از حین ظهور شجره بیان الی ما یغرب قیامت رسول الله (ص ) است که در قرآن خداوند وعده فرموده. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:83000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اما چون تکامل انسان پایان ناپذیر است در نتیجه توقف در یک مرحله و عدم پیشرفت روحانی بموازات تجدید و تکامل ادیان چیزی نیست جز دوزخ. بنابراین مفهوم قیامت بجای آنکه بیانگر پایان تاریخ باشد بر عکس بیانگر این نکته است که تکامل جوامع بشری پایان ناپذیر است و هر مرحله جدیدی از این تکامل رستاخیز مدنیت گذشته است و تکرار این رستاخیز را نیز پایانی نیست چرا که هیچ دین و پیامبری آخرین دین، آخرین پیامبر، و آخرین مرحله تکامل انسان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====اصل وحدت و یگانگی=====&lt;br /&gt;
همانگونه که نادر سعیدی خاطر نشان کرده است نوشته های باب را می‌توان به سه دسته تفسیم کرد.  دسته اول بیشتر به تفسیر آیات گذشته خصوصاً قرآن می‌پردازد. دسته دوم بیشتر فلسفه و مابعد الطبیعه را مورد بحث قرار می‌دهد. اما دسته سوم که با بیان فارسی و عربی آغاز می‌شود به قوانین و احکام آئین بابی بعنوان هم یک دین مستقل و هم وسیله ای برای آماده سازی مردم به ظهور موعود بیان یعنی من یظهره الله اقدام می‌کند. اما در هر سه مرحله و هر سه نوع نوشته های خویش باب بر اصل یگانگی هستی تأکید می‌نماید. منطق تفسیر باب بصورتی است که در تفسیر هر چیزی به حقیقت آن چیز نگاه می‌کند و چون حقیقت هر چیز تجلی خدا است پس در همه چیز جوهر روحانی آن یعنی جلوه حقیقت مشترک پیامبران را می‌بیند. در مباحث فلسفی خود باب همه هستی را مخلوق مراتب هفتگانه خلقت می‌بیند و در همه چیز اسماء و صفات و تجلی حق را می‌بیند. اینستکه احکام بیان فارسی هم نمادی از جوهر عرفانی انسان است و هدفش حصر توجه آدمیان به حقیقت خویش می‌باشد. اینستکه بیان فارسی مفهوم نوینی از هویت را بدست می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تعریف سنتی انسان، آدمیان بر اساس ویژگیهای گوناگونی که ایشان را از یکدیگر متمایز می‌کند معرفی می‌شوند.  علوم اجتماعی و فلسفۀ معاصر از جمله فلسفۀ پسا مدرن نیز اصولا مفهومی بعنوان انسان را نپذیرفته و بالعکس هویت آدمها را بر اساس قومیت، زبان، وطن، جنسیت، نژاد، مذهب و طبقه اجتماعی تعریف می‌نمایند.  نتیجه این طرز فکر آن است که آدمیان از طریق تفاوت و تضادشان با دیگر آدمیان شناسایی گردیده و در نتیجه امکان یگانگی و وداد در جهان بشری از میان می‌رود.  اما باب تعریف نوینی از انسان بدست می‌دهند.  در این تعریف، آدمی که جلوه ای از مقام نقطه یا مشیت است (که آنهم جلوه ای از خداست) همانند پیامبر دارای دو جنبه یا دو مقام است یکی جنبۀ الوهیت و دیگر جنبۀ عبودیت.  آدمی در بیان فارسی همانند یک آینه است که این آینه از دو قسمت تشکیل شده است یکی شیشۀ آینه است که این شیشه ها با یکدیگر تفاوت دارند، و دیگر تصویری است که از خورشید در این آینه ترسیم می‌گردد.  این خورشید چیزی جز صفات و اسماء خدا نیست.  به عبارت دیگرحقیقت آدمی آیه ونشان خداست که درشیشۀ ماهیت او متجلی و آشکار می‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;  به عبارت دیگر آدمی از دو جنبه تشکیل شده است یکی وجودش که فیض تجلی الهی و صفات الهی است و دیگری ماهیتش که ویژگیهای خاص آن آدم است که او را از دیگرموجودات جدا می‌سازد.  فرهنگ بشر تاکنون اساسأ انسان را بعنوان خصوصیتهای شیشه یا ماهیت این آینه تعریف نموده است در حالیکه باب بشریت را دعوت می‌کند که به حقیقت و هویت راستین آدمیان یعنی صورت و مثال خدا که در آینۀ انسان تصویر شده است توجه کنند.  بدین ترتیب هویت راستین آدمیان همان حقیقت انسانیت آنان می‌شود که آنهم آیۀ خداست و از این جهت است که حقیقت آدمیان وحدت و یگانگی و عشق و وداد است:بیان فارسی چنین می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;خداوند از برای شمس حقیقت دو مقام خلق فرموده یکی مقام غیب ذات او که مظهر الوهیت است که آنچه آیات نازل می‌کند از قبل او می‌کند...و دون این آیت که در اوست خلق اوست...و در کینونت هر شیئی آیتی عن الله بوده و هست که به او توحید او را تواند کرد...و همین قسم هر شیئ به آیت خلقیت عبادت می‌کند محبوب خود را ولی نرسیده و نمی رسد الا به آیتی که عن الله در اوست که مدل بر اوست. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:44000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;نتیجه این مفهوم هویت اینستکه همگان مقدس و عزیز می‌گردند. از جمله بازتابهای این اندیشه بحث باب در کتاب الاسماء در مورد نام خداوند بعنوان «زارع» است. در کتاب الاسماء باب در باره ۳۶۱ اسم خدا بحث می‌نماید.  یکی از این اسم های خدا اسم زارع یا کشاورز است.  معمولاً زارع و کشاورز در رده بندی اجتماعی مقامی بسیار پائین داشته است.  اما باب زارع را بعنوان یک اسم خدا معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که خداوند بهترین زارع است.  چرا که دانه های آیات خودرا در دل و جان آدمیان می‌کارد و این دانه ها درزمینهای پاک بلافاصله رشد کرده ومیوه می‌بخشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;  ازاینجاست که این کشاورز الهی مردم را به تطهیر دل فرا می‌خواند.  درسرآغاز بحث خود باب بزبان آیات واز زبان خدا می‌گوید که نه مردم بلکه خدا کشاورز راستین است و ازاینجا نتیجه می‌گیرند که بنابراین چون کشاورزان جلوۀ اسم خدا هستند باید همانگونه با آنان رفتار شود که با شاهان وامراء رفتارمی شود چراکه هردو یکی هستند و هردو مظاهر خدا می‌باشند وهردوقائم بامر الهی هستند.  یعنی تعریف روحانی انسان به شکل دعوت به برابری حقوق همگان در جامعه جلوه می‌یابد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;قل ان الله لیزرعن فی الارض کیف یشاء بامره افلا تنظرون. اتحسبون انکم تزرعون قل سبحان الله انا کنا زارعین.  قل فلا تنظرن الی احد الا بمثل ما انتم تنظرون الی اعلی علوکم فان ما نقلت فی الذینهم اولی الامر منکم والذینهم اولی الزرع  امر واحد کل بامرالله قائمون.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ساختار بیان فارسی و عربی خود سمبلی از همین اصل یگانگی است. تنظیم ساختار بیان بر اساس واحد و باب و کلشیئ بیانگر فلسفه روحانی باب است. باید دانست که در حروف ابجد کلشیئ مساوی ۳۶۱ است. بنابراین کتاب بیان هم در حقیقت کلشیئ است چرا که مدنیت نوین توسط کلمه الهی خلق می‌شود و در نتیجه بیان سرچشمه همه چیز می‌گردد و مانند قرآن دارای هر تر و خشکی است یعنی که مدنیت روحانی نوین از طریق آن بظهور می‌رسد. اینستکه کلشیئ سمبل پنج مفهوم می‌گردد: کلشیئ گاهی بمعنای همه هستی است و گاهی بمعنای جامعه بشر است و گاهی بمعنای مدنیت و جامعه بابی است و گاهی بمعنای کتاب بیان است و گاهی بمعنای تمامیت یک سال (۱۹ ماه که هر مه ۱۹ روز دارد) است. نکته اصلی این است که همه این معانی کلشیئ بهم ارتباط یافته و در واقع وحدت و یگانگی راستین همه چیز و همه کس بعنوان بازتاب اسماء و صفات خدا تأکید می‌گردد. باب مکرراً توضیح می‌دهد که کلشیئ یا ۳۶۱ از ۱۹ سرچشمه می‌گیرد (۱۹×۱۹=۳۶۱). اما این نوزده اشاره به باب و هجده حروف حی او دارد. به همین دلیل باب واژه واحد را به دو معنی می‌گیرد. واحد هم یک است و هم نوزده. یک است چون واحد بمعنای یک می‌باشد. اما مجموع عددی کلمه واحد معادل نوزده است یعنی واو ۶ است و الف ۱ است و ح ۸ است و دال ۴ است که در مجموع می‌شود نوزده. پس باب و ۱۸ حروف حی می‌شوند واحد اول ولی این نوزده نفر از حقیقت باب سرجشمه می‌گیرند که واحدی است بلا عدد یعنی یکی که سرچشمه اعداد است ولی خودش مستعلی از تعدد است. اکنون می‌توان مفهوم فلسفی این ساختار را دریافت: همه چیز در حقیقت خود بازتابی از وحدت اصیه یعنی حقیقت پیامبران و تجلی صفات خداست. پس در هر چیز و هر کس تنها باید تجلی خدا را دید و هر کس و هر چیز را مقدس و زیبا شمرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====انسان=====&lt;br /&gt;
آدمی در نوشته های باب دارای مقامی بزرگ است چرا که حقیقت انسان تجلی اسماء و صفات الهی است. باب مکرراً دعای پیامبر اسلام را که از خدا میخواست که حقائق اشیاء را به او بنماید (اللهم ارنی حقائق الاشیاء) ذکر کرده و نوشنه های خود را تحقق این دعا می‌شمارد (مثلاً در پنج شأن، فصل نام خدا اقرب). یعنی باید به حقیقت روحانی وجود و جهت وحدت هستی توجه نمود و این نوع نگرش را ورود به مشعر فؤاد می‌نامد و بر آنست که مردم را بگونه ای تربیت کند که در دل آنان چنین فرهنگی جایگزین گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهمترین اصول اندیشه باب در باره انسان تأکید بر آزادی اوست. برخلاف پندار متداول در مسیحیت و اسلام که در اکثر موارد آزادی انسان را نفی کرده و به جبر الهی باور دارند (مسیحیت توسط نظریه گناه اولیه و اشاعره که در میان اهل سنت چیره اند به جبر گرایش دارند) باب، همانند زرتشت،  بر آزادی و اختیار آدمی تاکید می‌نماید.  آزادی انسان جزئی ناگسستنی از تمامی الهیات وعرفان بابی است.  چنانکه دیدیم آدمی از دو جنبه الوهیت و عبودیت تشکیل می‌گردد.  این دو جنبه یکی اشاره به فیض و تجلی خدا یعنی «وجود» دارد و دیگری به «ماهیت» و اختیار و پذیرش آدمی تاکید می‌نماید. بدین ترتیب همه چیز به عبارتی بیان این واقعیت است که آدمی از طرفی مختار و آزاد است و از طرف دیگر نیز بدون فیض و ارادۀ الهی هیچ چیز وجودی نخواهد داشت.   این مفهوم به شکل مراتب هفتگانۀ خلقت هم مورد بحث قرار می‌گیرد.  نام باب یعنی علی محمد هم نشانه ای از این مراتب سبعه می‌شود که از  ۳ حرف و آنگاه 4 حرف تشکیل شده است.  بر طبق آثار باب شرط تحقق و هستی هرچیز ۳ عامل است و ظهور آن حقیقت در دنیای مادی و عینی بشکل تنزل آن سه مرحله درچهار مرحلۀ بعد صورت می‌گیرد.  در نتیجه مهمترین پیش فرض هستی هرشیئی  ۳ عامل یا سه مرحله است که از آن به مشیت، اراده و قدر تعبیر شده است.  مشیت فیض وجود است که از خداست.  اراده عبارت از اختیار و آزادی و قبول وجود توسط ماهیت است.  قدر عبارت از پیوند مشیت و اراده یعنی جمع وجود و اختیار است.  هیچ چیز محقق نمی شود مگر آنکه وجود و ماهیتی خاص با هم پیوند یابند والا وجود محض یا ماهیت محض کافی نیست. در آثار باب حتی واژۀ باب نیز نشانه ای از همین اصل می‌شود یعنی باء اول به وجود یا مشیت یا الوهیت و باء دوم به ماهیت یا اراده یا عبودیت اشاره می‌کند و الف واسطه عبارت از پیوند و جمع و وحدت آن دو می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا لازم است که به تفسیر خارق العادۀ باب از حدیثی اسلامی که بسیار مشهور و متداول و پرنفوذ بوده و ظاهراً اثبات اندیشه جبر و عدم آزادی است اشاره ای شود.  این حدیث بیان می‌کند که آدم ظالم در شکم مادرش هم ظالم است و آدم نیک در شکم مادر نیک می‌باشد (الشقی شقی فی بطن امه والسعید سعید فی بطن امه).  اما باب این حدیث را بگونه ای تفسیر می‌نماید که بر عکس، حدیث مزبور به اثبات آزادی انسان دلالت میکند.  به تفسیر باب، مشیت یا وجود پدر است و اراده یا ماهیت مادر و در نتیجه فعل خلقت مانند پیوند پدر و مادر است که این پیوند بشکل ظهور کودک در شکم مادر یعنی باردار شدن مادر صورت می‌پذیرد.  بنابراین «بطن ام» عبارت از مرحله قدر است که پیوند مشیت و اراده یعنی جمع میان فیض الهی و آزادی و اختیار آدمی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; پس تفکیک میان ستمکار و نیکو کار اول بار در مرحله قدر یعنی پس از تحقق انتخاب و اختیار صورت می‌گیرد. بعنوان مثال باب می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و ان فی ذلک المقام [ قدر] تظهر الکثرات و تمیز السبحات عن الشبحیات و الذوات عن الصفات و یشقی من یشقی فی هذه الرتبة بقبول اختیارها و یسعد من یسعد فی هذه الرتبة بما فضل الله علیها من جهة اختیارها و هی بطن الامکان و عمق الاکبر الذی اشار الامام (ع ) بان  الشقی شقی فی بطن امه و السعید سعید فی بطن امه.  لان جهة قبول الخیر و الشر هی جهة  الثالثة التی تظهر بعد اقتران الامرین. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:106000&amp;quot;&amp;gt;تفسیرحدیث علمنی اخی رسول الله علم ماکان&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آدمی بر طبق بیان نباید خوار و ذلیل شود. از جمله جلوه های مقام انسان در کتاب بیان عربی تأکید بر لزوم ریشه کن ساختن فقر، حرام کردن گدائی، و وجوب اشتغال به کارو کسب می‌باشد.  بیان عربی در گفته زیرهم وظیفۀ جامعه و دولت و ثروتمندان را درغنی ساختن فقرا تصریح می‌کند و هم گدائی یعنی کار نکردن و از مردم طلب کردن را حرام می‌کند چه که گدایی و فقر هر دو عزت آدمی را به پستی و خواری تنزل می‌دهد و در عین حال گدایی حرام است چه که همه باید کارکنند و اگر کسی توانایی جسمانی یا ذهنی برای کار کردن نداشته باشد باید جامعه به او کمک کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ان یا اولی الغناء انتم وکلاء من عندالله فلتنظرن فی ملک الله ثم المساکین من ربهم لتغنون و لا یحل السؤال فی الاسواق و من سئل حرم علیه العطاء و ان علی کل ان یکسب بامر و من لا یقدر انتم یا مظاهرالغناء منی الیهم لتبلغون.  &amp;lt;ref name=&amp;quot;:25000&amp;quot;&amp;gt;بیان عربی ۸:۱۷ &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;یکی از دیگر جلوه های مقام انسان در اندیشه باب تأکید وی بر لزوم بازسازی روحانی عرصۀ اقتصاد و صنعت است.  در آثار گوناگون، ازجمله بیان فارسی و کتاب الاسماء، تأکید می‌شود که آدمی باید در حیطۀ کار و صنعت کارش را در کاملترین شکل ممکن درسطح خود عملی نماید.   معمولاً از واژۀ اتقان (کمال جوئی) در این بحث استفاده می‌گردد و آدمی همانند خدا باید صنع و ساخته اش درنهایت کمال و اتقان باشد.  به گفته باب وقتی که آدمی در فعالیت اقتصادی و صنعتی خود بر اساس این اصل رفتار نماید آنگاه بعنوان صورت و مثال  خدا عمل کرده است و در نتیجه در چنین زمانی مثل آنست که کار او در واقع کاری است که توسط خدا انجام شده است. بدین ترتیب این تقدس انسان باید در سطح فعالیت مادی و اقتصادی نیز خودش را آشکار نماید و بنابراین عرصه اقتصاد یعنی مادی ترین عرصه زندگی اجتماعی عرصه ای روحانی و معنوی و اخلاقی می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; بحث درباره اتقان  نتیجۀ منطقی مفهوم نوین بهشت در آثارباب است. بدین ترتیب که بهشت نه فقط  برای انسان بلکه برای هر شیئی مطرح می‌شود. گفته زیر نمونه ای از این تأکید بر اتقان در کار و صنعت و عمران و توسعه جامعه است: &amp;lt;blockquote&amp;gt;لم تزل كان ياالهی صنعك تاما كاملا متقنا محكما ولا تزال لتكون صنعك متقنا محكما تاما كاملا ... وامرت عبادك من اول الذی لا اول له الی اخر الذی لا اخر له ان يتقنون صنع الذی يظهر با يديهم علی علو ما يمكن ان يظهر من الكمال فان هذا من اتقان صنعك يا ذا الجلال ... فلتربين اللهم خلق البيان ان لا يوجد فيهم من شيی ء مصنوع الا وقد ظهر فيه صفه الصنع علی منتهی الكمال ... فانك قد احببت بذلك ان تعمرن الارض بصنايعك البهيه من ايدی عبادك وصنعك العليه من ايدی خلقك. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:73000&amp;quot;&amp;gt;کتاب الاسماء، محفظه ملی بهائی ایران ۲۹:۶۲۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;یکی دیگر از چشمگیرترین احکام بیان فارسی نفی دستگاه آخوند و کشیش و تأکید بر برابری افراد است. ناگفته نماند که بیان فارسی نه تنها باب را ظهور قائم موعود بلکه ظهور پیامبری جدید می‌شمارد و بدین ترتیب ادعای علمای شیعه در مورد اقتدار روحانی و یا سیاسی ایشان بعنوان نمایندگان قائم در زمان غیبت امام دوازدهم را باطل می‌سازد چرا که اکنون قائم و علم راستین ظاهر شده است. به همین ترتیب باب بالا رفتن بر منبر را حرام می‌سازد &amp;lt;ref name=&amp;quot;:76000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۷:۱۱&amp;lt;/ref&amp;gt; چرا که تفکیک میان فقیه دانا و مردم نادان را توهین به مقام انسان می‌شمارد. به همین ترتیب بیان فارسی نماز دسته جمعی را تحریم می‌کند چرا که جز خدا هیچکس نمی داند که ایمان چه کسی بر تر از دیگران است تا آنکه رهبر نماز باشد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:85000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۹:۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای رعایت اختصار از تفصیل این بحث خود داری می‌شود و فقط به ذکر فهرست وار برخی دیگر از تعالیم باب که عزت و حرمت انسان را ارج می‌نهد اکتفاء می‌شود: دستور به امراء و حاکمان و همینطور همه مردم که آنچه را که بر خود نمی پسندند بر احدی نپسندند – وظیفه امراء در عمران شهرها و خیابانها و در توسعه پست و در تشویق علم  و صنعت و نظافت و زیبایی –– تحریم اندوهگین ساختن هر انسان و حتی تعیین مجازات  برای آن، حرام ساختن توبه از گناهان نزد هر انسانی، تحریم حمل اسلحه، تحریم پرخاشگری حتی بالا بردن صدا و خروج از حد ادب و وقار، لزوم بنای حمام در همه جا و استحمام بدن هر چهار روز یکبار، حرام ساختن استهزاء دیگران چه به زبان و چه به اشاره، حرام ساختن تنبیه بدنی ، کتک و ضرب ، کشتن انسان یا قطع کردن اعضاء بدن، تحریم خوار و ذلیل ساختن یک انسان.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====فلسفه اخلاق=====&lt;br /&gt;
آثار باب از جمله بیان فارسی آکنده از مباحث و احکام در باره فلسفه اخلاق است. بطورکلی فعل آدمی باید سلوکی روحانی باشد و این سلوک باید به شکل نوع ویژه ای از رفتار خود را در زندگی فردی و اجتماعی ظاهر کند. باب دو اثر بنام «فی السلوک» دارد که در آن سلوک بمعنای سفر روحانی در جهت حقیقت هستی با سلوک بمعنی نحوه رفتار یکی می‌گردد و یکی بدون دیگری کامل نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; بنابراین عرفان و فلسفه اخلاق از یکدیگر ناگسستنی می‌شوند. در اینجا به ذکر مهمترین اصول اخلاق در بیان فارسی اکتفاء می‌گردد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
======لله======&lt;br /&gt;
کمتر واژه ای مانند لله در بیان فارسی تأکید می‌گردد. آدمی باید همه کارهایش لله باشد یعنی بخاطر خدا و رضای او باشد. به عبارت دیگر فعل آدمی نباید ابزاری برای دنبال کردن منافع خصوصی و خودخواهانه باشد. به همین دلیل بیان فارسی حکم می‌کند که هر کس هرگاه که می‌خواهد کاری انجام دهد باید یا به زبان و یا دردلش بگوید که او این کار را لله انجام می‌دهد. بگفته باب «هیچ عملی عمل نمی گردد الا آنکه لله واقع شود.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:70000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۷:۲&amp;lt;/ref&amp;gt;  یعنی بیان فارسی می‌خواهد که انگیزه اخلاقی فعل همواره در مد نظر آدمی باشد. به همین دلیل است که بسیاری از احکام باب به عدد ۹۵ مرتذط می‌گردد مثل ذکر اسمهای خدا هر روز ۹۵ مرتبه و یا عدم تجاوز مهریه از ۹۵ مثقال طلا. سبب این مطلب را بیان فارسی خود توضیح می‌دهد &amp;lt;ref name=&amp;quot;:49000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۶:۷&amp;lt;/ref&amp;gt; که چون همه کار باید لله انجام شود و چون در حروف ابجد لله برابر ۹۵ می‌باشد در نتیجه این نوع احکام در واقع فرد را یادآور می‌شود که کارش در زمانی درست است که با انگیزه اخلاقی همراه باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
======اتقان======&lt;br /&gt;
چنانکه قبلاً ذکر شد، آدمی باید در هر کاری از فعل خدا سرمشق بگیرد. فعل خدا نه تنها بمنظور غرض خودخواهانه و بخاطر رفع یک نیاز نفسانی انجام نمی شود بلکه بعلاوه صنع و خلقت خدا در نهایت اتقان و کمال است. بنابراین آدمی باید در کار و صنعت خود نیز کار خود را در اوج اتقان که در توانائی اوست انجام دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; این اصل حتی از مفهوم «اخلاق کار» مسیحی فراتر رفته و مفهومی کاملاً عرفانی/اجتماعی می‌گردد یعنی آنکه در چنین فعلی مثل آنستکه این خداست که از طریق آدمی دست به فعل می‌زند. در بیان فارسی آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و نهی شده كه كسی شيئ را با نقص ظاهر فرمايد با انكه اقتدار بر كمال اون داشته باشد. مثلأ اگر كسی بنای عمارتی گذارد و آنرا بكمال آنچه در آن ممكن است نرساند هيچ آنی بر آن شيئ نميگذرد مگر انكه ملائكه طلب نقمت ميكنند بر خداوند بر او بلكه ذرّات آن بنا هم طلب ميكنند. زيرا كه هر شيئ در حدّ خود وصول الی ما ينتهی در حدّ خود را تمنّا دارد و همينقدر كه كسی مقتدر شد و در حقّ اون ظاهر نكرد از او سؤال ميشود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:11000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
======لطافت و زیبائی======&lt;br /&gt;
از مهمترین احکام بیان فارسی ضرورت رعایت لطافت و زیبا سازی زندگی و جامعه است و هماگونه که در بیان آمده است کمتر امری بقدر لطافت در آن تأکید شده است: «زيرا كه در آن بقدری كه امر شده در تلطيف در اوامر ديگر نشده.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:11000&amp;quot; /&amp;gt; این لطافت از مفهوم نظافت ظاهری گرفته تا لطافت قلب، زیبا سازی هستی، و هنر را در بر می‌گیرد. در واقع توسط لطافت، دنیای مادی جلوه گر ملکوت خدا می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; در بسیاری از موارد دو حکم اتقان و لطافت با یکدیگر یکی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
======حزن و شادی======&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید گفت که شاید مهمترین اصل اخلاقی بیان فارسی تحریم محزون کردن هر انسانی است و بر عکس بالاترین فضیلت شاد ساختن دلهاست. بیان فارسی اساس اخلاق و علم اخلاق را هم در جلوگیری از حزن برای خود و دیگران می‌یابد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;كلّ علم علم اخلاق و صفات است كه انسان بان عامل باشد كه بواسطه آن علم بر نفس خود حزنی مشاهده نكند و بر نفسی حزنی وارد نياورد. اينكه امر بتقوی و ورع يا شئون ديگر شده كل راجع باين ميگردد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:33000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۹:۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;از چشمگیرترین جلوه های این حکم در بیان فارسی لزوم «اجابت» به پرسش و خواسته دیگران است. هرکس باید پاسخ پرسش دیگران را به سودمندترین شکل بدهد و اگر نامه ای دریافت می‌کند به آن پاسخ دهد. اما باید از این هم فراتر رفت و باید دید که اگر کسی نیازی دارد حتی اگر به زبانش چیزی نمی گوید باید به ندای وضعیت او و شرایط زندگی او پاسخ داد یعنی باید نسبت به همگان احساس مسئولیت کرد و در بهبود حال دیگران کوشش کرد. بیان فارسی می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;واجب گشته در اين ظهور كه اگر كسی بسوی كسی خطّی نويسد بر اينكه او را جواب دهد, و فصل محبوب نبوده, بخطّ خود يا بخطّی كه امر كند. و همين قسم اگر كسی سؤال كند بر مستمع واجب است جواب بانچه دلالت كند... و همچنين اگر كسی لسان حالش ناطق باشد  بر متفرسٌين لازم است اجابت او, و همچنين اگر مقاعد آن محلّ اجابت باشد يا ظهورات ديگر كه نفس بصير خود ادراك ميكند واجب است اجابت او, تا آنكه هيچ نفسی در هيچ موقع سبب حزنی مشاهده ننمايد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:98000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۶:۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این مطلب بقدری اهمییت دارد که باب به عبارتی خانه خدا را دل مردم می‌شمارد و در نتیجه به باور اوحج راستین نیازمند آوردن شادی به دلهاست: &amp;lt;blockquote&amp;gt;مراقب خود باشيد كه در هيچ حال بر هيچ نفسی حزن وارد نياوريد كه قلوب مؤمنين اقرب است بخداوند از بيت طين... ولی هيچ شيئ در سبل حجّ اهم از آن نيست كه تكسّب اخلاق نموده كه اگر با نفسی باشد نه خود محزون گردد و نه او را محزون كند. چه در سبيل مكّه امری كه اقبح از هر امری بود نزد حق و هبط عمل ايشان ميشد نزاع حجّاج بود با يكديگر چه اين امر در هر حال حرام بوده و هست و سنّت مومنين غير از حلم و صبر و حياء و سكون نبوده و نيست بلكه بيت بيزار است از مثل اين مردم كه در حول او طواف كنند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:75000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۴:۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;باب تأکید می‌کند که حرمت محزوت ساختن مردم و لزوم شادساختن آنان در مورد زنان حتی اهمیت بیشتری دارد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;هيچ طاعتی در بيان اقرب از ادخال بهجت در قلوب مؤمنين نبوده و هم چنين ابعد از حزن بر آنها نبوده و در اولوالدوائر (زنان) حكم مضاعف ميگردد چه در بهجت و چه در حزن و انسان در هر حال بايد مراقب باشد كه اگر بابتهاج نياورد نفسی را هم محزون نگرداند نفسی را. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:50000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۷:۱۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
======زبان شناسی معنوی======&lt;br /&gt;
یکی از احکام نمادین بیان فارسی اینستکه برخورد ما با اسم افراد و اشیاء دگرگون گردد یعنی در اسم هر چیز نامهای خدا را ببینیم و بدین ترتیب هرچیزی را در حقیقت و کمال آن که تجلی خداست بنظر آوریم و با آن به احترام برخورد کنیم. در گفته زیر ذکر می‌شود که حتی در سنگ که ظاهراً بی ارزش ترین چیز است هم باید اسماء خدا را که در قرآن آمده است دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; یعنی در سین آن سبوح، در نون آن نور و در گاف آن (و در این مورد کاف چون در قرآن و زبان عربی حرف گاف وجود ندارد) کریم را دید. در نتیجه همه چیز می‌شود تبلور نامهای خدا، یعنی همه چیز را باید عزیز و مقدس و بزرگ دید و با همه چیز بدینسان رفتار کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;از آنجائی كه اهل بيان را خداوند امر فرموده كه كلّ شيئ را بمنتهی اليه كمال خود ظاهر گردانند اذن فرموده ايشان را كه هر شيئ را بحروف اسم او باسماء اللّه جلّ و عزٌ خونده شود كه هيچ نفسی در هيچ شيئ نبيند الّا طلعت ظهور مشيّت را كه در او ديده نميشود الّا اللّه. مثلاً منتهی اليه رتبه جماد سنگ است در سين او نبيند الّا سبّوح و در نون او الّا نور را و در كاف او الّا كريم را چه ذكر كند بقول يا چه خطور كند بقلب او &amp;lt;ref name=&amp;quot;:27000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۵:۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظر باب راجع به اسلام===&lt;br /&gt;
باب اسلام را آئینی الهی، قرآن را کلام خدا، و محمد را رسول خدا می داند. شماری از نوشته های باب بصورت تفسیر سوره های قرآنی نوشته شده است و معانی باطنی و عرفانی آن آیات را آشکار می سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; در زمان اقامت باب در اصفهان، منوچهر خان معتمدالدوله حاکم مقتدر آنجا، که از زمینه مسیحی آمده و قلباً هنوز در باره پیامبر اسلام اطمینان نداشت، در حضور علماء از باب خواهش نمود که در اثبات نبوت پیامبر اسلام  رساله ای بنویسد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:31&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548|صفحات=238|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; باب بلافاصله و بدون درنگ رساله مفصلی در همان جمع و به خط خویش با مرکب آبی رنگ بنگاشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:25&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfird Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=34|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نام این نوشته رساله اثبات نبوت خاصه است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:25&amp;quot; /&amp;gt; در این اثر بصورتی حیرت انگیز باب نشان می دهد که هیچ چیز در مورد زندگی پیامبر اتفاقی نبوده بلکه همه چیز در مورد او، مانند نام پدر و مادر یا تاریخ تولد و نظائر آن، بیانگر مفاهیمی نمادین از حقائق الهی است. در عین حال باب در این اثر مانند همه آثارش بزرکترین دلیل حقانیت پیامبر اسلام را نزول آیات بر می شمارد و مصداق همین امر را در مورد خودش تأکید می نماید. این اثر چنان منوچهر خان را متأثر نمود که نه تنها به پیامبر اسلام بلکه به باب نیز ایمان یافت و در جرگه پیروان او در آمد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تکامل ادیان، پایان دوره اسلام====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر باب حقیقت همه پیامبران و همه ادیان یکی است. کلمه الهی خود را بدو صورت متجلی می سازد: یکی حقیقت پیامبر است و دیگر آیاتی که به وحی الهی از او صادر می شود. اما این کلمه الهی حقیقتی است زنده و به همین دلیل پویا. به همین جهت است که کلام الهی اگر چه یکی است ولی در زمانهای گوناگون بر اساس تکامل استعداد بشر بصورت جامعتری خود را ظاهر می کند. پس هر دینی در زمان خود و به نسبت به گذشته کامل است و در عین حال کمال بالقوه هر دینی ظهور پس از آنست یعنی در دیانت بعدی است که شکوفائی کمالات بالقوه دیانت و مدنیت قبل ممکن می شود. مثلاً تورات و انجیل و قرآن همه کلمه واحدی هستند که در زمانهای مختلف به شکل نوین و کاملتری خود را ظاهر کرده اند. پس کمال تورات، انجیل و کمال انجیل، قرآن است و اکنون کمال قرآن بصورت بیان ظاهر شده است. از این روست که بیان فارسی قرآن را هم اکنون محزون ترین پدیدار در دنیا می داند چرا که کسانی که مدعی ایمان و عشق به آن هستند مانع می شوند که قرآن و پیروانش به کمال و بهشت خود یعنی بیان و مؤمنانش نائل شوند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;قرآن و ارواح متعلقه به آن مشتاق بودند بظهور منزل خود و غیر اورا منظور نظر نداشته و نمی دانند... و امروز فرقان صلوات می فرستد بر حروفی که او را عروج داده و داخل بیان نموده...چنانچه امروز هیچ شیئ محزونتر از فرقان نیست و کل او را تلاوت می نمایند و از رحمت او هیچ ندارند الا نقمت را بمثل آنهائیکه در حین نزول فرقان، کتاب الف (انجیل) را تلاوت می نموده. ای اهل بیان نکرده مثل آنچه اهل فرقان نموده و از محبوب خود به هیچ شیئ محتجب نگشته که ارتفاع بیان عروج بسوی او است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:90000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۳:۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;باب دوره اسلام را هزار سال می‌داند که با ظهور او به پایان رسیده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:232&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Saiedi, Nader. Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9.|مکان=. Canada|صفحات=254-255|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====برداشتهای نوین روحانی====&lt;br /&gt;
به باور باب، آثار وی برای اول بار حقیقت نهفته و باطنی مفاهیم اسلامی و آیات قرآنی را آشکار می کند. به عنوان مثال به باور باب آنچه که شیعیان بعنوان اصول دین به آن باور دارند دارای معانی نهفته ای است که با برداشتهای ظاهری متداول میان مسلمانان تفاوت بسیار دارد. برداشتهای متداول از روز قیامت و بهشت و دوزخ، و با خاتمیت و تغییر ناپذیر بودن فقه اسلامی برای تعیین قوانین جامعه، و یا زنده بودن امام دوازدهم و انتظار عدل او که خشونت و نابردباری افراطی به نظر می آید همه نه تنها با خرد در ستیزند بلکه با لطافت عرفان، مقام انسان، و رحمت الهی نیز ناسازگار بنظر می آیند. از این رو باب همه این مفاهیم را حائز معانی باطنی می داند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====توحید و نبوت=====&lt;br /&gt;
توحید اگر چه حقیقت محض است اما معنای توحید در رتبه ذات خدا برای هیچ مخلوقی قابل درک نیست و بنابراین اوج عرفان بشر شناسائی تجلی و ظهور توحید حق در آینه موجودات است یعنی توحید خدا را صرفاً از طریق توحید حقیقت مشترک پیامبران می توان ایجاب نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصل نبوت به باور باب بیانگر این واقعیت است که حقیقت همه پیامبران یکی است و آن هم چیزی جز تجلی اسماء و صفات خدا در آینه پیامبران نیست. پس وحی الهی از فؤاد پیامبر یا حقیقت پیامبر ناشی می شود و نه از ذات خدا. بعبارت دیگر کلام الهی کلام ذات خدا نیست چه که در ذات حق تکلمی در کار نیست چرا که در آن رتبه اصلاً خلقی وجود ندارد که کلامی برای او مطرح شود. بلکه کلام حق عبارت از کلام تجلی حق در حقیقت پیامبر است. پس پیامبر بعنوان نقطه دارای دو مقام است مقام عبودیت که مخلوق خداست و مقام الوهیت یعنی آنکه در آینه وجود پیامبر جز تجلی اسماء و صفات الهی را نمی توان دید. از آنجا که پیامبران حقیقتشان یکی است پس همه پیامبران هم اولین پیامبرند و هم آخرین پیامبر، در عین حال که با هیچ پیامبر و دینی وحی و کلام الهی به انتها نمی رسد و تکامل وقفه ناپذیر بشر و جامعه مستلزم استمرار و تکامل ابدی ادیان  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====قیامت، بهشت و دوزخ=====&lt;br /&gt;
مفهوم قیامت و معاد از نظر باب نه پایان تاریخ بلکه پایان یک مرحله از تکامل بشر یعنی پایان دوران یک دین و آغاز ظهور بعد است. پس قیامت مسیحیت با ظهور پیامبر اسلام صورت گرفت و قیامت اسلام در سال ۱۲۶۰ هجری قمری با ظهور باب اتفاق افتاد..&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; دوزخ و بهشت نیز نه محلی برای شکنجه ابدی برخی مردم و یا محلی برای تمتع جسمی و جنسی سیراب ناپذیر برخی دیگر است بلکه معنای روحانی دارد. بهشت شکوفائی کمالات روحانی است و دوزخ محرومیت از این تکامل است. بهشت نزدیکی به خداست و توسط مدنیت و ارزشهای نوین یک پیامبر تحقق می یابد. چهار نهر بهشت که در قرآن &amp;lt;ref name=&amp;quot;:13000&amp;quot;&amp;gt;محمد آیه ۱۵&amp;lt;/ref&amp;gt; یاد شده است (آب، شیر، عسل، و شراب) عبارت از اولاً چهار سبک کلام الهی است که از قلم پیامبر جاری می شود (آیات، مناجات، تفاسیر، و صور علمیه) و ثانیاً چهار مرحله خلقت روحانی مدنیت نوین است (مشیت، اراده، قدر و قضاء).  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====عدل الهی=====&lt;br /&gt;
عدل الهی مستلزم اختیار بشرو نیز استمرار فیض هدایت الهی بر طبق تکامل وقفه ناپذیر انسان و جامعه است و در نتیجه اعتقاد به انتهای نبوت و رسالت نفی کامل عدل الهی است. بعلاوه عدل الهی اقتضاء می کند که دلیل حقانیت یک پیامبر قابل دسترسی و تحقیق برای همگان باشد و در نتیجه تصور اینکه دلیل حقانیت پیامبران معجزات باشد با عدل الهی تضاد دارد چرا که  در آنصورت دلیل پیامبر تنها برای کسانی قابل دسترسی می شود که در همانجا و همان زمان حاضر بوده باشند. پس عدل الهی مستلزن باور به حجیت کلام پیامبر است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====تفسیری نوین از غیبت امام=====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب به امامت هم باور دارد و ائمه را جانشینان بر حق پیامبر اسلام می داند اما از نظر باب امامها همه مخلوق کلمه پیامبر هستند و بنابراین هرگز نباید آنان را با پیامبر برابر دانست. بگفته باب:&amp;lt;blockquote&amp;gt;قول شجره حقیقت مشابه نمی شود بقول او قول احدی از ممکنات زیرا که بقول او کینونیت شیئ خلق می گردد مثلاً اگر تکلم نفرموده بود آن شجره در ظهور قرآن بولایت امیرالمؤمنین (ع)، خلق آن ولایت نمی شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۳:۲&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;بهمچنین باب اگرچه خود را ظهور قائم یا امام دوازدهم نیز بر شمرد اما مراد او از قائم حقیقت امامان است. اگر چه بمنظور آماده ساختن مردم برای درک حقائق روحانی، باب به گونه‌های متفاوتی در مورد مفهوم غیبت امام سخن گفته است اما در نهایت آن را معنایی عرفانی و نه تاریخی داده است. صریحترین شکل این بحث در اثری بنام شرح دعاء غیبت که در دوران شیراز نوشته شده یافت می‌شود.  این اثر تفسیری است بر دعاء غیبت که دعائی است که به امام صادق منسوب است.  شیعیان باید این دعاء را در زمان غیبت امام دوازدهم بخوانند تا آنکه ظهور و بازگشت امام تسریع شود.  این دعاء بسیار کوتاه است و تنها از سه جمله تشکیل می‌شود.  در تفسیر این دعاء، باب ابتدا به گونه ای فلسفی حقیقت نهفتۀ مفهوم قائم، غیبت و بازگشت را بیان می‌کند.  بر طبق وی، این مفاهیم مفاهیمی تاریخی نبوده و اشاره به حوادثی تاریخی نمی‌باشند. برعکس این مفاهیم اشاره و تعبیری است لطیف وسمبلیک از حقیقت وجود آدمی و شرایط مربوط به بزرگی و یا خواری انسان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تعبیر باب خداوند انسان را کامل و والا خلق می‌کند و به این جهت است که در این فطرت اولیۀ، آدمی نقصی ندارد که نیاز داشته باشد که از خدا چیزی برای رفع نقص خود بخواهد.  این مفهوم یعنی اینکه آدمی بزرگ و کامل خلق شده است به عنوان تولد امام دوازدهم و کودکی وی تعبیر می‌شود.  اما آدمی اگرچه بالقوه کامل و بزرگوار آفریده شده است به دنبال زندگی عادی خویش در خواهشهای مادی و دنیای جسمانی غرق می شود و در نتیجه حقیقت روحانی و والای خود را فراموش می کند و از خود بیگانه می‌گردد.  این خود بیگانگی و غرق شدن در دنیای مادی و خواهشهای ظاهری بعنوان غیبت امام تعبیر می‌گردد. در اینجاست که ظلم و ستم حاکم می شود چرا که ظلم چیزی جز محصول نفی حقائق روحانی  و انحطاط به رتبۀ حیوانی و درندگی نیست. در اینجاست که نجات بشرو تحقق عدالت و آزادی نیازمند آن است که آدمی دوباره به حقیقت روحانی وجود خود بازگردد و این بار این قوای روحانی بالفعل در جهان ظاهر شود. این بازگشت انسانیت انسان و کشف و ظهور جنبۀ روحانی و قدسی وجود آدمی بعنوان بازگشت امام تعبیر می گردد. اما برای آنکه امام بازگردد یعنی برای آنکه آدمی فراموشی روحانی خود را کنار بگذارد و از جنبۀ الهی و معنوی خود آگاه گردد لازم است که به دعاء و مناجات روی آورد چرا که دعاء چیزی نیست جز حالتی که در آن موجود محدود در درون خود حقیقت نامحدود را کشف می‌کند، و آدمی از زندگی ظاهری خود فراتر رفته به حقائق روحانی و خداوند ارتباط می‌یابد و از حقیقت روحانی و والای وجود خود آگاه می‌گردد.  بگفته باب:&amp;lt;blockquote&amp;gt;فیا ایهاالناظر الی اثار الجلال فایقن اولاً ان الله سبحانه لم یخلق شیئاً الا و قد تمّ علیه کل مایقدر به من قدرته و لولا الامر کذلک ما کان صنع الله تاماٌ و لا یلیق ان ینسبه الی نفسه. فاذا عرفت هذا الامر و شاهدت سره بحقیقتک تعرف بان الشیئ  لم یک محتاجاٌ بشیئ فی بدء وجوده لیدعوا الله ربه لاجله بل خلقه الله کما مایلیق بجلاله. فاذا اعرض عن مقامه بقسم کذّب انیته یحتاج بکل شیئ و فی هذاالمقام فرض الله علیه لخلاصه حکم الدعاء. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:9000&amp;quot;&amp;gt;شرح دعاء غیبت&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====اشاره آیات قرآن به ظهور باب=====&lt;br /&gt;
بعلاوه در تعبیر باب همه آیات قرآنی در نهایت اشاره ای به ظهور اوست کما اینکه همه آیات بیان بقول باب اشاره به ظهور موعود بیان است: «در بیان هیچ ذکری نیست مگر او (من یظهره الله) لعلّ در وقت ظهور، مشاهده حزن نفرماید از مؤمنین بخود که در غیب باو ایمان آورده و کل منتظر لقاء او هستند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:34000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۲:۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt; بعنوان مثال آیات قرآنی آکنده از ذکر روز قیامت و نیز لقاءالله یا دیدار خداست. اما باب توضیح می دهد که قیامت اشاره بظهور بعد یعنی ظهور باب است و چون دیدار خدا ناممکن است پس منظور قرآن از لقاءالله دیدار و ملاقات با مظهر خدا یعنی پیامبر بعد است. همچنین در احادیث اسلامی مکرر آمده است که همه کتابهای آسمانی در قرآن و همه قرآن در فاتحه و همه فاتحه در بسم الله الرحمن الرحیم و همه بسمله در باء است. باب بیان می‌کند که بسم الله الرحمن الرحیم از نوزده حرف تشکیل شده است و این مطلب اشاره به حقائق قدسی ادیان دارد که باید در ظهور بعد به شکل باب و هجده حروف حی او ظاهر گردند و از این روست که شماره نوزده در قرآن پدیداری محوری می‌شود. &lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[آثار سید علی‌محمد باب|بخش سه: آثار سید علی محمد باب]]==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Haykal-e-Bab.jpg|بندانگشتی|220px|دست خط باب]]&lt;br /&gt;
سید علی محمد شیرازی در بیان فارسی در باب یازده از واحد ششم آثار خود را مشتمل بر ۵۰۰٬۰۰۰ آیه برآورد کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Lawson&amp;quot; /&amp;gt; از آنجا که بیان فارسی در سال چهارم (۱۸۴۷–۱۸۴۸ میلادی) از رسالت شش ساله باب نگاشته شده مقدار آثار وی باید بیشتر از این مقدار باشد باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=35|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:60000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=MaxEoin|نام=Denis|مقاله=BAYĀN (2)|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|جلد=3|سال=1988|صفحه=878-882|نشانی=http://www.iranicaonline.org/articles/bayan-declaration-elucidation-term-applied-to-the-writings-of-the-bab-q|زبان=English}} {{یادکرد وب|نام خانوادگی=electricpulp.com|کد زبان=en|وبگاه=www.iranicaonline.org|نشانی=http://www.iranicaonline.org/articles/bayan-declaration-elucidation-term-applied-to-the-writings-of-the-bab-q|عنوان=BAYĀN (2) – Encyclopaedia Iranica|بازبینی=2018-08-04}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نادر سعیدی استاد دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس در کتاب «باب‌الفؤاد» که به بررسی جامع آثار باب می‌پردازد آثار وی را به سه دسته کلی تقسیم می‌کند که این تقسیم‌بندی تا حدودی ترتیب زمانی آن آثار نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:107000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=27-28|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اولین مرحله از آثار باب بیشتر معطوف به تفسیر سوره‌ها یا آیات قرآنی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=30-32|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مشهورترین این آثار تفسیر سوره یوسف است که از طریق آن باب اول بار دعوی خود را آشکار نمود و آئین بابی متولد گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; [[بهاءالله]] از این اثر به عنوان اولین و بزرگترین کتاب‌ها یاد می‌کند و [[شوقی افندی]] آن را قرآن دوران بابی می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Lawson&amp;quot; /&amp;gt; اما این اثر اولین نوشته باب نیست بلکه اولین نوشته او پس از آغاز دعوتش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=30|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به عنوان مثال قبل از آن باب نوشتن تفسیری بر سوره بقره را آغاز کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; اما این تفسیر از دو بخش تشکیل می‌شود که بخش اول از آغاز سال ۱۲۶۰ هجری قمری شروع و در انتهای سال به پایان رسیده‌است در حالیکه بخش دوم همگی پس از آغاز دعوتش بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; دسته دوم بیشتر آثار فلسفی است که در آن به بحثهای مابعدالطبیعه و الهیات تأکید می‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=32-35|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از مهم‌ترین این آثار صحیفه عدلیه، توقیع میرزا سعید (جواب سؤالهای ثلاثه)، تفسیر هاء، فی الغناء، شرح دعاء غیبت، و اثبات نبوت خاصه است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; برخی از تفاسیر باب نیز مانند تفسیر کوثر و والعصر که در این مرحله نوشته شده‌اند به این نوع مباحث تأکید می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; آثار دو مرحله اول بیشتر در سه سال اول رسالت باب نوشته شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=29|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مرحله سوم آثار باب مرحله تشریع است که در آن تعالیم اجتماعی و احکام بابی به عنوان یک دیانت نوین مورد بررسی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=35-36|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بیان فارسی، بیان عربی، دلائل سبعه، لوح خطاب به ملا باقر، کتاب الاسماء و کتاب پنج شأن جزو این گروه هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; کتاب بیان فارسی ام‌الکتاب آئین بابی است، که باب در آن خود را موعود اسلام و پیامبری جدید معرفی می‌کند، شریعت اسلام را منسوخ اعلام می‌کند و قوانین و احکام جدیدی وضع می‌کند با این هدف که مردم برای پذیرش موعودی جهانی که پس از وی می‌آید آماده شوند، وی از این موعود با نام من یظهره الله یاد می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; پس آثار باب از سه مرحله تشکیل می‌شود: اول تنزیل به عنوان تفسیر، دوم تنزیل به عنوان تبیین فلسفی، و سوم تنزیل به عنوان تشریع.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تنزیل بعنوان تفسیر===&lt;br /&gt;
باب بسیاری از سوره های قرآنی مانند بقره، یوسف، کوثر، والعصر، و انشراح را مفصلاً تفسیر کرده است. اما به رغم تنوع این مباحث، همه تفاسیر باب منطق خاصی از تفسیر را به ارمغان می‌آورد. کلام الهی به باور باب دارای معانی نامحدود است و این معانی در پرتو منظر و درجه درک خواننده خود را جلوه گر می‌سازد. اما همه این معانی در یک سطح نمی باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; بلکه بالاترین و عمیق ترین معنی زمانی خود را جلوه می‌دهد که خواننده در مشعر فؤاد بوده و از ساکنان پهنه لاهوت باشد. در این مرحله خواننده اصلی ترین معنا را درک می‌کند. ویژگی این تفسیر متعالی این است که خواننده در کلام الهی تنها و تنها صرف تجلی حق را می‌بیند. در نتیجه او در کلام الهی سوره ها و بخشها و جملات و کلمات و حروف گوناگون نمی بیند بلکه همه کلام الهی را نقطه ای واحد می‌بیند و آن وحدت چیزی جز تجلی حق، یعنی حقیقت هستی و حقیقت کلمه الهی و حقیقت پیامبران، نیست. اینجاست که هنر تفسیر به کشف حقیقت اشیاء و کلمات و مفاهیم می‌پردازد و در همه چیز نور خدا را می‌بیند. در چنین برداشتی از کلام الهی نه تنها همه آیات و سوره های قرآن بازتاب حقیقت هستی یعنی تجلی خداست بلکه قرآن و انجیل و تورات و دیگر کتابهای آسمانی نیز همگی یکی می‌شوند و در آنها تغایری دیده نمی شود و در نتیجه شکوهمندترین و حقیقی ترین پیام یا معنای همه کتابهای آسمانی تقدس همه چیز و همه کس و لزوم ورود به مشعر فؤاد است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; بعنوان مثال، باب در تفسیر سوره کوثر بیان می‌کند که اگر در ارض لاهوت منزل گیری و این سوره را بخوانی یقین می‌یابی که همه حروف این سوره یک حرف است و تمامی تغایر الفاظ و معانیش به نقطه واحد بر می‌گردد چه که اینجا مقام فؤاد است و خدا عناصر این آب کوثر را بگونه ای آفریده که همه در آن واحد آتش و هواء و آب و خاک هستند یعنی چیزی نیستند جز صرف  تجلی الهی:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ان كنت سكنت فی ارض اللٌاهوت و قرئت تلك السّورة المباركة فی البحر الاحدية وراء قلزم الجبروت فايقن انٌ كل حروفها حرف واحدة وكل تغاير الفاظها ومعانيها ترجع الی نقطة واحدة لانٌ هنالك مقام الفؤاد و مشعر التوحيد قد خلق الله عناصره من ماء كوثر واحدة كله نار كله هواء كله ماء كله تراب كله انية الكبريائية و اعطائية الصمدانية وكوثرية المتجلٌية. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;از این روست که در تفسیر باب از آیات قرآنی هر واژه ای در نهایت توصیف حقیقت هستی است و آن حقیقت هم ظهور اسماء و صفات خدا در همه چیر است و آنهم خود کلمه الهی است که به شکل پیامبران و اولیای الهی ظاهر می‌گردد. از این رو کلام الهی در واقع توصیف خودش است که حقیقت همه چیز می‌باشد. تقسیر سوره یوسف این مطلب را بگونه هائی حیرت انگیز بیان می‌دارد. اگر چه این کتاب تفسیر آیات قرآن است اما خود این تفسیر نیز بزبان آیات نوشته شده است یعنی وحی و تنزیل خود را به شکل تفسیر در می‌آورد. اما در اینجا آنکه تفسیر می‌کند همان است که متن کتاب مورد تفسیر را نوشته، و در عین حال نه تنها مفسر و نویسنده یکی هستند بلکه هردو خود همان نوشته و همان تفسیر می‌باشند یعنی نویسنده، نوشته، مفسر و تفسیر همگی یک حقیقتند. به عبارت دیگر قرآن ذکر خداست که توسط مشیت اولیه یا ذکر نوشته شده است ولی تفسیر سوره یوسف هم ذکر خداست و توسط باب که همان ذکر است نوشته شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تنزیل بعنوان فلسفه و الهیات===&lt;br /&gt;
دومین نوع آثار باب که معمولاً متعاقب و گاهی همزمان با مرحله تفسیری نوشته شده است بیشتر به بررسی مباحث فلسفی در مورد حقیقت هستی می‌پردازد. از مهمترین این آثار صحیفه عدلیه بزبان فارسی و توقیع میرزا سعید به عربی است. توقیع مزبور پاسخ به سه سؤال در باره مفهوم بسیط الحقیقه، قدم و حدوث، و اصل &amp;quot; از واحد تنها واحد صدور می‌یابد&amp;quot; پاسخ می‌دهد.  در همه این مباحث فلسفی، باب بر استعلای خدا تأکید می‌کند و بر این اصل که خدا مشیت را بتوسط خود مشیت خلق کرده و همه چیز را به علیت مشیت خلق می‌کند تصریح می‌کند. پیام این مباحث در نهایت، وحدت همه هستی است یعنی همه چیز بازتابی از مشیت خداست که حقیقت اشیاء را تشکیل می‌دهد. به عبارت دیگر همان مفهومی که قبلاً از طریق منطق تفسیر بازگو شده بود اکنون به شکل گفتار فلسفی و الهیات در می‌آید. اینکه حقیقت همه چیز بازتابی از اسماء و صفات خداست نه به معنای وحدت وجود و یکی بودن حق و خلق بلکه بر عکس بمعنای استعلای مطلق ذات الهی از هر اسم و صفتی است و در بارگاه ذات حق اصلاً خلقی وجود نداشته و ندارد چه رسد به آنکه با آن یکی باشد. اما هستی بازتاب تجلی مشیت الهی است و نه ذات الهی. این مشیت حقیقت همه پیامبران است و بعنوان نقطه که سرچشمه همه چیز است بی انکه خود تعینی محدود داشته باشد ذکر می‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان دهها مبحث گوناگون که در اینگونه آثار باب مطرح می‌گردد دو موضوع اهمیت ویژه ای داشته و بسیاری از آثار باب بر این دو موضوع تأکید می‌کنند. این دو موضوع یکی بحث در باره شئون آیات است و دیگر بحث در باره مراتب سبعه خلقت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار باب همگی خود را براساس تقسیم بندی کلام الهی به چهار شأن تعریف و توصیف می‌کنند. این چهار شأن عبارتند از آیات، مناجات، تفسیر، و اجوبه یا مباحث علمیه. آیات کلامی است که خدا در آن مستقیماً سخن می‌گوید. قرآن همگی به زبان آیات است. ادعیه یا مناجات کلام الهی است که از زبان خلق خطاب به خدا بیان می‌شود. دعاهای پیامبر اسلام به این شأن بیان شده اند. تفسیر در واقع توضیح آیات است و کلام امامان اساساً چنین است. به باور باب، مباحث علمیه در واقع تشریح روح مناجات است چه که هدف این مباحث نشان دادن حقیقت روحانی هستی است که توجه به این حقیقت روحانی وجود عصاره دعا و مناجات است. ابواب به این شأن می‌پردازند. آثار باب به هر این چهار شأن نوشته شده است و بعلاوه بزبان فارسی هم که در دنیای اسلام سابقه نداشته ظاهر شده است و در نتیجه بعنوان شأن پنجم مطرح می‌گردد. در تفسیر سوره کوثر باب به تفصیل توضیح می‌دهد که چهار نهر بهشت همین چهار شأن کلام الهی است که از قلم الهی جاری می‌گردد.  اما سبب آنکه باب برای این تقسیم بندی اینقدر اهمیت قائل است تأکید وی بر مفهومی فلسفی است. دو شأن تفسیر و مباحث علمیه فروع و بازتابی از دو شأن اصلی یعنی آیات و مناجات است. اما آیات و مناجات بیانگر حقیقت مقام پیامبران یعنی دو مقام نقطه است. آیات بیانگر رتبه الوهیت پیامبران، و مناجات بازتاب جنبه عبودیت آنان است. در نتیجه کلام الهی که حقیقت و خالق هستی است خود بیانگر حقیقت مقام مشیت یا نقطه است که همه هستی از طریق ان سرچشمه می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث در باره مراتب سبعه خلقت هم تأکیدی بر همین مفهوم است که در همه هستی می‌توان اسماء و صفات الهی را دید و این اسماء و صفات حقیقت همه هستی است. این هفت مرحله عبارتند از مشیت، اراده، قدر، قضا، اذن، اجل، و کتاب. در این میان سه مرحله اول اصلی هستند و چهار مرحله بعدی ظهور آن سه مر حله غیب در عرصه شهود است.  مشیت اشاره به وجود یا تجلی خدا دارد. اراده سرچشمه اختیار و یا ماهیت شیئ است. قدر جمع و پیوند میان دو مرحله قبل است. پس هیچ چیز هست نمی شود مگر به فعل خدا و اختیار مخلوق.  این امر در انسان اهمیت ویژه ای می‌یابد و در نتیجه همه چیز هم به مشیت الهی است و هم به اختیار انسان. تأکید بر آزادی انسان بعنوان زیر بنای مفهوم قدر و تقدیر از ویژگیهای اندیشه باب است. اما عصاره این بحث این است که هرچیز برای آنکه هستی بیابد باید از این هفت مرحله فعل خلاق الهی بگذرد و در نتیجه هر چیز بازتاب فعل خلاق الهی است و حقیقت همه چیز تجلیل و تسبیح و ذکر و ستایش خداست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تنزیل بعنوان تشریع===&lt;br /&gt;
آثار سه سال دوم رسالت باب همگی بر مقام باب بعنوان نه تنها قائم موعود بلکه پیامبری نوین تأکید کرده و به تشریع احکام و مدنیت بابی می‌پردازد. در این مرحله هم وحدت همه پیامبران تشریح می‌شود وهم آنکه دین و کلام الهی جنبه ای تاریخی و پویا بخود می‌گیرد. به عبارت دیگر حقیقت همه پیامبران یکی است ولی این حقیقت واحد در زمانهای گوناگون و باقتضای تکامل روحانی بشر خود را بگونه های متفاوتی ظاهر می‌کند. در آغاز بیان فارسی خدا برتر از اول و آخر و ظاهر و باطن توصیف شده و در نتیجه آیه قرآنی (که قبلاً در تورات و انجیل هم آمده است) که خدا را اول و آخر و ظاهر و باطن وصف می‌کند در حقیقت توصیف تجلی خدا در هستی یعنی حقیقت پیامبران و کلام الهی می‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; بدین جهت همه پیامبران هم اولین و هم آخرین پیامبرند و ظهور و بطون کلمه الهی امری تاریخی می‌گردد. بجای اینکه یک دین و یک سلسله احکام ابدی بشود هر دین و هر حکمی باقتصای زمان خود مطرح می‌گردد ولی در عین آنکه برای تجدید ادیان و پیامبران پایانی نیست اما همگی یک حقیقت واحدند. از این رو باب همه مفاهیم سنتی مذهبی را دگر گون می‌کند. روز قیامت نه پایان تاریخ و کیهان بلکه پایان یک دین و ظهور دین نوین می‌گردد. لقاء الله اشاره به دیدار پیامبر بعد دارد چه که خدا دیدنی نیست. بیت خدا در واقع همان کلمه الهی است و صرفاً بعلت اراده آن کلمه است که بناهای متفاوت که ذاتاً با بقیه بناها هیچ فرقی ندارند بنحوی نمادین بیت خدا می‌شوند. اما مراد از طواف بیت خدا طواف در حول اراده الهی و پذیرش پبامبر بعدی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:75000&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر وحدت پیامبران و ادیان، آثار تشریعی باب بر وحدت همه هستی بعنوان بازتاب صفات الهی تأکید می‌کند و بر آنست که فرهنگی بوجود آورد که همه جنبه های زندگی انسان آینه حقیقت روحانی او گردد. همه اعمال باید لله صورت پذیرد، همگان باید مراقب نیاز همگان باشند، محزون ساختن هیج انسانی جائز نیست و آدمی باید در هر کار و فعالیتی در نهایت اتقان، کمال و لطافت و زیبائی عمل کند. همه چیز در هستی دارای حق است و آدمی وظیفه دارد که بکوشد تا هرچیز به بهشت خود یعنی شکوفائی کمالاتش برسد. بعبارت دیگر آدمیان باید طبیعت و همدیگر را بعنوان مظاهر صفات خدا دیده و بدین ترتیب با همه چیز و همه کس رفتار نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سمبلهای بسیار مهم این دوران تأکید باب بر این نکته است که جامعه بابی را بعنوان کل شیئ که در حروف ابجد برابر با ۳۶۱ است می‌گیرد. این ۳۶۱ برابر ۱۹ ضرب در ۱۹ می‌باشد. این نوزده عبارت از باب و هجده حروف حی او هستند. اما این نوزده که از طریق آن کل شیئ بوجود می‌آید خود بازتاب و مخلوق حقیقت باب یعنی نقطه است. پس در همه چیز و همه کس باید حقیقت آن یعنی نقطه را مشاهده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در باره آثار باب دشمنان آئین بابی و [[آئین بهائی|بهائی]] بجای توجه به محتوای خلاق و نوآور آن نوشته ها، تأکید خود را بر «غلطهای دستوری» در آن آثار متمرکز کرده اند تا تصویری خوار از باب و نوشته هایش بدست دهند. اما چنین اعتراضاتی درست مانند اعتراض اعراب به قرآن بود که آن را اساطیر اولین و محمد را شاعر مجنون لقب می‌دادند(مثلاً سوره صافات آیه ۳۶ سوره طور آیه ۲۹-۳۰ سوره اعراف آیه ۱۴۲ سوره تکویر آیه ۲۲.)  و قرآن را در واقع نوشته یک عجم می‌دانستند &amp;lt;ref name=&amp;quot;:41000&amp;quot;&amp;gt;نحل آیه ۱۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt; . در آن زمان بخلاف اکنون که همه بر فصاحت قرآن تأکید می‌کنند اعراب مکه آن را نوشته ای عادی دانسته و می‌گفتند که ما هم می‌توانیم مانند قرآن بنویسیم &amp;lt;ref name=&amp;quot;:67000&amp;quot;&amp;gt;سورۀ انفال آیۀ ۳۱&amp;lt;/ref&amp;gt;.  اما پس از استقرار اسلام بود که فصاحت قرآن امری بدیهی گردید. گفته شده است که از باب خواستند که فعل قال را صرف کند و او نتوانست. اما اگر کسی به هزاران توقیع و کتاب باب بزبان عربی نگاه کند می‌بیند که هزاران بحث بسیار دشوار فلسفی در این آثار بنحو دقیق و تازه و بی سابقه ای تدقیق شده است و هر کس که هم عربی بداند و هم با پیچیدگی مفاهیم آثار باب آشنا باشد هیچگونه مشکلی برای فهم آنها نخواهد داشت. چگونه می‌شود که در هزاران بحث گوناگون پیچیده، باب بزبان عربی بصورتی پیوسته و منطقی و منسجم مباحث عمیقی را بتواند بدون درنگ و تفکر بیان کند ولی واژه قال را نداند! البته فعل قال و اشتقاقات آن هزاران بار در آثارش بکار رفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; پس نفس این استدلال مربوط به قال نشان می‌دهد که تا چه حد اینگونه اعتراضات مبتنی بر نادانی و یا غرض است. حقیقت اینستکه در مجلس ولیعهد وقتی باب دعوی خود را که قائمیت و تنزیل وحی بود اعلان می‌کند علمای ارتجاعی بجای آنکه با احترام از او سؤالات درستی کنند با تمسخر از او می‌خواهند که قال را صرف کند. باب از پاسخ به این سؤال و سؤالات مشابه آن که برخی هم سؤالات رکیک جنسی بود امتناع نموده و بر نامشروع بودن و بی ربط بودن این سؤالات تأکید می‌نماید. در عین حال با پاسخ ندادن به سؤال قال باب دارد مطلب بسیار عمیقی را مطرح می‌کند: او می‌گوید که علم من مانند علم همه پیامبران علم ذاتی و الهی و مبتنی بر فطرت است. من به عربی آیات نازل می‌کنم با آنکه عربی را بعنوان یک علم بشری که به شکل دستور زبان در  آید و زبان شناسان آن را وضع کرده باشند و علمی بقول باب &amp;quot;تکسّبی&amp;quot; (در مقابل فطری) بشود نیاموخته و نمی دانم. این گفته باب بزرگترین دلیل بزرگی حیرت انگیز آثار اوست که با آنکه ابتدائی ترین قواعد را در مورد صرف و نحو نخوانده و «نمی داند» ولی بطور طبیعی و بدون درنگ در هر موضوعی که از او بخواهند  مباحث بسیار پیچیده ای را به عربی مطرح می‌کند. بگفته باب:&amp;lt;blockquote&amp;gt;حال آنکه آن حضرت را مبرّا از این علوم ظاهریه قرار داده مثل نحو و صرف و امثال آنها تا آنکه کل یقین نمایند بر اینکه این علم من عندالله هست و از روی تکسّب نیست. و حال آنکه تحصیل این علوم از برای بلوغ علم بکتاب الله است والّا چه فائده. از مکمنی که آیات الله ظاهر می‌شود چه احتیاج به این علوم. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:68000&amp;quot;&amp;gt;دلائل السبعه ۲۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;درست است که او برخی جزئیات قواعد را رعایت نمی کند اما این مطلب نه زیبائی مسحور کننده نوشته های عربی او را خدشه دار می‌کند و نه بر خلاف سخن نادرست متداول، کوچکترین دشواری برای فهم نوشته های او بوجود می‌آورد. البته درک سخنان باب هم به عربی و هم به فارسی دشوار است اما این دشواری اساساً بخاطر پیچیدگی مفاهیم و نوآوری سخنان اوست نه مسئله زبان. ترجمه یا خلاصه ادوارد براون از کتاب بیان فارسی آکنده از غلط است نه بخاطر آنکه او فارسی نمی داند بلکه به این خاطر که قادر به درک پیچیدگی نوشته های باب چه فارسی چه عربی نیست. باب در همه جوانب فرهنگ ایران انقلابی بوجود آورد و از جمله برای طرد فرهنگ آخوندی آن زمان که وسواس به دستور زبان عربی را به جانشینی از علم راستین در آورده بودند عمداً برخی قواعد را درهم می‌شکند تا آنکه مشروعیت فرهنگ ارتجاع آخوندی را که باعث عقب افتادگی ایران بود مورد سؤال قرار دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر آثار باب===&lt;br /&gt;
