<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.bahaipedia.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Daryoush38</id>
	<title>دانشنامه بهائی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.bahaipedia.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Daryoush38"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Daryoush38"/>
	<updated>2026-04-30T05:35:45Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.44.2</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=314</id>
		<title>بهاءالله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=314"/>
		<updated>2019-04-04T23:58:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daryoush38: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Shrine of Bahá’u’lláh.jpg|بندانگشتی|300x300پیکسل|آرامگاه میرزا حسین‌علی نوری]]&lt;br /&gt;
میرزا حسین‌علی نوری (۱۸۱۷، تهران - ۱۸۹۲، عکا) شهرت یافته با لقبِ &#039;&#039;&#039;بَهاءُالله&#039;&#039;&#039;، رهبر دینی ایرانی، پایه‌گذار [[بهائیت|آیین بهایی]] و از پیروان باب بود. در سال ۱۸۵۳ از ایران به عراق کوچید و بعدتر به استانبول و ادرنه و در نهایت به عکا تبعید شد و در همان‌جا درگذشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد دانشنامه | نام خانوادگی = بعلبکی | نام = منیر | پیوند نویسنده = منیر بعلبکی| مقاله = بهاءالله | دانشنامه = معجم الأعلام المورد{{!}}فرهنگ‌زندگی‌نامهٔ المورد | نشانی = http://waqfeya.com/books/19/17/0017.rar | تاریخ = ۱۹۹۲ | ناشر = دارالعلم للملایین| مکان = بیروت | زبان = عربی | شابک = 9953901163 | صفحه = 113}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیروان او بهائی خوانده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;statistics&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=مرکز جهانی بهائی دپارتمان آمار|تاریخ=۲۰۰۱–۰۸|نشانی=http://bahai-library.com/index.php5?file=bolhuis_bahai_statistics_2001|عنوان=آمار جهانی بهائی سال ۲۰۰۱|ناشر=bahai-library.org|تاریخ بازدید=۲۰۰۷-۰۳-۱۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان معتقدند که حسینعلی نوری، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی، بودا، زردشت، مسیح و محمّد است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. تا سال ۲۰۱۰ شمار بهائیان بین ۵/۵ تا ۷ میلیون نفر برآورد شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=Darrell J. Turner|کد زبان=|تاریخ=2-3-2011|وب‌گاه=Encyclopædia Britannica, Inc.|نشانی=https://www.britannica.com/topic/religion-Year-In-Review-2010/Worldwide-Adherents-of-All-Religions|عنوان=Religion: Year In Review 2010 WORLDWIDE ADHERENTS OF ALL RELIGIONS}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=Bahá’í International Community|نشانی=http://news.bahai.org/media-information/statistics|عنوان=Statistics - Media Information - Bahá’í World News Service|ناشر=news.bahai.org|بازبینی=2016-11-20}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=David Langness|کد زبان=|تاریخ=October 2, 2013|وب‌گاه=Baha’i teachings|نشانی=http://bahaiteachings.org/how-many-bahais|عنوان=How Many Baha’is?}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی‌نامه==&lt;br /&gt;
===کودکی و جوانی===&lt;br /&gt;
میرزا حسینعلی نوری از اهالی منطقه نور مازندران، در ۱۲ نوامبر ۱۸۱۷(سال ۱۱۹۵ هجری شمسی) در تهران متولد شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Beginner&#039;s Guide|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=One World Publication|سال=2012|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان نسبت وی را از یک سو به زرتشت و از سوی دیگر به یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی می‌دانند. همچنین به اعتقاد بهائیان، حسینعلی نوری از طریق همسر سوم ابراهیم، (قطوره) به وی منسوب است.&amp;lt;ref&amp;gt;نفحات ظهور بهاءالله، صفحهٔ ۱۵&amp;lt;/ref&amp;gt; پدرش میرزا بزرگ نوری از رجال دوره فتحعلی شاه و مردی ادیب و خطاط بود و در دربار شاه ایران منصبی عالی داشت. او به مانند دیگر فرزندان چنین خانواده‌هایی آموزش‌هایی چون خواندن، نوشتن، خوشنویسی، خواندن قرآن و اشعار شعرای مشهور ایرانی (چون عطار، حافظ و مولوی) را در خانه و از معلمین خصوصی دریافت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;The Story of Baha&#039;u&#039;llah: Promised One of All Religions نوشته Druzelle Cederquist، صفحهٔ ۸&amp;lt;/ref&amp;gt; او همان طور که خود در آثارش اشاره می‌کند به مدرسه نرفت و آموزش رسمی ندید.&amp;lt;ref&amp;gt;مقاله شخصی سیاح، مؤسسه مطبوعات امری آلمان، ۲۰۰۱، ص ۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; در جوانی به خود او مقام و مناصبی در دستگاه حکومت پیشنهاد شد که وی نپذیرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل= |کتاب=A Concise Encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith|ناشر= Oneworld Publications|چاپ= |شهر= Oxford, UK|کوشش= |ویرایش= |سال= ۱۹۹۹ |شابک=1-85168-184-1 |نویسنده= Smith, Peter|نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه= |زبان=en |مقاله= |ژورنال= |نشریه= |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز دعوت سید علی‌محمد باب ملقب به باب در سال ۱۲۲۱ (۱۸۴۴ میلادی) به او پیوست (۲۷ سالگی) اقدامات و فعالیت‌های او در گسترش آیین بابی او را تبدیل به یکی از مهم‌ترین پیروان باب نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اولین تبعید===&lt;br /&gt;
در سال ۱۸۵۱، بعد از تیرباران باب، بهاءالله به در خواست امیر کبیر ایران را به مقصد کربلا ترک می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;بهاءالله شمس حقیقت، ح.م. بالیوزی، ترجمه از انگلیسی، مینو ثابت. م George Roland Publisher ۱۹۸۰، ص ۸۷&amp;lt;/ref&amp;gt; او یک سال بعد با سقوط امیرکبیر از قدرت و به دعوت میرزا آقاخان نوری جانشین امیرکبیر به ایران بازمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;بهاءالله شمس حقیقت… یاد شده، ص ۹۶–۹۵&amp;lt;/ref&amp;gt; و پس از بازگشت ماه‌ها میهمان صدر اعظم بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ToolAutoGenRef2&amp;quot;&amp;gt;قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۸۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسینعلی نوری به تازگی وارد تهران شده بود که طوفان تازه‌ای دامنگیر جامعه بابی می‌شود. علت این گرفتاری «منسوبان بی‌اندیشه و عصبانی جامعهٔ بابی بودند» که بعد از اعدام باب، تصمیم به قصاص شاه گرفته و به جان او سوء قصد کردند. بهاءالله قبل از سوء قصد به جان ناصرالدین شاه در منزل یکی از برادران میرزا آقا خان نوری در شمیران به سر می‌برد. به گفته نبیل زرندی او در آنجا با &amp;quot;عظیم&amp;quot;، سرکردهٔ این توطئه ملاقات می‌کند و او را از نقشه قتل شاه برحذر می دارد &amp;lt;ref name=&amp;quot;ToolAutoGenRef2&amp;quot; /&amp;gt; و این برنامه را محکوم می نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوءقصد به جان شاه در ۱۵ اوت ۱۸۵۲ اتفاق می‌افتد که در جریان آن شاه فقط جراحات سطحی برمی‌دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; اما بلافاصله بعد از سوءقصد نافرجام به جان ناصرالدین شاه، همه بابیان برجسته که نقشی در این توطئه نداشتند از جمله بهاءالله دستگیر می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، ص ۱۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt; مهد علیا (مادر شاه) بهاءالله را در حادثهٔ حمله به پسر خود متهم می‌دانست و سعی داشت میرزا آقا خان نوری را نیز به عنوان همدست متهم کند.&amp;lt;ref&amp;gt;قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۸۹&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله با وجود این که احتمال می‌داد دستگیر شود و با وجود اینکه می‌توانست خود را حفظ کند یا با وساطت شوهر خواهرش در سفارت روس پناه گیرد یا از کشور خارج شود ولی خود را تسلیم مأموران دولتی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Cole|1989|ک=BAHĀʾ-ALLĀH|ص=422-429}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهاءالله را به زندان سیاه‌چال تهران که بعدها تخریب و بر روی بقایای آن تکیه دولت ساخته شد، بردند و مدت چندین ماه وی را در غل و زنجیر نگه داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، صفحهٔ ۱۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt; زنجیر سنگینی بر گردن بهاءالله بود که آثار آن تا آخر عمر بر گردنش دیده می شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Baha&#039;i Faith: A Guide For The Perplexed|نام خانوادگی=Stockman|نام=Robert|ناشر=Bloomsbury|سال=2013|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این سیاهچال بود که بهاءالله چندین بار حالات عرفانی-معنوی را تجربه کرد و به مقام رسالت خود آگاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; این واقعه را می‌توان شروع دورۀ رسالت او در نظر گرفت هر چند او در آن هنگام این موضوع آشکار نکرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آزادی از زندان و تبعید به بغداد===&lt;br /&gt;
با اثبات بی‌گناهی حسینعلی نوری و اقدامات و پیگیری‌هایی که از طرف اقوام او و خصوصاً شوهرخواهر او مجید آهی منشی سفارت روسیه و میرزا آقاخان صدراعظم انجام شد، وی بعد از ۴ ماه به دستور شاه از سیاه چال تهران آزاد شد؛&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; مشروط بر اینکه ایران را ترک کند. برای ترک ایران یک ماه به او مهلت دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;بهاءالله، شمس حقیقت، بالیوزی، صفحهٔ ۱۳۰&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:Map iran ottoman empire banishment.png|راست|بندانگشتی|320x320پیکسل|مسیر تبعید بهاءالله از ایران به عکا]]&lt;br /&gt;
بهاءالله پس از آزادی از سیاه‌چال بسیار بیمار بود و قدرت جسمی کافی برای سفر طولانی را نداشت. خانهٔ او غارت و ویران شده بود و خانوادهٔ او در نقطهٔ دورافتاده‌ای از پایتخت به سر می بردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=بهاءالله: شمس حقیقت|نام خانوادگی=موقر بالیوزی|نام=حسن|ناشر=George Ronald Oxford|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; سفیر روسیه پیشنهاد اقامت در روسیه را به او داد ولی او قبول نکرد و تبعید به عراق را ترجیح داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=An Introduction to the Bahai Faith|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۸|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله در ۱۲ ژانویۀ سال ۱۸۵۳ به همراه خانواده و دو برادرش میرزا موسی و میرزا محمد قلی ایران را به قصد عراق ترک کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; در آن دوران عراق جزو متصرفات دولت عثمانی بود. آن‌ها پس از یک سفر سخت و عبور از مناطق کوهستانی در سرمای زمستان در اوایل آوریل ۱۸۵۳ وارد بغداد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بغداد بهاءالله به تدریج به عنوان رهبر جامعۀ بازماندۀ بابیان شناخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; میرزا یحیی صبح ازل، برادر ناتنی بهاءالله که در پی وقایع پس از سوءقصد به جان شاه در خفا به سر می برد خود را پس از مدتی به بغداد رساند. میرزا یحیی در بغداد نیز برای محافظت از خود، خود را از سایر بابیان پنهان می کرد. وی زندگی پنهانی داشت و از نظر مالی به بهاءالله و برادر وی میرزا موسی وابسته بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله اما به تدریج از طرف تعداد فزاینده‌ای از بابیان به عنوان رهبر جامعه شناخته شد. این اتفاق مایۀ خشم و نفرت روزافزون ازل را فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله تنها حدود یک سال پس از ورود به بغداد تصمیم گرفت روانۀ کوه‌های کردستان شود و زندگی درویشی پیشه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; او بغداد را در ۱۰ آوریل ۱۹۵۴ ترک کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; و دو سال از ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۶ را به زندگی درویشی در کوه‌های سرگلو در منطقۀ سلیمانیه سپری کرد. وی در نهایت به درخواست بابیان برجسته که حضور وی را در بغداد ضروری می دیدند و به اصرار خانواده خود در مارس ۱۹۵۶ به بغداد بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که بهاءالله به بغداد بازگشت جامعۀ بابی اوضاع نابسامانی داشت و دچار ناامیدی و تفرقه شده بود. بهاءالله که مصمم بر تغییر وضعیت موجود بود شروع به تلاش برای احیای جامعۀ بابی در عراق و ایران نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; او در آثار خود درکی جدید از دین بابی را در اختیار بابیان قرار داد. تعداد پیروان او به شکل فزاینده‌ای رشد کرد و ظرف مدت کوتاهی هم بابی‌ها و هم مقامات ایرانی و عثمانی او را به عنوان رهبر برجسته بابیان شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; وی در خارج جامعۀ بابی نیز از همراهی و تایید ساکنان بغداد و مسافرانی که به این شهر می‌آمدند برخوردار بود از جمله مقامات عثمانی، افراد برجسته ایرانی و حتی روحانیون سنی که او را به عنوان شخصیتی مهم می شناختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهم‌ترین آثاری که بهاءالله که در دوران اقامت در بغداد نگاشت می‌توان به کلمات مکنونه و کتاب ایقان و&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; اثری عرفانی به نام هفت وادی اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت ایران که از احیای جامعۀ بابی تحت رهبری بهاءالله نگران بود مقامات عثمانی را مورد فشار قرار داد تا بهاءالله و یاران در حال فزونی او را به محلی دورتر از مرزهای ایران تبعید کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=The Bahá&#039;í Faith|ژورنال=Britannica Book of the Year|ناشر=Encyclopædia Britannica|تاریخ=1988|فصل=|زبان=|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات عثمانی این موضوع را قبول کرده و بهاءالله را در ۱۸۶۳ به استانبول فراخواندند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۲۱ آوریل ۱۸۶۳ قبل از حرکت به استانبول بهاءالله و همراهانش برای دوازده روز در باغ نجیب پاشا در حومه بغداد اقامت کردند. در این مکان بود که بهاءالله به بابیان حاضر اعلان کرد که او پیام‌آور الهی و همان موعودی است که باب به آمدنش وعده داده.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; این مناسبت در بین بهائیان به عید رضوان شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد|ژورنال=Encyclopedia of Religion|تاریخ=۲۰۰۵|صفحه=۷۳۷–۷۴۰|نویسنده=Manfred Hutter|مقاله=Bahā&#039;īs|نشریه=Macmillan Reference USA, Detroit|دوره=2nd ed|شماره={{شابک|0-02-865733-0}}}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادامه تبعیدها به استانبول و ادرنه===&lt;br /&gt;
پس از چهار ماه سفر زمینی بهاءالله و همراهانش به استانبول وارد شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; پس از حدود سه و ماه نیم اقامت در استانبول، مسئولین حکومت عثمانی دستور تبعید بهاءالله به ادرنه را دادند. احتمال می‌رود این تبعید به دلیل فشار از سوی سفیر ایران بوده باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله چهار سال و نیم در ادرنه اقامت داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در دوران اقامتش در ادرنه بود که رسالت خود را به صورت عمومی اعلان نمود. این اعلان عمومی در قالب صدور نامه‌هایی به پادشاهان و سران ممالک صورت گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; که می‌توان از آن جمله نامه‌هایی به ناپلئون سوم در فرانسه، پاپ، ناصرالدین شاه پادشاه ایران و سلطان عبدالعزیز ترکیه اشاره نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; وی در این نامه‌ها به مقام رسالت خود اشاره کرده&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite book&lt;br /&gt;