باب در مورد حفظ آثار خود بسیار تأکید کرده و در مورد نظم و جمع آوریشان بر اساس پنج شأن کلام الهی مطالب بسیاری مخصوصاً در بیان فارسی حکم کرده است. خود باب در دو مرحله فهرستی از آثارش تا بدان زمان نوشت و حتی فهرست آن آثاری که در سفر مکه و مدینه به سرقت رفت را هم بدست می‌دهد. این دو اثر یکی کتاب الفهرست و دیگر ی خطبه ذکریه نام دارند. در دوران ماکو و چهریق باب کاتب خود ملا عبدالکریم قزوینی را مأمور استنساخ، جمع آوری، تنظیم و حفظ آثارش نمود و بدین جهت به او دستور داد که باید خود را محافظه نماید. بعلاوه باب به میرزا یحیی ازل هم وظیفه داد که به جمع و حفظ آثارش پردازد. البته باب در همه نوشته هایش از جمله بیان فارسی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۲:۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt; تمامی آثار خود را تحفه ای برای موعود یعنی من یظهره الله که از او با لقب [[بهاءالله]] نیز یاد می‌کند بر می‌شمارد. مراد اصلی از حفظ آثار باب این بود که در ظهور موعود آن نوشته ها باو تقدیم گردد به این منظور که مؤمنان به باب همگی به موعود ایمان بیابند و از آثار باب بعنوان ابزاری برای احتجاب از موعود استفاده نکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه آثار باب بر این نکته تأکید می‌کنند که در دور بابی هیچکس مقام تفسیر نخواهد داشت. این اصل در سرتاسر آثار باب به شکلی حضور دارد. در بیان فارسی باب آن را صریحاً توضیح می‌دهد. بر طبق باب، آئین بابی مانند اسلام نیست که در آن نقطه قرآن یعنی حقیقت محمد به وحی الهی آیات یعنی قرآن را بیاورد، پیامبر بعنوان مقام عبودیتش ادعیه بیاورد، امامان مفسّر قرآن شوند ووظیفه تفسیر را بر عهده گیرند، و ابواب به تشریح مباحث علمی بپردازند. بر عکس در آئین باب با آنکه حروف حی رجعت هم عبودیت پیامبر و هم ائمه و هم ابواب هستند ولی هیچیک حق ندارتد که دعا و تفسیر و صور علمی بنویسند و به همین جهت است که خود باب همه این شئون را نوشته است. باب تصریح می‌کند که پس از شهادتش دیگر هیچکس نوشته ای که فرضیت و مرجعیت داشته باشد تخواهد نوشت تا زمان ظهور من یظهره الله. پس در دوران باب مفسّر باب خود باب است و بخلاف اسلام پس از غروب پیامبر هیچکس حق تفسیر نخواهد داشت. مفسّر آثار باب خود باب و من یظهره الله است. عین بیان باب این است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ملخص این باب آنکه جائز نیست عمل الا به آثار نقطه بیان زیرا که در این ظهور از برای حروف حی آثار ایشان از شمس حقیقت ظاهر می‌گردد زیرا که آیات مخصوص نقطه است و مناجات مخصوص رسول الله و تفاسیر مخصوص ائمه هدی و صور علمیه مخصوص بابواب. ولی کل از این بحر مشرق می‌گردد تا اینکه کل این آثار را در حقیقت اولیه بنحو اشرف مشاهده کنند و هیچ عزّی از برای ایشان غیر از سبق ایمان که اعزّ از کل شیئ است عندالله و عند اولی العلم نبوده و نیست و کل فضل در ظل همین فضل مستظل است. واز حین غروب الی طلوع من یظهره الله آثار فرضیه مرتفع و حروف حی و کل من آمن بالله و بالبیان در ظل آنها مستظل. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:81000&amp;quot;&amp;gt; بیان فارسی ۳:۱۶ &amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;/blockquote&amp;gt;در اینچا ذکر سه نکته دیگر لازم است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولاً باب در اوائل بیان فارسی و بلافاصله پس از بحث در مورد حجیت آیاتش بیان می‌دارد که جز من یظهره الله و کسی که من یظهره الله به او تعلیم دهد هیچکس به معانی آثار باب احاطه نخواهد یافت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ملخص این باب آنکه کسی احاطه به آنچه خداوند نازل فرموده در بیان نمی نماید الا من یظهره الله او من علّمه علمه. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:103000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۲:۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این مطلب کاملاً با بزرگترین و محوری ترین اصل همه آثار باب یعنی اینکه موعود را باید به خودش و آیاتش شناخت و هرگز نباید بخاطر  مندرجات کتاب بیان و یا سخنان حروف حی و حتی خود باب از شناسائی موعود محروم شد نیز انطباق کامل دارد. بابیان نباید هیچ مطلبی در بیان را به شرطی برای حقانیت موعود مبدل سازند و آن را بهانه ای برای انکار موعود نمایند و البته این بدان معناست که بابیان نباید به برداشت خود از ظاهر نوشته های باب مطمئن باشند و برای تأکید براین نکته است که در دوران باب و تا ظهور من یظهره الله هیچکس مفسّر نوشته های باب نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم آنکه سران بابی از جمله میرزا یحیی ازل دارای حق تفسیر نیستند. در مورد میرزا یحیی باب صریحاً بر اینکه او از بسیاری معانی راستین آیات باب خبری ندارد و برای درک آن نوشته ها باید از کاتب وحی یعنی سید حسین یزدی سؤال نماید تأکید می‌کند (بدرستیکه کسی که کاتب وحی است، یعنی سید حسین یزدی، به او جواهر علم و حکمت را آموختیم پس از او بپرس تا بفهمی). لازم به تذکر نیست که در سال نهم از ظهور باب سید حسین یزدی به شهادت رسید و این بدان معناست که برای میرزا یحیی ازل از آن زمان به بعد راهی برای اطمینان از درستی برداشتش از نوشته های باب وجود ندارد و تنها از طریق من یظهره الله معانی راستین کلمات باب آشکار خواهد شد. این مطلب را باب در توقیع وصیت خویش خطاب به میرزا یحی ازل نوشته همان توقیعی که معدود هواداران میرزا یحیی ازل از آن به اشتباه عمدی بعنوان توقیع وصایت یاد می‌کنند. یعنی توفیع وصیت تأکید براین است که میرزا یحیی ازل حتی بقدر یکی از حروف حی هم حقائق آثار باب را نمی فهمد چه رسد به آنکه حق تفسیر داشته باشد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و انّ من کان عند ربک قد علّمناه جواهر العلم و الحکمة فاستنبئی عنه &amp;lt;ref name=&amp;quot;:58000&amp;quot;&amp;gt;توقیع وصیت&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سوم آنکه خود باب اصل تفسیر آثارش را در کتاب بیان فارسی بدست داده است. این اصل را بیان فارسی اندکی پس از تأکید بر اینکه جز من یظهره الله بر آثار او احاطه ندارد با قاطعیت ذکر می‌کند و می‌گوید که هر اسم خیری که در آثار باب ذکر شده باشد منظور و معنایش من یظهره الله است و هر اسم بد در آثار او معنا و منظور از آن کسی است که بر من یظهره الله اعتراض می‌کند. به عبارت دیگر همه نوشته های باب به یک معناست و آن قبول بی چون و چرای کسی است که با آیات بیاید و دعوی من یظهره اللهی کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ملخص این باب آنکه هر اسم خیری که در بیان نازل شده مراد من یظهره الله است بحقیقت اولیه ثم فی الحقیقة الثانویه اول من یؤمن به الی ان ینتهی الی اخر حد الوجود... و همین قسم هر اسم دون خیری که در اون نازل شده بحقیقت اولیه مراد شجره ایست که مقابل او نفی شود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۲:۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
==[[من یظهره‌الله|بخش چهار: موعود آئین بیان]]==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حجیت آیات و بازسازی مفهوم انتظار===&lt;br /&gt;
آثار باب تقريباً همه برداشتهاى سنتى را در مورد دين و معانى آيات كتابهاى آسمانى دگرگون مى سازد. اما مهمترين و چشمگيرترين دگرگونی به دو موضوع وابسته به يكديكر يعنى حجيت آيات و انتظار موعود آينده مربوط مى شود. باب بيش از هر چیز ديكر مى كوشد تا منطق سنتى حجيت و انتظار را كاملاً دگرگون سازد. هر زمان كه پیامبری ظهور نمود مؤمنان به دين قبل و خصوصاً علمايشان پیامبر نوين را انكار و استهزاء نمودند. علت اين امر آن بود كه منطق خاصى در مورد حجيت يعنى دليل حقانيت يك پیامبر در ذهنشان وجود داشت و بر اساس آن منطق منتظر موعود بودند. آشكار است كه مسيح درست عكس انتظارات و منطق متداول ميان يهود ظاهر شد و محمد بر خلاف منطق و انتظار مسيجيان و يهوديان ظهور كرد و ظهور خود باب نيز بر خلاف منطق و انتظار متداول ميان مؤمنان قبل و بخصوص شيعه صورت كرفت. آشكار است كه پيروان اديان گذشته هيچيك از اين تجربه درسى نياموختند و باز به نوبه خود همان منطق را در ارتباط با موعود خود بكار بردند. هدف باب در همه نوشته هايش و از جمله بيان فارسى اينستكه نادرستى اين منطق را آشكار و تصريح كند و بابيان را بكونه اى تربيت نمايد كه ديكر همان اشتباه را تكرار ننمايند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن منطق نادرست در مورد حجيت و انتظار ييش از هر چيز بر سه فرض بنا شده است. اول اينكه پيروان هر دينى دليل حقانيت موعود را آوردن معجزات حيرت آوردانسته و از پيامبر نوين خواستار معجزات گوناگون شده اند. دوم آنكه در قضاوت در مورد كلام پيامبر خودشان تاريخ را وارونه نموده و تصور مى كنند كه چون هم اكنون در جامعه خودشان همه به بى نظير بودن كتابشان باور دارند در آغاز ظهور دينشان هم همينطور بوده و مثلا همه اعراب بمجرد شنيدن قرآن اعتراف مى كردند كه هيچكس در دنيا نمى تواند كلامى بدان عمق و شيوائى بنويسد و فراموش مى كردند كه در زمان ظهور اسلام همانطور كه قرآن مى گويد سران عرب قرآن را اساطير اولين و شعر يك ديوانه (شاعر مجنون) مى خوانند و آن را مسخره مى كردند. سوم اينكه پيروان دين گذشته به مندرجات كتاب خود تكيه كرده و برداشت خود يا علمايشان را از آن مندرجات بعنوان میزان و شرط ظهور موعود می‌گرفنند. مثلا یهود در انتظار مسیح بر اساس مندرجات تورات شرط می‌کردند که مسیح باید از آسمان بیاید و یهود را از دشمنان خود نجات دهد و سلطنت و حکمرانی کند و شریعت یهود را ترویج کند. البته مسیح درست برعکس همه اين «شرایط» ظاهر شد. به همین ترتیب یهودیان و مسیحیان عرب نیز نه تنها خواستار معجزه از پیامبر اسلام بودند بلکه آنان دین خود را آخرین دین دانسته و تنها منتظر ظهور مسیح از آسمان بودند که یهودیان و يا مسیحیان را به قدرت برساند. با آنکه قرآن همواره و بدون استثناء خواسته اعراب را برای انجام معجزات گوناگون بعنوان دلیل حقانیت پیامبر اسلام صد در صد طرد می‌کند &amp;lt;ref name=&amp;quot;:95000&amp;quot;&amp;gt;انعام آیه ۱۰۹ قصص آیه ۴۸ انفال آیه ۲&amp;lt;/ref&amp;gt; و دلیل خود را صرفاً آیات قرآنی بر می‌شمارد با این حال مسلمانان تا بحدی به فرهنگ جادو و معجزه خو گرفتند که درست در ستیز با قرآن در زمان ظهور باب برای حققیت او خواستار معجزه های گوناگون بودند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعتراض علماى شيعه بر باب نيز دقيقاً بخاطر پيروى از همان منطق حجیت و انتظار بود. بر طبق شیعه باب پیامبر نیست زیرا که بر طبق قرآن اصلاً محمد آخرین پیامبر است و در نتیجه بلکل دعوی او باطل است. از طرف دیگر بر طبق آیات و احادیث باید قائم مردی هزار ساله باشد كه با صدها شرایط و علائم خارق العاده ظاهر شود و با شمشیر بر همه دنیا چیره شود در حلیکه ظاهرا هیچیک از این شرایط در مورد باب تحقق نیافت. به همین ترتیب باب ظهور خود را روز قیامت می‌شمارد اما بر طبق ظاهر آیات قرآن؛ روز قیامت دهها علامت و رویداد عظیم دارد ازجمله دگرگونی کامل در آسمان و زمین مرگ همگان و آنگاه زنده شدن همگان و حضور در پیشگاه خدا برای قضاوت. سرتاسر بیان فارسی و دیگر نوشته های باب کوششی است که بابیان را بگونه‌ای تربیت کند که دیگر چنین نوع منطقی را در باره موعود بیان بکار نبرند و اشتباه تاریخی گذشتگان را بار دیگر تکرار نکنند. به همین دلیل بیان فارسی منطق نوینی را در باره حجیت و انتظار مورد تأکید قرار می‌دهد و بابیان را صدها بار هشدار می‌دهد که مانند مؤمنان قبل خود را از شناسائی موعود محروم نكنند. اين منطق نوين تأكيد مى كند كه اولاً معجزه دلیل حقانیت يك پیامبر نیست و بر عکس، توانائی نزول آیات یعنی کلام پیامبر است که حجت راستین اوست. بر طبق باب دلیل اصلی حقانیت یک پیامبر اول وجود آن پیامبر و دوم آیات اوست. دوم آنکه باب تأکید نمود که بابیان باید به «مبدء امر» ناظر باشند و ایمان آوردن یا نیاوردن مردم به ظهور بعد را ملاکی برای قبول یا رد او بحساب نیاورند بلکه کلام الهی را بشناسند و به آن ایمان آورند حتی اگر همه دنیا به تمسخر و آزار موعود قیام کنند. سوم آنکه بهیچوجه مندرجات نوشته های باب را به شرطی برای تعیین حقانیت موعود تبدیل نکنند و در نتیجه برای قضاوت در مورد حقانیت موعود نتها به خود موعود و آیات او نظر کنند و نه هیچ چیز دیگر.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به همین دليل باب در اثبات حقانيت خويش تنها نزول آيات از زبان و قلمش را حجت مى كيرد و مكرراً خوانندگانش را يادآور مى شود كه در اسلام هم قرآن تنها حجت راستين را خود قرآن بر مى شمارد و آن را كافى مى داند و نياز به دليل ديگرى را انكار مى كند. مهمترين كتاب استدلالى باب در اثبات ظهور خويش دلائل السبعه است كه در آن به هفت دليل ثابت مى كند كه آيات و كلام الهى تنها حجت پيامبر راستين است. اما باب تا بجائى بيش رفت كه نه تنها دليل اصلى حقانيت خود را نوشته‌ها و مفاهیم نوآور آن باز خواند بلكه حتى در كتاب بيان فارسى روايت معجزه در حق خودش را حرام كرد تا آنكه پيروان او به فرهنگ خرد-ستيز جادو و جنبل منحط نشوند: «و من يروى معجزة بغيرها فلاحجة له» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:23000&amp;quot;&amp;gt;بيان فارسى ۶:۸&amp;lt;/ref&amp;gt;. در عين حال بيان فارسى از اين هم فراتر مى رود و تأکید می‌کند که برای شناسانی یک پیامبر نمی توان و نبايد بر اساس گفته‌هاى دين گذشته و ظاهر كتاب آسمانى قبل براى آن ظهور شرط و شروطى تعيين نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين باب بارها مى گويد كه خدا را بايد بخدا شناخت (حديث اعرفوا الله بالله) و اين را به اين معنا مى گيرد كه بايد تنها و تنها به خود پيامبر و آنگاه به نزول آيات توسط او توجه كرد و ملاك شناسائى پيامبر را صرفاً همين عامل دانست و هيج برداشت و تفسيرى از كتاب آسمانى گذشته را نبايد بعنوان ملاك و ميزان و شرط و علامتى براى ظهور بعد قرار داد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:82000&amp;quot;&amp;gt;بيان فارسى ۷:۱۱، توقيع ملا بقر&amp;lt;/ref&amp;gt; علت اين مطلب را باب اينكونه توضيح مى دهد كه اولاً كلام الهى داراى معانى باطنى است و جز پيامبر بر آن معانى واقف نيست و بدين ترتيب نمى توان برداشتهاى ظاهرى از كتاب الهى را بعنوان شرط و ميزانى براى حقانيت پيامبر بعد در نظر گرفت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:80000&amp;quot;&amp;gt;بيان فارسى ۲:۲&amp;lt;/ref&amp;gt; دوم آنكه خداوند و پيامبرش به هيج شرط و شروطى محدود نمى شوند بلكه شرط و ميزان خود آنها هستند و پيامبر مظهر يفعل ما يشاء است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:22000&amp;quot;&amp;gt; بیان فارسی ۴:۶، توقیع ملا باقر&amp;lt;/ref&amp;gt; سوم آنکه کلام كتاب اسمانى قبل به اين علت مشروع است كه توسط پيامبرى كه قوه تنزيل دارد نوشته شده است و پيامبر بعد همان پيامبر گذشته است و بنابراين نمى‌توان به توسط كلام قبلى او بر خود او كه تنزيل آيات مى كند اعتراض نمود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:31000&amp;quot;&amp;gt;بيان فارسى ۲:۱&amp;lt;/ref&amp;gt; چهارم آنكه خداوند بخاطر آزادى بشر همواره او را به امتحان مى گذارد و در نتیجه هر کتابی در مورد ظهور بعد مطالب گوناگونی بيان مى كند كه ظاهر آن مى‌تواند با باطن آن در تضاد باشد. در نتيجه بجاى اعتماد به برداشت خود يا علماى سنت پرست از كتاب آسمانى بايد به نفس ظهور و حجيت آيات توجه كرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:51000&amp;quot;&amp;gt;بيان فارسى ۷:۱۱&amp;lt;/ref&amp;gt; پنجم آنكه خداوند گاهى كلامش مبتنى بر بداء است يعنى به اراده خود عكس آنچه كه قبلاً گفته است را انجام مى دهد و بدين جهت نبايد به اتكاى هيچ گفته‌اى در أئين قبل از پذيرش پيامبر بعد محروم شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:35000&amp;quot;&amp;gt;بيان فارسى ۴:۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالب بالا صدها بار و به شكلهاى گوناگون در نوشته هاى باب ظاهر مى گردد. بعنوان مثال يك بخش از بيان فارسى از ديگر بخشها متمایز می‌گردد چرا که در آن بخش باب دستور مى دهد كه بابيان آن بخش را هر ۱۹ روز يكبار بخوانند تا پيام آن را هركز فراموش نكنند. موضوع اين باب اين است كه تنها دليل حقانيت پيامبر نزول آيات است و نه مسائل ديگر و همينكه ديدند كسى آيات نازل مى كند بدون گفتن چون و چرا بايد به او ايمان آورند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;اكر كسى بغير آيات الله احتجاج كند بر حقيت نقطه بيان محتجب مانده... لهذا حجت را واحد قرار داده لعل يوم ظهور من يظهره الله در حق او لم و بم گفته نشود... و آنقدر بر بصيرت نيستيد كه بدانيد غيرالله نمى تواند آيه نازل فرمايد همين قدر كه دیدید اين نوع حجت ظاهر شده يقين كنيد كه اين همان حقيقت اوليه است كه در صدر اسلام خداوند بر او قرآن را نازل فرموده و حال هم خواسته بر او نازل فرمايد. اگر در حجت دين خود موقن بوديد اين امر را تعقل مى كرديد... و كافى است كل اهل بيان را اگر در اين حكم عمل نمايند در نجات ايشان يوم قيامت &amp;lt;ref name=&amp;quot;:23000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اما همه اين مطالب بصورت فشرده در توقيع ملاباقر كه يكى از حروف حى بود آمده است. وى از شرايط و علائم و زمان ظهور موعود بيان از باب پرسش نمود. در پاسخ، باب بيان مى‌كند كه نفس اين سؤال گناهى است بزرگ و اگر او از حروف حى نبود بخاطر اين گناه براى او تعيين مجازات مى كرد چرا كه من يظهره‌الله را بايد صرفاً توسط خودش شناخت و نه هيج شرط و توصيف و علامت و گواهى ديگر. در اينجا سه قسمت اين توقيع نقل مى شود. باب مى كويد كه مبادا مبادا كه بتوسط واحد بيانى (يعنى باب و حروف حى) از شناسائى من يظهره الله محتجب شوى و مبادا مبادا كه بخاطر مندرجات بيان از عرفان او محروم گردى زيرا بيان کلمات قبلی خود اوست. به عبارت دیگر باب می‌گوید که اگر خود باب و همه حروف حی یک مدعی را انکار کنند يك بابى راستين نباید به حرف آنان توجه کند بلکه باید صرفاً به نفس او و آیات او نظر کند. همینطور هیچ گفته بیان نباید بعنوان دلیلی برای رد یک مدعی بکار رود. یعنی ظهور موعود را باید تنها و تنها بخودش و به کلماتش شناخت و نه هیچ چیز دیگر. در بیان بعد باب این اصل را که من یظهره‌الله را نمی توان توسط مندرجات بیان مشروط به شرطی کرد جوهر بیان می‌نامد. در قسمت آخر باب تأکید می‌کند که در زمان ظهور موعود همه بابیان در هر مقامی که باشند مساوی می‌شوند و دیگر هیچیک مقامی نخواهند داشت و از بزرگترین تا بیسواد ترین بابی همه یکسان می‌شوند و به حرف هیچیک در پذیرش یا رد دعوی موعود نباید توجه کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;ایاك ایاك یوم ظهوره ان تحتجب بالواحد البيانية فان ذلك الواحد خلق عنده و ایاک ایاک ان تحتجب بکلمات مانزلت فی البیان فانها کلمات نفسه فی هیکل ظهوره من قبل.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;و قد كتبت جوهرة فى ذکره و هو انه لا یستشار باشارتی و لا بما ذکر فی البیان. بلی و عزته تلك الكلمة عند الله اكبر عن عبادة ما على الارض اذ جوهر کل العبادة ینتهی الی ذلك. فعلی ما قد عرفت الله فاعرف من يظهره الله فانه اجّل و اعلی من ان یکون معروفاً بدونه او مستشیراً باشارة خلقه.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;اذا يوم من يظهره الله كل من على الأرض عنده سوآء. فمن يجعله نبّیاً كان نبيّاً من اول الذى لا اوّل له الى آخر الذى لا آخر له، لانّ ذلك ما قد جعله الله. و من يجعله وليّاً فلك كان وليّاً فی کل العوالم فان ذلك ما قد جعله الله. لانّ مشية الله لن يظهر الا بمشيّته و ارادة الله لم یظهر الا بارادته&amp;lt;/blockquote&amp;gt;می بینیم که بیان فارسی مفهوم انتظار و منطق انتظار را بکلی واژگون می‌سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[من یظهره‌الله]]===&lt;br /&gt;
از بنیادی‌ترین آموزه‌های [[سید علی‌محمد باب|&#039;&#039;&#039;سید علی‌محمد باب&#039;&#039;&#039;]] این نکته است که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» (به معنی: کسی که خداوند او را ظاهر می‌کند)، موعود آئین بابی باشد. نوزده سال بعد از دعوت باب، [[بهاءالله]] در سال ۱۸۶۳ در جمع یارانش و بعدتر در سال ۱۸۶۶ بصورت عمومی تر ادعای من یظهره اللهی کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;autogenerated32&amp;quot;&amp;gt;Smith, Peter (2000). &amp;quot;He whom God shall make Manifest&amp;quot;. A concise encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 180–181. {{ISBN|1-85168-184-1|en}}.&amp;lt;/ref&amp;gt; و اکثریت عظیم بابیان به وی ایمان آوردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Balyuzi 19732&amp;quot;&amp;gt;*{{cite book|title=The Báb: The Herald of the Day of Days|last=Balyuzi|first=Hasan|publisher=George Ronald|year=1973|isbn=978-0-85398-054-4|location=Oxford, UK|pages=|language=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:142&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548, 9780300112542|مکان=|صفحات=246|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از چشمگیر ترین و شگفت انگیزترین ویژگیهای آثار سه سال پایانی رسالت باب از جمله بیان فارسی اینست که بر خلاف کتابهای اسمانی گذشته که تنها در مواردی انگشت شمار آنهم با رمز و تلویح از ظهور موعود آینده سخن گفته اند، بیان فارسی از آغاز تا به پایان سرتاسر بحث در باره من یظهره الله است. بابی وجود ندارد که در آن من یظهره‌الله مورد بحث قرار نگیرد. اصلاً همه احکام بیان فارسی بعنوان وسیله و سمبلی از لزوم قبول [[من یظهره‌الله]] مطرح می‌شوند. یعنی آئین بابی هویتش اساساً آماده سازی بابیان برای ظهور [[من یظهره‌الله]] است. مثلاً از آموزه های آئین بابی اینست که باید به پرسش و ندای مردم پاسخ داد چرا که منظور اینست که وقتی [[من یظهره‌الله|من یظهره الله]] دعوت به دیانت خود می‌کند همه بابیان او را اجابت کنند. یا بابیان نباید باعث حزن احدی شوند و این به این خاطر است که یاد گیرند که در زمان ظهور [[من یظهره‌الله|من یظهره الله]] اگر او را قبول نمی کنند لا اقل باعث حزن او نشوند. پیام بیان فارسی تنها با پیام یک پیامبر دیگر شباهت دارد و آن یحیی تعمید دهنده است که بخاطر نزدیکی ظهور مسیح همه مباحثش در حول ظهور ملکوت خدا بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:152&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|عنوان=باب و آئین بابی|نشانی=https://user-hrqc9mo.cld.bz/Persian-Publications/bb-w-ay-yn-bby|بازبینی=2019-04-28|نویسنده=نادر سعیدی|کد زبان=fa|تاریخ=2018-74-78}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام سرتاسر آثار باب در باره ظهور [[من یظهره‌الله]] اینست که او را به شرط و شروطی نمی توان مشروط کرد. تنها باید او را به خودش و به آیاتش شناسائی نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:302&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=290-291|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آثار باب منطق حجیت و انتظار را دگرگون ساخت. باب بارها می‌گوید که خدا را باید بخدا شناخت &amp;lt;ref name=&amp;quot;:62000&amp;quot;&amp;gt;حدیث اعرفوا الله بالله&amp;lt;/ref&amp;gt; و این را به این معنا می‌گیرد که باید تنها و تنها به خود پیامبر و آنگاه به نزول آیات توسط او توجه کرد و ملاک شناسائی پیامبر را صرفاً همین عامل دانست و هیج برداشت و تفسیری از کتاب آسمانی گذشته را نباید بعنوان ملاک و میزان و شرط و علامتی برای ظهور بعد قرار داد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:64000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۷:۱۱، توقیع ملا باقر&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه این مطالب بصورت فشرده در توقیع ملاباقر که یکی از حروف حی بود آمده است. وی از شرایط و علائم و زمان ظهور موعود بیان از باب پرسش نمود. در پاسخ، باب بیان می‌کند که نفس این سؤال گناهی است بزرگ و اگر او از حروف حی نبود بخاطر این گناه او را مجازات می‌کرد چرا که من یظهره الله را باید صرفاً توسط خودش شناخت و نه هیج شرط و توصیف و علامت و گواهی دیگر. در این توقیع باب می‌گوید که مبادا مبادا که بتوسط واحد بیانی (یعنی باب و حروف حی) از شناسائی من یظهره الله محتجب شوی &amp;lt;ref name=&amp;quot;:302&amp;quot; /&amp;gt; و مبادا مبادا که بخاطر مندرجات بیان از عرفان او محروم گردی زیرا بیان کلمات قبلی خود اوست. به عبارت دیگر باب می‌گوید که اگر خود باب و همه حروف حی یک مدعی را انکار کنند یک بابی راستین نباید به حرف آنان توجه کند بلکه باید صرفاً به نفس او و آیات او نظر کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:302&amp;quot; /&amp;gt; همینطور هیچ گفته بیان نباید بعنوان دلیلی برای رد یک مدعی بکار رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:022&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=http://reference.bahai.org/fa/t/se/GPB/gpb-106.html|عنوان=قرن بدیع|نام خانوادگی=ربانی|نام=شوقی|ناشر=موسسه معارف بهائی|سال=۱۱۹۲|شابک=|مکان=کانادا|صفحات=۹۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:302&amp;quot; /&amp;gt;  یعنی ظهور موعود را باید تنها و تنها بخودش و به کلماتش شناخت و نه هیچ چیز دیگر.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:022&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:302&amp;quot; /&amp;gt;  در گفته دیگری در همان توقیع باب این اصل را که [[من یظهره‌الله]] را نمی توان توسط مندرجات بیان مشروط به شرطی کرد جوهر بیان می‌نامد و در بخشی دیگر تأکید می‌کند که در زمان ظهور موعود همه بابیان، حتی اگر مقام نبوت هم داشته باشند، مساوی می‌شوند و دیگر هیچیک مقامی نخواهند داشت و از بزرگترین تا بیسواد ترین بابی همه یکسان می‌شوند و به حرف هیچیک در پذیرش یا رد دعوی موعود نباید توجه کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:38000&amp;quot;&amp;gt;توقیع ملا باقر&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته هستند کسانی که خود را بابی می‌شمارند ولی ظهور موعود را مشروط به شرطها و زمان بخصوص می‌کنند. اما این نوع منطق منطق متداول میان شیعه است و نه منطق آثار باب. این افراد معدود ادعا می‌کنند که بیان فارسی ظهور موعود را بین سال ۱۵۱۱ و ۲۰۰۱ موکول و مشروط کرده و هرگز از نزدیکی ظهور موعود سخن نگفته است. اما این سخن باز بر مبنای منطق سنتی حجیت و انتظار است و توجه نمی کند که باب هر گونه استدلال به بیان را برای نفی مدعی نبوت بالکل نفی نموده است. این افراد بارها تکرار می‌کنند که بابیان اولیه ظهور موعود را در آینده ای بسیار دور می‌دیدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:152&amp;quot; /&amp;gt; اما این سخن به دلائل بسیاری نادرست است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولاً اکثریت عظیم بابیان در مدت کوتاهی همگی بهائی شده و [[بهاءالله]] را بعنوان [[من یظهره‌الله]] قبول کردند. معلوم است که پیروان باب پیام بیان را عبارت از ظهور موعودی که باید دو هزار سال بعد بیاید نمی دانستند. بعلاوه آشکار است که اکثریت بابیان بر طبق منطق نوین حجیت و انتظار که باب بر آن تأکید نمود تربیت شده بودند و در نتیجه برای اول بار در تاریخ ادیان بلافاصله پس از ظهور موعود، اکثریت پیروان آئین قبل به آئین جدید گرویدند در حالی که هنوز پس از گذشت چهارده قرن از اسلام تعداد مسیحیان از مسلمانان بیشتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم آنکه همانطور که سران بابی از جمله نویسنده کتاب هشت بهشت نوشته اند اندکی پس از دهسال که از ظهور باب گذشت تعداد زیادی از سران بابی ادعای من یظهره اللهی نمودند.  حال این واقعیت تاریخی مسلم می‌سازد که برداشت بابیان ازجمله سران بابی از دستورات باب این بوده است که من یظهره الله بزودی و احتمالاً در سال ۹ ظهور خواهد کرد و دقیقاً بخاطر این انتظار بود که چون در سال نهم ظاهراً کسی دعوی من یظهره اللهی نکرد اکثر سران بابی خود را من یظهره الله اعلان کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم آنکه برداشت بابیان اولیه از آثار باب ازجمله توقیع وصیت باب این بود که باب گفته است که من یظهره الله در زمان زندگی میرزا یحیی ازل ظاهر خواهد شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:59000&amp;quot;&amp;gt;نقطة الکاف ص ۲۴۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهارم آنکه در توقیع ملاباقر که اصولاً همه توقیع در باره من یظهره الله و زمان ظهور و شرایط ظهور اوست- و بنابراین مهمترین سند در این باره است-  تأکید می‌گردد که اگر چه شرطی برای ظهور او نمی توان قائل شد ولی ملا باقر در آخر سال نهم از ظهور باب به ملاقات موعود فائز می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پنجم آنکه بنا بر اصل آزادی انسان و امتحان او مسلماً گفتار باب در باره زمان ظهور بعد باید که مبهم و چندگونه باشد و در این مورد این ابهام و چند گونگی عمداً علاوه بر امتحان مؤمنان این قصد را هم داشته است که بابیان باز این گونه گفتار را مانند پیروان ادیان گذشته به شرط و شروطی برای محدود ساختن ظهور من یظهره الله تبدیل ننمایند. البته با این وصف نوشنه های باب مکرراً و صریحاً بر نزدیکی ظهور موعود تکیه می‌کند و سال ظهور او را اکثراً سال ۹ و گاهی سال ۱۹ معرفی می‌کند. ولی در هر هیچ جا هرگز چنین چیزی در بیان ذکر نشده است که من یظهره الله نمی تواند پیش از سال ۱۵۱۱ که معادل عدد ابجدی اسم خدا «اغیث» یا «غیاث» است ظاهر شود. بر عکس ، بیان فارسی می‌نویسد که ممکن است قبل از اغیث (۱۵۱۱) ظاهر شود («اگر شنیدید ظهوری ظاهر شد به آیات قبل از عدد اسم الله الاغیث که کل داخل شوید.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot;&amp;gt;  بیان فارسی ۲:۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt;) ممکن است بین اغیث و مستغاث (۲۰۰۱) ظاهر شود، ممکن است بعد از مستغاث ظاهر شود («اگر نفسی بقدر تنفسی صبر بعد از دوهزار و یکسال نماید بلا شبهه در دین بیان نیست و داخل نار است الا آنکه ظهور الله ظاهر نشود»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot; /&amp;gt;)، یا ممکن است قبل از هزار سال ظاهر شود مانند محمد که کمتر از ۶۰۰ سال از مسیح آمد &amp;lt;ref name=&amp;quot;:18000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۷:۱۰&amp;lt;/ref&amp;gt;.  در نتیجه باب در بیان فارسی می‌نویسد که ظهور من یظهر الله می‌تواند هر زمان که او اراده کند بشود و در این مورد هیچگونه حدی نمی شود قائل شد «زیرا که در این معیاری نیست» و هر وقت که ظاهر شد باید همه به او ایمان آورند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;زیرا که از مبدء ظهور تا ظهور آخر خدا عالم است که تا چه حد رسد زیرا که در این معیاری نیست زیرا که فاصله بین انجیل و فرقان به الف هم نرسید زیرا که شجره حقیقت در هر حال ناظر است بخلق خود هر وقت که بیند استعداد ظهور را در مرایای افئده مسبّحین می‌شناساند خود را بکل باذن الله عز و جل. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:18000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در گفته بالا، باب اصل اساسی خود را مطرح کرده است کمال هر ظهوری آماده شدن مردم آن ظهور برای قبول ظهور بعد است. هر پیامبری در عالم الهی به مؤمنان خود نظر می‌کند و بلافاصله پس از آنکه ببیند که یک نفر از مؤمنان استعداد ظهور بعد را یافته خود را به شکل پیامبر نوین ظاهر می‌کند. یحیی تعمید دهنده بر طبق قرآن و انجیل یک پیامبر بود و احکام تازه ای مانند غسل تعمید، روزه و ریاضتهای گوناگون را به بار آورد اما مسیح چند سال پس از او ظاهر گردید. در عربستان هم مسیحیت هیچگونه پیروزی ظاهری نداشت ولی پیامبر اسلام در آنجا ظاهر شد. باور باب اینستکه شرط و میزان و زمانی نمی توان برای هیچ پیامبری قائل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:152&amp;quot; /&amp;gt; ششم آنکه  در موارد متعدد باب از نزدیکی ظهور بعد سخن گفته است. بعنوان نمونه در بیان عربی باب صریحاً تأکید می‌کند که من یظهره الله در سال ۹ ظاهر می‌گردد. او سال ۹ را سال رسیدن به «کل خیر» یعنی ظهور پیامبر بعدی قرار می‌دهد. باب در این گفتار بیان می‌دارد که بابیان هر وقت اسم من یظهره الله را تحت عنوان واژه قائم بشنوند باید به احترام او از جای برخیزند یعنی بصورت نمادین ایمان خود به او را قبل از ظهورش نشان دهند. آنگاه باب می‌نویسد که مراقب و منتظر تفاوت قائم و قیوم باشید یعنی ۹ سال از اول ظهور باب مراقب باشید و آنگاه در سال ۹ به کل خیر خواهید رسید&amp;lt;ref name=&amp;quot;:172&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=۳۴۸–۳۵۷|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;:&amp;lt;blockquote&amp;gt;فلتقومن انتم کلکم اجمعون اذا تسمعن ذکر من نظهره باسم القائم ولتراقبن فرق القائم و القیوم ثم فی سنة التسع کل خیر تدرکون&amp;lt;/blockquote&amp;gt;به همین ترتیب بیان فارسی به تلویح سال ظهور موعود را ۱۹ سال پس از ظهور باب می‌شمارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:172&amp;quot; /&amp;gt;:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و در ظهور من یظهره الله خداوند عالم است که در چه حد از سن ظاهر فرماید او را ولی از مبدء ظهور تا عدد واحد (۱۹) مراقب بوده که در هر سنه اظهار ایمان بحرفی ظاهر گردد از کل خلق که بعد از اون دیگر نتوانند اظهار ثمرات ظهور قبل را نمایند الا بظهور بعد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:11000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اما در توقیع ملا باقر به او بشارت می‌دهد که در پایان سال هشتم از ظهور باب او من یظهره الله را خواهد دید. این مطلب بعلاوه اسم موعود یعنی حسین را هم مشخص می‌کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عدّد حروف الأثبات مع تشدّد اللّام لعلّك فی ثمانية سنة يوم ظهوره تدرك لقاء اللّه ان لم تدرك اوّلاً تدرك آخره. ولكن ايقن بانّ الامر اعظم فوق كل عظيم و انٌ الذكر اكبر فوق كل كبير.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیان بالا باب می‌گوید که حروف اثبات را با تشدید لام بشمار (یعنی الّا الله که با تشدید لام می‌شود متشکل از ۸ حرف) که شاید در سال هشتم که زمان ظهور اوست به لقاء خداوند فائز شوی. اگر این امر در اول آن سال نشود حتماً در آخر آن سال خواهد شد.  ولی بدان که امر اعظم از هر عظیمی و اکبر از هر کبیری است. باید دانست که تفاوت عددی اعظم و عظیم و نیز اکبر و کبیر هم ۹ می‌باشد. بعلاوه الّا الله با احتساب تشدید از نظر حروف ابجد می‌شود ۱۲۸ که آنهم معادل حسین است که نام بهاء الله بود. در هر حال آشکار است که به ملا باقر مژده داده شده که او در زمان زندگی خود به دیدار من یظهره الله خواهد رسید و آنهم در انتهای سال هشتم و آغاز سال نهم. در کتاب پنج شأن نیز باب به پیرو برجسته خود عظیم بشارت می‌دهد که در سال ۹ ظهور ظاهر خواهد شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:152&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هفتم آنکه اگر چه باب از سال مستغاث در رابطه با ظهور موعود سخن گفته اما این مطلب هم رمزی از این است که مستغاث یا ۲۰۰۱ در عرض ۱۹ سال تحقق می‌یابد. این مطلب عصاره نوشته باب در مورد هیاکل واحد در کتاب پنج شأن است که در آن اسم مستغاث در هیکل نوزدهم بظهور می‌پیوندد. بعلاوه در توقیع احمد ازغندی باب صراحتاً هر یک از این ۱۹ هیکل را معادل یک سال می‌گیرد.  اما اینکه چرا باب ظهور موعود را با نام مستغاث و مشتقات آن مانند غیاث ارتباط می‌دهد علتش آن است که ظهور من یظهر ه الله اعظم ظهور و تجلی خدا بر عالم است و چون مستغاث بگفته باب از نظر عددی در حروف ابجد بزرگترین اسم خداست («و هیچ اسمی اعلی عدداً از اسم مستغاث نیست در رتبه اسماء») &amp;lt;ref name=&amp;quot;:18000&amp;quot; /&amp;gt; در نتیجه ظهور موعود بخاطر بزرگیش بصورت سمبلیک با مستغاث همانند می‌شود که بقول باب آن زمان زمان زمان فریادرسی (الغوث) است. ولی البته باید به یاد داشت که از نظر باب ۵۰ هزار سال قیامت (بر طبق قرآن) در مدت کوتاهی در زمان او از جمله در عرض پنج سال اولیه ظهور او طی شد. پس طی ۲۰۰۰ سال در نه یا نوزده سال هم آسان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:152&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هشتم آنکه حتی اگر تصور کنیم نوشته های باب برای ظهور موعود شرط و شروطی قائل شده است (که همه آثار باب طرد مطلق این فرض است) باز این مطلب کوچکترین ستیزی با دعوی [[بهاءالله]] ندارد. عین این اعتراص بر خود باب توسط شیعیان وارد شد که می‌گفتند ظهور او خلاف با احادیث صورت گرفته است. یکی از پاسخهای باب به این اعتراض را می‌توان کلمه به کلمه در باره ستیز ظاهری برخی گفته هاب باب با ظهور بهاء الله تکرار کرد یعنی آنکه اولاً معنا را تنها موعود می‌داند و دوم آنکه بداء شد. باب می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;اگر خواهی نظر در بحار نموده و آنچه احادیث بر خلاف می‌بینی بچند طرز جواب خود را داده. اول آنکه عرض کن بر حجت که مراد را غیر از حجت نمی داند... و ثالث آنکه از برای خداوند بداء بوده و حق است چه بسا بداء واقع شده. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:61000&amp;quot;&amp;gt;دلائل السبعه ۵۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جانشینی باب و مناقشه بر سر مسئله وصایت===&lt;br /&gt;
در باره جانشینی باب میان بابیان ازلی و بهائیان اختلاف نظر وجود دارد. از نظر آن دسته از بابیه که [[آئین بهائی|بهائی]] نشدند و میرزا یحیی ازل را جانشین او دانستند آئین بابی مانند اسلام است یعنی مدتی طولانی و نزدیک دوهزار سال دور بابی طول می کشد و در نتیجه پس از باب دوران وصایت می آید که میرزا یحیی ازل اولین وصی باب است.  به باور بهائیان برعکس، آئین باب بالکل با روال اسلام تفاوت دارد، برای مدت کوتاهی آمده است و بدین علت اگر چه میرزا یحیی ازل پس از باب رهبر جامعه بابی است اما هیچکس از بابیان دارای مقاماتی مانند وصایت و نبوت نبوده‌اند و به همین علت میرزا یحیی ازل اگر چه مقام وصایت ندارد و در نتیجه جانشین بمعنای متعارف آن نیست، اما بعنوان یک رهبر بابی برای مدت نه سال و یا نوزده سال به شکلهای مشروط رهبر مشروع جامعه بابی بوده است. در این باره مطالب گوناگون گفته شده است اما در اکثر موارد این مباحث به نوشته‌های خود باب تکیه ندارد. با نگاهی به نوشته های باب معلوم می گردد که نظر بهائیان با نوشته های باب انطباق دارد و البته به همین سبب بود که برغم آنکه رهبر جامعه بابی یعنی میرزا یحیی ازل در انکار دعوی [[بهاءالله]] اصرار ورزید اما در مدت کوتاهی اکثریت قاطع بابیان به [[بهاءالله]] گرویدند. این مطلب واقعه ای معجزه آساست و نشان می دهد که برداشت بابیان اولیه کوچکترین شباهتی با برداشت بعدی ازلیه نداشته است. پیش از بررسی نوشته های باب در این مورد نیز لازم است که به یاد بیاوریم که از نظر تاریخی هم ادعای بابیه ازلیه با دشواری عمده روبروست چرا که بجای آنکه جامعه بابی/ازلی روبه گسترش باشد تا بتواند به مدت دوهزار سال دوام کند و بر همه دنیا چیره شود و سلاطین بابی بوجود آیند اتفاقی که افتاد این بود که اکثریت بابیان بهائی شدند و اقلیتی که بابی ماندند آنچنان در تقیه به افراط رفتند که در واقع به تشیع بازگشتند و جانشین میرزا یحیی ازل بر فراز منابر اسلامی خود را شیعه معرفی کرده و بر باب سب و لعن کرد. روشنفکر بابی میرزا اقاخان کرمانی هم در نوشته های گوناگونش با آنکه از سران عمده بابی و داماد ازل بود در کتابهاب متعدد خود به تمسخر باب و نوشته های او پرداخت بگونه‌ای که از هر مفهوم متعارف تقیه نیز فراتر رفت. به همین سان شمار اندکی از ازلیه که باقی مانده اند هم عملاً چنان به شیعه بازگشته اند که جمهوری اسلامی لزومی برای مبارزه با آنان نمی‌بیند و وقتی بر باب ردیه می نویسند این بهائیان هستند که به آن اعتراضات پاسخ می دهند. بر عکس آئین بهائی در سرتاسر جهان زنده و پویاست و مدافع باب و نوشته های اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما همانطور که در هیچیک از آثار باب به میرزا یحیی ازل لقب «صبح ازل» داده نشده و در واقع باب صبح ازل را تنها برای خود و من یظهره الله بکار می برد، و همانگونه که به صریح بیان فارسی پس از باب هیچکس مفسّر آثار او نحواهد بود در حالیکه ازلیه باشتباه ازل را مفسّر آثار باب می دانند، به همین ترتیب هم ازلیان توقیع وصیت باب خطاب به میرزا یحیی ازل را عمداً و به اشتباه توقیع وصایت می نامند تا برای وی مقام وصایت قائل شوند. نه تنها هرگز باب توقیع خود را توقیع وصایت ننامیده و نه تنها هر گز و در هیچ جا میررا یحیی ازل را وصی خویش نخوانده بلکه باب به صراحت بر برابری مؤمنان در آئین خود تأکید کرده و عناوین ظاهری وصایت و نبوت را از آنان نفی کرده است. در بحث از ۳۶۱ روز سال که معادل کل شیئ است، باب می گوید که ۱۹ روز اول سال به باب و حروف حی منسوب است ولی پس از آن چون نبی و یا وصی در این دیانت نیست روزهای دیگر به &amp;quot;مؤمنان&amp;quot; منسوب می شود و تنها پس از ظهور من یظهره الله است که او می تواند هر کس را که بخواهد وصی و نبی بخواند و غیر از او هیچکس نمی تواند چنین کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و آن یوم (نوروز) یوم نقطه است و هیجده روز بعد از آن ایام حروف حی است که اشرف است از ایام هیجده شهر که هر یومی منسوب به یکی از احکام کل شیئ است که کینونات کل ادلاء بر توحید حقند. و در ظواهر چونکه ذکر نبی و وصی در این کور نمی گردد، به مؤمنین اطلاق می شود، الّا یوم قیامت که هرکس را شجره حقیقت به هر اسم که خواهد ذکر می کند و غیر از آن کسی نمی شناسد تا آنکه حکم کند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:40000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۶:۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;باب در بیان بالا تصریح می کند که در دور او ذکر نبی و وصی نخواهد بود و تنها با ظهور من یظهره الله است که چنین القابی به اراده او جائز می شود. پس همینکه ازلیه به وصایت ازل باور دارند خود ثابت می کند که من یظهر الله قبلاً ظهور کرده که در آنصورت همه از جمله ازل باید به او ایمان آورند و آنوقت آئین باب به انتها رسیده است چه رسد به آنکه وصی داشته باشد. نادرستی ادعای بابیه ازلیه بر اینکه مبرزا یحیی ازل مفسّر آثار باب است هم قبلاً بحث شده است. این بحث نشان می دهد که آئین باب مانند اسلام نیست که پس از پیامبر، امامان جانشین و وصی پیامبر شوند و وظیفه تفسیر را بر عهده گیرند. بر عکس هیچکس از جمله میررا یحیی ازل حق تفسیر ندارد و اصولاً پس از شهادت باب نوشته های مرجع و مطاع یعنی آثار فرضیه مرتفع می گردد تا زمان ظهور من یظهره الله که اوست مفسّر راستین آثار باب. پس اگر چه میرزا یحیی ازل رهبر بابی مقرر شد اما او نه وصایت داشت و نه حق تفسیر و نه نوشته هایش دارای فرضیت و مرجعیت بوده است. می بینیم که او جانشین باب بود ولی نه بمعنای متعارف جانشینی پیامبر. بر طبق باب، آئین بابی مانند اسلام نیست که در آن نقطه قران یعنی حقیقت محمد به وحی الهی آیات یعنی قران را بیاورد، پیامبر بعنوان مقام عبودیتش دعا و مناجات بیاورد، امامان مفسّر قران شوند و وظیفه تفسیر را بر عهده گیرند، و ابواب به تشریح مباحث علمی بپردازند. بر عکس در آئین باب با آنکه حروف حی بترتیب رجعت عبودیت پیامبر، ائمه، و ابواب هستند ولی هیچیک حق ندارتد که مناجات، تفسیر، و یا صور علمی بنویسد و به همین جهت است که خود باب همه این شئون را نوشته است. باب تصریح می کند که پس از شهادتش دیگر هیچکس نوشته ای که فرضیت و مرجعیت داشته باشد تخواهد نوشت تا زمان ظهور من یظهره الله. عین بیان باب این است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ملخص این باب آنکه جائز نیست عمل الا به آثار نقطه بیان زیرا که در این ظهور از برای حروف حی آثار ایشان از شمس حقیقت ظاهر می گردد زیرا که آیات مخصوص نقطه است و مناجات مخصوص رسول الله و تفاسیر مخصوص ائمه هدی و صور علمیه مخصوص بابواب. ولی کل از این بحر مشرق می گردد تا اینکه کل این آثار را در حقیقت اولیه بنحو اشرف مشاهده کنند و هیچ عزی از برای ایشان غیر از سبق ایمان که اعز از کل شیئ است عندالله و عند اولی العلم نبوده و نیست و کل فضل در ظل همین فضل مستظل است. واز حین غروب الی طلوع من یظهره الله آثار فرضیه مرتفع و حروف حی و کل من آمن بالله و بالبیان در ظل آنها مستظل. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:81000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;جانشینی یا رهبری میرزا یحیی ازل با همه محدودیتهای خود در توقیع وصیت مورد بحث قرار گرفته است اما پیام این توقیع  درست عکس برداشت ازلیه و در واقع منطبق با برداشت [[آئین بهائی|بهائی]] است: اولاً در این توقیع باب به میرزا یحیی ازل دستور می دهد که برای فهم مفاهیم دینی و مقصود و معنای نوشته های باب از سید حسین یزدی کاتب وحی  پرسش و استفسار کند و بیاموزد. بدین ترتیب باب به میرزا یحیی ازل تأکید می نماید که وی به تنهایی قادر به درک مراد الهی نیست. با شهادت سید حسین یزدی در سال نهم (۱۲۶۹) نیز این مطلب جاودانه می شود. همه این مطالب تذکری است به میرزا یحیی ازل که نباید به فهم خود از آثار باب مطمئن و یا مغرور شود. عین بیان این است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و انّ من کان عند ربک قد علّمناه جواهر العلم و الحکمة فاستنبئی عنه. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:58000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دوم آنکه در آن توقیع، باب به میرزا یحیی ازل دستور می دهد که در غیبت عنصری باب آنچه را که از آثار باب که خداوند بر قلب وی القاء می کند تلاوت نماید و آنگاه بلا فاصله مؤکد می سازد که باب پس از شهادتش، در «افق ابهی» به زندگی ادامه خواهد داد و در نتیجه میرزا یحیی باید به افق ابهی توجه نماید. بر طبق بهائیان این مطلب به این معناست که باب به شکلی باطنی در وجود بهاء حضور می یابد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;اذا انقطع عن ذلک العرش تتلون ایات ربک ما یلقی الله علی فؤادک... و اشهد بانّنی انا حی فی الافق الابهی. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:58000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سوم آنکه باب خطاب به میرزا یحیی ازل می نویسد که اگر خداوند در ایام تو «مثل» خودت را آشکار فرمود در آنصورت آن شخص دیگر است که از نزد خداوند وارث امر می گردد. ولی اگر خداوند او را آشکار نفرمود بدان که خدا نخواسته است که خودش را بتو بشناساند. در آنصورت باید همه بابیان امر را بخدا تفویض نمایند و میرزا یحیی نیز باید همه بابیان را به مرجعیت شهداء فرا بخواند، شهدایی که از امر پروردگار پیروی کنند. این گفتار باب بسیار حیرت انگیز است چرا که باب بصراحت اعلان می کنند که رهبری میزا یحیی صرفاً یک رهبری اسمی است و در واقع در هر حال او باید رهبری را به دیگران بسپارد بدون آنکه در عمل مرجعیتی داشته باشد. به عبارت دیگر بحث توقیع وصیت در واقع نفی وصایت اوست. عین بیان باب این است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;فان یظهر الله فی ایامک بمثلک، هذا ما یورثن الامر من عند الله الواحد الوحید. فان لم یظهر فایقن بان الله ما اراد ان یعرف نفسه فلتفوضن الامر الی الله ربکم و رب العالمین جمیعاً و أمر بالشهداء اللذین هم یتبعون فی امر ربهم و هم عن حدود الله لا یتجاوزون. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:58000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در این گفته، باب سخن از کسی مثل یحیی ازل می کند که غایب و پنهان است، کسی که شاید خود را به میرزا یحیی ازل بشناساند و شاید هم اراده کند که پنهان بماند. در صورت اول، رهبری جامعه بابی بر عهده آن فرد دیگر است، و در صورت دوم باید میرزا یحیی امر را بخدا تفویض کرده و رهبری بابیان را به عهده شهدای بابی بسپارد. اما این مطلب در واقع اشاره ای است به بیان باب در مورد ظهور دو آیت الهی در سال ششم آئین بابی که یکی ظاهر و دیگری غایب و پنهان خواهد بود. اولی را یحیای نبی و دومی را حسین ابن علی می خواند. این بیان چند بار در آثار باب تکرار شده است. در کتاب پنج شأن که آخرین اثر عمده باب است خطاب به عظیم چنین می نویسد که در سال ششم و قبل از بلوغ نطفه بیان در سال تسع (سال نهم)، دو آیت و نشانه  از طرف خدا ظاهر میگردد، یکی یحیای نبی و دیگر حسین ابن علی. در همین اثر مکرراً  ذکر میرزا یحیی ازل شده و از او تجلیل شده است. آنگاه باب به عظیم دستور می دهند که چون آیت دیگر یعنی حسین ابن علی  پنهان است باید که عظیم بکوشد تا او را کشف و شناسایی نماید. از این جهت معلوم می شود که در توقیع وصیت، منظور از «مثل» یحیی همان حسین ابن علی است. باب می گوید که اگر خداوند در ایام میرزا یحیی ازل مثل او را آشکار فرمود در انصورت این  شخص دیگر یعنی حسین ابن علی است که وارث امر و رهبر جامعه خواهد بود، یعنی همان آیت دیگر که در سال ششم بزرگترین  نشانه خداست اما به اراده الهی خود را حتی به میرزا یحیی ازل نیز آشکار نمی کند. این آیت دیگر به باور بهائیان ب است که اسمش حسین است و در واقع رهبر راستین آیین بابی است و اگر خودش را معرفی کند باید اسماً هم جانشین باب باشد و اگر خودش را پنهان نگاهداشت در آنصورت اگر چه وی رهبر راستین است اما او ناشناخته باقی می ماند و باید که بابیان از شهدای بابی پیروی کنند. ولی با توجه به بیان قبل معلوم می شود که در هر حال رهبر راستین در دست  همان «افق ابهی» است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;هذا ما وعدناک من قبل حین الذی قد اجبناک اصبر حتی تقضی عن البیان تسعه فاذا قل تبارک الله احسن المبدعین و اجبناک من قبل، قبل الطاء ینبغی ان یظهر فی الواو اثنین ایة من عند الله فی الکتاب عن الاولین قل احدهما یحیی النبی ثم الاخر ابن علی امام حق رفیع. فقد اطلعناک علی احد منهما و استیسر فی الارض حتی یطلعک الله ربک علی ما تستجلین عن الله ربک و رب العالمین. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:26000&amp;quot;&amp;gt;پنج شأن صص ۲۵۴-۲۵۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;چهارم انکه از گفته بالا آشکار می شود که رهبری آئین بابی توسط هر که رهبر باشد صرفا تا سال ۹ که سال بلوغ بیان و تولد ظهور دیگر است مطرح می باشد و در واقع در سال ۹ با ظهور موعود یعنی من یظهره الله همه بابیان در هر رتبه و مقامی که باشند در ظل  موعود در خواهند آمد. این موعود به باور بهائیان [[بهاءالله]] است که در سال نه بگونه ای پنهان و در سال نوزده بگونه ای آشکار ظاهر گردید. این مطلب به شکل دیگر در آثار باب بصورت سال نوزده مطرح می شود. بعنوان مثال در دور اسلام اظهار ایمان باید با اظهار ایمان به خدا و پیامبر اسلام و امامان و ابواب همراه گردد. بنابراین تا سال ۱۲۶۰ که سال وفات آخرین باب یعنی سید کاظم رشتی بود تحقق ایمان نیازمند پذیرش افراد جدیدی بود که بتدریج و در مدت ۱۲۶۰ سال ظاهر شدند. اما باب در بیانات متعددی نشان می دهد که در دور او اظهار ایمان تنها تا سال نوزده امکان پذیر است و پس از آن تنها با قبول من یظهره الله امکان اظهار ایمان وجود خواهد داشت. یعنی مدت اسلام ۱۲۶۰ سال و مدت آئین بابی ۱۹ سال خواهد بود و دیگر پس از آن هیچکس جانشین باب نخواهد بود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و در ظهور من یظهره الله خداوند عالم است که در چه حد از سن ظاهر فرماید او را ولی از مبدء ظهور تا عدد واحد (۱۹) مراقب بوده که در هر سنه اظهار ایمان بحرفی ظاهر گردد از کل خلق که بعد از اون دیگر نتوانند اظهار ثمرات ظهور قبل را نمایند الا بظهور بعد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:11000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در گفته بالا معلوم می شود که باب از من یظهر الله بعنوان کسی که همان زمان زنده بوده سخن می گوید چرا که مسئله نوزده سال دوران بابی را در پاسخ به سؤال سن ظهور من یظهر الله مطرح می کند. آنچه که این دو موضوع را به هم پیوند می دهد اینستکه موعود همان موقع زنده و جوان بوده و پس از نوزده سال هم زنده خواهد بود و ظهور خواهد کرد. پنچم آنکه باب در توقیع وصیت سخن از من یظهره الله و ظهور او می کند و خطاب به میرزا یحیی ازل بیان می دارد که باید وی همگان را به اطاعت از من یظهره الله امر نماید چرا که او در قیامت بعد قطعاً با عزت خواهد آمد.  باب تأکید می کند که ما همگی عباد او و ساجد اوهستیم. مقام او آنچنان متعالی است که او باجازه خداوند، مختار است تا هر چه که بخواهد انجام  دهد و هیچکس حق سؤال یا اعتراض به آنچه که او انجام دهد را ندارد در عین حال که بالعکس همگان در همه چیز  پاسخگو و جوابگو هستند. این بیان در توقیع وصیت بسیار مهم است چرا که باب بصورت مستقیم رهبری میرزا یحیی ازل را نیز صرفا معطوف به آمادگی برای ظهور من یظهره الله مطرح می کند و می گوید که من یظهره الله هر کار که بخواهد می کند و هیچکس از جمله میرزا یحیی ازل حق بازخواست و اعتراض به او را ندارد در حالیکه همگان در نزد او مسئول هستند. البته این مطلبی است که در سرتاسر آثار باب همواره تأکید می شود که من یظهره الله را نمی توان به هیچ قید و شرطی مشروط و محدود کرد و با هیچ تعبیر و تفسیری از هیچیک از آثار باب  نمی توان برای او محدودیت بوجود آورد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ولتأمرن بمن یظهره الله فانه لیأتین ذلک الخلق فی القیمة الاخری بسلطان عز رفیع انا کل عباد له و انا کل له ساجدون یفعل ما یشاء باذن ربه و لا یسئل عما یفعل و کل عن کل شيئ  یسئلون. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:58000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آنگاه باب سخن از ظهور عزت در زمان میرزا یحیی و اظهار مناهج ثمانیه می کند. این مطلب با توجه به جمله قبل به این معناست که من یظهره الله در زمان میرزا یحیی ظهور خواهد کرد. البته بابیان اولیه نیز این گفته باب را (که شاید قدری هم در نسخه موجود نزد آنان صریحتر به این موضوع دلالت می کرده است) دقیقاً به همین معنا برداشت می کردند. به عنوان مثال میرزا جانی کاشانی مؤلف کتاب نقطة الکاف با آنکه شدیداً به مرجعیت و وصایت میرزا یحیی ازل باور دارد در باره توقیع وصیت چنین می نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و نص به وصایت و ولایت ایشان (میرزا یحیی) فرموده و فرمایش کرده بودند که هشت واحد بیان را بنویس و هر گاه من یظهره الله در زمان تو به اقتدار ظاهر گردید بیان را نسخ نما و آنچه که الهام می نمایم بر قلب تو عمل نما. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:59000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;بنابراین باب میرزا یحیی ازل را رهبر جامعه بابی منصوب کرد اما نه به او مقام وصایت داد و نه به او حق تفسیر داد و نه نوشته های او را فرض و مطاع دانست و نه رهبری او را رهبری راستین دانست و نه او را عالم بر جواهر علم و حکمت قلمداد کرد و نه آنکه آن رهبری را زماناً نامحدود تعریف نمود. اینکه گفته شده است چگونه باب کسی را که بعدا در شمار منکران آئین الهی قرار گیرد به رهبری می گزیند و چگونه است که کسی که از حروف اثبات بوده است مبدل به حرف نفی گردد بر طبق آثار باب نادرست است. اولاً رهبری یحیی ازل رهبری از نوع وصایت و تفسیر و نزول آثار فرصیه نیست که نیازمند عصمت باشد. دوم آنکه در توقیع وصیت باب عملاً بیان می کند که میرزا یحیی رهبر ظاهری است ولی آیت دیگر یعنی حسین حتی اگر خود را نشتاساند رهبر واقعی اوست و از پشت، امر خدا را حفظ می کند و این دقیقاً همان کاریست که در دوران بغداد بهاء الله انجام داد. سوم آنکه این رهبری تا سال نهم و یا حداکثر نوزدهم اعتبار دارد و پس از آن همه بابیان مساوی می شوند و هیچکس دارای مقام خاصی نیست مگر آنکه من یظهر الله او را بعنوان نبی یا وصی بر گزیند. میرزا یحیی ازل در این مدت رهبر مشروع و مورد احترام همگان بود. تنها پس از سال نوزدهم است که با انکار موعود، او از نور به نار تبدیل می شود. پس در زمانی که دوران آئین بابی است او رهبر مورد احترام است اما با پایان دور بابی و ظهور [[آئین بهائی|آئین]] بهائی همانطور که باب پیش بینی کرده است همه برابر می شوند و در صورت نپذیرفتن موعود به حروف نفی می پیوندند. تبدیل نور به نار و بر عکس صدها بار در آثار باب بعنوان اصلی بنیادی مورد تأکید قرار گرفته است. باب حتی بارها می گوید که موعود می تواند صفت الوهیت را از هر که بخواهد بر دارد چه رسد به دیگر مقامات. اما باید توجه کرد که باب در مورد مبرزا یحیی ازل اگر چه از او با القاب بزرگی یاد می کند (که البته بگفته باب معنای هر اسم خیری در نوشته های باب اصلاً من یظهره الله است و در مورد دیگران مفهومی ثانویه است) اما در شماری از توقیعاتش در باره او می نویسد که او کسی است که به آسانی می تواند بر آینه قلبش غبار بنشیند و آتش دلش بآسانی می تواند خاموش شود و از این رو به سران بابی سفارش محبت، رعایت و ملاطفت با او را میکند. یعنی باب از ابتدا آمادگی  میرزا یحیی به خاموشی و تاریکی رامتذکر شده است. به باور بهائیان اگر او به من یظهره الله ایمان می یافت نورش به نور بزرگتری تبدیل می شد ولی او انکار موعود را بر گزید و از نار به نور مبدل شد. بگفته باب:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و اذاً يوم من يظهره اللّه كل من علی الأرض عنده سوآء. فمن يجعله نبيٌاً كان نبيٌاً من اول الذی لا اوّل له الی آخر الذی لا آخر له, لانّ ذلك ما قد جعله اللّه. و من يجعله وليٌاً فذلک کان وليٌاً فی كلّ العوالم فانّ ذلك ما قد جعله اللّه. لانّ مشية اللّه لن يظهر الّا بمشيّته و ارادة اللّه لم يظهر الّا بارادته. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:38000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بهائیان و بابیان===&lt;br /&gt;
پس از تیرباران باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب بیان به دنبال موعود آئین بابی که در کتاب بیان با عنوان «من یظهره الله» از آن یاد شده، می‌گشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=|کتاب=|ناشر= |چاپ= |شهر= |کوشش= |ویرایش= |سال=|شابک=|نویسنده=MacEoin, {{چر}}D. M. |نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه= |زبان=en |مقاله= [http://www.iranicaonline.org/newsite/index.isc?Article=http://www.iranicaonline.org/newsite/articles/unicode/v3f8/v3f8a073.html BAYĀN](English) |ژورنال= |نشریه=Encyclopedia of Iranica |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}} Retrieved on 2009-09-05.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۸۶۳ میلادی [[بهاءالله]] خود را «من یظهره الله» یا همان موعود کتاب بیان خواند. اکثر بابیان به او ایمان آورده و [[آئین بهائی|بهائی]] نامیده شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:142&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Balyuzi 19732&amp;quot; /&amp;gt; گروه کوچکی از بابیان با پیروی از نابرادری کوچک [[بهاءالله]]، موسوم به میرزا یحیی صبح ازل، ازلی یا بیانی نام گرفتند. ازلیان با تقیه و پنهان کردن هویت دینی خود عملاً در جامعه اسلامی حل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The New Believers|نام خانوادگی=Barrett|نام=David|ناشر=Cassell &amp;amp; Co|سال=2001|شابک=0304355925|مکان=London, UK|صفحات=246|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/the-bab/life-the-bab زندگی باب] (پیوندی دیگر از زندگی [https://www.bahaisofiran.org/a-worldwide-faith-from-iran/a-brief-history-of-the-faith/the-bab سید علی محمد باب])&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/the-bab/ سید علی محمد باب] (پیوندی دیگر از [https://www.bahaisofiran.org/a-worldwide-faith-from-iran/a-brief-history-of-the-faith/the-bab سید علی محمد باب])&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/the-bab/shrine آرامگاه باب]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/the-bab/quotations گزیده‌ای از آثار باب]&lt;br /&gt;
*[https://www.oceanoflights.org/fa/The-Bab-Introduction-Bahai-Writings.htm مقدمه ای بر آثار حضرت باب]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/the-bab/babi-movement جنبش بابی] (پیوندی دیگر از [https://www.bahaisofiran.org/دوران_بابی جنبش بابی])&lt;br /&gt;
*[http://reference.bahai.org/fa/t/o/HB/ کتابی جامع از زندگی، آثار و آموزه‌های باب]&lt;br /&gt;
*[https://user-hrqc9mo.cld.bz/Persian-Publications/bb-w-ay-yn-bby باب و آئین بابی، مقاله‌ای از دکتر نادر سعیدی]&lt;br /&gt;
*[https://persianbahaimedia.org/33832/%D8%A2%D8%A6%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%D9%89-17-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%8C-%D8%A8%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B0%D8%A7/ سید علی محمد باب، بنیان گذار آئین بابى]&lt;br /&gt;
*[https://www.youtube.com/watch?v=-0IAoDA8vg0 بامداد تابان] (فیلمی به مناسبت [http://bicentenary.bahai.org/fa/ دویستمین سالگرد تولد] باب)&lt;br /&gt;
*[https://www.aasoo.org/fa/monthly/2418 باب؛ دویست سال بعد] ([https://www.aasoo.org/fa/file/10332/download?token=HO0vsGpe مجموعه‌ای از مقالات] از سایت آسو به مناسبت دویستمین سالگرد تولد باب)&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D8%A7%D8%A8 دویستمین سال تولد باب]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[من یظهره‌الله]]&lt;br /&gt;
*[[آثار سید علی‌محمد باب|آثار سید علی محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[آئین بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[de:Der Báb]]&lt;br /&gt;
[[en:The Báb]]&lt;br /&gt;
[[es:Báb]]&lt;br /&gt;
[[fr:Báb]]&lt;br /&gt;
[[pt:Báb]]&lt;br /&gt;
[[ru:Баб]]&lt;br /&gt;
[[vi:Đức Bab]]&lt;br /&gt;
[[zh:巴孛]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D9%85_%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=711</id>
		<title>نظم اداری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D9%85_%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=711"/>
		<updated>2021-01-11T12:25:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: افزودن en:Administration، pt:Administração Bahá&amp;#039;í&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بهائی}}&lt;br /&gt;
جامعه بهائی طبقه روحانیون و مجتهدان دینی ندارد و امور جامعه خود را از طریق نظامی از موسسات که بر پایه تصمیم‌گیری جمعی و مشورت عمل می‌کند، اداره می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge|صفحات=175-176|زبان=English|oclc=181072578}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اصول این نظام در آثار [[بهاءالله]] مؤسس [[آئین بهائی]] آمده‌است. [[عبدالبهاء]] و [[شوقی افندی]] ربانی جزئیات اصول این نظام را تشریح کردند و به مرحله اجرا درآوردند. مجموع این نظام با عنوان نظم اداری شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیت‌العدل اعظم، شورای بین‌المللی مرکزی حاکم بر نظم اداری است که اعضای آن هر پنج سال توسط جوامع بهائی سراسر دنیا انتخابات می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:53&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Arash Abizadeh|عنوان=How Bahá’í Voters Should Vote|ژورنال=Journal of Baha’i Studies|دوره=18|شماره=1-4|تاریخ=2008|زبان=English|پیوند=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/18.14-Abizadeh.pdf}}&amp;lt;/ref&amp;gt; امور جوامع محلی و ملی از طریق شوراهای انتخابی نه نفره که تحت هدایت بیت‌العدل اعظم اعظم فعالیت می‌کنند اداره می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=178-180|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; شوراهای محلی که در سطح شهر یا روستا فعالیت می‌کنند، محفل روحانی محلی، و شوراهای ملی که در سطح کشور فعالیت می‌کنند، محفل روحانی ملی نام دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; مؤسسهٔ مشاورین قاره‌ای که موسسه‌ای انتصابی است بخش دیگری از نظم اداری بهائی را تشکیل می‌دهد. مشاورین قاره‌ای با ارائهٔ نظرات مشورتی به محافل روحانی و تشویق و پرورش ابتکارات فردی بر پویایی جامعه می‌افزاید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=180-182|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اعضای این مؤسسه توسط بیت‌العدل اعظم منصوب می‌گردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==موسسات نظم اداری==&lt;br /&gt;
===موسسات انتخابی===&lt;br /&gt;
موسسات انتخابی آن دسته از موسساتی هستند که اعضاء آن توسط انتخاب افراد جامعه بهائی تعیین می‌گردند. محفل روحانی ملی و محفل روحانی محلی و بیت‌العدل اعظم از این دسته از تشکیلات بهائی موسسات بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith22&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith}}&amp;lt;/ref&amp;gt; موسسات انتخابی در حوزه عملکرد خود اختیارات تقنینی، اجرایی و قضایی دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====موازین انتخابات بهائی====&lt;br /&gt;
انتخابات بهائی به شیوه ای دور از رقابت و تفرقه برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=http://public.eblib.com/choice/publicfullrecord.aspx?p=1771099|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Wendi|نام خانوادگی۲=Momen|نام۲=Moojan|تاریخ=2006|ناشر=Dunedin Academic Press|شابک=9781906716868|مکان=Edinburgh|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; طبق احکام منصوص آئین بهائی، در انتخاب موسسات بهائی از جمله انتخابات بیت العدل اعظم هرگونه تبلیغات، کاندیداتوری، نامزد شدن و نامزد کردن، حزب‌گرایی، و مبارزات و کمپین‌های انتخاباتی مطلقاً ممنوع است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=183-185|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هر کدام از راِی دهندگان در حالت دعا و توجه و با در نظر گرفتن معیارهای اخلاقی و معنوی مطرح در آثار بهائی، به حکم وجدان خود شایسته‌ترین افراد را برای عضویت در این مؤسسه انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot; /&amp;gt; در تمامی انتخابات بهائی، در سطح محلی، ملی و بین‌المللی، رأی دهندگان نام افراد مورد نظر خود را روی برگه رأی می‌نویسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:522&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Arash Abizadeh|عنوان=How Bahá’í Voters Should Vote|ژورنال=Journal of Baha’i Studies|دوره=18|شماره=1-4|ناشر=The Journal of Baha&#039;i Studies|تاریخ=2008|زبان=English|شاپا=|doi=|پیوند=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/18.14-Abizadeh.pdf|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری در سطح محلی امور جامعهٔ بهائی توسط محفل روحانی محلی اداره می‌شود. در هر شهر و روستایی که تعداد بهائیان ۲۱ سال به بالای آن حداقل ۹ نفر باشد هر سال انتخاباتی برگزار می‌گردد که در جریان آن ۹ فرد مستقیماً از جانب بهائیان آن محل با رعایت موازین انتخابات بهائی به عضویت محفل محلی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری از طریق برگه رأی مخفی است یعنی کسی ار رأی دیگران اطلاع ندارد. این موضوع باعث می‌شود که رای‌دهندگان بتوانند آزادانه و فارغ از فشارهای بیرونی به هر آن که خود صلاح می‌دانند رأی دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:522&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====محفل روحانی محلی====&lt;br /&gt;
در سطح محلی امور جامعهٔ بهائی توسط محفل روحانی محلی اداره می‌شود. در هر شهر و روستایی که تعداد بهائیان ۲۱ سال به بالای آن حداقل ۹ نفر باشد هر سال انتخاباتی برگزار می‌گردد که در جریان آن ۹ فرد مستقیماً از جانب بهائیان آن محل با رعایت موازین انتخابات بهائی به عضویت محفل محلی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====محفل روحانی ملی====&lt;br /&gt;
اعضای محفل روحانی ملی که امور جامعه بهائی را در سطح کشور اداره می‌کند سالانه از طریق نمایندگان منتخب محافل روحانی محلیِ سراسر کشور انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;کتاب نظم اداری بهایی. هوشنگ محمودی. لجنه ملی نشر معارف امری&amp;lt;/ref&amp;gt; نمایندگان محافل محلی، اعضای محفل روحانی ملی را از بین کلیه اعضای جامعه بهائی آن کشور با رعایت موازین انتخابات بهائی انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; نه نفری که از دیگران بیشتر رأی بیاورند به عضویت محفل ملی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بیت العدل اعظم====&lt;br /&gt;
بیت‌العدل اعظم، بالاترین مقام تصمیم‌گیری در جامعه جهانی بهائی، متشکل از ۹ عضو است که اعضای آن هر ۵ سال یک بار توسط اعضای تمامی محفل‌های ملی بهائی سراسر جهان انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=177|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;http://news.bahai.org/archive/ Baha&#039;is elect Universal House of Justice&amp;lt;/ref&amp;gt; نخستین انتخابات بیت العدل اعظم در سال ۱۹۶۳ برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/02/100203_l11_aa_book_crackdown_bahais.shtml بررسی کتاب: &#039;&#039;سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران&#039;&#039;، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; مقر بیت‌العدل اعظم بر دامنه کوه کرمل در بندر حیفا است که بهاءالله این مکان را در سال ۱۸۹۰ میلادی و در لوح کرمل انتخاب کرده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;Shoghi Effendi, &#039;&#039;The World Order of Bahá’u’lláh&#039;&#039;. Wilmette, Illinois, Bahá&#039;í Publishing Trust&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|year=1989|title=Bayt-al-`Adl, House of Justice|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|url=http://www.iranicaonline.org/articles/bayt-al-adl-house-of-justice-a-bahai-administrative-institution|last=Momen|first=Moojan|date=1989}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موسسات انتصابی===&lt;br /&gt;
مشاورین قاره ای هیئتی متشکل از ۸۱ نفر است که اعضای آن هر پنج سال توسط بیت‌العدل اعظم منصوب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین به محافل روحانی مشاوره می‌دهند، مشوق اقدامات و ابتکارات فردی هستند و به رشد و سرزندگی جوامع بهائی کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; برخلاف موسسات انتخابی، هیئت مشاورین قاره‌ای اختیارات تقنینی، اجرایی و قضایی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین قاره‌ای افرادی را برای کمک با عنوان هیئت معاونین منصوب می‌کنند و معاونین نیز دستیارانی برای خود از جامعه بهائی برمی‌گزینند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt; در حالی که مشاورین قاره‌ای در هر دو سطح قاره‌ای و کشوری فعال هستند، معاونین و دستیاران ایشان در سطوح منطقه‌ای و محلی فعالیت می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt; برای هماهنگی و هدایت فعالیت‌های مشاورین قاره‌ای، بیت‌العدل اعظم هیئتی تحت عنوان دارالتبلیغ بین‌المللی برای ۵ سال منصوب می‌کند که متشکل از ۹ نفر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منشور نظم اداری بهائی==&lt;br /&gt;
به گفته شوقی افندی کتاب اقدس، لوح کرمل و کتاب عهدی از آثار [[بهاءالله]] و الواح وصایا، وصیت نامه [[عبدالبهاء]]، منشور نظم اداری بهائی را تشکیل می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Baha&#039;i Administration|ژورنال=Bahá’í Encyclopedia Project|تاریخ=2019|زبان=English|پیوند=http://www.bahai-encyclopedia-project.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=67:administration&amp;amp;catid=36:administrationinstitutions}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] در [[کتاب اقدس]] اصول و قوانین نظم اداری را بیان می‌کند، در لوح کرمل، کوه کرمل را در حیفا مرکز اداری و روحانی [[آئین بهائی]] قرار می‌دهد و در کتاب عهدی اصل «عهد و میثاق» را برای حفظ وحدت جامعه بهائی و هدایت و مساعدت بهائیان برای بنای نظم اداری تأسیس می‌کند، و پسر ارشد خود [[عبدالبهاء]] را به عنوان مرکز عهد و میثاق و جانشین خود برمی‌گزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92&amp;quot; /&amp;gt; [[عبدالبهاء]] در الواح وصایا ویژگی‌های نظم اداری بهائی، وظایف ایادی امرالله و همچنین مقام ولی امر را مشخص می‌کند و شوقی افندی|شوقی ربانی را به عنوان جانشین خویش در مقام ولی امرالله برمی‌گزیند&amp;lt;ref&amp;gt;Rabbani, Ruhiyyih (Ed.) (1992). The Ministry of the Custodians 1957-1963. Bahá&#039;í World Centre, p 13.0-85398-350-X&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot;&amp;gt;نظر اجمالی در دیانت بهائی، احمد یزدانی، صفحه 53&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039; و نظامی برای انتخابات بیت‌العدل اعظم مشخص می‌نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;SMITH2&amp;quot;&amp;gt;{{Cite book|last=Smith|first=Peter|year=2008|title=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|publisher=Cambridge University Press|place=Cambridge|page=55|url=http://books.google.com/?id=z7zdDFTzNr0C|isbn=0-521-86251-5|ref=harv}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نوشته‌های شوقی افندی، به ویژه دو اثر Baha&#039;i Administration (نظم اداری بهائی) و World Order of Baha&#039;u&#039;llah (نظم جهانی بهائی) جزئیاتِ اجرائی نظم اداری بهائی را مفصلاً شرح و بسط می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عهد و میثاق در آئین بهائی==&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] برای تضمین این که بعد از درگذشتش و در گذر زمان جامعهٔ بهائی بتواند به صورت هماهنگ و متحد در مسیر به اجرا درآوردن تعالیمش پیش رود اساسی را تأسیس نمود که به عنوان «عهد و میثاق» شناخته می‌شود. به این ترتیب او چگونگی تداوم جریان هدایت، مسئلهٔ جانشینی و نیز توضیح و تبیین آثارش را با دستورالعمل‌های روشن، واضح و کتبی مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=110|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس این عهد و میثاق، مسئولیت هدایت و رهبری جامعه پس از [[بهاءالله]]، به پسر ارشدش، [[عبدالبهاء]]، سپس به شوقی ربانی، نوهٔ عبدالبهاء، و در نهایت همان‌گونه که [[بهاءالله]] تعیین نموده بود به بیت العدل اعظم مُحوّل شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot; /&amp;gt; اصل عهد و میثاق وحدت جامعه را تضمین می‌کند و آنرا از اختلاف و تفرقه حفظ می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot; /&amp;gt; به گفته عبدالبهاء عهد و میثاق مهمترین ویژگی آئین بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot; /&amp;gt; او «محور وحدت عالم انسانی» را «قوّه میثاق» می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/oclc/2215097|عنوان=God passes by|نام خانوادگی=Effendi|نام=Shoghi|تاریخ=1970, ©1974|ناشر=Baháʼí Pub. Trust|سال=1970|شابک=0877430209|مکان=Wilmette, Ill|صفحات=238|زبان=English|oclc=2215097}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی تلاش‌ها در راستای به چالش کشیدن مسئله جانشینی و رهبری جامعه بهائی در دوره‌های مختلف وجود داشت که طرفدارانی پیدا نکرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:902&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Marginality and Apostasy in the Bahá&#039;í Community&lt;br /&gt;
|ژورنال=Religion|تاریخ=2007|زبان=English|صفحات=187-209|پیوند=https://bahai-library.com/momen_marginality_apostasy}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/fa/beliefs/essential-relationships/administrative-order/ نظم اداری بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/fa/beliefs/essential-relationships/administrative-order/institution-counsellors مشاورین قاره‌ای]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/fa/beliefs/essential-relationships/administrative-order/local-spiritual-assembly محفل روحانی محلی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/fa/beliefs/essential-relationships/administrative-order/national-spiritual-assembly محفلی روحانی ملی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C ساختار اداری موسسات بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.aasoo.org/fa/articles/83 در انتخابات بهائی چگونه باید رأی داد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Administration]]&lt;br /&gt;
[[pt:Administração Bahá&#039;í]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C&amp;diff=710</id>
		<title>آئین بهائی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C&amp;diff=710"/>
		<updated>2021-01-11T11:42:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: افزودن es:Fe Bahá&amp;#039;í&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Abdul-Baha in Washington D.C..jpg|بندانگشتی|عکسی از [[عبدالبهاء]]|350x350پیکسل]]&#039;&#039;&#039;آیین بهایی (بهائیت)&#039;&#039;&#039;، دینی است &amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Religion and women. McGill studies in the history of religions.&#039;&#039; Arvind Sharma. SUNY Press, 1994. {{شابک|0-7914-1689-5|en}} pp.211&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;The Routledge historical atlas of religion in America&#039;&#039;. Bret E. Carroll. Routledge, 2000 {{شابک|0-415-92131-7|en}} p.124&amp;lt;/ref&amp;gt; که حسین علی نوری، ملّقب به [[بهاءالله]]، در سده ۱۹ میلادی، در ایران، بنیان گذاشت. بهائیان معتقدند که بهاءالله (۱۸۱۷–۱۸۹۲) جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و محمد است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bahai.org/fa وبسایت رسمی جامعهٔ جهانی بهائی]&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله در سال ۱۸۶۳ این دین جدید را اظهار کرد. شمار پیروان این آئین بیش از ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر برآورد شده‌است که در ۲۲۱ کشور پراکنده شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|وب‌گاه=www.thearda.com|نشانی=http://www.thearda.com/QL2010/QuickList_40.asp|عنوان=Most Baha&#039;i Nations (2010) {{!}} QuickLists {{!}} The Association of Religion Data Archives|بازبینی=2018-10-20}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; با اینکه این شمار کمتر از ۰٫۲٪ جمعیت دنیاست ولی از نظر پراکندگی در کشورهای مختلف پس از مسیحیت (با پراکندگی در ۲۳۲ کشور) دومین دین جهان شمرده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|تاریخ=2016-11-20|نشانی=https://web.archive.org/web/20161120153112/https://www.britannica.com/topic/religion-Year-In-Review-2010/Worldwide-Adherents-of-All-Religions|عنوان=Religion: Year In Review 2010 - Worldwide Adherents of All Religions {{!}} Britannica.com|بازبینی=2018-10-20}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ریشه‌شناسی==&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
در زبان فارسی کلمه &#039;&#039;&#039;بهائی&#039;&#039;&#039; یا به عنوان صفتی برای اشاره به دین بهائی مورد استفاده قرار میگیرد، مانند [[احکام بهائی]]، [[ازدواج بهائی]] و [[آموزه‌های بهائی]]، و یا به عنوان اصطلاحی برای توصیف پیروان [[بهاءالله]]. ریشه کلمه بهائی از کلمه بهاء می‌آید به معنی «شکوه»؛ بهاءالله به معنی «شکوه خداوند» است. به دین بهائی، آئین بهائی و دیانت بهائی هم گفته می‌شود. اصطلاح دیگر بهائیت است که چندان صحیح نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[آموزه های بهائی|اعتقادات بهائی]]==&lt;br /&gt;
{{اصلی|آموزه‌های بهائی}}&lt;br /&gt;
بهائیان معتقدند که [[بهاءالله]]، جدیدترین فرستاده خدا در سلسله پیامبران پیشین است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نام خانوادگی=حیدری |نام=محمد |عنوان=اهمیت همزیستی با بهاییان برای مسلمانان|نشانی=http://www.bbc.com/persian/blog-viewpoints-41831474 |بازبینی=01-11-2017 |اثر=بی‌بی‌سی فارسی |تاریخ= ۱۰ آبان ۱۳۹۶|ناشر= |نشانی بایگانی= |تاریخ بایگانی= |کد زبان=fa}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خدا===&lt;br /&gt;
بر اساس تعالیم [[بهاءالله]] جهان آفرینش یک خالق واحد دارد که درک ذات حقیقی آن برای ذهن انسانی غیرممکن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:04&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Theory of Religious Cycles&lt;br /&gt;
Tradition, Modernity, and the Bahá’í Faith|نام خانوادگی=Sergeev|نام=Mikhail|ناشر=Brill|سال=2015|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | پیوند=http://bahai-library.org/articles/manifestation.html | عنوان=مفهوم تجلی در آثار بهائی | نویسنده=Juan Cole | ژورنال=Bahá&#039;í Studies | سال=۱۹۸۲ | دوره=۹ | صفحات=۱-۳۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt; درک انسان از مفهوم خدا هر قدر هم که وسیع و با برخورداری از تخیل قوی باشد، همیشه دچار محدودیت‌های ذهن انسان خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=وب سایت رسمی جامعهٔ جهانی بهائی|نشانی=http://www.bahai.org/fa/beliefs/god-his-creation/revelation/|عنوان=ظهور الهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:25&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;منابع بهائی خدا را نامحدود، مقتدر، دانا، بخشنده و توانا، غیرقابل ادراک، غیرقابل دسترس، منبع وحی، ابدی، عالِم کل، همه‌جا حاضر و قدیر توصیف می‌کنند و بهائیان معتقدند اگر چه ممکن است افراد تصورات مختلف از خدا داشته باشند و به زبان‌های مختلف دعا کنند یا ادیان اسامی مختلفی برای اشاره به خدا به کار برند، اما همه این موارد به یک حقیقت و خالق واحد اشاره می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Bahais|نام خانوادگی=|نام=|ناشر=Bahai International Community|سال=2017|شابک=9780877433842|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:34&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=وب سایت رسمی جامعهٔ بهائی ایران|نشانی=https://www.bahaisofiran.org/اعتقادات_اساسی_بهاییان|عنوان=برخی اعتقادات اساسی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع بهائی همچنین می‌آموزند که انسان‌ها ارادهٔ خداوند را از طریق پیام آوران الهی (در اصطلاح بهائی مظاهر ظهور الهی) می‌توانند درک کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:04&amp;quot; /&amp;gt; اگر چه ذات حقیقی خداوند همیشه دور از دسترس خواهد ماند اما انسان به کلی محروم از شناخت خدا نیست و آنچه دربارهٔ حقیقت خدا می‌داند توسط سلسله پیام آوران یا بنیان‌گذاران ادیان بزرگ جهان (مظاهر ظهور الهی) به صورت تدریجی و بنا به استعداد و قابلیت انسان و با توجه به شرایط اجتماعی و تاریخی به انسان آموخته شده‌است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;. تعالیم و آموزه‌های این پیام آوران انسان را به خداوند نزدیک می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روح و جهان پس از مرگ===&lt;br /&gt;
بهائیان به بقای روح اعتقاد داشته و هدف از زندگی را پرورش استعدادات روح می‌دانند. از نظر بهاییان، حیات اصلی حیات روح است و جسم تنها واسطه و ابزاری برای ترقی روح است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=[[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
|year=۱۹۹۲&lt;br /&gt;
|کتاب=[[کتاب اقدس]]&lt;br /&gt;
|ناشر=Bahá&#039;í Publishing Trust&lt;br /&gt;
|شهر=ویلمت، Illinois، آمریکا&lt;br /&gt;
|شابک=0-85398-999-0&lt;br /&gt;
}} [http://reference.bahai.org/en/t/b/KA/ka-2.html#gr12 پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=ادیب طاهرزاده&lt;br /&gt;
|year=۱۹۹۶&lt;br /&gt;
|کتاب=روح انسانی&lt;br /&gt;
|شهر=دانداس، انتاریو، کانادا&lt;br /&gt;
|شابک=1-896193-03-X&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به اعتقاد بهائیان روح از جسم جداست و پس از مرگ، در عوالم روحانی به ترقی خود ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان تعلق روح به جسم را همانند ارتباط نور با آئینه می‌دانند، نوری که در آینه مشهود است از خود آینه نیست بلکه انعکاس نوری است که از منبع دیگر ناشی می‌شود، به همین سبب وقتی آینه می‌شکند نور همچنان باقی و برقرار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آثار بهائی توضیح داده شده که قوای ذهنی همچون تفکر، استدلال، درک و تخیل از خصوصیات روح انسان هستند و با استفاده از قوای روح است که نوع بشر پیشرفت می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:18&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=آئین بهائی|نشانی=http://www.bahai.org/fa/beliefs/life-spirit/human-soul/rational-soul|عنوان=روح}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان معقدند که پس از مرگ اگر چه جسم انسان از بین می‌رود اما روح انسانی به پیشرفت خود در عوالم معنوی ادامه می‌دهد و در سفری ابدی به سوی کمال ترقی پیدا می‌کند. [[بهاءالله]] فرق این جهان با جهان بعد را همچون «فرق عالم جنین ... با این عالم» می داند.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخباتی از آثار بهاءالله شماره ۸۱&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس این دیدگاه و توضیحات بیشتر [[عبدالبهاء]]، همان‌طور که رحمِ مادر محیط مناسبی جهت پرورش جسمانی انسان در مرحلهٔ جنینی است، این جهان نیز عرصه‌ای است که در آن انسان خصوصیات و توان‌مندی‌های معنوی را که برای ادامهٔ رشد و پیشرفت خود هم در این جهان و هم در جهان بعد به آن‌ها نیاز دارد، توسعه و پرورش می‌دهد. همانطور که دست، پا، چشم، گوش و سایر اعضای انسان در عالم جنین رشد پیدا می‌کند و انسان را برای زندگی در این عالم آماده می‌کنند، به همین نحو صفات و خصائل روحانی انسان همچون بخشش، عشق، فروتنی، محبت و غیره روح انسان را برای زندگی در عالم بعد آماده می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:18&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دیدگاه بهائی ترقی در این دنیا و عالم بعد به واسطهٔ لطف و فیض الهی است و همچنین اعمال نیکی که به نام و یاد متوفی در این دنیا انجام می‌شوند و نیز دعا و مناجاتی که در حق متوفی خوانده می‌شود در پیشرفت روح انسان پس از مرگ مؤثر به‌شمار می‌روند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:05&amp;quot;&amp;gt;مفاوضات صفحهٔ ۱۷۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:18&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مفهوم دین===&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] به پیروان خود تعلیم می‌دهد که منشأ تمام ادیان یکی است؛ اصول اساسی آن‌ها با یکدیگر مشترک است، هدف آن‌ها یکی است و تعالیم ادیان مختلف جنبه‌های مختلف یک حقیقت واحد را روشن می‌کند. بر اساس اعتقادات بهائی، دین الهی واحد است و در حقیقت یک دین وجود دارد که در طول زمان و به تدریج بر بشر عرضه می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Theory of Religious Cycles&lt;br /&gt;
Tradition, Modernity, and the Bahá’í Faith|نام خانوادگی=Sergeev|نام=Mikhail|ناشر=Brill|سال=2015|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد بهائیان، پیامبران در طی فرآیندی مستمر، تدریجی و همیشگی، به تناسب ظرفیت درک و فهم بشر و نیازها و شرایط هر زمان، تعالیم و هدایت لازم را برای تکامل اجتماعی و معنوی انسان فراهم می‌کنند و بشر را از قابلیت‌ها و مسئولیت‌هایش در مقام حافظ و امانت‌دار جهان آفرینش آگاه می‌سازند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در این نگاه، حقیقت و تعالیم دینی به تدریج و به تناسب ظرفیت روحانی مردم در هر برهه از تاریخ عرضه می‌شود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; و تفاوت ادیان در آن دسته تعالیم اجتماعی و احکام آن‌ها دیده می‌شود که بنا به درجهٔ بلوغ اجتماعی و روحانی مردم و شرایط خاص جامعه ای که دینی خاص در آن ظاهر شده می‌توانند متفاوت باشند. همچنین دلیل دیگر تفاوت‌های میان ادیان، برداشت‌های غلط و شرح و تفاسیری ذکر می‌شود که در طول قرن‌ها توسط پیروان ادیان انباشته شده و حقیقت هر دین را مخدوش می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌طور کلی، [[بهاءالله]] بیان می‌کند که دین وسیله مؤثری برای تکامل اجتماعی است و سلسله ادیان جهان مراحل مختلف هدایت بشر توسط خداوند هستند که به تدریج رشد و تکامل بشر را تضمین می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; بر این اساس، اعتقاد بهائیان این است که هیچ دینی نمی‌تواند ادعای آخرین دین بودن داشته باشد و بشر تا ابد هدایت الهی را از طریق پیامبران دریافت می‌کند. [[بهاءالله]] نیز بیان می‌کند که بعد از او نیز آمدن پیامبران ادامه خواهد داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یگانگی نوع انسان===&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] بیان می‌کند که نوع بشر یکی است و انسان‌ها همانند میوه‌های یک درخت و برگ‌های یک شاخه با هم برابر هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در منابع بهائی این که انسان‌ها همه اعضای یک خانوادهٔ بشری هستند به عنوان یک اصل اساسی معرفی شده‌است و شوقی افندی اصل یگانگی نوع انسان را محور و جوهر اساسی تمامی [[آموزه های بهایی|تعالیم بهائی]] می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان معتقدند تعصبات و سوءتفاهم‌هایی که باعث می‌شود یک گروه از انسان‌ها خود را برتر از دیگران تصور کنند موجب مشکلات فراوان می‌شود. در اعتقاد آن‌ها هیچ گروه قومی یا فرهنگی برتر از دیگران نیست، همه انسان‌ها شریف هستند و نزد خدا تفاوتی با هم ندارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بر این اساس وحدت نوع بشر یکی از تعالیم بهائی است و بهاءالله بهائیان را تعلیم می‌دهد تا نه تنها هموطنان خود بلکه همه مردم جهان را دوست بدارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان معتقدند دوست داشتن تمامی مردمی جهان منافاتی با دوست داشتن مردم کشور خود ندارد. آن‌ها مخالف ملی‌گرایی افراطی و تعصبات خشونت‌آمیز مرتبط با آن هستند نه مخالف وفاداری به کشور و احساس مسئولیت نسبت به وطن.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یگانگی نوع انسان به معنای تحمیل یکنواختی نیست و آثار بهائی بر اصل وحدت در عین تنوع تأکید می‌نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در آئین بهائی تنوع قومی، فرهنگی، فکری و … ارزشمند محسوب می‌شود و ارج نهاده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; [[عبدالبهاء]] جامعهٔ انسانی را به باغی با گل‌های مختلف تشبیه می‌کند که تنوع و تفاوت رنگ‌ها باعث زیبایی و جلوهٔ بیشتر آن می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تحری حقیقت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار بهائی جستجوی حقیقت به‌طور مستقل را یکی از اساسی‌ترین وظایف هر فرد می‌داند. [[بهاءالله]] تأکید می‌کند که فرد باید دنیا را با چشم خود ببیند و نه از نگاه دیگران.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Beginner&#039;s Guide|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=Oneworld Publications|سال=2012|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[آموزه های بهایی|تعالیم بهائی]] بیان می‌کنند که فرد به جای تقلید کورکورانه از دیگران یا از سنت‌های جامعه خود باید به جستجوی حقیقت بپردازد. آثار بهائی بیان می‌کنند که نوع بشر از توانایی تشخیص حقیقیت برخوردار است و فرد با استفاده از قوهٔ عقل و خرد که خداوند به انسان داده می‌تواند مسائل را بررسی کند و به حقیقت دست یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=A Concise Encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=One World Publications|سال=2013|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ Faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Wendi|ناشر=Dunedin Academic Pres|سال=2006|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; این اصل در انتخاب دین توسط فرد نیز مصداق دارد و آثار بهائی بیان می‌کنند که هر فرد در نحوهٔ تعیین اعتقاد خود باید آزاد باشد و هیچ‌کس هرگز نباید برای قبول عقاید دینی تحت فشار یا اجبار قرار گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Guide For The Perplexed.|نام خانوادگی=Stockman|نام=Robert|ناشر=Bloomsbury Academic|سال=2013|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; کودکانی که در خانوادهٔ بهائی متولد یا بزرگ می‌شوند خود باید در هنگام بلوغ (حداقل سن ۱۵ سال برای دختر و پسر) در مورد اعتقاد دینی خود تصمیم بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لزوم ترک تعصب===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیانت بهائی پذیرش فرهنگی و دینی را ترویج می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان معتقدند پذیرش اصل یگانگی انسان ایجاب می‌کند که هر نوع تعصبی از جمله تعصب نژادی، طبقاتی، قومی، زبانی، دینی، جنسیتی و … از میان برداشته شود. منابع بهائی بیان می‌کنند تعصب تصویری نادرست دربارهٔ دیگران است که به افراد اجازه نمی‌دهد که همه انسان‌ها را برابر و شریف ببیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;is|نام خانوادگی=|نام=|ناشر=Baha&#039;i International Community|سال=2017|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان احساس برتری را دلیل اصلی ایجاد تعصب می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;خطابات مبارکه، [[عبدالبهاء|حضرت عبدالبهاء]]، صفحهٔ ۱۶۱&amp;lt;/ref&amp;gt; در آثار بهائی انواع تعصب از جمله تعصبات سیاسی، نژادی، دینی، قومی، اقتصادی و مایهٔ ویرانی جامعهٔ انسان معرفی شده‌ است.&amp;lt;ref&amp;gt;پیام ملکوت، عبد الحمید اشراق خاوری، صفحهٔ ۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و رفع تعصبات وسیلهٔ رسیدن به وحدت و پیشرفت جامعهٔ بشری در نظر گرفته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برابری زنان و مردان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] در آثار خود بیان می‌کند که نزد خدا زن و مرد برابر هستند و هیچ‌یک بر دیگری برتری ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آثار بهائی تعلیم می‌دهند که انسانیت جنسیت ندارد. زن و مرد هر دو انسانند و هیچ‌یک به دلیل جنسیت امتیاز یا برتری بر دیگری ندارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; آثار بهائی برابری میان زنان و مردان و مشارکت آن‌ها در عرصه‌های مختلف را پیش نیازی برای دستیابی به وحدت و صلح جهانی و پیشرفت اجتماع می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; در دیدگاه بهائی نابرابری میان زنان و مردان نه تنها مانع ترقی زنان بلکه مانع پیشرفت کل اجتماع می‌شود و همین‌طور به پیشرفت مردان نیز لطمه می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; [[عبدالبهاء]] در آثار خود زن و مرد را به دو بال پرنده تشبیه می‌کند و توضیح می‌دهد همان‌طور که تنها هنگامی که هر دو بال قوی باشند پرنده می‌تواند پرواز کند، به همین نسبت موفقیت و رفاه بشریت نیز تنها وقتی اتفاق می‌افتد که زنان همپای مردان پیشرفت کرده باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; برای بهائیان اصل برابری زن و مرد صرفاً به معنای فراهم کردن ترتیباتی برای مشارکت زنان در ساختارهای فعلی جهان نیست و بهائیان تلاش برای ارتقای مقام زنان به سطح مردان را به تنهایی کافی نمی دانند بلکه بهائیان معتقدند تغییر اساسی تر در ساختارهای اجتماع لازم است و زنان و مردان باید با همکاری یکدیگر برای ساختن نظم اجتماعی جدیدی تلاش کنند که در آن خصوصیاتی چون سلطه‌جویی، قدرت‌طلبی، رقابت خصومت‌آمیز جای خود را به عشق و خدمت بدهد، خصوصیاتی که آثار بهائی زنان را در آن‌ها قوی می‌بیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دین باید سبب الفت و محبت باشد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان معتقدند که پیغمبران اصولاً برای برطرف کردن اختلافات بشر و به وجود آوردن الفت بین مردم ظاهر شده‌اند، لذا اگر دین هم که خود باید علاج اختلافات باشد سبب اختلاف و جنگ و جدائی شود، به گفته [[عبدالبهاء]] بی‌دینی بهتر از آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;مبادی روحانی و تعالیم اجتماعی بهائی صفحهٔ ۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://reference.bahai.org/fa/t/o/KBAS1/kbas1-216.html#pg216 بدایع‌الآثار جلد اول صفحه ۲۱۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://reference.bahai.org/fa/t/c/PM2/pm2-124.html#pg124 پیام ملکوت صفحه ۱۲۴]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[هماهنگی علم و دین]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|هماهنگی علم و دین}}&lt;br /&gt;
هماهنگی علم و دین یکی از اصول اساسی آئین بهائی است. آثار بهائی علم و دین را در تضاد با یکدیگر نمی‌دانند بلکه بر هماهنگی بنیادین آن دو تأکید می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار بهائی توضیح می‌دهد که حقیقت یکی است و علم و دین دو وسیله برای شناخت و درک حقیقت هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; در دیدگاه بهائی برای درک واقعیت، هم باید به علم و هم به دین رجوع کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; برای بهائیان، علم و دین دو نظام دانش هستند که نقش مکملی دارند و هر دو با هم پیشرفت تمدن را امکان‌پذیر می‌سازند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان معتقدند دین بدون علم عقلگرایی و خرد به خرافات و تعصبات فروکاسته می شود و علم بدون دین و اخلاق به ابزاری در خدمت ماده گرایی خشک تبدیل می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=بیت العدل اعظم|کد زبان=|تاریخ=۱۲ ا سفند ۱۳۹۱|وب‌گاه=|نشانی=http://www.payamha-iran.org/node/78 پیام ۱۲ اسفند ۱۳۹۱)|عنوان=پیام ۱۲ اسفند ۱۳۹۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===صلح عمومی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستیابی به صلح جهانی یکی از اهداف آئین بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Encyclopedia of Peace Education|نام خانوادگی=Gervais|نام=Marie|ناشر=Columbia University|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; این آئین بشر را دعوت می‌کند تا یگانگی بنیادین نوع انسان را بپذیرد و برای دستیابی به صلح جهانی از طریق اقدامات مشترک و مبتنی بر پذیرش وحدت در عین تنوع، برابری، عدالت، رهبری اخلاقی، برابری جنسیتی و… در سطح محلی و بین‌المللی تلاش کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt; سایر اصولی که بهائیان با دستیابی به صلح عمومی مرتبط می بینند عبارتند از: عدالت اقتصادی و رفع درجات افراطی فقر و ثروت، رفع هر گونه تعصب، آموزش همگانی که جنبه‌های مادی، انسانی و معنوی زندگی انسان را دربر گیرد و بر هماهنگی علم و دین تأکید داشته باشد، گزینش یک زبان و خط واحد جهانی که افراد علاوه بر زبان مادری خود جهت تسهیل ارتباطات بین‌المللی آن زبان را یاد بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعالیم بهائی تحول فردی و اجتماعی بر اساس مطالعه و کاربست اصول اخلاقی و معنوی را ترویج می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان برای یادگیری در مورد اصول زیربنایی یک اجتماع صلح آمیز و چگونگی به کار بستن این اصول و به اشتراک گذاشتن آن‌ها با دیگران فعالیت می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از میان بردن فقر مفرط و ثروت بی اندازه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار بهائی به ارتباط و بهم پیوستگی افراد به عنوان اجزای اجتماع تأکید دارند و تعالیم بهائی از میان بردن فقر مفرط و ثروت بی‌اندازه را برای وحدت خانوادهٔ بشری و بنای یک جامعهٔ جهانی برپایهٔ صلح و عدل لازم می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; البته آثار بهائی معتقد به یکسان‌سازی ثروت و ایجاد برابری کامل اقتصادی میان مردم آن طور که ایدئولوژی کمونیسم ترویج می‌دهد نیستند و معتقدند چنین یکسان‌سازی‌هایی غیرممکن است و به اجتماع صدمه می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; [[بهاءالله]] و [[عبدالبهاء]] برای از میان بردن فقر فاحش و ثروت مفرط هم تمهیدات ساختاری را لازم می‌دانند و هم تقویت حس مسئولیت و دغدغه اجتماعی میان افراد را.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع مادی و انسانیِ جامعه بشری باید در راه رفاه درازمدت عموم انسانها نه منافع کوتاه مدت یک اقلیت خاص صرف شود و فرهنگ مشارکت، همکاری و خدمت جای خود را به رقابت، مصرف گرایی و حرص بدهد.  آئین بهائی بر اشتغال با روحیه خدمت به دیگران&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=در جستجوی عدالت اجتماعی|نام خانوادگی=هادلستون|نام=جان|ناشر=Century Press|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;، عدم تأثیر پذیری از مادی گرایی &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=بیت العدل اعظم|کد زبان=|تاریخ=۱ مارس ۲۰۱۷|وب‌گاه=|نشانی=http://www.payamha-iran.org/node/240|عنوان=پیام اول مارس ۲۰۱۷ خطاب به بهاییان عالم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و ابراز خصائل اخلاقی همچون درستکاری، صداقت و امانت در فعالیت‌های اقتصادی تأکید می‌کند.  از جمله احکامی که به فرد بهائی کمک می‌کند تا اولویتهای مادی و ضروری اش را متعادل کند حکم حقوقُ الله است که در آن فردِ بهائی بصورت داوطلبانه نوزده درصد درآمد خود را بعد از خرجهای ضروری به تشکیلات بهائی اعطاء می‌کند تا در راه خیر عموم خرج شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge: Cambridge University Press|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=163-164}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۹۷ [[بیت العدل اعظم]]، بهائیان را تشویق کرد که در فعالیت‌های جامعه سازی با مشارکت در گفتمانهای مربوط به درک علل ریشه ای فقر یادگیری، دانش و تجربه خود را در این زمینه مستمراً افزایش دهند و در فرآیندهای جامعه سازی بکار گیرند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=بیت العدل اعظم|کد زبان=|تاریخ=اوّل مارس ۲۰۱۷|وب‌گاه=|نشانی=http://www.payamha-iran.org/node/240|عنوان=پیام اوّل مارس خطاب به بهاییان عالم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعلیم و تربیت عمومی و اجباری===&lt;br /&gt;
در [[آئین بهائی]] تاکید شدیدی بر اهمیت تعلیم و تربیت وجود دارد و تعلیم و تربیت به عنوان یکی از عوامل اصلی پیشرفت معنوی و مادی فرد و اجتماع در نظر گرفته میشود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آثار بهائی بیان می کنند که با تعلیم و تربیت است که استعدادهای و توانمندی های بالقوه افراد پرورش می یابد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آثار بهائی یکی از وظایف اصلی والدین را تعلیم و تربیت فرزندان خود می داند و به خصوص تاکید ویژه ای بر تعلیم و تربیت فرزندان دختر قرار می دهد زیرا در آینده به عنوان مادر نسل بعد را پرورش می دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; [[تعالیم بهائیت|تعالیم بهائی]] هم به لزوم تربیت معنوی و اخلاقی فرد و هم به تعلیم و آموزش انسانی از جمله کسب علم و یادگیری هنر و فن و حرفه تاکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این آموزه بر تعلیم علم و تربیت اخلاقی همگانی تأکید می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مدارس فراموش شده: بهاییان و آموزش نوین در ایران|نام خانوادگی=شاهوار|نام=سلی|ناشر=باران|سال=۲۰۱۳|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و هدف از تعلیم و تربیت توانمندسازی افراد برای خدمت به جامعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مدارس فراموش شده: بهائيان و آموزش و پرورش نوين در ايران|نام خانوادگی=شاهوار|نام=سلی|ناشر=باران|سال=۲۰۱۳|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان فعالیت‌های گسترده ای در ایجاد مدارس نوینِ دخترانه و پسرانه در ایران داشتند. آنان در اواخر قرن نوزدهم با تشویقها و راهنماییهای [[عبدالبهاء]] در بسیاری از نقاط ایران، از روستاهای کوچک گرفته تا شهرهای بزرگ مدارس نوینی برپا کردند که پذیرای همه افراد فارغ از دین و جنسیت بود. در این مدارس دانش آموزان با علوم و هنرهای مدرن آشنا می شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مدارس فراموش شده: بهائيان و آموزش و پرورش نوين در ايران|نام خانوادگی=شاهوار|نام=سلی|ناشر=باران|سال=۲۰۱۳|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر نمونه‌های تلاشهای جامعه بهائی ایران برای امر آموزش تأسیس دانشگاه علمی آزاد است که در سال ۱۳۶۶ به منظور فراهم کردن امکان تحصیلات عالیه برای بهائیان محروم از تحصیل ایجاد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;Mina, Yazdani, (2015). &amp;quot;Higher Education under the Islamic Republic: the Case of the Baha&#039;is&amp;quot;. Journal of Educationa. ISSN 1935-7699&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[احکام بهائی]]==&lt;br /&gt;
{{اصلی|احکام بهائی}}&lt;br /&gt;
در آئین بهائی، [[احکام بهائی|احکام]] به صورت مجموعه‌ای از باید و نبایدها که از روی ترس و هراس از عذاب الهی باید رعایت شوند مطرح نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;i Faith: A Short Introduction.|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=OneWorld Publication|سال=1999|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] احکام را بخش جدایی‌ناپذیر ترقّی معنوی انسان می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهائیان معتقدند همان‌طور که اگر فردی از بام ساختمان بلندی به پایین بپرد به دلیل نادیده گرفتن قوانین فیزیکی عالم دچار صدمه می‌شود، زیرپا گذاشتن قوانین معنوی که بر عالم وجود حکمفرماست نیز به انسان از نظر معنوی لطمه وارد می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; در این دیدگاه، احکام دینی به انسان کمک می‌کند که زندگی خود را با قوانین معنوی که بر عالم حکمفرماست هماهنگ سازند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد بهائی، [[احکام بهائی|احکام]] شامل دو بعد مکمّل هستند. یک بُعد، شامل [[احکام بهائی|احکام]] اخلاقی می‌شود که در گذر زمان تغییرناپذیرند و در ادیان مختلف مشترک هستند؛ مانند دعوت به صداقت و درستکاری. بُعد دیگر شامل [[احکام بهائی|احکامی]] است که هدف نظم‌بخشی به زندگی اجتماعی را دارند و که بعضی از آن‌ها در بستر زمان قابلیت تغییر دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بسیاری از احکام مربوط به زندگی معنوی و اجتماعی فرد در [[آئین بهائی]] در «[[کتاب اقدس]]» از آثار [[بهاءالله]] ذکر شده‌اند. در مقدمه این کتاب آمده اگر چه بسیاری از قوانین موجود در کتاب اقدس در جامعه امروزی قابل استفاده هستند، بهاءالله امکان استفاده از قوانین جدید با توجه به مقتضیات جامعه بهائی را فراهم آورده و این قوانین اندک اندک در این آئین ظهور یا تغییر می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt; رعایت قوانین شخصی مانند روزه و نماز در عین حالی که به عهده همگان گذاشته شده از وظایف شخصی و فردی محسوب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;log_233&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=[[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
|coauthors= بیت العدل اعظم&lt;br /&gt;
|چاپ= Hornby, Helen (Ed.)&lt;br /&gt;
|سال=۱۹۸۳&lt;br /&gt;
|کتاب=انوار هدایت&lt;br /&gt;
|ناشر=انتشارات بهائی، دهلی نو، هندوستان&lt;br /&gt;
|شابک=81-85091-46-3&lt;br /&gt;
|صفحه=۲۳۳&lt;br /&gt;
}} [http://bahai-library.com/?file=hornby_lights_guidance پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;walbridge&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب&lt;br /&gt;
|نشانی=http://bahai-library.org/encyclopedia/prayer.html&lt;br /&gt;
|عنوان=دعا و نیایش&lt;br /&gt;
|نویسنده=Walbridge, John&lt;br /&gt;
|تاریخ=۲۰۰۶–۰۳–۲۳&lt;br /&gt;
|تاریخ بازدید=۲۰۰۶–۰۷–۱۱&lt;br /&gt;
|ناشر=bahai-library.org&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] احکام را به عنوان یک چارچوب کیفری به هدف اجرای حکم یا مجازات در نظر نمی‌گیرد، بلکه احکام را عامل ترقّی معنوی انسان‌ها مطرح می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[آئین بهائی]] احکام غالباً نه به  صورت دستورالعمل‌های جزئی برای موقعیت‌های متفاوت بلکه به به شکل اصول کلی ارائه شده‌است که در بسیاری موارد فرد به شکلی که در زندگی خود و در هر موقعیت مناسب می‌بیند این اصول را به کار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; [[آموزه های بهایی|تعالیم بهائی]] دربارهٔ بسیاری از جنبه‌های زندگی اظهارنظری نمی‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در برخی موارد، به صراحت ذکر شده که یک موضوع خاص مسئلهٔ انتخاب فردی است و نه [[احکام بهائی|حکم]] الهی. همچنین در مورد برخی از  اجتماعی آئین بهائی که هم‌اکنون به اجرا گذاشته می‌شوند نیز تأکید کلّی شدیدی بر آگاهی، درک و عقلانیت فرد است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بر طبق بیانات [[بهاءالله]]، بهائیان [[احکام بهائی]] را باید با سرور و از روی عشق اجرا نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; در آئین بهائی هیچ فردی مسئول نظارت بر رعایت احکام توسط دیگران نیست&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;. در نظر بهائیان فرد فقط پاسخگوی خداست و هر شخص مسئولیت بهبود و به انضباط درآوردن رفتار و اعمال خود را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در دیانت بهائی طبقهٔ روحانیون و علمای دینی که بتوانند احکام الهی را وضع یا تفسیر کنند وجود ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مبنای احکام بهائی آثار مکتوب و رسمی بهاءالله مانند کتاب اقدس و ضمائم آن به همراه تبیینات و توضیحات [[عبدالبهاء]] و [[شوقی افندی]] و قوانین وضع شده توسط [[بیت العدل اعظم]] است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; حکایت‌های شخصی و روایت‌های شفاهی از زندگی [[بهاءالله]] یا دیگر بزرگان این آئین، نمی‌توانند به هیچ وجه مبنایی برای تعیین احکام باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه قسمتی از احکام «[[کتاب اقدس]]» که توسط [[شوقی افندی]]، تأکید شده آورده می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*پس از رسیدن به سن بلوغ در ۱۵ سالگی خواندن نماز بر هر بهائی واجب است. سه نماز اصلی وجود دارد که فرد حق انتخاب از میان آن‌ها را دارد.&lt;br /&gt;
*غیبت و افتراء حرام است.&lt;br /&gt;
*بهائیان بالغ که از سلامت برخوردارند هر سال در آخرین ماه از تقویم بهائی، روزه می‌گیرند.&lt;br /&gt;
*بهائیان از نوشیدن مشروبات الکلی و استفاده از داروهای روانگردان منع شده‌اند مگر آنکه دکتر استفاده از آن‌ها را تجویز نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=ج. ای. اسلمنت&lt;br /&gt;
|کتاب=بهاءالله و عصر جدید&lt;br /&gt;
|ناشر=دارالنشر البهائیة فی البرازیل&lt;br /&gt;
|شهر=برزیل&lt;br /&gt;
|صفحه=۱۲۱&lt;br /&gt;
}} [http://reference.bahai.org/fa/t/je/BNE/index.html پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین&lt;br /&gt;
|کتاب=دین بهائی آئین فراگیر جهانی&lt;br /&gt;
|ناشر=مؤسسه معارف بهائی&lt;br /&gt;
|صفحه=۲۰۵&lt;br /&gt;
}} [http://reference.bahai.org/fa/t/o/BF/index.html پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*رابطه جنسی فقط بین زن و شوهر مشروع است و همجنسگرایی حرام است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=داریوش و گریس شاهرخ&lt;br /&gt;
|کتاب=اصول دین بهائی&lt;br /&gt;
|ناشر=انتشارات ایمجز اینترنشنال&lt;br /&gt;
|صفحه=۳۷&lt;br /&gt;
}}[http://reference.bahai.org/fa/t/o/UDB/index.html متن کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*قمار و استفاده از مواد مخدر مانند تریاک به شدت نهی شده و حرام است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;aqdas&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=عبد الحمید اشراق خاوری&lt;br /&gt;
|کتاب=تقریرات دربارهٔ کتاب مستطاب اقدس&lt;br /&gt;
|ناشر=مؤسسه مطبوعات امری آلمان&lt;br /&gt;
|صفحه=۳۳۰&lt;br /&gt;
}} [http://reference.bahai.org/fa/t/o/TDKA/index.html پیوند به کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه آئین بهائی==&lt;br /&gt;
تاریخ آئین بهائی با رسالت دو پیامبر ایرانی، [[سید علی‌محمد باب|باب]] و [[بهاءالله]] آغاز می‌شود. باب شارع [[بابیت|آئین بابی]] است که بشارت به ظهور آئینی جهانی بعد از خود داد. با گذشت کمی بیش از یک دهه از تیرباران [[سید علی‌محمد باب|باب،]] پیروان باب به [[بهاءالله]] به عنوان پیام‌آوری که باب به ظهورش مژده داده بود ایمان آورند. آئین بهائی با اعلان رسالت [[بهاءالله]] و آموزه‌های او و جانشینانش شکل گرفت. [[بهاءالله]] برای تضمین این که بعد از درگذشتش و در گذر زمان جامعهٔ بهائی بتواند به صورت هماهنگ و متحد در مسیر به اجرا درآوردن تعالیمش پیش رود اساسی را تأسیس نمود که به عنوان «عهد و میثاق» شناخته می‌شود. به این ترتیب او چگونگی تداوم جریان هدایت، مسئلهٔ جانشینی و نیز توضیح و تبیین آثارش را با دستورالعمل‌های روشن، واضح و کتبی مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=110|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس این عهد و میثاق، مسئولیت هدایت و رهبری جامعه پس از [[بهاءالله]]، به پسر ارشدش، [[عبدالبهاء]]، سپس به شوقی ربانی، نوهٔ [[عبدالبهاء]]، و در نهایت همان‌گونه که [[بهاءالله]] تعیین نموده بود به [[بیت العدل اعظم]] مُحوّل شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot; /&amp;gt; اصل عهد و میثاق وحدت جامعه را تضمین می‌کند و آنرا از اختلاف و تفرقه حفظ می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot; /&amp;gt; به گفته [[عبدالبهاء]] عهد و میثاق مهمترین ویژگی آئین بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot; /&amp;gt; او «محور وحدت عالم انسانی» را «قوّه میثاق» می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/oclc/2215097|عنوان=God passes by|نام خانوادگی=Effendi|نام=Shoghi|تاریخ=1970, ©1974|ناشر=Baháʼí Pub. Trust|سال=1970|شابک=0877430209|مکان=Wilmette, Ill|صفحات=238|زبان=English|oclc=2215097}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی تلاش‌ها در راستای به چالش کشیدن مسئله جانشینی و رهبری جامعه بهائی در دوره‌های مختلف وجود داشته که طرفدارانی پیدا نکرده و همگی ناموفق بوده‌اند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:9022&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Marginality and Apostasy in the Bahá&#039;í Community&lt;br /&gt;
|ژورنال=Religion|تاریخ=2007|زبان=English|صفحات=187-209|پیوند=https://bahai-library.com/momen_marginality_apostasy}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[سید علی محمد باب]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|سید علی محمد باب}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bahai center Haifa 2.jpg|220px|بندانگشتی|مقام اعلی؛ آرامگاه باب در دامنه کوه کرمل در حیفا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;&amp;gt;*{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  |author=D. M. MacEoin|title=BĀB, ʿAli Moḥammad Širāzi|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|page=|publisher=|location=|year=۱۹۸۸|url=http://www.iranicaonline.org/articles/bab-ali-mohammad-sirazi|accessdate=۲۰۱۰-۰۵-۰۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;|پیوند=https://fa.bahaipedia.org/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Bahai_center_Haifa_2.jpg]][[سید علی محمد باب]]، (۱۱۹۸-۱۲۲۹ هجری شمسی، ۱۸۱۹- ۱۸۵۰ میلادی) پیامبر ایرانی و شارع آئین بابی است که پیروان بیشماری در دوره شش ساله رسالت خود - از ۲۵ سالگی تا ۳۱ سالگی - از اقشار، اقوام و اصناف مختلف ایران به خود جذب کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548|صفحات=240|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=332-368|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او خود را مهدی موعود، پیامبری جدید و بشارت دهندهٔ آئینی جهانی که قرار است پس از او توسط «[[من یظهره الله|من یُظهِره‌الله]]» (آنکه خداوند او را ظاهر خواهد ساخت)، ظاهر شود خواند و بارها در آثار خود به ظهور او اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=|کتاب=|ناشر=|چاپ=|شهر=|کوشش=|ویرایش=|سال=|شابک=|نویسنده=MacEoin, {{چر}}D. M.|نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه=|زبان=en|مقاله=[http://www.iranicaonline.org/newsite/index.isc?Article=http://www.iranicaonline.org/newsite/articles/unicode/v3f8/v3f8a073.html BAYĀN](English)|ژورنال=|نشریه=Encyclopedia of Iranica|تاریخ=|دوره=|شماره=|شاپا=}} Retrieved on 2009-09-05.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:63000&amp;quot;&amp;gt;BÁBISM, By Edward G. Browne.p338&amp;lt;/ref&amp;gt; از آموزه‌های باب می‌توان از پایان دوران اسلام و سنت‌های کهن، آغاز دوره‌ای جدید، تکامل و ظهور تدریجی ظهور وحی در تاریخ بشریت، اهمیت حقوق زنان و تعلیم و تربیت نام برد. حکومت قاجار باب را به دورترین نقاط ایران در آذربایجان تبعید کرد، و به تحریک روحانیون به اذیت و آزار، شکنجه وقتل پیروان باب در سراسر ایران پرداخت و در نهایت شش سال بعد از آغاز جنبش بابی، باب را در سن ۳۱ سالگی به همراه یکی از پیروانش در تبریز تیرباران کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=400-404|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; کمی بیش از یک دهه از اعدام [[سید علی‌محمد باب|باب]] و کشتار بسیاری از بابیان در ایران، اکثر قریب به اتفاق پیروان او به [[بهاءالله]] به عنوان موعود آئین بابی ([[من یظهره الله|من یُظهِره‌الله]]) ایمان آوردند و از آن پس بهائی نام گرفتند. [[بهاءالله]] پیامبر و موسس آئین بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:74000&amp;quot;&amp;gt;«دین بهایی آیین فراگیر جهانی»، نوشتهٔ ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، ص ۴۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[بهاءالله]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|بهاءالله}}&lt;br /&gt;
میرزا حسین‌ علی نوری، ملقب به [[بهاءالله]]، (۱۱۹۶-۱۲۷۱ هجری شمسی، ۱۸۱۷-۱۸۹۲ میلادی) در بیست و هفت سالگی، با مطالعۀ برخی از آثار [[سید علی‌محمد باب|باب]] که از طریق مُلاحسین بشرویه‌ای (اولین مؤمن به [[سید علی‌محمد باب|باب]]) بدست او رسیده بود به او ایمان آورد و به ترویح آئین [[سید علی‌محمد باب|باب]] پرداخت. بابیان برجسته چهار سال پس از آغاز آئین بابی، استقلال آئین جدید را از اسلام در «گردهمایی بدشت» اعلان می‌کنند. میرزا حسین علی نوری در این گردهمایی نقشی محوری ایفا می‌نماید و از آن پس با نام «[[بهاءالله]]» (به معنای شکوه خداوند)‌ شناخته میشود. چند سال بعد از این گردهمایی باب که طی این چند سال در آذربایجان زندانی بود به همراه یکی از پیروانش در تبریز تیرباران می‌شود و حکومت به تحریک روحانیون به آزار و اذیت و کشتار بابیان می‌پردازد. پس از آن  دو جوان بابی به جان ناصرالدین شاه سوء قصد می‌کنند که در جریان آن شاه  فقط جراحاتی سطحی برمی‌دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Bahai Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بلافاصله بعد از سوءقصد نافرجام به جان شاه، همه بابیان برجسته که نقشی در این توطئه نداشتند از جمله بهاءالله دستگیر می‌شوند و به دستور شاه کشتار عظیمی از بابیان به دست تمام اقشار و اصناف صورت می‌گیرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل= |کتاب=A Concise Encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|ناشر= Oneworld Publications|چاپ= |شهر= Oxford, UK|کوشش= |ویرایش= |سال= ۱۹۹۹ |شابک=1-85168-184-1 |نویسنده= Smith, Peter|نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه= |زبان=en |مقاله= |ژورنال= |نشریه= |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، ص ۱۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله به زندان سیاه‌چال تهران برده می‌شود و مدت چندین ماه در غل و زنجیر نگه داشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، صفحهٔ ۱۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt; زنجیر سنگینی که بر گردن [[بهاءالله]] در این زندان می‌اندازند آثارش آن تا آخر عمر بر گردن او دیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Guide For The Perplexed|نام خانوادگی=Stockman|نام=Robert|ناشر=Bloomsbury|سال=2013|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این سیاهچال بود که بهاءالله ظهور وحی را تجربه می‌کند به مقام رسالت خود آگاه می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; این واقعه را می‌توان شروع دورۀ رسالت او در نظر گرفت هر چند او در آن هنگام این موضوع را آشکار نمی‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; بعد از اثبات بیگناهی بهاءاللله او از زندان آزاد می‌شود و به یک ماه فرصت داده می‌شود تا از ایران خارج شود. او پس از آزادی از سیاه‌چال بسیار بیمار بود و قدرت جسمی کافی برای سفر طولانی را نداشت. خانهٔ او غارت و ویران شده بود و خانوادهٔ او در نقطهٔ دورافتاده‌ای از پایتخت به سر می بردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=بهاءالله: شمس حقیقت|نام خانوادگی=موقر بالیوزی|نام=حسن|ناشر=George Ronald Oxford|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله برای ترک ایران عراق را انتخاب می‌کند. بهاءالله در ۱۲ ژانویۀ سال ۱۸۵۳ به همراه خانواده و دو برادرش میرزا موسی و میرزا محمد قلی ایران را به قصد عراق ترک میکند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot; /&amp;gt; در آن دوران عراق جزو متصرفات دولت عثمانی بود. آن‌ها پس از یک سفر سخت و عبور از مناطق کوهستانی در سرمای زمستان در اوایل آوریل ۱۸۵۳ وارد بغداد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt;[[پرونده:AkkaPrison.jpg|بندانگشتی|زندانی که بهاءالله دو سال در آن در عکا زندانی بود.|پیوند=https://fa.bahaipedia.org/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:AkkaPrison.jpg]]در بغداد بهاءالله به تدریج به عنوان رهبر جامعۀ بازماندۀ بابیان شناخته می‌شود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; و به احیای جامعه به شدت سرکوب شده، نابسامان و ناماید بابی می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; او در آثار خود درکی جدید از دین بابی را در اختیار بابیان قرار داد. تعداد پیروان او به شکل فزاینده‌ای رشد کرد و ظرف مدت کوتاهی هم بابی‌ها و هم مقامات ایرانی و عثمانی او را به عنوان رهبر برجسته بابیان شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; وی در خارج جامعۀ بابی نیز از همراهی و تایید ساکنان بغداد و مسافرانی که به این شهر می‌آمدند برخوردار بود از جمله مقامات عثمانی، افراد برجسته ایرانی و حتی روحانیون سنی که او را به عنوان شخصیتی مهم می شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; از مهم‌ترین آثاری که بهاءالله که در دوران اقامت در بغداد نگاشت می‌توان به کلمات مکنونه و کتاب ایقان و&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; اثری عرفانی به نام هفت وادی اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت ایران که از احیای جامعۀ بابی تحت رهبری بهاءالله نگران بود مقامات عثمانی را مورد فشار قرار داد تا بهاءالله و یاران در حال فزونی او را به محلی دورتر از مرزهای ایران تبعید کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:33&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=The Bahá&#039;í Faith|ژورنال=Britannica Book of the Year|ناشر=Encyclopædia Britannica|تاریخ=1988|فصل=|زبان=|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات عثمانی این موضوع را قبول کرده و بهاءالله را در ۱۸۶۳ به استانبول فراخواندند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Cole|1989|ک=BAHĀʾ-ALLĀH|ص=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۲۱ آوریل ۱۸۶۳ قبل از حرکت به استانبول بهاءالله و همراهانش برای دوازده روز در باغ نجیب پاشا در حومه بغداد اقامت کردند. در این مکان بود که بهاءالله به بابیان حاضر اعلان کرد که او پیام‌آور الهی و همان موعودی است که [[سید علی‌محمد باب|باب]] به آمدنش وعده داده.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:33&amp;quot; /&amp;gt; این مناسبت در بین بهائیان به عید رضوان شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد|ژورنال=Encyclopedia of Religion|تاریخ=۲۰۰۵|صفحه=۷۳۷–۷۴۰|نویسنده=Manfred Hutter|مقاله=Bahā&#039;īs|نشریه=Macmillan Reference USA, Detroit|دوره=2nd ed|شماره={{شابک|0-02-865733-0}}}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از چهار ماه سفر زمینی بهاءالله و همراهانش به استانبول وارد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; پس از حدود سه و ماه نیم اقامت در استانبول، مسئولین حکومت عثمانی دستور تبعید بهاءالله به ادرنه را دادند. احتمال می‌رود این تبعید به دلیل فشار از سوی سفیر ایران بوده باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله چهار سال و نیم در ادرنه اقامت داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; در دوران اقامتش در ادرنه بود که رسالت خود را به صورت عمومی اعلان نمود. این اعلان عمومی در قالب صدور نامه‌هایی به پادشاهان و سران ممالک صورت گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:33&amp;quot; /&amp;gt; که می‌توان از آن جمله نامه‌هایی به ناپلئون سوم در فرانسه، پاپ، ناصرالدین شاه پادشاه ایران و سلطان عبدالعزیز ترکیه اشاره نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:33&amp;quot; /&amp;gt; وی در این نامه‌ها به مقام رسالت خود اشاره کرده&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite book&lt;br /&gt;