 |last=Taherzadeh|first=Adib|year=1977|title=The Revelation of Bahá&#039;u&#039;lláh, Volume 2: Adrianople 1863-68|publisher=George Ronald|place=Oxford, UK|isbn=0853980713|url=http://www.peyman.info/cl/Baha%27i/Others/ROB/V2/Cover.html}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و آن‌ها را دعوت به کناره‌گیری از جنگ و برقراری صلح و آشتی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تبعید به عکا===&lt;br /&gt;
[[پرونده:AkkaPrison.jpg|بندانگشتی|زندانی که بهاءالله دو سال در آن در عکا زندانی بود.]]&lt;br /&gt;
در سال ۱۸۶۸ حکومت عثمانی بار دیگر دستور تبعید بهاءالله را صادر کرد و او و گروهی از پیروانش در ۳۱ اوت ۱۸۶۸ وارد زندان-شهر عکا شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; عکا در آن زمان به دلیل شرایط نامساعد و نامطلوبی که داشت شهری بود که به عنوان تبعیدگاه و محل حبس زندانیان سیاسی حکومت عثمانی مورد استفاده قرار می گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Baha&#039;u&#039;llah: A Short Biography|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|ناشر=OneWorld  Publications|سال=2014|شابک=|مکان=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; برای دو سال بهاءالله و همراهانش در شرایط بسیار دشوار و نامناسبی در قلعه‌ای محبوس بودند و چندین نفر از همراهان بهاءالله به دلیل بیماری و سختی شرایط جان دادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; در این دوران بهاءالله به صدور نامه به پادشاهان و سران ممالک ادامه داد و از این زندان بود که ملکه ویکتوریای انگلستان، سراز الکساندر دوم روسیه و پاپ پی چهارم را مورد خطاب قرار داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iranica_bahaullah&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله و همراهانش در ۱۸۷۰ اجازه یافتند زندان را ترک کنند ولی همچنان زندانی به شمار می رفتند و اجازه نداشتند شهر عکا را ترک کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله به مدت هفت سال از ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۷ در خانه‌های مختلفی در عکا زندگی کرد از جمله بیت عبود و بیت عبدالله پاشا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سال‌های پایانی زندگی===&lt;br /&gt;
در ۱۸۷۷ بهاءالله اگرچه همچنان یک زندانی بود اجازه یافت که از شهر عکا خارج شود. او ابتدا برای حدود دو سال در عمارتی در شمال عکا به نام مزرعه ساکن شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; و سپس از ۱۸۷۹ تا هنگام درگذشت در ۱۸۹۲ در بهجی ساکن بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; او در نوزده سال آخر زندگی خود آثار مهمی نگاشت از جمله لوح اشراقات، لوح تجلیات، لوح طرازات که در آن‌ها اصول اخلاقی و معنوی یک نظم جهانی را تشریح کرد از جمله اهمیت کار کردن و فراگرفتن علم و هنر، اطاعت از حکومت، انتخاب یک زبان و خط مشترک جهانی، ممنوعیت جهاد، لزوم تعلیم و تربیت کودکان و دستیابی به صلح عمومی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در ۲۹ ماه مه سال ۱۸۹۲ میلادی به دنبال تب خفیفی در سن ۷۵ سالگی در بهجی درگذشت و در محوطه عمارت بهجی به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; آرامگاه او که به «[[روضه مبارکه]]» برای بهائیان شهرت دارد قبله بهائیان و محلی است که هر روز بهائیان در هنگام نماز و نیایش به آن رو می‌کنند.&lt;br /&gt;
===جانشینی===&lt;br /&gt;
بهاءالله در کتاب عهدی، وصیت‌نامهٔ خود، که به خط خود او نوشته شده بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; به‌طور مشخص فرزند ارشدش [[عبدالبهاء]] را جانشین برای تبیبن آثار و ادارۀ امور جامعۀ بهائی تعیین کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بریتانیکا، مدخل بهاءالله&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;30. ↑ Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. p 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. p. 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سیری در کتاب‌های بهائیان، سلطانزاده، ج۱، ص۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;ماجرای باب و بهاء، ص۲۱۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://reference.bahai.org/fa/t/b/AHM/ahm-418.html ادعیه حضرت محبوب، بهاءالله، صفحه ۴۱۸]&amp;lt;/ref&amp;gt; این وصیت‌نامه اندک زمانی پس از درگذشت بهاءالله در جمع بزرگی خوانده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; جانشینی عبدالبهاء دور از انتظار و تعجب‌برانگیز نبود و اکثریت قریب بالاتفاق بهائیان مطابق کتاب عهدی، عبدالبهاء را به عنوان جانشین بهاءالله و مبیّن و مفسّر رسمی آثار او پذیرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
بهاءالله کتاب‌ها، نامه‌ها ( الواح) و دعا و مناجات‌های بسیاری نگاشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; حدود پانزده هزار نامه و متن نوشته شده توسط او شناسایی شده‌است. از آثار بزرگ و مهم او می‌توان به کتاب ایقان، کتاب اقدس، کلمات مکنونه، هفت وادی، چهار وادی، جواهر الاسرار و الواح خطاب به سلاطین اشاره کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;گفتاری کوتاه در مورد آئین بهائی، موژان مؤمن&amp;lt;/ref&amp;gt; بهائیان مجموعه آثار بهاءالله را وحی الهی و شالودهٔ آئین بهائی در نظر می‌گیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=|نشانی=http://www.bahai.org/fa/bahaullah/quotations|عنوان=گزیده‌ای از آثار حضرت بهاءالله}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آثار بهاءالله هم‌اکنون به بیش از ۸۰۰ زبان ترجمه شده و در بیش از ۲۰۰ کشور منتشر شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=12/11/2014|وب‌گاه=Huffington Post|نشانی=https://www.huffingtonpost.co.uk/entry/birth-of-bahaullah-2014_n_6145016?guccounter=1|عنوان=Birth Of Baha&#039;u&#039;llah 2014: 5 Facts To Know About The Baha&#039;i Holiday}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگرچه بیشتر آثار بهاءالله به فارسی است، اما بسیاری از آثار مهم او به عربی است و فقرات عربی اغلب در الواحی که مخاطب آن‌ها افراد تحصیل کرده ایرانی بوده، یافت می‌شود –عربی بیشتر رسمی بود و فارسی بیشتر خودمانی- بهاءالله بیشتر زمانی که مخاطبش تمام دنیا یا مطلبی در ارتباط با جهان بود از عربی استفاده می‌کرد: [[کتاب اقدس]] به زبان عربی است همان‌طور که الواحی چون الواح ملوک، صلوه سه‌گانه، [[ازدواج بهائی|آیات عقد]] و ادعیه صوم و نماز میت به عربی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=Appendices|ناشر=H-Bahai Digital Library|صفحه=۲۰۴–۲۰۵|نویسنده=John Walbridge|year=۲۰۰۲|کتاب=Essays and Notes on babi and Bahai History}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایگاه بهاءالله در آثار بهائی==&lt;br /&gt;
بهائیان، بهاءالله را «مظهر ظهور الهی» و «محل تجلی الهی» در این زمان می‌دانند. آن‌ها معتقدند که حسینعلی نوری، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و محمّد است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. بهائیان پیامبران را تجلی روح اعظم الهی بروی زمین می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;amuzeh&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=الوهیت و پیامبران|ناشر=مؤسسه چاپ و انتشارات مرآت|شابک=81-902662-6-8|صفحه=۴۵|نویسنده=موهبت سبحانی|year=۲۰۰۵|کتاب=آموزه‌های نظم نوین جهانی بهائی|شهر=دهلی نو، هندوستان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://bahaullah.persian-bahai.org/ روایتی تصویری از زندگی بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/bahaullah/life-bahaullah زندگی بهاءالله]&lt;br /&gt;
*پیوندی دیگر راجع به زندگی [https://www.bahaisofiran.org/a-worldwide-faith-from-iran/a-brief-history-of-the-faith/bahaullah بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/bahaullah/ مقام بهاءالله]&lt;br /&gt;
*[http://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/ آثار بهاءالله در کتابخانه مرجع بهائی]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahai.org/light-to-the-world/fa فیلم نوری برای عالم]&lt;br /&gt;
*[https://www.bahaisofiran.org/%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87 دویستمین سال تولد حضرت بهاءالله]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Bahá’u’lláh]]&lt;br /&gt;
[[de:Baha’u’llah]]&lt;br /&gt;
[[fr:Bahá&#039;u&#039;lláh]]&lt;br /&gt;
[[pt:Bahá&#039;u&#039;lláh]]&lt;br /&gt;
[[ru:Бахаулла]]&lt;br /&gt;
[[vi:Đức Baha&#039;u&#039;llah]]&lt;br /&gt;
[[zh:巴哈欧拉]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daryoush38</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D8%A8&amp;diff=313</id>
		<title>سید علی‌محمد باب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D8%A8&amp;diff=313"/>
		<updated>2019-04-04T23:56:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daryoush38: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Bahai center Haifa 2.jpg|220px|بندانگشتی|[[مقام اعلی]]؛ مقبره باب در [[حیفا]].&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;]]&#039;&#039;&#039;سیّد علی‌محمد شیرازی&#039;&#039;&#039; ملقب به &#039;&#039;&#039;باب&#039;&#039;&#039;، (۱ محرم ۱۲۳۵ هـ ق در شیراز - ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ ـ هـ ق در تبریز) نویسنده و نظریه‌ پرداز ایرانی و شارع آئین بابی یا آئین بیان بود. با اتمام هزاره اول پس از درگذشت حسن عسکری امام یازدهم شیعیان در سال ۲۶۰ هـ ق،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:29&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=153-166|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وی جنبش بابی را در ایران بنیان گذاشت و پیروانی از قشرها و اصناف جامعه از مناطق مختلف ایران را به خود جذب کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548|صفحات=240|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=332-368|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او خود را مهدی موعود، پیامبری جدید و بشارت دهندهٔ دینی که قرار است پس از او توسط «من یُظهِره‌الله» (آنکه خداوند او را ظاهر خواهد ساخت)، ظاهر شود می‌خواند و بارها در آثار خود به ظهور او اشاره می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد|فصل=|کتاب=|ناشر= |چاپ= |شهر= |کوشش= |ویرایش= |سال=|شابک=|نویسنده=MacEoin, {{چر}}D. M. |نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه= |زبان=en |مقاله= [http://www.iranicaonline.org/newsite/index.isc?Article=http://www.iranicaonline.org/newsite/articles/unicode/v3f8/v3f8a073.html BAYĀN](English) |ژورنال= |نشریه=Encyclopedia of Iranica |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}} Retrieved on 2009-09-05.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;BÁBISM, By Edward G. Browne.p338&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او افراد بسیاری ادعا کردند «مَن یُظهِرُه‌الله» اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;autogenerated2&amp;quot;&amp;gt;محمود صدری، استاد دانشگاه تگزاس، به نقل از دانشنامه جهان اسلام، مدخل بهائیت&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;IranicaDivisions&amp;quot;&amp;gt;Denis MacEoin, &amp;quot;Divisions and Authority Claims in Babism (1850-1866),&amp;quot; Studia Iranica 18:1 (1989), p. 94-101&amp;lt;/ref&amp;gt; به اعتقاد بهاییان، او مبشّر [[بهائیت|آیین بهائی]] است و «مَن یُظهِرُه‌الله» همان میرزا حسینعلی نوری است که او را [[بهاءالله]] می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;«دین بهایی آیین فراگیر جهانی»، نوشتهٔ ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، ص ۴۵&amp;lt;/ref&amp;gt; باب شش سال بعد از آغاز جنبش بابی، در سن ۳۱ سالگی در تبریز به فرمان امیرکبیر تیرباران شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=400-404|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از القاب وی می‌توان به «نقطه اولی» و «مبشر امرالله» و «سید ذکر» اشاره کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دین بهایی آیین فراگیر جهانی»، نوشتهٔ ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، ص ۳۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بخش یک: زندگی==&lt;br /&gt;
===دوران کودکی و جوانی===&lt;br /&gt;
باب پیش از سحر اول محرم ۱۲۳۵ در محله بازار مرغ، شیراز به دنیا آمد. پدرش محمدرضا پسر میرزا ابوالفتح و مادرش فاطمه بیگم بودند. پدر باب که بزاز بود و در محله بازار وکیل شیراز حجره داشت، در نخستین سال‌های زندگی باب درگذشت و او در خانه دایی‌اش علی محمد که وصی پدرش نیز بود بزرگ شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Hoseini&amp;quot;&amp;gt;نصرت‌الله حسینی، حضرت باب، مؤسسه معارف بهایی، صفحه ۱۳۴–۱۴۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|title=The Báb: The Herald of the Day of Days|last=Balyuzi|first=Hasan|authorlink=|publisher=George Ronald|year=1973|isbn=978-0-85398-054-4|location=Oxford, UK|pages=32|language=English}},Page 32&amp;lt;/ref&amp;gt; علی محمد او را در ۵ یا ۶ سالگی برای یادگیری مقدمات فارسی به مکتب‌خانه فرستاد. معلم مکتب مشهور به «شیخ عابد» و شیخی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Hoseini&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book|title=The Báb: The Herald of the Day of Days|last=Balyuzi|first=Hasan|publisher=George Ronald|year=1973|isbn=978-0-85398-054-4|location=Oxford, UK|pages=34|language=English}}Page34,&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;JUAN R. I. COLE, Mideast &amp;amp; N. Africa Encyclopedia, &amp;quot;Al-Bab&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt; باب بعد از ۶ یا ۷ سالی تحصیل در یک مکتب خانه محلی، در سن پانزده سالگی تجارت خانوادگی را پی گرفت. او در این زمان به همراه دایی اش به بوشهر رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; او مدتی در بوشهر شاگرد تجارتخانه دایی‌اش بود. تقریباً ۲۰ ساله بود که جهت زیارت به عراق سفر کرد و نزدیک یک سال (۱۸۳۹–۱۸۴۰) را در آنجا و اکثراً در کربلا گذراند و در آن مدت در کلاسهای سید کاظم رشتی -پیشوای مکتب شیخیه- شرکت کرد. وی کمی بعد به اصرار خانواده‌اش به شیراز بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; باب دست کم در دو جا در آثارش از او با عنوان &#039;&#039;معلمی&#039;&#039; یاد می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Lawson&amp;quot;&amp;gt;[https://bahai-studies.ca/wp-content/uploads/2014/05/2.4-Lawson.pdf Interpretation as Revelation: The Quran Commentary of the Bab, Todd Lawson. Published in the Journal of Bahai Studies, vol.2, number4(1990).]&amp;lt;/ref&amp;gt; باب در سن بیست و دو سالگی ازدواج کرد و به واسطه ی این ازدواج فرزندی به نام احمد داشت که در نوزادی درگذشت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN|نام خانوادگی=Stenstrand&#039;S|نام=August J|نام خانوادگی۲=Browne|نام۲=Edward G|ناشر=Magribine Press|سال=۲۰۰۶|شابک=1-56316-953-3|نام خانوادگی ویراستار=al-Ahari|نام ویراستار=Muhammad Abdullah|پیوند ویراستار=محمدعبدالله الاهری|مکان=Chicago|صفحه=۲۰|صفحات=۲۰۰|زبان=en|فصل=BABISM|پیوند نویسنده=آگوست استنسترندز|پیوند نویسنده۲=ادوارد براون|نویسندگان سایر بخش‌ها=Daltaban Peyrevi}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki/&amp;gt;[[پرونده:Houseofthebab2008.jpg|بندانگشتی|220px|چپ|مسجد بیت المهدی که در محل قبلی منزل سید علی محمد شیرازی در شیراز ساخته شده‌است]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع جنبش بابی===&lt;br /&gt;