 |last=Taherzadeh|first=Adib|year=1977|title=The Revelation of Bahá&#039;u&#039;lláh, Volume 2: Adrianople 1863-68|publisher=George Ronald|place=Oxford, UK|isbn=0853980713|url=http://www.peyman.info/cl/Baha%27i/Others/ROB/V2/Cover.html}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و آن‌ها را دعوت به کناره‌گیری از جنگ و برقراری صلح و آشتی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Beginner&#039;s Guide|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=One World Publication|سال=2012|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۸۶۸ حکومت عثمانی بار دیگر دستور تبعید بهاءالله را صادر کرد و او و گروهی از پیروانش در ۳۱ اوت ۱۸۶۸ وارد زندان-شهر عکا شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; عکا در آن زمان به دلیل شرایط نامساعد و نامطلوبی که داشت شهری بود که به عنوان تبعیدگاه و محل حبس زندانیان سیاسی حکومت عثمانی مورد استفاده قرار می گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;u&#039;llah: A Short Biography|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=OneWorld  Publications|سال=2014|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; برای دو سال بهاءالله و همراهانش در شرایط بسیار دشوار و نامناسبی در قلعه‌ای محبوس بودند و چندین نفر از همراهان بهاءالله به دلیل بیماری و سختی شرایط جان دادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; در این دوران بهاءالله به صدور نامه به پادشاهان و سران ممالک ادامه داد و از این زندان بود که ملکه ویکتوریای انگلستان، سراز الکساندر دوم روسیه و پاپ پی چهارم را مورد خطاب قرار داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله و همراهانش در ۱۸۷۰ اجازه یافتند زندان را ترک کنند ولی همچنان زندانی به شمار می رفتند و اجازه نداشتند شهر عکا را ترک کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله به مدت هفت سال از ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۷ در خانه‌های مختلفی در عکا زندگی کرد از جمله بیت عبود و بیت عبدالله پاشا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۸۷۷ بهاءالله اگرچه همچنان یک زندانی بود اجازه یافت که از شهر عکا خارج شود. او ابتدا برای حدود دو سال در عمارتی در شمال عکا به نام مزرعه ساکن شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; و سپس از ۱۸۷۹ تا هنگام درگذشت در ۱۸۹۲ در بهجی ساکن بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; او در نوزده سال آخر زندگی خود آثار مهمی نگاشت از جمله لوح اشراقات، لوح تجلیات، لوح طرازات که در آن‌ها اصول اخلاقی و معنوی یک نظم جهانی را تشریح کرد از جمله قانون مداری و اطاعت از حکومت، جدایی دین از سیاست، انتخاب یک زبان و خط مشترک جهانی، ممنوعیت جهاد، لزوم تعلیم و تربیت کودکان، گسترش وحدت و یگانگی نوع انسان و دستیابی به صلح عمومی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در ۲۹ ماه مه سال ۱۸۹۲ میلادی به دنبال تب خفیفی در سن ۷۵ سالگی در بهجی درگذشت و در محوطه عمارت بهجی به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; آرامگاه او که به «[[آرامگاه بهاءالله|روضه مبارکه]]» برای بهائیان شهرت دارد قبله بهائیان و محلی است که هر روز بهائیان در هنگام نماز و نیایش به آن رو می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله کتاب‌ها، نامه‌ها ( الواح) و دعا و مناجات‌های بسیاری نگاشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:16&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Bahai Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; حدود پانزده هزار نامه و متن نوشته شده توسط او شناسایی شده‌است. از آثار بزرگ و مهم او می‌توان به کتاب ایقان، کتاب اقدس، کلمات مکنونه، هفت وادی، چهار وادی، جواهر الاسرار و الواح خطاب به سلاطین اشاره کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;گفتاری کوتاه در مورد آئین بهائی، موژان مؤمن&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان مجموعه آثار بهاءالله را وحی الهی و شالودهٔ آئین بهائی در نظر می‌گیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=|نشانی=http://www.bahai.org/fa/bahaullah/quotations|عنوان=گزیده‌ای از آثار حضرت بهاءالله}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آثار بهاءالله هم‌اکنون به بیش از ۸۰۰ زبان ترجمه شده و در بیش از ۲۰۰ کشور منتشر شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=12/11/2014|وب‌گاه=Huffington Post|نشانی=https://www.huffingtonpost.co.uk/entry/birth-of-bahaullah-2014_n_6145016?guccounter=1|عنوان=Birth Of Baha&#039;u&#039;llah 2014: 5 Facts To Know About The Baha&#039;i Holiday}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[عبدالبهاء]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|عبدالبهاء}}&lt;br /&gt;
[[عبدالبهاء|عباس افندی]] ( ۱۲۲۳ - ۱۳۰۰ هجری شمسی، ۱۸۴۴ - ۱۹۲۱ میلادی) فرزند ارشد [[بهاءالله]] که به نام [[عبدالبهاء]] شناخته می‌شود، سومین شخصیت محوری آیین بهائی است که پدرش [[بهاءالله]] آنچنانکه در کتاب اقدس و نیز در کتاب عهدی اشاره کرده‌است، وی را به مقام جانشین، مبیّن و مفسر متون بهائی برگزید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  |author=A. Bausani, D. MacEoin|title=ABD-AL-BAHĀ|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|page=|publisher=|location=|year=۱۹۸۲|url=http://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-baha|accessdate=۲۰۱۰-۰۸-۱۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۹۲ تا ۱۹۲۱ میلادی مسئولیّت ادارهٔ جامعهٔ بهائی را برعهده داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot;&amp;gt;{{پک|1=Smith|2=2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith|ص=ص ۱۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot;&amp;gt;{{پک|1=Smith |2=2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص=ص ۴۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان عبدالبهاء را مفسّر و تبیین کنندهٔ رسمی آثار بهائی، جلوهٔ تمامی آرمان‌ها و ایده‌آل‌های بهائی و معمار نظم جهانی [[بهاءالله]] می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نویسنده=|نشانی=http://www.bahai.org/fa/abdul-baha/|عنوان=حضرت عبدالبهاء-مثل اعلای امر بهائی|ناشر=جامعهٔ جهانی بهائی|تاریخ=|تاریخ بازبینی=4.7.2016}}&amp;lt;/ref&amp;gt; عبدالبهاء همیشه اصرار داشت که مقام او فقط بندگی و خدمت به پدرش است و همواره بهائیان را از تجلیل و تحسین مقام خود بازمی‌داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot;&amp;gt;{{پک|1=Smith|2=2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith|ص=ص ۱۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او در دورانی که ادارهٔ جامعهٔ بهائی را بر عهده داشت لقب عبدالبهاء (به معنی بنده بهاء) را برای خود برگزیده بود و امروزه نیز اغلب با این نام شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot;&amp;gt;{{پک|1=Smith|2=2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith|ص=ص ۱۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:AbdulBaha1868.jpg|بندانگشتی|عبدالبهاء در جوانی|پیوند=https://fa.bahaipedia.org/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Abbaseffendi1868.jpg]]در زمان حیات بهاءالله، او منشی و نماینده پدرش بود. عبدالبهاء اکثر عمر خود را در زندان و تبعید به سر برد. ۹ ساله بود که به همراه پدر به عراق تبعید شد و در نهایت در ۶۴ سالگی (در سال ۱۹۰۸ میلادی) با آزادی تمامی زندانیان عقیدتی امپراطوری عثمانی در نتیجۀ انقلاب جوانان تُرک، بعد از بیش از پنج دهه از تبعید و زندان رهایی یافت. او بعد از آزادی برای انتشار آئین بهائی و ترویج آموزه‌های پدر به مصر، اروپا و آمریکای شمالی سفر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt; سفرهای سه ساله او در غرب نقش به‌ سزایی در ایجاد جوامع بهائی در آنجا و انتشار آئین بهائی در سایر نقاط دنیا ایفا نمود. در آمریکای شمالی به حدود ۴۵ شهر در ایالات متحده و کانادا سفر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mottahedeh&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Mottahedeh|۲۰۱۳|ک=Abdu’l-Bahá&#039;s Journey West: The Course of Human Solidarity|ص=ص ۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این سفر حدود ۳۷۳ سخنرانی داشت و جمعاً حدود ۹۳ هزار نفر مخاطب وی قرار گرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mottahedeh&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء در اروپا و آمریکا به نام پیامبر صلح معروف شد. مطبوعات آن زمان، اغلب او را «پیامبر ایرانی» می‌نامیدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Momen|2011|ک=World Religions: Belief, Culture, and Controversy|ص=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; عده‌ای از صاحب‌نامان غرب چون الکساندر گراهام بل مخترع تلفن، پرزیدنت روزولت رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده آمریکا و آدمیرال پری کاشف قطب جنوب در این اسفار با وی دیدار کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۵۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالبهاء اغلب در سخنرانی‌های خود در غرب، اعتقادات اساسی و اصول آئین بهائی را شرح می‌داد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۵۲}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله اینکه: هر فرد باید خود به‌طور مستقل و به دور از تعصّب به جستجوی حقیقت بپردازد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; تمام ادیان الهی جلوه‌های مختلف یک حقیقت واحد هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; دین باید در هماهنگی با علم و عقل باشد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; نوع انسان یکی است و در مقابل خداوند همهٔ انسان‌ها یکسان هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; تعصّبات دینی، سیاسی، ملیّتی و … مخرّب و مبتنی بر جهل هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; فقر شدید و ثروت مفرط باید از میان برداشته شود،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همهٔ افراد باید در مقابل قانون یکسان باشند و عدالت در اجتماع برقرار باشد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; زنان و مردان با هم برابرند و باید از حقوق برابر برخوردار باشند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همهٔ کودکان باید آموزش دریافت کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء همچنین به موضوع صلح بسیار در سخنرانی‌های خود توّجه می‌کرد و هشدار می‌داد که ناآرامی‌ها در منطقهٔ بالکان می‌تواند به جنگی تبدیل شود که سراسر اروپا را بگیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همچنین در آمریکا، برای مسئلهٔ روابط نژادی اهمیّت ویژه‌ای قائل بود و افراد از نژادهای مختلف را تشویق می‌کرد که به دنبال یافتن نقاط مشترک و همکاری باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; وی هم در آمریکا و هم در اروپا با فقرا ملاقات می‌کرد و بر وظیفهٔ اجتماعی ثروتمندان در قبال فقرا تأکید می‌نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در ماه ژوئن ۱۹۱۳ بعد از سه سال سفر در غرب از طریق مصر به حیفا بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 45&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در مدّتی کمتر از یک سال با آغازجنگ جهانی اول در اوت ۱۹۱۴ دیگر امکان سفرهای بیشتر برای وی وجود نداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آن روزها دوران خطرناکی برای وی و اطرافیان‌اش بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica3&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  |author=A. Bausani, D. MacEoin|title=ABD-AL-BAHĀ|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|page=|publisher=|location=|year=۱۹۸۲|url=http://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-baha|accessdate=۲۰۱۰-۰۸-۱۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و عبدالبهاء از طرف جمال پاشا، فرماندار جدید سوریه مورد تهدید قرار گرفته بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; سال‌های جنگ باعث وقوع قحطی در منطقه شد که عبدالبهاء با تأمین غلات از مزارع بهائی در درّهٔ اردن توانست از وقوع فاجعهٔ محلّی جلوگیری کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; با آغاز حکومت قیمومت بریتانیا بر فلسطین، دولت جدید در تاریخ ۲۷ آوریل ۱۹۲۰ میلادی به دلیل «تلاش‌های انسان‌دوستانه در طول جنگ جهانی اول» لقب سلطنتی «سِر» به او داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/02/090223_ag_iranian_bahaeis_foreign_gov.shtml بهائیانِ ایران و ارتباط با دولت‌های خارجی]، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; عبدالبهاء سال‌های بعد از جنگ را به رسیدگی به امور جامعهٔ بهائی پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; وی علاوه بر اینکه در این دوران یک چهرهٔ برجستهٔ محلّی بود، به عنوان رهبر یک آئین بین‌المللی نیز شناخته می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء در سال ۱۹۲۱ درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[شوقی افندی|شوقی‌افندی]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|شوقی افندی}}&lt;br /&gt;
[[شوقی افندی|شوقی افندی ربّانی]] (۱۲۷۶- ۱۳۳۶ هجری شمسی، ۱۸۹۷-۱۹۵۷ میلادی) که به شوقی افندی هم شناخته می‌شود، به مدت ۳۶ سرپرست جامعه بهائی در سراسر عالم بود و نظم اداری جهانی بهائی را توسعه بخشید. او که نتیجه (فرزند نوه) [[بهاءالله]] شارع دین بهائی و نوه دختری [[عبدالبهاء]] بود، طبق وصیت نامه [[عبدالبهاء]] ([https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/will-testament-abdul-baha/1#474149947 الواح وصایا]) پس از وی، مسئولیّت ولایت امر در جامعه بهائی را از ۲۸ نوامبر ۱۹۲۱ میلادی تا زمان مرگش در نوامبر ۱۹۵۷ میلادی، به عهده گرفت و در بین پیروان آئین بهائی به ولیِ امرالله ملقّب گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=جانسون|نام=لووِل|کتاب=ولی محبوب امرالله|ناشر=محفل روحانی بهائیان آفریقای جنوبی - ژوهانسبورگ|سال=۲۰۰۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:Shoghi-Effendi-Guardian.jpg|جایگزین=شوقی افندی|بندانگشتی|شوقی افندی|340x340پیکسل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی امر جوان مأموریّت خود را در شرایط آشفتهٔ پس از جنگ جهانی اوّل آغاز نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نویسنده=گلنفورد اِ میچل|نشانی=www.bahai.org|عنوان=شوقی ربّانی، راهنمای هزاره جدید|ناشر=|تاریخ=|تاریخ بازبینی=۲۴ بهمن ۱۳۹۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او با تکیه بر الواح وصایای [[عبدالبهاء]] که به تعبیر خود او «منشور نظم اداری بهائی» است، این نظم اداری را بنا ساخت و پس از مطالعهٔ دقیق آثار [[بهاءالله]] و [[عبدالبهاء]] دربارهٔ تأسیس مؤسّسات بهائی، روش‌هائی ابداع کرد تا بتوان مؤسّسات و تشکیلات بهائی را ایجاد نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=|نام=|کتاب=قرن انوار|ناشر=مرکز جهانی بهائی|سال=۲۰۰۲|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به موازات همهٔ این اقدامات، به ترجمهٔ آثار بهائی از زبان‌های فارسی و عربی به زبان انگلیسی پرداخت و الگویی برای ترجمهٔ این آثار برای دیگران و برای آیندگان ایجاد کرد. کتاب «تاریخ نبیل»، نوشتهٔ نبیل زرندی که مربوط به تاریخ سال‌های اوّلیّهٔ آئین بهائی است را تلخیص و ترجمه نموده، به نام «مطالع الانوار» منتشر کرد. او همچنین به‌طور مستقل تاریخ امر بهائی را به شکلی دقیق و روش مند در چهار جلد به نام «God Passes By» (ترجمه شده به اسم «قرن بدیع») مدوّن نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=اشرف|نام=فؤاد|کتاب=شوقی ربّانی، حصن حصین شریعت الله|ناشر=هوفهایم|سال=۱۹۹۷|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او به اجراء برنامه‌هایی برای انتشار آئین بهائی در سطح جهان اقدام نمود و خود شخصاً نامه‌های بی شماری به جوامع بهائی در سراسر عالم ارسال کرد و آنان را به انجام وظائف و خدماتشان دعوت و ترغیب نمود. همچنین برنامه‌ریزی امور مهاجرین و نقاط مهاجرتی آنها را در سراسر عالم انجام داد. در این سالها شمار کشورهایی که آئین بهائی در آنها معرفی و ارائه گردید، از ۳۵ به ۲۱۹ کشور رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=|نام=Smith, Peter|کتاب=Shoghi Effendi|ناشر=. Oxford: Oneworld Publications.|سال=2000|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; شوقی افندی به رشد و توسعهٔ مرکز جهانی بهائی در شهر حیفا مبادرت ورزید و املاک بهائی را توسعه داد و باغ‌های باشکوهی در آن اراضی طرّاحی و اجراء نمود. بر مزار باب، معروف به مقام اعلی، گنبد زیبائی بنا نمود و همچنین در اطراف [[آرامگاه بهاءالله]] معروف به روضهٔ مبارکه در خارج شهر عکّا باغ‌های بی نظیری ترتیب داد. بنای «دارالآثار» را تدارک دید که در آن، آثار بهائی و اشیاء متبرکّه مربوط به [[سید علی‌محمد باب|باب]] و [[بهاءالله]] نگهداری می‌شود. این همه اقدامات برای آن صورت گرفت تا فضایی مناسب و روحانی برای مرکز اداری و روحانی آئین بهائی مهیّا گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=ربّانی|نام=شوقی|کتاب=The Dispensation of Bahá&#039;u&#039;lláh|ناشر=|سال=|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; شوقی افندی، در این سال‌ها، نهایت توجه خود را به بنای مؤسّسات محلی و ملّی معطوف داشت و اصول انتخابات بهائی را برای جوامع بهائی سراسر عالم تشریح نمود. برای جامعه‌ای که کشیش و روحانی ندارد، این هیئت‌های منتخب دموکراتیک، اساس همهٔ پیشرفت‌های دیگر محسوب می‌شدند. او تلاش کرد جامعه‌های نو پای بهائی را به مرتبه‌ای برساند که مؤسّسات و تشکیلات بهائی قابلیت و توانائی تشکیل [[بیت العدل|بیت العدل اعظم]] را داشته باشند. بیت العدل اعظم همان مؤسّسه‌ای است که از چند سال پس از درگذشت شوقی ربّانی تا کنون، رهبری و قیادت جامعهٔ بهائی در سراسر عالم را به عهده دارد و در آینده نیز این مسئولیّت را به عهده خواهد داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=فتح اعظم|نام=هوشمند|کتاب=نظم جهانی بهائی|ناشر=|سال=۱۹۵۵|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=ربّانی|نام=شوقی|کتاب=نظامات بهائی (بهائی پروسیجر)|ناشر=محفل روحانی ملّی بهائیان ایران|سال=|شابک=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[بیت العدل اعظم]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|بیت العدل اعظم}}&lt;br /&gt;
در آئین بهائی طبقه روحانی و مجتهد دینی وجود ندارد و در ساختار جامعه بهائی اقتدار و مرجعیت به شوراهای انتخابی که در راس آنها [[بیت العدل اعظم]] قرار دارد سپرده شده‌است نه به افراد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:93&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ Faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Wendi|ناشر=Dunedin Academic Pres|سال=2006|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]] شورای بین‌المللی آئین بهائی و بالاترین مقام تصمیم‌گیری این آئین است. این مجمع ۹ عضو دارد که هر ۵ سال یک بار توسط اعضای محفل‌های ملی بهائی - شوراهای انتخابی بهائی کشورهای جهان - انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|شابک=0-521-86251-5}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نخستین انتخابات بیت العدل اعظم در سال ۱۹۶۳ میلادی (۱۳۴۲ هجری شمسی) برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/02/100203_l11_aa_book_crackdown_bahais.shtml بررسی کتاب: &#039;&#039;سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران&#039;&#039;]، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; مقر [[بیت العدل اعظم]] در دامنه کوه کرمل در بندر حیفا قرار دارد که در سال ۱۸۹۰ میلادی توسط [[بهاءالله]] در لوح کرمل برای این منظور برگزیده شده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;Shoghi Effendi, &#039;&#039;The World Order of Bahá’u’lláh&#039;&#039;. Wilmette, Illinois, Bahá&#039;í Publishing Trust&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica3&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia |encyclopedia=Encyclopædia Iranica|year=1989|article=Bayt-al-`Adl (House of Justice)|first=Moojan|last=Momen}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بیت العدل اعظم]] در سال ۱۹۷۲ میلادی اساس نامه خود را تنظیم کرد و در آن جنبه‌های مختلف نحوۀ عملکرد و اختیارات و وظایف را خود مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|شابک=0-521-86251-5}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر مبنای این اساس‌نامه این وظایف و اختیارات را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد: اداره امور جامعه بهائی در سطح جهانی، هدایت، سازمان دهی و هماهنگ سازی فعالیت‌های بهائی در سطح جهانی، محافظت از متون بهائی، محافظت از جامعهٔ بهائی در برابر آزار و اذیت و سرکوب؛ انتشار آئین بهائی، گسترش و تقویت [[نظم اداری|نظم اداری بهائی]]؛ ترویج خصلت‌های معنوی در جامعهٔ بهائی و دوستی و صلح میان ملت‌ها؛ پیاده‌سازی، لغو یا تغییر آن دسته دستورها و احکام که به وضوح در متون بهائی مطرح نشده‌است؛ تضمین حقوق، آزادی و اقدامات افراد؛ بکار بستن اصول و احکام بهائی؛ هدایت و هماهنگی فعالیت‌های بهائیان در سراسر جهان. &amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==[[نظم اداری|نحوه اداره جامعه بهائی]]==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seat of the Universal House of Justice.JPG|بندانگشتی|250px|مقر [[بیت العدل اعظم]]، حیفا، اسرائیل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[نظم اداری|نظم اداری بهائی]]===&lt;br /&gt;
{{اصلی|نظم اداری}}&lt;br /&gt;
نحوهٔ سازمان دهی و اداره امور جامعه بهائی [[نظم اداری]] نامیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; طرح کلی این نظام توسط [[بهاءالله]] در [[کتاب اقدس]] و سایر آثارش مشخص شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; در آئین بهائی طبقه روحانی و مجتهد دینی وجود ندارد و در ساختار این جامعه اقتدار و مرجعیت به افراد داده نشده بلکه به شوراهای انتخابی سپرده شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; این شوراهای انتخابی در سطح محلی، ملی و بین‌المللی فعالیت دارند. در سطح محلی، این شوراها محفل روحانی محلی و در سطح ملی، محفل روحانی ملی و در سطح بین الملی [[بیت العدل اعظم]] نامیده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;u&#039;llah: A Short Biography|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=Oneworld Publications|سال=2014|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; علاوه بر شوراهای انتخابی، موسساتی نیز هستند که به صورت انتصابی فعالیت می‌کنند و عمدتاً نقش مشاوره و تشویق جامعه بهائی را بر عهده دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; بیت العدل اعظم، هئیت بین‌المللی آئین بهائی که اعضایش هر ۵ سال یک بار انتخاب می‌شوند، در رأس ساختار اداری بهائی قرار دارد و بالاترین مقام تصمیم‌گیری در جامعه جهانی بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته شوقی افندی کتاب اقدس، لوح کرمل و کتاب عهدی از آثار [[بهاءالله]] و الواح وصایا، وصیت نامه [[عبدالبهاء]]، منشور نظم اداری بهائی را تشکیل می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Baha&#039;i Administration|ژورنال=Bahá’í Encyclopedia Project|تاریخ=2019|زبان=English|پیوند=http://www.bahai-encyclopedia-project.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=67:administration&amp;amp;catid=36:administrationinstitutions}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] در [[کتاب اقدس]] اصول و قوانین نظم اداری را بیان می‌کند، در لوح کرمل، کوه کرمل را در حیفا مرکز اداری و روحانی [[آئین بهائی]] قرار می‌دهد و در کتاب عهدی اصل «عهد و میثاق» را برای حفظ وحدت جامعه بهائی و هدایت و مساعدت بهائیان برای بنای نظم اداری تأسیس می‌کند، و پسر ارشد خود [[عبدالبهاء]] را به عنوان مرکز عهد و میثاق و جانشین خود برمی‌گزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92&amp;quot; /&amp;gt; [[عبدالبهاء]] در الواح وصایا ویژگی‌های نظم اداری بهائی، وظایف ایادی امرالله و همچنین مقام ولی امر را مشخص می‌کند و شوقی افندی|شوقی ربانی را به عنوان جانشین خویش در مقام ولی امرالله برمی‌گزیند&amp;lt;ref&amp;gt;Rabbani, Ruhiyyih (Ed.) (1992). The Ministry of the Custodians 1957-1963. Bahá&#039;í World Centre, p 13.0-85398-350-X&amp;lt;/ref&amp;gt; و نظامی برای انتخابات بیت‌العدل اعظم مشخص می‌نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;SMITH2&amp;quot;&amp;gt;{{Cite book|last=Smith|first=Peter|year=2008|title=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|publisher=Cambridge University Press|place=Cambridge|page=55|url=http://books.google.com/?id=z7zdDFTzNr0C|isbn=0-521-86251-5|ref=harv}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نوشته‌های شوقی افندی، به ویژه دو اثر &#039;&#039;&#039;Baha&#039;i Administration&#039;&#039;&#039; (نظم اداری بهائی) و &#039;&#039;&#039;World Order of Baha&#039;u&#039;llah&#039;&#039;&#039; (نظم جهانی بهائی) جزئیاتِ اجرائی نظم اداری بهائی را مفصلاً شرح و بسط می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot;&amp;gt;نظر اجمالی در دیانت بهائی، احمد یزدانی، صفحه 53&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
===موسسات انتخابی===&lt;br /&gt;
موسسات انتخابی آن دسته از موسساتی هستند که اعضاء آن توسط انتخاب افراد جامعه بهائی تعیین می‌گردند. محفل روحانی ملی و محفل روحانی محلی و بیت‌العدل اعظم از این دسته از تشکیلات بهائی موسسات بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith22&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=2008|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith}}&amp;lt;/ref&amp;gt; موسسات انتخابی در حوزه عملکرد خود اختیارات تقنینی، اجرایی و قضایی دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=178-180|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===موازین انتخابات بهائی===&lt;br /&gt;
انتخابات بهائی به شیوه ای دور از رقابت و تفرقه برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=http://public.eblib.com/choice/publicfullrecord.aspx?p=1771099|عنوان=Understanding the Bahaʼı́ faith|نام خانوادگی=Momen|نام=Wendi|نام خانوادگی۲=Momen|نام۲=Moojan|تاریخ=2006|ناشر=Dunedin Academic Press|شابک=9781906716868|مکان=Edinburgh|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; طبق احکام منصوص آئین بهائی، در انتخاب موسسات بهائی از جمله انتخابات بیت العدل اعظم هرگونه تبلیغات، کاندیداتوری، نامزد شدن و نامزد کردن، حزب‌گرایی، و مبارزات و کمپین‌های انتخاباتی مطلقاً ممنوع است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=183-185|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هر کدام از راِی دهندگان در حالت دعا و توجه و با در نظر گرفتن معیارهای اخلاقی و معنوی مطرح در آثار بهائی، به حکم وجدان خود شایسته‌ترین افراد را برای عضویت در این مؤسسه انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot; /&amp;gt; در تمامی انتخابات بهائی، در سطح محلی، ملی و بین‌المللی، رأی دهندگان نام افراد مورد نظر خود را روی برگه رأی می‌نویسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:522&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Arash Abizadeh|عنوان=How Bahá’í Voters Should Vote|ژورنال=Journal of Baha’i Studies|دوره=18|شماره=1-4|ناشر=The Journal of Baha&#039;i Studies|تاریخ=2008|زبان=English|شاپا=|doi=|پیوند=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/18.14-Abizadeh.pdf|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:62&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری در سطح محلی امور جامعهٔ بهائی توسط محفل روحانی محلی اداره می‌شود. در هر شهر و روستایی که تعداد بهائیان ۲۱ سال به بالای آن حداقل ۹ نفر باشد هر سال انتخاباتی برگزار می‌گردد که در جریان آن ۹ فرد مستقیماً از جانب بهائیان آن محل با رعایت موازین انتخابات بهائی به عضویت محفل محلی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; رأی‌گیری از طریق برگه رأی مخفی است یعنی کسی ار رأی دیگران اطلاع ندارد. این موضوع باعث می‌شود که رای‌دهندگان بتوانند آزادانه و فارغ از فشارهای بیرونی به هر آن که خود صلاح می‌دانند رأی دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:522&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===محفل روحانی محلی===&lt;br /&gt;
در سطح محلی امور جامعهٔ بهائی توسط محفل روحانی محلی اداره می‌شود. در هر شهر و روستایی که تعداد بهائیان ۲۱ سال به بالای آن حداقل ۹ نفر باشد هر سال انتخاباتی برگزار می‌گردد که در جریان آن ۹ فرد مستقیماً از جانب بهائیان آن محل با رعایت موازین انتخابات بهائی به عضویت محفل محلی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===محفل روحانی ملی===&lt;br /&gt;
اعضای محفل روحانی ملی که امور جامعه بهائی را در سطح کشور اداره می‌کند سالانه از طریق نمایندگان منتخب محافل روحانی محلیِ سراسر کشور انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;کتاب نظم اداری بهایی. هوشنگ محمودی. لجنه ملی نشر معارف امری&amp;lt;/ref&amp;gt; نمایندگان محافل محلی، اعضای محفل روحانی ملی را از بین کلیه اعضای جامعه بهائی آن کشور با رعایت موازین انتخابات بهائی انتخاب می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; نه نفری که از دیگران بیشتر رأی بیاورند به عضویت محفل ملی در می‌آیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt; جوامع بهائی در حدود ۲۳۲ کشور پراکنده‌اند و بسیاری از این کشورها دارای محفل ملی روحانی می‌باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; [https://www.bahai.org/fa/national-communities/ سایت رسمی جامعه جهانی بهائی] پیوندهایی از وبسایت‌های ملّی بسیاری از این جوامع را منتشر کرده‌است. &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.bahai.org/fa/national-communities/ جامعه‌ای جهانی، وبسایت رسمی جامعه جهانی بهائی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===[[بیت العدل اعظم]]===&lt;br /&gt;
[[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]]، بالاترین مقام تصمیم‌گیری در جامعه جهانی بهائی، متشکل از ۹ عضو است که اعضای آن هر ۵ سال یک بار توسط اعضای تمامی محفل‌های ملی بهائی سراسر جهان انتخاب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:72&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=177|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;http://news.bahai.org/archive/ Baha&#039;is elect Universal House of Justice&amp;lt;/ref&amp;gt; نخستین انتخابات [[بیت العدل اعظم]] در سال ۱۹۶۳ برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:72&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/02/100203_l11_aa_book_crackdown_bahais.shtml بررسی کتاب: &#039;&#039;سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران&#039;&#039;، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt; مقر [[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]] بر دامنه کوه کرمل در بندر حیفا است که بهاءالله این مکان را در سال ۱۸۹۰ میلادی و در لوح کرمل انتخاب کرده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;Shoghi Effendi, &#039;&#039;The World Order of Bahá’u’lláh&#039;&#039;. Wilmette, Illinois, Bahá&#039;í Publishing Trust&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|year=1989|title=Bayt-al-`Adl, House of Justice|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|url=http://www.iranicaonline.org/articles/bayt-al-adl-house-of-justice-a-bahai-administrative-institution|last=Momen|first=Moojan|date=1989}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وظایف اصلی و کلی این جمع صیانت [[آئین بهائی|دیانت بهائی]] و ادارهٔ امور است. شایان ذکر است که مرجع اصلی کلیه امور در [[آئین بهائی]]، [[کتاب اقدس]] ام‌الکتاب این آئین است. هر موضوعی که در آثار بهائی به صراحت به آن پرداخته نشده باشد، [[بیت العدل اعظم]] این اختیار را دارد که راجع به آن تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;PSmith&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|year=2000|title=Universal House of Justice|encyclopedia=A concise encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|publisher=Oneworld Publications|location=Oxford|last=Smith|first=Peter|pages=346–350|isbn=1-85168-184-1}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بهاءالله]] شارع [[آئین بهائی|آیین بهایی]]، در این مورد می‌گوید: «چونکه هر روز را امری و هر حین را حکمی مقتضی، امور به وزراء [[بیت العدل اعظم|بیت العدل]] راجع تا آنچه مصلحت وقت دانند معمول دارند».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Tablets of Baha&#039;u&#039;llah Revealed After the Kitab-i-Aqdas|نام خانوادگی=|نام=Baha&#039;u&#039;llah|ناشر=Bahai Publishing Trust|سال=1988|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در آثار بهائی اعضای [[بیت العدل اعظم]] که از طریق انتخابات تعیین می‌شوند با عباراتی چون امینان خداوند در میان بندگانش&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt; و مردان عدالت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=کتاب اقدس|نام خانوادگی=|نام=بهاءالله|ناشر=مرکز جهانی بهائی|سال=1992|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; توصیف می‌شوند. در متون بهائی ذکر شده آن‌ها باید مظهر تقوا&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=الواح وصایای حضرت عبدالبهاء|نام خانوادگی=|نام=عبدالبهاء|ناشر=محفل روحانی ملی بهائیان پاکستان|سال=1960|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و سرچشمه علم و دانایی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; و خیرخواه تمامی نوع بشر&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان برخی از وظایفی که [[بهاءالله]] برای [[بیت العدل اعظم]] تعیین کرده می‌توان به مواردی همچون تعلیم و تربیت معنوی انسان‌ها، ایجاد رفاه، آموزش کودکان، مراقبت از ضعیفان و فقرا اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica2&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia |encyclopedia=Encyclopædia Iranica|year=1989|article=Bayt-al-`Adl (House of Justice)|first=Moojan|last=Momen}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر وظایف بیت العدل اعظم ترویج صلح جهانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica2&amp;quot; /&amp;gt; بر اساس آثار بهائی، این هیئت باید برای پایداری و حفاظت از مقام دین تلاش کند &amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt; و در راه تعلیم و تربیت مردم، توسعه و آبادی ملت‌ها و حفاظت از شرافت انسان‌ها بکوشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بیت العدل اعظم]] در سال ۱۹۷۲ میلادی اساس نامه خود را تنظیم کرد و در آن جنبه‌های مختلف نحوۀ عملکرد و اختیارات و وظایف را خود مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|کتاب=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|شابک=0-521-86251-5}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر مبنای این اساس‌نامه این وظایف و اختیارات را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد: اداره امور جامعه بهائی در سطح جهانی، هدایت، سازمان دهی و هماهنگ سازی فعالیت‌های بهائی در سطح جهانی، محافظت از متون بهائی، محافظت از جامعهٔ بهائی در برابر آزار و اذیت و سرکوب؛ انتشار [[آئین بهائی]]، گسترش و تقویت [[نظم اداری|نظم اداری بهائی]]؛ ترویج خصلت‌های معنوی در جامعهٔ بهائی و دوستی و صلح میان ملت‌ها؛ پیاده‌سازی، لغو یا تغییر آن دسته دستورها و احکام که به وضوح در متون بهائی مطرح نشده‌است؛ تضمین حقوق، آزادی و اقدامات افراد؛ بکار بستن اصول و [[احکام بهائی]]؛ هدایت و هماهنگی فعالیت‌های بهائیان در سراسر جهان.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] و [[عبدالبهاء]] در آثار و متون بهائی تأکید کرده‌اند که بیت العدل اعظم تحت حمایت و مراقبت [[بهاءالله]] خواهد بود و [[بیت العدل اعظم]] با الهام و تأیید الهی تصمیم‌گیری و وضع حکم می‌کند و تصمیمات آن عاری از خطا هستند و منشأ خیر خواهند بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=Iranica|نشانی=http://www.iranicaonline.org/articles/bayt-al-adl-house-of-justice-a-bahai-administrative-institution|عنوان=Bayt-Al-Adl}}&amp;lt;/ref&amp;gt; برای بهائیان پیروی از تصمیمات بیت العدل اعظم ضروری است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith&amp;quot; /&amp;gt; در [[آئین بهائی]] طبقهٔ روحانیون و مجتهدان دینی وجود ندارد و هیچ‌کدام از اعضای بیت العدل اعظم به تنهایی دارای مقام ویژه یا مرجعیت و اقتدار نیستند. مرجعیت و اقتدار در آئین بهائی منحصراً در اختیار موسسات و شوراهایی است که به صورت جمعی تصمیم‌گیری می‌کنند ولی تک تک افراد عضو این شوراها مرجعیت و امتیازی ندارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;i Faith|نام خانوادگی=Hartz|نام=Paula|ناشر=Infobase Publishing|سال=2009|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===موسسات انتصابی===&lt;br /&gt;
موسسات انتصابی عمدتاً نقش مشاوره و تشویق جامعه بهائی را بر عهده دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین قاره ای هیئتی متشکل از ۸۱ نفر است که اعضای آن هر پنج سال توسط [[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]] منصوب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین به محافل روحانی مشاوره می‌دهند، مشوق اقدامات و ابتکارات فردی هستند و به رشد و سرزندگی جوامع بهائی کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; برخلاف موسسات انتخابی، هیئت مشاورین قاره‌ای اختیارات تقنینی، اجرایی و قضایی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt; مشاورین قاره‌ای افرادی را برای کمک با عنوان هیئت معاونین منصوب می‌کنند و معاونین نیز دستیارانی برای خود از جامعه بهائی برمی‌گزینند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=180-182|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در حالی که مشاورین قاره‌ای در هر دو سطح قاره‌ای و کشوری فعال هستند، معاونین و دستیاران ایشان در سطوح منطقه‌ای و محلی فعالیت می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt; برای هماهنگی و هدایت فعالیت‌های مشاورین قاره‌ای، [[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل اعظم]] هیئتی تحت عنوان دارالتبلیغ بین‌المللی برای ۵ سال منصوب می‌کند که متشکل از ۹ نفر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معابد بهائی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bahai how frankfurt.jpg|بندانگشتی|250px|مشرق‌الاذکار فرانکفورت آلمان]]&lt;br /&gt;
در آئین بهائی مفاهیم عبادت، کار و خدمت، در قالب مؤسسه مشرق الاذکار تلفیق می‌شوند و آثار بهائی مشرق‌الاذکار را نمادی از پیوند عبادت و خدمت می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; مجموعه مشرق الاذکار از یک ساختمان مرکزی به عنوان محل نیایش (معبد) تشکیل شده‌است و در اطراف آن موسسات عام‌المنفعه ای قرار خواهند گرفت که هدفشان فراهم آوردن امکانات آموزشی، بهداشتی و سایر خدمات در راستای پیشرفت اجتماعی و اقتصادی جامعه است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حال حاضر هشت معبد بهائی قاره ای یا منطقه‌ای بهائی در جهان وجود دارند که واقع در استرالیا، ساموآ، اوگاندا، شیلی، آلمان، هندوستان، پاناما و ایالات متحده آمریکا هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=11 November 2018|وبگاه=CNN|نشانی=https://edition.cnn.com/style/article/bahai-temple-chile/index.html|عنوان=The temple that welcomes all religions, or none at all}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=22 مهر 1395|وبگاه=رادیو فردا|نشانی=https://www.radiofarda.com/a/f14-bahai-house-of-worship-in-chile/28051467.html|عنوان=نخستین معبد آیین بهایی در آمریکای جنوبی در کشور شیلی افتتاح شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر یک از این معابد معماری خاص خود را دارند که با تأثیر از فرهنگ محلی و در همخوانی با عناصر زیست‌محیطی، اجتماعی و فرهنگی بومی هر منطقه طراحی شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=&amp;quot;Bahai temples&amp;quot;|نام خانوادگی=Rafati|نام=V|نام خانوادگی۲=Sahba|نام۲=F|ناشر=|سال=|شابک=|سری=Encyclopædia Iranica|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله خصوصیات مشترک در طراحی این معابد این است که همه طرحی دایره‌وار، ۹ ضلع، ۹ در ورودی و گنبد دارند و پیرامون آنها را باغ و فضای سبز فرا گرفته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معابد بهائی موعظه یا آداب و آئین خاصی انجام نمی‌پذیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt; برنامه دعا و نیایش در این معابد شامل قرائت آثار بهائی و متون دینی سایر ادیان است که می‌تواند به زبان‌های مختلف و به شکل قرائت ساده یا همراه با آواز صورت گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt; معابد بهائی به روی همگان از هر دین، نژاد، ملیت، قوم و جنسیت باز هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اردیبهشت سال۱۳۹۱ (آوریل ۲۰۱۲) شورای حاکمهٔ بین‌المللی دیانت بهائی، بیت‌العدل اعظم، برنامهٔ ساخت دو معبد ملی (در جمهوری دموکراتیک کنگو و پاپوآ گینه نو) و ۵ معبد محلی (باتامبانگ در کامبوج، بیهار شریف در هندوستان، ماتوندا سوی در کنیا، نورته دل کائوکا در کلمبیا و تانا در وانواتو) را اعلام کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=3 اردیبهشت 1393|وبگاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=https://news.persian-bahai.org/story/354|عنوان=اعلام برنامهٔ ساخت مشرق‌الاذکارهای تازه}}&amp;lt;/ref&amp;gt; معبد بهائی باتامبانگ در کامبوج در سپتامبر ۲۰۱۷ (شهریور ۱۳۹۶) بازگشایی شد&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=Vandy Muang|کد زبان=|تاریخ=7 September 2017|وبگاه=The Phnom Penh Post|نشانی=https://www.phnompenhpost.com/post-property/bahai-house-worship-emerges-battambang|عنوان=Baha’i House of Worship emerges in Battambang}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و معبد بهائی محلی نورته دل کائوکا در کلمبیا در ژوئیه ۲۰۱۸ (مرداد ۱۳۹۷) افتتاح شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=1 مرداد 1397|وبگاه=سرویس خبری جامعه بهائی|نشانی=https://news.persian-bahai.org/1275|عنوان=گشایش معبد کلمبیا طی مراسمی پرنشاط و سرورانگیز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تقویم بهائی==&lt;br /&gt;
تقویم بهائی یک تقویم خورشیدی است که از نوزده ماه نوزده روزه به علاوه چهار روز (یا در سال‌های کبیسه ۵ روز) که ایام هاء نامیده می‌شوند تشکیل شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Encyclopedia of Religion. 2 (2nd ed.)|نام خانوادگی=Hutter|نام=Manfred|ناشر=Macmillan Reference US|سال=2005|شابک=|مکان=Detroit, Michigan|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دوران چهار (یا ۵ روزه) ایام هاء زمانی برای جشن و شادی، نیکوکاری و امور خیریه و مهمان نوازی است و دقیقاً قبل از شروع ماه آخر در تقویم بهائی که ماه روزه داری است قرار دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; شروع سال نو در تقویم بهائی مطابق با نوروز و اعتدال بهاری در نیمکره شمالی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در تقویم بهائی هر ماه نامی دارد که برگرفته از یکی از صفات الهی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اماکن مقدس بهائیان==&lt;br /&gt;
&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;حیفا و عکا برای بهاییان شهرهایی مقدس‌اند. آرامگاه بهاءالله در عکا و آرامگاه سیدعلی‌محمد باب در حیفا واقع شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نام خانوادگی=صلح‌جو|نام=حسن|کد زبان=fa|تاریخ=۲۵ مهر ۱۳۹۱|اثر=بی‌بی‌سی فارسی|نشانی بایگانی=|نشانی=http://www.bbc.com/persian/arts/2012/10/121008_l44_makhmalbaf_gardner_movie|تاریخ بایگانی=|عنوان=&#039;باغبان&#039; محسن مخملباف، جرم‌های تازه یک فیلم‌ساز|ناشر=|بازبینی=16-10-2012}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==متون بهائی==&lt;br /&gt;
کتاب‌ها و نامه‌های بسیاری توسط [[بهاءالله]]، [[عبدالبهاء]] و شوقی افندی نوشته شده‌است که همگی جزو آثار بهائی دسته بندی می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Development of Babi and Baha&#039;i Communities|نام خانوادگی=Ioannesyan|نام=Youli|ناشر=Routledge|سال=2013|شابک=978–0–415–66136–2|مکان=|صفحات=3}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در آئین بهائی آثار باب و بهاءالله به عنوان وحی یا کلام الهی، متون و سخنرانی های عبدالبهاء و آثار شوقی افندی به عنوان تفسیر و تبیین رسمی و آثار بیت العدل اعظم به عنوان تشریع و توضیحات رسمی در نظر گرفته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آثار [[بهاءالله]] در اصل به زبان فارسی و عربی نگاشته شده است و امروز به بیش از هشتصد زبان ترجمه شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable sortable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:right&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
![[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
|[https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/kitab-i-aqdas/ کتاب اقدس]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/kitab-i-iqan/ کتاب ایقان]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/hidden-words/3#828027125 کلمات مکنونه فارسی]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/hidden-words/2#072133754 کلمات مکنونه عربی]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/tablets-bahaullah/ اشراقات]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/tablets-bahaullah/ اقتدارات]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/seven-valleys-four-valleys/1#019727131 هفت وادی]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/seven-valleys-four-valleys/1#019727131 چهار وادی]، [http://aeenebahai.org/fa/node/2375/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4 دریای دانش]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/gems-divine-mysteries/ جواهر الاسرار]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
![[عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
|[https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/secret-divine-civilization/ رساله مدنیه]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/RST/ رساله سیاسیه]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/ خطابات (سه جلد)]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/ مکاتیب (نه جلد)]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/SAQ/ مفاوضات]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/travelers-narrative/ مقاله شخصی سیاح]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/memorials-faithful/ تذکرة الوفا]، [http://reference.bahai.org/fa/t/ab/MABP/ مجموعه الواح به افتخار بهائیان پارسی]، [https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/will-testament-abdul-baha/ الواح وصایا]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
![[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
|[http://reference.bahai.org/download/adj1-fa-pdf.zip ظهور عدل الهی] ([https://www.bahai.org/library/authoritative-texts/shoghi-effendi/advent-divine-justice/ انگلیسی])، [http://reference.bahai.org/download/dob-fa-pdf.zip دور بهائی] ([https://www.bahai.org/beliefs/essential-relationships/administrative-order/articles-resources/from-dispensation-bahaullah انگلیسی])،  [http://reference.bahai.org/download/gpb-fa-pdf.zip کتاب قرن بدیع] ( [https://www.bahai.org/library/authoritative-texts/shoghi-effendi/god-passes-by/ انگلیسی])، [http://reference.bahai.org/download/ctn-fa-pdf.zip ندا باهل عالم]، [http://reference.bahai.org/download/cf-fa-pdf.zip حصن حصین شریعت الله] ([https://www.bahai.org/library/authoritative-texts/shoghi-effendi/citadel-faith/ انگلیسی])، [http://reference.bahai.org/fa/t/se/JMJ/ جلوه مدنیت الهی] ([https://www.bahai.org/beliefs/universal-peace/articles-resources/from-unfoldment-world-civilization انگلیسی])، [http://reference.bahai.org/fa/t/se/HB3/ حیات بهائی]، [http://reference.bahai.org/fa/t/se/PSE/ مجموعه مناجات]&lt;br /&gt;
|- &lt;br /&gt;
![[بیت العدل اعظم|بیت‌العدل‌اعظم]]&lt;br /&gt;
|[http://reference.bahai.org/download/pwp-fa-pdf.zip وعده صلح جهانی]، [https://www.bahaisofiran.org/assets/Baha&#039;u&#039;llah.pdf حضرت بهاءالله]،  [http://reference.bahai.org/download/col-fa-pdf.zip قرن انوار]، [http://reference.bahai.org/download/col-fa-pdf.zip رفاه عالم انسانی]، [https://www.payamha-iran.org/ مجموعه پیام‌ها]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://info.bahai.org/persian سایت رسمی جامعه جهانی بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/ سایت رسمی جامعه بهائیان ایران]&lt;br /&gt;
*[http://www.reference.bahai.org/fa کتابخانه آثار بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کتابخانه سایت بهائیان ایران]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%20%D9%88%20%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%91%D8%AF%20%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%20-%20Nader%20Saiedi.pdf عبدالبهاء و تولد انسان]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%B9%DB%8C%20%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1.pdf طلوعی دیگر، کتابی در معرفی آئین بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86.pdf گوهرهای پنهان، کتابی در معرفی آئین بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D9%86 عقاید اساسی آئین بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/assets/Persian%20Baha&#039;i%20Magazine%20LQ.pdf نشریه بهائیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
*[[عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
*[[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
*[[ایادی امرالله]]&lt;br /&gt;
*[[بیت العدل اعظم]]&lt;br /&gt;
*[[آموزه های بهائی|آموزه‌های بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[احکام بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[ازدواج بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[سید علی‌محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[من یظهره‌الله]]&lt;br /&gt;
*[[آثار سید علی‌محمد باب|آثار سید علی محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[نظم اداری]]&lt;br /&gt;
*[[سفرهای_عبدالبهاء_به_غرب|سفرهای عبدالبهاء به غرب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[de:Bahá&#039;í-Religion]]&lt;br /&gt;
[[en:Bahá’í Faith]]&lt;br /&gt;
[[es:Fe Bahá&#039;í]]&lt;br /&gt;
[[fr:Foi bahá’íe]]&lt;br /&gt;
[[pt:Fé Bahá&#039;í]]&lt;br /&gt;
[[ru:Вера Бахаи]]&lt;br /&gt;
[[vi:Tôn giáo Baha&#039;i]]&lt;br /&gt;
[[zh:巴哈伊信仰]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D8%A8&amp;diff=709</id>
		<title>سید علی‌محمد باب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D8%A8&amp;diff=709"/>
		<updated>2021-01-11T11:42:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: افزودن es:Báb&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Bahai center Haifa 2.jpg|220px|بندانگشتی|مقام اعلی؛ مقبره باب در حیفا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;]]&#039;&#039;&#039;سیّد علی‌محمد شیرازی&#039;&#039;&#039; ملقب به &#039;&#039;&#039;باب&#039;&#039;&#039;، (۱ محرم ۱۲۳۵ هـ ق در شیراز - ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ ـ هـ ق در تبریز) پیامبر ایرانی و شارع آئین بابی یا آئین بیان بود. با اتمام هزاره اول پس از درگذشت حسن عسکری امام یازدهم شیعیان در سال ۲۶۰ هـ ق،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:29&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=153-166|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وی جنبش بابی را در ایران بنیان گذاشت و پیروانی از قشرها و اصناف جامعه از مناطق مختلف ایران را به خود جذب کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548|صفحات=240|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=332-368|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او خود را مهدی موعود، پیامبری جدید و بشارت دهندهٔ دینی که قرار است پس از او توسط «من یُظهِره‌الله» (آنکه خداوند او را ظاهر خواهد ساخت)، ظاهر شود می‌خواند و بارها در آثار خود به ظهور او اشاره می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=|کتاب=|ناشر= |چاپ= |شهر= |کوشش= |ویرایش= |سال=|شابک=|نویسنده=MacEoin, {{چر}}D. M. |نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه= |زبان=en |مقاله= [http://www.iranicaonline.org/newsite/index.isc?Article=http://www.iranicaonline.org/newsite/articles/unicode/v3f8/v3f8a073.html BAYĀN](English) |ژورنال= |نشریه=Encyclopedia of Iranica |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}} Retrieved on 2009-09-05.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:63000&amp;quot;&amp;gt;BÁBISM, By Edward G. Browne.p338&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او افراد بسیاری ادعا کردند «مَن یُظهِرُه‌الله» اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;autogenerated2&amp;quot;&amp;gt;محمود صدری، استاد دانشگاه تگزاس، به نقل از دانشنامه جهان اسلام، مدخل بهائیت&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;IranicaDivisions&amp;quot;&amp;gt;Denis MacEoin, &amp;quot;Divisions and Authority Claims in Babism (1850-1866),&amp;quot; Studia Iranica 18:1 (1989), p. 94-101&amp;lt;/ref&amp;gt; به اعتقاد بهاییان، او مبشّر [[آئین بهائی|آیین بهائی]] است و «مَن یُظهِرُه‌الله» همان میرزا حسینعلی نوری است که او را [[بهاءالله]] می‌خوانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:74000&amp;quot;&amp;gt;«دین بهایی آیین فراگیر جهانی»، نوشتهٔ ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، ص ۴۵&amp;lt;/ref&amp;gt; باب شش سال بعد از آغاز جنبش بابی، در سن ۳۱ سالگی در تبریز به فرمان امیرکبیر تیرباران شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=400-404|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از القاب وی می‌توان به «نقطه اولی» و «مبشر امرالله» و «سید ذکر» اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:37000&amp;quot;&amp;gt;«دین بهایی آیین فراگیر جهانی»، نوشتهٔ ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، ص ۳۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بخش یک: زندگی باب==&lt;br /&gt;
===دوران کودکی و جوانی===&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
باب پیش از سحر اول محرم ۱۲۳۵ در محله بازار مرغ، شیراز به دنیا آمد. پدرش محمدرضا پسر میرزا ابوالفتح و مادرش فاطمه بیگم بودند. پدر باب که بزاز بود و در محله بازار وکیل شیراز حجره داشت، در نخستین سال‌های زندگی باب درگذشت و او در خانه دایی‌اش علی محمد که وصی پدرش نیز بود بزرگ شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Hoseini&amp;quot;&amp;gt;نصرت‌الله حسینی، حضرت باب، مؤسسه معارف بهایی، صفحه ۱۳۴–۱۴۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:57000&amp;quot;&amp;gt;{{cite book|title=The Báb: The Herald of the Day of Days|last=Balyuzi|first=Hasan|authorlink=|publisher=George Ronald|year=1973|isbn=978-0-85398-054-4|location=Oxford, UK|pages=32|language=English}},Page 32&amp;lt;/ref&amp;gt; علی محمد او را در ۵ یا ۶ سالگی برای یادگیری مقدمات فارسی به مکتب‌خانه فرستاد. معلم مکتب مشهور به «شیخ عابد» و شیخی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Hoseini&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:48000&amp;quot;&amp;gt;{{cite book|title=The Báb: The Herald of the Day of Days|last=Balyuzi|first=Hasan|publisher=George Ronald|year=1973|isbn=978-0-85398-054-4|location=Oxford, UK|pages=34|language=English}}Page34,&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:29000&amp;quot;&amp;gt;JUAN R. I. COLE, Mideast &amp;amp; N. Africa Encyclopedia, &amp;quot;Al-Bab&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt; باب بعد از ۶ یا ۷ سالی تحصیل در یک مکتب خانه محلی، در سن پانزده سالگی تجارت خانوادگی را پی گرفت. او در این زمان به همراه دایی اش به بوشهر رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; او مدتی در بوشهر شاگرد تجارتخانه دایی‌اش بود. تقریباً ۲۰ ساله بود که جهت زیارت به عراق سفر کرد و نزدیک یک سال (۱۸۳۹–۱۸۴۰) را در آنجا و اکثراً در کربلا گذراند و در آن مدت در کلاسهای سید کاظم رشتی -پیشوای مکتب شیخیه- شرکت کرد. وی کمی بعد به اصرار خانواده‌اش به شیراز بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; باب دست کم در دو جا در آثارش از او با عنوان معلمی  (معلم من) یاد می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Lawson&amp;quot;&amp;gt;[https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/2.4-Lawson.pdf Interpretation as Revelation: The Quran Commentary of the Bab, Todd Lawson. Published in the Journal of Bahai Studies, vol.2, number4(1990).]&amp;lt;/ref&amp;gt; باب در سن بیست و دو سالگی ازدواج کرد و به واسطه ی این ازدواج فرزندی به نام احمد داشت که در نوزادی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:56000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN|نام خانوادگی=Stenstrand&#039;S|نام=August J|نام خانوادگی۲=Browne|نام۲=Edward G|ناشر=Magribine Press|سال=۲۰۰۶|شابک=1-56316-953-3|نام خانوادگی ویراستار=al-Ahari|نام ویراستار=Muhammad Abdullah|پیوند ویراستار=محمدعبدالله الاهری|مکان=Chicago|صفحه=۲۰|صفحات=۲۰۰|زبان=en|فصل=BABISM|پیوند نویسنده=آگوست استنسترندز|پیوند نویسنده۲=ادوارد براون|نویسندگان سایر بخش‌ها=Daltaban Peyrevi}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki/&amp;gt;[[پرونده:Houseofthebab2008.jpg|بندانگشتی|220px|چپ|مسجد بیت المهدی که در محل قبلی منزل سید علی محمد شیرازی در شیراز ساخته شده‌است]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع جنبش بابی===&lt;br /&gt;
در سال ۱۷۹۰ میلادی در ایران، احمد احسایی مکتب جدیدی را بنیان نهاد که به شیخیه معروف است. پیروان او که شیخی نامیده می‌شدند، مثل اکثر شیعیان منتظر قیام مهدی یا امام دوازدهم بودند. بعد از مرگ احمد احسایی، رهبری شیخیه به یکی از شاگردان او به نام سید کاظم رشتی (۱۷۹۳ میلادی - ۱۸۴۳ میلادی) واگذار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10000&amp;quot;&amp;gt;*{{cite encyclopedia|year=1890|title=Babism|encyclopedia=Religious Systems of the World: A Contribution to the Study of Comparative Religion|publisher=Swann Sonnenschein|location=London|url=http://www.h-net.org/~bahai/diglib/articles/A-E/browne/brbabism.htm|date=|page=336|language=English|author=Browne, E.G}}&amp;lt;/ref&amp;gt; سید کاظم رشتی قبل از مرگ، به شاگردانش سفارش کرده بود که به دنبال «حق» بگردند. او به شاگردانش گفته بود که قائم به زودی ظهور خواهد کرد. وی برای خود جانشینی تعیین نکرده بود و کمی قبل از فوتش به شاگردانش گفته بود «آیا نمی‌خواهید من بروم تا «حق» ظاهر شود؟»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:37&amp;quot; /&amp;gt; در میان شاگردانش فردی بود به نام ملا حسین بشرویه ای.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:37&amp;quot;&amp;gt;*{{cite encyclopedia|year=1890|title=Babism|encyclopedia=Religious Systems of the World: A Contribution to the Study of Comparative Religion|publisher=Swann Sonnenschein|location=London|url=http://www.h-net.org/~bahai/diglib/articles/A-E/browne/brbabism.htm|date=1890|pages=334-336|language=English|author=Browne, E.G}}&amp;lt;/ref&amp;gt; سید کاظم او را مأمور کرده‌بود که برای مذاکره با سید شفتی و میرزا عسکری (از روحانیون برجسته آن روزگار) به اصفهان و خراسان برود بعد از برگشت او از ایران، استاد او دیگر در قید حیات نبود. از نظر ملا حسین بشرویه‌ای نه میرزا محیط کرمانی و نه میرزا حسن گوهر، هیچ‌کدام نمی‌توانستند پیشوائی باشند که او انتظار داشته‌است. بدین جهت مطابق شریعت اسلام به مدت ۴۰ روز به حال اعتکاف در مسجد کوفه به سر برد. در این زمان یکی دیگر از علمای شیخی به نام ملا علی بسطامی با عده‌ای دیگر به مسجد وارد می‌شوند و آن‌ها هم در اعتکاف شرکت می‌کنند. بعد از خاتمه ۴۰ روز ملاحسین که زودتر اعتکاف را شروع کرده بود با دوستان خود عازم ایران می‌شود. ملا حسین بشرویه ای در تاریخ ۲۳ مه ۱۸۴۴ به شیراز می‌رسد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Bab Herald of the Day of Days|نام خانوادگی=BALYUZI|نام=HASAN|ناشر=George Ronald|سال=1973|شابک=9780853980483|مکان=46 High Street, Kidlington, Oxford, OX5 2DN|صفحات=15}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و در آن جا با باب دیدار می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21000&amp;quot;&amp;gt;بالیوزی، ص. ۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملاحسین به مانند سایر شیخیه ها بدنبال جانشین احتمالی سید کاظم رشتی بود و در دیدار با سید علی محمد شیرازی به او می‌گوید که طبق دستورات و راهنمایی‌های استاد فقید خود به دنبال قائم موعود است و علائم قائم را طبق گفته‌های استادش برای سید علی محمد شیرازی بازگو می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:38&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نام خانوادگی=A.|نام=Bausani,|کد زبان=en|وبگاه=Encyclopaedia of Islam, Second Edition|نشانی=http://dx.doi.org/10.1163/1573-3912_islam_COM_0079|عنوان=BĀB|doi=10.1163/1573-3912_islam_com_0079|بازبینی=2018-12-01}}&amp;lt;/ref&amp;gt; سید علی محمد شیرازی در پاسخ می‌گوید که این نشانه‌ها در او هویداست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:38&amp;quot; /&amp;gt; باب موفق می‌شود تا بشرویه ای را متقاعد نماید که او قائم موعود است. بعد از چند سؤال و جواب و نزول سریع کتابِ «قَیّوم الاسماء» (تفسیر سوره یوسف) توسط سید علی محمد شیرازی، ملاحسین بشرویه‌ای به او&amp;lt;ref name=&amp;quot;:42000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Zarandi|نام خانوادگی=Zarandi|نام=Nabil|ناشر=Bahá&#039;í Publishing Trust|سال=1932|مکان=Wilmette, Illinois|صفحات=p. 63|عنوان ترجمه=The Dawn-Breakers|مترجم=Effendi, Shoghi}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ایمان می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:38&amp;quot; /&amp;gt; به دنبال او عده ای دیگر از شیخیان به شیراز می‌آیند، به باب ایمان آورده و از حروف حی (حواریون باب) محسوب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حروف حی===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;حروف حَی&#039;&#039;&#039;، لقبی است که به ۱۸ نفر از اولین ایمان آورندگان به سید علی محمد باب اطلاق می‌شود. حرف در آثار باب، در معنای وجود انسانی به کار رفته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:45000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=Afnan|نام=Muhammad|عنوان=&amp;quot;Point&amp;quot; and &amp;quot;Letter&amp;quot; in the Writings of the Báb|ژورنال=Lights of Irfan|سری=Book 2|مکان=Wilmette, IL|ناشر=Irfan Colloquia|تاریخ=2001|سال=2001|صفحه=149-150|زبان=English|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، منظور از حروف انجیل و حروف فرقان در آثار او، مؤمنین به ظهور مسیح و محمد هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لفظ «حی» بدون احتساب تشدید از لحاظ ارزش عددی در حساب ابجد برابر با هجده‌است و لذا عبارت «حروف حی» بمعنای هجده تن مؤمنین اولیه‌ می‌باشد. همچنین &#039;&#039;باب&#039;&#039;، خود و هجده نفر &#039;&#039;حروف حی&#039;&#039; را «واحد اول شریعت بیان» نامیده‌است؛ واحد به حساب ابجد برابر با عدد ۱۹ است و معنی یگانگی و وحدت می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:91000&amp;quot;&amp;gt;کتاب حضرت باب، نصرت‌الله محمدحسینی، ناشر: مؤسسه معارف بهائی، صفحه ۱۹۰ [http://reference.bahai.org/fa/t/o/HB/hb-203.html.utf8 پیوند به صفحه کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Balyuzi 1973&amp;quot;&amp;gt;*{{cite book|title=The Báb: The Herald of the Day of Days|last=Balyuzi|first=Hasan|publisher=George Ronald|year=1973|isbn=978-0-85398-054-4|location=Oxford, UK|pages=|language=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; حروف حی مأمور بودند که پیام آئین بابی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:94000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Zarandi|سال=1932|شابک=|صفحات=p. 25|نام=Nabil|ناشر=|مکان=|نام خانوادگی=Zarandi}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:53000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Dawn-Breakers|ناشر=Bahá&#039;í Publishing Trust|مکان=Wilmette, Illinois|نام خانوادگی=Effendi|نام=Shoghi|سال=|شابک=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; را تبلیغ و منتشر کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:100000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مطالع الانوار|نام خانوادگی=زرندی|نام=نبیل|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۱ میلادی|شابک=|مکان=|صفحات=۶۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=176|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[پرونده:DB Frontispiece img10.jpg|بندانگشتی|220px|چپ|لوح حروف حی به خط سید علی‌محمد باب]]&lt;br /&gt;
حروف حی عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ملاحسین بشرویه‌ای، اولین کسی که به باب ایمان آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:29&amp;quot; /&amp;gt; پس از ایمان آوردن او تا مدت ۵ ماه، ۱۷ نفر دیگر نیز به باب ایمان آوردند. این ۱۸ نفر از پیروان اولیهٔ او حروف حی نامیده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مطالع الانوار|نام خانوادگی=زرندی|نام=نبیل|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۱ میلادی|شابک=|مکان=دهلی نو، هندوستان|صفحات=۶۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا محمد حسن بشرویه ای، برادر کوچک ملاحسین بشرویه ای&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا محمد باقر بشرویه ای، خواهرزاده ملاحسین بشرویه ای&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا علی بسطامی (دوم من آمن) عالم مشهوری که برای تبلیغ به دو قطب عالم شیعه یعنی کربلا و نجف فرستاده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; مطابق تواریخ بابیه، ملا علی بسطامی اولین شخصی بوده است که بواسطه اعتقاد به سید علی محمد شیرازی کشته شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:105000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مطالع الانوار|نام خانوادگی=زرندی|نام=نبیل|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۱ میلادی|شابک=|مکان=دهلی نو، هندوستان|صفحات=۷۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا خدابخش قوچانی ملقب به ملا علی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا حسن بجستانی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*سید حسین یزدی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا محمد روضه خوان یزدی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*شیخ سعید هندی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا محمود خوئی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا جلیل ارومی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا احمد ابدال مراغه ای&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا باقر تبریزی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا یوسف اردبیلی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا هادی قزوینی، برادر بزرگتر ملا محمدعلی قزوینی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا محمّد علی قزوینی، شوهر خواهر طاهره قرّةالعین&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*زرین تاج برغانی (طاهره قرةالعین)، که تنها زن در میان حروف حی بود و بعداً به او لقب «طاهره» داده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:101000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=حروف حیّ|نام خانوادگی=گهرریز|نام=هوشنگ|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۳ میلادی|شابک=|مکان=دهلی نو، هندوستان|صفحات=۱۰۲}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وی همچنین هیچگاه نتوانست باب را حضوری ملاقات کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|عنوان=حروف حیّ|نشانی=http://reference.bahai.org/fa/t/o/HH1/hh1-101.html.utf8|وبگاه=مرجع کتب وآثار بهائی|بازبینی=2019-03-25|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|ص=صفحه ۹۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:88000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نام خانوادگی=Administrator|کد زبان=en-gb|نشانی=http://www.bahai-encyclopedia-project.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=65:letters-of-the-living&amp;amp;catid=38:history|عنوان=Letters of the Living|بازبینی=2018-07-29|وبگاه=www.bahai-encyclopedia-project.org}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملامحمدعلی بارفروشی (ملقب به قدوس)، زاده ۱۲۳۸ هجری قمری و از شاگردان سیدکاظم رشتی، که آخرین فرد از حروف حی بود. بارفروشی در ماجرای بدشت، نقش مخالف قرةالعین را داشت. سرانجام، بارفروشی در سن ۲۷ سالگی در سبزه‌میدان بابل اعدام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:92000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=محمدحسینی|سال=۱۳۹۰|جلد=|صفحه=۴۶۱–۴۶۵|زبان=|فصل=|کتاب=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; پیروان کتاب بیان اعتقاد دارند که وی در واقعه ی بدشت به صورت مصلحتی در زمان سخنرانی قرةالعین حضور نداشته و بعداً با یکدیگر مباحثه نموده و صحّت گفتار قرةالعین را تأیید نمودند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از اینکه تعداد حروف حی به ۱۸ نفر رسید، سید علی محمّد شیرازی به همراه محمدعلی بارفروشی (هجدهمین حرف حی) برای زیارت خانهٔ کعبه عازم شد و پس از ۹ ماه دوباره به بوشهر بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مطالع الانوار|نام خانوادگی=زرندی|نام=نبیل|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۱ میلادی|شابک=|مکان=دهلی نو، هندوستان|صفحات=۱۰۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====اهمیت معنایی====&lt;br /&gt;
در مورد واژه حروف حی باید توجه نمود که این واژه از دوقسمت تشکیل شده است، حروف و حی. واژه حرف در آثار باب هم به معنای افراد مؤمن آمده و هم بمعنای افراد منکر. اصولاً باب یکی از معانی شهادت توحید (لا اله الا الله) را که از حروف نفی (لا اله) و حروف اثبات (الّا الله) تشکیل می‌شود را به این ترتیب بیان می‌کند که با ظهور هر پیامبری آنان که به او ایمان می‌یابند از حروف علّیین و آنان که منکر او می‌شوند از حروف دون علّیین به حساب می‌آیند. علت اینکه این افراد حروف نامیده می‌شوند اینستکه آنان افرادی متعلق به مدنیت نوین می‌شوند که از طریق کلام الهی و کتاب پیامبر بوجود آمده اند. در مورد حروف حی آنان به معنای اخص حروف هستند به این معنا که وجود باب عبارت از نقطه است یعنی آن حقیقتی است که خود قابل تعریف نیست اما سرچشمه همه کلمات و نوشته هاست، یعنی تمدن نوین روحانی از طریق ظهور نقطه بوجود می‌آید. اما اولین تجلی نقطه به شکل حروف الفبا نمودار می‌گردد و آنگاه از ترکیب این حروف کلمات و مدنیت نوین به شکل یک کتاب آشکار می‌شود. این مدنیت نوین که از کتاب و نوشته های نقطه منشاء می‌یابد بعنوان کل شیئ یاد می‌گردد. کل شیئ در حروف ابجد برابر با ۳۶۱ است که آنهم برابر با نوزده ضربدر نوزده است. یعنی همه چیز از نوزده یا واحد اول (واحد در حروف ابجد برابر نوزده است) می‌آید و آن نوزده هم از باب یا واحد حقیقی یا نقطه بوجود می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما اینکه اولین هجده مؤمن به باب حروف حی نامیده می‌شود (باید توجه کرد که حی در حروف ابجد برابر هجده است) سمبل حقائقی ژرف است. در اینجا به دو معنا اشاره می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین مفهوم حی اشاره به اسم خداست. در قرآن چند بار خدا بعنوان هو الحیِّ القیّوم توصیف شده است. یعنی خدا حی و قیوم است. از نظر باب مقام نقطه، یا حقیقت هر پیامبری، مظهر اسم قیوم خداست. قیوم مبالغه قائم است. در الهیات فلسفی، قیام به معنای وجود یافتن آمده است و قائم در واقع به معنای هستنده می‌گردد. اما قیوم آن وجودی است که قیامش از خودش است و قیام دیگر اشیاء از اوست. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس مدنیت نوین از طریق حقیقت پیامبر بعنوان قیوم بوجود می‌آید و همه پیامبران در زمان خود مظهر اسم قیوم هستند. در کتاب تفسیر سوره یوسف، باب یوسف راستین را همان قیوم می‌شمارد چرا که در حروف ابجد هردو برابر با ۱۵۶ هستند. پس باب مظهر قیوم است و اولین هجده نفری که بتوسط باب حیات یافته اند حروف حی بوده و جمعاً مظهر اسم حی می‌گردند. این افراد نسبت به دیگر بابیان سبقت در ایمان داشته اند و از طریق تبلیغ آنان است که دیگران به حیات روحانی نائل می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دومین مفهوم حی اشاره با این است که با ظهور باب روز قیامت تحقق یافته است و مردگان زنده شده اند و اولین کسانی که در این قیامت نوین از طریق ایمان به پیامبر، زندگی روحانی می‌یابند حروف حی هستند و از طریق آنان است که دیگران به حیات ایمانی دست می‌یابند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما اگر چه پس از باب حروف حی دارای بزرگترین مقام روحانی هستند ولی باب مکرراً تأکید می‌کند که حروف حی تقدس و اهمیتشان از خودشان نیست بلکه آنان صرفاً آینه های باب هستند. باب آینه خداست و حروف حی آینه های باب هستند. حقیقت حروف حی نه خصوصیات خودشان بلکه تنها تجلی باب در آینه وجود آنان است. تا زمانی که آنان رو به باب دارند و تجلی باب را منعکس می‌سازند مظهر «اسماء حسنی» هستند ولی همه این اسماء در حقیقت توصیف اولاً باب و آنگاه توصیف موعود بیان یعنی من یظهره الله است و همه بابیان تنها شبحی از مقام نقطه بوده و قائم به او هستند. این مطلب در دور باب اهمیت مخصوصی می‌یابد و باب تأکید می‌کند که تنها نوشته ای که در دوران آئین باب مطاع و لازم الاجرا است تنها و تنها نوشته های خود باب است و نه هیچکس دیگر از جمله نوشته های حروف حی. این مطلب با دور اسلام تفاوت دارد. حروف حی بازگشت افراد مقدس اسلام می‌باشند. اما در دور اسلام علاوه بر قرآن که کلام نقطه فرقان بود، کلمات رسول و کلمات ائمه هم فرضیت و مرجعیت داشت. اما با اینکه حروف حی بازگشت آنان بشمار می‌روند باب تأکید می‌نماید که برخلاف اسلام که در آن مناجات از قلم رسول، و تفسیر از قلم ائمه و صور علمیه از قلم ابواب صادر می‌شد، در ظهور باب همه این آثار مستقیماً و تنها توسط خود باب نازل می‌گردد. در نتیجه نوشته های حروف حی هیچگونه مرجعیتی نداشته و فرضیتی ندارند. آنگاه باب تأکید می‌کند که از زمان شهادت باب تا زمان ظهور من یظهره الله دیگر آثار فرضیه دیگری بوجود نخواهد آمد. به عبارت دیگر نه حروف حی و نه هیچکس دیگر از جمله میرزا یحیی ازل دارای نوشته های مرجع و مطاع نخواهند بود. عین بیان باب اینست:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ملخص این باب آنکه جائز نیست عمل الا به آثار نقطه بیان زیرا که در این ظهور از برای حروف حی آثار ایشان از شمس حقیقت ظاهر می‌گردد زیرا که آیات مخصوص نقطه است و مناجات مخصوص رسول الله و تفاسیر مخصوص ائمه هدی و صور علمیه مخصوص بابواب. ولی کل از این بحر مشرق می‌گردد تا اینکه کل این آثار را در حقیقت اولیه بنحو اشرف مشاهده کنند و هیچ عزی از برای ایشان غیر از سبق ایمان که اعز از کل شیئ است عندالله و عند اولی العلم نبوده و نیست و کل فضل در ظل همین فضل مستظل است. واز حین غروب الی طلوع من یظهره الله آثار فرضیه مرتفع و حروف حی و کل من آمن بالله و بالبیان در ظل آنها مستظل. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:87000&amp;quot;&amp;gt; بیان فارسی ۳:۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;به همین جهت نه این سخن درست است که باب با تأکید بر مفهوم توحید، حروف حی را شریک در رهبری خود دانست (بالعکس معنای این توحید آنستکه در همگان از جمله حروف حی جز مقام نقطه را نباید دید، هیچکس شریک در مرجعیت باب نیست، کلام هیچکس جز باب فرضیت ندارد، و هیچکس نباید در خود وجودی ببیند مگر فاعلیت باب را) و نه اینکه پس از شهادت یا وفات حروف حی، باب دیگران را بجای آنان منصوب می‌کرد تا از حروف حی بحساب آیند. چنین مطلبی نه تنها در نوشته های باب مطلقاً وجود ندارد بلکه او به صراحت بر اینکه حروف حی قابل تکرار نیستند تأکید می‌کند و در نوشته هایش مکرراً خود و حروف حی را با نوزده سال اول ظهور خود یکی می‌گیرد و تأکید می‌کند که هر یک از این نوزده نفر سمبل یک سال می‌شوند و پس از این نوزده سال دیگر هیچکس نمی تواند اظهار ایمان به باب یا حروف حی کند مگر در ظهور بعد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:55000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۶:۳، لوح حروفات درپنچ شأن، توقیع ملا احمد ازغندی&amp;lt;/ref&amp;gt; در ضمن باید توجه کرد که در اثری کمتر معروف، باب اسامی حروف حی را بدست می‌دهد و این اسامی با اسامی متداول در میان بهائیان انطباق دارد. در ضمن در همان اثر در ذکر اسامی هجده حروف حی، باب طاهره را به تنهایی با هفده حروف حی دیگر معادل می‌گیرد و از اینجا مقام یگانه طاهره در آئین بابی و در اندیشه باب مشخص می‌گردد. این توقیع که تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم بخش دوم است یکسال پس از تبعید به چهریق و ماهها پس از واقعه بدشت نوشته شده است. (آرشیو مرکز جهانی بهائی)  به همین سان بسیاری از آیات قرآنی در ارتباط با مفهوم واحد اول و حروف حی تعبیر نوین می‌گردند. بعنوان مثال باب آیه قرآنی «کل شیئ هالک الا وجهه» (همه چیز نابود است مگر وجه او) را به  معانی گوناگونی تعبیر می‌کند. از جمله آنکه حقیقت هر چیزی تنها تجلی اسماء و صفات الهی است و غیر آن نیستی محض است. دیگر آنکه با ظهور باب کل شیئ یعنی مدنیت نوینی خلق می‌شود که این کل شیئ (در حروف ابجد مساوی ۳۶۱) مخلوق واحد اول یا نوزده نفر اول بابی است که باب و هجده حروف حی می‌باشند. عدد ابجدی کلمه «وجهه» برابر با نوزده است. پس وجه او (وجهه) اشاره بظهور خدا از طریق باب می‌کند و همگان با ایمان به او حیات روحانی می‌یابند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:19000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۸:۳، توقیع سید محمد خال&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دستگیری===&lt;br /&gt;
حکومت و روحانیون ابتدا توجه زیادی به حرکت بابی نکردند اما در اواخر تابستان ۱۸۴۵ میلادی وقتی از گسترش سریع آن آگاه شدند، تصمیم به کنترل آن گرفتند؛ لذا باب که تازه از مکه به بوشهر آمده بود به شیراز برده شده و محبوس گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = Stenstrand&#039;S| نام =August J | پیوند نویسنده =آگوست استنسترندز | نام خانوادگی۲ = Browne| نام۲ = Edward G| پیوند نویسنده۲ =ادوارد براون | نام ویراستار =Muhammad Abdullah | نام خانوادگی ویراستار = al-Ahari| پیوند ویراستار =محمدعبدالله الاهری | فصل = BABISM| نویسندگان سایر بخش‌ها = Daltaban Peyrevi | عنوان = THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN| سال =۲۰۰۶| ناشر = Magribine Press| مکان =Chicago | زبان = en| شابک =1-56316-953-3| صفحه = ۲۴| صفحات =۲۰۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:71000&amp;quot;&amp;gt;A YEAR AMONGST THE PERSIANS by EDWARD GRANVILLE BROWNE CAMBRIDGE AT THE UNIVERSITY PRESS MCMXXVII ,CHAPTER II FROM ENGLAND TO THE PERSIAN FRONTIER, p. 66.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به همین خاطر حاکم فارس عده‌ای از مأموران خود را از شیراز عازم کرد تا هرکجا که می‌توانند او را بیابند و توقیفش کنند. هنگامی که باب از تصمیم حسین خان آگاه شد، بوشهر را به قصد شیراز ترک گفت. در بین راه به مأموران رسید و گفت من همان کسی هستم که برای یافتنش تلاش می‌کنید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:77000&amp;quot;&amp;gt;تاریخ نبیل زرندی، صفحهٔ ۱۲۴&amp;lt;/ref&amp;gt; او را نزد حاکم فارس بردند و حاکم نیز بسیار با او بدرفتاری کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:66000&amp;quot;&amp;gt;تاریخ نبیل زرندی، صفحهٔ ۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt; او در برابر حاکم توسط سر دسته روحانیون مورد بازپرسی قرار گرفت و توسط وی مرتد اعلام شد و دستور داده شد که او باید با فلک تنبیه شود و در خانه عبد الحمید خان داروغه محبوس شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot; /&amp;gt; بعد از آن، سید علی محمد شیرازی به ضمانت دایی خود به منزل او رفت. قدوس که به دستور سید علی محمد شیرازی به شیراز رفته بود و یکی دیگر از بابیان را در آن شهر به دستور حاکم فارس دستگیر شدند و از شیراز تبعید شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:78000&amp;quot;&amp;gt;تاریخ نبیل زرندی، صفحهٔ ۱۲۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تبعید به اصفهان===&lt;br /&gt;
پس از مدتی، بیماری وبا در شهر شیراز مُسری شد و در همین حین باب را آزاد کردند به شرط آنکه از شیراز خارج شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; وی در تاریخ سپتامبر ۱۸۴۶ به اصفهان تبعید شد. در ابتدا در اصفهان در منزل امام جمعهٔ آن شهر ساکن شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; حاکم اصفهان در آن موقع منوچهرخان معتمدالدوله بود و او علی‌محمد باب را با احترام پذیرفت و مدت یک سال از او مهمانداری و حمایت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt; ادوارد براون در این خصوص می‌نویسد: داروغه شیراز در این امر همراهی کرد در غیر اینصورت انتقال زندانیش به همراه دو تن از پیروانش به شهر ثانی (اصفهان) محال بود. این واقعه حدوداً در ماه مه ۱۸۴۶ رخ داد. به مدت تقریباً یک سال باب در اصفهان ماند. او تحت حمایت قویترین اشراف آن زمان بود که هم قادر و هم خواهان پشتیبانی و حمایت او از کینه‌ورزی‌های دشمنانش بودند که در بین آن‌ها روحانیون خطرناک‌ترین بودند. اما در اوایل سال ۱۸۴۷ حامی او فوت کرد و گرگین خان که جانشین دولت اصفهان شد حس مشابهی با حاکم قبلی نداشت و فوراً باب را تحت یک همراهی مسلحانه به تهران که در آن زمان تحت حکومت محمد شاه و وزیرش میرزا آقاسی بود فرستاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = Stenstrand&#039;S| نام =August J | پیوند نویسنده =آگوست استنسترندز | نام خانوادگی۲ = Browne| نام۲ = Edward G| پیوند نویسنده۲ =ادوارد براون | نام ویراستار =Muhammad Abdullah | نام خانوادگی ویراستار = al-Ahari| پیوند ویراستار =محمدعبدالله الاهری | فصل = BABISM| نویسندگان سایر بخش‌ها = Daltaban Peyrevi | عنوان = THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN| سال =۲۰۰۶| ناشر = Magribine Press| مکان =Chicago | زبان = en| شابک =1-56316-953-3| صفحه = ۲۴–۲۵| صفحات =۲۰۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تبعید به ماکو===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mahku2008.jpg|بندانگشتی|220px|چپ|بازمانده‌های قلعه ماکو در سال ۱۳۸۷]]&lt;br /&gt;
باب پس از مدتی و در ژانویه ۱۸۴۷ به دستور محمّد شاه قاجار به سمت تهران حرکت کرد. اما صدر اعظم او حاجی میرزا آقاسی از حضور [[سید علی‌محمد باب]] در تهران نگران شد و با شاه تصمیم گرفتند بدون این که باب وارد تهران شود او را به ماکو، واقع در شمال غربی ایران بفرستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به همین دلیل سید علی محمد شیرازی بعد از گذراندن مدت زمانی در خارج از شهر تهران و بدون آنکه بتواند با شاه ملاقات داشته باشد، بنا بر نامه‌ای از طرف شاه به تبریز تبعید شد و سپس در قلعهٔ ماکو در منطقه‌ای به همین نام زندانی شد. آن مکان به گمان حاج میرزا آغاسی از این جهت مناسب بود که اکثر مردم آنجا سنی مذهب و ترک‌زبان بودند و محصور میان دول روس و عثمانی و بعید از همه جا بود و در نتیجه کسی به سوی باب جذب نمی‌شد؛ ولی حتی در ماکو هم نتوانستند مانع تماس باب با طرفدارانش شوند و در آنجا نیز نامه هائی به باب می‌رسید یا طرفدارانش به ملاقات او می‌آمدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot;&amp;gt;یکسال در میان ایرانیان، ادوارد براون، ترجمه ذبیح‌الله منصوری، صفحه ۷۸–۷۶&amp;lt;/ref&amp;gt; علی خان که در آن زمان فرماندار ماکو بود. بزودی بعد از رسیدن او به ماکو، باب به تبریز احضار شد و دوباره در ارتباط با تعالیمش توسط برخی از روحانیون ارشد مورد بازجویی قرار گرفت. باب حدود شش ماه در ماکو ماند و سپس دولت که فهمید پیروانش هنوز در دستیابی به او موفق هستند، او را برای حبسی شدیدتر به قلعه چهریق فرستاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===انتقال به تبریز و عودت به چهریق===&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسجد صاحب الامر.jpg|جایگزین=مجلس محاکمه سید علی محمد باب در تبریز در مسجد صاحب الامر رخ داد|بندانگشتی|مجلس محاکمه سید علی محمد باب در تبریز در مسجد صاحب الامر رخ داد]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[پرونده:قلعه چهریق.jpg|چپ|بندانگشتی|بازمانده‌های قلعه چهریق در سال ۲۰۰۸ میلادی که در کنار رودخانه زولا در شهرستان سلماس قرار دارد]]&lt;br /&gt;
باب را مجدّداً به تبریز فرستادند و به علما دستور داده شد تا حکم نهایی را در مورد او صادر نمایند. علما هم مجلسی با حضور ناصرالدین میرزا ولیعهد محمد شاه تشکیل دادند و در آن مجلس از باب سوالاتی در مورد ادعای او پرسیدند. ادوارد براون می‌نویسد:اقدام قانونی علیه باب تماماً با شرم آورترین بی انصافی‌ها و بی‌احترامی‌ها همراه بود. آن‌ها به او گفتند: «اگر تو دروازه دانش هستی البته باید قادر باشی به هر سؤالی که ما انتخاب می‌کنیم و می‌پرسیم جواب دهی». و بی‌درنگ شروع به پرسش دربارهٔ اصطلاحات و ریزه کاری‌های فنی طب، دستور زبان، فلسفه و منطق و امثال آن کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt; بگفته عباس امانت، استاد تاریخ دانشگاه ییل، ناصرالدین میرزا، ولیعهد آن زمان پس از محاکمه تبریز حس کرد یا می‌باید در برابر روحانیون قدرتمند تبریز بایستد یا از آن خطرناک‌تر منتظر ناآرامی از طرف پیروان باب باشد. در این بین مشاوران وی تدبیری پیشنهاد کردند که پزشکان خود را بفرستد تا باب را معاینه کنند. تشخیص آن‌ها قابل پیش‌بینی بود و به گفته ویلیام کورمیک، یکی از پزشکان مخصوص وی، تدبیری مصلحت‌آمیز برای نجات جان باب بود. آن‌ها با نظری دایر بر جنون باب، خواستند جان باب را نجات دهند. کورمیک سال‌ها بعد نوشت: «گزارش ما در آن موقع به شاه به گونه‌ای بود که جان او [یعنی باب] را نجات دهد.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;Amanat&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=عباس امانت&lt;br /&gt;
|سال=۱۳۸۳&lt;br /&gt;
|کتاب=قبله عالم&lt;br /&gt;
|فصل=اندرزی برای شاهزادگان&lt;br /&gt;
|ناشر=نشر کارنامه&lt;br /&gt;
|صفحه=۱۴۳&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بگفته مک ایون باب به صورت غیررسمی در مجلس علما از سوی بسیاری از علمای حاضر محکوم به مرگ شد. اما رای بر جنون در این زمان مطرح شد تا مانع اعدام باب شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; محمد ترابیان در کتاب حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی در این خصوص می‌نویسد:اینکه در برخی کتاب‌ها نوشته‌اند سید باب مخبط و مجنون بوده‌است از انصاف و عدالت دور است زیرا همهٔ آثار او حکایت از یک مجذوب فریفته به افکار خود دارد و در همه موارد به مقدسات اسلامی جداٌ احترام می‌گذارد و به اصول و نوامیس اخلاقی و اجتماعی کاملاً متوجه‌است و مطلقاً علایم جنون در آثار وی دیده نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:108000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = ترابیان فردوسی| نام =محمد | پیوند نویسنده =محمد ترابیان فردوسی | عنوان = حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی| سال =۱۳۸۳| ناشر = صحیفه خرد| مکان =ایران | زبان = پارسی| شابک =۵-۵-۹۵۴۱۴-۹۴۶| صفحه = ۴۱۳| صفحات =۵۰۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادوارد براون می‌نویسد:&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt; {{نقل قول|به همین دلیل &#039;&#039;باب&#039;&#039; به زور از قلعه چهریق به تبریز برده شد و یک بار دیگر در برابر قضاتی که حکمشان نتیجه قطعی بود مورد بازخواست قرار گرفت. محکمه‌ای که او اکنون به آن تن درداده بود چیزی جز یک سری اهانت‌ها و بی‌احترامی‌های مکرر نبود. به هر حال شکنجه گران او نگران گرفتن یک نتیجه بودند و آن اینکه رسماً &#039;&#039;باب&#039;&#039; را وادار کنند از تعالیمی که می‌آموزد صرف نظر کند. اما آن‌ها قادر به انجام آن نشدند.}}&lt;br /&gt;
مسیو نیکلا منشی اول سفارت فرانسه در ایران می‌نویسد:&amp;lt;ref name=&amp;quot;:36000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = Nicolas| نام =Al M | پیوند نویسنده =مسیو نیکلا | نام مترجم =ع. م. | نام خانوادگی مترجم = فره وشی| پیوند مترجم =ع. م. فره وشی | فصل = هفتم- باب در ماکو، قتل| عنوان = مذاهب ملل متمدنه - تاریخ -سیدعلی محمد معروف به باب| سال =۱۳۲۲| زبان = پارسی| صفحه = ۴۰۳| صفحات =۵۳۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{نقل قول|بنابر این معلوم می‌شود که &#039;&#039;&#039;باب&#039;&#039;&#039; بسختی در محبس می‌گذراند و شکایت دارد و نسبتاً مدت آنهم طولانی بوده‌است زیرا که برحسب مدارکی که ما شرح دادیم در سال ۱۲۶۴ به ماکو رفت و اجرای قتلش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ واقع شد مطابق با ۸ ژوئیه ۱۸۵۰. ولی قبل از اجرای قتل محبس او را تغییر دادند و از ماکو به قلعه چهریق بردند.}}&lt;br /&gt;
در صفحه بعد از ۱۳۲کتاب نقطةالکاف که به همت ادوارد براون منتشر گردیده‌است در ذیل تصویر این قلعه و رودخانه نوشته شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:16000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = کاشانی| نام = میرزاجانی | پیوند نویسنده =میرزاجانی کاشانی | نام نویسنده سرمقاله = Browne| نام۲ = Edward G| پیوند نویسنده۲ =ادوارد براون | نام ویراستار =MS. SUPPL. | نام خانوادگی ویراستار = PERSAN | پیوند ویراستار = MS. SUPPL. PERSAN |فصل = حرکت دادن آنجنابرا از قلعه ماکو بقلعه چهریق | عنوان = نقطةالکاف| سال =۱۹۱۰| ناشر = E.J. BRILL| مکان = لیدن هلند | زبان = پارسی| صفحه = ۱۳۲| صفحات =۲۹۷}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{نقل قول|قلعه چهریق در نزدیک ارومیه در آذربایجان که میرزا علی محمد باب قبل از اعدام درآنجا محبوس بوده و به جبل شدید از آن تعبیر می‌کند}}&lt;br /&gt;
در اینجا فقط با نامه‌ای مخفی شده در گردو یا نوشته‌هایی که به صورت ضدآب دوخته شده بودند و در شیر غوطه ور شده بودند و امثال اینها ارتباط بین &#039;&#039;باب&#039;&#039; و پیروانش ممکن بود. &#039;&#039;باب&#039;&#039; که اکنون محکوم به بیش از سه سال حبس شدید شده بود، عملاً نمی‌توانست به‌طور مستقیم مسئول گرایش پیروانش به دفاع مسلحانه باشد. با این وجود دولت او را سرچشمه آن تعالیمی می‌دانست که کل امپراتوری ایران را دچار تشنج کرده بود و تصمیم به مرگ او گرفت. آنان تصور می‌کردند که با مرگ او کل جنبش باید از هم بپاشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مرگ محمد شاه===&lt;br /&gt;
در اکتبر سال ۱۸۴۷ میلادی محمد شاه، پادشاه ایران درگذشت. پس از به سلطنت رسیدن ناصرالدین شاه، علماء که از سوء مدیریت و عدم قاطعیت آقاسی در سال‌های پایانی حکومت محمد شاه جسور شده&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=قرن بدیع|نام خانوادگی=ربانی|نام=شوقی|ناشر=موسسه معارف بهائی به لسان فارسی|سال=۱۹۹۲|شابک=|مکان=|صفحات=۱۰۳–۱۰۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بودند اینک با همراهی وزیر جدید به قلع و قمع بابیان پرداختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:84000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Amir Kabir, Mirza Taqi Khan|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Oxford: One World Publications|سال=2000|شابک=1-85168-184-1|صفحات=38|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شهرهای دور افتاده جمیع طعمه شمشیر شدند و از قتل و غارت جان سالم بدر نبردند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; ولی در شهرهایی که جمعیت بابیان بالنسبه زیاد بود مثل یزد، نیریز، زنجان و ولایت مازندران بابیان اقدام به دفاع کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:35&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Religious Celebrations: L-Z|نام خانوادگی=Melton|نام=J. Gordon|تاریخ=2011|ناشر=ABC-CLIO|سال=|شابک=9781598842050|مکان=|صفحات=74|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در واقعه زنجان، چیزی نمانده بود که تمام قوای دولتی ایران از بابیان شکست بخورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:102000&amp;quot;&amp;gt;تاریخ نبیل زرندی، (صفحه ۳۱۴ تا ۵۳۶)&amp;lt;/ref&amp;gt; ادوارد براون زمان مرگ شاه را سپتامبر ۱۸۴۸ می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===واقعه بدشت===&lt;br /&gt;
ادوارد براون می‌نویسد:ملاحسین بشرویه‌ای به سرعت به سمت روستای بدشت پیشرفت که در نزدیکی مرز استان مازندران قرار داشت و در آنجا با گروه دیگری از هم دینان خویش به رهبری ملا محمدعلی بارفروشی متحد شد. اصلاحات اجتماعی باب که زنان را در رتبه برابری با مردان بالا برد موجب گردید که زرین تاج دختر حاج ملا محمد صالح قزوینی که به نام قرةالعین معروف بود نیز به سمت تعالیم و آموزشهای باب جذب شود. اکنون در میان بابی‌ها در انجمن بدشت ظاهر شد. تصمیم گرفته شد و معین گردید که این زن خوش بیان، شجاع و زیبا متعهد به تشویق و ترغیب وفاداران شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt; به گفته ریچارد فولتز، این طاهره بود که در تهران به فکر تشکیل جلسه‌ای با حضور همه بابی‌های سرشناس افتاد. برجستگان بابی دعوت او را پذیرفتند و در ربیع‌الثانی سال ۱۲۶۴ هجری قمری و هم‌زمان با محاکمه سیدعلی‌محمد باب در آذربایجان، این اجتماع در روستای بَدَشت از توابع شاهرود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:20000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Fathi Asghar|کتاب=|سال=۱۹۸۵|فصل=|صفحه=۸۱|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceC&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Richard Foltz|۲۰۰۴|ک=Spirituality in the land of the noble}}&amp;lt;/ref&amp;gt; که روستایی در تقاطع راه تهران-مشهد و راه مازندران-هزارجریب-شاهرود بود تشکیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:30000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Kazembeyki|کتاب=|سال=۲۰۰۳|فصل=|صفحه=۴۳۲|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دربارهٔ اهداف تجمع بابیان در بدشت، افسانه نجم‌آبادی گفته‌است که بدنبال شدت گرفتن سرکوب بابیان، رهبران بابی در بدشت جمع شدند تا در مورد سمت و سوی آینده آئین جدید تصمیم بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:39000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Najmabadi|کتاب=|سال=۲۰۰۳|فصل=|صفحه=۱۵–۱۶|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیدگاه ئوآن کول، هدف از گردهم‌آیی بدشت آزادسازی سیدعلی‌محمد باب بود که در آن زمان در قلعه ماکو در زندان بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:99000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Juan Cole|کتاب=|سال=۱۹۹۹|فصل=|صفحه=|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ماریون وودمن هدف کنفرانس را اعلام جدایی و استقلال کامل آئین باب از اسلام دانسته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Woodman Marion|کتاب=|سال=۱۹۸۹|فصل=|صفحه=۲|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; طاهره در اجتماع بدشت سخنرانی نمود و با حاضر شدن بدون نقاب روبنده حاضرین را شوکه نمود. او همچنین &#039;&#039;جدائی دین بابی از دین اسلام و نسخ احکام و سنن قدیم&#039;&#039; را اعلام نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceC&amp;quot; /&amp;gt; این اتفاق باعث افزایش نگرانی‌های دولتیان و علما در آن زمان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceC&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مرگ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:DB ch23pg511img1.jpg|بندانگشتی|250px|محل تیرباران باب در سربازخانه تبریز.]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فرمان اعدام====&lt;br /&gt;
میرزا تقی‌خان امیرکبیر که در زمان ناصرالدین شاه، صدر اعظم دولت ایران بود نتوانسته بود از گسترش آئین بابی جلوگیری کند و تبعید باب را در کوه‌های آذربایجان بی‌نتیجه و اثر می‌دید،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:79000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=A Most Noble Pattern: Collected Essays on the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Terry|نام=Peter|ناشر=George Ronald|سال=2012|شابک=0853985561|مکان=Oxford|صفحات=248|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به شاه پیشنهاد اعدام باب را داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt; بدین ترتیب از سوی شاه به تبریز دستور داده شد که باب را از زندان خارج کنند و او را حسب الظاهر محاکمه کنند و سپس به قتل برسانند. بنا به این دستور ناصرالدین شاه، باب را از چهریق به تبریز آورده، چند ساعت در کوچه و بازار تبریز گرداندند و قبل از غروب آفتاب او را به محل اعدام بردند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:54000&amp;quot;&amp;gt;یکسال در میان ایرانیان، ادوارد براون، ترجمه ذبیح‌الله منصوری، صفحهٔ ۷۷&amp;lt;/ref&amp;gt; و باب همراه محمدعلی زنوزی، یکی از مریدانش، تیرباران شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====محل دفن====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bahai center Haifa 2.jpg|220px|بندانگشتی|مقام اعلی؛ مقبره باب در حیفا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot;&amp;gt;*{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  | author = D. M. MacEoin&lt;br /&gt;
  | title = BĀB, ʿAli Moḥammad Širāzi&lt;br /&gt;
  | encyclopedia = Encyclopædia Iranica&lt;br /&gt;
  | page =&lt;br /&gt;
  | publisher =&lt;br /&gt;
  | location =&lt;br /&gt;
  | year = ۱۹۸۸&lt;br /&gt;
  | url = http://www.iranicaonline.org/articles/bab-ali-mohammad-sirazi&lt;br /&gt;
  | accessdate = ۲۰۱۰-۰۵-۰۱&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد باب و انیس که با او تیرباران شده‌بود در خندقی انداخته شد. این کار جاستین شیل نماینده وقت انگلیس در ایران را بر این داشت که در نامه‌ای به نخست‌وزیر انگلستان این عمل را وحشیانه بنامد. در عین حال منابع بابی می‌گویند که جسد باب با تلاش سلیمان‌خان میلانی به تهران منتقل شده و در مکانی مخفی در امامزاده حسن دفن شد. ازلیان معتقدند جسدش در همان‌جا مانده‌است. از سوی دیگر منابع [[آئین بهائی|بهائی]] معتقدند باقی‌مانده‌های جسد با دستور [[بهاءالله]] از امامزاده حسن خارج شده و برای ۵۰ سال مخفیانه از جایی به جای دیگر برده شده و سرانجام در دامنه کوه کرمل مشرف به شهر حیفا در مقام اعلی دفن شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:97000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|عنوان=&amp;quot;دین ایرانی&amp;quot; در کوه کَرمَل|نشانی=http://www.bbc.com/persian/iran/story/2007/05/070521_of_mp_bahai.shtml|وبگاه=بی‌بی‌سی فارسی|بازبینی=2019-03-25|نویسنده=مهدی پرپنچی|کد زبان=|تاریخ=31 اردیبهشت 1386}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معتقدین به کتاب بیان (بیانی‌ها) محل دفن پیکر سید علی محمد شیرازی و محمدعلی زنوزی را در امامزاده معصوم تهران می‌دانند و این مکان را یکی از اماکن زیارتی خویش می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادوارد براون معتقد است که  و چند نفر از بابیان اجساد را از بیرون شهر برداشته و به تهران فرستادند. اجساد در تهران به دستور میرزا یحیی، جوانی بیست ساله که جانشین باب بوده، به امامزاده معصوم واقع در سر راه همدان، نزدیک رباط کریم منتقل شدند. بعد از ۱۷ یا ۱۸ سال بهائیان اجساد را به جایی دیگر منتقل کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =Browne | نام =Edward G | پیوند نویسنده =Edward G Browne | نام مترجم =ذبیح‌الله | نام خانوادگی مترجم = منصوری| پیوند مترجم =ذبیح‌الله منصوری | فصل = سوم| عنوان = یک سال در میان ایرانیان| سال =۱۸۸۸| ناشر = کانون معرفت| مکان =ایران | زبان = پارسی| صفحه = ۷۹| صفحات =۷۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:سلیمان_خان.jpg|چپ|بندانگشتی| سلیمان خان یکی از پیروان سید علی محمد باب که در تهران شمع آجین و به قتل رسید]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بخش دو: آموزه‌های باب==&lt;br /&gt;
===دعاوی===&lt;br /&gt;
باب دعاوی خود را طی چند مرحله ظاهر می‌کند. او در سه سال آغازین رسالتش خود را باب یا واسطه امام غائب می‌خواند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; اما از هنگام ورود به ماکو،  یعنی از آغاز سه سال دوم رسالتش، اعلام می‌کند که مهدی موعود و پیامبری جدید است، پیامبری که از جانب خداوند دیانتی تازه آورده تا مردم را برای ظهور موعودی جهانی که از او با عنوان «[[من یظهره‌الله|مَن یُظهرُه الله]]» (کسی که خداوند او را ظاهر خواهد ساخت) یاد می‌کند، آماده کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:72000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|ژورنال=Nova Religio|ناشر=Waterloo, Ont. : Wilfrid Laurier Press|زبان=English|شاپا=|پیوند=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دلیل اینکه او از ابتدا ادعای نهائی خود را آشکار نکرد به گفته وی آماده کردن مردم برای پذیرش دعوتش بوده‌است تا مردم به تدریج  با آموزه‌ها و دیانت جدید آشنا شوند و آن را بپذیرند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|عنوان=Momen Messianic Concealment and Theophanic Disclosure|ژورنال=OJBS|تاریخ=2007|زبان=English|پیوند=http://www.ojbs.org}}&amp;lt;/ref&amp;gt; چه که گسست ناگهانی آئین جدید از اسلام می‌توانست منجر به اضطراب شدید مردم و روی گرداندن از آن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب در آثار اولیه‌اش خود را باب (وسیله ارتباط) و نائب (نماینده) امام غایب شیعیان دوازده امامی می‌خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-035-4|مکان=Canada|صفحات=83-110|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; لقب دیگری که به کار می‌برد، ذکر یا ذکرالله الاعظم بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; در ابتدا ظاهر ادعایش این بود که از طرف امام غایب فرستاده شده تا فرارسیدن ظهورش را اعلان کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; باب بعدتر در دوران زندانی بودنش در ماکو با صراحتی بیشتر ادعایش را فراتر از نیابت یا جانشینی امام اعلام می‌کند و خود را شخص مهدی موعود می‌خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در دادگاهی که کمی بعد از ورودش به چهریق در تبریز برگزار شد، همین ادعا را علنی می‌کند و از سوی شماری از علمای حاضر محکوم به مرگ می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; در سال ۱۸۴۷ میلادی در مهم‌ترین اثر خود به نام بیان فارسی به پایان دوره اسلام اشاره می‌کند، خود را «مظهر الهی» و پیامبری جدید می‌خواند که احکام و تعالیم تازه ای به نام آئین بیان آورده‌است. در همین اثر به کرّات سخن از موعودی جهانی می‌راند که نتیجه و ثمره آئین جدیدِ بیان باید ایمان به وی باشد، وی از این موعود با عنوان «[[من یظهره‌الله|مَن یُظهرُه الله]]» یاد می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:96000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-035-4|مکان=Canada|صفحات=241-242|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با اینکه باب دعوتش را به تدریج ظاهر کرد اما در عین حال از همان ابتدا می‌توان از آثارش دعوی رسالت و وحی را استنتاج کرد. وی آثار خود را وحی از سوی خداوند و مترادف با قرآن می‌داند. در آثار محمد کریم خان کرمانی پیشوای مکتب شیخیه (شعبه رکنیه) که با باب مخالفت شدید می‌کرده، به این دعوی باب اشاره شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=ازهاق الباطل|نام خانوادگی=کرمانی|نام=محمد کریم|ناشر=مکتبة السعادة|سال=1845 میلادی|شابک=|مکان=کرمان، ایران|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر کریم خان از همان اثر نخستین باب به نام قیوم الاسماء برمی آید که باب ادعای رسالت داشته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; در همان زمان نیز در کربلا عده ای از علمای شیعی و سنی و شماری از پیشوایان شیخیه و اهل تصوف در فتوایی دست جمعی به همین نتیجه رسیده بودند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Moojan Momen|عنوان=The Trial of Mullá &#039;Alí Bastámí: A Combined Sunní-Shí&#039;í Fatwá against The Báb|ژورنال=Iran: Journal of the British Institute for Persian Studies, 20, pages 113-143|ناشر=|تاریخ=1982|زبان=English|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مرحله اول (سه سال نخست)====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سه سال اول باب در ظاهر دعوی بابیت داشت&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; ولی از آغاز سه سال بعد در آنِ واحد (و نه بتدریج) مدعی قائمیت، نبوت و مظهریت خدا بود. اما با اینکه از آغاز سه سال دوم ادعای او چنین بود ولی بخاطر عدم توزیع کتاب بیان فارسی و عربی بمدت یک سال، اکثر بابیان و مردم از این ادعا خبری نداشتند. یعنی در تمامی سه سال دوم باب خود را پیامبر نوین می‌دانست اما بتدریج آن را آشکار نمود. به همین ترتیب در سه سال اول نیز باب خود را قائم و پیامبر می‌دانسته است اما بخاطر آماده نبودن مردم بتدریج مقام خود را آشکار نموده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; برای درک این مطلب به چهار نکته اشاره می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول اینکه خود باب بارها و به صراحت بیان کرده است که چون مردم آماده نبودند مقام خود را با حکمت ظاهر کرده است تا مرم مضطرب نشوند از امر جدید و کتاب جدید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;نظر کن در فضل حضرت منتظر که چقدر رحمت خود را در حق مسلمین واسع فرموده تا آنکه آنها را نجات دهد. مقامی که اول خلق است و مظهر انّنی انا الله چگونه خود را باسم بابیت قائم آل محمد (ص) ظاهر فرمود و به احکام قرآن در کتاب اول حکم  فرموده تا آنکه مردم مضطرب نشوند از کتاب جدید و امر جدید. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:86000&amp;quot;&amp;gt;باب دلائل السبعه ص. ۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;از این لحاظ باب بعینه مانند پیامبران دیگر رفتار کرده است. تنها در اواخر ایام مسیح بود که مسیح از پطرس سؤال کرد که مردم دعوی او را چه می‌دانند و او در جواب دعاوی گوناگونی را مطرح کرد که هیچیک حقیقت نداشت. (مرقس ۸:۲۷-۲۹) یعنی مسیح نیز بتدریج دعوی راستین خود را مطرح کرد و حتی پس از شهادتش نیز اکثر مسیحیان مسیح را بانی شعبه ای از یهود می‌دیدند و این پولس بود که بر استقلال مسیحیت از آئین یهود تأکید کرد و مثلاً لزوم ختنه را نفی کرد که در ابتدا با مخالفتهای جدی دیگر مسیحیان روبرو شد. بر طبق قرآن نیز ابراهیم برای آماده ساختن مردم اول خود را بنده ستارگان و آنگاه ماه و سپس خورشید و بالاخره خدا معرفی نمود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:47000&amp;quot;&amp;gt;انعام ۷۶-۷۹&amp;lt;/ref&amp;gt; نگاهی به آیه های قرآن در دوران مکه و مدینه نیز تحول ماهیت اسلام را بخوبی نشان می‌دهد. بعلاوه بر طبق احادیث اسلامی از بزرگترین مشخصات قائم کاربرد تقیه است و بنابراین قائم راستین هر که باشد در اظهار مقام راستین خود باید که دست به تقیه بزند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:69000&amp;quot;&amp;gt;بحارالانوار ۵۱:۲۱۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم اینکه اگر چه در سرتاسر آثار سه سال اولش، باب خود را ظاهراً بعنوان باب امام معرفی می‌کند اما از همه آن آثار کاملاً آشکار است که دعوی راستین او این است که وی پیامبری نوین است. این مطلب آنچنان واضح است که در همان زمان نیز برخی از دشمنان باب در کتابهای ردیه خود مانند ازهاق الباطل نوشته حاجی کریمخان کرمانی بر همین نکته یعنی اینکه باب دعوی رسالت و نبوت دارد تأکید کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; در همان زمان نیز در کربلا عده ای از علمای شیعی و سنی و شماری از پیشوایان شیخیه و اهل تصوف در فتوایی دست جمعی به همین نتیجه رسیده بودند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; علت این موضوع ساده است. مثلاً از روز اول ظهورش باب دلیل حقانیت خود را نزول آیات از زبان و قلمش اعلان نمود. اولین اثر باب پس از اعلان دعویش در سال ۱۲۶۰ هجری قمری یعنی کتاب تفسیر یوسف از ابتدا تا انتها به شأن آیات نوشته شده است. اما به باور قرآن و اسلام تنها پیامبر است که با دریافت وحی توسط جبرئیل می‌تواند آیات بیاورد و هیچ انسان دیگری نه امام، نه باب امام، و نه حتی خود پیامبر در حالت عادی نمی تواند آیات نازل کند. آیات کلام خداست و تنها توسط وحی الهی بر پیامبر نازل می‌شود و سخنان دیگر پیامبر آیات نیست اگر چه مقدس و محترم است	. بنابراین اینکه باب در آن زمان عین حال خود را باب امام هم معرفی می‌کرد تنها یک معنا داشت و آن این بود که همه این مقامها در وجود خود باب نهفته است. یعنی همه مقامات روحانی که در دوران اسلام توسط افراد گوناگون ظاهر شده است در ظهور باب همگی در وجود او تحقق می‌یابد. به همین دلیل هم بود که بعداً باب بیان کرد که اگر چه حروف حی بازگشت امامان و دیگر افراد مقدس اسلامند ولی آن نوع نوشته هائی که با مقامشان انطباق دارد و طبعاً باید توسط آن حروف حی ظاهر شود در این دور همگی و بدون استثناء از خودش و تنها توسط خودش نازل می‌گردد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:65000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی  ۳:۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم اینکه خود باب در آثار بعدیش حقیقت بالا را صریحاً توضیح داده است. مختصر آنکه باب انسان را دارای چهار رتبه می‌داند: فؤاد، روح یا عقل، نفس و جسد. در عوالم روحانی چهار مرتبه نقطه، نبوت، امامت، و بابیت هم معادل این چهار رتبه بشمار می‌آیند. در نتیجه باب بیان می‌کند که در واقع فؤاد پیامبر همان مقام نقطه و الوهیت نقطه است، روح یا خرد پیامبر همان مرحله نبوت یا عبودیت پیامبر است، نفس او مقام امامت است و جسد او مقام بابیت است. در دور اسلام از طریق تجلی حقیقت محمد این مقامات به شکل افراد متعددی ظاهر شدند. اما در ظهور باب وی در آن واحد باب امام است که جسد خودش است، خود امام است که نفس خودش است، پیامبر است که روح خودش است، و مظهر خداست که فؤاد خودش است. بنابراین باب اگر چه بگونه ای سخن گفت که «مردم مضطرب نشوند از کتاب جدید و امر جدید» اما در واقع نیز از روز اول بر رسالت و نبوت خود تصریح می‌کرد. بعوان مثال همین مطلب را باب اینچنین توضیح می‌دهد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;لا یری فی مقام فؤادی الّا الله وحده فانه ظهور الربوبیة من الله ربی و خالقی ولا فی مقام روحی ای عقل البسیط الجوهری والعناصر العفیف الالهی الّا محمد رسول الله... ، ثم اشهد فی مقام نفسی مظاهر الثلاثة والعشر کلهن...، ولا فی مقام جسدی الذی هو مقام التراب لاثبات مراتب الثلاثة الماء والهواء والنار. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:24000&amp;quot;&amp;gt; تفسیر آیه نور شماره ۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;چهارم اینکه حتی القاب باب در آثار اولیه اش نیز بر دعوی راستینش دلالت می‌کند. مثلاً از اولین صفحه تفسیر سوره یوسف باب خود را ذکر نامید. اما ذکر در همان سوره یوسف قرآن که کتاب باب تفسیر آن سوره است به معنای خود قرآن و خود سوره یوسف آمده است: «ان هو الا ذکر للعالمین». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:7000&amp;quot;&amp;gt;یوسف آیه ۱۰۴&amp;lt;/ref&amp;gt; همینطور بارها در قرآن خود قرآن ذکر نامیده شده است  مثل «انّا نحن نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:46000&amp;quot;&amp;gt;سوره حجر آیه ۹&amp;lt;/ref&amp;gt; خود این مطلب به این معناست که باب از روز اول حقیقت خود را کلمه الهی و قرآن و مسیح می‌داند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مرحله دوم (سه سال پایانی)====&lt;br /&gt;
در سه سال اول رسالت خود باب خویشتن را در ظاهر بعنوان باب قائم معرفی می‌کرد اگر چه در همان سه سال هم سخنانش نشان می‌داد که او در واقع مدعی است که پیامبر نوینی است. اما ظاهر نوشته هایش بر مقام بابیت امام دلالت می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; اما با ورود به ماکو یعنی در سر آغاز سه سال دوم رسالتش، از همان اول در دو کتاب بیان فارسی و بیان عربی باب دعوی راستین خود را صدها بار تصریح کرد یعنی از همان صفحه اول توضیح داد که دوران اسلام به پایان رسیده، روز قیامت فرارسیده و او هم پیامبری نوین است هم قائم موعود است و هم آنکه بعنوان نقطه دارای دوجنبه الوهیت و عبودیت است که معمولاً کسانی که با باب و نوشته های او آشنائی ندارند یا به غرض و یا از ناآگاهی این کلمات را حمل بر ادعای خدائی کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; در هرحال همه این ادعاها از اولین روز نوشتن بیان در اوائل دوران ماکو تصریح شده است و نه آنکه بتدریج و بعدها مطرح شود. بعنوان مثال در باب اول از واحد اول یعنی در آغاز بیان فارسی، باب می‌گوید که اولین چیزی که خدا فرض کرد اقرار به توحید خداست ولی معرفت کلمه توحید منوط است بمعرفت نقطه بیان که او کسی است که خدا او را «ذات حروف سبع» قرار داده (یعنی علی محمد که اسمش از هفت حرف تشکیل می‌شود) و هر کس که یقین کند که او همان ظهور بعدی نقطه قرآن (حقیقت پیامبر اسلام)، ظهور اول نقطه بیان، و همان مقام مشیت اولیه ای است که قائم بنفس خود بوده ولی کل شئی به امر او خلق می‌شوند چنین شخصی کینونتش براستی بر توحید خدا شهادت داده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و در باب اول از عدد کل شیئ (کتاب بیان) امری که خداوند عز و جل فرض نموده کلمه لا اله الا الله حقاً حقاً، اذ کل بیان راجع باین کلمه خواهد شد و نشر آخر از این کلمه خواهد شد. و معرفت این کلمه منوط است بمعرفت نقطه بیان الذی قد جعله الله ذات حروف السبع و من یوقن انها نقطة القرآن فی اخریها و نقطة البیان فی اولیها و انها هی مشیة الاولیة التی انها قائمة بنفسها و کل شیئ یخلق بامره و قائم بها فاذاً قد شهدت کینونته علی توحید ربه. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:104000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۱:۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آنگاه در باب پانزدهم یعنی چهارده باب بعد، باب خود را قائم هم معر فی می‌کند: «حضرت حجت ظاهر شد بآیات و بینات بظهور نقطه بیان که بعینها ظهور نقطه فرقان است.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:89000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۱:۱۵&amp;lt;/ref&amp;gt; و البته در سرتاسر بیان فارسی باب توضیح می‌دهد که همه پیامبران مانند آینه‌ای می‌باشند که در آنها اسماء خدا تجلی می‌کند و در نتیجه علاوه بر مقام عبودیتشان دارای مقلم الوهیت هم هستند درست همانگونه که آینه دارای مقام خورشیدی است یعنی وقتی خود آینه دیده نشود بلکه صرف تصویر خورشید در آن دیده شود آنوقت در پیامبر جز خدا دیده نمی‌شود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;خداوند از برای شمس حقیقت دو مقام خلق فرموده یکی مقام غیب ذات او که مظهر الوهیت است...و این آیتی است که در او آیتیت دیده نمی شود بل نفس ظهور الله و ذات بطون الله و علوّ علوّ الله و سموّ سموّ الله و کینونیت ازل و ذاتیت قدم و طلعت صرفه بحته لم یزل ذکر می‌شود...چنانچه ناظر در حین نظر در مرات نمی بیند الا مثال خود را در او و قصد نمی کند نفس مرات را. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:44000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۴:۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموزه‌ها===&lt;br /&gt;
یکی از آموزه‌های اساسی باب تداوم و تکامل ادیان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:93000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=|مکان=Ithaca|صفحات=245|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; با پیشرفت انسان در طول تاریخ، تجلی الهی به تدریج در ادیان ظاهر می‌شود و جلوه ای کاملتر و جامعتر از خود به منصّه ظهور می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=243-245|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هر دینی در زمان خود و به نسبت به گذشته کامل است و در عین حال کمالِ بالقوه اش ظهور دیانتِ بعد است که شکوفایی کمالات بالقوه دیانت و مدنیت قبل در آن ممکن می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:20&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saieidi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=256|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً کمالِ تورات، انجیل و کمالِ انجیل، قرآن است و اکنون کمالِ قرآن بصورت بیان و در آئینی که باب آورده، ظاهر شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:20&amp;quot; /&amp;gt; بر اساس همین منطق، هیچ دینی به گفته باب آخرین دین نیست،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot; /&amp;gt; بلکه برای نیازهای دوره ای محدود از تاریخ بشر ظهور یافته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot; /&amp;gt; بر اساس همین اصلِ تکامل و شکوفایی ادیان، باب نتیجه می‌گیرد که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» موعود آئین بیان باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-035-4|مکان=Canada|صفحات=241-242|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به باور باب، آثار وی برای اولین بار حقایق نهفته و باطنی مفاهیم اسلامی و آیات قرآنی را آشکار می‌کند، حقایقی که به عقیده او با باور رایج میان مسلمانان تفاوت بسیار دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:26&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=227|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم قیامت و معاد از نظر باب نه پایان تاریخ بلکه پایان یک مرحله از تکامل بشر یعنی پایان دوران یک دین و آغاز ظهور دین بعدی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Saiedi, Nader. Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9.|مکان=. Canada|صفحات=254-255|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Logos and Civilization: Spirit, History, and Order in the Writings of Baha&#039;u&#039;llah|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=University Press of Maryland|سال=2000|شابک=1-883053-63-3|مکان=|صفحات=68-69|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; پس قیامت مسیحیت با ظهور پیامبر اسلام به وقوع پیوست و قیامت اسلام در سال ۱۲۶۰ هجری قمری با ظهور باب اتفاق افتاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt; دوزخ و بهشت نیز نه محلی برای شکنجه ابدی برخی مردم یا محلی برای تمتّع جسمی و جنسی برخی دیگر است بلکه معانی روحانی دارد. بهشت شناخت و رضای خدا از طریق ایمان به فرستاده خداوند و عمل به ارزشهای نوین او برای شکوفایی کمالات روحانی است و دوزخ محرومیت از این تکامل.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; باب، عدل الهی را مستلزم اختیار بشر و نیز استمرار فیض هدایت الهی بر طبق تکامل وقفه ناپذیر انسان و جامعه می‌داند و در نتیجه اعتقاد به انتهای نبوت و رسالت نفی کامل عدل الهی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:43000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=220-221|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بعلاوه عدل الهی اقتضاء می‌کند که دلیل حقانیت یک پیامبر قابل دسترسی و تحقیق برای همگان باشد و در نتیجه تصور اینکه دلیل حقانیت پیامبران معجزات باشد با عدل الهی تضاد دارد چرا که در آن صورت دلیل پیامبر تنها برای کسانی قابل دسترسی می‌شود که در همان‌جا و همان زمان حاضر بوده باشند. پس عدل الهی مستلزم باور به حجیت کلام پیامبر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:26&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مَن یُظهره الله====&lt;br /&gt;
از اساسی‌ترین آموزه‌های سید علی محمد باب این نکته است که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:162&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=344-351|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; باب به کرّات در آثار خود به ظهور «مَن یُظهره الله» اشاره می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot;&amp;gt;BÁBISM By Edward G. Browne.p۳۳۸&amp;lt;/ref&amp;gt; و از پیروان خود می‌خواهد که شناخت و ایمان خود را به تصدیق هیچ‌کس حتی خود باب و هیجده حوّاری اولیه وی (حروف حی) مشروط نکنند و موعود را از آثار و صفات خود او بشناسند و نه از اشاره و دلالت دیگران.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:30&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=290-291|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; باب حتی پیروانش را برحذر می‌دارد که مبادا مانند ادیان قبل که با استدلال به کتاب آسمانی خود از پیامبر بعدی محروم شدند با استدلال به آثار باب از ایمان به «مَن یُظهره الله» محروم شوند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=http://reference.bahai.org/fa/t/se/GPB/gpb-106.html|عنوان=قرن بدیع|نام خانوادگی=ربانی|نام=شوقی|ناشر=موسسه معارف بهائی|سال=۱۱۹۲|شابک=|مکان=کانادا|صفحات=۹۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:30&amp;quot; /&amp;gt; مقام موعود به گفته باب بالاتر از آنست که حتی آثار خود باب لیاقت اشاره به وی را داشته باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:30&amp;quot; /&amp;gt; باب در آثارش از نزدیکی ظهور موعود می‌گوید و برای زمان ظهور او به سال نه و سال نوزده اشاره می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=۳۴۸–۳۵۷|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;IranicaDivisions&amp;quot; /&amp;gt; نوزده سال بعد از دعوت باب، [[بهاءالله]] در سال ۱۸۶۳ در جمع یارانش و بعدتر در سال ۱۸۶۶ بصورت عمومی تر ادعای من یظهره اللهی کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;autogenerated3&amp;quot;&amp;gt;Smith, Peter (2000). &amp;quot;He whom God shall make Manifest&amp;quot;. A concise encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 180–181. {{ISBN|1-85168-184-1|en}}.&amp;lt;/ref&amp;gt; و عموم بابیان به وی ایمان آوردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Balyuzi 1973&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548, 9780300112542|مکان=|صفحات=246|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جهان بینی: بازسازی مفهوم خدا، پیامبر، دین، تاریخ و رستاخیز====&lt;br /&gt;
آثار باب از جمله بیان فارسی همه مفاهیم سنتی مذهبی را بازسازی می‌کند و اندیشه ای که در آن عرفان با زمانمندی تمدن (هشیاری تاریخی) و آزادی انسان پیوند می‌یابد را ارائه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|عنوان=باب و آئین بابی|نشانی=https://user-hrqc9mo.cld.bz/Persian-Publications/bb-w-ay-yn-bby|بازبینی=2019-04-28|نویسنده=نادر سعیدی|کد زبان=fa|تاریخ=2018-74-78}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====مفهوم خدا=====&lt;br /&gt;