در سال ۱۷۹۰ میلادی در ایران، احمد احسایی مکتب جدیدی را بنیان نهاد که به شیخیه معروف است. پیروان او که شیخی نامیده می‌شدند، مثل اکثر شیعیان منتظر قیام مهدی یا امام دوازدهم بودند. بعد از مرگ احمد احسایی، رهبری شیخیه به یکی از شاگردان او به نام سید کاظم رشتی (۱۷۹۳ میلادی - ۱۸۴۳ میلادی) واگذار شد.&amp;lt;ref&amp;gt;*{{cite encyclopedia|year=1890|title=Babism|encyclopedia=Religious Systems of the World: A Contribution to the Study of Comparative Religion|publisher=Swann Sonnenschein|location=London|url=http://www.h-net.org/~bahai/diglib/articles/A-E/browne/brbabism.htm|date=|page=336|language=English|author=Browne, E.G}}&amp;lt;/ref&amp;gt; سید کاظم رشتی قبل از مرگ، به شاگردانش سفارش کرده بود که به دنبال «حق» بگردند. او به شاگردانش گفته بود که قائم به زودی ظهور خواهد کرد. وی برای خود جانشینی تعیین نکرده بود و کمی قبل از فوتش به شاگردانش گفته بود «آیا نمی‌خواهید من بروم تا «حق» ظاهر شود؟»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:37&amp;quot; /&amp;gt; در میان شاگردانش فردی بود به نام ملا حسین بشرویه ای.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:37&amp;quot;&amp;gt;*{{cite encyclopedia|year=1890|title=Babism|encyclopedia=Religious Systems of the World: A Contribution to the Study of Comparative Religion|publisher=Swann Sonnenschein|location=London|url=http://www.h-net.org/~bahai/diglib/articles/A-E/browne/brbabism.htm|date=1890|pages=334-336|language=English|author=Browne, E.G}}&amp;lt;/ref&amp;gt; سید کاظم او را مأمور کرده‌بود که برای مذاکره با سید شفتی و میرزا عسکری (از روحانیون برجسته آن روزگار) به اصفهان و خراسان برود بعد از برگشت او از ایران، استاد او دیگر در قید حیات نبود. از نظر ملا حسین بشرویه‌ای نه میرزا محیط کرمانی و نه میرزا حسن گوهر، هیچ‌کدام نمی‌توانستند پیشوائی باشند که او انتظار داشته‌است. بدین جهت مطابق شریعت اسلام به مدت ۴۰ روز به حال اعتکاف در مسجد کوفه به سر برد. در این زمان یکی دیگر از علمای شیخی به نام ملا علی بسطامی با عده‌ای دیگر به مسجد وارد می‌شوند و آن‌ها هم در اعتکاف شرکت می‌کنند. بعد از خاتمه ۴۰ روز ملاحسین که زودتر اعتکاف را شروع کرده بود با دوستان خود عازم ایران می‌شود. ملا حسین بشرویه ای در تاریخ ۲۳ مه ۱۸۴۴ به شیراز می‌رسد&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Bab Herald of the Day of Days|نام خانوادگی=BALYUZI|نام=HASAN|ناشر=George Ronald|سال=1973|شابک=9780853980483|مکان=46 High Street, Kidlington, Oxford, OX5 2DN|صفحات=15}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و در آن جا با باب دیدار می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;بالیوزی، ص. ۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملاحسین به مانند سایر شیخیه ها بدنبال جانشین احتمالی سید کاظم رشتی بود و در دیدار با سید علی محمد شیرازی به او می‌گوید که طبق دستورات و راهنمایی‌های استاد فقید خود به دنبال قائم موعود است و علائم قائم را طبق گفته‌های استادش برای سید علی محمد شیرازی بازگو می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:38&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نام خانوادگی=A.|نام=Bausani,|کد زبان=en|وبگاه=Encyclopaedia of Islam, Second Edition|نشانی=http://dx.doi.org/10.1163/1573-3912_islam_COM_0079|عنوان=BĀB|doi=10.1163/1573-3912_islam_com_0079|بازبینی=2018-12-01}}&amp;lt;/ref&amp;gt; سید علی محمد شیرازی در پاسخ می‌گوید که این نشانه‌ها در او هویداست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:38&amp;quot; /&amp;gt; باب موفق می شود تا بشرویه ای را متقاعد نماید که او قائم موعود است. بعد از چند سؤال و جواب و نزول سریع کتابِ «قَیّوم الاسماء» (تفسیر سوره یوسف) توسط سید علی محمد شیرازی، ملاحسین بشرویه‌ای به او&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Zarandi|نام خانوادگی=Zarandi|نام=Nabil|ناشر=Bahá&#039;í Publishing Trust|سال=1932|مکان=Wilmette, Illinois|صفحات=p. 63|عنوان ترجمه=The Dawn-Breakers|مترجم=Effendi, Shoghi}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ایمان می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:38&amp;quot; /&amp;gt; به دنبال او عده ای دیگر از شیخیان به شیراز می‌آیند، به باب ایمان آورده و از حروف حی (حواریون باب) محسوب می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حروف حی===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;حروف حَی&#039;&#039;&#039;، لقبی است که به ۱۸ نفر از اولین ایمان آورندگان به سید علی محمد باب اطلاق می‌شود. حرف در آثار باب، در معنای وجود انسانی به کار رفته‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=Afnan|نام=Muhammad|عنوان=&amp;quot;Point&amp;quot; and &amp;quot;Letter&amp;quot; in the Writings of the Báb|ژورنال=Lights of Irfan|سری=Book 2|مکان=Wilmette, IL|ناشر=Irfan Colloquia|تاریخ=2001|سال=2001|صفحه=149-150|زبان=English|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، منظور از حروف انجیل و حروف فرقان در آثار او، مؤمنین به ظهور مسیح و محمد هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لفظ «حی» بدون احتساب تشدید از لحاظ ارزش عددی در حساب ابجد برابر با هجده‌است و لذا عبارت «حروف حی» بمعنای هجده تن مؤمنین اولیه‌ می باشد. همچنین &#039;&#039;باب&#039;&#039;، خود و هجده نفر &#039;&#039;حروف حی&#039;&#039; را «واحد اول شریعت بیان» نامیده‌است؛ واحد به حساب ابجد برابر با عدد ۱۹ است و معنی یگانگی و وحدت می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب حضرت باب، نصرت‌الله محمدحسینی، ناشر: مؤسسه معارف بهائی، صفحه ۱۹۰ [http://reference.bahai.org/fa/t/o/HB/hb-203.html.utf8 پیوند به صفحه کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Balyuzi 1973&amp;quot;&amp;gt;*{{cite book|title=The Báb: The Herald of the Day of Days|last=Balyuzi|first=Hasan|publisher=George Ronald|year=1973|isbn=978-0-85398-054-4|location=Oxford, UK|pages=|language=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; حروف حی مأمور بودند که پیام بابیت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Zarandi|سال=1932|شابک=|صفحات=p. 25|نام=Nabil|ناشر=|مکان=|نام خانوادگی=Zarandi}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The Dawn-Breakers|ناشر=Bahá&#039;í Publishing Trust|مکان=Wilmette, Illinois|نام خانوادگی=Effendi|نام=Shoghi|سال=|شابک=|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  آیین بیان را تبلیغ و منتشر کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مطالع الانوار|نام خانوادگی=زرندی|نام=نبیل|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۱ میلادی|شابک=|مکان=|صفحات=۶۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=0-8014-2098-9|مکان=Ithaca|صفحات=176|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; [[پرونده:Tablet-Bab-to-first-letter-of-the-living.jpg|بندانگشتی|220px|چپ|لوح حروف حی به خط سید علی‌محمد باب]]&lt;br /&gt;
حروف حی عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ملاحسین بشرویه‌ای، اولین کسی که به باب ایمان آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:29&amp;quot; /&amp;gt; پس از ایمان آوردن او تا مدت ۵ ماه، ۱۷ نفر دیگر نیز به باب ایمان آوردند. این ۱۸ نفر از پیروان اولیهٔ او حروف حی نامیده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مطالع الانوار|نام خانوادگی=زرندی|نام=نبیل|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۱ میلادی|شابک=|مکان=دهلی نو، هندوستان|صفحات=۶۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا محمد حسن بشرویه ای، برادر کوچک ملاحسین بشرویه ای&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا محمد باقر بشرویه ای، خواهرزاده ملاحسین بشرویه ای&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا علی بسطامی (دوم من آمن) عالم مشهوری که برای تبلیغ به دو قطب عالم شیعه یعنی [[کربلا]] و نجف فرستاده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; مطابق تواریخ بابیه، ملا علی بسطامی اولین شخصی بوده است که بواسطه اعتقاد به سید علی محمد شیرازی کشته شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مطالع الانوار|نام خانوادگی=زرندی|نام=نبیل|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۱ میلادی|شابک=|مکان=دهلی نو، هندوستان|صفحات=۷۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا خدابخش قوچانی ملقب به ملا علی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا حسن بجستانی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*سید حسین یزدی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا محمد روضه خوان یزدی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*شیخ سعید هندی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا محمود خوئی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا جلیل ارومی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا احمد ابدال مراغه ای&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا باقر تبریزی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا یوسف اردبیلی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا هادی قزوینی، برادر بزرگتر ملا محمدعلی قزوینی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا محمّد علی قزوینی، شوهر خواهر طاهره قرّةالعین&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:32&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*زرین تاج برغانی (طاهره قرةالعین)، که تنها زن در میان حروف حی بود و بعداً به او لقب «طاهره» داده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=حروف حیّ|نام خانوادگی=گهرریز|نام=هوشنگ|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۳ میلادی|شابک=|مکان=دهلی نو، هندوستان|صفحات=۱۰۲}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وی همچنین هیچگاه نتوانست باب را حضوری ملاقات کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|عنوان=حروف حیّ|نشانی=http://reference.bahai.org/fa/t/o/HH1/hh1-101.html.utf8|وبگاه=مرجع کتب وآثار بهائی|بازبینی=2019-03-25|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|ص=صفحه ۹۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نام خانوادگی=Administrator|کد زبان=en-gb|نشانی=http://www.bahai-encyclopedia-project.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=65:letters-of-the-living&amp;amp;catid=38:history|عنوان=Letters of the Living|بازبینی=2018-07-29|وبگاه=www.bahai-encyclopedia-project.org}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملامحمدعلی بارفروشی (ملقب به قدوس)، زاده ۱۲۳۸ هجری قمری و از شاگردان سیدکاظم رشتی، که آخرین فرد از حروف حی بود. بارفروشی در ماجرای بدشت، نقش مخالف قرةالعین را داشت. سرانجام، بارفروشی در سن ۲۷ سالگی در سبزه‌میدان بابل اعدام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=محمدحسینی|سال=۱۳۹۰|جلد=|صفحه=۴۶۱–۴۶۵|زبان=|فصل=|کتاب=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; پیروان کتاب بیان اعتقاد دارند که وی در واقعه ی بدشت به صورت مصلحتی در زمان سخنرانی قرةالعین حضور نداشته و بعداً با یکدیگر مباحثه نموده و صحّت گفتار قرةالعین را تأیید نمودند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از اینکه تعداد حروف حی به ۱۸ نفر رسید، سید علی محمّد شیرازی به همراه محمدعلی بارفروشی (هجدهمین حرف حی) برای زیارت خانهٔ کعبه عازم شد و پس از ۹ ماه دوباره به بوشهر بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=مطالع الانوار|نام خانوادگی=زرندی|نام=نبیل|ناشر=مرآت|سال=۱۹۹۱ میلادی|شابک=|مکان=دهلی نو، هندوستان|صفحات=۱۰۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در میان اسامی حروف حی، اختلافاتی در منابع بهائی نقل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دستگیری===&lt;br /&gt;
حکومت و روحانیون ابتدا توجه زیادی به حرکت بابی نکردند اما در اواخر تابستان ۱۸۴۵ میلادی وقتی از گسترش سریع آن آگاه شدند، تصمیم به کنترل آن گرفتند؛ لذا باب که تازه از مکه به بوشهر آمده بود به شیراز برده شده و محبوس گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = Stenstrand&#039;S| نام =August J | پیوند نویسنده =آگوست استنسترندز | نام خانوادگی۲ = Browne| نام۲ = Edward G| پیوند نویسنده۲ =ادوارد براون | نام ویراستار =Muhammad Abdullah | نام خانوادگی ویراستار = al-Ahari| پیوند ویراستار =محمدعبدالله الاهری | فصل = BABISM| نویسندگان سایر بخش‌ها = Daltaban Peyrevi | عنوان = THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN| سال =۲۰۰۶| ناشر = Magribine Press| مکان =Chicago | زبان = en| شابک =1-56316-953-3| صفحه = ۲۴| صفحات =۲۰۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;A YEAR AMONGST THE PERSIANS by EDWARD GRANVILLE BROWNE CAMBRIDGE AT THE UNIVERSITY PRESS MCMXXVII ,CHAPTER II FROM ENGLAND TO THE PERSIAN FRONTIER, p. 66.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به همین خاطر حاکم فارس عده‌ای از مأموران خود را از شیراز عازم کرد تا هرکجا که می‌توانند او را بیابند و توقیفش کنند. هنگامی که باب از تصمیم حسین خان آگاه شد، بوشهر را به قصد شیراز ترک گفت. در بین راه به مأموران رسید و گفت من همان کسی هستم که برای یافتنش تلاش می‌کنید.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ نبیل زرندی، صفحهٔ ۱۲۴&amp;lt;/ref&amp;gt; او را نزد حاکم فارس بردند و حاکم نیز بسیار با او بدرفتاری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ نبیل زرندی، صفحهٔ ۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt; او در برابر حاکم توسط سر دسته روحانیون مورد بازپرسی قرار گرفت و توسط وی مرتد اعلام شد و دستور داده شد که او باید با فلک تنبیه شود و در خانه عبد الحمید خان داروغه محبوس شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceA&amp;quot; /&amp;gt; بعد از آن، سید علی محمد شیرازی به ضمانت دایی خود به منزل او رفت. قدوس که به دستور سید علی محمد شیرازی به شیراز رفته بود و یکی دیگر از بابیان را در آن شهر به دستور حاکم فارس دستگیر شدند و از شیراز تبعید شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ نبیل زرندی، صفحهٔ ۱۲۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تبعید به اصفهان===&lt;br /&gt;
پس از مدتی، بیماری [[وبا]] در شهر شیراز مُسری شد و در همین حین باب را آزاد کردند به شرط آنکه از شیراز خارج شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; وی در تاریخ سپتامبر ۱۸۴۶ به اصفهان تبعید شد. در ابتدا در اصفهان در منزل امام جمعهٔ آن شهر ساکن شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; حاکم اصفهان در آن موقع منوچهرخان معتمدالدوله بود و او علی‌محمد باب را با احترام پذیرفت و مدت یک سال از او مهمانداری و حمایت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt; ادوارد براون در این خصوص می‌نویسد: داروغه شیراز در این امر همراهی کرد در غیر اینصورت انتقال زندانیش به همراه دو تن از پیروانش به شهر ثانی (اصفهان) محال بود. این واقعه حدوداً در ماه مه ۱۸۴۶ رخ داد. به مدت تقریباً یک سال باب در اصفهان ماند. او تحت حمایت قویترین اشراف آن زمان بود که هم قادر و هم خواهان پشتیبانی و حمایت او از کینه‌ورزی‌های دشمنانش بودند که در بین آن‌ها روحانیون خطرناک‌ترین بودند. اما در اوایل سال ۱۸۴۷ حامی او فوت کرد و گرگین خان که جانشین دولت اصفهان شد حس مشابهی با حاکم قبلی نداشت و فوراً باب را تحت یک همراهی مسلحانه به تهران که در آن زمان تحت حکومت محمد شاه و وزیرش میرزا آقاسی بود فرستاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = Stenstrand&#039;S| نام =August J | پیوند نویسنده =آگوست استنسترندز | نام خانوادگی۲ = Browne| نام۲ = Edward G| پیوند نویسنده۲ =ادوارد براون | نام ویراستار =Muhammad Abdullah | نام خانوادگی ویراستار = al-Ahari| پیوند ویراستار =محمدعبدالله الاهری | فصل = BABISM| نویسندگان سایر بخش‌ها = Daltaban Peyrevi | عنوان = THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN| سال =۲۰۰۶| ناشر = Magribine Press| مکان =Chicago | زبان = en| شابک =1-56316-953-3| صفحه = ۲۴–۲۵| صفحات =۲۰۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تبعید به ماکو===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mahku2008.jpg|بندانگشتی|220px|چپ|بازمانده‌های قلعه ماکو در سال ۱۳۸۷]]&lt;br /&gt;
باب پس از مدتی و در ژانویه ۱۸۴۷ به دستور محمّد شاه قاجار به سمت تهران حرکت کرد. اما صدر اعظم او حاجی میرزا آقاسی از حضور [[سید علی‌محمد باب]] در تهران نگران شد و با شاه تصمیم گرفتند بدون این که باب وارد تهران شود او را به ماکو، واقع در شمال غربی ایران بفرستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به همین دلیل سید علی محمد شیرازی بعد از گذراندن مدت زمانی در خارج از شهر تهران و بدون آنکه بتواند با شاه ملاقات داشته باشد، بنا بر نامه‌ای از طرف شاه به تبریز تبعید شد و سپس در قلعهٔ [[ماکو]] در منطقه‌ای به همین نام زندانی شد. آن مکان به گمان حاج میرزا آغاسی از این جهت مناسب بود که اکثر مردم آنجا سنی مذهب و ترک‌زبان بودند و محصور میان دول روس و عثمانی و بعید از همه جا بود و در نتیجه کسی به سوی باب جذب نمی‌شد؛ ولی حتی در ماکو هم نتوانستند مانع تماس باب با طرفدارانش شوند و در آنجا نیز نامه هائی به باب می‌رسید یا طرفدارانش به ملاقات او می‌آمدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot;&amp;gt;یکسال در میان ایرانیان، ادوارد براون، ترجمه ذبیح‌الله منصوری، صفحه ۷۸–۷۶&amp;lt;/ref&amp;gt; علی خان که در آن زمان فرماندار ماکو بود. بزودی بعد از رسیدن او به ماکو، باب به تبریز احضار شد و دوباره در ارتباط با تعالیمش توسط برخی از روحانیون ارشد مورد بازجویی قرار گرفت. باب حدود شش ماه در ماکو ماند و سپس دولت که فهمید پیروانش هنوز در دستیابی به او موفق هستند، او را برای حبسی شدیدتر به قلعه چهریق فرستاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===انتقال به تبریز و عودت به چهریق===&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسجد صاحب الامر تبریز.jpg|چپ|بندانگشتی|محل برگزاری جلسه علما با سید علی محمد شیرازی در تبریز که اکنون به نام مسجد صاحب‌الامر شناخته می‌شود.]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:قلعه چهریق.jpg|چپ|بندانگشتی|بازمانده‌های قلعه چهریق در سال ۲۰۰۸ میلادی که در کنار رودخانه زولا در شهرستان سلماس قرار دارد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب را مجدّداً به تبریز فرستادند و به علما دستور داده شد تا حکم نهایی را در مورد او صادر نمایند. علما هم مجلسی با حضور ناصرالدین میرزا ولیعهد محمد شاه تشکیل دادند و در آن مجلس از باب سوالاتی در مورد ادعای او پرسیدند. ادوارد براون می‌نویسد:اقدام قانونی علیه باب تماماً با شرم آورترین بی انصافی‌ها و بی‌احترامی‌ها همراه بود. آن‌ها به او گفتند: &amp;quot; اگر تو دروازه دانش هستی البته باید قادر باشی به هر سؤالی که ما انتخاب می‌کنیم و می‌پرسیم جواب دهی &amp;quot;. و بی‌درنگ شروع به پرسش دربارهٔ اصطلاحات و ریزه کاری‌های فنی طب، دستور زبان، فلسفه و منطق و امثال آن کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt; بگفته عباس امانت، استاد تاریخ دانشگاه ییل، ناصرالدین میرزا، ولیعهد آن زمان پس از محاکمه تبریز حس کرد یا می‌باید در برابر روحانیون قدرتمند تبریز بایستد یا از آن خطرناک‌تر منتظر ناآرامی از طرف پیروان باب باشد. در این بین مشاوران وی تدبیری پیشنهاد کردند که پزشکان خود را بفرستد تا باب را معاینه کنند. تشخیص آن‌ها قابل پیش‌بینی بود و به گفته ویلیام کورمیک، یکی از پزشکان مخصوص وی، تدبیری مصلحت‌آمیز برای نجات جان باب بود. آن‌ها با نظری دایر بر جنون باب، خواستند جان باب را نجات دهند. کورمیک سال‌ها بعد نوشت: «گزارش ما در آن موقع به شاه به گونه‌ای بود که جان او [یعنی باب] را نجات دهد.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;Amanat&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=عباس امانت&lt;br /&gt;
|سال=۱۳۸۳&lt;br /&gt;
|کتاب=قبله عالم&lt;br /&gt;
|فصل=اندرزی برای شاهزادگان&lt;br /&gt;
|ناشر=نشر کارنامه&lt;br /&gt;
|صفحه=۱۴۳&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بگفته مک ایون باب به صورت غیررسمی در مجلس علما از سوی بسیاری از علمای حاضر محکوم به مرگ شد. اما رای بر جنون در این زمان مطرح شد تا مانع اعدام باب شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; محمد ترابیان در کتاب حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی در این خصوص می‌نویسد:اینکه در برخی کتاب‌ها نوشته‌اند سید باب مخبط و مجنون بوده‌است از انصاف و عدالت دور است زیرا همهٔ آثار او حکایت از یک مجذوب فریفته به افکار خود دارد و در همه موارد به مقدسات اسلامی جداٌ احترام می‌گذارد و به اصول و نوامیس اخلاقی و اجتماعی کاملاً متوجه‌است و مطلقاً علایم جنون در آثار وی دیده نمی‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = ترابیان فردوسی| نام =محمد | پیوند نویسنده =محمد ترابیان فردوسی | عنوان = حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی| سال =۱۳۸۳| ناشر = صحیفه خرد| مکان =ایران | زبان = پارسی| شابک =۵-۵-۹۵۴۱۴-۹۴۶| صفحه = ۴۱۳| صفحات =۵۰۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادوارد براون می‌نویسد:&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt; {{نقل قول|به همین دلیل &#039;&#039;باب&#039;&#039; به زور از [[قلعه چهریق]] به [[تبریز]] برده شد و یک بار دیگر در برابر قضاتی که حکمشان نتیجه قطعی بود مورد بازخواست قرار گرفت. محکمه‌ای که او اکنون به آن تن درداده بود چیزی جز یک سری اهانت‌ها و بی‌احترامی‌های مکرر نبود. به هر حال شکنجه گران او نگران گرفتن یک نتیجه بودند و آن اینکه رسماً &#039;&#039;باب&#039;&#039; را وادار کنند از تعالیمی که می‌آموزد صرف نظر کند. اما آن‌ها قادر به انجام آن نشدند.}}&lt;br /&gt;
مسیو نیکلا منشی اول سفارت فرانسه در ایران می‌نویسد:&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = Nicolas| نام =Al M | پیوند نویسنده =مسیو نیکلا | نام مترجم =ع. م. | نام خانوادگی مترجم = فره وشی| پیوند مترجم =ع. م. فره وشی | فصل = هفتم- باب در ماکو، قتل| عنوان = مذاهب ملل متمدنه - تاریخ -سیدعلی محمد معروف به باب| سال =۱۳۲۲| زبان = پارسی| صفحه = ۴۰۳| صفحات =۵۳۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{نقل قول|بنابر این معلوم می‌شود که &#039;&#039;&#039;باب&#039;&#039;&#039; بسختی در محبس می‌گذراند و شکایت دارد و نسبتاً مدت آنهم طولانی بوده‌است زیرا که برحسب مدارکی که ما شرح دادیم در سال ۱۲۶۴ به [[ماکو]] رفت و اجرای قتلش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ واقع شد مطابق با ۸ ژوئیه ۱۸۵۰. ولی قبل از اجرای قتل محبس او را تغییر دادند و از [[ماکو]] به [[قلعه چهریق]] بردند.}}&lt;br /&gt;
در صفحه بعد از ۱۳۲کتاب نقطةالکاف که به همت ادوارد براون منتشر گردیده‌است در ذیل تصویر این قلعه و رودخانه نوشته شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = کاشانی| نام = میرزاجانی | پیوند نویسنده =میرزاجانی کاشانی | نام نویسنده سرمقاله = Browne| نام۲ = Edward G| پیوند نویسنده۲ =ادوارد براون | نام ویراستار =MS. SUPPL. | نام خانوادگی ویراستار = PERSAN | پیوند ویراستار = MS. SUPPL. PERSAN |فصل = حرکت دادن آنجنابرا از قلعه ماکو بقلعه چهریق | عنوان = نقطةالکاف| سال =۱۹۱۰| ناشر = E.J. BRILL| مکان = لیدن هلند | زبان = پارسی| صفحه = ۱۳۲| صفحات =۲۹۷}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[قلعه چهریق]] در نزدیک [[ارومیه]] در آذربایجان که میرزا علی محمد باب قبل از اعدام درآنجا محبوس بوده و به جبل شدید از آن تعبیر می‌کند}}&lt;br /&gt;
در اینجا فقط با نامه‌ای مخفی شده در گردو یا نوشته‌هایی که به صورت ضدآب دوخته شده بودند و در شیر غوطه ور شده بودند و امثال اینها ارتباط بین &#039;&#039;باب&#039;&#039; و پیروانش ممکن بود. &#039;&#039;باب&#039;&#039; که اکنون محکوم به بیش از سه سال حبس شدید شده بود، عملاً نمی‌توانست به‌طور مستقیم مسئول گرایش پیروانش به دفاع مسلحانه باشد. با این وجود دولت او را سرچشمه آن تعالیمی می‌دانست که کل امپراتوری ایران را دچار تشنج کرده بود و تصمیم به مرگ او گرفت. آنان تصور می‌کردند که با مرگ او کل جنبش باید از هم بپاشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مرگ محمد شاه===&lt;br /&gt;
در اکتبر سال ۱۸۴۷ میلادی محمد شاه، پادشاه ایران درگذشت. پس از به سلطنت رسیدن ناصرالدین شاه، علماء که از سوء مدیریت و عدم قاطعیت آقاسی در سال‌های پایانی حکومت محمد شاه جسور شده&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=قرن بدیع|نام خانوادگی=ربانی|نام=شوقی|ناشر=موسسه معارف بهائی به لسان فارسی|سال=۱۹۹۲|شابک=|مکان=|صفحات=۱۰۳–۱۰۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بودند اینک با همراهی وزیر جدید به قلع و قمع بابیان پرداختند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Amir Kabir, Mirza Taqi Khan|نام خانوادگی=Smith|نام=Peter|ناشر=Oxford: One World Publications|سال=2000|شابک=1-85168-184-1|صفحات=38|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شهرهای دور افتاده جمیع طعمه شمشیر شدند و از قتل و غارت جان سالم بدر نبردند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; ولی در شهرهایی که جمعیت بابیان بالنسبه زیاد بود مثل یزد، نیریز، زنجان و ولایت مازندران بابیان اقدام به دفاع کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{Cite journal|last=Walbridge|first=John|title=The Babi uprising in Zanjan: causes and issues|url=|journal=Iranian Studies|language=English|volume=29|issue=3-4|pages=339–362|doi=10.1080/00210869608701854|issn=0021-0862|via=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:35&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Religious Celebrations: L-Z|نام خانوادگی=Melton|نام=J. Gordon|تاریخ=2011|ناشر=ABC-CLIO|سال=|شابک=9781598842050|مکان=|صفحات=74|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در واقعه زنجان، چیزی نمانده بود که تمام قوای دولتی ایران از بابیان شکست بخورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ نبیل زرندی، (صفحه ۳۱۴ تا ۵۳۶)&amp;lt;/ref&amp;gt; ادوارد براون زمان مرگ شاه را سپتامبر ۱۸۴۸ می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===واقعه بدشت===&lt;br /&gt;
ادوارد براون می‌نویسد:ملاحسین بشرویه‌ای به سرعت به سمت روستای بدشت پیشرفت که در نزدیکی مرز استان مازندران قرار داشت و در آنجا با گروه دیگری از هم دینان خویش به رهبری ملا محمدعلی بارفروشی متحد شد. اصلاحات اجتماعی باب که زنان را در رتبه برابری با مردان بالا برد موجب گردید که زرین تاج دختر حاج ملا محمد صالح قزوینی که به نام قرةالعین معروف بود نیز به سمت تعالیم و آموزشهای باب جذب شود. اکنون در میان بابی‌ها در انجمن بدشت ظاهر شد. تصمیم گرفته شد و معین گردید که این زن خوش بیان، شجاع و زیبا متعهد به تشویق و ترغیب وفاداران شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt; به گفته ریچارد فولتز، این طاهره بود که در تهران به فکر تشکیل جلسه‌ای با حضور همه بابی‌های سرشناس افتاد. برجستگان بابی دعوت او را پذیرفتند و در ربیع‌الثانی سال ۱۲۶۴ هجری قمری و هم‌زمان با محاکمه سیدعلی‌محمد باب در آذربایجان، این اجتماع در روستای بَدَشت از توابع شاهرود&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Fathi Asghar|کتاب=|سال=۱۹۸۵|فصل=|صفحه=۸۱|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceC&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Richard Foltz|۲۰۰۴|ک=Spirituality in the land of the noble}}&amp;lt;/ref&amp;gt; که روستایی در تقاطع راه تهران-مشهد و راه مازندران-هزارجریب-شاهرود بود تشکیل شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Kazembeyki|کتاب=|سال=۲۰۰۳|فصل=|صفحه=۴۳۲|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دربارهٔ اهداف تجمع بابیان در بدشت، افسانه نجم‌آبادی گفته‌است که بدنبال شدت گرفتن سرکوب بابیان، رهبران بابی در بدشت جمع شدند تا در مورد سمت و سوی آینده آئین جدید تصمیم بگیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Najmabadi|کتاب=|سال=۲۰۰۳|فصل=|صفحه=۱۵–۱۶|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیدگاه ئوآن کول، هدف از گردهم‌آیی بدشت آزادسازی سیدعلی‌محمد باب بود که در آن زمان در قلعه ماکو در زندان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Juan Cole|کتاب=|سال=۱۹۹۹|فصل=|صفحه=|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ماریون وودمن هدف کنفرانس را اعلام جدایی و استقلال کامل آئین باب از اسلام دانسته‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Woodman Marion|کتاب=|سال=۱۹۸۹|فصل=|صفحه=۲|جلد=|زبان=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; طاهره در اجتماع بدشت سخنرانی نمود و با حاضر شدن بدون نقاب روبنده حاضرین را شوکه نمود. او همچنین &#039;&#039;جدائی دین بابی از دین اسلام و نسخ احکام و سنن قدیم&#039;&#039; را اعلام نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceC&amp;quot; /&amp;gt; این اتفاق باعث افزایش نگرانی‌های دولتیان و علما در آن زمان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ReferenceC&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مرگ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Where Bab executed.jpg|بندانگشتی|250px|محل تیرباران باب در [[سربازخانه تبریز]].]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فرمان اعدام====&lt;br /&gt;