مفهوم خدا در اندیشه باب کاملاً استعلائی است یعنی خدا منزه و مقدس از هر تعریف و وصف است. این اندیشه درست نقطه مقابل تعریف خدای انسان گونه است که در ان خدا همان صفات انسان را دارد منتها بنحو بی نهایت. مثلاً انسان دارای علم و قدرت است و به همین ترتیب خدا هم می‌شود عالم و قادر منتهی در حد نهایت. اندیشه سنتی مذهبی در باره انسان بیشتر خدائی انسان گونه بوده است. اما همانگونه که فوئرباخ و مارکس در غرب نشان دادند خدای انسان گونه محصول خود بیگانگی انسان است یعنی آدمی صفات و طبیعت خود را از خود بیگانه ساخته و آن را به ابرها فرافکنی نموده و خدا را خلق کرده است.  از نظر باب خداوند را نمی توان شناخت چه که او برتر از مفاهیم زبانی ماست. این مفاهیم مخلوق آدمی است که خود مخلوق خداست. چگونه می‌تواند خدا به توسط مخلوق مخلوقش محدود و شناخته شود. ذات و صفات خدا یکی است و بنابراین وقتی می‌گوئیم خدا عالم است مفهوم علم خدا را مطلقاً نمی دانیم چیست چرا که این علم با قدرت و کرم و زیبائی و نور یکی می‌باشد و البته ما از چنین نوع علمی هیچگونه  تصوری نداشته و نداریم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; بعنوان مثال در صحیفه عدلیه باب می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و ذات معروف نزد احدی نیست زیرا که معرفت فرع وجود و اقتران است و ماسوای آن وجودی در رتبه آن ندارند چه حد آنکه به اقتران محتاج شوند و احدی نشناخته است خداوند را غیر از ذات مقدس او و احدی توحید نکرده خداوند را غبر از ذات مقدس او. و هر کس ادعای معرفت او را نماید کافر است به شهادت نفس خودش که ممکن و حادث است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1000&amp;quot;&amp;gt;صحیفه عدلیه ص ۱۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;کتاب بیان فارسی نیز با تأکید بر همین تنزیه خدا آغاز می‌شود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;تسبیح و تقدیس بساط قدس عز مجد سلطانی را لائق که...متعالی از ادراک کلشیئ بوده وهست. خلق نفرموده آیه عرفان خود را در هیچ شیئ الا بعحز کلشیئ از عرفان او و تجلی نفرموده بشیئ الا بنفس او اذ لم یزل متعالی بوده از اقتران بشیئ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:104000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اما از طرف دیگر بالاترین هدف و غایت خلقت شناسائی و عشق به خداست. از انجا که خدا را در حقیقت او نمی توان شناخت در نتیجه باب می‌گوید که خدا محض فضلش خود را برای خلق توصیف می‌کند تا آنکه آدمیان بر اساس توصیف خدا از خودش او را بشناسند و توصیف نمایند. اما این توصیف خدا از خود دیگر توصیف ذات خدا نیست بلکه این توصیف، حقیقتی است مخلوق خدا که عبارت از تجلی خدا در جهان است و در نتیجه صفات  خدا که با آن خدا را توصیف می‌کنیم توصیف خدا در سطح خدا نیست بلکه محصول تجلی خدا در ظرفیت محدود جهان است چنانکه در گفته بالا باب می‌گوید که تجلی خدا به هر چیز «بنفس» آن چیز است. مثلاً تصویر آفتاب در آینه اگر چه از آفتاب حکایت می‌کند اما این تصویر در چارچوب ویژگیهای آینه ظاهر می‌شود و هرگز با خود خورشید یکی نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; باب در تفسیر حدیث حقیقت می‌گوید که  این وصف خدا از خود، که نه خود خدا بلکه مخلوق خداست، در وهله اول حقیقت پیامبران و در وهله دوم حقیقت هر چیز است و بنابراین شناسائی حقیقت خود و شناسائی پیامبر عبارت از شناسائی خدا در رتبه انسان می‌گردد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;فاعلم انٌ الحق قديم و الممكن حادث و الحق اجلٌ من ان ينزل الی الامكان, و الامكان ممتنع فيه الصعود الی الازل. فوجب فی الحكمة علی الحقٌ القديم ان يصف نفسه للخلق حتٌی يعرف الخلق بارئهم و يبلغ الممكن غايته من فيضه القديم. و هذا الوصف مخلوق لا يشبه بوصف و هو اية ليس كمثله شيئ. و هذا الوصف حقيقة العبد من عرفه عرف ربّه... و ذلك الوصف المعبٌر فی بعض المقامات بالفؤاد, و هذا الوصف الربوبية التی هی كنه العبودية، و الاية التی اراها الله فی الافاق و الانفس حتٌی يتبيّن للخلق انٌه الحقٌ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:52000&amp;quot;&amp;gt;تفسیر حدیث حقیقت&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====مفهوم پیامبر=====&lt;br /&gt;
بنابراین شناسائی خداوند از طریق شناسائی تجلی خدا در این دنیا و خصوصاً به شکل تجلی خدا به یک پیامبر صورت می‌پذیرد که در هر زمان او را برای تکامل بشر بر گزیده است. اما مفهوم پیامبر و دین در کتاب بیان فارسی دستخوش نوآوری همه جانبه می‌گردد و در واقع نظریه باب در باره حقیقت و هویت پیامبران، هم از اندیشه مسیحی و هم از اندیشه اسلامی فراتر می‌رود در عین حال که آن دو مفهوم متناقض را با یکدیگر آشتی می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; کلید درک این نطریه نوین باب در تعبیر او از پیامبران بعنوان نقطه و تشریح وی از مقام نقطه آشکار می‌گردد. در بیان فارسی چنین آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;فی انّ للنقطة مقامين  مقام ينطق عن اللّه و مقام ينطق عمّا دون اللّه ذلك مقام عبوديته لذلك المقام الذی به يعبد اللّه بالليل و النهار و يسبح له بالغدو و الاصال  ملخص اين باب انكه خداوند از برای شمس حقيقت دو مقام خلق فرموده يكی مقام غيب ذات او كه مظهر الوهيت است كه آنچه آيات نازل ميفرمايد از قبل او ميكند...و دون اين آيت كه در او است خلق او است &amp;lt;ref name=&amp;quot;:44000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پس نقطه دارای دو رتبه است رتبه الوهیت و رتبه عبودیت. یعنی هر پیامبر مانند آینه پاکی است که از دو رتبه تشکیل می‌شود یکی جنبه عبودیت و ماهیت آن است یعنی ویژگیهای شیشه آن آینه. پیامبران از لحاط جنبه عبودیتشان با هم فرق دارند یعنی جنبه های بدنی و انسانی و تاریخی آنان با یکدیگر تفاوت دارند. اما حقیقت آینه نه شیشه آن بلکه تصویری است که از خورشید یعنی از خدا در صفحه آن شیشه نقش می‌بندد. این تصویر، خود خدا نیست اما از خدا حکایت می‌کند یعنی در این آینه جز خورشید را نمی توان دید و این همان بالاترین توصیف خدا از خود برای دنیاست. این تجلی خدا در وجود پیامبر عبارت از الوهیت پیامبر است. از این لحاظ همه پیامبران با یکدیگر یکی هستند و این رتبه مشتر ک، یعنی الوهیت نقطه، حقیقت راستین پیامبر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظریه باب مفهومی نوین از پیامبر شناسی را بدست می‌دهد. نظریه یهود که در اسلام نیز تأکید می‌گردد پیامبر را صرفاً دارای جنبه عبودیت می‌داند. در آیه شهادت هر مسلمانی بر اینکه محمد رسول و عبد خداست اقرار می‌کند. در این نظریه پیامبر انسانی است که با الوهیت از طریق فرشته خدا که در خواب یا بیداری بر او ظاهر می‌شود تماس می‌یابد و تنها آن پیامی را که جبرئیل به او یاد می‌دهد به مردم می‌رساند و معنای رسول بودن هم همین رساندن پیامی است که او از خدا دریافت می‌کند. اما انجیل یوحنا و نوشته های پولس قدیس، مسیج را بعنوان «کلمه» خدا که مخلوق نیست و بر هستی سبقت و قدمت دارد و در واقع خود خداست معرفی نمود و در نتیجه مسیج را نه بعنوان عبودیت بلکه بعنوان الوهیت معرفی نمود. از این رو مسیجیان مقام مسیح را برتر از هر پیامبری می‌شمارند چرا که بر خلاف مسیح آنان صرفاً جنبه عبودیت دارند. با آنکه قرآن این نظریه مسیجی را نقد می‌نماید ولی بسیاری از مسلمانان در عین آنکه بر عبودیت پیامبر اسلام تأکید می‌نمایند برای او قدمت بر جهان (مقام لولاک) قائل شده و در داستان معراج او را فراتر از هر پیامبری توصیف می‌کنند. اما نظریه باب بر آنست که اولاً همه پیامبران دارای دوجنبه عبودیت و الوهیت هستند. دوم آنکه این جنبه الوهیت عبارت از تحلی خدا در دل آنان است و نه خود خدا. بنابراین وحی و فرشته و کلام خدا امری خارجی نیست بلکه حقیقت وجود همه پیامبران یعنی جنبه الوهیت آنان است. سوم آنکه همه پیامبران یکی هستند و هیچیک بر دیگری برتری ندارند. چهارم آنکه اگر چه حقیقت پیامبران نسبت به دنیای مادی قدمت و سبفت دارد اما آن حقیقت نیز مخلوق خداست و به نسبت به ذات خدا نیستی محض است. پنجم آنکه حقیقت پیامبر عبارت از کلمه یا کتاب ناطق است در حالیکه آیاتی که وحی الهی است و از قلم و زبان او جاری می‌شود کلمه و کتاب صامت است. پیامبر نه تنها کلام خدا را به مردم می‌آورد بلکه خود او حقیقت همان کلام است. اما این امر منحصر به یک پیامبر نیست بلکه همه پیامبران چنینند. ششم آنکه بزرگترین دلیل و حجت یک پیامبر اول خود پیامبر و آنگاه کلمات و کتاب اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====مفهوم دین و تاریخ=====&lt;br /&gt;
منطق پیامبر شناسی در آثار باب ضرورتاً مفهوم دین را دستخوش انقلابی بنیادی می‌کند. بیدین ترتیب که دین پدیداری پویا و زمانمند و تاریخی می‌گردد و بدین ترتیب هیچ دین و هیچ پیامبری آخرین دین و آخرین پیامبر نمی شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot; /&amp;gt;  دیدیم که حقیقت پیامبران که جنبه الوهیت آنان است یکی است و آنان تنها در جنبه ظاهری و تاریخی خویش با هم تفاوت دارند. بیان فارسی به همین علت همه پیامبران را رجعت یکریگر می‌شمارد یعنی صفات مشترک روحانی آنان یکی است و در نتیجه آن حقیقت مشترک در زمانه و فرهنگهای متفاوت و بر حسب اقتضاء و نیاز بشر در هر مرحله از تکامل خویش به شکل پیامبر جدیدی ظاهر می‌شود که در واقع همان پیامبر گذشته است اما پیام و کلامش با زمان انطباق یافته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot; /&amp;gt;  نوزده باب واحد اول بیان فارسی در واقع بیان این اصل می‌شود که باب بعنوان نقطه بیان رجعت محمد بعنوان نقطه فرقان است و همینگونه هجده حروف حی نیز رجعت صفات هجده نفس مقدس در باور شیعه دوازده امامی هستند (چهارده معصوم و ابواب اربعه). همه پیامبران اولین و آخرین پیامبرند چرا که همه یکی هستند اما هریک به اقتضاء زمان و تکامل بشر بصورت نوینی ظاهر می‌گردند. اما این تکامل روحانی بشر پایان و نهایتی ندارد و در نتیجه برای بزرگترین فیض خدا یعنی نبوت و رسالت الهی انقطاع و پایانی در کار نیست. پس بر طبق باب هم یهودیان و هم مسیجیان و هم مسلمانان درست می‌گویند که پیامبرشان آخرین پیامبر است منتهی نه فقط یکی از آنان بلکه همه شان درست می‌گویند چرا که همه پیامبران هم اولین پیامبرند و هم آخرین پیامبر اما برای تجدید دین و پیامری هرگز پایانی نیست. پیام پیان فارسی آشتی همه ادیان است چرا که اعلان می‌نماید که حقیقت همه ادیان یکی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیان فارسی مفهوم دین را بکلی عوض می‌کند. در این نظریه دین نه آنستکه سنت پرستان مذهبی می‌گویند و نه آنکه جامعه شناسی ماده گرا می‌گوید. در مفهم اول دین صرفاً اراده خداست که مطلق است و ربطی به تاریخ ندارد و برای همین ایستا است یعنی مجموعه ای از احکام است که تا روز قیامت تغییر ناپذیرند. به باور بابی و [[آئین بهائی|بهائی]] چنیین تصوری  از دین باعث می‌شود که احکام دینی از بزرگترین موانع در راه تکامل بشر و تمدن بشمار آیند. اما جامعه شناسی مادی گرا نیز اگرچه تحول ادیان و دگر گونی آنرا می‌پذیرد ولی دین را اساساً پدیداری اجتماعی شمرده و از منشاء روحانی و الهی آن غفلت می‌کند و در نتیجه ادیان در تضاد با یکدیگر قرار گرفته و تنها بازتابی از ساختار و فرهنگ جامعه خویش می‌شوند. اما بیان فارسی بر آنستکه همه ادیان هم یکی هستند و هم متفاوت چرا که همه آنها از خدا می‌آیند و حقیقت همه ادیان یکی است چنانکه حقیقت همه پیامبران یکی است. اما دین صرفاً اراده الهی که بر بشر و جامعه تحمیل شود نیست. بر عکی دین محصول تعامل اراده الهی و درجه خاص تکامل انسان و تاریخ است. در نتیجه اگر چه دین حاصل وحی الهی است اما این وحی بر طبق نیاز بشر، تکامل انسان و جامعه است که شکل می‌گیرد. به عبارت دیگز دین هم امری است الهی و هم امری است تاریخی/اجتماعی. به زبان دیگر دین محصول ارتباط متقابل اراده الهی با نیازها و تکامل انسان و جامعه است. یعنی انسان و خدا هر دو در تحقق دین به نوعی مشارکت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot; /&amp;gt;  از این روست که کتاب بیان فارسی آغاز دین بابی را نه زمان بعثت باب بلکه زمان آماده شدن اولین مؤمن به باب برای پذیرش پیام الهی تعریف می‌نماید. بیان فارسی سر آغاز آئین بابی را در مکالمه میان باب و ملا حسین بشرویه اعلان می‌کند و زمان دقیق آنرا بدست می‌دهد. («دوساعت و یازده دقیقه از شب پنجم جمادی الاولی سنه هزار و دویست و شصت» بیان فارسی ۲:۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====مفهوم رستاخیز، بهشت و جهنم=====&lt;br /&gt;
بیان فارسی مفهوم قیامت را کاملاً تعبیری نوین می‌کند. مفهوم قیامت و معاد از نظر باب نه پایان تاریخ بلکه پایان یک مرحله از تکامل بشر یعنی پایان دوران یک دین و آغاز ظهور بعد است. پس قیامت مسیحیت با ظهور پیامبر اسلام صورت گرفت و قیامت اسلام در سال ۱۲۶۰ هجری قمری با ظهور باب اتفاق افتاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; برداشت متداول دنیای اسلام از روز قیامت و دوزخ و بهشت بر اساس ظاهر آیات قرآن قرار دارد. اما این مفهوم، جامعه و تاریخ را ایستا و غیر تاریخی می‌بیند، با مقتضیات خرد در ستیز است و با عدالت خدا که آدمی را که مدت کوتاهی خطا نموده تا به ابدیت در دوزخ مورد شکنجه قرار می‌دهد تضاد می‌یابد. این مفهوم عدالت سرمشق آدمیان هم می‌گردد و به همین دلیل سلطه فقهاء بر دولت معمولاً با اصول حقوق بشر منافات می‌یابد. همینطور بهشت اساساً بعنوان پدیداری مادی و جنسی و بعنوان فرافکنی آرزوهای جسمانی و انحطاط به ورطه مادی تصویر می‌گردد. بدین جهت باب بیان می‌کند که «مشاهده نمی شود که احدی از شیعه یوم قیامت را فهمیده باشد بلکه موهوماً امری را توهم نموده». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:83000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۲:۷&amp;lt;/ref&amp;gt; از این روست که باب تعبیر نوینی از این مفاهیم بدست می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین مطلب این است که از نظر باب دوزخ و بهشت تنها متعلق به انسان نیست. به عبارت دیگر همه چیز در هستی دارای دوزخ و بهشت خود می‌باشد. بهشت عبارت است از شکوفائی کمالات بالقوه هر چیز. دوزخ عبارت است از محرومیت آن چیز از رسیدن به کمال خود. بیان فارسی بر این باور است که نه تنها آدمی بلکه طبیعت نیز مقدس است و دارای حق می‌باشد و وظیفه آدمی است که تا آنجا که در توان اوست بکوشد تا اشیاء به بهشت خود نائل شوند. به عبارت دیگر باب همه هستی را مظاهر خدا می‌بیند و انسان را موظف به حفظ محیط زیست می‌بیند. بعنوان مثال دو گفته بیان فارسی نقل می‌شود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;بلكه از برای هر شيئ حكم فرموده كه مقتدرين بر هر شيئ آن شيئ را بعلوٌ كمال برسانند كه از جنّت خود ممنوع نگردد... و موآخذه از آن نفس خواهد شد كه با وجود قدرت چرا منع فيض نمودی. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:28000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۴:۱۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;و نهی شده كه كسی شيئ را با نقص ظاهر فرمايد با آنكه اقتدار بر كمال اون داشته باشد. مثلأ اگر كسی بنای عمارتی گذارد و آنرا بكمال آنچه در آن ممكن است نرساند هيچ آنی بر آن شيئ نميگذرد مگر انكه ملائكه طلب نقمت ميكنند بر خداوند بر او بلكه ذرّات آن بنا هم طلب ميكنند. زيرا كه هر شيئ در حدّ خود وصول الی ما ينتهی در حدّ خود را تمنّا دارد و همينقدر كه كسی مقتدر شد و در حقّ اون ظاهر نكرد از او سؤال ميشود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:11000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۶:۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دومین نکته در این است که در مورد آدمی و تکامل اجتماعی نیز همین مفهوم صدق می‌کند. بهشت راستین شکوفائی کمالات نهفته انسان است و چون حقیقت انسان جوهر روحانی اوست بنابراین بهشت و دوزخ نیز امری تاریخی می‌گردند. روز قیامت نه پایان تاریخ بلکه زمان ظهور یک پیامبر جدید با ارزشهای روحانی نوین است. هر کس که این ارزشهای نوین را بپذیرد و دل خود را به تجلی خدا در صورت پیامبر نوین و آیات او بازکند در واقع از گورستان غفلت و نادانی برخاسته و زندگی روحانی جیدی می‌یابد و این عرفان و تکامل روحانی رسیدن او به بهشت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; آنان که در مقابل خدا و پیامبر او حاضر شده اما پیام او را نمی پذیرند خود را از تکامل روحانی ممنوع ساخته اند و این محرومیت همان دوزخ است. بیان فارسی می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;مراد از یوم قیامت یوم ظهور شجره حقیقت است...مثلاً از یوم بعثت عیسی (ع) تا یوم عروج آن، قیامت موسی بود که ظهور الله آن زمان ظاهر بود...و بعد، از یوم بعثت رسول الله (ص) تا یوم عروج آن قیامت عیسی (ع) بود که شجره حقیقت ظاهر شده در هیکل محمدیه...و از حین ظهور شجره بیان الی ما یغرب قیامت رسول الله (ص ) است که در قرآن خداوند وعده فرموده. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:83000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اما چون تکامل انسان پایان ناپذیر است در نتیجه توقف در یک مرحله و عدم پیشرفت روحانی بموازات تجدید و تکامل ادیان چیزی نیست جز دوزخ. بنابراین مفهوم قیامت بجای آنکه بیانگر پایان تاریخ باشد بر عکس بیانگر این نکته است که تکامل جوامع بشری پایان ناپذیر است و هر مرحله جدیدی از این تکامل رستاخیز مدنیت گذشته است و تکرار این رستاخیز را نیز پایانی نیست چرا که هیچ دین و پیامبری آخرین دین، آخرین پیامبر، و آخرین مرحله تکامل انسان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====اصل وحدت و یگانگی=====&lt;br /&gt;
همانگونه که نادر سعیدی خاطر نشان کرده است نوشته های باب را می‌توان به سه دسته تفسیم کرد.  دسته اول بیشتر به تفسیر آیات گذشته خصوصاً قرآن می‌پردازد. دسته دوم بیشتر فلسفه و مابعد الطبیعه را مورد بحث قرار می‌دهد. اما دسته سوم که با بیان فارسی و عربی آغاز می‌شود به قوانین و احکام آئین بابی بعنوان هم یک دین مستقل و هم وسیله ای برای آماده سازی مردم به ظهور موعود بیان یعنی من یظهره الله اقدام می‌کند. اما در هر سه مرحله و هر سه نوع نوشته های خویش باب بر اصل یگانگی هستی تأکید می‌نماید. منطق تفسیر باب بصورتی است که در تفسیر هر چیزی به حقیقت آن چیز نگاه می‌کند و چون حقیقت هر چیز تجلی خدا است پس در همه چیز جوهر روحانی آن یعنی جلوه حقیقت مشترک پیامبران را می‌بیند. در مباحث فلسفی خود باب همه هستی را مخلوق مراتب هفتگانه خلقت می‌بیند و در همه چیز اسماء و صفات و تجلی حق را می‌بیند. اینستکه احکام بیان فارسی هم نمادی از جوهر عرفانی انسان است و هدفش حصر توجه آدمیان به حقیقت خویش می‌باشد. اینستکه بیان فارسی مفهوم نوینی از هویت را بدست می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تعریف سنتی انسان، آدمیان بر اساس ویژگیهای گوناگونی که ایشان را از یکدیگر متمایز می‌کند معرفی می‌شوند.  علوم اجتماعی و فلسفۀ معاصر از جمله فلسفۀ پسا مدرن نیز اصولا مفهومی بعنوان انسان را نپذیرفته و بالعکس هویت آدمها را بر اساس قومیت، زبان، وطن، جنسیت، نژاد، مذهب و طبقه اجتماعی تعریف می‌نمایند.  نتیجه این طرز فکر آن است که آدمیان از طریق تفاوت و تضادشان با دیگر آدمیان شناسایی گردیده و در نتیجه امکان یگانگی و وداد در جهان بشری از میان می‌رود.  اما باب تعریف نوینی از انسان بدست می‌دهند.  در این تعریف، آدمی که جلوه ای از مقام نقطه یا مشیت است (که آنهم جلوه ای از خداست) همانند پیامبر دارای دو جنبه یا دو مقام است یکی جنبۀ الوهیت و دیگر جنبۀ عبودیت.  آدمی در بیان فارسی همانند یک آینه است که این آینه از دو قسمت تشکیل شده است یکی شیشۀ آینه است که این شیشه ها با یکدیگر تفاوت دارند، و دیگر تصویری است که از خورشید در این آینه ترسیم می‌گردد.  این خورشید چیزی جز صفات و اسماء خدا نیست.  به عبارت دیگرحقیقت آدمی آیه ونشان خداست که درشیشۀ ماهیت او متجلی و آشکار می‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;  به عبارت دیگر آدمی از دو جنبه تشکیل شده است یکی وجودش که فیض تجلی الهی و صفات الهی است و دیگری ماهیتش که ویژگیهای خاص آن آدم است که او را از دیگرموجودات جدا می‌سازد.  فرهنگ بشر تاکنون اساسأ انسان را بعنوان خصوصیتهای شیشه یا ماهیت این آینه تعریف نموده است در حالیکه باب بشریت را دعوت می‌کند که به حقیقت و هویت راستین آدمیان یعنی صورت و مثال خدا که در آینۀ انسان تصویر شده است توجه کنند.  بدین ترتیب هویت راستین آدمیان همان حقیقت انسانیت آنان می‌شود که آنهم آیۀ خداست و از این جهت است که حقیقت آدمیان وحدت و یگانگی و عشق و وداد است:بیان فارسی چنین می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;خداوند از برای شمس حقیقت دو مقام خلق فرموده یکی مقام غیب ذات او که مظهر الوهیت است که آنچه آیات نازل می‌کند از قبل او می‌کند...و دون این آیت که در اوست خلق اوست...و در کینونت هر شیئی آیتی عن الله بوده و هست که به او توحید او را تواند کرد...و همین قسم هر شیئ به آیت خلقیت عبادت می‌کند محبوب خود را ولی نرسیده و نمی رسد الا به آیتی که عن الله در اوست که مدل بر اوست. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:44000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;نتیجه این مفهوم هویت اینستکه همگان مقدس و عزیز می‌گردند. از جمله بازتابهای این اندیشه بحث باب در کتاب الاسماء در مورد نام خداوند بعنوان «زارع» است. در کتاب الاسماء باب در باره ۳۶۱ اسم خدا بحث می‌نماید.  یکی از این اسم های خدا اسم زارع یا کشاورز است.  معمولاً زارع و کشاورز در رده بندی اجتماعی مقامی بسیار پائین داشته است.  اما باب زارع را بعنوان یک اسم خدا معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که خداوند بهترین زارع است.  چرا که دانه های آیات خودرا در دل و جان آدمیان می‌کارد و این دانه ها درزمینهای پاک بلافاصله رشد کرده ومیوه می‌بخشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;  ازاینجاست که این کشاورز الهی مردم را به تطهیر دل فرا می‌خواند.  درسرآغاز بحث خود باب بزبان آیات واز زبان خدا می‌گوید که نه مردم بلکه خدا کشاورز راستین است و ازاینجا نتیجه می‌گیرند که بنابراین چون کشاورزان جلوۀ اسم خدا هستند باید همانگونه با آنان رفتار شود که با شاهان وامراء رفتارمی شود چراکه هردو یکی هستند و هردو مظاهر خدا می‌باشند وهردوقائم بامر الهی هستند.  یعنی تعریف روحانی انسان به شکل دعوت به برابری حقوق همگان در جامعه جلوه می‌یابد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;قل ان الله لیزرعن فی الارض کیف یشاء بامره افلا تنظرون. اتحسبون انکم تزرعون قل سبحان الله انا کنا زارعین.  قل فلا تنظرن الی احد الا بمثل ما انتم تنظرون الی اعلی علوکم فان ما نقلت فی الذینهم اولی الامر منکم والذینهم اولی الزرع  امر واحد کل بامرالله قائمون.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ساختار بیان فارسی و عربی خود سمبلی از همین اصل یگانگی است. تنظیم ساختار بیان بر اساس واحد و باب و کلشیئ بیانگر فلسفه روحانی باب است. باید دانست که در حروف ابجد کلشیئ مساوی ۳۶۱ است. بنابراین کتاب بیان هم در حقیقت کلشیئ است چرا که مدنیت نوین توسط کلمه الهی خلق می‌شود و در نتیجه بیان سرچشمه همه چیز می‌گردد و مانند قرآن دارای هر تر و خشکی است یعنی که مدنیت روحانی نوین از طریق آن بظهور می‌رسد. اینستکه کلشیئ سمبل پنج مفهوم می‌گردد: کلشیئ گاهی بمعنای همه هستی است و گاهی بمعنای جامعه بشر است و گاهی بمعنای مدنیت و جامعه بابی است و گاهی بمعنای کتاب بیان است و گاهی بمعنای تمامیت یک سال (۱۹ ماه که هر مه ۱۹ روز دارد) است. نکته اصلی این است که همه این معانی کلشیئ بهم ارتباط یافته و در واقع وحدت و یگانگی راستین همه چیز و همه کس بعنوان بازتاب اسماء و صفات خدا تأکید می‌گردد. باب مکرراً توضیح می‌دهد که کلشیئ یا ۳۶۱ از ۱۹ سرچشمه می‌گیرد (۱۹×۱۹=۳۶۱). اما این نوزده اشاره به باب و هجده حروف حی او دارد. به همین دلیل باب واژه واحد را به دو معنی می‌گیرد. واحد هم یک است و هم نوزده. یک است چون واحد بمعنای یک می‌باشد. اما مجموع عددی کلمه واحد معادل نوزده است یعنی واو ۶ است و الف ۱ است و ح ۸ است و دال ۴ است که در مجموع می‌شود نوزده. پس باب و ۱۸ حروف حی می‌شوند واحد اول ولی این نوزده نفر از حقیقت باب سرجشمه می‌گیرند که واحدی است بلا عدد یعنی یکی که سرچشمه اعداد است ولی خودش مستعلی از تعدد است. اکنون می‌توان مفهوم فلسفی این ساختار را دریافت: همه چیز در حقیقت خود بازتابی از وحدت اصیه یعنی حقیقت پیامبران و تجلی صفات خداست. پس در هر چیز و هر کس تنها باید تجلی خدا را دید و هر کس و هر چیز را مقدس و زیبا شمرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====انسان=====&lt;br /&gt;
آدمی در نوشته های باب دارای مقامی بزرگ است چرا که حقیقت انسان تجلی اسماء و صفات الهی است. باب مکرراً دعای پیامبر اسلام را که از خدا میخواست که حقائق اشیاء را به او بنماید (اللهم ارنی حقائق الاشیاء) ذکر کرده و نوشنه های خود را تحقق این دعا می‌شمارد (مثلاً در پنج شأن، فصل نام خدا اقرب). یعنی باید به حقیقت روحانی وجود و جهت وحدت هستی توجه نمود و این نوع نگرش را ورود به مشعر فؤاد می‌نامد و بر آنست که مردم را بگونه ای تربیت کند که در دل آنان چنین فرهنگی جایگزین گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهمترین اصول اندیشه باب در باره انسان تأکید بر آزادی اوست. برخلاف پندار متداول در مسیحیت و اسلام که در اکثر موارد آزادی انسان را نفی کرده و به جبر الهی باور دارند (مسیحیت توسط نظریه گناه اولیه و اشاعره که در میان اهل سنت چیره اند به جبر گرایش دارند) باب، همانند زرتشت،  بر آزادی و اختیار آدمی تاکید می‌نماید.  آزادی انسان جزئی ناگسستنی از تمامی الهیات وعرفان بابی است.  چنانکه دیدیم آدمی از دو جنبه الوهیت و عبودیت تشکیل می‌گردد.  این دو جنبه یکی اشاره به فیض و تجلی خدا یعنی «وجود» دارد و دیگری به «ماهیت» و اختیار و پذیرش آدمی تاکید می‌نماید. بدین ترتیب همه چیز به عبارتی بیان این واقعیت است که آدمی از طرفی مختار و آزاد است و از طرف دیگر نیز بدون فیض و ارادۀ الهی هیچ چیز وجودی نخواهد داشت.   این مفهوم به شکل مراتب هفتگانۀ خلقت هم مورد بحث قرار می‌گیرد.  نام باب یعنی علی محمد هم نشانه ای از این مراتب سبعه می‌شود که از  ۳ حرف و آنگاه 4 حرف تشکیل شده است.  بر طبق آثار باب شرط تحقق و هستی هرچیز ۳ عامل است و ظهور آن حقیقت در دنیای مادی و عینی بشکل تنزل آن سه مرحله درچهار مرحلۀ بعد صورت می‌گیرد.  در نتیجه مهمترین پیش فرض هستی هرشیئی  ۳ عامل یا سه مرحله است که از آن به مشیت، اراده و قدر تعبیر شده است.  مشیت فیض وجود است که از خداست.  اراده عبارت از اختیار و آزادی و قبول وجود توسط ماهیت است.  قدر عبارت از پیوند مشیت و اراده یعنی جمع وجود و اختیار است.  هیچ چیز محقق نمی شود مگر آنکه وجود و ماهیتی خاص با هم پیوند یابند والا وجود محض یا ماهیت محض کافی نیست. در آثار باب حتی واژۀ باب نیز نشانه ای از همین اصل می‌شود یعنی باء اول به وجود یا مشیت یا الوهیت و باء دوم به ماهیت یا اراده یا عبودیت اشاره می‌کند و الف واسطه عبارت از پیوند و جمع و وحدت آن دو می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا لازم است که به تفسیر خارق العادۀ باب از حدیثی اسلامی که بسیار مشهور و متداول و پرنفوذ بوده و ظاهراً اثبات اندیشه جبر و عدم آزادی است اشاره ای شود.  این حدیث بیان می‌کند که آدم ظالم در شکم مادرش هم ظالم است و آدم نیک در شکم مادر نیک می‌باشد (الشقی شقی فی بطن امه والسعید سعید فی بطن امه).  اما باب این حدیث را بگونه ای تفسیر می‌نماید که بر عکس، حدیث مزبور به اثبات آزادی انسان دلالت میکند.  به تفسیر باب، مشیت یا وجود پدر است و اراده یا ماهیت مادر و در نتیجه فعل خلقت مانند پیوند پدر و مادر است که این پیوند بشکل ظهور کودک در شکم مادر یعنی باردار شدن مادر صورت می‌پذیرد.  بنابراین «بطن ام» عبارت از مرحله قدر است که پیوند مشیت و اراده یعنی جمع میان فیض الهی و آزادی و اختیار آدمی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; پس تفکیک میان ستمکار و نیکو کار اول بار در مرحله قدر یعنی پس از تحقق انتخاب و اختیار صورت می‌گیرد. بعنوان مثال باب می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و ان فی ذلک المقام [ قدر] تظهر الکثرات و تمیز السبحات عن الشبحیات و الذوات عن الصفات و یشقی من یشقی فی هذه الرتبة بقبول اختیارها و یسعد من یسعد فی هذه الرتبة بما فضل الله علیها من جهة اختیارها و هی بطن الامکان و عمق الاکبر الذی اشار الامام (ع ) بان  الشقی شقی فی بطن امه و السعید سعید فی بطن امه.  لان جهة قبول الخیر و الشر هی جهة  الثالثة التی تظهر بعد اقتران الامرین. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:106000&amp;quot;&amp;gt;تفسیرحدیث علمنی اخی رسول الله علم ماکان&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آدمی بر طبق بیان نباید خوار و ذلیل شود. از جمله جلوه های مقام انسان در کتاب بیان عربی تأکید بر لزوم ریشه کن ساختن فقر، حرام کردن گدائی، و وجوب اشتغال به کارو کسب می‌باشد.  بیان عربی در گفته زیرهم وظیفۀ جامعه و دولت و ثروتمندان را درغنی ساختن فقرا تصریح می‌کند و هم گدائی یعنی کار نکردن و از مردم طلب کردن را حرام می‌کند چه که گدایی و فقر هر دو عزت آدمی را به پستی و خواری تنزل می‌دهد و در عین حال گدایی حرام است چه که همه باید کارکنند و اگر کسی توانایی جسمانی یا ذهنی برای کار کردن نداشته باشد باید جامعه به او کمک کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ان یا اولی الغناء انتم وکلاء من عندالله فلتنظرن فی ملک الله ثم المساکین من ربهم لتغنون و لا یحل السؤال فی الاسواق و من سئل حرم علیه العطاء و ان علی کل ان یکسب بامر و من لا یقدر انتم یا مظاهرالغناء منی الیهم لتبلغون.  &amp;lt;ref name=&amp;quot;:25000&amp;quot;&amp;gt;بیان عربی ۸:۱۷ &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;یکی از دیگر جلوه های مقام انسان در اندیشه باب تأکید وی بر لزوم بازسازی روحانی عرصۀ اقتصاد و صنعت است.  در آثار گوناگون، ازجمله بیان فارسی و کتاب الاسماء، تأکید می‌شود که آدمی باید در حیطۀ کار و صنعت کارش را در کاملترین شکل ممکن درسطح خود عملی نماید.   معمولاً از واژۀ اتقان (کمال جوئی) در این بحث استفاده می‌گردد و آدمی همانند خدا باید صنع و ساخته اش درنهایت کمال و اتقان باشد.  به گفته باب وقتی که آدمی در فعالیت اقتصادی و صنعتی خود بر اساس این اصل رفتار نماید آنگاه بعنوان صورت و مثال  خدا عمل کرده است و در نتیجه در چنین زمانی مثل آنست که کار او در واقع کاری است که توسط خدا انجام شده است. بدین ترتیب این تقدس انسان باید در سطح فعالیت مادی و اقتصادی نیز خودش را آشکار نماید و بنابراین عرصه اقتصاد یعنی مادی ترین عرصه زندگی اجتماعی عرصه ای روحانی و معنوی و اخلاقی می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; بحث درباره اتقان  نتیجۀ منطقی مفهوم نوین بهشت در آثارباب است. بدین ترتیب که بهشت نه فقط  برای انسان بلکه برای هر شیئی مطرح می‌شود. گفته زیر نمونه ای از این تأکید بر اتقان در کار و صنعت و عمران و توسعه جامعه است: &amp;lt;blockquote&amp;gt;لم تزل كان ياالهی صنعك تاما كاملا متقنا محكما ولا تزال لتكون صنعك متقنا محكما تاما كاملا ... وامرت عبادك من اول الذی لا اول له الی اخر الذی لا اخر له ان يتقنون صنع الذی يظهر با يديهم علی علو ما يمكن ان يظهر من الكمال فان هذا من اتقان صنعك يا ذا الجلال ... فلتربين اللهم خلق البيان ان لا يوجد فيهم من شيی ء مصنوع الا وقد ظهر فيه صفه الصنع علی منتهی الكمال ... فانك قد احببت بذلك ان تعمرن الارض بصنايعك البهيه من ايدی عبادك وصنعك العليه من ايدی خلقك. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:73000&amp;quot;&amp;gt;کتاب الاسماء، محفظه ملی بهائی ایران ۲۹:۶۲۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;یکی دیگر از چشمگیرترین احکام بیان فارسی نفی دستگاه آخوند و کشیش و تأکید بر برابری افراد است. ناگفته نماند که بیان فارسی نه تنها باب را ظهور قائم موعود بلکه ظهور پیامبری جدید می‌شمارد و بدین ترتیب ادعای علمای شیعه در مورد اقتدار روحانی و یا سیاسی ایشان بعنوان نمایندگان قائم در زمان غیبت امام دوازدهم را باطل می‌سازد چرا که اکنون قائم و علم راستین ظاهر شده است. به همین ترتیب باب بالا رفتن بر منبر را حرام می‌سازد &amp;lt;ref name=&amp;quot;:76000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۷:۱۱&amp;lt;/ref&amp;gt; چرا که تفکیک میان فقیه دانا و مردم نادان را توهین به مقام انسان می‌شمارد. به همین ترتیب بیان فارسی نماز دسته جمعی را تحریم می‌کند چرا که جز خدا هیچکس نمی داند که ایمان چه کسی بر تر از دیگران است تا آنکه رهبر نماز باشد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:85000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۹:۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای رعایت اختصار از تفصیل این بحث خود داری می‌شود و فقط به ذکر فهرست وار برخی دیگر از تعالیم باب که عزت و حرمت انسان را ارج می‌نهد اکتفاء می‌شود: دستور به امراء و حاکمان و همینطور همه مردم که آنچه را که بر خود نمی پسندند بر احدی نپسندند – وظیفه امراء در عمران شهرها و خیابانها و در توسعه پست و در تشویق علم  و صنعت و نظافت و زیبایی –– تحریم اندوهگین ساختن هر انسان و حتی تعیین مجازات  برای آن، حرام ساختن توبه از گناهان نزد هر انسانی، تحریم حمل اسلحه، تحریم پرخاشگری حتی بالا بردن صدا و خروج از حد ادب و وقار، لزوم بنای حمام در همه جا و استحمام بدن هر چهار روز یکبار، حرام ساختن استهزاء دیگران چه به زبان و چه به اشاره، حرام ساختن تنبیه بدنی ، کتک و ضرب ، کشتن انسان یا قطع کردن اعضاء بدن، تحریم خوار و ذلیل ساختن یک انسان.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====فلسفه اخلاق=====&lt;br /&gt;
آثار باب از جمله بیان فارسی آکنده از مباحث و احکام در باره فلسفه اخلاق است. بطورکلی فعل آدمی باید سلوکی روحانی باشد و این سلوک باید به شکل نوع ویژه ای از رفتار خود را در زندگی فردی و اجتماعی ظاهر کند. باب دو اثر بنام «فی السلوک» دارد که در آن سلوک بمعنای سفر روحانی در جهت حقیقت هستی با سلوک بمعنی نحوه رفتار یکی می‌گردد و یکی بدون دیگری کامل نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; بنابراین عرفان و فلسفه اخلاق از یکدیگر ناگسستنی می‌شوند. در اینجا به ذکر مهمترین اصول اخلاق در بیان فارسی اکتفاء می‌گردد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
======لله======&lt;br /&gt;
کمتر واژه ای مانند لله در بیان فارسی تأکید می‌گردد. آدمی باید همه کارهایش لله باشد یعنی بخاطر خدا و رضای او باشد. به عبارت دیگر فعل آدمی نباید ابزاری برای دنبال کردن منافع خصوصی و خودخواهانه باشد. به همین دلیل بیان فارسی حکم می‌کند که هر کس هرگاه که می‌خواهد کاری انجام دهد باید یا به زبان و یا دردلش بگوید که او این کار را لله انجام می‌دهد. بگفته باب «هیچ عملی عمل نمی گردد الا آنکه لله واقع شود.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:70000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۷:۲&amp;lt;/ref&amp;gt;  یعنی بیان فارسی می‌خواهد که انگیزه اخلاقی فعل همواره در مد نظر آدمی باشد. به همین دلیل است که بسیاری از احکام باب به عدد ۹۵ مرتذط می‌گردد مثل ذکر اسمهای خدا هر روز ۹۵ مرتبه و یا عدم تجاوز مهریه از ۹۵ مثقال طلا. سبب این مطلب را بیان فارسی خود توضیح می‌دهد &amp;lt;ref name=&amp;quot;:49000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۶:۷&amp;lt;/ref&amp;gt; که چون همه کار باید لله انجام شود و چون در حروف ابجد لله برابر ۹۵ می‌باشد در نتیجه این نوع احکام در واقع فرد را یادآور می‌شود که کارش در زمانی درست است که با انگیزه اخلاقی همراه باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
======اتقان======&lt;br /&gt;
چنانکه قبلاً ذکر شد، آدمی باید در هر کاری از فعل خدا سرمشق بگیرد. فعل خدا نه تنها بمنظور غرض خودخواهانه و بخاطر رفع یک نیاز نفسانی انجام نمی شود بلکه بعلاوه صنع و خلقت خدا در نهایت اتقان و کمال است. بنابراین آدمی باید در کار و صنعت خود نیز کار خود را در اوج اتقان که در توانائی اوست انجام دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; این اصل حتی از مفهوم «اخلاق کار» مسیحی فراتر رفته و مفهومی کاملاً عرفانی/اجتماعی می‌گردد یعنی آنکه در چنین فعلی مثل آنستکه این خداست که از طریق آدمی دست به فعل می‌زند. در بیان فارسی آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و نهی شده كه كسی شيئ را با نقص ظاهر فرمايد با انكه اقتدار بر كمال اون داشته باشد. مثلأ اگر كسی بنای عمارتی گذارد و آنرا بكمال آنچه در آن ممكن است نرساند هيچ آنی بر آن شيئ نميگذرد مگر انكه ملائكه طلب نقمت ميكنند بر خداوند بر او بلكه ذرّات آن بنا هم طلب ميكنند. زيرا كه هر شيئ در حدّ خود وصول الی ما ينتهی در حدّ خود را تمنّا دارد و همينقدر كه كسی مقتدر شد و در حقّ اون ظاهر نكرد از او سؤال ميشود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:11000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
======لطافت و زیبائی======&lt;br /&gt;
از مهمترین احکام بیان فارسی ضرورت رعایت لطافت و زیبا سازی زندگی و جامعه است و هماگونه که در بیان آمده است کمتر امری بقدر لطافت در آن تأکید شده است: «زيرا كه در آن بقدری كه امر شده در تلطيف در اوامر ديگر نشده.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:11000&amp;quot; /&amp;gt; این لطافت از مفهوم نظافت ظاهری گرفته تا لطافت قلب، زیبا سازی هستی، و هنر را در بر می‌گیرد. در واقع توسط لطافت، دنیای مادی جلوه گر ملکوت خدا می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; در بسیاری از موارد دو حکم اتقان و لطافت با یکدیگر یکی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
======حزن و شادی======&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید گفت که شاید مهمترین اصل اخلاقی بیان فارسی تحریم محزون کردن هر انسانی است و بر عکس بالاترین فضیلت شاد ساختن دلهاست. بیان فارسی اساس اخلاق و علم اخلاق را هم در جلوگیری از حزن برای خود و دیگران می‌یابد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;كلّ علم علم اخلاق و صفات است كه انسان بان عامل باشد كه بواسطه آن علم بر نفس خود حزنی مشاهده نكند و بر نفسی حزنی وارد نياورد. اينكه امر بتقوی و ورع يا شئون ديگر شده كل راجع باين ميگردد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:33000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۹:۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;از چشمگیرترین جلوه های این حکم در بیان فارسی لزوم «اجابت» به پرسش و خواسته دیگران است. هرکس باید پاسخ پرسش دیگران را به سودمندترین شکل بدهد و اگر نامه ای دریافت می‌کند به آن پاسخ دهد. اما باید از این هم فراتر رفت و باید دید که اگر کسی نیازی دارد حتی اگر به زبانش چیزی نمی گوید باید به ندای وضعیت او و شرایط زندگی او پاسخ داد یعنی باید نسبت به همگان احساس مسئولیت کرد و در بهبود حال دیگران کوشش کرد. بیان فارسی می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;واجب گشته در اين ظهور كه اگر كسی بسوی كسی خطّی نويسد بر اينكه او را جواب دهد, و فصل محبوب نبوده, بخطّ خود يا بخطّی كه امر كند. و همين قسم اگر كسی سؤال كند بر مستمع واجب است جواب بانچه دلالت كند... و همچنين اگر كسی لسان حالش ناطق باشد  بر متفرسٌين لازم است اجابت او, و همچنين اگر مقاعد آن محلّ اجابت باشد يا ظهورات ديگر كه نفس بصير خود ادراك ميكند واجب است اجابت او, تا آنكه هيچ نفسی در هيچ موقع سبب حزنی مشاهده ننمايد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:98000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۶:۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این مطلب بقدری اهمییت دارد که باب به عبارتی خانه خدا را دل مردم می‌شمارد و در نتیجه به باور اوحج راستین نیازمند آوردن شادی به دلهاست: &amp;lt;blockquote&amp;gt;مراقب خود باشيد كه در هيچ حال بر هيچ نفسی حزن وارد نياوريد كه قلوب مؤمنين اقرب است بخداوند از بيت طين... ولی هيچ شيئ در سبل حجّ اهم از آن نيست كه تكسّب اخلاق نموده كه اگر با نفسی باشد نه خود محزون گردد و نه او را محزون كند. چه در سبيل مكّه امری كه اقبح از هر امری بود نزد حق و هبط عمل ايشان ميشد نزاع حجّاج بود با يكديگر چه اين امر در هر حال حرام بوده و هست و سنّت مومنين غير از حلم و صبر و حياء و سكون نبوده و نيست بلكه بيت بيزار است از مثل اين مردم كه در حول او طواف كنند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:75000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۴:۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;باب تأکید می‌کند که حرمت محزوت ساختن مردم و لزوم شادساختن آنان در مورد زنان حتی اهمیت بیشتری دارد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;هيچ طاعتی در بيان اقرب از ادخال بهجت در قلوب مؤمنين نبوده و هم چنين ابعد از حزن بر آنها نبوده و در اولوالدوائر (زنان) حكم مضاعف ميگردد چه در بهجت و چه در حزن و انسان در هر حال بايد مراقب باشد كه اگر بابتهاج نياورد نفسی را هم محزون نگرداند نفسی را. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:50000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۷:۱۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
======زبان شناسی معنوی======&lt;br /&gt;
یکی از احکام نمادین بیان فارسی اینستکه برخورد ما با اسم افراد و اشیاء دگرگون گردد یعنی در اسم هر چیز نامهای خدا را ببینیم و بدین ترتیب هرچیزی را در حقیقت و کمال آن که تجلی خداست بنظر آوریم و با آن به احترام برخورد کنیم. در گفته زیر ذکر می‌شود که حتی در سنگ که ظاهراً بی ارزش ترین چیز است هم باید اسماء خدا را که در قرآن آمده است دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt; یعنی در سین آن سبوح، در نون آن نور و در گاف آن (و در این مورد کاف چون در قرآن و زبان عربی حرف گاف وجود ندارد) کریم را دید. در نتیجه همه چیز می‌شود تبلور نامهای خدا، یعنی همه چیز را باید عزیز و مقدس و بزرگ دید و با همه چیز بدینسان رفتار کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;از آنجائی كه اهل بيان را خداوند امر فرموده كه كلّ شيئ را بمنتهی اليه كمال خود ظاهر گردانند اذن فرموده ايشان را كه هر شيئ را بحروف اسم او باسماء اللّه جلّ و عزٌ خونده شود كه هيچ نفسی در هيچ شيئ نبيند الّا طلعت ظهور مشيّت را كه در او ديده نميشود الّا اللّه. مثلاً منتهی اليه رتبه جماد سنگ است در سين او نبيند الّا سبّوح و در نون او الّا نور را و در كاف او الّا كريم را چه ذكر كند بقول يا چه خطور كند بقلب او &amp;lt;ref name=&amp;quot;:27000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۵:۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظر باب راجع به اسلام===&lt;br /&gt;
باب اسلام را آئینی الهی، قرآن را کلام خدا، و محمد را رسول خدا می داند. شماری از نوشته های باب بصورت تفسیر سوره های قرآنی نوشته شده است و معانی باطنی و عرفانی آن آیات را آشکار می سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; در زمان اقامت باب در اصفهان، منوچهر خان معتمدالدوله حاکم مقتدر آنجا، که از زمینه مسیحی آمده و قلباً هنوز در باره پیامبر اسلام اطمینان نداشت، در حضور علماء از باب خواهش نمود که در اثبات نبوت پیامبر اسلام  رساله ای بنویسد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:31&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548|صفحات=238|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; باب بلافاصله و بدون درنگ رساله مفصلی در همان جمع و به خط خویش با مرکب آبی رنگ بنگاشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:25&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfird Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=34|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نام این نوشته رساله اثبات نبوت خاصه است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:25&amp;quot; /&amp;gt; در این اثر بصورتی حیرت انگیز باب نشان می دهد که هیچ چیز در مورد زندگی پیامبر اتفاقی نبوده بلکه همه چیز در مورد او، مانند نام پدر و مادر یا تاریخ تولد و نظائر آن، بیانگر مفاهیمی نمادین از حقائق الهی است. در عین حال باب در این اثر مانند همه آثارش بزرکترین دلیل حقانیت پیامبر اسلام را نزول آیات بر می شمارد و مصداق همین امر را در مورد خودش تأکید می نماید. این اثر چنان منوچهر خان را متأثر نمود که نه تنها به پیامبر اسلام بلکه به باب نیز ایمان یافت و در جرگه پیروان او در آمد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تکامل ادیان، پایان دوره اسلام====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر باب حقیقت همه پیامبران و همه ادیان یکی است. کلمه الهی خود را بدو صورت متجلی می سازد: یکی حقیقت پیامبر است و دیگر آیاتی که به وحی الهی از او صادر می شود. اما این کلمه الهی حقیقتی است زنده و به همین دلیل پویا. به همین جهت است که کلام الهی اگر چه یکی است ولی در زمانهای گوناگون بر اساس تکامل استعداد بشر بصورت جامعتری خود را ظاهر می کند. پس هر دینی در زمان خود و به نسبت به گذشته کامل است و در عین حال کمال بالقوه هر دینی ظهور پس از آنست یعنی در دیانت بعدی است که شکوفائی کمالات بالقوه دیانت و مدنیت قبل ممکن می شود. مثلاً تورات و انجیل و قرآن همه کلمه واحدی هستند که در زمانهای مختلف به شکل نوین و کاملتری خود را ظاهر کرده اند. پس کمال تورات، انجیل و کمال انجیل، قرآن است و اکنون کمال قرآن بصورت بیان ظاهر شده است. از این روست که بیان فارسی قرآن را هم اکنون محزون ترین پدیدار در دنیا می داند چرا که کسانی که مدعی ایمان و عشق به آن هستند مانع می شوند که قرآن و پیروانش به کمال و بهشت خود یعنی بیان و مؤمنانش نائل شوند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;قرآن و ارواح متعلقه به آن مشتاق بودند بظهور منزل خود و غیر اورا منظور نظر نداشته و نمی دانند... و امروز فرقان صلوات می فرستد بر حروفی که او را عروج داده و داخل بیان نموده...چنانچه امروز هیچ شیئ محزونتر از فرقان نیست و کل او را تلاوت می نمایند و از رحمت او هیچ ندارند الا نقمت را بمثل آنهائیکه در حین نزول فرقان، کتاب الف (انجیل) را تلاوت می نموده. ای اهل بیان نکرده مثل آنچه اهل فرقان نموده و از محبوب خود به هیچ شیئ محتجب نگشته که ارتفاع بیان عروج بسوی او است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:90000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۳:۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;باب دوره اسلام را هزار سال می‌داند که با ظهور او به پایان رسیده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:232&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Saiedi, Nader. Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9.|مکان=. Canada|صفحات=254-255|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====برداشتهای نوین روحانی====&lt;br /&gt;
به باور باب، آثار وی برای اول بار حقیقت نهفته و باطنی مفاهیم اسلامی و آیات قرآنی را آشکار می کند. به عنوان مثال به باور باب آنچه که شیعیان بعنوان اصول دین به آن باور دارند دارای معانی نهفته ای است که با برداشتهای ظاهری متداول میان مسلمانان تفاوت بسیار دارد. برداشتهای متداول از روز قیامت و بهشت و دوزخ، و با خاتمیت و تغییر ناپذیر بودن فقه اسلامی برای تعیین قوانین جامعه، و یا زنده بودن امام دوازدهم و انتظار عدل او که خشونت و نابردباری افراطی به نظر می آید همه نه تنها با خرد در ستیزند بلکه با لطافت عرفان، مقام انسان، و رحمت الهی نیز ناسازگار بنظر می آیند. از این رو باب همه این مفاهیم را حائز معانی باطنی می داند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====توحید و نبوت=====&lt;br /&gt;
توحید اگر چه حقیقت محض است اما معنای توحید در رتبه ذات خدا برای هیچ مخلوقی قابل درک نیست و بنابراین اوج عرفان بشر شناسائی تجلی و ظهور توحید حق در آینه موجودات است یعنی توحید خدا را صرفاً از طریق توحید حقیقت مشترک پیامبران می توان ایجاب نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصل نبوت به باور باب بیانگر این واقعیت است که حقیقت همه پیامبران یکی است و آن هم چیزی جز تجلی اسماء و صفات خدا در آینه پیامبران نیست. پس وحی الهی از فؤاد پیامبر یا حقیقت پیامبر ناشی می شود و نه از ذات خدا. بعبارت دیگر کلام الهی کلام ذات خدا نیست چه که در ذات حق تکلمی در کار نیست چرا که در آن رتبه اصلاً خلقی وجود ندارد که کلامی برای او مطرح شود. بلکه کلام حق عبارت از کلام تجلی حق در حقیقت پیامبر است. پس پیامبر بعنوان نقطه دارای دو مقام است مقام عبودیت که مخلوق خداست و مقام الوهیت یعنی آنکه در آینه وجود پیامبر جز تجلی اسماء و صفات الهی را نمی توان دید. از آنجا که پیامبران حقیقتشان یکی است پس همه پیامبران هم اولین پیامبرند و هم آخرین پیامبر، در عین حال که با هیچ پیامبر و دینی وحی و کلام الهی به انتها نمی رسد و تکامل وقفه ناپذیر بشر و جامعه مستلزم استمرار و تکامل ابدی ادیان  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====قیامت، بهشت و دوزخ=====&lt;br /&gt;
مفهوم قیامت و معاد از نظر باب نه پایان تاریخ بلکه پایان یک مرحله از تکامل بشر یعنی پایان دوران یک دین و آغاز ظهور بعد است. پس قیامت مسیحیت با ظهور پیامبر اسلام صورت گرفت و قیامت اسلام در سال ۱۲۶۰ هجری قمری با ظهور باب اتفاق افتاد..&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; دوزخ و بهشت نیز نه محلی برای شکنجه ابدی برخی مردم و یا محلی برای تمتع جسمی و جنسی سیراب ناپذیر برخی دیگر است بلکه معنای روحانی دارد. بهشت شکوفائی کمالات روحانی است و دوزخ محرومیت از این تکامل است. بهشت نزدیکی به خداست و توسط مدنیت و ارزشهای نوین یک پیامبر تحقق می یابد. چهار نهر بهشت که در قرآن &amp;lt;ref name=&amp;quot;:13000&amp;quot;&amp;gt;محمد آیه ۱۵&amp;lt;/ref&amp;gt; یاد شده است (آب، شیر، عسل، و شراب) عبارت از اولاً چهار سبک کلام الهی است که از قلم پیامبر جاری می شود (آیات، مناجات، تفاسیر، و صور علمیه) و ثانیاً چهار مرحله خلقت روحانی مدنیت نوین است (مشیت، اراده، قدر و قضاء).  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====عدل الهی=====&lt;br /&gt;
عدل الهی مستلزم اختیار بشرو نیز استمرار فیض هدایت الهی بر طبق تکامل وقفه ناپذیر انسان و جامعه است و در نتیجه اعتقاد به انتهای نبوت و رسالت نفی کامل عدل الهی است. بعلاوه عدل الهی اقتضاء می کند که دلیل حقانیت یک پیامبر قابل دسترسی و تحقیق برای همگان باشد و در نتیجه تصور اینکه دلیل حقانیت پیامبران معجزات باشد با عدل الهی تضاد دارد چرا که  در آنصورت دلیل پیامبر تنها برای کسانی قابل دسترسی می شود که در همانجا و همان زمان حاضر بوده باشند. پس عدل الهی مستلزن باور به حجیت کلام پیامبر است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====تفسیری نوین از غیبت امام=====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب به امامت هم باور دارد و ائمه را جانشینان بر حق پیامبر اسلام می داند اما از نظر باب امامها همه مخلوق کلمه پیامبر هستند و بنابراین هرگز نباید آنان را با پیامبر برابر دانست. بگفته باب:&amp;lt;blockquote&amp;gt;قول شجره حقیقت مشابه نمی شود بقول او قول احدی از ممکنات زیرا که بقول او کینونیت شیئ خلق می گردد مثلاً اگر تکلم نفرموده بود آن شجره در ظهور قرآن بولایت امیرالمؤمنین (ع)، خلق آن ولایت نمی شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۳:۲&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;بهمچنین باب اگرچه خود را ظهور قائم یا امام دوازدهم نیز بر شمرد اما مراد او از قائم حقیقت امامان است. اگر چه بمنظور آماده ساختن مردم برای درک حقائق روحانی، باب به گونه‌های متفاوتی در مورد مفهوم غیبت امام سخن گفته است اما در نهایت آن را معنایی عرفانی و نه تاریخی داده است. صریحترین شکل این بحث در اثری بنام شرح دعاء غیبت که در دوران شیراز نوشته شده یافت می‌شود.  این اثر تفسیری است بر دعاء غیبت که دعائی است که به امام صادق منسوب است.  شیعیان باید این دعاء را در زمان غیبت امام دوازدهم بخوانند تا آنکه ظهور و بازگشت امام تسریع شود.  این دعاء بسیار کوتاه است و تنها از سه جمله تشکیل می‌شود.  در تفسیر این دعاء، باب ابتدا به گونه ای فلسفی حقیقت نهفتۀ مفهوم قائم، غیبت و بازگشت را بیان می‌کند.  بر طبق وی، این مفاهیم مفاهیمی تاریخی نبوده و اشاره به حوادثی تاریخی نمی‌باشند. برعکس این مفاهیم اشاره و تعبیری است لطیف وسمبلیک از حقیقت وجود آدمی و شرایط مربوط به بزرگی و یا خواری انسان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تعبیر باب خداوند انسان را کامل و والا خلق می‌کند و به این جهت است که در این فطرت اولیۀ، آدمی نقصی ندارد که نیاز داشته باشد که از خدا چیزی برای رفع نقص خود بخواهد.  این مفهوم یعنی اینکه آدمی بزرگ و کامل خلق شده است به عنوان تولد امام دوازدهم و کودکی وی تعبیر می‌شود.  اما آدمی اگرچه بالقوه کامل و بزرگوار آفریده شده است به دنبال زندگی عادی خویش در خواهشهای مادی و دنیای جسمانی غرق می شود و در نتیجه حقیقت روحانی و والای خود را فراموش می کند و از خود بیگانه می‌گردد.  این خود بیگانگی و غرق شدن در دنیای مادی و خواهشهای ظاهری بعنوان غیبت امام تعبیر می‌گردد. در اینجاست که ظلم و ستم حاکم می شود چرا که ظلم چیزی جز محصول نفی حقائق روحانی  و انحطاط به رتبۀ حیوانی و درندگی نیست. در اینجاست که نجات بشرو تحقق عدالت و آزادی نیازمند آن است که آدمی دوباره به حقیقت روحانی وجود خود بازگردد و این بار این قوای روحانی بالفعل در جهان ظاهر شود. این بازگشت انسانیت انسان و کشف و ظهور جنبۀ روحانی و قدسی وجود آدمی بعنوان بازگشت امام تعبیر می گردد. اما برای آنکه امام بازگردد یعنی برای آنکه آدمی فراموشی روحانی خود را کنار بگذارد و از جنبۀ الهی و معنوی خود آگاه گردد لازم است که به دعاء و مناجات روی آورد چرا که دعاء چیزی نیست جز حالتی که در آن موجود محدود در درون خود حقیقت نامحدود را کشف می‌کند، و آدمی از زندگی ظاهری خود فراتر رفته به حقائق روحانی و خداوند ارتباط می‌یابد و از حقیقت روحانی و والای وجود خود آگاه می‌گردد.  بگفته باب:&amp;lt;blockquote&amp;gt;فیا ایهاالناظر الی اثار الجلال فایقن اولاً ان الله سبحانه لم یخلق شیئاً الا و قد تمّ علیه کل مایقدر به من قدرته و لولا الامر کذلک ما کان صنع الله تاماٌ و لا یلیق ان ینسبه الی نفسه. فاذا عرفت هذا الامر و شاهدت سره بحقیقتک تعرف بان الشیئ  لم یک محتاجاٌ بشیئ فی بدء وجوده لیدعوا الله ربه لاجله بل خلقه الله کما مایلیق بجلاله. فاذا اعرض عن مقامه بقسم کذّب انیته یحتاج بکل شیئ و فی هذاالمقام فرض الله علیه لخلاصه حکم الدعاء. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:9000&amp;quot;&amp;gt;شرح دعاء غیبت&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====اشاره آیات قرآن به ظهور باب=====&lt;br /&gt;
بعلاوه در تعبیر باب همه آیات قرآنی در نهایت اشاره ای به ظهور اوست کما اینکه همه آیات بیان بقول باب اشاره به ظهور موعود بیان است: «در بیان هیچ ذکری نیست مگر او (من یظهره الله) لعلّ در وقت ظهور، مشاهده حزن نفرماید از مؤمنین بخود که در غیب باو ایمان آورده و کل منتظر لقاء او هستند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:34000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۲:۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt; بعنوان مثال آیات قرآنی آکنده از ذکر روز قیامت و نیز لقاءالله یا دیدار خداست. اما باب توضیح می دهد که قیامت اشاره بظهور بعد یعنی ظهور باب است و چون دیدار خدا ناممکن است پس منظور قرآن از لقاءالله دیدار و ملاقات با مظهر خدا یعنی پیامبر بعد است. همچنین در احادیث اسلامی مکرر آمده است که همه کتابهای آسمانی در قرآن و همه قرآن در فاتحه و همه فاتحه در بسم الله الرحمن الرحیم و همه بسمله در باء است. باب بیان می‌کند که بسم الله الرحمن الرحیم از نوزده حرف تشکیل شده است و این مطلب اشاره به حقائق قدسی ادیان دارد که باید در ظهور بعد به شکل باب و هجده حروف حی او ظاهر گردند و از این روست که شماره نوزده در قرآن پدیداری محوری می‌شود. &lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[آثار سید علی‌محمد باب|بخش سه: آثار سید علی محمد باب]]==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Haykal-e-Bab.jpg|بندانگشتی|220px|دست خط باب]]&lt;br /&gt;
سید علی محمد شیرازی در بیان فارسی در باب یازده از واحد ششم آثار خود را مشتمل بر ۵۰۰٬۰۰۰ آیه برآورد کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Lawson&amp;quot; /&amp;gt; از آنجا که بیان فارسی در سال چهارم (۱۸۴۷–۱۸۴۸ میلادی) از رسالت شش ساله باب نگاشته شده مقدار آثار وی باید بیشتر از این مقدار باشد باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=35|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:60000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=MaxEoin|نام=Denis|مقاله=BAYĀN (2)|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|جلد=3|سال=1988|صفحه=878-882|نشانی=http://www.iranicaonline.org/articles/bayan-declaration-elucidation-term-applied-to-the-writings-of-the-bab-q|زبان=English}} {{یادکرد وب|نام خانوادگی=electricpulp.com|کد زبان=en|وبگاه=www.iranicaonline.org|نشانی=http://www.iranicaonline.org/articles/bayan-declaration-elucidation-term-applied-to-the-writings-of-the-bab-q|عنوان=BAYĀN (2) – Encyclopaedia Iranica|بازبینی=2018-08-04}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نادر سعیدی استاد دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس در کتاب «باب‌الفؤاد» که به بررسی جامع آثار باب می‌پردازد آثار وی را به سه دسته کلی تقسیم می‌کند که این تقسیم‌بندی تا حدودی ترتیب زمانی آن آثار نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:107000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=27-28|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اولین مرحله از آثار باب بیشتر معطوف به تفسیر سوره‌ها یا آیات قرآنی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=30-32|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مشهورترین این آثار تفسیر سوره یوسف است که از طریق آن باب اول بار دعوی خود را آشکار نمود و آئین بابی متولد گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; [[بهاءالله]] از این اثر به عنوان اولین و بزرگترین کتاب‌ها یاد می‌کند و [[شوقی افندی]] آن را قرآن دوران بابی می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Lawson&amp;quot; /&amp;gt; اما این اثر اولین نوشته باب نیست بلکه اولین نوشته او پس از آغاز دعوتش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=30|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به عنوان مثال قبل از آن باب نوشتن تفسیری بر سوره بقره را آغاز کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; اما این تفسیر از دو بخش تشکیل می‌شود که بخش اول از آغاز سال ۱۲۶۰ هجری قمری شروع و در انتهای سال به پایان رسیده‌است در حالیکه بخش دوم همگی پس از آغاز دعوتش بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; دسته دوم بیشتر آثار فلسفی است که در آن به بحثهای مابعدالطبیعه و الهیات تأکید می‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=32-35|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از مهم‌ترین این آثار صحیفه عدلیه، توقیع میرزا سعید (جواب سؤالهای ثلاثه)، تفسیر هاء، فی الغناء، شرح دعاء غیبت، و اثبات نبوت خاصه است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; برخی از تفاسیر باب نیز مانند تفسیر کوثر و والعصر که در این مرحله نوشته شده‌اند به این نوع مباحث تأکید می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; آثار دو مرحله اول بیشتر در سه سال اول رسالت باب نوشته شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=29|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مرحله سوم آثار باب مرحله تشریع است که در آن تعالیم اجتماعی و احکام بابی به عنوان یک دیانت نوین مورد بررسی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=35-36|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بیان فارسی، بیان عربی، دلائل سبعه، لوح خطاب به ملا باقر، کتاب الاسماء و کتاب پنج شأن جزو این گروه هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; کتاب بیان فارسی ام‌الکتاب آئین بابی است، که باب در آن خود را موعود اسلام و پیامبری جدید معرفی می‌کند، شریعت اسلام را منسوخ اعلام می‌کند و قوانین و احکام جدیدی وضع می‌کند با این هدف که مردم برای پذیرش موعودی جهانی که پس از وی می‌آید آماده شوند، وی از این موعود با نام من یظهره الله یاد می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; پس آثار باب از سه مرحله تشکیل می‌شود: اول تنزیل به عنوان تفسیر، دوم تنزیل به عنوان تبیین فلسفی، و سوم تنزیل به عنوان تشریع.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تنزیل بعنوان تفسیر===&lt;br /&gt;