میرزا تقی‌خان امیرکبیر که در زمان ناصرالدین شاه، صدر اعظم دولت ایران بود نتوانسته بود از گسترش آئین بابی جلوگیری کند و تبعید باب را در کوه‌های آذربایجان بی‌نتیجه و اثر می‌دید،&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=A Most Noble Pattern: Collected Essays on the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Terry|نام=Peter|ناشر=George Ronald|سال=2012|شابک=0853985561|مکان=Oxford|صفحات=248|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به شاه پیشنهاد اعدام باب را داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt; بدین ترتیب از سوی شاه به تبریز دستور داده شد که باب را از زندان خارج کنند و او را حسب الظاهر محاکمه کنند و سپس به قتل برسانند. بنا به این دستور ناصرالدین شاه، باب را از چهریق به تبریز آورده، چند ساعت در کوچه و بازار تبریز گرداندند و قبل از غروب آفتاب او را به محل اعدام بردند&amp;lt;ref&amp;gt;یکسال در میان ایرانیان، ادوارد براون، ترجمه ذبیح‌الله منصوری، صفحهٔ ۷۷&amp;lt;/ref&amp;gt; و باب همراه محمدعلی زنوزی، یکی از مریدانش، تیرباران شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====محل دفن====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bahai center Haifa 2.jpg|220px|بندانگشتی|[[مقام اعلی]]؛ مقبره باب در [[حیفا]].&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot;&amp;gt;*{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  | author = D. M. MacEoin&lt;br /&gt;
  | title = BĀB, ʿAli Moḥammad Širāzi&lt;br /&gt;
  | encyclopedia = Encyclopædia Iranica&lt;br /&gt;
  | page =&lt;br /&gt;
  | publisher =&lt;br /&gt;
  | location =&lt;br /&gt;
  | year = ۱۹۸۸&lt;br /&gt;
  | url = http://www.iranicaonline.org/articles/bab-ali-mohammad-sirazi&lt;br /&gt;
  | accessdate = ۲۰۱۰-۰۵-۰۱&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد باب و انیس که با او تیرباران شده‌بود در خندقی انداخته شد. این کار جاستین شیل نماینده وقت انگلیس در ایران را بر این داشت که در نامه‌ای به نخست‌وزیر انگلستان این عمل را وحشیانه بنامد. در عین حال منابع بابی می‌گویند که جسد باب با تلاش سلیمان‌خان میلانی به تهران منتقل شده و در مکانی مخفی در امامزاده حسن دفن شد. ازلیان معتقدند جسدش در همان‌جا مانده‌است. از سوی دیگر منابع بهائی معتقدند باقی‌مانده‌های جسد با دستور بهاءالله از امامزاده حسن خارج شده و برای ۵۰ سال مخفیانه از جایی به جای دیگر برده شده و سرانجام در دامنه کوه کرمل مشرف به شهر حیفا در مقام اعلی دفن شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|عنوان=&amp;quot;دین ایرانی&amp;quot; در کوه کَرمَل|نشانی=http://www.bbc.com/persian/iran/story/2007/05/070521_of_mp_bahai.shtml|وبگاه=بی‌بی‌سی فارسی|بازبینی=2019-03-25|نویسنده=مهدی پرپنچی|کد زبان=|تاریخ=31 اردیبهشت 1386}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معتقدین به کتاب بیان (بیانی‌ها) محل دفن پیکر سید علی محمد شیرازی و محمدعلی زنوزی را در امامزاده معصوم [[تهران]] می‌دانند و این مکان را یکی از اماکن زیارتی خویش می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادوارد براون معتقد است که  و چند نفر از بابیان اجساد را از بیرون شهر برداشته و به تهران فرستادند. اجساد در تهران به دستور میرزا یحیی، جوانی بیست ساله که جانشین باب بوده، به امامزاده معصوم واقع در سر راه همدان، نزدیک رباط کریم منتقل شدند. بعد از ۱۷ یا ۱۸ سال بهائیان اجساد را به جایی دیگر منتقل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =Browne | نام =Edward G | پیوند نویسنده =Edward G Browne | نام مترجم =ذبیح‌الله | نام خانوادگی مترجم = منصوری| پیوند مترجم =ذبیح‌الله منصوری | فصل = سوم| عنوان = یک سال در میان ایرانیان| سال =۱۸۸۸| ناشر = کانون معرفت| مکان =ایران | زبان = پارسی| صفحه = ۷۹| صفحات =۷۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:سلیمانخان.jpg|چپ|بندانگشتی| [[سلیمان خان]] یکی از پیروان سید علی محمد باب است که در تهران [[شمع آجین]] و به قتل رسید]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بخش دو: آموزه‌های باب==&lt;br /&gt;
===دعاوی===&lt;br /&gt;
باب دعاوی خود را به تدریج، طی چند مرحله ظاهر می‌کند. در آغاز خود را باب یا واسطه امام غائب می‌خواند، بعد اعلام می‌کند که خود مهدی موعود است و در نهایت اظهار می‌دارد که پیامبری جدید است از جانب خداوند که دیانتی تازه آورده تا مردم را برای ظهور موعودی جهانی که از او با عنوان «مَن یُظهرُه الله» (کسی که خداوند او را ظاهر خواهد ساخت) یاد می‌کند، آماده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|ژورنال=Nova Religio|ناشر=Waterloo, Ont. : Wilfrid Laurier Press|تاریخ=2010-08|زبان=English|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دلیل اینکه او از ابتدا ادعای نهائی خود را آشکار نکرد به گفته وی آماده کردن مردم برای پذیرش دعوتش بوده‌است تا به تدریج مردم با آموزه‌ها و دیانت جدید آشنا شوند و آن را بپذیرند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=Momen|نام=Moojan|عنوان=Momen Messianic Concealment and Theophanic Disclosure|ژورنال=OJBS|ناشر=|تاریخ=2007|زبان=English|شاپا=1177-8547|doi=|پیوند=http://www.ojbs.org|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; چه که گسست ناگهانی آئین جدید از اسلام می‌توانست منجر به اضطراب شدید مردم و روی گرداندن از آن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; باب در آثار اولیه اش خود را باب (وسیله ارتباط) و نائب (نماینده) امام غایب شیعیان دوازده امامی می‌خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-035-4|مکان=Canada|صفحات=83-110|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; لقب دیگری که به کار می‌برد، ذکر یا ذکرالله الاعظم بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; در ابتدا ادعایش این بود که از طرف امام غایب فرستاده شده تا فرارسیدن ظهورش را اعلان کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; باب بعدتر در دوران زندانی بودنش در ماکو با صراحتی بیشتر ادعایش را فراتر از نیابت یا جانشینی امام اعلام می‌کند و خود را شخص مهدی موعود می‌خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در دادگاهی که کمی بعد از ورودش به چهریق در تبریز برگزار شد، همین ادعا را علنی می‌کند و از سوی شماری از علمای حاضر محکوم به مرگ می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; در سال ۱۸۴۷ میلادی در مهم‌ترین اثر خود به نام بیان فارسی به پایان دوره اسلام اشاره می‌کند، خود را «مظهر الهی» و پیامبری جدید می‌خواند که احکام و تعالیم تازه ای به نام آئین بیان آورده‌است. در همین اثر به کرّات سخن از موعودی جهانی می‌راند که نتیجه و ثمره آئین جدیدِ بیان باید ایمان به وی باشد، وی از این موعود با عنوان «مَن یُظهرُه الله» یاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-035-4|مکان=Canada|صفحات=241-242|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با اینکه باب دعوتش را بتدریج ظاهر کرد اما در عین حال از همان ابتدا می‌توان از لابلای آثارش دعوی رسالت و وحی را به وضوح دید. وی آثار خود را وحی از سوی خداوند و مترادف با قرآن می‌داند. در آثار محمد کریم خان کرمانی پیشوای مکتب شیخیه (شعبه رکنیه) که با باب مخالفت شدید می‌کرده، به این دعوی باب اشاره شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=ازهاق الباطل|نام خانوادگی=کرمانی|نام=محمد کریم|ناشر=مکتبة السعادة|سال=1845 میلادی|شابک=|مکان=کرمان، ایران|صفحات=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر [[کریم خان]] از همان اثر نخستین باب به نام قیوم الاسماء برمی آید که باب ادعای رسالت داشته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; در همان زمان در کربلا نیز عده ای از علمای شیعی و سنی و شماری از پیشوایان شیخیه و اهل تصوف در فتوایی دست جمعی به همین نتیجه رسیده بودند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Moojan Momen|عنوان=The Trial of Mullá &#039;Alí Bastámí: A Combined Sunní-Shí&#039;í Fatwá against The Báb|ژورنال=Iran: Journal of the British Institute for Persian Studies, 20, pages 113-143|ناشر=|تاریخ=1982|زبان=English|شاپا=|doi=|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برخی از آموزه‌های اساسی===&lt;br /&gt;
یکی از آموزه‌های اساسی باب تداوم و تکامل ادیان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Cornell University Press|سال=1989|شابک=|مکان=Ithaca|صفحات=245|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; با پیشرفت انسان در طول تاریخ، تجلی الهی به تدریج در ادیان ظاهر می‌شود و جلوه ای کاملتر و جامعتر از خود به منصّه ظهور می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=243-245|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هر دینی در زمان خود و به نسبت به گذشته کامل است و در عین حال کمالِ بالقوه اش ظهور دیانتِ بعد است که شکوفایی کمالات بالقوه دیانت و مدنیت قبل در آن ممکن می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:20&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saieidi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=256|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً کمالِ تورات، انجیل و کمالِ انجیل، قرآن است و اکنون کمالِ قرآن بصورت بیان و در آئینی که باب آورده، ظاهر شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:20&amp;quot; /&amp;gt; بر اساس همین منطق، هیچ دینی به گفته باب آخرین دین نیست،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot; /&amp;gt; بلکه برای نیازهای دوره ای محدود از تاریخ بشر ظهور یافته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:19&amp;quot; /&amp;gt; بر اساس همین اصلِ تکامل و شکوفایی ادیان، باب نتیجه می‌گیرد که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» موعود آئین بیان باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:16&amp;quot; /&amp;gt; به باور باب، آثار وی برای اولین بار حقایق نهفته و باطنی مفاهیم اسلامی و آیات قرانی را آشکار می‌کند، حقایقی که به عقیده او با باور رایج میان مسلمانان تفاوت بسیار دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:26&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=227|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم قیامت و معاد از نظر باب نه پایان تاریخ بلکه پایان یک مرحله از تکامل بشر یعنی پایان دوران یک دین و آغاز ظهور دین بعدی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Saiedi, Nader. Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9.|مکان=. Canada|صفحات=254-255|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Logos and Civilization: Spirit, History, and Order in the Writings of Baha&#039;u&#039;llah|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=University Press of Maryland|سال=2000|شابک=1-883053-63-3|مکان=|صفحات=68-69|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; پس قیامت مسیحیت با ظهور پیامبر اسلام به وقوع پیوست و قیامت اسلام در سال ۱۲۶۰ هجری قمری با ظهور باب اتفاق افتاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt; دوزخ و بهشت نیز نه محلی برای شکنجه ابدی برخی مردم یا محلی برای تمتّع جسمی و جنسی برخی دیگر است بلکه معانی روحانی دارد. بهشت شناخت و رضای خدا از طریق ایمان به فرستاده خداوند و عمل به ارزشهای نوین او برای شکوفایی کمالات روحانی است و دوزخ محرومیت از این تکامل.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:24&amp;quot; /&amp;gt; باب، عدل الهی را مستلزم اختیار بشر و نیز استمرار فیض هدایت الهی بر طبق تکامل وقفه ناپذیر انسان و جامعه می‌داند و در نتیجه اعتقاد به انتهای نبوت و رسالت نفی کامل عدل الهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=220-221|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بعلاوه عدل الهی اقتضاء می‌کند که دلیل حقانیت یک پیامبر قابل دسترسی و تحقیق برای همگان باشد و در نتیجه تصور اینکه دلیل حقانیت پیامبران معجزات باشد با عدل الهی تضاد دارد چرا که در آن صورت دلیل پیامبر تنها برای کسانی قابل دسترسی می‌شود که در همان‌جا و همان زمان حاضر بوده باشند. پس عدل الهی مستلزم باور به حجیت کلام پیامبر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:26&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظر باب راجع به اسلام===&lt;br /&gt;
باب با احترام از اسلام یاد می‌کند ولی بر اساس اصل تکامل و تداوم ادیان، باب دوره اسلام را هزار سال می‌داند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی|نام خانوادگی=ترابیان فردوسی|نام=محمد|ناشر=صحیفه خرد|سال=۱۳۸۳|شابک=۵-۵-۹۵۴۱۴-۹۴۶|مکان=ایران|صفحه=۴۱۱|صفحات=۵۰۵|زبان=پارسی|پیوند نویسنده=محمد ترابیان فردوسی}}&amp;lt;/ref&amp;gt; که با ظهور او در سال ۱۲۶۰ هجری قمری، یعنی هزار سال بعد از درگذشت حسن عسکری، به پایان رسیده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:23&amp;quot; /&amp;gt; شماری از نوشته‌های باب بصورت تفسیر سوره‌های قرانی نوشته شده‌است و معانی باطنی و عرفانی آن آیات را آشکار می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; در زمان اقامت باب در اصفهان، منوچهر خان معتمد الدوله حاکم مقتدر آنجا، که پیشینه مسیحی داشت و قلباً به پیامبر اسلام ایمان نداشت، در حضور علماء از باب خواهش نمود که در اثبات نبوت پیامبر اسلام رساله ای بنویسد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:31&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548|صفحات=238|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; باب بلافاصله و بدون درنگ رساله مفصلی در همان جمع بنگاشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:25&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfird Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=34|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نام این نوشته رساله اثبات نبوت خاصه است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:25&amp;quot; /&amp;gt; این اثر چنان منوچهر خان را متأثر نمود که نه تنها به پیامبر اسلام بلکه به باب نیز ایمان یافت و در جرگه پیروان او درآمد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Brown&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:31&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بخش سه: آثار باب==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Haykal-e-Bab.jpg|بندانگشتی|220px|دست خط باب]]&lt;br /&gt;