باب بسیاری از سوره های قرآنی مانند بقره، یوسف، کوثر، والعصر، و انشراح را مفصلاً تفسیر کرده است. اما به رغم تنوع این مباحث، همه تفاسیر باب منطق خاصی از تفسیر را به ارمغان می‌آورد. کلام الهی به باور باب دارای معانی نامحدود است و این معانی در پرتو منظر و درجه درک خواننده خود را جلوه گر می‌سازد. اما همه این معانی در یک سطح نمی باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; بلکه بالاترین و عمیق ترین معنی زمانی خود را جلوه می‌دهد که خواننده در مشعر فؤاد بوده و از ساکنان پهنه لاهوت باشد. در این مرحله خواننده اصلی ترین معنا را درک می‌کند. ویژگی این تفسیر متعالی این است که خواننده در کلام الهی تنها و تنها صرف تجلی حق را می‌بیند. در نتیجه او در کلام الهی سوره ها و بخشها و جملات و کلمات و حروف گوناگون نمی بیند بلکه همه کلام الهی را نقطه ای واحد می‌بیند و آن وحدت چیزی جز تجلی حق، یعنی حقیقت هستی و حقیقت کلمه الهی و حقیقت پیامبران، نیست. اینجاست که هنر تفسیر به کشف حقیقت اشیاء و کلمات و مفاهیم می‌پردازد و در همه چیز نور خدا را می‌بیند. در چنین برداشتی از کلام الهی نه تنها همه آیات و سوره های قرآن بازتاب حقیقت هستی یعنی تجلی خداست بلکه قرآن و انجیل و تورات و دیگر کتابهای آسمانی نیز همگی یکی می‌شوند و در آنها تغایری دیده نمی شود و در نتیجه شکوهمندترین و حقیقی ترین پیام یا معنای همه کتابهای آسمانی تقدس همه چیز و همه کس و لزوم ورود به مشعر فؤاد است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; بعنوان مثال، باب در تفسیر سوره کوثر بیان می‌کند که اگر در ارض لاهوت منزل گیری و این سوره را بخوانی یقین می‌یابی که همه حروف این سوره یک حرف است و تمامی تغایر الفاظ و معانیش به نقطه واحد بر می‌گردد چه که اینجا مقام فؤاد است و خدا عناصر این آب کوثر را بگونه ای آفریده که همه در آن واحد آتش و هواء و آب و خاک هستند یعنی چیزی نیستند جز صرف  تجلی الهی:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ان كنت سكنت فی ارض اللٌاهوت و قرئت تلك السّورة المباركة فی البحر الاحدية وراء قلزم الجبروت فايقن انٌ كل حروفها حرف واحدة وكل تغاير الفاظها ومعانيها ترجع الی نقطة واحدة لانٌ هنالك مقام الفؤاد و مشعر التوحيد قد خلق الله عناصره من ماء كوثر واحدة كله نار كله هواء كله ماء كله تراب كله انية الكبريائية و اعطائية الصمدانية وكوثرية المتجلٌية. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;از این روست که در تفسیر باب از آیات قرآنی هر واژه ای در نهایت توصیف حقیقت هستی است و آن حقیقت هم ظهور اسماء و صفات خدا در همه چیر است و آنهم خود کلمه الهی است که به شکل پیامبران و اولیای الهی ظاهر می‌گردد. از این رو کلام الهی در واقع توصیف خودش است که حقیقت همه چیز می‌باشد. تقسیر سوره یوسف این مطلب را بگونه هائی حیرت انگیز بیان می‌دارد. اگر چه این کتاب تفسیر آیات قرآن است اما خود این تفسیر نیز بزبان آیات نوشته شده است یعنی وحی و تنزیل خود را به شکل تفسیر در می‌آورد. اما در اینجا آنکه تفسیر می‌کند همان است که متن کتاب مورد تفسیر را نوشته، و در عین حال نه تنها مفسر و نویسنده یکی هستند بلکه هردو خود همان نوشته و همان تفسیر می‌باشند یعنی نویسنده، نوشته، مفسر و تفسیر همگی یک حقیقتند. به عبارت دیگر قرآن ذکر خداست که توسط مشیت اولیه یا ذکر نوشته شده است ولی تفسیر سوره یوسف هم ذکر خداست و توسط باب که همان ذکر است نوشته شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تنزیل بعنوان فلسفه و الهیات===&lt;br /&gt;
دومین نوع آثار باب که معمولاً متعاقب و گاهی همزمان با مرحله تفسیری نوشته شده است بیشتر به بررسی مباحث فلسفی در مورد حقیقت هستی می‌پردازد. از مهمترین این آثار صحیفه عدلیه بزبان فارسی و توقیع میرزا سعید به عربی است. توقیع مزبور پاسخ به سه سؤال در باره مفهوم بسیط الحقیقه، قدم و حدوث، و اصل &amp;quot; از واحد تنها واحد صدور می‌یابد&amp;quot; پاسخ می‌دهد.  در همه این مباحث فلسفی، باب بر استعلای خدا تأکید می‌کند و بر این اصل که خدا مشیت را بتوسط خود مشیت خلق کرده و همه چیز را به علیت مشیت خلق می‌کند تصریح می‌کند. پیام این مباحث در نهایت، وحدت همه هستی است یعنی همه چیز بازتابی از مشیت خداست که حقیقت اشیاء را تشکیل می‌دهد. به عبارت دیگر همان مفهومی که قبلاً از طریق منطق تفسیر بازگو شده بود اکنون به شکل گفتار فلسفی و الهیات در می‌آید. اینکه حقیقت همه چیز بازتابی از اسماء و صفات خداست نه به معنای وحدت وجود و یکی بودن حق و خلق بلکه بر عکس بمعنای استعلای مطلق ذات الهی از هر اسم و صفتی است و در بارگاه ذات حق اصلاً خلقی وجود نداشته و ندارد چه رسد به آنکه با آن یکی باشد. اما هستی بازتاب تجلی مشیت الهی است و نه ذات الهی. این مشیت حقیقت همه پیامبران است و بعنوان نقطه که سرچشمه همه چیز است بی انکه خود تعینی محدود داشته باشد ذکر می‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان دهها مبحث گوناگون که در اینگونه آثار باب مطرح می‌گردد دو موضوع اهمیت ویژه ای داشته و بسیاری از آثار باب بر این دو موضوع تأکید می‌کنند. این دو موضوع یکی بحث در باره شئون آیات است و دیگر بحث در باره مراتب سبعه خلقت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار باب همگی خود را براساس تقسیم بندی کلام الهی به چهار شأن تعریف و توصیف می‌کنند. این چهار شأن عبارتند از آیات، مناجات، تفسیر، و اجوبه یا مباحث علمیه. آیات کلامی است که خدا در آن مستقیماً سخن می‌گوید. قرآن همگی به زبان آیات است. ادعیه یا مناجات کلام الهی است که از زبان خلق خطاب به خدا بیان می‌شود. دعاهای پیامبر اسلام به این شأن بیان شده اند. تفسیر در واقع توضیح آیات است و کلام امامان اساساً چنین است. به باور باب، مباحث علمیه در واقع تشریح روح مناجات است چه که هدف این مباحث نشان دادن حقیقت روحانی هستی است که توجه به این حقیقت روحانی وجود عصاره دعا و مناجات است. ابواب به این شأن می‌پردازند. آثار باب به هر این چهار شأن نوشته شده است و بعلاوه بزبان فارسی هم که در دنیای اسلام سابقه نداشته ظاهر شده است و در نتیجه بعنوان شأن پنجم مطرح می‌گردد. در تفسیر سوره کوثر باب به تفصیل توضیح می‌دهد که چهار نهر بهشت همین چهار شأن کلام الهی است که از قلم الهی جاری می‌گردد.  اما سبب آنکه باب برای این تقسیم بندی اینقدر اهمیت قائل است تأکید وی بر مفهومی فلسفی است. دو شأن تفسیر و مباحث علمیه فروع و بازتابی از دو شأن اصلی یعنی آیات و مناجات است. اما آیات و مناجات بیانگر حقیقت مقام پیامبران یعنی دو مقام نقطه است. آیات بیانگر رتبه الوهیت پیامبران، و مناجات بازتاب جنبه عبودیت آنان است. در نتیجه کلام الهی که حقیقت و خالق هستی است خود بیانگر حقیقت مقام مشیت یا نقطه است که همه هستی از طریق ان سرچشمه می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث در باره مراتب سبعه خلقت هم تأکیدی بر همین مفهوم است که در همه هستی می‌توان اسماء و صفات الهی را دید و این اسماء و صفات حقیقت همه هستی است. این هفت مرحله عبارتند از مشیت، اراده، قدر، قضا، اذن، اجل، و کتاب. در این میان سه مرحله اول اصلی هستند و چهار مرحله بعدی ظهور آن سه مر حله غیب در عرصه شهود است.  مشیت اشاره به وجود یا تجلی خدا دارد. اراده سرچشمه اختیار و یا ماهیت شیئ است. قدر جمع و پیوند میان دو مرحله قبل است. پس هیچ چیز هست نمی شود مگر به فعل خدا و اختیار مخلوق.  این امر در انسان اهمیت ویژه ای می‌یابد و در نتیجه همه چیز هم به مشیت الهی است و هم به اختیار انسان. تأکید بر آزادی انسان بعنوان زیر بنای مفهوم قدر و تقدیر از ویژگیهای اندیشه باب است. اما عصاره این بحث این است که هرچیز برای آنکه هستی بیابد باید از این هفت مرحله فعل خلاق الهی بگذرد و در نتیجه هر چیز بازتاب فعل خلاق الهی است و حقیقت همه چیز تجلیل و تسبیح و ذکر و ستایش خداست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تنزیل بعنوان تشریع===&lt;br /&gt;
آثار سه سال دوم رسالت باب همگی بر مقام باب بعنوان نه تنها قائم موعود بلکه پیامبری نوین تأکید کرده و به تشریع احکام و مدنیت بابی می‌پردازد. در این مرحله هم وحدت همه پیامبران تشریح می‌شود وهم آنکه دین و کلام الهی جنبه ای تاریخی و پویا بخود می‌گیرد. به عبارت دیگر حقیقت همه پیامبران یکی است ولی این حقیقت واحد در زمانهای گوناگون و باقتضای تکامل روحانی بشر خود را بگونه های متفاوتی ظاهر می‌کند. در آغاز بیان فارسی خدا برتر از اول و آخر و ظاهر و باطن توصیف شده و در نتیجه آیه قرآنی (که قبلاً در تورات و انجیل هم آمده است) که خدا را اول و آخر و ظاهر و باطن وصف می‌کند در حقیقت توصیف تجلی خدا در هستی یعنی حقیقت پیامبران و کلام الهی می‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; بدین جهت همه پیامبران هم اولین و هم آخرین پیامبرند و ظهور و بطون کلمه الهی امری تاریخی می‌گردد. بجای اینکه یک دین و یک سلسله احکام ابدی بشود هر دین و هر حکمی باقتصای زمان خود مطرح می‌گردد ولی در عین آنکه برای تجدید ادیان و پیامبران پایانی نیست اما همگی یک حقیقت واحدند. از این رو باب همه مفاهیم سنتی مذهبی را دگر گون می‌کند. روز قیامت نه پایان تاریخ و کیهان بلکه پایان یک دین و ظهور دین نوین می‌گردد. لقاء الله اشاره به دیدار پیامبر بعد دارد چه که خدا دیدنی نیست. بیت خدا در واقع همان کلمه الهی است و صرفاً بعلت اراده آن کلمه است که بناهای متفاوت که ذاتاً با بقیه بناها هیچ فرقی ندارند بنحوی نمادین بیت خدا می‌شوند. اما مراد از طواف بیت خدا طواف در حول اراده الهی و پذیرش پبامبر بعدی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:75000&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر وحدت پیامبران و ادیان، آثار تشریعی باب بر وحدت همه هستی بعنوان بازتاب صفات الهی تأکید می‌کند و بر آنست که فرهنگی بوجود آورد که همه جنبه های زندگی انسان آینه حقیقت روحانی او گردد. همه اعمال باید لله صورت پذیرد، همگان باید مراقب نیاز همگان باشند، محزون ساختن هیج انسانی جائز نیست و آدمی باید در هر کار و فعالیتی در نهایت اتقان، کمال و لطافت و زیبائی عمل کند. همه چیز در هستی دارای حق است و آدمی وظیفه دارد که بکوشد تا هرچیز به بهشت خود یعنی شکوفائی کمالاتش برسد. بعبارت دیگر آدمیان باید طبیعت و همدیگر را بعنوان مظاهر صفات خدا دیده و بدین ترتیب با همه چیز و همه کس رفتار نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سمبلهای بسیار مهم این دوران تأکید باب بر این نکته است که جامعه بابی را بعنوان کل شیئ که در حروف ابجد برابر با ۳۶۱ است می‌گیرد. این ۳۶۱ برابر ۱۹ ضرب در ۱۹ می‌باشد. این نوزده عبارت از باب و هجده حروف حی او هستند. اما این نوزده که از طریق آن کل شیئ بوجود می‌آید خود بازتاب و مخلوق حقیقت باب یعنی نقطه است. پس در همه چیز و همه کس باید حقیقت آن یعنی نقطه را مشاهده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در باره آثار باب دشمنان آئین بابی و [[آئین بهائی|بهائی]] بجای توجه به محتوای خلاق و نوآور آن نوشته ها، تأکید خود را بر «غلطهای دستوری» در آن آثار متمرکز کرده اند تا تصویری خوار از باب و نوشته هایش بدست دهند. اما چنین اعتراضاتی درست مانند اعتراض اعراب به قرآن بود که آن را اساطیر اولین و محمد را شاعر مجنون لقب می‌دادند(مثلاً سوره صافات آیه ۳۶ سوره طور آیه ۲۹-۳۰ سوره اعراف آیه ۱۴۲ سوره تکویر آیه ۲۲.)  و قرآن را در واقع نوشته یک عجم می‌دانستند &amp;lt;ref name=&amp;quot;:41000&amp;quot;&amp;gt;نحل آیه ۱۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt; . در آن زمان بخلاف اکنون که همه بر فصاحت قرآن تأکید می‌کنند اعراب مکه آن را نوشته ای عادی دانسته و می‌گفتند که ما هم می‌توانیم مانند قرآن بنویسیم &amp;lt;ref name=&amp;quot;:67000&amp;quot;&amp;gt;سورۀ انفال آیۀ ۳۱&amp;lt;/ref&amp;gt;.  اما پس از استقرار اسلام بود که فصاحت قرآن امری بدیهی گردید. گفته شده است که از باب خواستند که فعل قال را صرف کند و او نتوانست. اما اگر کسی به هزاران توقیع و کتاب باب بزبان عربی نگاه کند می‌بیند که هزاران بحث بسیار دشوار فلسفی در این آثار بنحو دقیق و تازه و بی سابقه ای تدقیق شده است و هر کس که هم عربی بداند و هم با پیچیدگی مفاهیم آثار باب آشنا باشد هیچگونه مشکلی برای فهم آنها نخواهد داشت. چگونه می‌شود که در هزاران بحث گوناگون پیچیده، باب بزبان عربی بصورتی پیوسته و منطقی و منسجم مباحث عمیقی را بتواند بدون درنگ و تفکر بیان کند ولی واژه قال را نداند! البته فعل قال و اشتقاقات آن هزاران بار در آثارش بکار رفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; پس نفس این استدلال مربوط به قال نشان می‌دهد که تا چه حد اینگونه اعتراضات مبتنی بر نادانی و یا غرض است. حقیقت اینستکه در مجلس ولیعهد وقتی باب دعوی خود را که قائمیت و تنزیل وحی بود اعلان می‌کند علمای ارتجاعی بجای آنکه با احترام از او سؤالات درستی کنند با تمسخر از او می‌خواهند که قال را صرف کند. باب از پاسخ به این سؤال و سؤالات مشابه آن که برخی هم سؤالات رکیک جنسی بود امتناع نموده و بر نامشروع بودن و بی ربط بودن این سؤالات تأکید می‌نماید. در عین حال با پاسخ ندادن به سؤال قال باب دارد مطلب بسیار عمیقی را مطرح می‌کند: او می‌گوید که علم من مانند علم همه پیامبران علم ذاتی و الهی و مبتنی بر فطرت است. من به عربی آیات نازل می‌کنم با آنکه عربی را بعنوان یک علم بشری که به شکل دستور زبان در  آید و زبان شناسان آن را وضع کرده باشند و علمی بقول باب &amp;quot;تکسّبی&amp;quot; (در مقابل فطری) بشود نیاموخته و نمی دانم. این گفته باب بزرگترین دلیل بزرگی حیرت انگیز آثار اوست که با آنکه ابتدائی ترین قواعد را در مورد صرف و نحو نخوانده و «نمی داند» ولی بطور طبیعی و بدون درنگ در هر موضوعی که از او بخواهند  مباحث بسیار پیچیده ای را به عربی مطرح می‌کند. بگفته باب:&amp;lt;blockquote&amp;gt;حال آنکه آن حضرت را مبرّا از این علوم ظاهریه قرار داده مثل نحو و صرف و امثال آنها تا آنکه کل یقین نمایند بر اینکه این علم من عندالله هست و از روی تکسّب نیست. و حال آنکه تحصیل این علوم از برای بلوغ علم بکتاب الله است والّا چه فائده. از مکمنی که آیات الله ظاهر می‌شود چه احتیاج به این علوم. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:68000&amp;quot;&amp;gt;دلائل السبعه ۲۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;درست است که او برخی جزئیات قواعد را رعایت نمی کند اما این مطلب نه زیبائی مسحور کننده نوشته های عربی او را خدشه دار می‌کند و نه بر خلاف سخن نادرست متداول، کوچکترین دشواری برای فهم نوشته های او بوجود می‌آورد. البته درک سخنان باب هم به عربی و هم به فارسی دشوار است اما این دشواری اساساً بخاطر پیچیدگی مفاهیم و نوآوری سخنان اوست نه مسئله زبان. ترجمه یا خلاصه ادوارد براون از کتاب بیان فارسی آکنده از غلط است نه بخاطر آنکه او فارسی نمی داند بلکه به این خاطر که قادر به درک پیچیدگی نوشته های باب چه فارسی چه عربی نیست. باب در همه جوانب فرهنگ ایران انقلابی بوجود آورد و از جمله برای طرد فرهنگ آخوندی آن زمان که وسواس به دستور زبان عربی را به جانشینی از علم راستین در آورده بودند عمداً برخی قواعد را درهم می‌شکند تا آنکه مشروعیت فرهنگ ارتجاع آخوندی را که باعث عقب افتادگی ایران بود مورد سؤال قرار دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر آثار باب===&lt;br /&gt;
باب در مورد حفظ آثار خود بسیار تأکید کرده و در مورد نظم و جمع آوریشان بر اساس پنج شأن کلام الهی مطالب بسیاری مخصوصاً در بیان فارسی حکم کرده است. خود باب در دو مرحله فهرستی از آثارش تا بدان زمان نوشت و حتی فهرست آن آثاری که در سفر مکه و مدینه به سرقت رفت را هم بدست می‌دهد. این دو اثر یکی کتاب الفهرست و دیگر ی خطبه ذکریه نام دارند. در دوران ماکو و چهریق باب کاتب خود ملا عبدالکریم قزوینی را مأمور استنساخ، جمع آوری، تنظیم و حفظ آثارش نمود و بدین جهت به او دستور داد که باید خود را محافظه نماید. بعلاوه باب به میرزا یحیی ازل هم وظیفه داد که به جمع و حفظ آثارش پردازد. البته باب در همه نوشته هایش از جمله بیان فارسی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۲:۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt; تمامی آثار خود را تحفه ای برای موعود یعنی من یظهره الله که از او با لقب [[بهاءالله]] نیز یاد می‌کند بر می‌شمارد. مراد اصلی از حفظ آثار باب این بود که در ظهور موعود آن نوشته ها باو تقدیم گردد به این منظور که مؤمنان به باب همگی به موعود ایمان بیابند و از آثار باب بعنوان ابزاری برای احتجاب از موعود استفاده نکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه آثار باب بر این نکته تأکید می‌کنند که در دور بابی هیچکس مقام تفسیر نخواهد داشت. این اصل در سرتاسر آثار باب به شکلی حضور دارد. در بیان فارسی باب آن را صریحاً توضیح می‌دهد. بر طبق باب، آئین بابی مانند اسلام نیست که در آن نقطه قرآن یعنی حقیقت محمد به وحی الهی آیات یعنی قرآن را بیاورد، پیامبر بعنوان مقام عبودیتش ادعیه بیاورد، امامان مفسّر قرآن شوند ووظیفه تفسیر را بر عهده گیرند، و ابواب به تشریح مباحث علمی بپردازند. بر عکس در آئین باب با آنکه حروف حی رجعت هم عبودیت پیامبر و هم ائمه و هم ابواب هستند ولی هیچیک حق ندارتد که دعا و تفسیر و صور علمی بنویسند و به همین جهت است که خود باب همه این شئون را نوشته است. باب تصریح می‌کند که پس از شهادتش دیگر هیچکس نوشته ای که فرضیت و مرجعیت داشته باشد تخواهد نوشت تا زمان ظهور من یظهره الله. پس در دوران باب مفسّر باب خود باب است و بخلاف اسلام پس از غروب پیامبر هیچکس حق تفسیر نخواهد داشت. مفسّر آثار باب خود باب و من یظهره الله است. عین بیان باب این است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ملخص این باب آنکه جائز نیست عمل الا به آثار نقطه بیان زیرا که در این ظهور از برای حروف حی آثار ایشان از شمس حقیقت ظاهر می‌گردد زیرا که آیات مخصوص نقطه است و مناجات مخصوص رسول الله و تفاسیر مخصوص ائمه هدی و صور علمیه مخصوص بابواب. ولی کل از این بحر مشرق می‌گردد تا اینکه کل این آثار را در حقیقت اولیه بنحو اشرف مشاهده کنند و هیچ عزّی از برای ایشان غیر از سبق ایمان که اعزّ از کل شیئ است عندالله و عند اولی العلم نبوده و نیست و کل فضل در ظل همین فضل مستظل است. واز حین غروب الی طلوع من یظهره الله آثار فرضیه مرتفع و حروف حی و کل من آمن بالله و بالبیان در ظل آنها مستظل. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:81000&amp;quot;&amp;gt; بیان فارسی ۳:۱۶ &amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;/blockquote&amp;gt;در اینچا ذکر سه نکته دیگر لازم است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولاً باب در اوائل بیان فارسی و بلافاصله پس از بحث در مورد حجیت آیاتش بیان می‌دارد که جز من یظهره الله و کسی که من یظهره الله به او تعلیم دهد هیچکس به معانی آثار باب احاطه نخواهد یافت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ملخص این باب آنکه کسی احاطه به آنچه خداوند نازل فرموده در بیان نمی نماید الا من یظهره الله او من علّمه علمه. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:103000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۲:۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این مطلب کاملاً با بزرگترین و محوری ترین اصل همه آثار باب یعنی اینکه موعود را باید به خودش و آیاتش شناخت و هرگز نباید بخاطر  مندرجات کتاب بیان و یا سخنان حروف حی و حتی خود باب از شناسائی موعود محروم شد نیز انطباق کامل دارد. بابیان نباید هیچ مطلبی در بیان را به شرطی برای حقانیت موعود مبدل سازند و آن را بهانه ای برای انکار موعود نمایند و البته این بدان معناست که بابیان نباید به برداشت خود از ظاهر نوشته های باب مطمئن باشند و برای تأکید براین نکته است که در دوران باب و تا ظهور من یظهره الله هیچکس مفسّر نوشته های باب نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم آنکه سران بابی از جمله میرزا یحیی ازل دارای حق تفسیر نیستند. در مورد میرزا یحیی باب صریحاً بر اینکه او از بسیاری معانی راستین آیات باب خبری ندارد و برای درک آن نوشته ها باید از کاتب وحی یعنی سید حسین یزدی سؤال نماید تأکید می‌کند (بدرستیکه کسی که کاتب وحی است، یعنی سید حسین یزدی، به او جواهر علم و حکمت را آموختیم پس از او بپرس تا بفهمی). لازم به تذکر نیست که در سال نهم از ظهور باب سید حسین یزدی به شهادت رسید و این بدان معناست که برای میرزا یحیی ازل از آن زمان به بعد راهی برای اطمینان از درستی برداشتش از نوشته های باب وجود ندارد و تنها از طریق من یظهره الله معانی راستین کلمات باب آشکار خواهد شد. این مطلب را باب در توقیع وصیت خویش خطاب به میرزا یحی ازل نوشته همان توقیعی که معدود هواداران میرزا یحیی ازل از آن به اشتباه عمدی بعنوان توقیع وصایت یاد می‌کنند. یعنی توفیع وصیت تأکید براین است که میرزا یحیی ازل حتی بقدر یکی از حروف حی هم حقائق آثار باب را نمی فهمد چه رسد به آنکه حق تفسیر داشته باشد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و انّ من کان عند ربک قد علّمناه جواهر العلم و الحکمة فاستنبئی عنه &amp;lt;ref name=&amp;quot;:58000&amp;quot;&amp;gt;توقیع وصیت&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سوم آنکه خود باب اصل تفسیر آثارش را در کتاب بیان فارسی بدست داده است. این اصل را بیان فارسی اندکی پس از تأکید بر اینکه جز من یظهره الله بر آثار او احاطه ندارد با قاطعیت ذکر می‌کند و می‌گوید که هر اسم خیری که در آثار باب ذکر شده باشد منظور و معنایش من یظهره الله است و هر اسم بد در آثار او معنا و منظور از آن کسی است که بر من یظهره الله اعتراض می‌کند. به عبارت دیگر همه نوشته های باب به یک معناست و آن قبول بی چون و چرای کسی است که با آیات بیاید و دعوی من یظهره اللهی کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ملخص این باب آنکه هر اسم خیری که در بیان نازل شده مراد من یظهره الله است بحقیقت اولیه ثم فی الحقیقة الثانویه اول من یؤمن به الی ان ینتهی الی اخر حد الوجود... و همین قسم هر اسم دون خیری که در اون نازل شده بحقیقت اولیه مراد شجره ایست که مقابل او نفی شود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۲:۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
==[[من یظهره‌الله|بخش چهار: موعود آئین بیان]]==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حجیت آیات و بازسازی مفهوم انتظار===&lt;br /&gt;
آثار باب تقريباً همه برداشتهاى سنتى را در مورد دين و معانى آيات كتابهاى آسمانى دگرگون مى سازد. اما مهمترين و چشمگيرترين دگرگونی به دو موضوع وابسته به يكديكر يعنى حجيت آيات و انتظار موعود آينده مربوط مى شود. باب بيش از هر چیز ديكر مى كوشد تا منطق سنتى حجيت و انتظار را كاملاً دگرگون سازد. هر زمان كه پیامبری ظهور نمود مؤمنان به دين قبل و خصوصاً علمايشان پیامبر نوين را انكار و استهزاء نمودند. علت اين امر آن بود كه منطق خاصى در مورد حجيت يعنى دليل حقانيت يك پیامبر در ذهنشان وجود داشت و بر اساس آن منطق منتظر موعود بودند. آشكار است كه مسيح درست عكس انتظارات و منطق متداول ميان يهود ظاهر شد و محمد بر خلاف منطق و انتظار مسيجيان و يهوديان ظهور كرد و ظهور خود باب نيز بر خلاف منطق و انتظار متداول ميان مؤمنان قبل و بخصوص شيعه صورت كرفت. آشكار است كه پيروان اديان گذشته هيچيك از اين تجربه درسى نياموختند و باز به نوبه خود همان منطق را در ارتباط با موعود خود بكار بردند. هدف باب در همه نوشته هايش و از جمله بيان فارسى اينستكه نادرستى اين منطق را آشكار و تصريح كند و بابيان را بكونه اى تربيت نمايد كه ديكر همان اشتباه را تكرار ننمايند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن منطق نادرست در مورد حجيت و انتظار ييش از هر چيز بر سه فرض بنا شده است. اول اينكه پيروان هر دينى دليل حقانيت موعود را آوردن معجزات حيرت آوردانسته و از پيامبر نوين خواستار معجزات گوناگون شده اند. دوم آنكه در قضاوت در مورد كلام پيامبر خودشان تاريخ را وارونه نموده و تصور مى كنند كه چون هم اكنون در جامعه خودشان همه به بى نظير بودن كتابشان باور دارند در آغاز ظهور دينشان هم همينطور بوده و مثلا همه اعراب بمجرد شنيدن قرآن اعتراف مى كردند كه هيچكس در دنيا نمى تواند كلامى بدان عمق و شيوائى بنويسد و فراموش مى كردند كه در زمان ظهور اسلام همانطور كه قرآن مى گويد سران عرب قرآن را اساطير اولين و شعر يك ديوانه (شاعر مجنون) مى خوانند و آن را مسخره مى كردند. سوم اينكه پيروان دين گذشته به مندرجات كتاب خود تكيه كرده و برداشت خود يا علمايشان را از آن مندرجات بعنوان میزان و شرط ظهور موعود می‌گرفنند. مثلا یهود در انتظار مسیح بر اساس مندرجات تورات شرط می‌کردند که مسیح باید از آسمان بیاید و یهود را از دشمنان خود نجات دهد و سلطنت و حکمرانی کند و شریعت یهود را ترویج کند. البته مسیح درست برعکس همه اين «شرایط» ظاهر شد. به همین ترتیب یهودیان و مسیحیان عرب نیز نه تنها خواستار معجزه از پیامبر اسلام بودند بلکه آنان دین خود را آخرین دین دانسته و تنها منتظر ظهور مسیح از آسمان بودند که یهودیان و يا مسیحیان را به قدرت برساند. با آنکه قرآن همواره و بدون استثناء خواسته اعراب را برای انجام معجزات گوناگون بعنوان دلیل حقانیت پیامبر اسلام صد در صد طرد می‌کند &amp;lt;ref name=&amp;quot;:95000&amp;quot;&amp;gt;انعام آیه ۱۰۹ قصص آیه ۴۸ انفال آیه ۲&amp;lt;/ref&amp;gt; و دلیل خود را صرفاً آیات قرآنی بر می‌شمارد با این حال مسلمانان تا بحدی به فرهنگ جادو و معجزه خو گرفتند که درست در ستیز با قرآن در زمان ظهور باب برای حققیت او خواستار معجزه های گوناگون بودند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعتراض علماى شيعه بر باب نيز دقيقاً بخاطر پيروى از همان منطق حجیت و انتظار بود. بر طبق شیعه باب پیامبر نیست زیرا که بر طبق قرآن اصلاً محمد آخرین پیامبر است و در نتیجه بلکل دعوی او باطل است. از طرف دیگر بر طبق آیات و احادیث باید قائم مردی هزار ساله باشد كه با صدها شرایط و علائم خارق العاده ظاهر شود و با شمشیر بر همه دنیا چیره شود در حلیکه ظاهرا هیچیک از این شرایط در مورد باب تحقق نیافت. به همین ترتیب باب ظهور خود را روز قیامت می‌شمارد اما بر طبق ظاهر آیات قرآن؛ روز قیامت دهها علامت و رویداد عظیم دارد ازجمله دگرگونی کامل در آسمان و زمین مرگ همگان و آنگاه زنده شدن همگان و حضور در پیشگاه خدا برای قضاوت. سرتاسر بیان فارسی و دیگر نوشته های باب کوششی است که بابیان را بگونه‌ای تربیت کند که دیگر چنین نوع منطقی را در باره موعود بیان بکار نبرند و اشتباه تاریخی گذشتگان را بار دیگر تکرار نکنند. به همین دلیل بیان فارسی منطق نوینی را در باره حجیت و انتظار مورد تأکید قرار می‌دهد و بابیان را صدها بار هشدار می‌دهد که مانند مؤمنان قبل خود را از شناسائی موعود محروم نكنند. اين منطق نوين تأكيد مى كند كه اولاً معجزه دلیل حقانیت يك پیامبر نیست و بر عکس، توانائی نزول آیات یعنی کلام پیامبر است که حجت راستین اوست. بر طبق باب دلیل اصلی حقانیت یک پیامبر اول وجود آن پیامبر و دوم آیات اوست. دوم آنکه باب تأکید نمود که بابیان باید به «مبدء امر» ناظر باشند و ایمان آوردن یا نیاوردن مردم به ظهور بعد را ملاکی برای قبول یا رد او بحساب نیاورند بلکه کلام الهی را بشناسند و به آن ایمان آورند حتی اگر همه دنیا به تمسخر و آزار موعود قیام کنند. سوم آنکه بهیچوجه مندرجات نوشته های باب را به شرطی برای تعیین حقانیت موعود تبدیل نکنند و در نتیجه برای قضاوت در مورد حقانیت موعود نتها به خود موعود و آیات او نظر کنند و نه هیچ چیز دیگر.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به همین دليل باب در اثبات حقانيت خويش تنها نزول آيات از زبان و قلمش را حجت مى كيرد و مكرراً خوانندگانش را يادآور مى شود كه در اسلام هم قرآن تنها حجت راستين را خود قرآن بر مى شمارد و آن را كافى مى داند و نياز به دليل ديگرى را انكار مى كند. مهمترين كتاب استدلالى باب در اثبات ظهور خويش دلائل السبعه است كه در آن به هفت دليل ثابت مى كند كه آيات و كلام الهى تنها حجت پيامبر راستين است. اما باب تا بجائى بيش رفت كه نه تنها دليل اصلى حقانيت خود را نوشته‌ها و مفاهیم نوآور آن باز خواند بلكه حتى در كتاب بيان فارسى روايت معجزه در حق خودش را حرام كرد تا آنكه پيروان او به فرهنگ خرد-ستيز جادو و جنبل منحط نشوند: «و من يروى معجزة بغيرها فلاحجة له» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:23000&amp;quot;&amp;gt;بيان فارسى ۶:۸&amp;lt;/ref&amp;gt;. در عين حال بيان فارسى از اين هم فراتر مى رود و تأکید می‌کند که برای شناسانی یک پیامبر نمی توان و نبايد بر اساس گفته‌هاى دين گذشته و ظاهر كتاب آسمانى قبل براى آن ظهور شرط و شروطى تعيين نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين باب بارها مى گويد كه خدا را بايد بخدا شناخت (حديث اعرفوا الله بالله) و اين را به اين معنا مى گيرد كه بايد تنها و تنها به خود پيامبر و آنگاه به نزول آيات توسط او توجه كرد و ملاك شناسائى پيامبر را صرفاً همين عامل دانست و هيج برداشت و تفسيرى از كتاب آسمانى گذشته را نبايد بعنوان ملاك و ميزان و شرط و علامتى براى ظهور بعد قرار داد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:82000&amp;quot;&amp;gt;بيان فارسى ۷:۱۱، توقيع ملا بقر&amp;lt;/ref&amp;gt; علت اين مطلب را باب اينكونه توضيح مى دهد كه اولاً كلام الهى داراى معانى باطنى است و جز پيامبر بر آن معانى واقف نيست و بدين ترتيب نمى توان برداشتهاى ظاهرى از كتاب الهى را بعنوان شرط و ميزانى براى حقانيت پيامبر بعد در نظر گرفت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:80000&amp;quot;&amp;gt;بيان فارسى ۲:۲&amp;lt;/ref&amp;gt; دوم آنكه خداوند و پيامبرش به هيج شرط و شروطى محدود نمى شوند بلكه شرط و ميزان خود آنها هستند و پيامبر مظهر يفعل ما يشاء است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:22000&amp;quot;&amp;gt; بیان فارسی ۴:۶، توقیع ملا باقر&amp;lt;/ref&amp;gt; سوم آنکه کلام كتاب اسمانى قبل به اين علت مشروع است كه توسط پيامبرى كه قوه تنزيل دارد نوشته شده است و پيامبر بعد همان پيامبر گذشته است و بنابراين نمى‌توان به توسط كلام قبلى او بر خود او كه تنزيل آيات مى كند اعتراض نمود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:31000&amp;quot;&amp;gt;بيان فارسى ۲:۱&amp;lt;/ref&amp;gt; چهارم آنكه خداوند بخاطر آزادى بشر همواره او را به امتحان مى گذارد و در نتیجه هر کتابی در مورد ظهور بعد مطالب گوناگونی بيان مى كند كه ظاهر آن مى‌تواند با باطن آن در تضاد باشد. در نتيجه بجاى اعتماد به برداشت خود يا علماى سنت پرست از كتاب آسمانى بايد به نفس ظهور و حجيت آيات توجه كرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:51000&amp;quot;&amp;gt;بيان فارسى ۷:۱۱&amp;lt;/ref&amp;gt; پنجم آنكه خداوند گاهى كلامش مبتنى بر بداء است يعنى به اراده خود عكس آنچه كه قبلاً گفته است را انجام مى دهد و بدين جهت نبايد به اتكاى هيچ گفته‌اى در أئين قبل از پذيرش پيامبر بعد محروم شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:35000&amp;quot;&amp;gt;بيان فارسى ۴:۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالب بالا صدها بار و به شكلهاى گوناگون در نوشته هاى باب ظاهر مى گردد. بعنوان مثال يك بخش از بيان فارسى از ديگر بخشها متمایز می‌گردد چرا که در آن بخش باب دستور مى دهد كه بابيان آن بخش را هر ۱۹ روز يكبار بخوانند تا پيام آن را هركز فراموش نكنند. موضوع اين باب اين است كه تنها دليل حقانيت پيامبر نزول آيات است و نه مسائل ديگر و همينكه ديدند كسى آيات نازل مى كند بدون گفتن چون و چرا بايد به او ايمان آورند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;اكر كسى بغير آيات الله احتجاج كند بر حقيت نقطه بيان محتجب مانده... لهذا حجت را واحد قرار داده لعل يوم ظهور من يظهره الله در حق او لم و بم گفته نشود... و آنقدر بر بصيرت نيستيد كه بدانيد غيرالله نمى تواند آيه نازل فرمايد همين قدر كه دیدید اين نوع حجت ظاهر شده يقين كنيد كه اين همان حقيقت اوليه است كه در صدر اسلام خداوند بر او قرآن را نازل فرموده و حال هم خواسته بر او نازل فرمايد. اگر در حجت دين خود موقن بوديد اين امر را تعقل مى كرديد... و كافى است كل اهل بيان را اگر در اين حكم عمل نمايند در نجات ايشان يوم قيامت &amp;lt;ref name=&amp;quot;:23000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اما همه اين مطالب بصورت فشرده در توقيع ملاباقر كه يكى از حروف حى بود آمده است. وى از شرايط و علائم و زمان ظهور موعود بيان از باب پرسش نمود. در پاسخ، باب بيان مى‌كند كه نفس اين سؤال گناهى است بزرگ و اگر او از حروف حى نبود بخاطر اين گناه براى او تعيين مجازات مى كرد چرا كه من يظهره‌الله را بايد صرفاً توسط خودش شناخت و نه هيج شرط و توصيف و علامت و گواهى ديگر. در اينجا سه قسمت اين توقيع نقل مى شود. باب مى كويد كه مبادا مبادا كه بتوسط واحد بيانى (يعنى باب و حروف حى) از شناسائى من يظهره الله محتجب شوى و مبادا مبادا كه بخاطر مندرجات بيان از عرفان او محروم گردى زيرا بيان کلمات قبلی خود اوست. به عبارت دیگر باب می‌گوید که اگر خود باب و همه حروف حی یک مدعی را انکار کنند يك بابى راستين نباید به حرف آنان توجه کند بلکه باید صرفاً به نفس او و آیات او نظر کند. همینطور هیچ گفته بیان نباید بعنوان دلیلی برای رد یک مدعی بکار رود. یعنی ظهور موعود را باید تنها و تنها بخودش و به کلماتش شناخت و نه هیچ چیز دیگر. در بیان بعد باب این اصل را که من یظهره‌الله را نمی توان توسط مندرجات بیان مشروط به شرطی کرد جوهر بیان می‌نامد. در قسمت آخر باب تأکید می‌کند که در زمان ظهور موعود همه بابیان در هر مقامی که باشند مساوی می‌شوند و دیگر هیچیک مقامی نخواهند داشت و از بزرگترین تا بیسواد ترین بابی همه یکسان می‌شوند و به حرف هیچیک در پذیرش یا رد دعوی موعود نباید توجه کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;ایاك ایاك یوم ظهوره ان تحتجب بالواحد البيانية فان ذلك الواحد خلق عنده و ایاک ایاک ان تحتجب بکلمات مانزلت فی البیان فانها کلمات نفسه فی هیکل ظهوره من قبل.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;و قد كتبت جوهرة فى ذکره و هو انه لا یستشار باشارتی و لا بما ذکر فی البیان. بلی و عزته تلك الكلمة عند الله اكبر عن عبادة ما على الارض اذ جوهر کل العبادة ینتهی الی ذلك. فعلی ما قد عرفت الله فاعرف من يظهره الله فانه اجّل و اعلی من ان یکون معروفاً بدونه او مستشیراً باشارة خلقه.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;اذا يوم من يظهره الله كل من على الأرض عنده سوآء. فمن يجعله نبّیاً كان نبيّاً من اول الذى لا اوّل له الى آخر الذى لا آخر له، لانّ ذلك ما قد جعله الله. و من يجعله وليّاً فلك كان وليّاً فی کل العوالم فان ذلك ما قد جعله الله. لانّ مشية الله لن يظهر الا بمشيّته و ارادة الله لم یظهر الا بارادته&amp;lt;/blockquote&amp;gt;می بینیم که بیان فارسی مفهوم انتظار و منطق انتظار را بکلی واژگون می‌سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[من یظهره‌الله]]===&lt;br /&gt;
از بنیادی‌ترین آموزه‌های [[سید علی‌محمد باب|&#039;&#039;&#039;سید علی‌محمد باب&#039;&#039;&#039;]] این نکته است که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» (به معنی: کسی که خداوند او را ظاهر می‌کند)، موعود آئین بابی باشد. نوزده سال بعد از دعوت باب، [[بهاءالله]] در سال ۱۸۶۳ در جمع یارانش و بعدتر در سال ۱۸۶۶ بصورت عمومی تر ادعای من یظهره اللهی کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;autogenerated32&amp;quot;&amp;gt;Smith, Peter (2000). &amp;quot;He whom God shall make Manifest&amp;quot;. A concise encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 180–181. {{ISBN|1-85168-184-1|en}}.&amp;lt;/ref&amp;gt; و اکثریت عظیم بابیان به وی ایمان آوردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Balyuzi 19732&amp;quot;&amp;gt;*{{cite book|title=The Báb: The Herald of the Day of Days|last=Balyuzi|first=Hasan|publisher=George Ronald|year=1973|isbn=978-0-85398-054-4|location=Oxford, UK|pages=|language=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:142&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548, 9780300112542|مکان=|صفحات=246|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از چشمگیر ترین و شگفت انگیزترین ویژگیهای آثار سه سال پایانی رسالت باب از جمله بیان فارسی اینست که بر خلاف کتابهای اسمانی گذشته که تنها در مواردی انگشت شمار آنهم با رمز و تلویح از ظهور موعود آینده سخن گفته اند، بیان فارسی از آغاز تا به پایان سرتاسر بحث در باره من یظهره الله است. بابی وجود ندارد که در آن من یظهره‌الله مورد بحث قرار نگیرد. اصلاً همه احکام بیان فارسی بعنوان وسیله و سمبلی از لزوم قبول [[من یظهره‌الله]] مطرح می‌شوند. یعنی آئین بابی هویتش اساساً آماده سازی بابیان برای ظهور [[من یظهره‌الله]] است. مثلاً از آموزه های آئین بابی اینست که باید به پرسش و ندای مردم پاسخ داد چرا که منظور اینست که وقتی [[من یظهره‌الله|من یظهره الله]] دعوت به دیانت خود می‌کند همه بابیان او را اجابت کنند. یا بابیان نباید باعث حزن احدی شوند و این به این خاطر است که یاد گیرند که در زمان ظهور [[من یظهره‌الله|من یظهره الله]] اگر او را قبول نمی کنند لا اقل باعث حزن او نشوند. پیام بیان فارسی تنها با پیام یک پیامبر دیگر شباهت دارد و آن یحیی تعمید دهنده است که بخاطر نزدیکی ظهور مسیح همه مباحثش در حول ظهور ملکوت خدا بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:152&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|عنوان=باب و آئین بابی|نشانی=https://user-hrqc9mo.cld.bz/Persian-Publications/bb-w-ay-yn-bby|بازبینی=2019-04-28|نویسنده=نادر سعیدی|کد زبان=fa|تاریخ=2018-74-78}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام سرتاسر آثار باب در باره ظهور [[من یظهره‌الله]] اینست که او را به شرط و شروطی نمی توان مشروط کرد. تنها باید او را به خودش و به آیاتش شناسائی نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:302&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=290-291|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آثار باب منطق حجیت و انتظار را دگرگون ساخت. باب بارها می‌گوید که خدا را باید بخدا شناخت &amp;lt;ref name=&amp;quot;:62000&amp;quot;&amp;gt;حدیث اعرفوا الله بالله&amp;lt;/ref&amp;gt; و این را به این معنا می‌گیرد که باید تنها و تنها به خود پیامبر و آنگاه به نزول آیات توسط او توجه کرد و ملاک شناسائی پیامبر را صرفاً همین عامل دانست و هیج برداشت و تفسیری از کتاب آسمانی گذشته را نباید بعنوان ملاک و میزان و شرط و علامتی برای ظهور بعد قرار داد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:64000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۷:۱۱، توقیع ملا باقر&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه این مطالب بصورت فشرده در توقیع ملاباقر که یکی از حروف حی بود آمده است. وی از شرایط و علائم و زمان ظهور موعود بیان از باب پرسش نمود. در پاسخ، باب بیان می‌کند که نفس این سؤال گناهی است بزرگ و اگر او از حروف حی نبود بخاطر این گناه او را مجازات می‌کرد چرا که من یظهره الله را باید صرفاً توسط خودش شناخت و نه هیج شرط و توصیف و علامت و گواهی دیگر. در این توقیع باب می‌گوید که مبادا مبادا که بتوسط واحد بیانی (یعنی باب و حروف حی) از شناسائی من یظهره الله محتجب شوی &amp;lt;ref name=&amp;quot;:302&amp;quot; /&amp;gt; و مبادا مبادا که بخاطر مندرجات بیان از عرفان او محروم گردی زیرا بیان کلمات قبلی خود اوست. به عبارت دیگر باب می‌گوید که اگر خود باب و همه حروف حی یک مدعی را انکار کنند یک بابی راستین نباید به حرف آنان توجه کند بلکه باید صرفاً به نفس او و آیات او نظر کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:302&amp;quot; /&amp;gt; همینطور هیچ گفته بیان نباید بعنوان دلیلی برای رد یک مدعی بکار رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:022&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=http://reference.bahai.org/fa/t/se/GPB/gpb-106.html|عنوان=قرن بدیع|نام خانوادگی=ربانی|نام=شوقی|ناشر=موسسه معارف بهائی|سال=۱۱۹۲|شابک=|مکان=کانادا|صفحات=۹۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:302&amp;quot; /&amp;gt;  یعنی ظهور موعود را باید تنها و تنها بخودش و به کلماتش شناخت و نه هیچ چیز دیگر.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:022&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:302&amp;quot; /&amp;gt;  در گفته دیگری در همان توقیع باب این اصل را که [[من یظهره‌الله]] را نمی توان توسط مندرجات بیان مشروط به شرطی کرد جوهر بیان می‌نامد و در بخشی دیگر تأکید می‌کند که در زمان ظهور موعود همه بابیان، حتی اگر مقام نبوت هم داشته باشند، مساوی می‌شوند و دیگر هیچیک مقامی نخواهند داشت و از بزرگترین تا بیسواد ترین بابی همه یکسان می‌شوند و به حرف هیچیک در پذیرش یا رد دعوی موعود نباید توجه کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:38000&amp;quot;&amp;gt;توقیع ملا باقر&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته هستند کسانی که خود را بابی می‌شمارند ولی ظهور موعود را مشروط به شرطها و زمان بخصوص می‌کنند. اما این نوع منطق منطق متداول میان شیعه است و نه منطق آثار باب. این افراد معدود ادعا می‌کنند که بیان فارسی ظهور موعود را بین سال ۱۵۱۱ و ۲۰۰۱ موکول و مشروط کرده و هرگز از نزدیکی ظهور موعود سخن نگفته است. اما این سخن باز بر مبنای منطق سنتی حجیت و انتظار است و توجه نمی کند که باب هر گونه استدلال به بیان را برای نفی مدعی نبوت بالکل نفی نموده است. این افراد بارها تکرار می‌کنند که بابیان اولیه ظهور موعود را در آینده ای بسیار دور می‌دیدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:152&amp;quot; /&amp;gt; اما این سخن به دلائل بسیاری نادرست است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولاً اکثریت عظیم بابیان در مدت کوتاهی همگی بهائی شده و [[بهاءالله]] را بعنوان [[من یظهره‌الله]] قبول کردند. معلوم است که پیروان باب پیام بیان را عبارت از ظهور موعودی که باید دو هزار سال بعد بیاید نمی دانستند. بعلاوه آشکار است که اکثریت بابیان بر طبق منطق نوین حجیت و انتظار که باب بر آن تأکید نمود تربیت شده بودند و در نتیجه برای اول بار در تاریخ ادیان بلافاصله پس از ظهور موعود، اکثریت پیروان آئین قبل به آئین جدید گرویدند در حالی که هنوز پس از گذشت چهارده قرن از اسلام تعداد مسیحیان از مسلمانان بیشتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم آنکه همانطور که سران بابی از جمله نویسنده کتاب هشت بهشت نوشته اند اندکی پس از دهسال که از ظهور باب گذشت تعداد زیادی از سران بابی ادعای من یظهره اللهی نمودند.  حال این واقعیت تاریخی مسلم می‌سازد که برداشت بابیان ازجمله سران بابی از دستورات باب این بوده است که من یظهره الله بزودی و احتمالاً در سال ۹ ظهور خواهد کرد و دقیقاً بخاطر این انتظار بود که چون در سال نهم ظاهراً کسی دعوی من یظهره اللهی نکرد اکثر سران بابی خود را من یظهره الله اعلان کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم آنکه برداشت بابیان اولیه از آثار باب ازجمله توقیع وصیت باب این بود که باب گفته است که من یظهره الله در زمان زندگی میرزا یحیی ازل ظاهر خواهد شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:59000&amp;quot;&amp;gt;نقطة الکاف ص ۲۴۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهارم آنکه در توقیع ملاباقر که اصولاً همه توقیع در باره من یظهره الله و زمان ظهور و شرایط ظهور اوست- و بنابراین مهمترین سند در این باره است-  تأکید می‌گردد که اگر چه شرطی برای ظهور او نمی توان قائل شد ولی ملا باقر در آخر سال نهم از ظهور باب به ملاقات موعود فائز می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پنجم آنکه بنا بر اصل آزادی انسان و امتحان او مسلماً گفتار باب در باره زمان ظهور بعد باید که مبهم و چندگونه باشد و در این مورد این ابهام و چند گونگی عمداً علاوه بر امتحان مؤمنان این قصد را هم داشته است که بابیان باز این گونه گفتار را مانند پیروان ادیان گذشته به شرط و شروطی برای محدود ساختن ظهور من یظهره الله تبدیل ننمایند. البته با این وصف نوشنه های باب مکرراً و صریحاً بر نزدیکی ظهور موعود تکیه می‌کند و سال ظهور او را اکثراً سال ۹ و گاهی سال ۱۹ معرفی می‌کند. ولی در هر هیچ جا هرگز چنین چیزی در بیان ذکر نشده است که من یظهره الله نمی تواند پیش از سال ۱۵۱۱ که معادل عدد ابجدی اسم خدا «اغیث» یا «غیاث» است ظاهر شود. بر عکس ، بیان فارسی می‌نویسد که ممکن است قبل از اغیث (۱۵۱۱) ظاهر شود («اگر شنیدید ظهوری ظاهر شد به آیات قبل از عدد اسم الله الاغیث که کل داخل شوید.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot;&amp;gt;  بیان فارسی ۲:۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt;) ممکن است بین اغیث و مستغاث (۲۰۰۱) ظاهر شود، ممکن است بعد از مستغاث ظاهر شود («اگر نفسی بقدر تنفسی صبر بعد از دوهزار و یکسال نماید بلا شبهه در دین بیان نیست و داخل نار است الا آنکه ظهور الله ظاهر نشود»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot; /&amp;gt;)، یا ممکن است قبل از هزار سال ظاهر شود مانند محمد که کمتر از ۶۰۰ سال از مسیح آمد &amp;lt;ref name=&amp;quot;:18000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۷:۱۰&amp;lt;/ref&amp;gt;.  در نتیجه باب در بیان فارسی می‌نویسد که ظهور من یظهر الله می‌تواند هر زمان که او اراده کند بشود و در این مورد هیچگونه حدی نمی شود قائل شد «زیرا که در این معیاری نیست» و هر وقت که ظاهر شد باید همه به او ایمان آورند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;زیرا که از مبدء ظهور تا ظهور آخر خدا عالم است که تا چه حد رسد زیرا که در این معیاری نیست زیرا که فاصله بین انجیل و فرقان به الف هم نرسید زیرا که شجره حقیقت در هر حال ناظر است بخلق خود هر وقت که بیند استعداد ظهور را در مرایای افئده مسبّحین می‌شناساند خود را بکل باذن الله عز و جل. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:18000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در گفته بالا، باب اصل اساسی خود را مطرح کرده است کمال هر ظهوری آماده شدن مردم آن ظهور برای قبول ظهور بعد است. هر پیامبری در عالم الهی به مؤمنان خود نظر می‌کند و بلافاصله پس از آنکه ببیند که یک نفر از مؤمنان استعداد ظهور بعد را یافته خود را به شکل پیامبر نوین ظاهر می‌کند. یحیی تعمید دهنده بر طبق قرآن و انجیل یک پیامبر بود و احکام تازه ای مانند غسل تعمید، روزه و ریاضتهای گوناگون را به بار آورد اما مسیح چند سال پس از او ظاهر گردید. در عربستان هم مسیحیت هیچگونه پیروزی ظاهری نداشت ولی پیامبر اسلام در آنجا ظاهر شد. باور باب اینستکه شرط و میزان و زمانی نمی توان برای هیچ پیامبری قائل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:152&amp;quot; /&amp;gt; ششم آنکه  در موارد متعدد باب از نزدیکی ظهور بعد سخن گفته است. بعنوان نمونه در بیان عربی باب صریحاً تأکید می‌کند که من یظهره الله در سال ۹ ظاهر می‌گردد. او سال ۹ را سال رسیدن به «کل خیر» یعنی ظهور پیامبر بعدی قرار می‌دهد. باب در این گفتار بیان می‌دارد که بابیان هر وقت اسم من یظهره الله را تحت عنوان واژه قائم بشنوند باید به احترام او از جای برخیزند یعنی بصورت نمادین ایمان خود به او را قبل از ظهورش نشان دهند. آنگاه باب می‌نویسد که مراقب و منتظر تفاوت قائم و قیوم باشید یعنی ۹ سال از اول ظهور باب مراقب باشید و آنگاه در سال ۹ به کل خیر خواهید رسید&amp;lt;ref name=&amp;quot;:172&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=۳۴۸–۳۵۷|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;:&amp;lt;blockquote&amp;gt;فلتقومن انتم کلکم اجمعون اذا تسمعن ذکر من نظهره باسم القائم ولتراقبن فرق القائم و القیوم ثم فی سنة التسع کل خیر تدرکون&amp;lt;/blockquote&amp;gt;به همین ترتیب بیان فارسی به تلویح سال ظهور موعود را ۱۹ سال پس از ظهور باب می‌شمارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:172&amp;quot; /&amp;gt;:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و در ظهور من یظهره الله خداوند عالم است که در چه حد از سن ظاهر فرماید او را ولی از مبدء ظهور تا عدد واحد (۱۹) مراقب بوده که در هر سنه اظهار ایمان بحرفی ظاهر گردد از کل خلق که بعد از اون دیگر نتوانند اظهار ثمرات ظهور قبل را نمایند الا بظهور بعد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:11000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اما در توقیع ملا باقر به او بشارت می‌دهد که در پایان سال هشتم از ظهور باب او من یظهره الله را خواهد دید. این مطلب بعلاوه اسم موعود یعنی حسین را هم مشخص می‌کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عدّد حروف الأثبات مع تشدّد اللّام لعلّك فی ثمانية سنة يوم ظهوره تدرك لقاء اللّه ان لم تدرك اوّلاً تدرك آخره. ولكن ايقن بانّ الامر اعظم فوق كل عظيم و انٌ الذكر اكبر فوق كل كبير.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیان بالا باب می‌گوید که حروف اثبات را با تشدید لام بشمار (یعنی الّا الله که با تشدید لام می‌شود متشکل از ۸ حرف) که شاید در سال هشتم که زمان ظهور اوست به لقاء خداوند فائز شوی. اگر این امر در اول آن سال نشود حتماً در آخر آن سال خواهد شد.  ولی بدان که امر اعظم از هر عظیمی و اکبر از هر کبیری است. باید دانست که تفاوت عددی اعظم و عظیم و نیز اکبر و کبیر هم ۹ می‌باشد. بعلاوه الّا الله با احتساب تشدید از نظر حروف ابجد می‌شود ۱۲۸ که آنهم معادل حسین است که نام بهاء الله بود. در هر حال آشکار است که به ملا باقر مژده داده شده که او در زمان زندگی خود به دیدار من یظهره الله خواهد رسید و آنهم در انتهای سال هشتم و آغاز سال نهم. در کتاب پنج شأن نیز باب به پیرو برجسته خود عظیم بشارت می‌دهد که در سال ۹ ظهور ظاهر خواهد شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:152&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هفتم آنکه اگر چه باب از سال مستغاث در رابطه با ظهور موعود سخن گفته اما این مطلب هم رمزی از این است که مستغاث یا ۲۰۰۱ در عرض ۱۹ سال تحقق می‌یابد. این مطلب عصاره نوشته باب در مورد هیاکل واحد در کتاب پنج شأن است که در آن اسم مستغاث در هیکل نوزدهم بظهور می‌پیوندد. بعلاوه در توقیع احمد ازغندی باب صراحتاً هر یک از این ۱۹ هیکل را معادل یک سال می‌گیرد.  اما اینکه چرا باب ظهور موعود را با نام مستغاث و مشتقات آن مانند غیاث ارتباط می‌دهد علتش آن است که ظهور من یظهر ه الله اعظم ظهور و تجلی خدا بر عالم است و چون مستغاث بگفته باب از نظر عددی در حروف ابجد بزرگترین اسم خداست («و هیچ اسمی اعلی عدداً از اسم مستغاث نیست در رتبه اسماء») &amp;lt;ref name=&amp;quot;:18000&amp;quot; /&amp;gt; در نتیجه ظهور موعود بخاطر بزرگیش بصورت سمبلیک با مستغاث همانند می‌شود که بقول باب آن زمان زمان زمان فریادرسی (الغوث) است. ولی البته باید به یاد داشت که از نظر باب ۵۰ هزار سال قیامت (بر طبق قرآن) در مدت کوتاهی در زمان او از جمله در عرض پنج سال اولیه ظهور او طی شد. پس طی ۲۰۰۰ سال در نه یا نوزده سال هم آسان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:152&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هشتم آنکه حتی اگر تصور کنیم نوشته های باب برای ظهور موعود شرط و شروطی قائل شده است (که همه آثار باب طرد مطلق این فرض است) باز این مطلب کوچکترین ستیزی با دعوی [[بهاءالله]] ندارد. عین این اعتراص بر خود باب توسط شیعیان وارد شد که می‌گفتند ظهور او خلاف با احادیث صورت گرفته است. یکی از پاسخهای باب به این اعتراض را می‌توان کلمه به کلمه در باره ستیز ظاهری برخی گفته هاب باب با ظهور بهاء الله تکرار کرد یعنی آنکه اولاً معنا را تنها موعود می‌داند و دوم آنکه بداء شد. باب می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;اگر خواهی نظر در بحار نموده و آنچه احادیث بر خلاف می‌بینی بچند طرز جواب خود را داده. اول آنکه عرض کن بر حجت که مراد را غیر از حجت نمی داند... و ثالث آنکه از برای خداوند بداء بوده و حق است چه بسا بداء واقع شده. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:61000&amp;quot;&amp;gt;دلائل السبعه ۵۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جانشینی باب و مناقشه بر سر مسئله وصایت===&lt;br /&gt;
در باره جانشینی باب میان بابیان ازلی و بهائیان اختلاف نظر وجود دارد. از نظر آن دسته از بابیه که [[آئین بهائی|بهائی]] نشدند و میرزا یحیی ازل را جانشین او دانستند آئین بابی مانند اسلام است یعنی مدتی طولانی و نزدیک دوهزار سال دور بابی طول می کشد و در نتیجه پس از باب دوران وصایت می آید که میرزا یحیی ازل اولین وصی باب است.  به باور بهائیان برعکس، آئین باب بالکل با روال اسلام تفاوت دارد، برای مدت کوتاهی آمده است و بدین علت اگر چه میرزا یحیی ازل پس از باب رهبر جامعه بابی است اما هیچکس از بابیان دارای مقاماتی مانند وصایت و نبوت نبوده‌اند و به همین علت میرزا یحیی ازل اگر چه مقام وصایت ندارد و در نتیجه جانشین بمعنای متعارف آن نیست، اما بعنوان یک رهبر بابی برای مدت نه سال و یا نوزده سال به شکلهای مشروط رهبر مشروع جامعه بابی بوده است. در این باره مطالب گوناگون گفته شده است اما در اکثر موارد این مباحث به نوشته‌های خود باب تکیه ندارد. با نگاهی به نوشته های باب معلوم می گردد که نظر بهائیان با نوشته های باب انطباق دارد و البته به همین سبب بود که برغم آنکه رهبر جامعه بابی یعنی میرزا یحیی ازل در انکار دعوی [[بهاءالله]] اصرار ورزید اما در مدت کوتاهی اکثریت قاطع بابیان به [[بهاءالله]] گرویدند. این مطلب واقعه ای معجزه آساست و نشان می دهد که برداشت بابیان اولیه کوچکترین شباهتی با برداشت بعدی ازلیه نداشته است. پیش از بررسی نوشته های باب در این مورد نیز لازم است که به یاد بیاوریم که از نظر تاریخی هم ادعای بابیه ازلیه با دشواری عمده روبروست چرا که بجای آنکه جامعه بابی/ازلی روبه گسترش باشد تا بتواند به مدت دوهزار سال دوام کند و بر همه دنیا چیره شود و سلاطین بابی بوجود آیند اتفاقی که افتاد این بود که اکثریت بابیان بهائی شدند و اقلیتی که بابی ماندند آنچنان در تقیه به افراط رفتند که در واقع به تشیع بازگشتند و جانشین میرزا یحیی ازل بر فراز منابر اسلامی خود را شیعه معرفی کرده و بر باب سب و لعن کرد. روشنفکر بابی میرزا اقاخان کرمانی هم در نوشته های گوناگونش با آنکه از سران عمده بابی و داماد ازل بود در کتابهاب متعدد خود به تمسخر باب و نوشته های او پرداخت بگونه‌ای که از هر مفهوم متعارف تقیه نیز فراتر رفت. به همین سان شمار اندکی از ازلیه که باقی مانده اند هم عملاً چنان به شیعه بازگشته اند که جمهوری اسلامی لزومی برای مبارزه با آنان نمی‌بیند و وقتی بر باب ردیه می نویسند این بهائیان هستند که به آن اعتراضات پاسخ می دهند. بر عکس آئین بهائی در سرتاسر جهان زنده و پویاست و مدافع باب و نوشته های اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما همانطور که در هیچیک از آثار باب به میرزا یحیی ازل لقب «صبح ازل» داده نشده و در واقع باب صبح ازل را تنها برای خود و من یظهره الله بکار می برد، و همانگونه که به صریح بیان فارسی پس از باب هیچکس مفسّر آثار او نحواهد بود در حالیکه ازلیه باشتباه ازل را مفسّر آثار باب می دانند، به همین ترتیب هم ازلیان توقیع وصیت باب خطاب به میرزا یحیی ازل را عمداً و به اشتباه توقیع وصایت می نامند تا برای وی مقام وصایت قائل شوند. نه تنها هرگز باب توقیع خود را توقیع وصایت ننامیده و نه تنها هر گز و در هیچ جا میررا یحیی ازل را وصی خویش نخوانده بلکه باب به صراحت بر برابری مؤمنان در آئین خود تأکید کرده و عناوین ظاهری وصایت و نبوت را از آنان نفی کرده است. در بحث از ۳۶۱ روز سال که معادل کل شیئ است، باب می گوید که ۱۹ روز اول سال به باب و حروف حی منسوب است ولی پس از آن چون نبی و یا وصی در این دیانت نیست روزهای دیگر به &amp;quot;مؤمنان&amp;quot; منسوب می شود و تنها پس از ظهور من یظهره الله است که او می تواند هر کس را که بخواهد وصی و نبی بخواند و غیر از او هیچکس نمی تواند چنین کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و آن یوم (نوروز) یوم نقطه است و هیجده روز بعد از آن ایام حروف حی است که اشرف است از ایام هیجده شهر که هر یومی منسوب به یکی از احکام کل شیئ است که کینونات کل ادلاء بر توحید حقند. و در ظواهر چونکه ذکر نبی و وصی در این کور نمی گردد، به مؤمنین اطلاق می شود، الّا یوم قیامت که هرکس را شجره حقیقت به هر اسم که خواهد ذکر می کند و غیر از آن کسی نمی شناسد تا آنکه حکم کند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:40000&amp;quot;&amp;gt;بیان فارسی ۶:۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;باب در بیان بالا تصریح می کند که در دور او ذکر نبی و وصی نخواهد بود و تنها با ظهور من یظهره الله است که چنین القابی به اراده او جائز می شود. پس همینکه ازلیه به وصایت ازل باور دارند خود ثابت می کند که من یظهر الله قبلاً ظهور کرده که در آنصورت همه از جمله ازل باید به او ایمان آورند و آنوقت آئین باب به انتها رسیده است چه رسد به آنکه وصی داشته باشد. نادرستی ادعای بابیه ازلیه بر اینکه مبرزا یحیی ازل مفسّر آثار باب است هم قبلاً بحث شده است. این بحث نشان می دهد که آئین باب مانند اسلام نیست که پس از پیامبر، امامان جانشین و وصی پیامبر شوند و وظیفه تفسیر را بر عهده گیرند. بر عکس هیچکس از جمله میررا یحیی ازل حق تفسیر ندارد و اصولاً پس از شهادت باب نوشته های مرجع و مطاع یعنی آثار فرضیه مرتفع می گردد تا زمان ظهور من یظهره الله که اوست مفسّر راستین آثار باب. پس اگر چه میرزا یحیی ازل رهبر بابی مقرر شد اما او نه وصایت داشت و نه حق تفسیر و نه نوشته هایش دارای فرضیت و مرجعیت بوده است. می بینیم که او جانشین باب بود ولی نه بمعنای متعارف جانشینی پیامبر. بر طبق باب، آئین بابی مانند اسلام نیست که در آن نقطه قران یعنی حقیقت محمد به وحی الهی آیات یعنی قران را بیاورد، پیامبر بعنوان مقام عبودیتش دعا و مناجات بیاورد، امامان مفسّر قران شوند و وظیفه تفسیر را بر عهده گیرند، و ابواب به تشریح مباحث علمی بپردازند. بر عکس در آئین باب با آنکه حروف حی بترتیب رجعت عبودیت پیامبر، ائمه، و ابواب هستند ولی هیچیک حق ندارتد که مناجات، تفسیر، و یا صور علمی بنویسد و به همین جهت است که خود باب همه این شئون را نوشته است. باب تصریح می کند که پس از شهادتش دیگر هیچکس نوشته ای که فرضیت و مرجعیت داشته باشد تخواهد نوشت تا زمان ظهور من یظهره الله. عین بیان باب این است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ملخص این باب آنکه جائز نیست عمل الا به آثار نقطه بیان زیرا که در این ظهور از برای حروف حی آثار ایشان از شمس حقیقت ظاهر می گردد زیرا که آیات مخصوص نقطه است و مناجات مخصوص رسول الله و تفاسیر مخصوص ائمه هدی و صور علمیه مخصوص بابواب. ولی کل از این بحر مشرق می گردد تا اینکه کل این آثار را در حقیقت اولیه بنحو اشرف مشاهده کنند و هیچ عزی از برای ایشان غیر از سبق ایمان که اعز از کل شیئ است عندالله و عند اولی العلم نبوده و نیست و کل فضل در ظل همین فضل مستظل است. واز حین غروب الی طلوع من یظهره الله آثار فرضیه مرتفع و حروف حی و کل من آمن بالله و بالبیان در ظل آنها مستظل. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:81000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;جانشینی یا رهبری میرزا یحیی ازل با همه محدودیتهای خود در توقیع وصیت مورد بحث قرار گرفته است اما پیام این توقیع  درست عکس برداشت ازلیه و در واقع منطبق با برداشت [[آئین بهائی|بهائی]] است: اولاً در این توقیع باب به میرزا یحیی ازل دستور می دهد که برای فهم مفاهیم دینی و مقصود و معنای نوشته های باب از سید حسین یزدی کاتب وحی  پرسش و استفسار کند و بیاموزد. بدین ترتیب باب به میرزا یحیی ازل تأکید می نماید که وی به تنهایی قادر به درک مراد الهی نیست. با شهادت سید حسین یزدی در سال نهم (۱۲۶۹) نیز این مطلب جاودانه می شود. همه این مطالب تذکری است به میرزا یحیی ازل که نباید به فهم خود از آثار باب مطمئن و یا مغرور شود. عین بیان این است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و انّ من کان عند ربک قد علّمناه جواهر العلم و الحکمة فاستنبئی عنه. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:58000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دوم آنکه در آن توقیع، باب به میرزا یحیی ازل دستور می دهد که در غیبت عنصری باب آنچه را که از آثار باب که خداوند بر قلب وی القاء می کند تلاوت نماید و آنگاه بلا فاصله مؤکد می سازد که باب پس از شهادتش، در «افق ابهی» به زندگی ادامه خواهد داد و در نتیجه میرزا یحیی باید به افق ابهی توجه نماید. بر طبق بهائیان این مطلب به این معناست که باب به شکلی باطنی در وجود بهاء حضور می یابد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;اذا انقطع عن ذلک العرش تتلون ایات ربک ما یلقی الله علی فؤادک... و اشهد بانّنی انا حی فی الافق الابهی. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:58000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سوم آنکه باب خطاب به میرزا یحیی ازل می نویسد که اگر خداوند در ایام تو «مثل» خودت را آشکار فرمود در آنصورت آن شخص دیگر است که از نزد خداوند وارث امر می گردد. ولی اگر خداوند او را آشکار نفرمود بدان که خدا نخواسته است که خودش را بتو بشناساند. در آنصورت باید همه بابیان امر را بخدا تفویض نمایند و میرزا یحیی نیز باید همه بابیان را به مرجعیت شهداء فرا بخواند، شهدایی که از امر پروردگار پیروی کنند. این گفتار باب بسیار حیرت انگیز است چرا که باب بصراحت اعلان می کنند که رهبری میزا یحیی صرفاً یک رهبری اسمی است و در واقع در هر حال او باید رهبری را به دیگران بسپارد بدون آنکه در عمل مرجعیتی داشته باشد. به عبارت دیگر بحث توقیع وصیت در واقع نفی وصایت اوست. عین بیان باب این است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;فان یظهر الله فی ایامک بمثلک، هذا ما یورثن الامر من عند الله الواحد الوحید. فان لم یظهر فایقن بان الله ما اراد ان یعرف نفسه فلتفوضن الامر الی الله ربکم و رب العالمین جمیعاً و أمر بالشهداء اللذین هم یتبعون فی امر ربهم و هم عن حدود الله لا یتجاوزون. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:58000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در این گفته، باب سخن از کسی مثل یحیی ازل می کند که غایب و پنهان است، کسی که شاید خود را به میرزا یحیی ازل بشناساند و شاید هم اراده کند که پنهان بماند. در صورت اول، رهبری جامعه بابی بر عهده آن فرد دیگر است، و در صورت دوم باید میرزا یحیی امر را بخدا تفویض کرده و رهبری بابیان را به عهده شهدای بابی بسپارد. اما این مطلب در واقع اشاره ای است به بیان باب در مورد ظهور دو آیت الهی در سال ششم آئین بابی که یکی ظاهر و دیگری غایب و پنهان خواهد بود. اولی را یحیای نبی و دومی را حسین ابن علی می خواند. این بیان چند بار در آثار باب تکرار شده است. در کتاب پنج شأن که آخرین اثر عمده باب است خطاب به عظیم چنین می نویسد که در سال ششم و قبل از بلوغ نطفه بیان در سال تسع (سال نهم)، دو آیت و نشانه  از طرف خدا ظاهر میگردد، یکی یحیای نبی و دیگر حسین ابن علی. در همین اثر مکرراً  ذکر میرزا یحیی ازل شده و از او تجلیل شده است. آنگاه باب به عظیم دستور می دهند که چون آیت دیگر یعنی حسین ابن علی  پنهان است باید که عظیم بکوشد تا او را کشف و شناسایی نماید. از این جهت معلوم می شود که در توقیع وصیت، منظور از «مثل» یحیی همان حسین ابن علی است. باب می گوید که اگر خداوند در ایام میرزا یحیی ازل مثل او را آشکار فرمود در انصورت این  شخص دیگر یعنی حسین ابن علی است که وارث امر و رهبر جامعه خواهد بود، یعنی همان آیت دیگر که در سال ششم بزرگترین  نشانه خداست اما به اراده الهی خود را حتی به میرزا یحیی ازل نیز آشکار نمی کند. این آیت دیگر به باور بهائیان ب است که اسمش حسین است و در واقع رهبر راستین آیین بابی است و اگر خودش را معرفی کند باید اسماً هم جانشین باب باشد و اگر خودش را پنهان نگاهداشت در آنصورت اگر چه وی رهبر راستین است اما او ناشناخته باقی می ماند و باید که بابیان از شهدای بابی پیروی کنند. ولی با توجه به بیان قبل معلوم می شود که در هر حال رهبر راستین در دست  همان «افق ابهی» است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;هذا ما وعدناک من قبل حین الذی قد اجبناک اصبر حتی تقضی عن البیان تسعه فاذا قل تبارک الله احسن المبدعین و اجبناک من قبل، قبل الطاء ینبغی ان یظهر فی الواو اثنین ایة من عند الله فی الکتاب عن الاولین قل احدهما یحیی النبی ثم الاخر ابن علی امام حق رفیع. فقد اطلعناک علی احد منهما و استیسر فی الارض حتی یطلعک الله ربک علی ما تستجلین عن الله ربک و رب العالمین. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:26000&amp;quot;&amp;gt;پنج شأن صص ۲۵۴-۲۵۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;چهارم انکه از گفته بالا آشکار می شود که رهبری آئین بابی توسط هر که رهبر باشد صرفا تا سال ۹ که سال بلوغ بیان و تولد ظهور دیگر است مطرح می باشد و در واقع در سال ۹ با ظهور موعود یعنی من یظهره الله همه بابیان در هر رتبه و مقامی که باشند در ظل  موعود در خواهند آمد. این موعود به باور بهائیان [[بهاءالله]] است که در سال نه بگونه ای پنهان و در سال نوزده بگونه ای آشکار ظاهر گردید. این مطلب به شکل دیگر در آثار باب بصورت سال نوزده مطرح می شود. بعنوان مثال در دور اسلام اظهار ایمان باید با اظهار ایمان به خدا و پیامبر اسلام و امامان و ابواب همراه گردد. بنابراین تا سال ۱۲۶۰ که سال وفات آخرین باب یعنی سید کاظم رشتی بود تحقق ایمان نیازمند پذیرش افراد جدیدی بود که بتدریج و در مدت ۱۲۶۰ سال ظاهر شدند. اما باب در بیانات متعددی نشان می دهد که در دور او اظهار ایمان تنها تا سال نوزده امکان پذیر است و پس از آن تنها با قبول من یظهره الله امکان اظهار ایمان وجود خواهد داشت. یعنی مدت اسلام ۱۲۶۰ سال و مدت آئین بابی ۱۹ سال خواهد بود و دیگر پس از آن هیچکس جانشین باب نخواهد بود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و در ظهور من یظهره الله خداوند عالم است که در چه حد از سن ظاهر فرماید او را ولی از مبدء ظهور تا عدد واحد (۱۹) مراقب بوده که در هر سنه اظهار ایمان بحرفی ظاهر گردد از کل خلق که بعد از اون دیگر نتوانند اظهار ثمرات ظهور قبل را نمایند الا بظهور بعد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:11000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در گفته بالا معلوم می شود که باب از من یظهر الله بعنوان کسی که همان زمان زنده بوده سخن می گوید چرا که مسئله نوزده سال دوران بابی را در پاسخ به سؤال سن ظهور من یظهر الله مطرح می کند. آنچه که این دو موضوع را به هم پیوند می دهد اینستکه موعود همان موقع زنده و جوان بوده و پس از نوزده سال هم زنده خواهد بود و ظهور خواهد کرد. پنچم آنکه باب در توقیع وصیت سخن از من یظهره الله و ظهور او می کند و خطاب به میرزا یحیی ازل بیان می دارد که باید وی همگان را به اطاعت از من یظهره الله امر نماید چرا که او در قیامت بعد قطعاً با عزت خواهد آمد.  باب تأکید می کند که ما همگی عباد او و ساجد اوهستیم. مقام او آنچنان متعالی است که او باجازه خداوند، مختار است تا هر چه که بخواهد انجام  دهد و هیچکس حق سؤال یا اعتراض به آنچه که او انجام دهد را ندارد در عین حال که بالعکس همگان در همه چیز  پاسخگو و جوابگو هستند. این بیان در توقیع وصیت بسیار مهم است چرا که باب بصورت مستقیم رهبری میرزا یحیی ازل را نیز صرفا معطوف به آمادگی برای ظهور من یظهره الله مطرح می کند و می گوید که من یظهره الله هر کار که بخواهد می کند و هیچکس از جمله میرزا یحیی ازل حق بازخواست و اعتراض به او را ندارد در حالیکه همگان در نزد او مسئول هستند. البته این مطلبی است که در سرتاسر آثار باب همواره تأکید می شود که من یظهره الله را نمی توان به هیچ قید و شرطی مشروط و محدود کرد و با هیچ تعبیر و تفسیری از هیچیک از آثار باب  نمی توان برای او محدودیت بوجود آورد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ولتأمرن بمن یظهره الله فانه لیأتین ذلک الخلق فی القیمة الاخری بسلطان عز رفیع انا کل عباد له و انا کل له ساجدون یفعل ما یشاء باذن ربه و لا یسئل عما یفعل و کل عن کل شيئ  یسئلون. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:58000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آنگاه باب سخن از ظهور عزت در زمان میرزا یحیی و اظهار مناهج ثمانیه می کند. این مطلب با توجه به جمله قبل به این معناست که من یظهره الله در زمان میرزا یحیی ظهور خواهد کرد. البته بابیان اولیه نیز این گفته باب را (که شاید قدری هم در نسخه موجود نزد آنان صریحتر به این موضوع دلالت می کرده است) دقیقاً به همین معنا برداشت می کردند. به عنوان مثال میرزا جانی کاشانی مؤلف کتاب نقطة الکاف با آنکه شدیداً به مرجعیت و وصایت میرزا یحیی ازل باور دارد در باره توقیع وصیت چنین می نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و نص به وصایت و ولایت ایشان (میرزا یحیی) فرموده و فرمایش کرده بودند که هشت واحد بیان را بنویس و هر گاه من یظهره الله در زمان تو به اقتدار ظاهر گردید بیان را نسخ نما و آنچه که الهام می نمایم بر قلب تو عمل نما. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:59000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;بنابراین باب میرزا یحیی ازل را رهبر جامعه بابی منصوب کرد اما نه به او مقام وصایت داد و نه به او حق تفسیر داد و نه نوشته های او را فرض و مطاع دانست و نه رهبری او را رهبری راستین دانست و نه او را عالم بر جواهر علم و حکمت قلمداد کرد و نه آنکه آن رهبری را زماناً نامحدود تعریف نمود. اینکه گفته شده است چگونه باب کسی را که بعدا در شمار منکران آئین الهی قرار گیرد به رهبری می گزیند و چگونه است که کسی که از حروف اثبات بوده است مبدل به حرف نفی گردد بر طبق آثار باب نادرست است. اولاً رهبری یحیی ازل رهبری از نوع وصایت و تفسیر و نزول آثار فرصیه نیست که نیازمند عصمت باشد. دوم آنکه در توقیع وصیت باب عملاً بیان می کند که میرزا یحیی رهبر ظاهری است ولی آیت دیگر یعنی حسین حتی اگر خود را نشتاساند رهبر واقعی اوست و از پشت، امر خدا را حفظ می کند و این دقیقاً همان کاریست که در دوران بغداد بهاء الله انجام داد. سوم آنکه این رهبری تا سال نهم و یا حداکثر نوزدهم اعتبار دارد و پس از آن همه بابیان مساوی می شوند و هیچکس دارای مقام خاصی نیست مگر آنکه من یظهر الله او را بعنوان نبی یا وصی بر گزیند. میرزا یحیی ازل در این مدت رهبر مشروع و مورد احترام همگان بود. تنها پس از سال نوزدهم است که با انکار موعود، او از نور به نار تبدیل می شود. پس در زمانی که دوران آئین بابی است او رهبر مورد احترام است اما با پایان دور بابی و ظهور [[آئین بهائی|آئین]] بهائی همانطور که باب پیش بینی کرده است همه برابر می شوند و در صورت نپذیرفتن موعود به حروف نفی می پیوندند. تبدیل نور به نار و بر عکس صدها بار در آثار باب بعنوان اصلی بنیادی مورد تأکید قرار گرفته است. باب حتی بارها می گوید که موعود می تواند صفت الوهیت را از هر که بخواهد بر دارد چه رسد به دیگر مقامات. اما باید توجه کرد که باب در مورد مبرزا یحیی ازل اگر چه از او با القاب بزرگی یاد می کند (که البته بگفته باب معنای هر اسم خیری در نوشته های باب اصلاً من یظهره الله است و در مورد دیگران مفهومی ثانویه است) اما در شماری از توقیعاتش در باره او می نویسد که او کسی است که به آسانی می تواند بر آینه قلبش غبار بنشیند و آتش دلش بآسانی می تواند خاموش شود و از این رو به سران بابی سفارش محبت، رعایت و ملاطفت با او را میکند. یعنی باب از ابتدا آمادگی  میرزا یحیی به خاموشی و تاریکی رامتذکر شده است. به باور بهائیان اگر او به من یظهره الله ایمان می یافت نورش به نور بزرگتری تبدیل می شد ولی او انکار موعود را بر گزید و از نار به نور مبدل شد. بگفته باب:&amp;lt;blockquote&amp;gt;و اذاً يوم من يظهره اللّه كل من علی الأرض عنده سوآء. فمن يجعله نبيٌاً كان نبيٌاً من اول الذی لا اوّل له الی آخر الذی لا آخر له, لانّ ذلك ما قد جعله اللّه. و من يجعله وليٌاً فذلک کان وليٌاً فی كلّ العوالم فانّ ذلك ما قد جعله اللّه. لانّ مشية اللّه لن يظهر الّا بمشيّته و ارادة اللّه لم يظهر الّا بارادته. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:38000&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بهائیان و بابیان===&lt;br /&gt;
پس از تیرباران باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب بیان به دنبال موعود آئین بابی که در کتاب بیان با عنوان «من یظهره الله» از آن یاد شده، می‌گشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=|کتاب=|ناشر= |چاپ= |شهر= |کوشش= |ویرایش= |سال=|شابک=|نویسنده=MacEoin, {{چر}}D. M. |نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه= |زبان=en |مقاله= [http://www.iranicaonline.org/newsite/index.isc?Article=http://www.iranicaonline.org/newsite/articles/unicode/v3f8/v3f8a073.html BAYĀN](English) |ژورنال= |نشریه=Encyclopedia of Iranica |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}} Retrieved on 2009-09-05.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۸۶۳ میلادی [[بهاءالله]] خود را «من یظهره الله» یا همان موعود کتاب بیان خواند. اکثر بابیان به او ایمان آورده و [[آئین بهائی|بهائی]] نامیده شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:142&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Balyuzi 19732&amp;quot; /&amp;gt; گروه کوچکی از بابیان با پیروی از نابرادری کوچک [[بهاءالله]]، موسوم به میرزا یحیی صبح ازل، ازلی یا بیانی نام گرفتند. ازلیان با تقیه و پنهان کردن هویت دینی خود عملاً در جامعه اسلامی حل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4000&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The New Believers|نام خانوادگی=Barrett|نام=David|ناشر=Cassell &amp;amp; Co|سال=2001|شابک=0304355925|مکان=London, UK|صفحات=246|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/the-bab/life-the-bab زندگی باب] (پیوندی دیگر از زندگی [https://www.bahaisofiran.org/a-worldwide-faith-from-iran/a-brief-history-of-the-faith/the-bab سید علی محمد باب])&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/the-bab/ سید علی محمد باب] (پیوندی دیگر از [https://www.bahaisofiran.org/a-worldwide-faith-from-iran/a-brief-history-of-the-faith/the-bab سید علی محمد باب])&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/the-bab/shrine آرامگاه باب]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/the-bab/quotations گزیده‌ای از آثار باب]&lt;br /&gt;
*[https://www.oceanoflights.org/fa/The-Bab-Introduction-Bahai-Writings.htm مقدمه ای بر آثار حضرت باب]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/the-bab/babi-movement جنبش بابی] (پیوندی دیگر از [https://www.bahaisofiran.org/دوران_بابی جنبش بابی])&lt;br /&gt;
*[http://reference.bahai.org/fa/t/o/HB/ کتابی جامع از زندگی، آثار و آموزه‌های باب]&lt;br /&gt;
*[https://user-hrqc9mo.cld.bz/Persian-Publications/bb-w-ay-yn-bby باب و آئین بابی، مقاله‌ای از دکتر نادر سعیدی]&lt;br /&gt;
*[https://persianbahaimedia.org/33832/%D8%A2%D8%A6%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%D9%89-17-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%8C-%D8%A8%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B0%D8%A7/ سید علی محمد باب، بنیان گذار آئین بابى]&lt;br /&gt;
*[https://www.youtube.com/watch?v=-0IAoDA8vg0 بامداد تابان] (فیلمی به مناسبت [http://bicentenary.bahai.org/fa/ دویستمین سالگرد تولد] باب)&lt;br /&gt;
*[https://www.aasoo.org/fa/monthly/2418 باب؛ دویست سال بعد] ([https://www.aasoo.org/fa/file/10332/download?token=HO0vsGpe مجموعه‌ای از مقالات] از سایت آسو به مناسبت دویستمین سالگرد تولد باب)&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D8%A7%D8%A8 دویستمین سال تولد باب]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[من یظهره‌الله]]&lt;br /&gt;
*[[آثار سید علی‌محمد باب|آثار سید علی محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[آئین بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[بهاءالله]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:The Báb]]&lt;br /&gt;
[[es:Báb]]&lt;br /&gt;
[[fr:Báb]]&lt;br /&gt;
[[pt:Báb]]&lt;br /&gt;
[[ru:Баб]]&lt;br /&gt;
[[vi:Đức Bab]]&lt;br /&gt;
[[zh:巴孛]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=708</id>
		<title>بهاءالله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=708"/>
		<updated>2021-01-11T11:42:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;BahaiBot: ربات: افزودن es:Bahá&amp;#039;u&amp;#039;lláh&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Shrine of Bahá’u’lláh.jpg|بندانگشتی|300x300پیکسل|آرامگاه میرزا حسین‌علی نوری]]&lt;br /&gt;
میرزا حسین‌علی نوری (۱۸۱۷، تهران - ۱۸۹۲، عکا) شهرت یافته با لقبِ &#039;&#039;&#039;بَهاءُالله&#039;&#039;&#039;، رهبر دینی ایرانی، پایه‌گذار [[بهائیت|آیین بهایی]] و از پیروان [[سید علی‌محمد باب|باب]] بود. در سال ۱۸۵۳ از ایران به عراق و بعدتر به استانبول و ادرنه و در نهایت به عکا تبعید شد و در همان‌جا درگذشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد دانشنامه | نام خانوادگی = بعلبکی | نام = منیر | پیوند نویسنده = منیر بعلبکی| مقاله = بهاءالله | دانشنامه = معجم الأعلام المورد{{!}}فرهنگ‌زندگی‌نامهٔ المورد | نشانی = http://waqfeya.com/books/19/17/0017.rar | تاریخ = ۱۹۹۲ | ناشر = دارالعلم للملایین| مکان = بیروت | زبان = عربی | شابک = 9953901163 | صفحه = 113}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیروان او بهائی خوانده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;statistics&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=مرکز جهانی بهائی دپارتمان آمار|تاریخ=۲۰۰۱–۰۸|نشانی=http://bahai-library.com/index.php5?file=bolhuis_bahai_statistics_2001|عنوان=آمار جهانی بهائی سال ۲۰۰۱|ناشر=bahai-library.org|تاریخ بازدید=۲۰۰۷-۰۳-۱۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان معتقدند که حسینعلی نوری، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی، بودا، زردشت، مسیح و محمّد است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. تا سال ۲۰۱۰ شمار بهائیان بین ۵/۵ تا ۷ میلیون نفر برآورد شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=Darrell J. Turner|کد زبان=|تاریخ=2-3-2011|وب‌گاه=Encyclopædia Britannica, Inc.|نشانی=https://www.britannica.com/topic/religion-Year-In-Review-2010/Worldwide-Adherents-of-All-Religions|عنوان=Religion: Year In Review 2010 WORLDWIDE ADHERENTS OF ALL RELIGIONS}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=Bahá’í International Community|نشانی=http://news.bahai.org/media-information/statistics|عنوان=Statistics - Media Information - Bahá’í World News Service|ناشر=news.bahai.org|بازبینی=2016-11-20}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=David Langness|کد زبان=|تاریخ=October 2, 2013|وب‌گاه=Baha’i teachings|نشانی=http://bahaiteachings.org/how-many-bahais|عنوان=How Many Baha’is?}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی‌نامه==&lt;br /&gt;
===کودکی و جوانی===&lt;br /&gt;
{{بهائی}}&lt;br /&gt;
میرزا حسینعلی نوری از اهالی منطقه نور مازندران، در ۱۲ نوامبر ۱۸۱۷(سال ۱۱۹۵ هجری شمسی) در تهران متولد شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Beginner&#039;s Guide|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=One World Publication|سال=2012|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان نسبت وی را از یک سو به زرتشت و از سوی دیگر به یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی می‌دانند. همچنین به اعتقاد بهائیان، حسینعلی نوری از طریق همسر سوم ابراهیم، (قطوره) به وی منسوب است.&amp;lt;ref&amp;gt;نفحات ظهور بهاءالله، صفحهٔ ۱۵&amp;lt;/ref&amp;gt; پدرش میرزا بزرگ نوری از رجال دوره فتحعلی شاه و مردی ادیب و خطاط بود و در دربار شاه ایران منصبی عالی داشت. او به مانند دیگر فرزندان چنین خانواده‌هایی آموزش‌هایی چون خواندن، نوشتن، خوشنویسی، خواندن قرآن و اشعار شعرای مشهور ایرانی (چون عطار، حافظ و مولوی) را در خانه و از معلمین خصوصی دریافت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;The Story of Baha&#039;u&#039;llah: Promised One of All Religions نوشته Druzelle Cederquist، صفحهٔ ۸&amp;lt;/ref&amp;gt; او همان طور که خود در آثارش اشاره می‌کند به مدرسه نرفت و آموزش رسمی ندید.&amp;lt;ref&amp;gt;مقاله شخصی سیاح، مؤسسه مطبوعات امری آلمان، ۲۰۰۱، ص ۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; در جوانی به خود او مقام و مناصبی در دستگاه حکومت پیشنهاد شد که وی نپذیرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل= |کتاب=A Concise Encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|ناشر= Oneworld Publications|چاپ= |شهر= Oxford, UK|کوشش= |ویرایش= |سال= ۱۹۹۹ |شابک=1-85168-184-1 |نویسنده= Smith, Peter|نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه= |زبان=en |مقاله= |ژورنال= |نشریه= |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز دعوت [[سید علی‌محمد باب]] ملقب به [[سید علی‌محمد باب|باب]] در سال ۱۲۲۱ (۱۸۴۴ میلادی) به او پیوست (۲۷ سالگی) اقدامات و فعالیت‌های او در گسترش آیین [[بابیه|بابی]] او را تبدیل به یکی از مهم‌ترین پیروان [[سید علی‌محمد باب|باب]] نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اولین تبعید===&lt;br /&gt;
در سال ۱۸۵۱، بعد از تیرباران [[سید علی‌محمد باب|باب]]، بهاءالله به در خواست امیر کبیر ایران را به مقصد کربلا ترک می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;بهاءالله شمس حقیقت، ح.م. بالیوزی، ترجمه از انگلیسی، مینو ثابت. م George Roland Publisher ۱۹۸۰، ص ۸۷&amp;lt;/ref&amp;gt; او یک سال بعد با سقوط امیرکبیر از قدرت و به دعوت میرزا آقاخان نوری جانشین امیرکبیر به ایران بازمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;بهاءالله شمس حقیقت… یاد شده، ص ۹۶–۹۵&amp;lt;/ref&amp;gt; و پس از بازگشت ماه‌ها میهمان صدر اعظم بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ToolAutoGenRef2&amp;quot;&amp;gt;قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۸۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسینعلی نوری به تازگی وارد تهران شده بود که طوفان تازه‌ای دامنگیر جامعه بابی می‌شود. علت این گرفتاری «منسوبان بی‌اندیشه و عصبانی جامعهٔ بابی بودند» که بعد از اعدام [[سید علی‌محمد باب|باب]]، تصمیم به قصاص شاه گرفته و به جان او سوء قصد کردند. بهاءالله قبل از سوء قصد به جان ناصرالدین شاه در منزل یکی از برادران میرزا آقا خان نوری در شمیران به سر می‌برد. به گفته نبیل زرندی او در آنجا با &amp;quot;عظیم&amp;quot;، سرکردهٔ این توطئه ملاقات می‌کند و او را از نقشه قتل شاه برحذر می دارد &amp;lt;ref name=&amp;quot;ToolAutoGenRef2&amp;quot; /&amp;gt; و این برنامه را محکوم می نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوءقصد به جان شاه در ۱۵ اوت ۱۸۵۲ اتفاق می‌افتد که در جریان آن شاه فقط جراحات سطحی برمی‌دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; اما بلافاصله بعد از سوءقصد نافرجام به جان ناصرالدین شاه، همه بابیان برجسته که نقشی در این توطئه نداشتند از جمله بهاءالله دستگیر می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، ص ۱۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt; مهد علیا (مادر شاه) بهاءالله را در حادثهٔ حمله به پسر خود متهم می‌دانست و سعی داشت میرزا آقا خان نوری را نیز به عنوان همدست متهم کند.&amp;lt;ref&amp;gt;قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۸۹&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله با وجود این که احتمال می‌داد دستگیر شود و با وجود اینکه می‌توانست خود را حفظ کند یا با وساطت شوهر خواهرش در سفارت روس پناه گیرد یا از کشور خارج شود ولی خود را تسلیم مأموران دولتی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Cole|1989|ک=BAHĀʾ-ALLĀH|ص=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله را به زندان سیاه‌چال تهران که بعدها تخریب و بر روی بقایای آن تکیه دولت ساخته شد، بردند و مدت چندین ماه وی را در غل و زنجیر نگه داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، صفحهٔ ۱۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt; زنجیر سنگینی بر گردن بهاءالله بود که آثار آن تا آخر عمر بر گردنش دیده می شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Guide For The Perplexed|نام خانوادگی=Stockman|نام=Robert|ناشر=Bloomsbury|سال=2013|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این سیاهچال بود که بهاءالله چندین بار حالات عرفانی-معنوی را تجربه کرد و به مقام رسالت خود آگاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; این واقعه را می‌توان شروع دورۀ رسالت او در نظر گرفت هر چند او در آن هنگام این موضوع آشکار نکرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آزادی از زندان و تبعید به بغداد===&lt;br /&gt;
با اثبات بی‌گناهی حسینعلی نوری و اقدامات و پیگیری‌هایی که از طرف اقوام او و خصوصاً شوهرخواهر او مجید آهی منشی سفارت روسیه و میرزا آقاخان صدراعظم انجام شد، وی بعد از ۴ ماه به دستور شاه از سیاه چال تهران آزاد شد؛&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; مشروط بر اینکه ایران را ترک کند. برای ترک ایران یک ماه به او مهلت دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;بهاءالله، شمس حقیقت، بالیوزی، صفحهٔ ۱۳۰&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:Route of Baha&#039;u&#039;llah&#039;s exiles.jpg|راست|بندانگشتی|320x320پیکسل|مسیر تبعید بهاءالله از ایران به عکا]]&lt;br /&gt;
بهاءالله پس از آزادی از سیاه‌چال بسیار بیمار بود و قدرت جسمی کافی برای سفر طولانی را نداشت. خانهٔ او غارت و ویران شده بود و خانوادهٔ او در نقطهٔ دورافتاده‌ای از پایتخت به سر می بردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=بهاءالله: شمس حقیقت|نام خانوادگی=موقر بالیوزی|نام=حسن|ناشر=George Ronald Oxford|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; سفیر روسیه پیشنهاد اقامت در روسیه را به او داد ولی او قبول نکرد و تبعید به عراق را ترجیح داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Bahai Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله در ۱۲ ژانویۀ سال ۱۸۵۳ به همراه خانواده و دو برادرش میرزا موسی و میرزا محمد قلی ایران را به قصد عراق ترک کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; در آن دوران عراق جزو متصرفات دولت عثمانی بود. آن‌ها پس از یک سفر سخت و عبور از مناطق کوهستانی در سرمای زمستان در اوایل آوریل ۱۸۵۳ وارد بغداد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بغداد بهاءالله به تدریج به عنوان رهبر جامعۀ بازماندۀ بابیان شناخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; میرزا یحیی صبح ازل، برادر ناتنی بهاءالله که در پی وقایع پس از سوءقصد به جان شاه در خفا به سر می برد خود را پس از مدتی به بغداد رساند. میرزا یحیی در بغداد نیز برای محافظت از خود، خود را از سایر بابیان پنهان می کرد. وی زندگی پنهانی داشت و از نظر مالی به بهاءالله و برادر وی میرزا موسی وابسته بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله اما به تدریج از طرف تعداد فزاینده‌ای از بابیان به عنوان رهبر جامعه شناخته شد. این اتفاق مایۀ خشم و نفرت روزافزون ازل را فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله تنها حدود یک سال پس از ورود به بغداد تصمیم گرفت روانۀ کوه‌های کردستان شود و زندگی درویشی پیشه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; او بغداد را در ۱۰ آوریل ۱۹۵۴ ترک کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; و دو سال از ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۶ را به زندگی درویشی در کوه‌های سرگلو در منطقۀ سلیمانیه سپری کرد. وی در نهایت به درخواست بابیان برجسته که حضور وی را در بغداد ضروری می دیدند و به اصرار خانواده خود در مارس ۱۹۵۶ به بغداد بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که بهاءالله به بغداد بازگشت جامعۀ بابی اوضاع نابسامانی داشت و دچار ناامیدی و تفرقه شده بود. بهاءالله که مصمم بر تغییر وضعیت موجود بود شروع به تلاش برای احیای جامعۀ بابی در عراق و ایران نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; او در آثار خود درکی جدید از دین بابی را در اختیار بابیان قرار داد. تعداد پیروان او به شکل فزاینده‌ای رشد کرد و ظرف مدت کوتاهی هم بابی‌ها و هم مقامات ایرانی و عثمانی او را به عنوان رهبر برجسته بابیان شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; وی در خارج جامعۀ بابی نیز از همراهی و تایید ساکنان بغداد و مسافرانی که به این شهر می‌آمدند برخوردار بود از جمله مقامات عثمانی، افراد برجسته ایرانی و حتی روحانیون سنی که او را به عنوان شخصیتی مهم می شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهم‌ترین آثاری که بهاءالله که در دوران اقامت در بغداد نگاشت می‌توان به کلمات مکنونه و [[کتاب ایقان]] و&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; اثری عرفانی به نام هفت وادی اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت ایران که از احیای جامعۀ بابی تحت رهبری بهاءالله نگران بود مقامات عثمانی را مورد فشار قرار داد تا بهاءالله و یاران در حال فزونی او را به محلی دورتر از مرزهای ایران تبعید کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=The Bahá&#039;í Faith|ژورنال=Britannica Book of the Year|ناشر=Encyclopædia Britannica|تاریخ=1988|فصل=|زبان=|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات عثمانی این موضوع را قبول کرده و بهاءالله را در ۱۸۶۳ به استانبول فراخواندند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۲۱ آوریل ۱۸۶۳ قبل از حرکت به استانبول بهاءالله و همراهانش برای دوازده روز در باغ نجیب پاشا در حومه بغداد اقامت کردند. در این مکان بود که بهاءالله به بابیان حاضر اعلان کرد که او پیام‌آور الهی و همان موعودی است که [[سید علی‌محمد باب|باب]] به آمدنش وعده داده.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; این مناسبت در بین بهائیان به عید رضوان شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد|ژورنال=Encyclopedia of Religion|تاریخ=۲۰۰۵|صفحه=۷۳۷–۷۴۰|نویسنده=Manfred Hutter|مقاله=Bahā&#039;īs|نشریه=Macmillan Reference USA, Detroit|دوره=2nd ed|شماره={{شابک|0-02-865733-0}}}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادامه تبعیدها به استانبول و ادرنه===&lt;br /&gt;
پس از چهار ماه سفر زمینی بهاءالله و همراهانش به استانبول وارد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; پس از حدود سه و ماه نیم اقامت در استانبول، مسئولین حکومت عثمانی دستور تبعید بهاءالله به ادرنه را دادند. احتمال می‌رود این تبعید به دلیل فشار از سوی سفیر ایران بوده باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله چهار سال و نیم در ادرنه اقامت داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در دوران اقامتش در ادرنه بود که رسالت خود را به صورت عمومی اعلان نمود. این اعلان عمومی در قالب صدور نامه‌هایی به پادشاهان و سران ممالک صورت گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; که می‌توان از آن جمله نامه‌هایی به ناپلئون سوم در فرانسه، پاپ، ناصرالدین شاه پادشاه ایران و سلطان عبدالعزیز ترکیه اشاره نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; وی در این نامه‌ها به مقام رسالت خود اشاره کرده&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite book&lt;br /&gt;
 |last=Taherzadeh|first=Adib|year=1977|title=The Revelation of Bahá&#039;u&#039;lláh, Volume 2: Adrianople 1863-68|publisher=George Ronald|place=Oxford, UK|isbn=0853980713|url=http://www.peyman.info/cl/Baha%27i/Others/ROB/V2/Cover.html}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و آن‌ها را دعوت به کناره‌گیری از جنگ و برقراری صلح و آشتی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تبعید به عکا===&lt;br /&gt;
[[پرونده:AkkaPrison.jpg|بندانگشتی|زندانی که بهاءالله دو سال در آن در عکا زندانی بود.]]&lt;br /&gt;
در سال ۱۸۶۸ حکومت عثمانی بار دیگر دستور تبعید بهاءالله را صادر کرد و او و گروهی از پیروانش در ۳۱ اوت ۱۸۶۸ وارد زندان-شهر عکا شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; عکا در آن زمان به دلیل شرایط نامساعد و نامطلوبی که داشت شهری بود که به عنوان تبعیدگاه و محل حبس زندانیان سیاسی حکومت عثمانی مورد استفاده قرار می گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;u&#039;llah: A Short Biography|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=OneWorld  Publications|سال=2014|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; برای دو سال بهاءالله و همراهانش در شرایط بسیار دشوار و نامناسبی در قلعه‌ای محبوس بودند و چندین نفر از همراهان بهاءالله به دلیل بیماری و سختی شرایط جان دادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; در این دوران بهاءالله به صدور نامه به پادشاهان و سران ممالک ادامه داد و از این زندان بود که ملکه ویکتوریای انگلستان، سراز الکساندر دوم روسیه و پاپ پی چهارم را مورد خطاب قرار داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله و همراهانش در ۱۸۷۰ اجازه یافتند زندان را ترک کنند ولی همچنان زندانی به شمار می رفتند و اجازه نداشتند شهر عکا را ترک کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله به مدت هفت سال از ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۷ در خانه‌های مختلفی در عکا زندگی کرد از جمله بیت عبود و بیت عبدالله پاشا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سال‌های پایانی زندگی===&lt;br /&gt;
در ۱۸۷۷ بهاءالله اگرچه همچنان یک زندانی بود اجازه یافت که از شهر عکا خارج شود. او ابتدا برای حدود دو سال در عمارتی در شمال عکا به نام مزرعه ساکن شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; و سپس از ۱۸۷۹ تا هنگام درگذشت در ۱۸۹۲ در بهجی ساکن بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; او در نوزده سال آخر زندگی خود آثار مهمی نگاشت از جمله لوح اشراقات، لوح تجلیات، لوح طرازات که در آن‌ها اصول اخلاقی و معنوی یک نظم جهانی را تشریح کرد از جمله اهمیت کار کردن و فراگرفتن علم و هنر، اطاعت از حکومت، انتخاب یک زبان و خط مشترک جهانی، ممنوعیت جهاد، لزوم تعلیم و تربیت کودکان و دستیابی به صلح عمومی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در ۲۹ ماه مه سال ۱۸۹۲ میلادی به دنبال تب خفیفی در سن ۷۵ سالگی در بهجی درگذشت و در محوطه عمارت بهجی به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آرامگاه او که به «[[آرامگاه بهاءالله|روضه مبارکه]]» برای بهائیان شهرت دارد قبله بهائیان و محلی است که هر روز بهائیان در هنگام نماز و نیایش به آن رو می‌کنند.&lt;br /&gt;
===جانشینی===&lt;br /&gt;
{{اصلی|عبدالبهاء}}&lt;br /&gt;
بهاءالله در کتاب عهدی، وصیت‌نامهٔ خود، که به خط خود او نوشته شده بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; به‌طور مشخص فرزند ارشدش [[عبدالبهاء]] را جانشین برای تبیبن آثار و ادارۀ امور جامعۀ بهائی تعیین کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بریتانیکا، مدخل بهاءالله&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;30. ↑ Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. p 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. p. 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سیری در کتاب‌های بهائیان، سلطانزاده، ج۱، ص۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;ماجرای باب و بهاء، ص۲۱۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://reference.bahai.org/fa/t/b/AHM/ahm-418.html ادعیه حضرت محبوب، بهاءالله، صفحه ۴۱۸]&amp;lt;/ref&amp;gt; این وصیت‌نامه اندک زمانی پس از درگذشت بهاءالله در جمع بزرگی خوانده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; جانشینی عبدالبهاء دور از انتظار و تعجب‌برانگیز نبود و اکثریت قریب بالاتفاق بهائیان مطابق کتاب عهدی، عبدالبهاء را به عنوان جانشین بهاءالله و مبیّن و مفسّر رسمی آثار او پذیرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ابلاغ جهانی رسالت ==&lt;br /&gt;
بهاءالله پس از تبعید به ادرنه و استقرار آئین جدید، اقدام به ابلاغ رسالت خود در سطحی جهانی نمود. او از سپتامبر سال ۱۸۶۷ شروع به ارسال نامه‌هایی به سران ممالک، پادشاهان وقت و شخصیتهای مهم سیاسی و دینی نمود. در این نامه‌ها بهاءالله از آغاز عصری جدید سخن می‌گوید و به روشنی مقام خود را اعلام می‌کند. او در ابتدا هشدار می‌دهد که نظم فعلی جهان شاهد آشوب‌های سیاسی و اجتماعی متعددی خواهد بود. بهاءالله در این نامه‌ها به ویژه فرمانروایان مقتدر کشورهای اروپایی را دعوت کرد تا دستیابی به وحدت جهانی را اصلی‌ترین هدف خود قرار دهند و آن‌ها را فراخواند تا مجمعی جهانی برای پایان دادن به جنگ تأسیس کنند. او بیان می‌کند صلح دائمی تنها از طریق اقدام جمعی امکان‌پذیر است. به گفته او خداوند برای این هدف قوائی تاریخی برانگیخته است که هیچ‌کس یارای مقاومت با آن را ندارد، او به سران ممالک قدرت تفویض کرده‌است تا اتحاد عالم، عدالت اجتماعی و صلح جهانی را متحقق سازند. حکومتهایی که در برابر این اهداف ایستادگی کنند خود و دیگر ملتها را به ورطه اضمحلال و نابودی خواهند کشید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|pages=39-40}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله پس از تبعید و زندانی شدن در عکا ارسال نامه به سران ممالک را که مدتی به دلیل خروج از ادرنه در آن وقفه افتاده بود از سر گرفت. او در این دوره نامه‌هایی به لوئی ناپلئون امپراتور فرانسه، ویکتوریا ملکه انگلستان، الکساندر دوم تزار روسیه، ناصرالدین شاه قاجار پادشاه ایران، و سلطان عبدالعزیز خلیفه عثمانی نوشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|pages=43-44}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی از رهبران دیگر نظیر قیصر ویلهلم اول امپراتور آلمان، فرانسوا ژوزف پادشاه اتریش و مجارستان و روسای جمهور آمریکا متعاقباً در کتاب اقدس مورد خطاب قرار گرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:82&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=28|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این نامه‌ها بهاءالله سران ممالک را به تشریک مساعی در تشکیل یک دادگاه بین‌المللی برای دستیابی به صلح و رفع اختلافاتِ موجود بین کشورها فراخواند. این مجمع جهانی به گفته بهاءالله باید توسط یک ارتش بین‌المللی که متشکل از کشورهای عضو است و حل و فصل صلح‌آمیز مناقشات بین‌المللی را به اجرا می‌گذارد، مورد پشتیبانی قرار گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|page=44}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این نامه‌ها همچنین برای ایجاد حس تعلق مردم جهان به جامعه‌ای مشترک دستورالعمل‌هایی تبیین شده‌است. از جمله این دستورالعمل‌ها انتخاب یا ایجاد یک زبان و خط بین‌المللی است تا مردم کشورهای مختلف بتوانند در عین حفظ هویت فرهنگی خود با مردم سایر نژادها و ملل ارتباط برقرار کنند. مورد دیگر، نظام آموزشی اجباری و همگانی است که موجب ریشه کن شدن بیسوادی خواهد شد یا سیستم یکسان اوزان و مقادیر بین‌المللی که موجبات ایجاد استانداری جهانی در عرصه اقتصاد را فراهم خواهد کرد. در جهانی که در آن امنیت جمعی برقرار است هزینه‌های نظامی و تسلیحاتی کشورها به نحو چشمگیری کاهش خواهد یافت و درآمدهای مالیاتی صرف رفاه اجتماعی خواهد شد. این نامه‌ها همچنین از سران ممالک خواسته‌است که اصول بنیادین دموکراسی را در امور داخلی خود رعایت نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله همچنین نامه‌های تأثیرگذاری به رهبران ادیان من جمله پاپ پی نهم نوشت و آنان را به بررسی پیام و رسالت خود، واگذاری رهبری عرفی، ترکِ جزم اندیشی و تعصب دینی و حذف تشریفات زائد فراخواند. در این نامه‌ها همچنین به رهبران ادیان هشدار داده شده که اساساً پیشوایان دینی در تاریخ نخستین کسانی بودند که پیامبران (مؤسسان ادیان) را انکار می‌کردند و مورد آزار قرار می‌دادند. بهاءالله در طی نامه‌ای به پاپ پی نهم به او توصیه کرد که سلطه خود بر ایالات کلیسا را به حکومت ملی واگذار کند، از انزوای قصر واتیکان خارج شده با روسای مذاهب غیر کاتولیک دیدار کند، سران ممالک را به صلح و عدالت دعوت کند و خود را از تشریفات زائدی که اطرافش گردآمده رها سازد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|pages=44-45}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین به کشیشان کاتولیک توصیه کرد تا از انزوای کلیساها و صوامع خارج شوند، ازدواج کنند و به فعالیت در اجتماع و آنچه باعث منفعت آنها و عموم می‌شود مشغول گردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:822&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=30|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|page=45}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله نامه‌هایی نیز به بعضی از علمای سرشناس ایران نوشت. او در این نامه‌ها آنان را عامل سقوط اسلام دانست و به علت سرکوب و کشتار بهائیان سخت مورد بازخواست قرار داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:823&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=31|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او در طی نامه‌ای از ناصرالدین شاه خواست که فرصتی به او داده شود تا در حضور شاه و علماء حقیقت رسالتش را به اثبات برساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:824&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=29|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این نامه آمده‌است که علماء از امور خطیره گذشته‌اند و به جای تلاش برای سعادت ملت و آبادی مملکت، عده‌ای را به عنوان بابی معرفی کرده، به کشتار آنها و تاراج اموالشان مشغول‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite book|last=Taherzadeh|first=A.|year=1976|title=The Revelation of Baháʼu&#039;lláh, Volume 3: Akka the Early Years 1868-77|publisher=George Ronald|place=Oxford, UK|isbn=0-85398-270-8|url=https://d9263461.github.io/cl/Baha&#039;i/Others/ROB/V3/p174-203Ch09.html|page=200|pages=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله در این نامه خواستار رعایت عدالت و رواداری مذهبی نسبت به بهائیان شد و به شاه یادآوری کرد که بلندی همت او باید به گونه‌ای باشد که همه ادیان در قلمرو او زندگی کنند و از عدالت برخوردار باشند. او همچنین به شاه اطمینان داد که بنابر تعالیم او بهائیان از هرگونه خشونت و فسادی پرهیز می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:824&amp;quot;/&amp;gt; شاه، نامه را به ملا علی کنی و دیگر علمای تهران داد تا جوابی بر آن بدهند. علماء نامه را بی جواب گذاشتند. ملا علی کنی به مستوفی الممالک، نخست‌وزیر وقت، پیغام داد که نامه جوابی ندارد و جوابش همان بود که شاه نسبت به قاصد نامه مجری داشت. (قاصد نامه بعد از سه روز شکنجه، کشته شد) و اگر شاه شکی نسبت به اسلام دارد، ملا علی کنی باید اقدامی به عمل آورد تا شبه او زائل شود. کنی در ادامه از شاه خواست تا از سلطان عثمانی بخواهد که بر بهاءالله بسیار سخت بگیرد و تمامی راه‌های ارتباط با او را ببندد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite book|last=Taherzadeh|first=A.|year=1976|title=The Revelation of Baháʼu&#039;lláh, Volume 3: Akka the Early Years 1868-77|publisher=George Ronald|place=Oxford, UK|isbn=0-85398-270-8|url=https://d9263461.github.io/cl/Baha&#039;i/Others/ROB/V3/p174-203Ch09.html|page=191|pages=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نامه‌ها بعدها به دلیل وقوع پیش‌بینی‌های تکان دهنده مندرج در آنها مورد توجه قرار گرفت. به لوئی ناپلئون، مقتدرترین فرمانروای وقت اروپا هشدار داده شده بود که به علت سوء استفاده از قدرت و ریاکاری سرنگون و قلمروش دچار هرج و مرج خواهد شد. دو سال بعد وی در جنگ سدان (۱۸۷۰) شکست خورد و سلطنتش دچار اغتشاش گشت و از سرزمین مادری تبعید گشت، و حکومت فرانسه به جمهوری تبدیل شد. متعاقباً قیصر آلمان ویلهلم اول که ناپلئون را شکست داده بود نیز مورد خطاب و هشداری مشابه قرار گرفت. هشدارهایی نیز به تزار روسیه، پادشاه ایران و فرانسوا ژوزف داده شده بود. صریحترین و شدیدترین انذارات اما نصیب مقامات دولت عثمانی گردید بهاءالله که آن زمان زندانی حکومت عثمانی بود نامه‌هایی در طی سالهای ۱۸۶۸ و ۱۸۶۹ به عالی پاشا (صدراعظم) و فؤاد پاشا (وزیر امور خارجه) نوشت. در این نامه‌ها او مرگ هر دو، سرنگونی شخص سلطان عبدالعزیز و از دست رفتن متصرفات اروپایی را به دلیل سوء استفاده از قدرت مدنی، سوء حکمرانی و همچنین ظلم و مصائبی که بر او و پیروانش وارد آورده بودند پیش‌بینی کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:824&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|last=Hatcher|first=W.S.|last2=Martin|first2=J.D.|year=1998|title=The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion|publisher=Harper &amp;amp; Row|location=San Francisco|isbn=0-87743-264-3|url=https://books.google.com/books?id=IZmkG1ASirgC|ref=harv|pages=45-46}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مرگ زودهنگام دو وزیر کمی بعد در سالهای ۱۸۶۹ و ۱۸۷۱ در حالی که هنوز در دهه پنجم زندگی خود بودند به وقوع پیوست. سلطان عبدالعزیز از قدرت معزول شد و در سال ۱۸۷۶خودکشی کرد یا به قتل رسید و در نهایت جنگ مصیبت بار عثمانی با روسیه در بین سالهای ۱۸۷۷ و ۱۸۷۸ باعث از دست دادن بعضی متصرفات اروپایی عثمانی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:824&amp;quot;/&amp;gt; بهاءالله در [[کتاب اقدس]] نیز به ظلم و ناکارآمدی حکومت عثمانی و سقوط آن در آینده اشاره کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=A. Bausani|title=AQDAS|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/aqdas-more-fullv-al-ketah-al-aqdas-pers|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=191-192}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:825&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=212|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آموزه‌ها ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|آموزه های بهائی}}&lt;br /&gt;
=== تعالیم اجتماعی ===&lt;br /&gt;
در آثار بهاءالله بارها آمده‌است که مخاطب پیام او همه نوع بشر است و هدف از آموزه‌های او بازسازی عالم و ترقّی بشریت به عنوان یک کل است. او به‌طور مشخص اصل یگانگی نوع انسان را اعلان می‌دارد، سران ممالک را ترغیب می‌کند تا برای حل و فصل اختلافاتِ موجود و دستیابی به صلح گرد هم جمع شوند و با ایجاد امنیت جمعی از آن پاسداری کنند. او همچنین در راستای رسیدن به یک جامعه متحد جهانی خواستار اتخاذ یک زبان و خط بین‌المللی، ترویج یک نظام آموزشی همگانی و اجباری، و تعیین واحد پول و اندازه‌گیری یکسان می‌شود. بهاءالله بر ترکِ تعصبات دینی و نژادی و پرهیز از ملی‌گرایی افراطی تأکید می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:827&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=32|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=J. Cole|title=BAHAISM i. The Faith|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://iranicaonline.org/articles/bahaism-i|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=438-446}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله در آثار خود بیان می‌کند که نزد خدا زن و مرد برابر هستند و هیچ‌یک بر دیگری برتری ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:829&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=143|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آموزه‌های او طرفدارِ جدی آزادی زنان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:828&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=41|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او بسیاری از رسومات تبعیض آمیزِ علیه زنان همچون ازدواج موقت، نامزدی یا ازدواج اجباری، ازدواج دختران زیر پانزده سال، و سه طلاقه کردن را منع می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8210&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=203|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; تأکید او بر تعلیم و تربیت دختران یکی دیگر از نمونه‌های متعددِ حمایت وی از بهبود وضعیت زنان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica24&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعالیم فردی ===&lt;br /&gt;
بهاءالله از بهائیان می‌خواهد که آئین او را با درست زیستن، رفتار پسندیده و تبلیغ ترویج دهند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=33|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; فضائل اخلاقی چون راستگویی، پاکدامنی، درستکاری، امانت‌داری، وفاداری، ادب، بردباری، عدالت و انصاف را در پیش گیرند&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;/&amp;gt; و با ادیان دیگر با منشی دوستانه و با محبت معاشرت نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt;او همچنین از آنها می‌خواهد شهروندان نمونه ممالک محل سکونت خود بوده و نسبت به دولت مطبوع خود صادق، درستکار و وظیفه‌شناس باشند، به هیچوجه سبب خشونت و فساد نشوند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt; از تعصب، غرور، مجادله، نزاع، غیبت و افتراء پرهیز کنند&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;/&amp;gt; و تلاش خود را در جهت خدمت به نوع بشر مبذول دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt; او هر شکلی از خشونت مذهبی به خصوص جهاد را محکوم و ممنوع اعلام می‌کند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt; و به تفصیل از نقش دین به عنوان عاملی بازدارنده برای جلوگیری از جرم و حفظ نظم اجتماعی می‌گوید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8211&amp;quot;/&amp;gt; بهاءالله همچنین جمع‌آوری صدقه، رهبانیت و بطالت را محکوم می‌کند و بر ضرورت اشتغال به کار تأکید می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ظهور تدریجی وحی ===&lt;br /&gt;
بهاءالله با تأکید بر ذات استعلایی خداوند، حلول و تجسد او و عقیده وحدتِ وجود را رد می‌کند و او را ورای این جهان می‌داند. در اندیشه بهاءالله ذات خداوند قابل شناخت نیست و انسان‌ها او را از طریق تجلی او در پیامبرانش می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica245&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt; خداوند خود را در این جهان به واسطه پیام‌آورانش در یک فرایند تدریجی-ادواری، و منطبق با استعداد درک بشر و مقتضیات زمان و محیط، متجلی می‌سازد. ادیان از طریقِ فرایندِ «ظهور تدریجی وحی» به هم پیوند می‌خورند. این فرایند متناوب و در عین حال تکاملی است. با ظهور هر دینی «حقایق ابدی» (اصول معنوی و اخلاقی) که در دین قبل با گذشت زمان و تمسک کورکورانه به سنت به فراموشی سپرده شده بود دوباره زنده می‌شود. در این نگاه، ظهور پیاپی ادیان را می‌توان به آمدن فصل بهار تشبیه کرد، با آمدن هر بهاری شکوفایی و نوزایی جایگزین سرما و مرگِ زمستانِ قبل می‌شود. در تعالیم بهاءالله، حقایق دینی نسبی هستند و سیری تکاملی می‌پیمایند به این معنی که آموزه‌های دینی از طریق ظهور دائمی ادیان با تغییر مقتضیات زمان و ظرفیت فهم بشر تغییر می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8213&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=108-109|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هدف از ظهور پیامبران ظهور فیض الهی و تربیت معنوی انسان برای پیشرفت روحانی او در این جهان و آمادگی او برای جهان بعد است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica242&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در دیدگاه بهائی، پیامبران هم دارای مقام انسانی و هم مقام الهی هستند. در مقام الهی از آنجا که همگی تجلی خداوند واحد هستند و اسماء و صفات او را منعکس می‌کنند در حقیقت یکی هستند، ولی در مقام انسانی شخصیتهای انسانی متفاوتی دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica243&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اندیشه مقام الهی پیامبران (و بهاءالله) از سوی بعضی منابع ضدبهائی به عنوان ادعای الوهیت توسط بهاءالله مطرح شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;خدای عصر ارتباط، محمد رضا حسینی، انتشارات گوی، ص ۲۵ تا ۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;ماجرای&amp;lt;span title=&amp;quot;باب (لقب) | باب (لقب)|باب | سید علی‌محمد باب&amp;quot; class=&amp;quot;CheckDictation-marked CheckDictation-marked-باب&amp;quot; id=&amp;quot;tool-.D8.A8.D8.A7.D8.A8&amp;quot;&amp;gt; باب &amp;lt;/span&amp;gt;و بهاء، ص ۱۴۷&amp;lt;/ref&amp;gt; آثار بهاءالله اما این ادعا را رد می‌کند و منظور از این مقام الهی را فنای نفس، بقای الهی و تجلی خدا در پیامبر (و نه حلول و تجسد او) می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica24&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عهد و میثاق ===&lt;br /&gt;
بهاءالله برای حفظ وحدت جامعه بهائی، و جلوگیری از انشقاق، اصلی را بنا نهاد که با عنوان عهد و میثاق شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:826&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=110|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بر طبق این اصل او چگونگی تداوم جریان هدایت، مسئلهٔ جانشینی و توضیح و تبیین آثار خود را با دستورالعمل‌های صریح، روشن و کتبی مشخص نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:826&amp;quot;/&amp;gt; بر اساس این اصل بهاءالله مسئولیت هدایت و رهبری جامعه را پس از خود به پسر ارشدش، عبدالبهاء، سپرد سپس بنا به وصیت عبدالبهاء در الواح وصایا این مسئولیت به شوقی افندی، نوهٔ عبدالبهاء، و در نهایت همان‌طور که بهاءالله و جانشینانش مشخص کرده بودند به بیت‌العدل اعظم مُحوّل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:826&amp;quot;/&amp;gt; بهاءالله طبقه پیشوایان دینی را در آئین بهائی منسوخ نمود&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica22&amp;quot;/&amp;gt; و اداره امور جامعه را بر عهده سیستمی متشکل از موسسات انتخابی نهاد، که در راس آن بیت‌العدل اعظم قرار دارد و بر پایه تصمیم‌گیری جمعی و مشورت عمل می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8212&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=175-176|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اصول این نظام در آثار بهاءالله آمده‌است و عبدالبهاء و شوقی افندی جزئیات آن را تشریح کردند و به مرحله اجرا درآوردند. مجموع این نظام با عنوان نظم اداری شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8212&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار ==&lt;br /&gt;
بهاءالله کتاب‌ها، نامه‌ها ( الواح) و دعا و مناجات‌های بسیاری نگاشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; حدود پانزده هزار نامه و متن نوشته شده توسط او شناسایی شده‌است. از آثار بزرگ و مهم او می‌توان به [[کتاب ایقان]]، [[کتاب اقدس]]، کلمات مکنونه، هفت وادی، چهار وادی، جواهر الاسرار و الواح خطاب به سلاطین اشاره کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;گفتاری کوتاه در مورد آئین بهائی، موژان مؤمن&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان مجموعه آثار بهاءالله را وحی الهی و شالودهٔ [[آئین بهائی]] در نظر می‌گیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=|نشانی=http://www.bahai.org/fa/bahaullah/quotations|عنوان=گزیده‌ای از آثار حضرت بهاءالله}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آثار بهاءالله هم‌اکنون به بیش از ۸۰۰ زبان ترجمه شده و در بیش از ۲۰۰ کشور منتشر شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=12/11/2014|وب‌گاه=Huffington Post|نشانی=https://www.huffingtonpost.co.uk/entry/birth-of-bahaullah-2014_n_6145016?guccounter=1|عنوان=Birth Of Baha&#039;u&#039;llah 2014: 5 Facts To Know About The Baha&#039;i Holiday}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگرچه بیشتر آثار بهاءالله به فارسی است، اما بسیاری از آثار مهم او به عربی است و فقرات عربی اغلب در الواحی که مخاطب آن‌ها افراد تحصیل کرده ایرانی بوده، یافت می‌شود –عربی بیشتر رسمی بود و فارسی بیشتر خودمانی- بهاءالله بیشتر زمانی که مخاطبش تمام دنیا یا مطلبی در ارتباط با جهان بود از عربی استفاده می‌کرد: [[کتاب اقدس]] به زبان عربی است همان‌طور که الواحی چون الواح ملوک، صلوه سه‌گانه، [[ازدواج بهائی|آیات عقد]] و ادعیه صوم و نماز میت به عربی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=Appendices|ناشر=H-Bahai Digital Library|صفحه=۲۰۴–۲۰۵|نویسنده=John Walbridge|year=۲۰۰۲|کتاب=Essays and Notes on babi and Bahai History}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سبک نگارش ===&lt;br /&gt;
اگرچه بیشتر آثار بهاءالله به فارسی است، اما بسیاری از آثار مهم او به عربی است و فقرات عربی اغلب در الواحی که مخاطب آن‌ها افراد تحصیل کرده ایرانی بوده، یافت می‌شود –عربی بیشتر رسمی بود و فارسی بیشتر خودمانی- بهاءالله بیشتر زمانی که مخاطبش تمام دنیا یا مطلبی در ارتباط با جهان بود از عربی استفاده می‌کرد: [[کتاب اقدس]] به زبان عربی است همان‌طور که الواحی چون الواح ملوک، صلوه سه‌گانه، [[ازدواج بهائی|آیات عقد]] و دعیه صوم و نماز میت به عربی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=Appendices|ناشر=H-Bahai Digital Library|صفحه=۲۰۴–۲۰۵|نویسنده=John Walbridge|year=۲۰۰۲|کتاب=Essays and Notes on babi and Bahai History}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد یکی از محققین بهاءالله عربی بی‌عیب و زیبایی استفاده می‌کند، نسبتاً بدون مشخصه‌های نامتعارف [[سید علی‌محمد باب|باب]] و تزئینات مفرط عربی ادبی معاصر آن (این در مورد آثار فارسی او نیز صادق است). او عموماً نثری قافیه دار دارد (سجع) به سبکی که یادآور قرآن است اما تاحدی آسان‌تر و بدون عناصر منسوخ. سبک او سخت، موجز و متعالی است. دستور زبان بهاءالله و نحوه استفاده آن گاهی اوقات تحت تأثیر فارسی است همان‌طور که گاهی اوقات مکتوبات عربی ایرانیان اینگونه‌است. به همین دلیل بهاءالله گاه‌وبیگاه مورد انتقاد قرار می‌گرفت که عربی خالص نمی‌نویسد. در اواخر زندگی او پروژه‌ای را مبنی بر جمع‌آوری و ویرایش دوباره مکتوبات خود آغاز کرد. یکی از کارهایی که انجام شد حذف کردن برخی مشخصه‌های بابی در مکتوبات عربی‌اش بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عموماً بهاءالله، خود را با عباراتی آشنا برای خوانندگانش توصیف می‌کند و اغلب از عبارات تخصصی از علوم مذهبی اسلام، قرآن و فلسفه عرفانی اسلام استفاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله آثاری هم به زبان فارسی سره دارد که کلمات عربی در آن دیده نمی‌شود. مخاطب این آثار زرتشتیان و بهائیانی بودند که پیشینه دینی زرتشتی داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8214&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://www.worldcat.org/title/introduction-to-the-bahai-faith/oclc/181072578|عنوان=An introduction to the Baha&#039;i faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|تاریخ=2008|ناشر=Cambridge University Press|سال=|شابک=9780521862516|مکان=Cambridge; New York|صفحات=27|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جایگاه بهاءالله در آثار بهائی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان، بهاءالله را «مظهر ظهور الهی» و «محل تجلی الهی» در این زمان می‌دانند. آن‌ها معتقدند که حسینعلی نوری، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و محمّد است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. بهائیان پیامبران را تجلی روح اعظم الهی بروی زمین می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;amuzeh&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=الوهیت و پیامبران|ناشر=مؤسسه چاپ و انتشارات مرآت|شابک=81-902662-6-8|صفحه=۴۵|نویسنده=موهبت سبحانی|year=۲۰۰۵|کتاب=آموزه‌های نظم نوین جهانی بهائی|شهر=دهلی نو، هندوستان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله در آثارش، بالاخص در نامه‌هایش به رهبران دینی و سران ممالک، خود را موعود تمامی ادیان و مصلح عالم خواند از جمله&amp;lt;ref name=&amp;quot;hatcher3&amp;quot;&amp;gt;{{cite journal|last=Buck|first=Christopher|date=1991|year=1991|title=Bahá’u’lláh as “World Reformer”|url=https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/3.4-Buck.pdf|journal=Baháʼí Studies|publisher=Journal of Bahá’í Studies|volume=3|issue=4|pages=143-146|accessdate=2020-05-01|via=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica244&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia|author=Juan Cole|title=BAHĀʾ-ALLĀH|encyclopedia=Encyclopædia Iranica|publisher=|location=|year=2011|url=https://www.iranicaonline.org/articles/baha-allah|date=August 2011|accessdate=29 October 2020|volume=Online|pages=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt; «پدر جاودانی» که ظهورش توسط اشعیای نبی (اشعیا ۹:۶) در [[یهودیت|آیین یهود]] پیش‌بینی شده بود، «روح راستی» یا «تسلی دهنده»، که عیسی در موعظه وداع (یوحنا ۱۴–۱۷) ظهورش را پیش‌بینی کرده بود، بهرام شاه ورجاوند، موعود آیین زرتشتی که متون متاخر پهلوی آمدنش را در روز رستاخیز پیش‌بینی کرده بودند، ظهور و بازگشت امام حسین که به اعتقاد شیعیان در روز قیامت واقع می‌شود، بازگشت دوباره مسیح در روز قیامت که اهل تسنن به آن معتقدند، و ظهور «[[من‌یظهره‌الله|من یظهره الله]]» یا همان موعود آئین بابی که باب به کرات در آثارش به ظهور او اشاره کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;hatcher3&amp;quot;/&amp;gt; اکثریت قریب به اتفاق بابیان، بهاءالله را به عنوان موعود آئین بابی پذیرفتند. اگر چه در ابتدا اکثریت باورمندان به آئین بهائی پیشینه بابی یا شیعی داشتند، ولی در اواخر قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم شمار قابل توجهی از ایرانیان یهودی و زرتشتی بهاءالله را پذیرفتند و به آئین بهائی گرویدند.&amp;lt;ref&amp;gt;* {{cite book|chapter=Messianic expectation and evolving identities: the conversion of Iranian Jews to the Baha&#039;i faith|title=The Baha&#039;is of Iran: Socio-historical studies|last=Amanat|first=H.E.|editor-last=Brookshaw|editor-first=Dominic P.|editor2-last=Fazel|editor2-first=Seena B.|year=2008|publisher=Routledge|location=New York, NY|isbn=0-203-00280-6|page=7}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;* {{cite book|chapter=The conversion of Zoroastrains to the Baha&#039;i faith|title=The Baha&#039;is of Iran: Socio-historical studies|last=Vahman|first=H.E.|editor-last=Brookshaw|editor-first=Dominic P.|editor2-last=Fazel|editor2-first=Seena B.|year=2008|publisher=Routledge|location=New York, NY|isbn=0-203-00280-6|page=30}}&amp;lt;/ref&amp;gt; طبق آمارِ سالِ ۲۰۱۰ دانشنامه [[دانشنامه بریتانیکا|بریتانیکا]] آئین بهائی از لحاظ پراکندگی در کشورهای جهان بعد از مسیحیت در مقام دوم ایستاده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|تاریخ=2016-11-20|نشانی=https://web.archive.org/web/20161120153112/https://www.britannica.com/topic/religion-Year-In-Review-2010/Worldwide-Adherents-of-All-Religions|عنوان=Religion: Year In Review 2010 - Worldwide Adherents of All Religions {{!}} Britannica.com|بازبینی=2018-10-20}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://bahaullah.persian-bahai.org/ روایتی تصویری از زندگی بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87 دویستمین سال تولد حضرت بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/ آثار بهاءالله در کتابخانه مرجع بهائی]&lt;br /&gt;
*پیوندی دیگر راجع به زندگی [https://www.bahaisofiran.org/a-worldwide-faith-from-iran/a-brief-history-of-the-faith/bahaullah بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/bahaullah/ مقام بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/bahaullah/life-bahaullah زندگی بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/light-to-the-world/fa فیلم نوری برای عالم]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[آئین بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
*[[شوقی افندی]]&lt;br /&gt;
*[[بیت العدل اعظم]]&lt;br /&gt;
*[[آموزه های بهائی|آموزه‌های بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[احکام بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[ازدواج بهائی]]&lt;br /&gt;
*[[سید علی‌محمد باب]]&lt;br /&gt;
*[[من یظهره‌الله]]&lt;br /&gt;
*[[آثار سید علی‌محمد باب|آثار سید علی محمد باب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[de:Baha’u’llah]]&lt;br /&gt;
[[en:Bahá’u’lláh]]&lt;br /&gt;
[[es:Bahá&#039;u&#039;lláh]]&lt;br /&gt;
[[fr:Bahá&#039;u&#039;lláh]]&lt;br /&gt;
[[pt:Bahá&#039;u&#039;lláh]]&lt;br /&gt;
[[ru:Бахаулла]]&lt;br /&gt;
[[vi:Đức Baha&#039;u&#039;llah]]&lt;br /&gt;
[[zh:巴哈欧拉]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>BahaiBot</name></author>
	</entry>
</feed>