سید علی محمد شیرازی در بیان فارسی در باب یازده از واحد ششم آثار خود را مشتمل بر ۵۰۰٬۰۰۰ آیه برآورد کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Lawson&amp;quot; /&amp;gt; از آنجا که بیان فارسی در سال چهارم (۱۸۴۷–۱۸۴۸ میلادی) از رسالت شش ساله باب نگاشته شده مقدار آثار وی باید بیشتر از این مقدار باشد باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=35|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=MaxEoin|نام=Denis|مقاله=BAYĀN (2)|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|جلد=3|سال=1988|صفحه=878-882|نشانی=http://www.iranicaonline.org/articles/bayan-declaration-elucidation-term-applied-to-the-writings-of-the-bab-q|زبان=English}} {{یادکرد وب|نام خانوادگی=electricpulp.com|کد زبان=en|وبگاه=www.iranicaonline.org|نشانی=http://www.iranicaonline.org/articles/bayan-declaration-elucidation-term-applied-to-the-writings-of-the-bab-q|عنوان=BAYĀN (2) – Encyclopaedia Iranica|بازبینی=2018-08-04}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نادر سعیدی استاد دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس در کتاب «باب‌الفؤاد» که به بررسی جامع آثار باب می‌پردازد آثار وی را به سه دسته کلی تقسیم می‌کند که این تقسیم‌بندی تا حدودی ترتیب زمانی آن آثار نیز بوده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=27-28|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اولین مرحله از آثار باب بیشتر معطوف به تفسیر سوره‌ها یا آیات قرانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=30-32|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مشهورترین این آثار تفسیر سوره یوسف است که از طریق آن باب اول بار دعوی خود را آشکار نمود و آئین بابی متولد گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; [[بهاءالله]] از این اثر به عنوان اولین و بزرگترین کتاب‌ها یاد می‌کند و [[شوقی افندی]] آن را قرآن دوران بابی می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Lawson&amp;quot; /&amp;gt; اما این اثر اولین نوشته باب نیست بلکه اولین نوشته او پس از آغاز دعوتش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=30|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به عنوان مثال قبل از آن باب نوشتن تفسیری بر سوره بقره را آغاز کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; اما این تفسیر از دو بخش تشکیل می‌شود که بخش اول از آغاز سال ۱۲۶۰ هجری قمری شروع و در انتهای سال به پایان رسیده‌است در حالیکه بخش دوم همگی پس از آغاز دعوتش بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; دسته دوم بیشتر آثار فلسفی است که در آن به بحثهای مابعدالطبیعه و الهیات تأکید می‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=32-35|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از مهم‌ترین این آثار صحیفه عدلیه، توقیع میرزا سعید (جواب سؤالهای ثلاثه)، تفسیر هاء، فی الغناء، شرح دعاء غیبت، و اثبات نبوت خاصه است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; برخی از تفاسیر باب نیز مانند تفسیر کوثر و والعصر که در این مرحله نوشته شده‌اند به این نوع مباحث تأکید می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; آثار دو مرحله اول بیشتر در سه سال اول رسالت باب نوشته شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=29|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; مرحله سوم آثار باب مرحله تشریع است که در آن تعالیم اجتماعی و احکام بابی به عنوان یک دیانت نوین مورد بررسی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=35-36|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بیان فارسی، بیان عربی، دلائل سبعه، لوح خطاب به ملا باقر، کتاب الاسماء و کتاب پنج شأن جزو این گروه هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; کتاب بیان فارسی ام‌الکتاب آئین بابی است، که باب در آن خود را موعود اسلام و پیامبری جدید معرفی می‌کند، شریعت اسلام را منسوخ اعلام می‌کند و قوانین و احکام جدیدی وضع می‌کند با این هدف که مردم برای پذیرش موعودی جهانی که پس از وی می‌آید آماده شوند، وی از این موعود با نام من یظهره الله یاد می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; پس آثار باب از سه مرحله تشکیل می‌شود: اول تنزیل به عنوان تفسیر، دوم تنزیل به عنوان تبیین فلسفی، و سوم تنزیل به عنوان تشریع.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بخش چهار: موعود آئین بیان==&lt;br /&gt;
===من‌یظهره‌الله===&lt;br /&gt;
مَن یُظهِرُهُ الله (به معنی: &#039;&#039;کسی که خدا ظاهرش می‌کند&#039;&#039;) به باور بابیان و بهائیان، فردی است که بنا به کتاب بیان فرستاده خدا است و خداوند بعد از سید علی محمد شیرازی او را به پیامبری برخواهد گزید تا راهنمای بشر و نجات گر عالم باشد. به اعتقاد بهائیان، مَن یُظهِرُهُ الله، همان [[بهاءالله]]، شارع دیانت بهائی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«دین بهایی آیین فراگیر جهانی»، نوشتهٔ ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، صفحهٔ ۴۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اساسی‌ترین آموزه‌های سید علی محمد باب این نکته است که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:16&amp;quot; /&amp;gt; باب به کرّات در آثار خود به ظهور «مَن یُظهره الله» اشاره می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;BÁBISM By Edward G. Browne.p۳۳۸&amp;lt;/ref&amp;gt; و از پیروان خود می‌خواهد که شناخت و ایمان خود را به تصدیق هیچ‌کس حتی خود باب و هیجده حوّاری اولیه وی (حروف حی) مشروط نکنند و موعود را از آثار و صفات خود او بشناسند و نه از اشاره و دلالت دیگران.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:30&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=290-291|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; باب حتی پیروانش را برحذر می‌دارد که مبادا مانند ادیان قبل که با استدلال به [[کتاب آسمانی]] خود از پیامبر بعدی محروم شدند با استدلال به آثار باب از ایمان به «مَن یُظهره الله» محروم شوند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=http://reference.bahai.org/fa/t/se/GPB/gpb-106.html|عنوان=قرن بدیع|نام خانوادگی=ربانی|نام=شوقی|ناشر=موسسه معارف بهائی|سال=۱۱۹۲|شابک=|مکان=کانادا|صفحات=۹۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:30&amp;quot; /&amp;gt; مقام موعود به گفته باب بالاتر از آنست که حتی آثار خود باب لیاقت اشاره به وی را داشته باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:30&amp;quot; /&amp;gt; باب در آثارش از نزدیکی ظهور موعود می‌گوید و برای زمان ظهور او به سال نه و سال نوزده اشاره می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab|نام خانوادگی=Saiedi|نام=Nader|ناشر=Wilfrid Laurier University Press|سال=2008|شابک=978-1-55458-056-9|مکان=Canada|صفحات=۳۴۸–۳۵۷|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اندکی پس از یک دهه از آغاز دعوت باب در سال ۱۸۴۴، یعنی چند سال پس از اعدام وی در سال ۱۸۵۰، بیش از ۲۵ نفر ادعای من یظهره‌اللهی کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;autogenerated2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;autogenerated3&amp;quot;&amp;gt;Smith, Peter (2000). &amp;quot;He whom God shall make Manifest&amp;quot;. A concise encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 180–181. {{ISBN|1-85168-184-1|en}}.&amp;lt;/ref&amp;gt; دنیس مکین نام بیست نفر از مدعیان را فهرست کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;IranicaDivisions&amp;quot; /&amp;gt;میرزا اسدالله خویی دیّان یکی از اولین کسانی بود که چنین ادعایی کرد و قبل از این که طرفداران قابل توجهی کسب کند در بغداد احتمالاً با توطئه صبح ازل به قتل رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;Smith, Peter (2000). &amp;quot;Dayyan&amp;quot;. A concise encyclopedia of the Bahá&#039;í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 118. {{ISBN|1-85168-184-1|en}}.&amp;lt;/ref&amp;gt; یک منبع ازلی با گلایه از افرادی که مدعی من یظهره اللهی شدند مدعی می‌شود که باب ظهور این افراد را پیش‌بینی کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:21&amp;quot; /&amp;gt; نوزده سال بعد از دعوت باب، بهاءالله در سال ۱۸۶۳ در جمع یارانش و بعدتر در سال ۱۸۶۶ بصورت عمومی تر ادعای من یظهره اللهی کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;autogenerated3&amp;quot; /&amp;gt; و عموم بابیان به وی ایمان آوردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Balyuzi 1973&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548, 9780300112542|مکان=|صفحات=246|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گروه اندکی که به طرفداری از میرزا یحیی ازل بابی باقی ماندند ازلی نام گرفتند. ازلیان ظهور من یظهره الله را در فاصله ای خیلی دور پیش‌بینی می‌کردند و معتقد بودند ظهور موعود زودتر از دست کم ۲۰۰۰ سال از ظهور باب و قبل از مورد قبول گرفتن دین باب در بسیاری از کشورها رخ نخواهد داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot;&amp;gt;Hierarchy, Authority and Eschatology in Early Bábí Thought&lt;br /&gt;
by Denis MacEoin&lt;br /&gt;
published in In Iran: Studies in Bábí and Bahá&#039;í History vol. 3,p۱۲۹٬۱۳۰&amp;lt;/ref&amp;gt; با این وجود ازلیان در پی تبلیغ و جهانگیر کردن آئین بابی بر نیامدند و با تقیه و پنهان کردن هویت دینی خود عملاً در جامعه اسلامی حل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:18&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد کتاب|نشانی=https://books.google.com/books?id=omo3DwAAQBAJ&amp;amp;printsec=frontcover&amp;amp;dq=iran+a+modern+history&amp;amp;hl=en&amp;amp;sa=X&amp;amp;ved=0ahUKEwjPoLu1rNHcAhUHjq0KHX4KB28Q6AEILzAB#v=onepage&amp;amp;q=assimilated&amp;amp;f=false|عنوان=Iran: A Modern History|نام خانوادگی=Amanat|نام=Abbas|ناشر=Yale University Press|سال=2017|شابک=0300112548|مکان=|صفحات=330|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابو القاسم افنان در کتاب عهد اعلی آورده: «بعد از شهادت حضرت باب ۲۵ نفر ادعا کردند که مظاهر حق اند یعنی هر یک من یظهره الله موعود می‌باشند…» سپس نام آن‌ها را به شرح زیر می‌آورد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱- شیخ اسماعیل ۲- سید بصیر هندی ۳- میرزا اسدالله خویی ۴- ملا شیخ علی ملقب به عظیم ۵- سید علّا ۶- میرزا عبدالله متخلص به غوغا ۷- میرزا حسین قطب نیریزی ۸- میرزا موسی قمی ۹- حاجی ملا هاشم کاشی ۱۰- حسین میلانی ۱۱- ملا محمد نبیل زرندی و غیره&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=عهد اعلی|نام خانوادگی=افنان|نام=ابوالقاسم|صفحه=۴۷۸- ۴۸۸-۴۷۹||پیوند نویسنده=ابوالقاسم افنان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بهائیان و بابیان===&lt;br /&gt;
پس از تیرباران باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب بیان به دنبال موعود آئین بابی که در کتاب بیان با عنوان «من یظهره الله» از آن یاد شده، می‌گشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; در سال ۱۸۶۳ میلادی [[بهاءالله]] خود را «من یظهره الله» یا همان موعود کتاب بیان خواند. اکثر بابیان به او ایمان آورده و بهائی نامیده شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Balyuzi 1973&amp;quot; /&amp;gt; برخی از بابیان به سنت موجود وفادار مانده و با پیروی از خلیفه باب، نابرادری کوچک بهاءالله، موسوم به میرزا یحیی صبح ازل، ازلی یا بیانی نام گرفتند، تعداد اینها اکنون اندک است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد کتاب|عنوان=The New Believers|نام خانوادگی=Barrett|نام=David|ناشر=Cassell &amp;amp; Co|سال=2001|شابک=0304355925|مکان=London, UK|صفحات=246|زبان=English}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
[http://www.bahai.org/fa/the-bab/life-the-bab زندگی باب] (پیوندی دیگر از زندگی [https://www.bahaisofiran.org/a-worldwide-faith-from-iran/a-brief-history-of-the-faith/the-bab سید علی محمد باب])&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.bahai.org/fa/the-bab/ سید علی محمد باب] (پیوندی دیگر از [https://www.bahaisofiran.org/a-worldwide-faith-from-iran/a-brief-history-of-the-faith/the-bab سید علی محمد باب])&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.bahai.org/fa/the-bab/shrine آرامگاه باب]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.bahai.org/fa/the-bab/quotations گزیده‌ای از آثار باب]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://www.oceanoflights.org/fa/The-Bab-Introduction-Bahai-Writings.htm مقدمه ای بر آثار حضرت باب]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.bahai.org/fa/the-bab/babi-movement جنبش بابی] (پیوندی دیگر از [https://www.bahaisofiran.org/دوران_بابی جنبش بابی])&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://reference.bahai.org/fa/t/o/HB/ کتابی جامع از زندگی، آثار و آموزه‌های باب]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en: The Báb]]&lt;br /&gt;
[[fr:Báb]]&lt;br /&gt;
[[pt:Báb]]&lt;br /&gt;
[[ru:Баб]]&lt;br /&gt;
[[vi:Đức Bab]]&lt;br /&gt;
[[zh:巴孛]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daryoush38</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1&amp;diff=312</id>
		<title>عبدالبهاء</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.bahaipedia.org/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1&amp;diff=312"/>
		<updated>2019-04-04T23:54:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daryoush38: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Abbaseffendi1868.jpg|بندانگشتی|عبدالبهاء در جوانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عباس افندی&#039;&#039;&#039; فرزند ارشد [[بهاءالله]] -بنیانگذار آئین بهائی- که به نام &#039;&#039;&#039;عبدالبهاء&#039;&#039;&#039; شناخته شده‌است، سومین شخصیت محوری آیین بهائی است که پدرش، حسینعلی نوری ملقب به بهاءالله نوزده سال پیش از مرگش، آنچنانکه در کتاب اقدس و نیز در کتاب عهدی اشاره کرده‌است، وی را به مقام جانشین، مبیّن و مفسر متون بهائی برگزید.&amp;lt;ref&amp;gt;*{{cite book&lt;br /&gt;
  |last = Balyuzi&lt;br /&gt;
  |first = H.M.&lt;br /&gt;
  |authorlink = Hasan M. Balyuzi&lt;br /&gt;
  |year = 1973&lt;br /&gt;
  |title = The Báb: The Herald of the Day of Days&lt;br /&gt;
  |publisher = George Ronald&lt;br /&gt;
  |location = Oxford, UK&lt;br /&gt;
  |isbn = 0-85398-048-9&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  | author = A. Bausani, D. MacEoin&lt;br /&gt;
  | title = ABD-AL-BAHĀ&lt;br /&gt;
  | encyclopedia = Encyclopædia Iranica&lt;br /&gt;
  | page =&lt;br /&gt;
  | publisher =&lt;br /&gt;
  | location =&lt;br /&gt;
  | year = ۱۹۸۲&lt;br /&gt;
  | url = http://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-baha&lt;br /&gt;
  | accessdate = ۲۰۱۰-۰۸-۱۰&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۲۱–۱۸۹۲ مسئولیّت ادارهٔ جامعهٔ بهائی را برعهده داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایگاه عبدالبهاء==&lt;br /&gt;
عبدالبهاء پسر ارشد [[بهاءالله]]&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 34&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۳۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و جانشین اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith|2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith |ص=ص ۱۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بهاءالله در وصیت‌نامه خود کتاب عهدی به‌طور مشخص عبدالبهاء را به عنوان جانشین خود اعلام می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt; و قبل از درگذشتش نیز به پیروان خود اشاره کرده بود که بعد از وی باید به عبدالبهاء به عنوان رهبر جامعه و مفسرّ رسمی آثار او روی بیاورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهائیان عبدالبهاء را مفسّر و تبیین کنندهٔ رسمی آثار بهائی و همچنین نمونهٔ والای تعالیم این آئین می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب |نویسنده = |نشانی= http://www.bahai.org/fa/abdul-baha/|عنوان= حضرت عبدالبهاء-مثل اعلای امر بهائی| ناشر = جامعهٔ جهانی بهائی |تاریخ = |تاریخ بازبینی= 4.7.2016}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] از القابی همچون «سرکار آقا»، «غصن اعظم» (بزرگ‌ترین شاخه)، «سرالله» (راز خدا) و نور چشم برای اشاره به عبدالبهاء استفاده کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt; شوقی افندی جایگاه عبدالبهاء را به عنوان سومین شخصیت محوری بهائی (بعد از باب و بهاءالله) می‌داند و با عبارتی همچون «مرکز و محور» عهد و میثاق بهاءالله، مفسّر رسمی کلام بهاءالله، جلوهٔ تمامی آرمان‌ها و ایده‌آل‌های بهائی و معمار نظم جهانی بهاءالله او را معرفی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء همیشه اصرار داشت که مقام او فقط بندگی و خدمت به پدرش است و همواره بهائیان را از تجلیل و تحسین مقام خود بازمی‌داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt; او در دورانی که ادارهٔ جامعهٔ بهائی را بر عهده داشت(۱۸۹۲–۱۹۲۱) لقب عبدالبهاء را برای خود برگزیده بود و امروزه نیز اغلب با این نام شناخته می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی‌نامه==&lt;br /&gt;
===تولد و کودکی===&lt;br /&gt;
عبدالبهاء پسر ارشد بهاءالله،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 34&amp;quot; /&amp;gt; در پنجم جمادی‌الاولی سال ۱۲۶۰ هجری قمری مطابق با ۲۳ مه ۱۸۴۴ (در همان شبی که باب اعلان امر کرده بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt;) در تهران متولد شد و نام عباس افندی بر او گذاشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Momen|2011|ک=World Religions: Belief, Culture, and Controversy|ص=}}&amp;lt;/ref&amp;gt; کودکی او همزمان با سال‌های پرفراز و نشیب جنبش بابی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء دربارهٔ دوران کودکی خود می‌گوید: «ما در تهران همه نوع اسباب آسایش و زندگانی داشتیم ولی در یک روز همه را غارت نمودند.»&amp;lt;ref&amp;gt;بدایع الاثار، جلد دوم، لجنه نشر آثار امری آلمان ۱۹۸۷، صفحهٔ ۲۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt; دستگیری پدرش- بهاءالله- در سال ۱۸۵۲ و سپس تبعید به همراه او به عراق ضربات سختی به عبدالبهاء که در آن هنگام کودک بود وارد ساخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt; وی در مسیر بغداد از شدّت سرما دچار سرمازدگی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt; او که به پدر بسیار تعلق خاطر داشت از دوران نوجوانی مسئولیت امور خانواده را به عهده گرفت و به عنوان یکی از منشی‌های پدرش نیز عمل می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تبعید===&lt;br /&gt;
وی از سن ۹ سالگی و از زمان تبعید بهاءالله برای دومین بار به بغداد، در زمستان ۱۸۵۳ در تمامی تبعیدها، همراه پدر بوده‌است.{{سخ}}تا سال ۱۸۶۳، به مدت ۱۰ سال در بغداد، ۴ ماه در قسطنطنیه، نزدیک ۵ سال در ادرنه و تا سال ۱۹۰۸ در عکا.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Map iran ottoman empire banishment.png|بندانگشتی|320px|چپ|مسیر تبعید عبدالبهاء به همراه پدرش از ایران به عکا]]&lt;br /&gt;
در دوران عکّا (پس از سال ۱۸۶۸) عبدالبهاء عهده‌دار رسیدگی به امور جامعهٔ پیروان بهاءالله و مسئول مراودات با مقامات دولت عثمانی بود. با تثبیت شرایط عکّا، وی همچنین فعاّلیّت در حوزهٔ اندیشه را شروع کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۳۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اگرچه وی امکان تحصیل در مکتب خانه‌های آن دوران را نداشت&amp;lt;ref&amp;gt;*{{cite book&lt;br /&gt;
  |last = Balyuzi&lt;br /&gt;
  |first = H.M.&lt;br /&gt;
  |authorlink = Hasan M. Balyuzi&lt;br /&gt;
  |year = 1973&lt;br /&gt;
  |title = The Báb: The Herald of the Day of Days&lt;br /&gt;
  |publisher = George Ronald&lt;br /&gt;
  |location = Oxford, UK&lt;br /&gt;
  |isbn = 0-85398-048-9&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
ولی به دلیل دانش وسیع و حسن تدبیری که داشت به چهره‌ای شناخته‌شده و مورد احترام مقامات عثمانی و اصلاح‌طلبان برجسته تبدیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt; وی در سال ۱۸۷۳&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith|2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith |ص=ص ۱۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در دوران زندان در بیت عبود در قلعه عکا با &#039;&#039;فاطمه&#039;&#039; دختر میرزا محمدعلی نهری اصفهانی که به «منیره» موسوم شد، ازدواج کرد و حاصل این ازدواج، چهار دختر&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt; از جمله ضیائیه مادر شوقی افندی بود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب&lt;br /&gt;
| نشانی = http://www.oneworld-publications.com/pdfs/Encyclo_Baha.pdf&lt;br /&gt;
| عنوان = `Abdu&#039;l-Bahá&lt;br /&gt;
| نویسنده = Peter Smith (۲۰۰۰)&lt;br /&gt;
| ناشر = Oneworld Publications&lt;br /&gt;
| قالب = پی‌دی‌اف&lt;br /&gt;
| شابک =1-85168-184-1&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این دوران دو کتاب نیز نگاشت. یکی رسالهٔ مدنیّه (در سال ۱۸۷۵) و دیگری روایتی تاریخی از سال‌های اوّلیّهٔ تاریخ بابی و بهائی با نام مقالهٔ شخص سیّاح (در حدود سال ۱۸۸۶).&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt; هر دو این کتاب‌ها، بدون ذکر نام نویسنده، در دوران [[بهاءالله]] به چاپ رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالبهاء تا سال ۱۹۰۸ میلادی به خاطر گزارش‌های عده‌ای مخالفان، به دستور امپراتور عثمانی، سلطان عبدالحمید در عکا زندانی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; اگرچه وی یک زندانی بود، ولی به تدریج در نظر افراد محلّی به یک فرد برجسته تبدیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt; به فقرا رسیدگی می‌کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 35&amp;quot; /&amp;gt; و جمعه‌ها در عکّا در مسجد حاضر می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;Studies in honor of the late Hasan M. Balyuzi By Moojan Momen,p. 263&amp;lt;/ref&amp;gt; در ماه رمضان، ماهی که مسلمانان در آن روزه می‌گیرند، وی و دیگر بهائیان با وسواس زیاد در آنجا به مانند مسلمان به خاطر صلح و جلوگیری از نسبت بدعت از طرف جامعه رعایت این ماه را می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;M. H. Phelps, Life and Teachings of Abbās Effendi, London, 1912, p. 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جانشینی===&lt;br /&gt;
[[بهاءالله]] به‌طور رسمی و مشخص در وصیتنامه‌اش (کتاب عهدی) که به دست خط خود نوشته بود عبدالبهاء را به عنوان جانشین خود اعلام نموده و از بازماندگان خواسته بود تا پس از وی به عبدالبهاء روی بیاورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt; این وصیت‌نامه اندک زمانی پس از درگذشت بهاءالله در جمع بزرگی خوانده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt; در این وصیتنامه همچنین ذکر شده بود که میرزا محمدعلی- پسر دوّم بهاءالله- در رتبهٔ دوم بعد از عبدالبهاء قرار دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt; بهاءالله، عبدالبهاء را «غصن اعظم» به معنی بزرگ‌ترین شاخه&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 34&amp;quot; /&amp;gt; و محمد علی را «غصن اکبر» به معنی شاخه بزرگتر نامید.&amp;lt;ref&amp;gt;Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. {{ISBN|0-85398-439-5|en}}. 265&amp;lt;/ref&amp;gt; جانشینی عبدالبهاء دور از انتظار و تعجب‌برانگیز نبود&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt; و اکثریت قریب بالاتفاق بهائیان مطابق کتاب عهدی، عبدالبهاء را به عنوان مبیّن و مفسّر رسمی آثار بهاءالله، مرکز عهد و میثاق و سرمشقی از زندگی بهائی پذیرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 43&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot;&amp;gt;{{cite encyclopedia&lt;br /&gt;
  | author = A. Bausani, D. MacEoin&lt;br /&gt;
  | title = ABD-AL-BAHĀ&lt;br /&gt;
  | encyclopedia = Encyclopædia Iranica&lt;br /&gt;
  | page =&lt;br /&gt;
  | publisher =&lt;br /&gt;
  | location =&lt;br /&gt;
  | year = 1982&lt;br /&gt;
  | url = http://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-baha&lt;br /&gt;
  | accessdate =25 March 2016&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اندکی بعد امّا، محمد علی، برادر ناتنی عبدالبهاء،&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt; بر خلاف این وصیت‌نامه عمل کرده،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt; مرجعیّت عبدالبهاء را انکار کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt; و در ابتدا به صورت پنهان و سپس آشکار به مخالفت با او پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اگرچه این مخالفت‌ها نتوانست در وفاداری تودهٔ بهائیان به عبدالبهاء خللی وارد کند، امّا باعث بروز مشکلات برای عبدالبهاء از جانب مقامات عثمانی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مخالفت‌های طولانی مدّت باعث شد که عبدالبهاء توّجه بهائیان را به اصل «عهد و میثاق» جلب نماید که بر اساس آن در هر زمان پیروی از آن مرجعی که برای ادارهٔ جامعه تعیین شده، باعث حفظ اتحاد جامعهٔ بهائی می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء کسانی که این عهد و میثاق را زیر پا گذاشته بودند (مانند محمد علی) «ناقض عهد و میثاق» اعلام کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سفر به مصر، اروپا و آمریکا===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Abdul Baha in Green Acre.jpg|بندانگشتی|عبداالبهاء با گروهی از بهائیان آمریکا، اوت ۱۹۱۲]]&lt;br /&gt;
انقلاب ترک جوان و انقراض امپراتوری عثمانی موجب گردید که عبدالبهاء در سال ۱۹۰۸ در دوران کهولت از زندان و تبعید رهایی یابد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; بعد از آزادی از زندان و موفقیت در اتمام ساختمان مقام اعلی، مقبره باب، عبدالبهاء تصمیم به سفر و رساندن ابلاغ پیام [[بهاءالله]] به اروپا و آمریکا گرفت. به دعوت بهائیان غرب به یک مسافرت سه ساله (۱۹۱۳–۱۹۱۱) به مصر، اروپا و آمریکای شمالی رفت. در جریان این سفرها عبدالبهاء در مجامع فراوانی به سخنرانی و تبلیغ دین بهایی پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; در آمریکای شمالی به حدود ۴۵ شهر در ایالات متحده و کانادا سفر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mottahedeh&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Mottahedeh|۲۰۱۳|ک=Abdu’l-Bahá&#039;s Journey West: The Course of Human Solidarity|ص=ص ۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در این سفر حدود ۳۷۳ سخنرانی داشت و جمعاً حدود ۹۳ هزار نفر مخاطب وی قرار گرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mottahedeh&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء در اروپا و آمریکا به نام پیامبر صلح معروف شد. مطبوعات آن زمان، اغلب او را «پیامبر ایرانی» می‌نامیدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; عده‌ای از صاحب‌نامان غرب چون الکساندر گراهام بل مخترع تلفن، پرزیدنت روزولت رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده آمریکا و آدمیرال پری کاشف قطب جنوب در این اسفار با وی دیدار کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite book&lt;br /&gt;
  |last = Parsons&lt;br /&gt;
  |first = Agnes.&lt;br /&gt;
  |year = 1996&lt;br /&gt;
  |title = Abdu&#039;L-Baha in America: Agnes Parsons&#039; Diary, April 11, 1912-November 11, 1912: Supplemented With Episodes from Mahmud&#039;s Diary&lt;br /&gt;
  |publisher = Kalimat Press&lt;br /&gt;
  |isbn = 0-933770-97-9&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالبهاء اغلب در سخنرانی‌های خود در غرب، اعتقادات اساسی و اصول آئین بهائی را شرح می‌داد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۵۲}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله اینکه: هر فرد باید خود به‌طور مستقل و به دور از تعصّب به جستجوی حقیقت بپردازد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; تمام ادیان الهی جلوه‌های مختلف یک حقیقت واحد هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; دین باید در هماهنگی با علم و عقل باشد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; نوع انسان یکی است و در مقابل خداوند همهٔ انسان‌ها یکسان هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 52&amp;quot; /&amp;gt; تعصّبات دینی، سیاسی، ملیّتی و … مخرّب و مبتنی بر جهل هستند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۵۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt; فقر شدید و ثروت مفرط باید از میان برداشته شود،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همهٔ افراد باید در مقابل قانون یکسان باشند و عدالت در اجتماع برقرار باشد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; زنان و مردان با هم برابرند و باید از حقوق برابر برخوردار باشند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همهٔ کودکان باید آموزش دریافت کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; عبدالبهاء همچنین به موضوع صلح بسیار در سخنرانی‌های خود توّجه می‌کرد و هشدار می‌داد که ناآرامی‌ها در منطقهٔ بالکان می‌تواند به جنگی تبدیل شود که سراسر اروپا را بگیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; همچنین در آمریکا، برای مسئلهٔ روابط نژادی اهمیّت ویژه‌ای قائل بود و افراد از نژادهای مختلف را تشویق می‌کرد که به دنبال یافتن نقاط مشترک و همکاری باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt; وی هم در آمریکا و هم در اروپا با فقرا ملاقات می‌کرد و بر وظیفهٔ اجتماعی ثروتمندان در قبال فقرا تأکید می‌نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 53&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سخنرانی‌های عبدالبهاء در کتابی به نام مجموعه خطابات در سال ۱۹۲۰ در مصر چاپ شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در لندن در مصاحبه با مدیر روزنامه تیاسفی‌ها چنین می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هرکس به وحدت بشر خدمت کند در درگاه احدیت مقبول است… حضرت موسی خدمت به وحدت انسانی نمود، حضرت مسیح وحدت عالم انسانی تأسیس کرد، حضرت محمد اعلان وحدت انسانی نمود… بهاءالله تجدید تعالیم انبیاء فرمود… برای شما تأییدات الهیه می‌طلبم.&amp;lt;ref&amp;gt;مجموعه خطابات چاپ مصر، فرج‌الله ذکرالکردی ۱۹۲۱، ص ۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
در روز خداحافظی در لندن چنین می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«از تقالید دست بردارید دین باید سبب الفت و محبت باشد. اگر سبب عداوت گردد عدم دین به از وجود آن است.»&amp;lt;ref&amp;gt;خطابات جلد دوم صفحهٔ ۲۲۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;(خطابات صفحه ۳۱)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازگشت به حیفا و سال‌های پایانی زندگی===&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در ماه ژوئن ۱۹۱۳ از طریق مصر به حیفا بازگشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 45&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در مدّتی کمتر از یک سال با آغازجنگ جهانی اول در اوت ۱۹۱۴ دیگر امکان سفرهای بیشتر برای وی وجود نداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص ۴۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt; آن روزها دوران خطرناکی برای وی و اطرافیان‌اش بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; و عبدالبهاء از طرف جمال پاشا، فرماندار جدید سوریه مورد تهدید قرار گرفته بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; سال‌های جنگ باعث وقوع قحطی در منطقه شد که عبدالبهاء با تأمین غلات از مزارع بهائی در درّهٔ اردن توانست از وقوع فاجعهٔ محلّی جلوگیری کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; با آغاز حکومت قیمومت بریتانیا بر فلسطین، دولت جدید امنیت عبدالبهاء و پیروان بهائی او را تضمین کرد و در تاریخ ۲۷ آوریل ۱۹۲۰ میلادی، دولت بریتانیا به دلیل «تلاش‌های انسان‌دوستانه در طول جنگ جهانی اول» لقب سلطنتی «سِر» به او داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/02/090223_ag_iranian_bahaeis_foreign_gov.shtml بهائیانِ ایران و ارتباط با دولت‌های خارجی]، بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
عبدالبهاء سال‌های بعد از جنگ را به رسیدگی به امور جامعهٔ بهائی پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; وی علاوه بر اینکه در این دوران یک چهرهٔ برجستهٔ محلّی بود، به عنوان رهبر یک آئین بین‌المللی نیز شناخته می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:AbdolBaha&#039;s knighting ceremony.jpg|بندانگشتی|چپ| در ۱۹۲۰ میلادی دولت بریتانیا به دلیل تلاش‌های انسان دوستانه عبدالبهاء در طول جنگ جهانی اول از او تقدیر کرد و به او لقب «سر» داد.]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===درگذشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Abdul Baha Abbas Funeral.jpg|بندانگشتی|350px|تصویری از تشییع جنازه عبدالبهاء]]&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در ۲۸ نوامبر سال ۱۹۲۱ درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt; در مراسم تدفین وی، جمعیت زیادی شرکت کردند و تنوّع مذهبی و اعتقادی شرکت‌کنندگان قابل‌توجّه بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; در این مراسم نمایندگانی از سایر ادیان نیز سخنرانی کردند. او در یکی از اتاق‌های مقام اعلی (آرامگاه باب) واقع در کوه کرمل به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; شرح تشییع جنازه و متن سخنرانی‌ها در تشییع جنازه توسط روزنامه النفیر در حیفا به شماره ۲۸۸۹–۹ اول دسامبر ۱۹۲۱ به ثبت رسیده‌است.&lt;br /&gt;
ادیب یوسف افندی در این مراسم اینچنین سخنرانی نمود:{{نقل قول| ای معشر عرب و عجم برای که گریه و زاری می‌کنید آیا برای کسی است که در حیات دیروزی خود بزرگ بود و در موت امروزی برزگتر است… نظر براست کنید نظر به چپ نمائید. نظر به شرق و غرب نمائید ببینید چه عظمت و جلالی غیبت نموده چه پایه بزرگ صلحی منهدم شده چه لبهای فصیحی خاموش گشته و اسفا…&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه النفیر در حیفا به شماره ۲۸۸۹–۹ اول دسامبر ۱۹۲۱&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاضل ابراهیم افندی چنین می‌گوید:&lt;br /&gt;
«چقدر این مصیبت جانگداز تلخ و ناگوار است این خسارت فقط راجع به مملکت ما نیست بلکه یک فاجعه عمومی است. حضرتش ناس را تهذیب فرمود تعلیم نمود احسان کرد و ارشاد فرمود تا آنکه قومش را به اعلی ذروه جلال فائز نمود…»&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه النفیر در حیفا به شماره ۲۸۸۹–۹ اول دسامبر ۱۹۲۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==میراث دوران عبدالبهاء==&lt;br /&gt;
تحت سرپرستی و هدایت عبدالبهاء جامعهٔ بهائی از دوران پر از فراز و نشیب بعد از درگذشت [[بهاءالله]] عبور کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; علی‌رغم حملات از طرف برادر ناتنی‌اش، عبدالبهاء توانست اتّحاد را در جامعهٔ بهائی حفظ کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; در دورانی که او مسئولیت سرپرستی جامعه را بر عهده داشت، آئین بهائی گسترش جغرافیایی چشمگیری یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt; در ۱۸۹۲ وقتی که عبدالبهاء ادارهٔ امور را به دست گرفت، جامعهٔ بهائی هنوز محدود به خاورمیانه و هندوستان بود و اکثر بهائیان را ایرانیان تشکیل می‌دادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; در دوران عبدالبهاء آئین بهائی به آمریکای شمالی و جنوبی، اروپا، خاور دور و استرالیا و اقیانوسیه گسترش یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; در دو سفری که وی به اروپا و آمریکا داشت (۱۹۱۱ و ۱۹۱۲–۱۹۱۳) جوامع نوپای بهائی در این مناطق را مستحکم کرد، با بسیاری افراد برجسته ملاقات داشت و سخنرانی‌های بسیاری نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در هر کجا که جامعهٔ بهائی به اندازهٔ کافی رشد کرده بود، کار تأسیس ساختارهای اداری جامعهٔ بهائی را آغاز کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; و برای هماهنگ کردن فعالیت‌های جامعه، نظامی از انجمن‌های انتخابی شور محلّی و هئیت‌های ملّی را توسعه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 46&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های شخصیتی==&lt;br /&gt;
عبدالبهاء برای بهائیان نمونهٔ کامل و بهترین مثال تعالیم بهائی در عمل است و داستان‌های زندگی او به عنوان ایدئال رفتار بهائی نقل می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith|2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith |ص=ص ۱۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt; بسیاری از غیربهائیان او را شخصیتی قدرتمند و تحسین‌برانگیز توصیف کرده‌اند مانند ای. جی براون که از فصاحت و دانش وسیع دینی او نوشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt; منابع موجود تأیید می‌کنند که عبدالبهاء شخصیتی گیرا، جاذب، آرام و در عین حال با اقتدار داشته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; در برخورد با دیگران مهربان و سخاوتمند بوده،&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; حس شوخ‌طبعی قوی داشته و بسیاری از مواقع برای رساندن مطلب و روشن شدن منظورش، از بازگویی حکایت‌ها و خاطرات استفاده می‌کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith219&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; همچنین از وی با صفاتی چون زرنگ، باهوش، مطّلع، باگذشت و مردم‌دار یاد شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح حال رجال ایران در قرن ۱۴، ۱۳، ۱۲ هجری، مهدی بامداد، انتشارات زوار ۱۳۷۱، جلد ۲ ص ۲۰۲ و ۲۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; زندگی شخصی ساده و به دور از تجملاتی داشته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt; وی همیشه تأکید می‌کرده که بزرگ‌ترین افتخار و بالاترین مقام برای او این است که عبدالبهاء (به معنی بنده و خدمتگزار بهاءالله) باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;momen&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
برای بهائیان، عبدالبهاء مفسّر رسمی آثار بهاءالله است و بدین جهت نوشته‌ها و نطق‌هایش بخشی از بدنهٔ اصلی آثار آئین بهائی را شکل می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith|2000|ک=A Concise Encyclopedia of the Bahai Faith |ص=ص ۲۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt; علاوه بر چندین کتاب، از وی بیش از ۲۷۰۰۰ نامه به جای مانده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt; بیشتر آثار عبدالبهاء پس از ۱۸۹۲، در دورانی که وی پس از پدرش مسئولیت ادارهٔ جامعهٔ بهائی را بر عهده داشت، نوشته شده‌است؛ اما در زمان پدرش نیز رساله‌ای در مورد مدرن‌سازی ایران (رسالهٔ مدنیّه، ۱۸۷۵) و هم چنین تاریخ کوتاهی از آئین‌های بابی و بهائی (مقالهٔ شخص سیاح، ۱۸۸۶) نوشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از یک نظر، آثار عبدالبهاء را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: دستهٔ اوّل متونی که توسّط او به نگارش درآمده و دستهٔ دوم سخنرانی‌ها، نطق‌ها و گفتگوهای وی که ثبت شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt; در میان دستهٔ اوّل می‌توان به آثار زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*رساله مدنیه که در حدود سال ۱۸۷۵ به فارسی به نگارش درآمده و در سال ۱۸۹۲–۱۸۹۳ در بمبئی به چاپ رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقالۀ شخص سیاح تاریخ مختصر آئین بابی و بهائی&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt; که در حدود سال ۱۸۸۶ به فارسی و بدون ذکر نام نویسنده نگاشته شده.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*رساله سیاسیه که در حدود سال ۱۸۹۳ به فارسی نگاشته شده‌است و بدون ذکر نام نویسنده به انتشار رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*تذکرة الوفا که در حدود سال ۱۹۱۵ نوشته شده و در ۱۹۲۴ در حیفا به چاپ رسید. این کتاب شرح حال برخی از مؤمنین اوّلیّه بابی و بهائی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*الواح نقشهٔ ملکوتی (۱۹۱۶–۱۹۱۷)&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*الواح به انجمن صلح لاهه(۱۹۱۹)&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*الواح وصایا (وصیت‌نامهٔ وی)&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*حجم بسیار زیادی از مکاتبات و نامه‌های عبدالبهاء (الواح) خطاب به افراد گوناگون در شرق یا غرب که در مجموعه‌ای با عنوان مکاتیب عبدالبهاء به فارسی و عربی جمع‌آوری شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان دستهٔ دوم می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*مفاوضات این کتاب جمع‌آوری گفتگوهایی است که عبدالبهاء با لورا بارنی بر سر میز نهار داشته‌است. متن فارسی کتاب اوّلین بار در ۱۹۰۸ به چاپ رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نطق‌هایی که عبدالبهاء در حین سفرهایش به غرب در اروپا و آمریکا داشته‌است در کتاب‌های گوناگونی جمع‌آوری شده‌است از جمله Paris Talks, Abdul-Baha in London و Promulgation of Universal Peace.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt; مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها و نطق‌های عبدالبهاء در سفرهایش در اروپا و آمریکا، در سال ۱۹۲۱ در قاهره به فارسی منتشر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمدهٔ آثار عبدالبهاء به زبان فارسی است. البتّه وی کاملاً بر زبان عربی مسلّط بود (او بیشتر عمر خود را در کشورهای عربی گذرانده بود) و آثاری به زبان عربی نیز نوشته است. سبک عربی او بسیار منظم، امّا گاهی اوقات پیچیده‌تر و گاهی متداول‌تر و خالص‌تر از پدرش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;John Walbridge&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد&lt;br /&gt;
|نویسنده=John Walbridge&lt;br /&gt;
|year=2002&lt;br /&gt;
|کتاب=Essays and Notes on babi and Bahai History&lt;br /&gt;
|فصل=Appendices&lt;br /&gt;
|ناشر=H-Bahai Digital Library&lt;br /&gt;
|صفحه=204-205&lt;br /&gt;
}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین تعدادی اثر به زبان ترکی عثمانی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith220&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در زبان عربی و هم در فارسی او مهارت خاصّی در پرورش آگاهانه اقسام ادبی داشته‌است. آثاری چون رساله مدنیه و رساله سیاسیه نزدیکی خاصی با آثار بسیاری از اصلاح‌طلبان آن زمان چون «ملکم خان» دارد البتّه میزان تأثیر هر یک باید عمیق‌تر بررسی شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رهبری آئین بهایی پس از عبدالبهاء==&lt;br /&gt;
عبدالبهاء در همان سال‌های ابتدایی دوران قیادتش (۱۸۹۲–۱۹۰۸) ترتیباتی فراهم کرد تا چنانچه اتفاقی برای او بیفتند، پس از او وحدت و هماهنگی جامعهٔ بهائی محفوظ بماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 44&amp;quot; /&amp;gt; وی در آن سال‌ها وصیت‌نامه‌ای نوشت (الواح وصایا) و در آن، شوقی افندی، نوهٔ ارشد خود را به عنوان جانشین و ولی امر بهائی اعلام کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;smith215&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Iranica2&amp;quot; /&amp;gt; وی همچنین نظام و اصولی برای انتخابات بیت العدل اعظم- موسّسه‌ای که [[بهاءالله]] تشکیل آن را وضع کرده بود- پایه ریزی کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 45&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وصیت‌نامهٔ عبدالبها یک ماه پس از درگذشت او، در تاریخ ۳ ژانویه ۱۹۲۲ برای اولین بار به‌طور عمومی خوانده شد و مطابق آن، شوقی افندی عهده‌دار امور جامعهٔ بهائی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 55&amp;quot;&amp;gt;{{پک|Smith |2008|ک=An Introduction to the Baha&#039;i Faith|ص= ص 55}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اگر چه تعیین شوقی افندی به عنوان مرجع امر برای خود او و دیگر بهائیان غیرمنتظره بود، امّا از طرف قریب بالاتفاق بهائیان پذیرفته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 55&amp;quot; /&amp;gt; وصیت‌نامهٔ عبدالبهاء بسیار واضح و روشن بود؛ شوقی افندی به عنوان مرکز عهد و میثاق تعیین شده بود و از همهٔ بهائیان خواسته شده بود به او روی بیاورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Smith 55&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Smith |نام= Peter|کتاب= An Introduction to the Baha&#039;i Faith | ناشر= Cambridge University Press |سال= 2008 |شابک= 9780521681070}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Smith |نام= Peter|کتاب=A Concise Encyclopedia of the Bahá’í Faith | ناشر= OneWorld Publications |سال= 2000 |شابک= 978-1851681846}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Momen|نام= Moojan|کتاب=&amp;quot;Abdul-Baha&amp;quot; in World Religions: Belief, Culture, and Controversy | ناشر= ABC-CLIO Solutions |سال= 2011 |شابک= 978-1-61069-122-2}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Mottahedeh|نام= Negar|کتاب= Abdu’l-Bahá&#039;s Journey West: The Course of Human Solidarity | ناشر= Palgrave Macmillan |سال= 2013 |شابک= 978-1-137-03201-0}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
[http://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/ آثار عبدالبهاء]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://www.bahaisofiran.org/عبدالبهاء عبدالبهاء]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://www.bahaisofiran.org/سفرهای_عبدالبهاء_غرب سفرهای عبدالبهاء به غرب]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[de:‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[fr:‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[pt:‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[ru:Абдул-Баха]]&lt;br /&gt;
[[vi:Đức ‘Abdu’l-Bahá]]&lt;br /&gt;
[[zh:阿博都巴哈]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daryoush38</name></author>
	</entry>
</feed>